عوارض تمرکز افراطی رسانهها در پایتخت؛
سوختن جزیره ایرانی در دریای خزر میان اخبار گم شد
پیش از این، در رویدادهای گوناگون، شاهد چنین برخورد دوگانهای بودهایم و متأسفانه برخی چالشها نظیر ریزگردها، خشکسالی، آلودگی هوا و... تا به فضای پایتخت و یا کلان شهرهای کشور نرسد، اساساً دیده نمیشود و تنها در هنگامهای که پایتخت با چنین وضعیتی روبهرو میشود، رسانهها در صدر اخبار و گسترده به ماجرا میپردازند.

تنها جزیره ایرانی دریای خزر و یکی از قطبهای مهم گردشگری شمال کشور، در حالی از بامداد سهشنبه در محاصره آتش قرار گرفته بود و سرانجام از روز گذشته مهار شد که بخش چشمگیری از گونههای گیاهی این منطقه منحصربفرد نابود شد؛ اما میزان پوشش این حادثه بزرگ در سطح رسانههای کشور، عمدتاً در حد نقل یک خبر یا یک گزارش کوتاه بود، حال آنکه اگر یک پاساژ در پایتخت به آتش کشیده شود، پوششی وسیع مییابد؛ مسألهای که عمق تمرکز افراطی رسانهها در پایتخت را به خوبی به تصویر میکشد.
به گزارش «تابناک»، «آشوراده» تنها جزیره ایرانی دریای خزر و یکی از قطبهای مهم گردشگری شمال کشور از بامداد روز سه شنبه در محاصره آتش قرار گرفت و این حادثه دو روز تمام استمرار داشت و این منطقه بکر توریستی با گونههای ارزشمند گیاهیاش در آتش میسوخت؛ رخدادی که وسعتش ۱۰۰ هکتار بود و بنا بر اظهارنظر مدیرکل محیط زیست مازندران در پی وقوعش، حدود ۸۰ درصد سازیل، ۱۵درصد تمشک و ۵ درصد انار وحشی این منطقه و البته بخشی از حیوانات ساکن این جزیره از بین رفت.
این آتش سوزی که علت وقوعش عوامل انسانی و صیادان غیر مجاز بودهاند، از محل تکثیر ماهیان غضروفی شیلات آغاز و تا ضلع غربی خلیج ادامه داشت که با بسیج محیط بانان و یگان حفاظت محیط زیست در میانکاله مهار شد، ولی وزش باد، موجب دامن زدن به این آتش سوزی شد و سرانجام خطای انسانی، منجر به از دست این ابعاد عظیم از مناطق ارزشمندی شد که تا پیش از این، بسیاری از مردم حتی نامش را نیز نشنیده بودند.
در برخی منابع تاریخی از این منطقه به عنوان مجمع الجزایر آشوراده متشکل از سه جزیره یاد شده است. گفته میشود با بالا آمدن سطح آب دریای خزر دو جزیره کوچک انتهای آشوراده در آب فرو رفتند و اینک تنها یک جزیره از آن مانده است. جزیره آشوراده با آب و هوای معتدل در غرب بندر ترکمن است و تا سالها پیش با امکاناتی چون پاسگاه ژاندارمری، شرکت تعاونی روستایی، مدرسه راهنمایی، مغازه، مسجد و حسینیه بیش از هزار تن سکنه داشت که به مشاغل دامداری، کارگری، پیشه وری و ماهی گیری مشغول بودند؛ اما با وقوع سیل در سال ۱۳۷۲ این جزیره خالی از سکنه شد.
در رخدادهای اخیر، بخش وسیعی از این جزیره نابود شد؛ اما این حادثه در قالب چند خبر نقل قولی و در حاشیه مورد توجه قرار گرفت، حال آنکه واقعه رخ داده، یکی از بزرگترین آتشسوزیهای اینچنینی بود و اگر در بسیاری از دیگر کشورها رخ میداد، گزارش لحظه به لحظه رسانهها را در پی داشت. با این حال، رسانههای مهم و تأثیرگذار کشور هر روز بیش از پیش اقدام به تمرکزگرایی در پایتخت میکنند، تا آنجا که آتش سوزی یک پاساژ در پایتخت جنجال آفرین و به تیتر روزنامهها بدل میشود، ولی چنین آتش سوزی وسیعی از نگاه رسانهها دور میماند.
