به عمل کار برآید ...
پنجاهمین سال تولد داستان یک فداکاری
آن شب هم میشد، حادثه رخ دهد و بسیار هم عادی و طبیعی به شمار میرفت؛ همچون حادثه سقوط ایرباس ارومیه که هیچ کس پیش از برخاستن هواپیما از زمین، متوجه نشد که جایی از مسیر چک و کنترل «ریزش» کرده است. شاید میشد که موظفین بیشتر دقت کنند... شاید بهتر باشد که یک بار دیگر کتاب سوم ابتدایی را بخوانیم!

سرویس اجتماعی ـ «به یاد دارم که ۴۵ روز از پاییز گذشته و یک شب بارانی و سرد و بود. در مسیر قطار حومه میانه، دو تونل به فاصله ۵۰ متر از همدیگر هست که به تونل ۱۸ معروف است. من هنگامی که از کنار این منطقه گذر میکردم، متوجه شدم کوه ریزش کرده و فاصله بین این دو تونل بسته شده است؛ ناگهان یاد دهها مسافر بیگناه و کودکان معصوم درون قطار افتادم. یک فانوس و یک اسلحه شکاری به همراه داشتم. به سرعت به طرف ایستگاه دویدم؛ اما قطار حرکت کرده بود و اگر وارد تونل میشد، راننده بدون دید کافی، حتما با سنگهای انباشته روی ریل برخورد میکرد و فاجعهای بزرگ به بار میآمد. در آن شب بارانی، لباسم را درآوردم و به زحمت آتش زدم. قطار ایستاد، ولی پرسنل قطار با تصور ایجاد مزاحمت از سوی من، به شدت مرا کتک زدند...» *
و ادامه ماجرا؛ داستان معروف «دهقان فداکار»؛ اکنون راوی ماجرا هشتاد ساله شده و نیم قرن از آن شب میگذرد؛ شب سرد پاییزی که یاد قهرمانش گرم ماند و ماجرایش داغ نشد!
آن هم به دست دهقانی اهل میانه که به سمت مزرعهاش میرفت و حالا به جبر روزگار کوچ کرده و پنج سال است ساکن حصارک کرج شده؛ پیرمردی که هشت فرزند دارد و بیش از چهل نوه و نتیجه.
«ریز علی خواجوی»، شاید تنها دهقان عصر جدید است که نامش را همهمان شنیدهایم و از بر هستیم. یکی از انبوه ساکنین این سرزمین که حاضر نشد بگوید: «به من چه؟» و به حق داستان فداکاریش در کتاب آموزشی مدارس جا گرفت و با وجود تغییرات مکرر کتابهای درسی، ماندنی شد.
به نسبت آن موقع، جمعیت کشورمان بسیار زیادتر شده، تکنولوژی هم پیشرفت غیر قابل باوری داشته و ارتباطات از فرط گستردگی، شباهت بسیار کمی با گذشته دارد اما گویا ارتباطات جامعه گسیخته شده است؛ دیگر کمتر کسی را میتوان یافت که حاضر باشد در قبال ریزشهای جامعه واکنش ـ آن هم نه از رنگ گلایه ـ نشان دهد. شاید خدای ناکرده «کنش»ها را نمیبینیم!
از امثال کسانی که بیماران را به بیابان میاندازند گرفته تا مقام سابقی که اطلاعاتش را در اختیار جانشینش نمیگذارد و مسبب حذف تیم ملی فوتبال المپیک میشود، از من نوعی گرفته که میخواهم خطای یک راننده متخلف را سریع جبران کنم تا شمای نوعی که...!
ریزعلی جان نزدیک هشتصد نفر را نجات داد و داستانش را همگی خواندهایم، ولی انگار یادمان رفته که در مقابل ریز و درشت رویدادهای دوروبرمان، میتوانیم همچون «دهقان فداکار»، واقعه را پیش از وقوع چاره سازیم؛ شاید دریغ میورزیم، شاید باورمان به نیکی کم شده است، شاید نقش اجتماعیمان را فراموش کردهایم و شاید اصلا یادمان رفته که فداکاری چیست!
گویا، ذهنمان را بیشتر درگیر املای «خواجوی» کردیم تا بزرگ منشی «ریز علی». شاید بهتر باشد که یک بار دیگر کتاب سوم ابتدایی را بخوانیم!

