مرور روزنامههای سه شنبه ۱۲ اردیبهشت
مبارزه با فساد معیاری برای سنجش جرات و جنم مسئولان / واقع نگری برای حل بحران / نه عزت، نه حکمت و نه مصلحت
چرا گره توافق هستهای باز نمیشود؟ سبد معیشت در مرز ۲۱ میلیون تومان، نقش سازمان ملل در به تأخیر افتادن آشتی در یمن، جنایتی که خراسان را تکان داد، روایتی از چپها، پوپولیستها ولیبرالهای دهه ۶۰، نیویورک تایمز: علیرضا اکبری جاسوس انگلیس بود، بازی انتخاباتی اردوغان با کارت تروریسم و اخراج اجاره نشینها از تهران، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ماه در حالی چاپ و منتشر شد که دستور رئیس جمهوری به وزیر کار برای ساماندهی قراردادهای کارگری، سوداگران زیر تیغ مالیات و پیام تند ایران درباره فعال شدن مکانیسم ماشه در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
نه عزت، نه حکمت و نه مصلحت
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود با تیتر نه عزت، نه حکمت و نه مصلحت نوشت: داستان جمهوری اسلامی ایران و افغانستان تحت سلطه طالبان، میتوانست بدون مواجه شدن با گرههای کوری که امروز سر برآوردهاند، سرنوشتی روشن داشته باشد. متاسفانه امروز در اثر ضعف دیپلماسی خارجی ما که از چند سال قبل هنگامی که تصمیم گرفته شد با طالبان علیرغم سوابق سیاهی که داشت تعامل شود، دچار خسران زیادی شدهایم. طالبان، با پرونده مالامال از عملکردهای تروریستی حتی علیه دیپلماتهای ایرانی در مزارشریف و به شهادت رساندن حجتالاسلام عبدالعلی مزاری رئیس حزب وحدت اسلامی متشکل از شیعیان افغانستان فاقد صلاحیت تعامل با ایران است. حکومت خودخوانده طالبان با اینکه پیوسته از ایران امتیاز میگیرد، گستاخی هم میکند.
سخنان سخیف و سرتاسر اهانت یکی از مجریان تلویزیون کابل در حاشیه سخنان وزیر امور خارجه کشورمان که به سرپرست وزارت خارجه حکومت خودخوانده طالبان گفته است «جمهوری اسلامی ایران دولتی را در افغانستان به رسمیت خواهد شناخت که همهشمول باشد» نمونهای از گستاخی طالبان در تعامل با ایران را به رخ میکشد. این مجری تلویزیون با استفاده از الفاظ سخیف و رکیک ضمن اهانت به تمام مسئولین نظام جمهوری اسلامی از صدر تا ذیل، بر روی دو نکته تاکید میکند؛ یکی اینکه ایرانیها حق دخالت در امور افغانستان را ندارند، زیرا حکومت طالبان خواست مردم افغانستان است و دیگر اینکه به تعبیر او وقتی امارت اسلامی افغانستان – یعنی حکومت خودخوانده طالبان – قوی شود ایران را هم در افغانستان ادغام میکند!
نکته اول یک دروغ آشکار است. زیرا اولاً مردم افغانستان سلطه طالبان را نپذیرفتهاند. آنها با شروع سلطه طالبان، فوج فوج به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند و حضور میلیونها نفر از اتباع افغانستان در ایران که ما به چشم خود میبینیم شاهد صادق این واقعیت است. اعتراضات فراگیر مردم افغانستان چه در داخل و چه در خارج آن کشور به طالبان، دلیل دیگر نامشروع بودن حاکمیت طالبان بر این کشور است. ثانیاً طالبان بدون مراجعه به آراء عمومی و صرفاً با تکیه بر زور و اسلحه و البته در چارچوب تبانی با آمریکا توانسته بر افغانستان مسلط شود و در ۲۱ ماه گذشته که حاکمیت خودخواندهاش را بر این کشور ادامه داده برخلاف تمام موازین بینالمللی و حقوق انسانی عمل کرده و نشان داده که صلاحیت اداره یک کشور را ندارد. به همین دلیل است که هنوز هیچ کشوری حاکمیت طالبان را به سمیت نشناخته است. ثالثاً آنچه وزیر امور خارجه کشورمان گفته، سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان است نه دخالت در امور آن کشور.
