بازسازی جدید یک مجموعه تاریخی؛
کاخ گلستان در برزخ جهانی شدن + تصاویر
گویا قرار است، پرونده این مجموعه تاریخی در نشست بعدی یونسکو بررسی شود و برای همین، باید پیش از آن، بازسازیهایی در آن انجام گیرد؛ اما به نظر کارها اینقدر زیاد است که سرعت عمل اجرای آن، مشکلساز شده است؛ یکی پشت پنجره دیوار میکشد، دیگری کاشیکاری را با ابتکار شخصی تغییر میدهد و... در این شرایط اصلا عجیب نیست فردی پیدا شود که «آسانسور» را گم شده این مجموعه تاریخی دانسته و لحظهای در نصب آن درنگ کند!

مجموعه تاریخی و زیبای کاخ گلستان این روزها با بیمهریهای گوناگونی روبهروست؛ از یک سو قرار است جهانی و به این بهانه دستخوش بازسازی و گاه نوآوری(!) شده و از سوی دیگر، برای بسیاری از مردم کشورمان و حتی همسایگانش ناشناخته مانده است.
![]()
به گزارش «تابناک»، در حالی که گردشگران خارجی در زمان حضورشان در تهران به ندرت بازدید از مجموعه دیدنی و جذاب کاخ گلستان را از دست میدهند، گردشگران داخلی و حتی ساکنان تهران، از چنین گنجینه ارزشمندی در شهر تاریخی تهران بیاطلاع بوده و یا با نگاه خوش بینانه، آگاهی کمی دارند.
مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران، محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران است که از یک طرف عمارتهای زیبای پدید آمده به دست هنرمندان ایران زمین در دویست سال گذشته و از طرفی دیگر، وجود اشیا بسیار نفیس و گرانبهایی مانند آثار نقاشی کمال الملک، ماکت ساخته شده توسط ژول ورن (نویسنده چیره دست فرانسوی)، هدایای ناپلئون بناپارت، ساعتهای منحصر به فرد دست ساز و کوکی هدیه ملکه ویکتوریا، لوسترهای ونیزی که مشابه آن به دلیل تخریب محل ساختشان در ایتالیا (در همان زمان) به ندرت در جهان یافت میشود، فرشهای ایرانی و گوبلنهای فرانسوی گرانبها و فوق العاده ارزشمند، عاج فیل عظیم الجثه هدیه از هندوستان، گوی تراشیده شده از عاج ـ که معمایی در ساخت آن نهفته است ـ صدفهایی که یکصد و پنجاه سال پیش روی آنها عکس چاپ شده و دهها مجموعه نفیس و متحّیرکننده گردآوری شده دیگر در آن، بالقوه پتانسیل تبدیل به جاذبه گردشگری در آن را فراهم آورده، اما آیا هیچ کدام از این زیباییها به دید ما نشسته یا در حد تعریف برایمان معرفی شده باشد، حکایت دیگری دارد.
![]()
این مجموعه که در میدان پانزده خرداد (همان میدان ارگ) واقع شده، چند صد سال تکهای از ارگ تهران بوده و به مانند نگینی در آن می درخشیده اما امروزه به اندازهای مهجور مانده که کمتر گردشگری سراغ آن را میگیرد تا مثلا برنامهای برای بازدید از آن تدارک ببیند و ساعتی را به قدم زدن در محوطه آن بگذراند؛ با این تصور که در بازمانده بارویی گام برمیدارد که زمانی شاه طهماسب اول صفوی (۹۳۰-۹۸۴) در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری، دستور ساخت آن را داده است و پس از او، شاه عباس صفوی در بخش شمالی آن، چهارباغ و چنارستانی ساخته که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کردند و عمارتهای مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته و ارگ نامیدندش.
البته این ارگ نه به سن و سال آثاری است که از سلسلههای پیش از اسلام در کشورمان بر جای مانده و نه به زیبایی و شکوه آثار پادشاهان بعد از اسلام میرسد؛ اما برای خود تاریخچه ای خواندنی دارد که نشانههایی از آن در مجموعه برجای مانده کنونی به چشم میخورد و چه بسا اگر میر پنجی نبود، امروز بسیار غنیتر هم مینمود.
![]()
در تاریخچه این مجموعه آمده که کریمخان زند در راه شکست دادن محمد حسن خان قاجار (۱۱۷۲)، تهران را مرکز اردوکشی خود کرده و پس از پیروزی در دیوانخانه قدیم این شهر، بارعام داد و خود را «وکیل الرعایا» خواند تا نخست حصار ارگ تهران را بازسازی کرده و پس از ساخت چندین و چند عمارت در آن، اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل کند.
پس از مرگ وی (۱۱۹۳) آغا محمد خان قاجار در ۱۲۰۰ تهران را به پایتختی برگزید، اما همیشه در لشکرکشی بود و کمتر آبادانی از وی به جای ماند تا آن که فتحعلی شاه بر تخت سلطنت نشست و با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی، بناهای متعددی در ارگ تهران ساخته شده تا این رویه به ناصرالدین شاه قاجار ارث برسد.
اما بازیهای چرخ گردون برای این ارگ ادامه مییابد تا دوران رضا پهلوی که بخشهای بزرگی از این گنجینه مثل حصار گرداگرد آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شوند و شگفت آن که محل سکونت شاه به سعدآباد نقل مکان کرده و در زمان پسر وی، به نیاوران منتقل تا مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل شود.
