محمدجواد بربریان
جناب حجت الاسلام پناهیان که در دانشگاه هنر سخن گفته است، با برخی بی‌پروایی‌ها که امروز نقل و نبات برخی مجالس شده (آن گونه که رسانه‌ها روایت کرده‌اند)، برخی اتهامات را به اشخاصی از جمله محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران در هشت سال دفاع مقدس، بی‌مهابا و غیر اخلافی وارد کرد‌ه و به این هم بسنده نکرده، جملاتی را به امام راحل نسبت داده‌اند که معلوم نیست در جلسه روضه امام حسین (ع) آن قایم در امر به معروف و نهی از منکر، کدام هدف را دنبال می‌کند؟!
پناهیان در بخشی از سخنان خود که امید به تکذیب یا تصحیح آن می‌رود، خطاب به آقای رضایی گفته است، «یک بچه هم عقلش تا قوزک پایش هم نمی‌رسید، آمده می‌گوید که امام بعدها فهمید که قطعنامه جام زهر نبوده است و بعدها شیرینی آن را چشید».
صرفنظر از این که آقای رضایی چنین جمله‌ای را گفته باشد یا خیر که از ظاهر امر برمی‌آید که چنین نگفته است و جملات دیگری را بیان کرده که تنها مربوط به امام و پذیرش قطعنامه نبوده، بلکه ایشان با بیان تلقی پذیرش قطعنامه ، رشادت‌های رزمندگان اسلام پس از پذیرش را نیز بیان و آن را به شیرینی تعبیر می‌کند، استفاده از تعبیر «یک بچه که عقلش تا قوزک پایش هم نمی‌رسد...» درباره کسی که فرمانده هشت سال سپاه را در شرایط جنگی آن همه از سوی حضرت امام داشته است.
آقای پناهیان که به ظاهر در دفاع از حضرت امام برآمده است، آیا امام عزیز که با مدیریت، تدبیر و رهبری انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و ده سال نیز آن را با هشیاری تمام رهبری کرده‌اند، چگونه یک چنین فردی که شما با آن ادبیات از آن یاد کرده‌اید، به فرماندهی سپاه ـ که بخش اعظم جنگ را بر دوش داشت ـ واگذار کرده‌اند؟
آیا این گونه دفاع از امام است یا حمله به ایشان؟
شما می‌توانید مخالف کسان یا کسانی باشید، اما پرسش این است که چرا برای بیان مخالفت خود با افراد از امام آن هم به بدترین نحو ممکن بهره می‌گیرید؟
مخالفت شما با آقای رضایی همین بس که گفته‌اید، «ما هشت سال جنگ، تو را تحمل کردیم؛ آیا بس نبود»؛ هرچند معلوم نکردید، شما در هشت سال دفاع مقدس کجا بوده‌اید و چه مسئولیتی داشته‌اید؟
آیا از فرماندهان عالی‌رتبه جنگ یا مسئولان ارشد کشور بوده‌اید که مجبور به تحمل فرمانده منصوب حضرت امام شده‌اید؟ آیا این تحمل ، مخالفت با نظر صریح امام نبوده است؟
آقای پناهیان، هزینه از بنیانگذار جمهوری اسلامی برای ابراز مخالفت خود با افراد آن هم در شرایطی که کشور هر روز نیاز بیشتری به نظریات و دیدگاه‌های حضرت امام داریم و از سوی دیگر هر روز از ایشان فاصله می‌گیریم به چه هدفی انجام می‌گیرد؟
دفاع از امام یا سنگر گرفتن ناشیانه پشت مواضع و سخنان امام برای رسیدن به اهداف خود.
اگر آقای رضایی آن است که شما با بداخلاقی تمام یاد کرده‌اید، چرا اکنون چنین فردی در جایگاه عضو و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حکم رهبری انقلاب است؟
آیا اینگونه تعابیر شما جفا به امام و رهبری نیست که منصوبان گذشته و کنونی آنها را این گونه یاری کنید.
آقای پناهیان به این هم بسنده نکرده و جمله‌ای را به امام روح‌الله منصوب کرده که هر چه در صحیفه امام گشتم، آن را نیافتم. وی مدعی شده است که امام فرموده‌اند: «اگر می‌دانستم مردم این گونه از جنگ حمایت می‌کنند، قطعنامه را نمی‌پذیرفتم». آقای پناهیان این جمله را از کجای صحیفه امام استخراج کرده‌اید؟ این جمله حتی با سلوک و منش حضرت امام هم تطابق ندارد.
امام راحل حتی در قضایای عزل بنی‌صدر پس از رأی مجلس چنین نمی‌گویند یا در قضایای آیت‌الله منتظری که خدایش رحمت کند، همچنین تعابیری نفرمودند. با وجود آن که تأکید کردند «از ابتدا هم با انتخاب شما مخالف بودم».
از سوی دیگر، پس از پذیرش قطعنامه و یورش دوباره لشکریان صدام حسین به خاک کشورمان، برخی فرماندهان جنگ را بر آن داشت تا با توجه به حضور گسترده مردم، جنگ را ادامه دهند که امام فرمودند:
 