به رسمیت شناخته نشدن حکومت خودخوانده طالبان بر افغانستان به معنای نامشروع بودن این حکومت است. با توجه به این واقعیت، اکنون سوال اینست که دولت جمهوری اسلامی ایران چگونه به یک حکومت نامشروع امتیازاتی میدهد که معمولاً به حکومتهای قانونی و مشروع داده میشوند؟ اعزام نماینده رئیس جمهور در امور افغانستان به عنوان سرپرست سفارت ایران در کابل، تحویل دادن سفارت افغانستان در تهران به نمایندگان طالبان، دعوت کردن از نماینده طالبان برای شرکت در مراسم رسمی عید فطر با حضور رئیس جمهور، دیدارهای مکرر مسئولان ایرانی حتی در سطح وزیر امور خارجه با عناصر طالبان، پذیرفتن حضور نمایندگان طالبان در اجلاسیههای منطقهای همسایگان افغانستان و. نمونههائی از امتیازاتی هستند که جمهوری اسلامی ایران به گروه طالبان با آن سابقه سیاه و پرونده تروریستی و عملکردهای ضدانسانی داده است. شگفت انگیز اینکه علیرغم اعطای اینهمه امتیازات، گروه طالبان با گستاخی تمام از یکطرف زیر بار انجام وظایف قانونی خود در قبال ایران از جمله دادن حقابه هیرمند به مردم سیستان نمیرود و از طرف دیگر سخیفترین اهانتها را نثار مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران میکند و حتی ایران را به ضمیمه کردن به خاک افغانستان تهدید مینماید! شگفت انگیزتر اینکه مسئولان ایرانی هیچ عکسالعملی در برابر این گستاخی نشان نمیدهند. این روش، نه با عزت سازگار است نه با حکمت و نه با مصلحت. آیا حضرات در انتظار ظهور مجدد پدیده شرمآوری همچون یورش محمود افغان هستند؟!
مبارزه با فساد معیاری برای سنجش جرئت و جنم مسئولان
رسول سنائیراد طی یادداشتی در شماره امروز جوان با عنوان مبارزه با فساد معیاری برای سنجش جرات و جنم مسئولان نوشت: بیتردید یکی از دغدغهها و مطالبات عمومی جامعه، مبارزه با فساد در دستگاههای حکومتی است که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی نیز در سال ۱۳۸۰ با صدور فرمان هشتمادهای، سران قوا را به این امر مکلف کردند.
اما متأسفانه با وجود این مطالبه از سوی مردم و تکلیف از سوی رهبری، برخورد با مفاسد، عمدتاً به صورت شعاری و آن هم موسمی برای بهرهبرداری در انتخابات و جلب آرا بوده که نتیجه آن هم تداوم فساد و جسارت بیشتر مفسدان شده است.
همین عدم پیگیری مبارزه با فساد است که موجب گله رهبری در جمع کارگران کشور شده و معظمله به صراحت اعلام داشتند: «اگر از آن روز دولتهای محترم و مسئولین محترم دنبال میکردند این قضیه را، بلاشک ما امروز وضع بهتری داشتیم.»
از جمله دلایل عدم پیگیری مبارزه با فساد و ریشهکنی آن، نفوذ و قدرت مفسدان و تشکیل شبکههای قدرتمندی است که درگیر شدن با آنها هزینهها، خطرها و تهدیدهایی را محتمل ساخته است. این شبکهها در مقابل هرگونه برخورد و مبارزه مقاومت کرده و حتی احتمال دارد دست به جنایت یا تهمت و بدنامسازی هم بزنند.
با توجه به همین ویژگیهاست که رهبر انقلاب فساد را، چون اژدهای هفتسر در افسانهها توصیف میکنند که از بین بردن آن به راحتی امکانپذیر نیست، ولی با پیگیری و شهامت و جرئت در مبارزه شدنی است.