![]()
سرانجام انقلاب شکوهمند اسلامی در کشورمان به پیروزی میرسد تا با رویکردی فرهنگی، این مجموعه تاریخی به عنوان موزه به ثبت رسیده و آماده بازدید عموم شود و اینجاست که معرفی اثر ضرورت یافته، ولی متأسفانه این امر به محاق میرود؛ نه اینکه سایر موزههای شهر دیدنی نبوده و یا مکانهایی مانند شهرک سینمایی و... زیبا بنا نشده باشند، اما حق بدهید که موزهای از این دست، بارها با ارزشتر از دیگر گنجینههایی است که به دلیل بهتر معرفی شدن، بیشتر محل گذار شهروندان شده است.
کافی است، خیابانهای پایتخت را پیمایش کنید تا تابلوهای مکاننمای فلان پارک، بهمان مرکز خرید و حتی تبلیغ مراکز سیاحتی فلان کشور که بر دیوار سفارتشان نصب شده، ترغیبتان کند که سری به آنها بزنید، در حالی که «ایوان تخت مرمر» و «خلوت کریمخانی» از دوران کریمخان زند در قلب تهران به جای مانده و به نوعی آینه تمام نمای پیشینه این شهر به شمار میآیند؛ اما کمتر نشانی از آنها در شهر دیده میشود، تا جایی که به نظر نمیرسد زدودن پرده برزنتی آویخته در سالیان متمادی از «شمس العماره»، به آسانی دست یافتنی باشد، مگر آنکه تلاش دوچندان انجام گیرد.
![]()
اینجاست که شاید قدر دانستن آثار باقی مانده، این پندار را به ذهن برخی میرساند که مبادا در راستای پهلوی دوم (و البته آخر!) و خود شیفتگی تاریخی وی قرار گرفته باشیم و بپرسیم: کاخهای به جای مانده از شاهان چه دیدن دارد؟ تا به نوعی خفیف مهر تأیید بزنیم بر کارکرد ویرانگرانی چون رضاخان که بخشهایی از این مجموعه را نابود کردند.
بدیهی است که نگریستن به این مقوله با نگاهی چنین سطحی، گاه ما را از حفظ آثار ارزشمند تاریخیمان دور کرده و در نهایت به فرصت سوزی در پتانسیلهای موجود گره میخورد، چراکه هرگز در هیچ کجای کشورمان و در هیچ برهه زمانی، خشتی روی خشت قرار نگرفته، جز اینکه از سرمایه مملکتمان برای انجام آن بهره گرفته شده و فرو نشستن غبار ادوار به روی آن، بر ارزشش افزوده است.
![]()
به عبارتی بهتر، پاسداشت آثار تاریخی به جای مانده از گذشتگان از یک سو و استفاده بهینه از آن برای جذب گردشگر و رونق دادن به اقتصاد، شبیه به دو دو تایی است که در همه کشورهای موفق در زمینه گردشگری به چهار منجر میشود؛ اما گاه در میان ما پاسخی به مراتب عجیب مییابد که شاید شرح حال امروز این مجموعه نمونه کاملی از آن باشد.
دو سالی است که کاخ موزه گلستان به دست بازسازی سپرده شده تا سرانجام برای ثبت در میراث جهانی یونسکو آماده شده و به قطب گردشگری تهران تبدیل شود؛ کاری نیکو که جای قدردانی دارد، ولی چندان اصولی هم به نظر نمی رسد!
![]()
«جبار آوج»، معاون کاخ موزه گلستان در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» درباره روند بازسازی این مجموعه می گوید: متأسفانه شهر بزرگ و کهن تهران تا کنون اثری در یونسکو به عنوان ابنیه تاریخی به ثبت نرسانده است و همین موضوع سبب شد که پس از تغییر مدیریت در این مجموعه و با توجه به پتانسیل بالای کاخ موزه گلستان برای تبدیل شدن به قطب گردشگری در پایتخت کشورمان، در سه سال گذشته عزممان را برای ثبت جهانی این مجموعه به کار ببندیم.
وی می افزاید: با در دستور کار گذاردن این پروژه بزرگ در فرآیند انجام پروژههای کلان و با حمایت معاونت میراث فرهنگی تهران، نوسازی و بازسازی نواحی تخریب شده را با تعریف پروژههای خرد و کلان آغاز کردیم؛ از جمله مرمت آینهکاری و کاشیکاریها، موزون سازی، رفع اغتشاشات بصری، نشتیهای آبنماها و موارد دیگر که همگی تمام وقت اجرا شد. البته وسعت و غنای مجموعه زیاد است تا جایی که بازدید از آن، نه یک بار بلکه به چند مرحله مراجعه نیاز دارد.
آوج با اشاره به رویکرد نهایی این کارهای ترمیمی ـ که همان ثبت در مجموعه میراث جهانی یونسکو است ـ میگوید: عملیات بازسازی زیر نظر متخصصان، هنرمندان چیره دست داخلی و کارشناسان یونسکو در حال گذراندن است و به امید خداوند در تابستان سال ۹۲ به عنوان آثار بیبدیل و منحصر بفرد به ثبت جهانی یونسکو خواهد رسید.
این توضیحات در حالی بیان میشوند که حکایت از وقوع نوآوریهایی در امر مرمت دارند؛ از کاشیکاریهای عجیب گرفته تا نصب کولر روی پنجره، تیغه کردن پشت پنجرههای یک عمارت و حتی نصب آسانسور در یک عمرات دیگر که دست بر قضا سه طبقه بیشتر ندارد!
شاید بهتر باشد که از اینجا به بعد را به روایت تصویر بازخوانی کنیم:

پیدا کردن تفاوت میان کاشیکاری قدیمی و بازسازیها، اصلا کار سختی نیست؛ آیا ساخت کاشیهایی که به اثر اصلی شبیه تر باشند با دانش امروزی هم ممکن نیست؟

تیغهکشی با آجر؛ شاهکاری پدید آمده در پس پنجرههای عمارت مجاور خلوت کریمخانی!

تصویر سمت راست که قطعا یک خرابکاری است و احتمالا میتواند با پیگرد قانونی روبهرو شود؛ اما برای یافتن ظرافت مرمت در ساعت عمارت "شمس العماره"، کافی است به تور پلاستیکی به کار رفته در بخش بالایی آن دقت کنید! (برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید)

کاشیکاریهای بخشی از کاخ پیش از بازسازی

از نمای نزدیکتر

و این هم کاشی کاریهای بازسازی شده؛ به نقش کاشی میانی در رج آخر دقت کنید

به نظر شما، آیا جای بهتری برای نصب کولر و یا راهکار دیگری برای خنک کردن مجموعه نبود؟

آسانسور در «عمارت خوابگاه»؛ یکی از بناهای الحاقی در زمان پهلوی که به مناسبت سفر الیزابت دوم، ملکه انگلستان ساخته شده و اکنون محل نگهداری از گنجینه کتب خطی و مرکز اسناد خطی و تصویری است.