"همان‌گونه که قبلا گفتیم، با مردم خود با صداقت صحبت می‌کنیم. ما در چهارچوب قطعنامه 598 به صلحی پایدار فکر می‌کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست، ولی سلحشوران ارتش اسلام باید خود را آماده کنند که اگر دشمن به حملاتی دست زد، جواب مناسبی به آن بدهند. فرزندان انقلابی‌ام، توجه کنند که امروز روز حضور گسترده در جبهه‌هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است، خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست. اینها همه حرفهایشان یک فریب است. ما می‌خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین‌المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق، جواب دشمنان اسلام را در جبهه‌ها خواهیم داد.»
صحیفه امام ج. 21 صفحه 102 تاریخ 31 تیرماه 1367
همچنین حضرت امام در 26/6/67 در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه می‌فرمایند: «ما در سیاست خود برای رسیدن به صلح در چهارچوب قطعنامه شورای امنیت جدی هستیم».
حال از کجای این جملات حضرت امام آنچه که آقای پناهیان نسبت داده، استخراج می‌شود.
در صحیفه امام بعد از تاریخ 26/6/67 به جز یک پیام به تاریخ یکم آذر ماه 1367 درباره هفته بسیج مستضعفین، هیچ مطلب دیگری درباره قطعنامه 598 و ادامه جنگ به چشم نمی‌خورد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

برای ازبین بردن یک حقیقت خوب به ان حمله نکنید بد ازان دفاع کنید دکتر شریعتی ایا اقای پناهیان درپی از بین بردن یک حقیقت همیشه زنده (به قول رهبری نظام)نمیباشد؟

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

فعلا فقط همین رضایی دم از وحدت می زند که آقای پناهیان در حاشیه امن صدا و سیما می خواهد ایشان هم از وحدت دم نزنند خدا قبول کنه !!!!!!!!

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

اگرچنین گفته اندشمابه حساب کج فهمی ایشان بگذاریدوبه خداتوکل کنیدکه ان تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

یک همچین موقعیتی لازم بود تا چهره ی واقعی این جماعت روشن بشه.یکی نیست به این حاج اقای تند رو بگه اخه شما از سیاست و جنگ و کشور داری چی میدونی؟ اصلا ایشان اون موقع کجا بودن؟ نه به اون سخنرانی های شب قدرش توی حسینیه ها و دعوت مردم به تقوا و پرهیزگاری نه به این توهین ها و جسارت ها...!

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

همین قدر بگویم که شما اصلاً متوجه کلام آقای پناهیان نشدید، بنده در دانشگاه امام صادق صحبت های ایشان را شنیدم و ببخشید، تاکید می کنم هر بچه ای صحبت های ایشان را درک کرد، و از این متن شما که بیشتر بیان احساس و تخلی عصبانیت بود تا یک بحث عقلانی با بازی کردن با واژه ها نمی توانید آن مفهوم را کمرنگ کنید، ایشان نام هیچ فردی را نیاورد و به دادن کدها اکتفا کرد، شما در پاسخ یک نامه بلند بالا نوشته اید با ذکر نام افراد، در ضمن ایشان آنجا هم اشاره کردند که ایشان این موضوع را تلویحاً گفته اند که امام اشتباه کرده است، لطفاً ابتدا عصبانیتتان را کنترل کنید و بعد با سعه صدر و دقت صحبت ها را گوش کنید و جوابیه بزنید