جرئت مبارزه با مفسدان، معیاری برای شناخت هویت انقلابی و ادعاها و شعارهای مسئولانی است که ادعای حل مشکلات و مسائل اساسی کشور و مردم را دارند. واقعیت این است که جرات مبارزه با مفسدان و پیگیری مبارزه با فساد و ریشهکنی آن را میتوان از مسئولان برخوردار از ویژگیهای زیر انتظار داشت:
۱- برخوردار از روحیه انقلابی و تعهد به مسئولیت که عمل قاطع و پیگیری جسورانه و آمادگی برای پرداخت هزینه و پذیرش خطر را در امر مبارزه با فساد مقدور میسازد.
۲- پاکدستی و سلامت و مبرا بودن از هرگونه آلودگی و حتی حرص و طمع به ثروت و قدرت که هرگونه زمینه امکان خریدن و سست کردن انگیزه و ممانعت از اقدام توسط مفسدان را منتفی مینماید.
۳- تعهد به مسئولیت و انجام وظایف و تکالیف حوزه مسئولیتی که هرگونه کوتاه آمدن با مفسدان را ولو در زیرمجموعههای خودی یا دایره اطرافیان و وابستگان منتفی ساخته و اجازه کوتاهی و سازش با مفسدان را از بین میبرد.
۴- وظیفهشناسی نسبت به فرمان رهبری و دغدغه مردم و داشتن انگیزه و روحیه درونی برای اقدام عملی برای تحقق آن با وجود احتمال مواجه بودن با خطر و تحمل هزینه مالی، جانی و حیثیتی که در این صورت ترس و کوتاه آمدن در راه اقدام و عمل و پیگیری راه نخواهد داشت.
مجموعه ویژگیهای فوق موجب میشود مسئولان و کارگزاران محترم، جرئت و جنم مبارزه با فساد را ولو در قالب و شاکله اژدهایی هفتسر داشته و با قطع هر سر نگران وجود سرهای دیگر او نباشند. چنین مسئولی نهتنها مورد تأیید و حمایت مردم و رهبری است، بلکه شهامت او موجب ارعاب مفسدان و فرار به سمت سوراخهای حقارت خواهد شد. چراکه براساس قاعده «الخائن خائف» نباید مرعوب هیمنه ظاهری فاسدان شد، حتی اگر در شبکههای تارعنکبوتی لانه کرده باشند.
واقع نگری برای حل بحران
ژوبین صفاری طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار نوشت: وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست. واقعیت این است که تکانههای سیاسی به عنوان متغیر اصلی اثر مستقیم بر تورم و بالا رفتن نرخ ارز دارد. واقعیتی که البته گفتمان حاکم بر قوه مجریه همواره آن را نقض کرده و این روزها به دنبال دلارزدایی از اقتصاد است.
حتی اگر بپذیریم که اقتصاد به طور غیرمنطقی وابسته به دلار است، اما نقش آن را نمیتوان منکر شد. ناگفته پیداست که برای تحقق چنین هدفی یعنی جدا کردن بند ناف اقتصاد از دلار نیاز است تا متغیرهای فراوانی تغییر کند، اما تا زمان این تغییرات، نادیده گرفتن نقش دلار و البته مناسبات سیاسی خطایی هزینهساز برای مردم است. بارها کارشناسات اقتصادی نسبت به تاثیر تعاملات بینالمللی بر اقتصاد هشدار دادهاند، اما گو اینکه پای تحلیل تصمیم سازان بر زمین واقع بینی قرار ندارد.
در این وضعیت لازم است برای جلوگیری از وقوع رخدادهای ناگوارتر اقتصادی از جمله شکلگیری ابرتورم به واسطه حجم بالای نقدینگی لازم است تا به موازات تلاش برای اصلاح ساختارهای معیوب که خود حدیث مفصلی است؛ با دیپلماسی قوی و با اولویت قرار دادن اقتصاد در مراوادت، به طور منطقی به سمت تنش زدایی حرکت کرد.