جالب این که این عمارت سه طبقه بیشتر ندارد!
![]()
یک نقاشی از گذشته دور «شمس العماره» و تصویر امروزی از آن
![]()
به گزارش «تابناک»، در حالی که گردشگران خارجی در زمان حضورشان در تهران به ندرت بازدید از مجموعه دیدنی و جذاب کاخ گلستان را از دست میدهند، گردشگران داخلی و حتی ساکنان تهران، از چنین گنجینه ارزشمندی در شهر تاریخی تهران بیاطلاع بوده و یا با نگاه خوش بینانه، آگاهی کمی دارند.
مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران، محل اقامت شاهان سلسله قاجار و از زیباترین و کهنترین بناهای پایتخت دویست ساله ایران است که از یک طرف عمارتهای زیبای پدید آمده به دست هنرمندان ایران زمین در دویست سال گذشته و از طرفی دیگر، وجود اشیا بسیار نفیس و گرانبهایی مانند آثار نقاشی کمال الملک، ماکت ساخته شده توسط ژول ورن (نویسنده چیره دست فرانسوی)، هدایای ناپلئون بناپارت، ساعتهای منحصر به فرد دست ساز و کوکی هدیه ملکه ویکتوریا، لوسترهای ونیزی که مشابه آن به دلیل تخریب محل ساختشان در ایتالیا (در همان زمان) به ندرت در جهان یافت میشود، فرشهای ایرانی و گوبلنهای فرانسوی گرانبها و فوق العاده ارزشمند، عاج فیل عظیم الجثه هدیه از هندوستان، گوی تراشیده شده از عاج ـ که معمایی در ساخت آن نهفته است ـ صدفهایی که یکصد و پنجاه سال پیش روی آنها عکس چاپ شده و دهها مجموعه نفیس و متحّیرکننده گردآوری شده دیگر در آن، بالقوه پتانسیل تبدیل به جاذبه گردشگری در آن را فراهم آورده، اما آیا هیچ کدام از این زیباییها به دید ما نشسته یا در حد تعریف برایمان معرفی شده باشد، حکایت دیگری دارد.
این مجموعه که در میدان پانزده خرداد (همان میدان ارگ) واقع شده، چند صد سال تکهای از ارگ تهران بوده و به مانند نگینی در آن می درخشیده اما امروزه به اندازهای مهجور مانده که کمتر گردشگری سراغ آن را میگیرد تا مثلا برنامهای برای بازدید از آن تدارک ببیند و ساعتی را به قدم زدن در محوطه آن بگذراند؛ با این تصور که در بازمانده بارویی گام برمیدارد که زمانی شاه طهماسب اول صفوی (۹۳۰-۹۸۴) در سفرهای خود به قصد زیارت مقبره حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری، دستور ساخت آن را داده است و پس از او، شاه عباس صفوی در بخش شمالی آن، چهارباغ و چنارستانی ساخته که بعدها دیوار بلندی گرد آن بنا کردند و عمارتهای مقر سلطنتی را در داخل آن ساخته و ارگ نامیدندش.
البته این ارگ نه به سن و سال آثاری است که از سلسلههای پیش از اسلام در کشورمان بر جای مانده و نه به زیبایی و شکوه آثار پادشاهان بعد از اسلام میرسد؛ اما برای خود تاریخچه ای خواندنی دارد که نشانههایی از آن در مجموعه برجای مانده کنونی به چشم میخورد و چه بسا اگر میر پنجی نبود، امروز بسیار غنیتر هم مینمود.
در تاریخچه این مجموعه آمده که کریمخان زند در راه شکست دادن محمد حسن خان قاجار (۱۱۷۲)، تهران را مرکز اردوکشی خود کرده و پس از پیروزی در دیوانخانه قدیم این شهر، بارعام داد و خود را «وکیل الرعایا» خواند تا نخست حصار ارگ تهران را بازسازی کرده و پس از ساخت چندین و چند عمارت در آن، اردوی خود را به چمن سلطانیه (زنجان) منتقل کند.
پس از مرگ وی (۱۱۹۳) آغا محمد خان قاجار در ۱۲۰۰ تهران را به پایتختی برگزید، اما همیشه در لشکرکشی بود و کمتر آبادانی از وی به جای ماند تا آن که فتحعلی شاه بر تخت سلطنت نشست و با گسترش دستگاه اداری و تشریفات سلطنتی، بناهای متعددی در ارگ تهران ساخته شده تا این رویه به ناصرالدین شاه قاجار ارث برسد.
اما بازیهای چرخ گردون برای این ارگ ادامه مییابد تا دوران رضا پهلوی که بخشهای بزرگی از این گنجینه مثل حصار گرداگرد آن، سردر باب عالی، ساختمان دفتر استیفا، نگارخانه، تکیه دولت، نارنجستان، باغ گلشن و ساختمانهای اندرونی تخریب شوند و شگفت آن که محل سکونت شاه به سعدآباد نقل مکان کرده و در زمان پسر وی، به نیاوران منتقل تا مجموعه گلستان به محل پذیرایی از میهمانان خارجی تبدیل شود.