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

البته امام این جمله را که اگر می دانستم ...را ظاهرا بعداز عملیات غرور آفرین مرصاد بیان کردند وهمچنین لازم نیست که حتما در صحیفه باشد ممکنه از حرفای خصوصی امام به یکی از فرمانده هان وبابه حاج احمد اقا

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

مگر سخنان اقای پناهیان حجت شرعی است و یا اینکه وحی بهش انزال می شود که اینچنین با قاطعین در اموری که اشراف ندارد( شما بخوانید اطلاع ندارد) اظهار نظر می کند!!! متاسفم برای این عزیز!! راستی زمان جنگ کدوام لشکر یا تیپ .... یا دست بودی؟ خدا قبول کند.

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

آقای پناهیان بعد از فتح خرمشهر با حاج احمد متوسلیان به لبنان رفت و بعد از برگشت از معاونتهای لشکر 27 بود.

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

این جا گفته شده دانشگاه هنر نه دانشگاه امام صادق علیه السلام

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

بنده بدون اینکه بخواهم قضاوتی راجع به آقای پناهیان بنمایم ، در خصوص آقا محسن عزیز می گویم که: سنگ اگر گوهر زرین بشکست، قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود. خدا آقای رضایی را حفظ کند ، دلیر مردی که ما را به یاد فرماندهان صدر اسلام تا کنون می اندازد.

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

آقایاخانمی که گفته اند امام این جمله راشایدخصوصی گفته یادشان باشد باهمین جملات خصوصی که ازپیامبرنقل کردند اسلام رابه این روز نشاندند.تازه معلوم نیست به کی گفته وخودایشان فرمودند که اگرسخنی ازمن نقل شد برای اثبات آن به این راه ها عمل کنید که هیچکدام ازراهها به پناهیان ختم نمی شود ودرضمن دربحث اصول به حجیت خبرواحدرجوع کنیدفعلا که ناقل شرایطش رانداردکه خبرش حجیت داشته باشد.فهمیدی؟عمراًکه فهمیده باشی

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

ادب آداب دارد. به این روحانی جوان جویای منبر و ... دعا میکنم. توصیه دارم جهت تنویر افکار عمومی در یکی دو سطر توضیح بدهند در آن ایام کجا بودند.

کاربر مهمان -> 1388/10/03
پاسخ

آقای پناهیان محل کارش دانشگاه هنره. اصلا ببینه اونجا به اندازه انگشتای دست افرادی هستند که قبولش داشته باشند. بعدا بیاد درباره دیگران نظر بده.

کاربر مهمان -> 1388/10/04
پاسخ

امیدوارم دیانت آقای پناهیان عین سیاستش نباشد که جای بسی تاسف دارد

کاربر مهمان -> 1388/10/05
پاسخ

احسنت به آقای پناهیان، تابناک کم ظرفیتی نکند.

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

آقای پناهیان همهُ دفاعها در جنگ نظامی و فحاشی کلامی خلاصه نمی شود! کاش از آقای رضایی عذر خواهی کنید

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

از آقای پناهیان واقعا بعید است چنین حرف ها را بزند آقا محسن امام برای جنگ زحمت زیاد کشیدند .

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

تقصیره آقا محسنه که مثل اونا فکر نمی کنه

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

بنده شخصا از اوایل دهه 70 از پا منبری های این آقا بوده ام و از این تندگویی ها از ایشون در وقایع مختلف کم ندیدم تا اینکه....بالاخره در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایشان را با موضع گیری های مشعشعش به خوبی شناختم و دیگر از پای منبرش برخاستم.

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

پناهی پناهی حمایتت می کنیم !!