این اتفاق تلخ اما برای نخستین بار نیست و پیش از این در حوادث گوناگون شاهد چنین برخورد دوگانهای بودهایم و متأسفانه برخی چالشها نظیر ریزگردها، خشکسالی، آلودگی هوا و... تا به فضای پایتخت و یا کلان شهرهای کشور نرسد، اساساً دیده نمیشود و تنها در هنگامهای که پایتخت با چنین وضعیتی روبه رو میشود، رسانهها در صدر اخبار و به شکل گسترده به ماجرا میپردازند. البته در این زمینه استثناهایی چون سیل و زلزله و حوادث اینچنینی هستند، ولی در ارتباط با سایر رویدادها، معمولاً این تمرکز افراطی رسانهها بر وقایع پایتخت مشهود است.
البته شکی نیست که وقایع رخ داده در کلان شهرهای کشور و به ویژه پایتخت از اهمیت ویژهای برخوردارند و بخشی از تمرکز رسانهها منطقی است و در دیگر کشورهای نیز این تمرکز وجود دارد؛ اما وقتی بزرگترین وقایع سایر نقاط کشور، جایی در میان اخبار مهم رسانهها نمییابد و جریان ساز نمیشود، این تمرکز جنبه افراطی مییابد و باعث میشود، بیشتر مردم ایران و به ویژه تصمیم سازان و تصمیم گیران که در پایتخت حضور فعالی دارند، از برخی حوادث مهم کشور بیاطلاع یا کم اطلاع بمانند و یا در جریان ابعاد حقیقیِ این حوادث قرار نگیرند.
این روند عملاً باعث شده که در سیاست گذاریهای کلان، بسیاری از چالشهای مهم خارج از شهرهای بزرگ یا دیده نشوند و یا بسیار کمرنگ مورد توجه قرار گیرند و تمرکز افراطی رسانهها، عملاً به تنظیم و تصویب قوانین و اعمال شیوههای مدیریتی منجر میشود که بسیاری از چالشهای خارج از شهرهای بزرگ در آنها نادیده گرفته شده و تنها در مقاطعی چون حادثه بزرگ اخیر، عوارض چنین کمکاری رسانهای نسبت به حوادث نقاط خارج از کلان شهرها آشکار میشود.
در چند سال اخیر، برخی رسانهها موردی به چالشهای جدی در شهرهایی که در زمره کلان شهرها به شمار نمی روند، پرداختهاند اما شکستن این فضای متمرکز رسانهای با چنین حرکتهای موردی تغییر نمیکند و عزم جدی رسانهها را میطلبد؛ رسانههایی که فروش اندکی دارند و شاید یکی از دلایل برخوردار نبودن از مخاطب میلیونی، بی توجهی نسبت به بخش وسیعی از مردم و حوادث کشور است که در شهرهای بزرگ قابل دیده نمی شود. آیا در دوران پیش روی، شاهد تحولی در این حوزه و تغییر این فضا خواهیم بود؟
به گزارش «تابناک»، «آشوراده» تنها جزیره ایرانی دریای خزر و یکی از قطبهای مهم گردشگری شمال کشور از بامداد روز سه شنبه در محاصره آتش قرار گرفت و این حادثه دو روز تمام استمرار داشت و این منطقه بکر توریستی با گونههای ارزشمند گیاهیاش در آتش میسوخت؛ رخدادی که وسعتش ۱۰۰ هکتار بود و بنا بر اظهارنظر مدیرکل محیط زیست مازندران در پی وقوعش، حدود ۸۰ درصد سازیل، ۱۵درصد تمشک و ۵ درصد انار وحشی این منطقه و البته بخشی از حیوانات ساکن این جزیره از بین رفت.
این آتش سوزی که علت وقوعش عوامل انسانی و صیادان غیر مجاز بودهاند، از محل تکثیر ماهیان غضروفی شیلات آغاز و تا ضلع غربی خلیج ادامه داشت که با بسیج محیط بانان و یگان حفاظت محیط زیست در میانکاله مهار شد، ولی وزش باد، موجب دامن زدن به این آتش سوزی شد و سرانجام خطای انسانی، منجر به از دست این ابعاد عظیم از مناطق ارزشمندی شد که تا پیش از این، بسیاری از مردم حتی نامش را نیز نشنیده بودند.