سرانجام انقلاب شکوهمند اسلامی در کشورمان به پیروزی میرسد تا با رویکردی فرهنگی، این مجموعه تاریخی به عنوان موزه به ثبت رسیده و آماده بازدید عموم شود و اینجاست که معرفی اثر ضرورت یافته، ولی متأسفانه این امر به محاق میرود؛ نه اینکه سایر موزههای شهر دیدنی نبوده و یا مکانهایی مانند شهرک سینمایی و... زیبا بنا نشده باشند، اما حق بدهید که موزهای از این دست، بارها با ارزشتر از دیگر گنجینههایی است که به دلیل بهتر معرفی شدن، بیشتر محل گذار شهروندان شده است.
کافی است، خیابانهای پایتخت را پیمایش کنید تا تابلوهای مکاننمای فلان پارک، بهمان مرکز خرید و حتی تبلیغ مراکز سیاحتی فلان کشور که بر دیوار سفارتشان نصب شده، ترغیبتان کند که سری به آنها بزنید، در حالی که «ایوان تخت مرمر» و «خلوت کریمخانی» از دوران کریمخان زند در قلب تهران به جای مانده و به نوعی آینه تمام نمای پیشینه این شهر به شمار میآیند؛ اما کمتر نشانی از آنها در شهر دیده میشود، تا جایی که به نظر نمیرسد زدودن پرده برزنتی آویخته در سالیان متمادی از «شمس العماره»، به آسانی دست یافتنی باشد، مگر آنکه تلاش دوچندان انجام گیرد.
اینجاست که شاید قدر دانستن آثار باقی مانده، این پندار را به ذهن برخی میرساند که مبادا در راستای پهلوی دوم (و البته آخر!) و خود شیفتگی تاریخی وی قرار گرفته باشیم و بپرسیم: کاخهای به جای مانده از شاهان چه دیدن دارد؟ تا به نوعی خفیف مهر تأیید بزنیم بر کارکرد ویرانگرانی چون رضاخان که بخشهایی از این مجموعه را نابود کردند.
بدیهی است که نگریستن به این مقوله با نگاهی چنین سطحی، گاه ما را از حفظ آثار ارزشمند تاریخیمان دور کرده و در نهایت به فرصت سوزی در پتانسیلهای موجود گره میخورد، چراکه هرگز در هیچ کجای کشورمان و در هیچ برهه زمانی، خشتی روی خشت قرار نگرفته، جز اینکه از سرمایه مملکتمان برای انجام آن بهره گرفته شده و فرو نشستن غبار ادوار به روی آن، بر ارزشش افزوده است.
به عبارتی بهتر، پاسداشت آثار تاریخی به جای مانده از گذشتگان از یک سو و استفاده بهینه از آن برای جذب گردشگر و رونق دادن به اقتصاد، شبیه به دو دو تایی است که در همه کشورهای موفق در زمینه گردشگری به چهار منجر میشود؛ اما گاه در میان ما پاسخی به مراتب عجیب مییابد که شاید شرح حال امروز این مجموعه نمونه کاملی از آن باشد.
دو سالی است که کاخ موزه گلستان به دست بازسازی سپرده شده تا سرانجام برای ثبت در میراث جهانی یونسکو آماده شده و به قطب گردشگری تهران تبدیل شود؛ کاری نیکو که جای قدردانی دارد، ولی چندان اصولی هم به نظر نمی رسد!
«جبار آوج»، معاون کاخ موزه گلستان در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» درباره روند بازسازی این مجموعه می گوید: متأسفانه شهر بزرگ و کهن تهران تا کنون اثری در یونسکو به عنوان ابنیه تاریخی به ثبت نرسانده است و همین موضوع سبب شد که پس از تغییر مدیریت در این مجموعه و با توجه به پتانسیل بالای کاخ موزه گلستان برای تبدیل شدن به قطب گردشگری در پایتخت کشورمان، در سه سال گذشته عزممان را برای ثبت جهانی این مجموعه به کار ببندیم.
وی می افزاید: با در دستور کار گذاردن این پروژه بزرگ در فرآیند انجام پروژههای کلان و با حمایت معاونت میراث فرهنگی تهران، نوسازی و بازسازی نواحی تخریب شده را با تعریف پروژههای خرد و کلان آغاز کردیم؛ از جمله مرمت آینهکاری و کاشیکاریها، موزون سازی، رفع اغتشاشات بصری، نشتیهای آبنماها و موارد دیگر که همگی تمام وقت اجرا شد. البته وسعت و غنای مجموعه زیاد است تا جایی که بازدید از آن، نه یک بار بلکه به چند مرحله مراجعه نیاز دارد.آوج با اشاره به رویکرد نهایی این کارهای ترمیمی ـ که همان ثبت در مجموعه میراث جهانی یونسکو است ـ میگوید: عملیات بازسازی زیر نظر متخصصان، هنرمندان چیره دست داخلی و کارشناسان یونسکو در حال گذراندن است و به امید خداوند در تابستان سال ۹۲ به عنوان آثار بیبدیل و منحصر بفرد به ثبت جهانی یونسکو خواهد رسید.
این توضیحات در حالی بیان میشوند که حکایت از وقوع نوآوریهایی در امر مرمت دارند؛ از کاشیکاریهای عجیب گرفته تا نصب کولر روی پنجره، تیغه کردن پشت پنجرههای یک عمارت و حتی نصب آسانسور در یک عمرات دیگر که دست بر قضا سه طبقه بیشتر ندارد!
شاید بهتر باشد که از اینجا به بعد را به روایت تصویر بازخوانی کنیم:

پیدا کردن تفاوت میان کاشیکاری قدیمی و بازسازیها، اصلا کار سختی نیست؛ آیا ساخت کاشیهایی که به اثر اصلی شبیه تر باشند با دانش امروزی هم ممکن نیست؟

تیغهکشی با آجر؛ شاهکاری پدید آمده در پس پنجرههای عمارت مجاور خلوت کریمخانی!

تصویر سمت راست که قطعا یک خرابکاری است و احتمالا میتواند با پیگرد قانونی روبهرو شود؛ اما برای یافتن ظرافت مرمت در ساعت عمارت "شمس العماره"، کافی است به تور پلاستیکی به کار رفته در بخش بالایی آن دقت کنید! (برای دیدن تصویر در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید)

کاشیکاریهای بخشی از کاخ پیش از بازسازی

از نمای نزدیکتر

و این هم کاشی کاریهای بازسازی شده؛ به نقش کاشی میانی در رج آخر دقت کنید

به نظر شما، آیا جای بهتری برای نصب کولر و یا راهکار دیگری برای خنک کردن مجموعه نبود؟

آسانسور در «عمارت خوابگاه»؛ یکی از بناهای الحاقی در زمان پهلوی که به مناسبت سفر الیزابت دوم، ملکه انگلستان ساخته شده و اکنون محل نگهداری از گنجینه کتب خطی و مرکز اسناد خطی و تصویری است.