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

خدا کنه این مطالبو این حاج آقا نگه که اگه خدای نکرده بگه متاسفم براش که چرا یار امام و رهبر عزیزمان را اینگونه تهمت میزنه ولایت مداری اینه ، به خدا پناه میبرم از وسوسه شیطان

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

بد نبود یک کامنت مخالف خودتان را هم می نوشتید تا معلوم باشه داغ نکردین

کاربر مهمان -> 1388/10/06
پاسخ

محسن رضایی یه فرمانده سپاه بوده و یه رزمنده نه یه سیاستمدار

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

بنده مدتی قبل مطالعاه ای پیرامون جنگ تحمیلی داشتم. هر قدر که جلوتر میرفتم ارادتم نسبت آقا محسن(اینجاشو خودمونی گفتم!) بیشتر می شد. واقعا ً اگر آقای پناهیان چنین حرف هایی رو زده باشه جا داره واکنشی جدی نسبت به این مطالب صورت بگیره

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

آقای پناهیان همون بهتره که مرثیه بخونن و کمتر در ضمینه های غیر مربوط به خودشون اظهار نظر کنن

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

سابقه افراد بهترین سند برای قضاوت است.سردار اسلام جناب آقای رضایی در جنگ رشادتهایی کرده که هیچگاه فراموش نمی شوند. این جماعت هم عرض خود می برند و زحمت ما می دارند

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

اگر یه مرد درست توی این مملکت باشه که درست و حسابی و رک حرف میزنه ایشون کسی نیست جز آقای پناهیان پس بیخودی ایشون رو زیر سوال نبرین

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

در جواب آقایی که گفته پناهیان معاون لشکر بوده تو لبنان هم جنگیده فقط یه سوال دارم ایشون تو جنگ چن سال داشتن؟!

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

اگر آقای پناهیان به آقا محسن این حرفها زده باشد هم به امام وهم رهبری جفا کرده اندضمن آنکه در این وانفسای همدلی موقعیت شناسی نکرده اند از خداوند برای هم مودت ،بصیرت وعاقبت به خیری طلب کنیم

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

اگر عین سخنان ایشان رابه صورت کامل می زدید بهتر بود. بخش هایی از سخنانشان جدا جای تامل دارد. آن جمله امام هم معروف است که بعد از مرصاد گفته اند حالا نمی دانم چطور صحیفه را گشته اید.

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

چقدر دوسش داشتم پناهیان رو! حیف...! این سیاست و دو قطبی شدن داره یواش یواش همه ی دلبستگی هام رو می سوزونه! پناهیان از چشم افتاد ولی من سبز تر شدم. . درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود...

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

همین رفتارا و خشونت کلامی است که خشونت فیزیکی رو به دنبال داره.

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

فحش بچه صلواته ؛ جدی نگیرید

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

فعلا که آب سربالا میره!

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

کاش در کنار هم ایران را میساختیم

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

تا آنجایی که من از آقای پناهیان خبر دارم و ایشان را می شناسم (حدود 15 سال)تا کنون از ایشان حرفی بدون مدرک و بدون منطق نشندیم .در ضمن ملاک "حال" انسان می باشد نه "گذشته"

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

ادب مرد به از دولت اوست. تقدیم به آقای پناهیان.

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

آقا سانسور نکید دوباره من را. خوب جایی برای توهین به آقای پناهیان پیدا کرده اید. فقط نگاهی به کامنت هایی که منتشر کرده اید بندازید. شناخت شخصی ای که بندهه از ایشان دارم این جمله با این نحوی که شما نوشتید به هیچ عنوان نمی تواند سخن ایشان باشد، تازه تمامی سخنرانی های ایشان ضبط می شود، پس فایل صوتی آن را بگذارید تا ما بشنویم آیا اینطور بوده که شما فرموده اید یا خیر. این را بخاطر اعتبار بالای اخبار سایت و صداقت بیش از حد شما عرض می کنم. ان شاءالله شما خبر تکمیلی این خبرتان را نیز بگذارید.

کاربر مهمان -> 1388/10/07
پاسخ

منظور ایشان میرحسین بوده. لطفا دوباره گوش کنید به صحبت های ایشان توجه کنید که منظورشان از پسربچه در این صحبت ها کیست! شما که خودتان میگویید آقای رضایی چنین چیزی نگفته دیگر چرا اینقدر داغ میکنید و هر چی دلتان میخواهد نثار آقای پناهیان میکنید؟ ضمنا در پاسخ به آن کسی که گفته ایشان جوان و جویای نام هستند لازم است بگویم ایشان هم نامدار هستند و هم سن و سالی دارند. شما ایاشن را نمیشناسید! ضمنا برخی حقایق تلخند! ضمنا معاویه هم حاکم شام بود زمان خلافت حضرت علی!

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین