گل؛ 1) خاصیت هنر این است که میتواند در کمترین حجم ممکن، بیشترین محتوا و بلندترین پیام را فریاد بزند. درست به همین خاطر است که حرکت استثنایی عادل فردوسیپور در پخش موسیقی به یاد ماندنی کارتون فوتبالیستها روی حرکت اعجابانگیز مسوولان تراکتورسازی در بیرون کشیدن تیم از زمین مسابقه، هزار مرتبه تاثیرگذارتر و گویاتر از همه آن سیاهههایی بود که قلم میخواست در تقبیح این حرکت تاریخی به تحریر دربیاورد و البته از نوشتنش شرم داشت!
تیم پرحاشیه تراکتورسازی، این هفته مرتکب عملی شد که مطلقا هیچ جای دفاعی ندارد؛ هر چند که با شایعات منتشر شده طی یکی، دو روز اخیر و رواج گمانهزنیها در مورد احتمال تبانی شفق با ابومسلمیها در محافل خبری، باید امیدوار باشیم همه قبح و زشتی این حرکت منحصر به فرد، صرفا در همان مبادرت به ترک زمین خلاصه شده و چنین دامنههای شرمآور و متاثر کنندهای را شامل نشود... با این حال بهانه پرداختی به حوادث ناپسند اخیر، صرفا حکم عجیبی است که کمیته انضباطی در مورد این مسابقه مطرح کرده است؛ آنجا که شریفی و شرکا تنها به مجازات 10 میلیون تومانی تراکتورسازان قناعت کردند و باب جدیدی را در شگفتیهای بیپایان این فوتبال گشودند!
2) پیشپا افتادهترین اصول صدور احکام انضباطی این است که این حکمها، بازدارندگی کافی داشته باشد. به عنوان نمونه، اگر قرار است هر خودرویی که از چراغ قرمز عبور میکند، فقط هزار تومان جریمه شود، دیر زمانی طول نخواهد کشید تا چراغهای راهنمایی و رانندگی از اعتبار ساقط شده و عملا تبدیل به یک مشت میله رنگی بیخاصیت شوند! با این وصف، متاسفانه در بسیاری از احکام صادر شده توسط کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال طی یکی، دو سال اخیر، کوچکترین نشانهای از رعایت اصل «بازدارندگی» به چشم نمیخورد.
نه آنان که تبانی میکنند خم به ابرو آوردهاند و نه آنان که به دیگران بدون سند و مدرک اتهام میزنند، آنچنان در معرض تنبیه و مجازات قرار گرفتهاند. هر چه هست، تساهل و تسامحی است که بدون هیچ علت خاصی بذل متخلفان و خطاکاران میشود. آخرین بار، نسیم این رحمت اعجاببرانگیز و مجهول، سر و صورت مسوولان تراکتورسازی تبریز را نوازش داده است؛ هم آنان که با به تعطیلی کشیدن یک مسابقه حساس، تنها 10 میلیون تومان جریمه شدند و از حالا به بعد با آسودگی خیال میتوانند به هر آنچه در آن غروب غریب یکشنبه رخ داده، از ته دل بخندند!
3) این چه حکمی است جناب آقای کمیته انضباطی؟ آیا وقت مردم، علاقه هواداران فوتبال، شخصیت مسوولان این رشته ورزشی و حرمت لیگ برتر فقط 10 میلیون تومان میارزد که با دریافت چنین مبلغی همه چیز «مالهکشی» شد و رفت پی کارش؟ آیا اعتبار فوتبال ایران که حالا با انتشار گسترده خبر این «ضایعه» مایوس کننده به شدت زیر سوال میرود، به اندازه همین چند دسته اسکناس ناقابل ارزش دارد؟ شاید حق با همان مربی جوان و حاشیهداری است که لب خط میگفت «دو هیچ با سه هیچ فرقی ندارد» و با همین استدلال، حیثیت این لیگ به اصطلاح حرفهای(!) را زیر پای خودش و بازیکنانش میانداخت.