در برخی منابع تاریخی از این منطقه به عنوان مجمع الجزایر آشوراده متشکل از سه جزیره یاد شده است. گفته میشود با بالا آمدن سطح آب دریای خزر دو جزیره کوچک انتهای آشوراده در آب فرو رفتند و اینک تنها یک جزیره از آن مانده است. جزیره آشوراده با آب و هوای معتدل در غرب بندر ترکمن است و تا سالها پیش با امکاناتی چون پاسگاه ژاندارمری، شرکت تعاونی روستایی، مدرسه راهنمایی، مغازه، مسجد و حسینیه بیش از هزار تن سکنه داشت که به مشاغل دامداری، کارگری، پیشه وری و ماهی گیری مشغول بودند؛ اما با وقوع سیل در سال ۱۳۷۲ این جزیره خالی از سکنه شد.
{$sepehr_album_14076}
در رخدادهای اخیر، بخش وسیعی از این جزیره نابود شد؛ اما این حادثه در قالب چند خبر نقل قولی و در حاشیه مورد توجه قرار گرفت، حال آنکه واقعه رخ داده، یکی از بزرگترین آتشسوزیهای اینچنینی بود و اگر در بسیاری از دیگر کشورها رخ میداد، گزارش لحظه به لحظه رسانهها را در پی داشت. با این حال، رسانههای مهم و تأثیرگذار کشور هر روز بیش از پیش اقدام به تمرکزگرایی در پایتخت میکنند، تا آنجا که آتش سوزی یک پاساژ در پایتخت جنجال آفرین و به تیتر روزنامهها بدل میشود، ولی چنین آتش سوزی وسیعی از نگاه رسانهها دور میماند.
این اتفاق تلخ اما برای نخستین بار نیست و پیش از این در حوادث گوناگون شاهد چنین برخورد دوگانهای بودهایم و متأسفانه برخی چالشها نظیر ریزگردها، خشکسالی، آلودگی هوا و... تا به فضای پایتخت و یا کلان شهرهای کشور نرسد، اساساً دیده نمیشود و تنها در هنگامهای که پایتخت با چنین وضعیتی روبه رو میشود، رسانهها در صدر اخبار و به شکل گسترده به ماجرا میپردازند. البته در این زمینه استثناهایی چون سیل و زلزله و حوادث اینچنینی هستند، ولی در ارتباط با سایر رویدادها، معمولاً این تمرکز افراطی رسانهها بر وقایع پایتخت مشهود است.
البته شکی نیست که وقایع رخ داده در کلان شهرهای کشور و به ویژه پایتخت از اهمیت ویژهای برخوردارند و بخشی از تمرکز رسانهها منطقی است و در دیگر کشورهای نیز این تمرکز وجود دارد؛ اما وقتی بزرگترین وقایع سایر نقاط کشور، جایی در میان اخبار مهم رسانهها نمییابد و جریان ساز نمیشود، این تمرکز جنبه افراطی مییابد و باعث میشود، بیشتر مردم ایران و به ویژه تصمیم سازان و تصمیم گیران که در پایتخت حضور فعالی دارند، از برخی حوادث مهم کشور بیاطلاع یا کم اطلاع بمانند و یا در جریان ابعاد حقیقیِ این حوادث قرار نگیرند.
این روند عملاً باعث شده که در سیاست گذاریهای کلان، بسیاری از چالشهای مهم خارج از شهرهای بزرگ یا دیده نشوند و یا بسیار کمرنگ مورد توجه قرار گیرند و تمرکز افراطی رسانهها، عملاً به تنظیم و تصویب قوانین و اعمال شیوههای مدیریتی منجر میشود که بسیاری از چالشهای خارج از شهرهای بزرگ در آنها نادیده گرفته شده و تنها در مقاطعی چون حادثه بزرگ اخیر، عوارض چنین کمکاری رسانهای نسبت به حوادث نقاط خارج از کلان شهرها آشکار میشود.
در چند سال اخیر، برخی رسانهها موردی به چالشهای جدی در شهرهایی که در زمره کلان شهرها به شمار نمی روند، پرداختهاند اما شکستن این فضای متمرکز رسانهای با چنین حرکتهای موردی تغییر نمیکند و عزم جدی رسانهها را میطلبد؛ رسانههایی که فروش اندکی دارند و شاید یکی از دلایل برخوردار نبودن از مخاطب میلیونی، بی توجهی نسبت به بخش وسیعی از مردم و حوادث کشور است که در شهرهای بزرگ قابل دیده نمی شود. آیا در دوران پیش روی، شاهد تحولی در این حوزه و تغییر این فضا خواهیم بود؟
1




تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بخشی از جاده فیروزکوه که در استان تهران است کاملا چهاربانده است، و وقتی به مازندران می رسه ناقص می شه.
در اختصاص بودجه برای یک مسیر ارتباطی یکپارچه بی عدالتی وجود داره. در موارد دیگه چه انتظاری هست؟
دلیلش این هست که فقط پایتخت (تهران) برای مسئولین مهم هست. جای تأسف و تفکر داره.