ملاقات مرد معتاد با فرشته نجات در پارک
* شرح ماجرا از زبان ریزعلی خواجوی در جمع شماری از دانشآموزان شهرستان ابهر ـ خبرگزاری فارس
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
يه شماره حساب بانكي بنام ايشان اعلام فرماييد تا كمكهاي نقدي مردم شامل حال اين قهرمان بشه چرا ما ايرانيها مرده پرست هستيم وقتي بميرد اي كاشها را سر خواهيم داد بنده به نوبه خودم حاضر هستم مبلغ قابل توجه اي به حساب ايشان واريز نمايم اين وظيفه هر انساني مي باشد
با تشكر
زنده باشی دهقان فدا کار
کاش من چشم پزشک بودم و با جان و دل چشم این زوج دوست داشتنی رو عمل میکردم.
اما مطمئنم پزکان زیادی هستند که اگر این داستان رو بشنوند با جان و دل این کار رو میکنند.
درود بر افتخار آفرینان میانه ای مثل خلبان شهبازی و امثال حاجوی
سراسرايران پراست از اين حماسه ها اينجا ايران است سرزمين دليران جايي كه ممكن است اختلاف سليقه بسيار است ولي درمقابل دشمن يد واحده است. اينجا ايران است نه عراق نه....... بلكه مركزيت جهان اسلام ومردم سالاري است .
شما هنوز در سال 57 سیر میکنید ؟ اون مرد در زمان خودش کار بزرگی کرد ولی آیا شما دریاقلی را میشناسید؟ کسی که چندین کیلومتر در زیر آتش دشمن رکاب زد تا خودش را به سپاه آبادان برساند و رزمندگان را از نفوذ عراقیها به چهل متری کوی ذوالفقاری با خبر کند و شهر آبادان از سقوط حتمی نجات پیدا کرد و خود دریاقلی نیزدر این درگیری بشهادت رسید .
یک انجمن تابناکی تشکیل یدهیم تا از ایشان حمایت مالی بشه با همان اپارتمنش و کمک هایی که می شه یه خونه اطراف کرج برای ایشان تهیه بشه، قیمتی نداره
انشاا... خدا اجرشون بده
سلام خاطرات ابتدایی دوباره زنده شد فقط اشک ریختم به این فداکاری امیدوارم همیشه سلامت باشی از ته قلب دوستت داریم . ما مردم خوبی داریم به ایران می بالم با این مردم فداکارش
سلام آن مال پنجاه سال پيش بود الان ديگه از اين خبرا نيست
کاری که ریز علی یا از بر علی کرد و یا امثال این آدمها ، فقط و فقط برای رضای خدا بوده و هست امثال اینا هم کم نیستن به نظر من باید از این جور انسانهای فداکار تشکر وقدردانی های ویژه ای بشه .
چرا مردم 50 سال پیش طرز فکر فداکارانه را داشتند اما مردم حالا در حال زیر پا گذاشتن همدیگر هستند و وقت کنند همدیگر را در چاه هم هل می دهند ....
مهم آنست عمل ریزعلی دهقان فداکار، حسن امید زاده معلم فداکار و هزاران انسان فداکار دیگر که جان خود را به خاطر هم نوعان خود به خطر انداختند و یا از دست دادند و لیکن بنا به مصالح امروز نامی ازشان نیست را سر لوحه کار خود قرار دهیم. از مسؤلین هیچ انتظاری.
ما به خاطر هر چیز بی ارزشی همیشه یه جشنواره به راه می اندازیم ولی کاش اون هشتصد نفری هم که در اون شبه سرد زمستان توی اون قطار بودن همت کنند و در همون محل جمع شده و از زحمات ریزعلی تقدیر کنند .
متاسفانه ما آدم ها خوبی ها رو زود فراموش میکنیم و بدی ها رو همیشه بیاد میسپاریم.
برای مشهورشدن یکی مانند ریزعلی است ویکی مانند خاوری رئیس بانک ملی که سه هزارمیلیارد را بالا کشید ودررفت ویکی مثل شهرام جزایری
اما این کجاو آن کجا
در مکتب اسلام ریز علی ها بسیار بوده و هستند و خواهند بود مسلمان همواره در معرض آزمون است خوش به حال ریز علی ها که در این آزمون ها موفق شده اند و در دوره دفاع مقدس هم از این موارد بسیار داشته ایم از خداوند بخواهیم تا ما را هم در آزمون ها موفق بدارد ویا آزمونی بریمان فراهم کند تا رسوا نشویم . آنها که رسوا شده اند نشانی است تا ما به خود آئیم نه اینکه فقط به رسوا شده ها خرده گیریم بلکه خود را اصلاح کنیم .