حالا شاید برای ملت روشن شده باشد که واقعا دو – هیچ و سه – هیچ در این فوتبال تفاوت چندانی ندارد و هزینه به گند کشیدن یک مسابقه در بالاترین سطح ممکن، شندرغاز پول است. باز جای شکرش باقی است جناب آقای ناصر شفق – که او را با نیاوردن کلمنته به ایران میشناسیم! – دستش به دهانش میرسد و به واسطه ید طولایی که علاوه بر فوتبال، در حوزههایی مثل سینما و اقتصاد دارد، با مشکلی برای پرداخت این جریمه شگفتانگیز(!) روبهرو نیست، وگرنه شاید دکتر شریفی و همکارانش سر معامله آبروی این فوتبال، به او تخفیف هم میدادند! حالا لابد خوش به حال «مدیرعامل» تراکتورسازی و «مالک» ابومسلم است که در سوددهترین تجارت عمرش توانسته جمع کثیری را به سخره بگیرد و پولش را بپردازد!
4) اتفاقاتی که طی این چند روز برای باشگاه تراکتورسازی تبریز افتاد، میتواند سرمشق خوبی برای بقیه تیمها باشد. همه باشگاههایی که دست به جیب هستند و حد نصاب داراییهایشان از 10 میلیون تومان تجاوز میکند، از این به بعد و در هفتههای نفسگیر پایانی میتوانند هر کجا که قافیه را تنگ دیدند، به بهانه اعتراض باشد یا از باب جلب توجه، وسط مسابقه راهشان را به سمت رختکن کج کنند و بازی را ناتمام بگذارند.
فدراسیون فوتبال بدون شک حق ندارد در مورد دو اتفاق مشابه، دو تصمیم متفاوت لحاظ کند. به این ترتیب، بقیه تیمها – حتی قعر جدولیها و صدر جدولیها که بیشتر مورد توجه هستند – قادر خواهند بود این مبلغ جزیی را به عنوان پول خون آبروی فوتبال ایران کنار بگذارند و بعد هر کاری دلشان خواست انجام بدهند. خدا را شکر تیمهای لیگ برتری و حتی دسته یکی ما، به وفور بازیکن 200 و 300 و 400 میلیونی دارند و بعید است پرداخت این 10 میلیون تومان جریمه برای آنها کار سختی باشد. پس پیش به سوی ترک زمین...!
تیم پرحاشیه تراکتورسازی، این هفته مرتکب عملی شد که مطلقا هیچ جای دفاعی ندارد؛ هر چند که با شایعات منتشر شده طی یکی، دو روز اخیر و رواج گمانهزنیها در مورد احتمال تبانی شفق با ابومسلمیها در محافل خبری، باید امیدوار باشیم همه قبح و زشتی این حرکت منحصر به فرد، صرفا در همان مبادرت به ترک زمین خلاصه شده و چنین دامنههای شرمآور و متاثر کنندهای را شامل نشود... با این حال بهانه پرداختی به حوادث ناپسند اخیر، صرفا حکم عجیبی است که کمیته انضباطی در مورد این مسابقه مطرح کرده است؛ آنجا که شریفی و شرکا تنها به مجازات 10 میلیون تومانی تراکتورسازان قناعت کردند و باب جدیدی را در شگفتیهای بیپایان این فوتبال گشودند!
2) پیشپا افتادهترین اصول صدور احکام انضباطی این است که این حکمها، بازدارندگی کافی داشته باشد. به عنوان نمونه، اگر قرار است هر خودرویی که از چراغ قرمز عبور میکند، فقط هزار تومان جریمه شود، دیر زمانی طول نخواهد کشید تا چراغهای راهنمایی و رانندگی از اعتبار ساقط شده و عملا تبدیل به یک مشت میله رنگی بیخاصیت شوند! با این وصف، متاسفانه در بسیاری از احکام صادر شده توسط کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال طی یکی، دو سال اخیر، کوچکترین نشانهای از رعایت اصل «بازدارندگی» به چشم نمیخورد.