همه کارها را در تهران متمرکز کرده اند
از چند سال قبل، عده ای به دنبال اجرای پروژه های ساخت و ساز و ایجاد تأسیسات گردشگری ! در منطقه بودند که تا کنون محیط زیست استان گلستان به سبب آسیب های زیست محیطی ناشی از آن، با این موضوع مخالفت می کرد. «بحمدالله»! به برکت این آتش سوزی وسیع و نابودی گونه های نادر جانوری و گیاهی در جزیره، محیط زیست دیگر بهانه ای برای مخالفت با پروژه های پرسود تأسیسات گردشگری نخواهد داشت.
راستی، در جریان این آتش سوزی، در عرض 48 ساعت، یک گونه منحصر به فرد جانوری (اسبچه خزر)، منقرض شد! مبارک باشد انشاالله!
تاسف بر انگیز است /
اخبار محیط زیست کلا گم هستن تابناک جون. کی به فکر جنگلهاست. کی به فکر رودخونه ها و خزر و کوهستانه؟ هرجا رو نگاه میکنی زباله هست
متاسفم
قدر منابع ارزشمند خودمون رو نمی دونیم
چقدر بده ندونی دور و ورت چی میگذره
با سلام تشکر از تابناک بابت پوشش خبر و اظهار گلایه شدید از دیگر رسانه ها.من اهل بندر ترکمن هستم و کارشناس ارشد مراتع و جنگلداری و بیشتر از صد بار رفتم جزیره اشوراده.موقه اتش سوزی هم واسه کمک کردن رفتم جزیره و ب چشم دیدم چ گونه هایی رو از دست دادیم.گونه های گیاهی ک نابود شد ولی میشه با برنامه دراز مدت برگردوند ولی گونه های حیوانی ک بدون منابع غذایی شدن رو چیکار کنیم.کاش عمق فاجعه رو درک میکردیم.بقیه رسانه ها روزو شب در مورد برکناری مربی فوتبال مینویسند ولی اینجا حیات داره نابود میشه و ملتمون رو هم بیخبر میزارند.
کافیست یک آتش سوزی جزئی در کالیفرنیا اتفاق بیفتد. ؛ آنوقت ببینید صدا و سیما چگونه آنرا پوشش میدهد.
خیر برادر من ... خبر گم نمیشه... دوستان در رسانه های داخلی انقدر اینجور اخبار براشون بی اهمیت و پیش پا افتاده هست که با خودشون میگن سوخت که سوخت به درک... اونوقت میگن ملت چرا تلویزیون بلاد کفر رو مگاه میکنند... برید خودتونو طرز فکر عصر حجریتونو درست کنید.
واقعا چرا در ایران تا به این حد به محیط زیست بی توجهی میشه.؟الودگی دریا و دریاچه ها .خشک شدن انها و سوختن جنگل....ایا واقعا وقت ان نرسیده مسولین با برخودی قاطع و سریع چاره ای برای این مشکلات کنند.
واقعا درد دل ما رو گفتی ! حوادث تهران فقط مهمه !
خانم ابتکار کجایید!!!!!!
انشاله بزودی شاهد ساخت برج و ویلا در انجا خواهیم بود
واقعا تمرکز امکانات و مخصوصا شبکه های تلویزیونی صدا و سیما در تهران مایه تاسف است. صدا و سیما هر روز یک شبکه جدید با هزینه بالا راه اندازی میکند اما به شهرستانها هیچ توجهی ندارد. برای نمونه در کردستان عراق شهر کوچک رانیه با پنجاه هزار نفر جمعیت چهار شبکه تلویزیونی و چندین شبکه رادیویی دارد. اما ما در شهرستان بوکان حسرت به دل مانده ایم که یک بار نام شهرمان را از صدا و سیمای حتی استان خودمان بشنویم. چرا نباید شهری مانند بوکان با 250 هزار نفر جمعیت اقلا یک شبکه رادیویی داشته باشد؟ چرا این همه به وضع رسانه در شهرستان ها بی توجهیم. امسال سال فرهنگ با مدیریت جهادیست، سایت وزین تابناک بر شما واجب است مطلبی در این زمینه بنویسید.
همه چيز براي برج سازان تهراني اماده است.
آقای محترم تابناک
جزیره آشورده رسما و شرعا متعلق به بندر ترکمن هستش نه بهشهر
مغرضانه موضوعی رو عکس جلوه نکن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.