نام واقعی او ازبر علی می باشد
ممنون
50 سال بعد یکی دیگر از همشهریان دهقان فداکار خلاقیت و شجاعت دیگری از خود نشان داد و هواپیمایی را بر زمین نشاند که چرخش باز نشده بود . آری خلبان شهبازی هم همشهری این پیر مرد فدا کار است و یاد باد از فرزندان دلاور میانه در لشگر عاشورا که در هشت سال دفاع مقدس زبانزد بچه های لشگر بودند. سردارانی چون سید منصور فرقانی و صفرعلی اباذری و نریمان همت و حمید قلعه ای و حمید اللهیاری و ایرج صالحی و حمید جعفری دهها تن از فرماندهان گردان و گروهان در لشگر سر فراز عاشورا .
و یادی از زحمات مثال زدنی سردار مصطفی مولوی جانشین لشگر 31 عاشورا در زمان فرماندهی سردار شهید باکری و بقول اقا مهدی آچار فرانسه لشگر عاشورا که ایشان هم همشهری دهقان فدا کار و کاپیتان شهبازی است .
منم افتخار میکنم به میانه ای بودنم
امثال ریزعلی در عصر حاضر هم هست و این فداکاریها هر روز تکرار میشه
اما خبری از آنها در جامعه منتشر نمیشه اگرم بشه خیلی کمرنگ(مثل کاپیتان شهبازی).
بازم دم قدیمیا!گرم که تبدیلش کردن به ستاره-در عوض الان ریزعلی تبدیل شده به مردی بی بضاعت!
عشق همیشه اتفاق نمی افتد!!....آدمی همیشه در معرض امتحان عاشق شدن یا نشدن نیست...خوشا بحال ریزعلی خواجوی(ازبرعلی حاجوی یا دهقان فداکار یا هر نام دیگر) که در فرصت عاشقی، عاشق شدن را برگزید و پشت به صفات نیک اخلاقی نکرد و با فداکاری نامش را ماندگار کرد...یقینا نه دولت و نه ما و نه امثال ما نمی توانیم پاداش کار دهقان فداکار را بدهیم او برای خدای خود و دل خود عاشقی گزید و پاداش عملش را به یقین نزد حضرت حق به بهترین وجه خواهد یافت...ما نباید برای دهقان یا خلبان فداکار و بی مهری زمانه نسبت به آنان سینه چاک کنیم...مهمتر از فداکاران خود «فداکاری» است که دارد از این جامعه رخت بر می بندد بیایید فکری بحال خود کنیم و غمناک خود باشیم که وضعیت روانی جامعه ما بمراتب اسفناک تر از وضعیت مادی دهقان فداکار عزیز هستش.....وای بر ما.
اتفاقا"بعد از 50سال همشهری ایشان کاپتان شهبازی حماسه ای دیگر آفرید که به نوعی کار دهقان فداکار را تکرار کردند
بالام جان این دوتا با هم فرق فوکوله...
الان دوز و کلک و ریا خریدارش زیاد است تا مردانگی و فدا کاری!
زکریای رازی آمد و رفت !
انیشتین آمد و رفت !
فروید آمد و رفت !
استیو جابز که به نوعی پدر تکنولوژی نوین بود هم آمد و رفت ....
... ... ... ... ... اما هنوز در همسایگی ما؛
مادری اسپند دود میکند !
دختری طالع بینی میخواند که شوهرش باید متولد چه ماهی باشد !!
از کشتن یک بچه ۱۷ ساله ذوق میکنند !
و ...
عقب ماندگی زیر پوستِ مملکتِ من است ...
كاش بجاي اين حرفا كمكي به اين فداكار ميكرديدكه لااقل در دوران پيري ارامش وسلامتي داشت.
اری به پاس بزرگی وفداکاری ان بزرگ مردپنجاه سال پیش دهقان فداکار میانه ای هیچ کاری نکردیم ولی امیدوارم باخلبان فداکار میانه ای اقای شهبازی قدردان باشیم.