جالب این که این عمارت سه طبقه بیشتر ندارد!
یک نقاشی از گذشته دور «شمس العماره» و تصویر امروزی از آن
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اینکه اسمش مرمت نیست ساخت یک کاخ دیگست بعدم ساخت اینجا حتما یک منفعت دگ داشته وگرنه اصولا شعار میراث فرهنگی تخریب بناهای تاریخی و جایگزینیه اونا با بنای جدیده......!!!
باباجان بالاخره یه پیمانکار باید باشه که چهار تا آدم ناشی رو استخدام کنه واسه مرمت بعدشم باقی پولا رو بخوره یه آبم روش!
باسلام اینجانب در سالهای قبل مدت 3سال زیرزمین ویا سرداب کاخ گلستان را از میراث فرهنگی برای چایخانه سنتی اجاره کرم که قبل ان هم ظاهرااجاره بوده چرا که دیوار را خراب کرده بودند و اسانسوری ازسوی خود کاخ برای غذااوردن از اشپزخانه کهدرطبقه دوم بودتعبیه کرده بودند و خیلی خنده دار بود در ان زمان فردی جوان که به وی مهندس میگفتند مسول فنی کاخ بود و او دستور به ساخت و یاساز و تغیرات میدادجالب است وی به ما اشکال میگرفت که یخچال ویترینی در چایخانه که سنتی بود و غذا نیز سرو میشد نباید بزارید چون جورنیست ولی وقتی ازش خواستیم قاب عکس بزنیم گفت میخ بزنید ویا بادریل لور پلاک کنید واگر من بگم وبامن جور باشید متوانیم در اشپزخانه یا سرسرا ستون و دیواری که مزاحمتان است بر داریم واین اسانسور هم ظاهرا از ان دسته بود وما همان موقع با وی درگیربودیم که شما به یخچال ما گیر مدهید ولی به ساختمان که اسای کاخ است کاری ندارید و این موضوی را به مدیریت کاخ که خانمی به نام ثقه السلام بود گفتیم وایشان که خود هساس اشکال در کاخ بود واین فرد را نیز وی در کاخ گمارده بودترتیب اثری در تخریب و جلوگیری انجام نداد و جالب انکه این خانم بسیار رفیق باز و انجا رامحیطی برای پز و مقام خومیدید دفتر مدیریت خود را کلاس داد و حسابی به کاخ صدمات وارد نمود که همان جعبه برق واسانسور مدیریت و پلکان وکاشی کاریها از این دست میباشدوایشان به جای رسیدگی در کاخ ونظارت یا درکاخ نبود ویا با دوستان خود که همیشه زیاد بودند برای غذابه حساب کاخ که از اجاره ما کم میشدو همیشه از مبلغ اجاره بالاتر بود پیش ما بودواین اوضاع کاخ گلستان در ان زمان بودوبهع هم به بهانه تعمیراتمدت 3سال ان ساختمان را تعطیل کردند وما هم از انجا رفیم این شمای از اوضاع تعمیرات انجا بود
کاشکی این سازمان میراث فرهنگی جمع می شد که خیال همه بابت ....... که به اصطلاح مرمت می گن راحت می شد این که کاخ گلستان اینجوری ..... بهتره یه سری هم به قلعه چالشتر شهرکرد بزنید که بااجازتون اینگار همین دوسه سال اخیر ساخته شده واثردیگه اثری ازقدمت تاریخیش نیست .
با این شرایط مرمت و با این همه دقت !! که کارشناسان به خرج داده اند آیا میتوان بازهم ادعا کرد که هنر نزد ایرانیان است و بس ؟؟
اصول مرمتی به صورتی ایست که از فاصله دور تفاوت با صر قابل تشخیص نباشد ولی از نزدیک تفاوت قابل درک باشد و نقشه پلان تغییر یافته در داخل مجموعه نگهداری شود
باسلام بانظرداشتن تاریخ این مکان باستانی که اززمان کریم خان زندباعنوان تورنج بوده وسپس توسط قاجاریه اثرکریم خانی تخریب وسپس سلسله قاجارآن رادرزمان های مختلف گسترش داده ودرزمان پهلوی بزرگترین خیانت انجام پذیرفت وکاخ گلستان ازچهارراه استانبول فعلی قطعه قطعه گردید تابه این شکل فعلی درآمده مدیریت پانزده ساله فقط بیشترین عملیات آن دعوت هیئت آمریکایی برای کارهای تحقیقی !!!! که خوداین چندسال لازم بازنگری است امادرمدیریت فعلی یک معاون مثلا آشنابه مرمت که بزرگترین ........................................................وهرروزبرفرسایش آن افزوده می گردد
آقای شریفی سیاست های روبه جلوی مدیریت دولتی راکناربگذاروازمشاورین عالی متخصص استفاده نمائیدکمااینکه همین لحظه خوانده شماراعصبانی میکندکه این درخوریک مدیرفرهنگی نیست وازحافظین وحراست های آگاه وغیرحاشیه ای استفاده کنید تاشایداولین موزه هیئت امنائی رادراین محل بزرگ راه انداخته وهزینه نگهداری ومرمت راکه بسیارکگمرشکن برای دولت هست هدایت کنید امیدوارم!!!!!!!!!!!!!!!
در خصوص مرمت های انحام شده که دست بر قضا بر اساس تبانی برخی شرکتهای معروف و به نام مرمتی هم انجام شده ، جالب است بدانید کلیه کاشی ها به روش کاملا غیر اصولی با واتر جت شست و شو شده است. در اصل سونامی مرمت در کاخ گلستان رخ داده است .
این که متاسفانه علم و فن مرمت به دلیل عدم سود دهی مناسب در حال طی کردن یک سیر قهقرایی است یک واقعیت انکار ناپذیر است در واقع مرمت گر واقعی تحت هیچ شرایطی نمیتونه از دانشگاه فارغ التحصیل بشه،که متاسفانه به اشتباه بنده ودوستانمان تمامی این واقعیات را به اجبار (به دلیل نبود نیروی بومی وکار کرده قدیمی)به دست فراموشی سپرده ایم.پس به قول مرحوم شیرازی لا اقل سعی کنیم در همین وضعیت به نسل آینده انتقال دهیم شاید آنان قدر شان را بیشتر بدانند.