واقعیت آن است که متاسفانه اقتصاد کشور به تورم خو گرفته و به جز ذینفعان همیشگی، مردم نیز اسیر ابن سیکل معیوب شدهاند. ترک این اعتیاد نیازمند ارادهای قوی برای مقابله با سنگانداری ذینفعان است حتی اگر این اراده قوی برای دولت تبعات سیاسی در پی داشته باشد. بیتردید در فضای شفاف مردم نیز با این اصلاحات همداهی خواهند کرد. اگر قرار نباشد هزینه این اصلاحات را تنها مردم بپردازند؛ و درنهایت همه اینها محقق نخواهد شد مگر آنکه از متخصصان واقعبین و علم محور به جای شعار محوران استفاده شود.
16
















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقا دنبال جرات مسئولان برای مقابله با فساد میگردین سال گذشته یه نفر توی وزارت جهاد کشاورزی هم از سازمان تحقیقات آموزش وترویج کشاورزی مزایا و پاداش وخواروبار وهرچیزی که به کارکنان این سازمان میدادن میگرفت وهم از سازمان جهاد استان تهران این موضوع رو هم به حراست هم به بازرسی وهرجایی که فکر کنید گزارش کردیم هیچ اتفاقی نیفتاد که هیچ طرف طرقی هم کرده و الان داره تو دو تا واحد کارمیکنه بصورت شناور جالبه مزایا رو میشه تو پاکنا که از طریق خزانه پرداخت میشه هم کنترل کرد چرا کسی بررسی نمیکنه خدا عالمه جالبه که هم مسئولان سازمان جهاد تهران مشکل دارن هم سازمان تحقیقات حالا شما دنبال جرات برخورد مسئولان با فساد میگردی خواهشا این رو منتشر کنید شاید یکی پیدا بشه بررسی واقدام کنه .
اگر می خواهید کشور را متلاشی کنید نظام آموزش آن را متلاشی کنید و این بالاترین فساد واقع شده در کشور است. انتصاب افراد بر اساس نگرش سیاسی بر خلاف نگرش و تخصص علمی بالاترین فساد در کشور است. وقتی رئیس جمهور یک کشور از مبانی اقتصاد و . . . تخصصی ندارد نباید انتظاری بیش از این داشت.
برای توقیف نفتکش امریکایی در هفته پیش کلی داستان گفتند : که شبانه با یک کشتی ایران تصادف کرده و دو نفر کشته شدند و سه نفر در دریا افتادند و بعدش هم فرار کرده و ما تعقیب و دستگیرش کردیم !!!!!!
بعدا معلوم شد ، نه اصلا این یک کار تلافی جویانه بوده است !!!! و ما در مقابل توقیف یک نفتکش مان توسط امریکا یک نفتکش آمریکایی را توقیف کردیم
حالا چرا اینقدر راحت سناریو های دروعین برای کاری که قانوناً درست انجام دادید درست میکنید ؟؟؟
جناب رئیس جمهور ابتدا گره دلار را از خودرو باز کند
ترکیه همچون ایران ما گرفتار تورم و گرانی میباشد
ولی دولت و مجلس ترکیه هر ساله با افزایش حقوق بازنشستگان کارگران و کارمندان به نرخ تورم سعی
کرده اند تا قدرت خرید انها همچون در ایران با مشکلات جدی و شامل کاهش نگردد
مثلا پارسال حقوقهای انها را ۵۵ درصد افزایش داد و امسال نیز بهمین صورت به ماهیانه ۵۰۰ دلار آمریکا یا ده هزار لیره رسانده است
متاسفانه و علیرعم اینکه در قوانین کشور ما نیز صراحتا قید گردیده و دولت روحانی افزایش حقوقهای
بازنشستگان و کارگران را حتی ۵۷ درصد و به نرخ تورم یکسال افزایش داد
ولی متاسفانه دولت رئیسی علیرعم انهمه شعار که از حمایت محرومان داده بود تا این تاریخ که دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲میباشد ، هنوز نسبت به افزایش حقوق بازنشستگان و کارگران اقدامی نکرده است
لذا هنوز حداقل حقوقها ۵/۷ میلیون تومان یا کمتر از ۱۲۰ دلار آمریکا میباشد ( یک چهارم حداقل حقوق در ترکیه ) و عملا بیشتر از ۵ روز نمیتوان مخارج بسیار بسیار ساده زندگی دو نفر را که اجاره خانه هم نپردازند را تامین کرد !!!