ريز يا ازبر يا هر چي او بزر گ است
تابناک بیا بانی شو و برای بزرگداشت و قدردانی از این بزرگ مرد گمنام کاری را شروع کن و نگذار آیندگان دشناممان دهند
جناب داش آکل به نظر شما اینجوریه ولی عملا مثل اینکه تو جامعه نیستی که در رانندگی خیابونها و جاده ها به علت یک ثانیه گذشت چه اتفاقاتی می افتد!
من و تعدادي از دوستان كه ساكن كرج هستيم ،مي خواهيم اين دهقان فداكار را ببينيم و تشكر معنوي و اندكي مادي از ايشان بكنيم اگر كسي آدرس و يا شماره تلفني از دهقان فداكار و يا فرزندش دارد به صورت كامنت زير همين موضوع به تابنك ارسال كند و من هم از مسئولين تابناك خواهش مي كنم بدون اينكه آدرس ارتباط من كه ارسال مي كنم در اينجا نمايش داده شود و شماره و يا آدرسي كه از دهقان فداكار ميدهند به صورت عموم نشان داده شود به اينجانب بفرستند تا شايد اندكي از دين انساني خودرا ادا كنيم .
آدرس ايميل من جهت ارتباط : rashidi54 @yahoo.com
آدرس نميخاد چون سخته برات بهش سر بزني . من شماره حسابمو ميدم بي زحمت واريز كن بقيه كارا رو بسپار به من
اين داستان مرا بياد دوران زيباي كودكي ام انداخت روزهايي كه در كنار و آغوش گرم پدر و مادرم بود اين تصوير مرا بياد روزهايي انداخت كه انسانيت وجود داشت مردم با هم برادر و خواهر بودند زنهاي ما زن بودند و مردان ما مرد . عفت بود و حيا . امروز همه رفتار مردم برا هم شعار است هركس رسيد تشنه بازار كار شد هر كس رسيد خدا را زياد برد
متشكرم من را به ياد دوران كودكيام انداخت
آيا سرنوشت كسي كه كوچك و بزرگ اين كشور فداكاري اورا مي ستايند و او را مي شناسند اين است كه با اين فلاكت ادامه زندگي دهد ؟ آيا نمي شد فقط ذره اي از آن 3000 ميليارد تومان بلا ديده ، (مثلا ماهي يك ميليون تومان ) حقوق دائمي براي اين فرد در نظر گرفت و به مناسبتهايي هديه هايي بهش تقديم كرد تا مردم ما بداند كسي كه چنين فداكاري كرده دولت هم قدرش را ميداند .
فداكار به همه ما درس داده است
نویسنده داستان نیز قابل تقدیر است که فداکارای ریزعلی را به زیبایی برای کتاب کلاس سوم نوشت و همه از خواندن و حفظ کردن آن لذت میبردیم .
يكي از بهترين داستان هاي واقعي.
ريز علي داستان تو در قلب ما جا دارد.
چند سال پیش در میانه در چهارراه آزادی شعبه جدید بانک ملت افتتاح شد واسم شعبه را گذاشتند "شعبه دهقان فداکار میانه" ولی پس از یک ماه عوض کردند به "شعبه آزادی میانه" !!!!!
نام اصلی او ازبر علی حاجوی است. هر چند که در انبوه مسائلی که مطرح شد نام اصلی او شاید محلی از اعراب نداشته باشد!!!!
ازبر علي يعني كسي كه نام مقدس علي ( ع ) آنقدر تكرا ر ميكند تاملكه دهنش شود وحفظ حفظ شود
اگر سیستم بیمه تامین اجتماعی را مطابق برنامه اصلاح کرده بودند هزاران نفر از جمعیت محتاج به کمک در این مملکت به این وضع گرفتار نمی شدند چرا ما گرفتار شعار زدگی هستیم و حقوق خود را از دولت مطالبه نمیکنیم مگر این کشور نفت و ثروت کم دارد که نباید خدمات پزشکی مجانی باشد پس کو وعده های رای جمع کن و.........
اسم او ازبر علي است اما بايست فارسيزه شود تا ريز علي شود!!
بابا برادر عزیز اصلا ازبر علی یه یه اسم فارسی هست
اصل مسئله این است که چرا اسم واقعی او را نمیگویند
دوست عزیز "ازبرعلی" کدوم کلمش ترکیه ؟
شاید شما "از بر" رو ترکی بدونی ولی ما که توتهرون تحصیل کردیم هرموقع می خواستیم به همکلاسیها اعلام کنیم که مثلا فلان شعر رو از حفظ هستیم ، می گفتیم "ازبرم"!
