سه دلیل بر آمده از حادثه سانچی برای «ملی» نبودن شرکت نفتکش ایران!
حادثه سانچی و غرق شدن این نفتکش غول پیکر پس از هشت روز سوختن، در کنار همه ابهاماتی که به دنبال داشت، سوالاتی در افکار عموم به وجود آورد که پیش از این مطرح نشده بودند. سوالاتی مهم که اکنون بهترین زمین برای پاسخ دادن آنهاست!

به گزارش «تابناک»، از نخستین ساعاتی که خبر وقوع تصادف سانچی با یک کشتی دیگر در آبهای دریای چین مخابره شد، بسیاری چشم انتظار اظهار نظر وزیر نفت در این خصوص بودند. انتظاری که جامه عمل نپوشید تا برخی نقد زنگنه را در دستور کار قرار دهند و بابت بی توجهی وزیر نفت به آتش گرفتن نفتکش کشورمان و سرنوشت خدمه آن، به وی بتازند.
انتقاداتی پرشمار که بالاخره مسئولان وزارت نفت را بر آن داشت که به ماجرا واکنش نشان دهند. شفافسازی به کمک اطلاعیهای که در بخشی از آن آمده: «افکار عمومی اطلاع نداشت که شرکت ملی نفت کش در سالهای گذشته و در جریان خصوصیسازی از شرکت ملی نفت ایران منفک شده و ۶۶ درصد سهام آن به هلدینگ شستا و صندوق بازنشستگی کشوری از زیرمجموعههای وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی واگذار شده و ۳۴ درصد باقی مانده در اختیار صندوق بازنشستگی نفت قرار دارد و به همین دلیل وزارت نفت یا شرکت ملی نفت ایران قانوناً نمیتواند دخالت موثری در اداره شرکت ملی نفت کش داشته باشد.»
از اینجای ماجرا به بعد بود که همگان دریافتند که چرا زنگنه، وزیر نفت در این خصوص اظهار نظر نمیکند و به جایش ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیگیر حادثه سانچی و ابعاد آن است. وزیری که هیچ ارتباطی با نفت و نفتکش نباشد داشته باشد، اما بزرگترین شرکت نفتکش جهان در زیرمجموعه اش قرار دارد. نه در زیرمجموعه اش، که در زیرمجموعهی زیر مجموعهی زیرمجموعه اش!
بله درست خوانده اید؛ شرکت ملی نفتکش ایران در زیرمجمعه چند هلدینگ در زیر مجموعه سازمان بازنشستگی کشوری و شرکت سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) قرار دارد که این دو نهاد یکی مستقیما و یکی به واسطه سازمان تامین اجتماعی در زیرمجموعه وزارت خانهای که ربیعی وزیر آن است قرار دارند. ارتباطی با چند واسطه که همین نکته برای تعجب از «ملی» خواندن شرکت نفتکش کفایت میکند، اما علاوه بر آن نکات مهم تری نیز مطرح است. نکاتی که نشان میدهد این شرکت یا «ملی» نیست و باید این قید از نامش حذف شود و یا «ملی»ست که در این صورت میبایست تغییراتی در روند اداره آن به وجود آورد.