در مرمت همه بناها و آثار تاریخی دنیا بخش مرمت شه باید متمایز از بخش اصلی باشه . که بازدید کننده بدونه کدام اصیل و تاریخی . پس لطفا بصورت صحیح اطلاعات بدین.
سلام. مایه تاسف است که خبرها دقیق منتشر نمیشوند و کسانیکه دلسوزانه و علمی مرمت میکنند را با بی انصافی و غرض ورزی زیر سوال میبرید. کاخ گلستان آنقدر دستیابی بهش آسان است که اگر کسی دلسوز واقعی باشد به آنجا مراجعه نماید و با واقعیت و توضیح فنی مسولین آشنا شود. فکر نمیکنم معدود غرض ورزان بتوانند مانع پویایی و رشد کاخ گلستان شوند چون آنها کسانی هستند که به قطار ایستاده کاری نارند و کارشان فقط سنگ زدن به قطار در حال حرکت است.
جای تعجب دارد چرا خبر رسانی درست انجام نمی شود . اقداماتی که در دهه های مختلف صورت گرفته را می خواهیم به کار های اجرا شده اخیر تسبت دهیم مثلا تیغه ها در دوره رژیم پهلوی ایجاد شده و با آن تیغه ها مالکیت بخشی از کاخ به یک دستگاه دولتی دیگر واگذار شده است . یا اینکه کاشیکاریهایی که در 6-5 سال قبل انجام شده را به امروز نسبت می دهند.
واقعیت این است که کارهای انجام شده اخیر با دانش مناسب و قابل قبول مراکز علمی انجام پذیرفته است . حتی الامکان در خبر رسانی دقت کافی را داشته باشیم
مایه آبروریزی به خدا
خانههای حاشیه شهری و آلونک و این جور جاها را و که مرمت نمیکنین اینجایی که دارید مرمت میکنین کاخ گلستانه!
اصلا سازمان میراث فرهنگی رو جمع کنند بهتره . کدوم آثار مار و حفظ کردن ؟ همش در حال تخریبن . واقعا متاسفم
سازمان تخریب .....
درسته.جمعش کنند بهتره.هر روز یه بنای تاریخی داره تخریب میشه.بودن و نبودنش فرقی میکنه؟
انگار یه کسایی عمداً می خوان اثار فرهنگی رو نابود کنن...!
موافقم
باعث تاسفه.كاخ گلستان يكي از هزاران اثر ارزشمند تاريخي در منطقه 12 تهران(محدوده تهران قديم) است كه زير لگد به مهري مسئولان و مردم در حال له شدن است. اگر گشتي در خيابان اميركبير ، ميرزامحمود وزير(شهيد جاويدي) ، ناصرخسرو ، مصطفي خميني ، 15 خرداد ، مولوي ، بهارستان ، فردوسي و ... و كوچه پس كوچه هاي آن ها بزنيد خواهيد ديد كه بافت و پوسته تاريخي تهران در كنار ساختمان هاي بار ارزش تاريخي آن در حال فرو ريختن هستند. جالب است بدانيد به بهانه توسعه مجلس شوراي اسلامي بافت اطراف ساختمان مجلس تخريب شده اند و جز تعداد معدودي خانه كه هنوز صاحبان آن ها مجاب نشده اند مابقي خانه اعم از نو و كهنه تخريب شده اند.
سلام . دانشچوي تاريخ هستم . متاسفانه احساس مي كنم با دست خودمات كمر به قتل هويت هاي ملي مان بستيم . اي كاش مسئولين توجه بيشتري در زمينه نگهداري اين آثار داشته باشند .
عيد امسال خواستيم بازديد كنيم ساعت 18گفتند وقت تموم شده .در حالي كه از روشنائي روز وقت زيادي باقي مانده بود وبهترين زمان بازديد بود.
من نمیدونستم کاخ گلستان همون شمس العمارهست!!
خیلی ممنون
الان فهمیدم
آدم وحشت می کنه . یعنی کسی یا استادکاری نظارت نداره؟
بخصوص اون کولر گازی!
مگه توریستها تهران هم میاند
من یک معمار هستم و در دوران دانشجویی روی مرمت این مجموعه تحقیق کردم کاشیکاری ها به بترین روش مرمت می شدند ما در مرمت روش های مختفی داریم این مجموعه در سردرگمی عجیبی بسر می برد از چندین روش بدون مطالعه ساعت مجموعه هم توسط پیرمردی تعمیر می شد که بهترین قسمت مرمت مربوط به ساعت بود
امیدوارم روزی برای شاهکار های تاریخیمون ارزش قائل شیم من اون روزها بخوبی یادمه فقط تاسف می خوردم ...
اساسا زمانى که مرمت بناىى صورت مى گىرد حتما باىد با اخرىن تکنولوزى روز باشه و باىد کاملا متماىز از بناى اصلى,درست که بى دقتى شده متلا نماز خانه اى که در ضلع جنوبى شمس العماره هست ولى اىن به ابن معنى نىست که شما زحمت اىن کسانى رو که مرمت مى کنند زىر سوال ببرىن
بابا راست میگه طفلی خو
اگه یه پیست کارتینگم داشت چی میشد ... !!!
حداقل نظر هم مي دهيد، درست نظر بدهيد اي دوست عزيز، تعداد منفي هاتو نگاه کن خودت قضاوت کن.!!؟؟
خوشبختانه بسیاری از مرمتهای کاخ گلستان در دوران مدیریت سابق انجام شده. وباکمترین هزینه ممکن وتوسط کارشناسان و مسئولین کاخ گلستان آقای آوج بر انصافی میکنند که در مورد مدیریت گذشته اینچنین قضاوت می کنند .اگر خبر نگار محترم گشتی در کاخ گلستان بزنند و از پرسنل قدیمی کاخ گلستان در مورد مرمتها پرسو جوکنند حتما به این گفته بنده اعتقاد پیدا خواهند کرد. همچنین قرار گرفتن کاخ گلستان در نوبت ثبت جهانی در سال 1386 و توسط مدیریت قبلی انجام شده است. بهتر است زحمات گذشتگان چون دکتر شیرازی و دیگران نادیده گرفته نشود. ...............
ببخشید اگه هزار تومن داری باهاش یه اجر بخر و یه اجر رو تعمیر کن . نه اینکه باهاش صد تا اجر نامرغوب بخری بزنی خراب کنی بعد بگی مگه با این پول چیکار میشه کرد. اگه دست نزنن بهتره تا اینکه بزننو خرابترش کنن
خیلی جالب بود، کار نمی کردند بهتر بود. بعد میگند هنر نزد ایرانیان است.....
هنر نزد ایرانیان بود و بس!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.