دولت و مجلس چنانچه بصورت جدی و فوری نسبت به افزایش حقوق ها نپردازند باید منتطر اعتراضات گسترده مردمی گرفتار سوء تغذیه و ناچار و فلکزده ای باشند که راهی بجز حضور گسترده در خیابانها را نخواهند داشت
آزاده باشید.
مسئولی كه مدارك تحصیلی جعلی و واهی دارد. زحمت گذراندن دروس را نداشته است. در دانشگاههای مورد هدف و در مدت كوتاهی مدرك گرفته است. ضریب هوشی تمیز پایینی دارد.
چگونه باید با فساد مبارزه كند. چرا به مردمآدرس اشتباهی میدهید. مرد باش و ثبت كن.
آقای رئیس جمهور شما لازم نیست همه چیز را بدانی و با القاب تحصیلی خطابت نمایند. همین كه بدانی چه كسی میتواند چه كاری را انجام دهد اوج هوش و قدرت و صلابت شماست.
میگی ن!! چند تا مشاور اقتصادی در سطح بین المللی بگیر و موضوع را رسانه ای كن.. فقط روند قیمت دلار و تورم را رصد كن... طباله ورود علم ترمز شدیدی بر تورم خواهد شد.
عاغازاده ها در کانادا و امریکا و اروپا میخورند و فسق و فجور میکنند و به ریش یک ملت میخندند.....
مي گفتن وزير صمت در مبارزه با فساد قوي عمل كرده، اما استيضاح و بركنار شد.
اتفاقا مطرح شد كه به نماينده ها خودرو هم داده كه راي بخره. بعد گفتن نداده.
مي گم نكنه يكي ديگه خودرو داده باشه، راي هم خريده باشه، وزير مبارزه با فساد رو هم كله پا كرده باشه !
راستي دوران خدمت مسئولان پاكدست طولاني تره يا مسئولان ناپاك دست بهره مند از حمايت اژدهاي هزار سر؟
اول باید با فساد مسئولین مبارزه کرد.
مسدولی که فاسد است که نمی تواند با فساد مبارزه کند
75 نماینده ماشین شاسی بلند رشوه می گیرند که با فساد و ناکارامدی مسئول دیگر مبارزه نکنند
اگر سری به بعضی محله ها در تهران و در روزهای تعطیل بزنید عملا از تعداد بسیار زیاد افاغنه در شهر غافلگیر میشید و این یعنی اینکه عملا کشور ما به تسخیر اینها درامده خبر ندارید
جناب ناشناس 9:43 اون ایرانی هایی که در خارج کشور هستند بیشترشون یا تحصیل کرده هستن یا ثروتمند و همینطور بصورت قانونی رفتن! کاملا برعکس افغانی ها که بیشترشون بصورت غیرقانونی اومدن هیچ ثروتی ندارن و تحصیلات هم عموما ندارن اصلا قابل مقایسه نیست البته این بنده های خدا هم تقصیر ندارن b
والی شما الان تو کدوم کشورهستی این که کنار اسمت هست پرچم کجاست اون وقت چه طور روزهای تعطیل به لعضی از محله های تهران سر میزنی احتمالا اون کشوری هم که شما اونجا هستی در اشغال ایرانی هاست ؟؟؟!!!!!
کشور همسایه ، همزبان و هم فرهنگ ما دچار مشکل است و وظیفه ما این است همراهی لازم را با آنها داشته باشیم فراموش نکنیم چند میلیون ایرانی هم در خارج از کشور زندگی میکنند
اگر قرار است قاتلان و متجاوزان جنسی و زورگیران مسلح را در جامعه آزاد کنید بنابراین مردم حق دارند آنان را بشناسند لطفا قانونی تصویب شود تا هر ماه چهره و مشخصات این مجرمین که دستگاه قضا آنان را به هر دلیل آزاد کرده است در رسانه های رسمی منتشر شوند.