اسم او ابزرعلی است ببم
الان مثلا پترس (همون پسری که دید سد سوراخ شده و ..) اسمش پیتر بشه کارش بهتر میشه یا بدتر؟ یعنی ازبر علی ترکیه و ریز علی فارسی؟ بابا نیگاه کن این مرد چیکار کرده ...
پرسنل قطار با تصور ایجاد مزاحمت از سوی من، به شدت مرا کتک زدند
جالبه به ما گفته بودند همه از او تشکر کردند هه هه
خدا لعنت کند ان پرسنل را
مجید حان ، ابتدا پرسنل قطار با تصور ایجاد مزاحمت، کتکش زدن ، دبعد که دلیل کارش را فهمیدند ازش تشکر هم کردند .
به نظر من این شخص کار بسیار بزرگی نکرده است. هر کس دیگری که در آن موقعیت قرار می گرفت باید چنین می کرد.
بنده از خودش شنيدم كه مي گفت بعد از اون حادثه به شدت مريض شده بطوري كه تمام بدنش دچار عفونت شده بود بيشتر يك ماه تو بيمارستان بستري شده وجهت تامين هزينه درمان مجبور شده صد راس گوسفند كه پول كمي نبوده بفروشه و بعد از گذشت سالها هنوز به بهبودي نرسيده .... حالا با اين شرايط شما حاضري از اين كارها بكني در ضمن بابت نگه داشتن قطار همون اول ماجرا كتك مفصلي هم خورده اين بنده خدا
امتحانش مجانیه یه فانوس بردار برو زیر بارون تو بیابون تا خیس شی بعد لباساتو در ار نفت فانوسو بریز روش سعی کن روشنش کنی. اصلا تو عمرت اتیش روشن کردی.
باید نیست عزیز دل برادر.خیلی کنار جاده ها و تو خیابونا میمیرن اما کسی توجه نمیکنه.شما هم اگر کار خاصی انجام دادین بگین فداکاری شما را هم ثبت کنن.
واقعه میدان کاج در سعادت آباد نشان داد که با توجه به بی تفاوتی عده ای از مردم (که ان شاء الله تعدادشان کم باشد!) ، ایشان کار بسیار بزرگی انجام دادند. خیلی بزرگ
داش! تو هم یک روز در یک موقعیت مشابه قرار خواهی گرفت فقط بپا رفوزه نشی...
بله مثل حادثه ميدان كاج
بعید میدونم اصلا داش آکل رو بشناسی
داش آکل خدا رحمتت کند
اگه خودت بودي ميگفتي قطار با اين چيزا هيچيش نميشه لازم نيست
به پاس بزرگي وفداكاري اين مرد فهيم و جان گذشته تنديس او ميداني از شهرستان ميانه را مزين نموده است اما افسوس وصد افسوس مسئولين شهرستان ميانه در حد وارزش اين مرد مسوليت نپذيرفتند وايشان بخاطر بي توجهي مسئولين مجبور به ترك روستا و ميانه شد والان در فراق روزها خوش آبادي همراه با صوت قطار مي سوزد ومي سازد
واقعا این بی انصافیه
فكرميكنيدچراكتك خورد؟!به همان دليل،هنوزخيليهاكتك ميخورند!بيائيدازپيش داوريهاپرهيزكنيم...
خوب بود يكي از هموطنان اذري توضيح ميداد كه "ازبرعلي" به چه معناست؟ تا از اين به بعد ما اين دهقان فداكار را به نام غلط "ريز علي" صدا نكنيم.
اول این که ازبر علی تو یکی از روستاهای شهر ما میانه زندگی میکنند بعد این که همین سایت تابناک دو روز پیش داستان دهقان فداکار را تو مطالب قبلی تحریف کرده بود و من اعتراض کردم و نمایش نداد و بعد این که شهر ما چند وقت پیش دومین فداکارش را به همه دنیا نمایش داد...داستان خلبان فداکار را که چند وقت پیش نشیدید....ایشون هم از شهر میانه هستند....در مورد معنی هم مگر نشنیدین که میگن یه چچیزی رو ازبر کردم...یعنی حفظ کردم...ازبر علی یعنی نام علی را خفط کردن.