نه آنان که تبانی میکنند خم به ابرو آوردهاند و نه آنان که به دیگران بدون سند و مدرک اتهام میزنند، آنچنان در معرض تنبیه و مجازات قرار گرفتهاند. هر چه هست، تساهل و تسامحی است که بدون هیچ علت خاصی بذل متخلفان و خطاکاران میشود. آخرین بار، نسیم این رحمت اعجاببرانگیز و مجهول، سر و صورت مسوولان تراکتورسازی تبریز را نوازش داده است؛ هم آنان که با به تعطیلی کشیدن یک مسابقه حساس، تنها 10 میلیون تومان جریمه شدند و از حالا به بعد با آسودگی خیال میتوانند به هر آنچه در آن غروب غریب یکشنبه رخ داده، از ته دل بخندند!
3) این چه حکمی است جناب آقای کمیته انضباطی؟ آیا وقت مردم، علاقه هواداران فوتبال، شخصیت مسوولان این رشته ورزشی و حرمت لیگ برتر فقط 10 میلیون تومان میارزد که با دریافت چنین مبلغی همه چیز «مالهکشی» شد و رفت پی کارش؟ آیا اعتبار فوتبال ایران که حالا با انتشار گسترده خبر این «ضایعه» مایوس کننده به شدت زیر سوال میرود، به اندازه همین چند دسته اسکناس ناقابل ارزش دارد؟ شاید حق با همان مربی جوان و حاشیهداری است که لب خط میگفت «دو هیچ با سه هیچ فرقی ندارد» و با همین استدلال، حیثیت این لیگ به اصطلاح حرفهای(!) را زیر پای خودش و بازیکنانش میانداخت.
حالا شاید برای ملت روشن شده باشد که واقعا دو – هیچ و سه – هیچ در این فوتبال تفاوت چندانی ندارد و هزینه به گند کشیدن یک مسابقه در بالاترین سطح ممکن، شندرغاز پول است. باز جای شکرش باقی است جناب آقای ناصر شفق – که او را با نیاوردن کلمنته به ایران میشناسیم! – دستش به دهانش میرسد و به واسطه ید طولایی که علاوه بر فوتبال، در حوزههایی مثل سینما و اقتصاد دارد، با مشکلی برای پرداخت این جریمه شگفتانگیز(!) روبهرو نیست، وگرنه شاید دکتر شریفی و همکارانش سر معامله آبروی این فوتبال، به او تخفیف هم میدادند! حالا لابد خوش به حال «مدیرعامل» تراکتورسازی و «مالک» ابومسلم است که در سوددهترین تجارت عمرش توانسته جمع کثیری را به سخره بگیرد و پولش را بپردازد!
4) اتفاقاتی که طی این چند روز برای باشگاه تراکتورسازی تبریز افتاد، میتواند سرمشق خوبی برای بقیه تیمها باشد. همه باشگاههایی که دست به جیب هستند و حد نصاب داراییهایشان از 10 میلیون تومان تجاوز میکند، از این به بعد و در هفتههای نفسگیر پایانی میتوانند هر کجا که قافیه را تنگ دیدند، به بهانه اعتراض باشد یا از باب جلب توجه، وسط مسابقه راهشان را به سمت رختکن کج کنند و بازی را ناتمام بگذارند.
فدراسیون فوتبال بدون شک حق ندارد در مورد دو اتفاق مشابه، دو تصمیم متفاوت لحاظ کند. به این ترتیب، بقیه تیمها – حتی قعر جدولیها و صدر جدولیها که بیشتر مورد توجه هستند – قادر خواهند بود این مبلغ جزیی را به عنوان پول خون آبروی فوتبال ایران کنار بگذارند و بعد هر کاری دلشان خواست انجام بدهند. خدا را شکر تیمهای لیگ برتری و حتی دسته یکی ما، به وفور بازیکن 200 و 300 و 400 میلیونی دارند و بعید است پرداخت این 10 میلیون تومان جریمه برای آنها کار سختی باشد. پس پیش به سوی ترک زمین...!