مرتب سیم های تلفن ثابت دزدیده میشوند گفته میشود دزدان بعد از دستگیری و انجام مراحل قانونی مجازات بازدارنده را دریافت نمیکنند و بعد از آزادی بکار خود ادامه میدهند
الان با وضعیت اقتصادی و کمبود شدید منابع خطری که جامعه را بشدت تهدید می کند این است که عده ای که به مراکز تصمیم گیری نفوذ دارند به این جمع بندی برسند که کمبود شدید منابع چنان جدی است که دیگر امکان تقسیم ان بین همه احاد مردم نیست و باید بصورت سازمان یافته فقط به خودی ها تخصیص داده شود تا به پشتنوانه انها بتوان بر چالشها غلبه یا انها را مهار کرد. این یعنی دو قطبی شدن شدید جامعه به اقلیت برخوردار اما وفادار و اکثریتی ناراضی و فقیر و حتی گرسنه . نتیجه ان چیزی جز فاجعه نخواهد بود. نام نمی بریم ولی دوستان می توانند مثالهای انها را در کشورهای مشکل دار منطقه ببینند. اما باید به ان مشاوران گفت که ایران با فلان کشور و فلان کشور متفاوت هست. قومی بودن حمایت از قدرت مرکزی باعث شد که ظاهرا پایتختها و قدرت زمامداران حفظ شود ولی در ایران خوشبختانه قومی نمی توان انتظار حمایت از زمامداران را داشت و قدرت بسیار اسیب پذیر تر است.
فقط به عنوان نمونه. الان به دلیل تحریم و مسایل صادرات نفت درامد نفتی کشور به یک چهارم سال 1390 رسیده. ولی نگاهی به وضع خرج دلار و سفرهای خارجی مثلا وزیر خارجه یا روسای فدراسیون ها و مدیران ارشد و وزرا و... بیاندازید. اصلا نه انگار اتفاقی در محدودیت درامد ارزی کشور افتاده! این سفر ها و خرجها و ماموریتها نه تنها یک چهارم نشده بلکه شاید حتی بیشتر هم شده باشد. از انطرف نگاهی به قیمت خودرو های لوکس و خانه های و برجها و قیمتهای دهها میلیاردی و سفرها و خرج های فرزندان این تازه بدوران رسیده ها در داخل و خارج از کشور بیاندازید گویی که درامد ارزی ایران نسبت به سال 1390 چهار برابر زیاد تر شده! کوتاه سخن اینکه اصلا نه انگار ما مشکل درامد ارزی داریم و عده ای می خواهند با بهانه اینکه باید جوری سفر کرد و هزینه کرد و زندگی کرد که دنیا تصور کند اصلا تحریم و کمبود ارز اثری بر ایران و دولت ایران و بودجه کشور نداشته. نتیجه ان را می توانید ببینید. زندگی 95 درصد مردم نسبت به سال 1390 با تورم 40 و 50 درصدی سه سال اخیر افت داشته. نتیجه ان متاسفانه افزایش فقر و بیکاری و احساس تبعیض و فاصله طبقاتی و برون ده ان افزایش انواع بزهکاری و خلافکاری و افزایش جمعیت اراذل و اوباشی که تصور می کنند جامعه برای انها کاری نکرده و انها به خود حق می دهند که به خلاف و جنایت دست بزنند. واقعا 5 درصد جامعه که تعداد زیادی از مدیران بانکها و شرکتهای خصولتی و ... در میان انها هستند تصور می کنند باید بهتر از سال 1390 زندگی کنند تا ثابت بشود تحریم اثر نداشته. فقط نگاهی به سفرهای دور و دراز روسای فدراسیون ها و یا پولی که در فوتبال و ورزش و... خرج می شود یا به هزاران دانشجو ایرانی که هر سال به گرانترین شهرها و دانشگاههای دنیا ( حتما از بودجه خانواده و شخصی!) اعزام میشوند توجه کنید .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.