یعنی اسم مبارک حضرت علی (ع) را هموراره حفظ هستند و باخاطر خود همراه دارند.
یادش به خیر! این بهترین داستان واقعی سال سوم دبستان بود. امیدوارم خداوند به او عمر با عزت بدهد.
آخي عزيزم ، خدا ايشاله بهت سلامتي بده كه بمن كه الان يه دختر سي ساله هستم و اونموقعها توي كتابها داستانت رو ميخوندم درسهاي زيادي دادي ... و چقدر محتواي كتابها و حتي كارتونها در كودكان ايجاد ارزش آفريني ميكرد و دانش آموزان با مفاهيم انسانيت آشنا ميشدند براي من ريز علي نماد يك پدر خوب و مسئول و دلسوز است ، هرجا هستي در پناه خدا . دختر شما و كسيكه دوست داره از نزديك شمارو ببينه .
تابناک عزیز اگه واقعا ً به قومیت ها ارزش قائلید این و چاپ کنید ؟ متاسفانه حکومت ناسیونالیستس و فاشیستس پهلوی با قومیت ها میانه خوبی نداشت . و ما می دانیم ایران تشکیل شده از اقوام مختلف ترک ، کرد ، عرب ، بلوچ و .... متاسفانه این رژیم فاسد علاوه از اینکه اسمهای ترکی و کردی و ... را بدون کار کارشناسی به فارسی تبدیل نمود حتی به نام دهقان فداکار نیز رحم نکرد و ازبر علی خواجوی را ریز علی خواجوی نامید لذا از مسئولین سایت ارزشمند تابناک تقاضا دارم این موضوع را به اطلاع هموطنان گرامی برساند که ما ترک ایرانی و بخاطر ایران خونها وجانها داده يم و خواهیم داد . زنده باد تمام اقوام ایران و پاینده باد ایران آزاد . در ضمن کپی شناسنامه اقای دهقان فداکار در پیش بنده موجود است لازم شد ارسال می کنم
فرمایش شما درست است . ولی موضوع به این شدت و غلظتی هم که شما نوشته اید ربطی به قومیت و ... ندارد! به کارتی که در گردن ایشان آویخته شده نگاه کن. با این که فرمایش درست است اما خود و خانواده اش چنین حساسیتی را ندارند که شما دارید! اصلا تلفظ اسمها گاه از زبانی به زبان دیگر عوض می شود. مثل: ژوزف به یوسف و ژاکوب به هاکوپ یا یعقوب! مثل تراکتور به تراختور! زیاد سخت نگیر!
کسی دل خوشی از حکومت پهلوی ندارد ولی آیا ما چکار کرده ایم ؟
وقتی اسم شهر ها از ترکی به فارسی می یابد..چه انتظاری از تغییر نیافتن اسم انسان ها می شود داشت؟...خیاو شده مشکین شهر....سولدوز شده نقده...و الی آخر..
نام کاملش: "ازبر علی حاجوی". خودت هم حواجوی رو خواجوی نوشتی. سخت نگیر، مهم کار بزرگ اون بنده خدا بود که نقل شده
مهمترین مساله هر انسان هویت آن است اسم واقعی این قهرمان میلیون ها ایرانی " ازبر علی " می باشد من نمی دانم اسم واقعی این قهرمان چه مشکلی دارد بیان نمی شود؟
دقیقا... اسم واقعی ایشان ازبرعلی حاجوی هست ولی نمی دانم چرا همه جا ریزعلی خاجوی می نویسند
این مطلب را خودشان میگفتند که اسمشان ازبرعلی حاجوی هست
ریزعلی خواجوی
هل جزاء الاحسان الاالحسان
هم اکنون که اسمی از این مرد خدا نام بردید خود و همسر محترمشان از آب مروارید چشم دچار مشکل و بعلت نداشتن هزینه عمل هر کدام فقط یک چشمشان را عمل کردند!!!
کلاً این خبرها سرکاریه! یه بار تو سوم دبستان خوندیم بشه دیگه! هی بنده خدا رو با این حالش بکشونین این ور و اون ور، اون هم هی یه داستان تکراری رو تعریف کنه!
فکر کنم هنوز هم دهقان فداکار داریم اما کمتر نام دکتر فداری را شنیده ایم...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.