یک: وزارتخانه یعنی چه؟
نخستین اشکالی که به این ماجرا وارد است، از تعریف وزارت خانه و کابینه بر میاید. اینکه بر چه اساس وزارت خانهها از هم تفکیک شدهاند و یکی "جهاد کشاورزی" لقب گرفته و یکی "نیرو"؟ مگر غیر از این است که بر اساس ماموریت وزارتخانههای مختلف را تشکیل دادهاند و مثلا امور آب و فاضلاب را به وزارت نیرو سپردهاند که سدسازی هم از جمله ماموریت هایش است و کشت و زرع و مسائل پیرامونی آن را به وزارت کشاورزی؟ اگر این گونه است، چگونه نفتکش به وزارت تعاون، کار و رفاه سپرده شده است؟ آیا میتوان شرکت ملی حفاری را از وزارت نفت گرفت و به وزارت ارتباطات داد یا سازمان نوسازی مدارس را به جای وزارت آموزش و پرورش به وزارت ورزش داد؟
سوالاتی که به نظر پاسخ دادن به آنها ساده است، اما نه برای مسئولانی که به سادگی شرکت ملی نفتکش را از زیرمجموعه وزارت نفت کنده اند و آن را به شکلی عجیب به وزارت تعاون چسباندهاند. بزرگترین شرکت نفتکش جهان که مدیرعامل و هیات مدیرهاش را نه وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، که رئیس صندوق بازنشستگی کشوری انتخاب میکند. آیا چنین شرکتی میتواند «ملی» باشد؟ شرکتی که اگر سودش با منافع شرکت ملی نفت یا دیگر زیرمجموعههای وزارت نفت تعارض داشته باشد، بعید است منافعش را زیرپا بگذارد و ملی عمل کند، به ویژه آنکه وزارت نفت هیچ اهرم فشار و نفوذی بر آن ندارد!
دو: حیاط خلوت یعنی چه؟
جدای آنکه وزیر نفت هیچ دخل و تصرفی در نفتکش ندارد و ارتباط موجود میان بزرگترین صادرکننده نفت در جهان با بزرگترین نفتکش جهان، تنها ارتباط مالی است (مشابه ارتباط نفتکش ایران با دیگر کشورهای فروشنده یا رابطه خریداران نفت ایران با شرکت ملی نفت کشورمان)، آنچه موجب میشود بیشتر به نامناسب بودن پیشوند «ملی» برای شرکت نفتکش ایران پی ببریم، شباهت این شرکت به حیاطهای خلوت مسئولان است. شرکتی که هیچ کدام از مسائلش شفاف نیست و به طبع آن، هیچ گونه نظارتی بر عملکردش وجود ندارد. این را میشود از یک جستوجوی ساده و میزان فرار مدیران این شرکت از هرگونه شفافیت دریافت که منجر به پدید آمدن اشکالی عجیب شده است؛ اینکه بزرگترین شرکت نفتکش جهان حتی یک سایت اینترنتی ندارد!
فقدانی که نشان میدهد این شرکت چقدر از حداقلهای شفافیت به دور است و در نتیجه، چه وضعیت مالیای بر آن حاکم است. درست مانند همه مجموعهها و شرکتهای ریز و درشتی که پس مجمعههای قانونی و دولتی قرار گرفتهاند و به واسطه دور بودن از نظارت نهادهایی، چون مجلس شورای اسلامی، تبدیل به حیاط خلوت مسئولان شده اند. حیاط خلوتهایی که انتصابات فامیلی و رفاقتی کمترین اشکال شان است و اغلب به انواع و اقسام فسادهای مختلف مبتلا هستند. گزارهای که البته نمیدانیم در خصوص شرکت نفتکش نیز قابل طرح است یا خیر و راهی برای پی بردن به آن هم نداریم چراکه هیچ گزارشی (ولو گزارشهای ناقص یا مخدوش) از عملکرد این شرکت در هیچ سالی در دست نیست!
سه: «ملی» یعنی چه؟
اما از همه این اشکالات مهمتر آنجایی به چشم میآید که در معنای «ملی» دقیق شویم. اینکه شرکت ملی چگونه شرکتی است و چه فرقی با شرکتهای دیگر دارد؟ سوالی که پاسخ به آن در منافع ناشی از فعالیتهای شرکتها نهفته است؛ اینکه منفعت شرکتهای ملی به عموم ایرانیان میرسد، اما شرکتهای دیگر برای نفع صاحبان خود تلاش میکنند. درست مثل شرکت ملی نفت ایران که کار استخراج نفت را عهده دار است و درآمد ناشی از کار آن به عموم ایرانیان میرسد و در مقابل، شرکت نفتکش ایران که هرچقدر هم سودآور باشد، تنها بازنشستگان کشوری، سرمایه گذاران تامین اجتماعی و در نهایت بازنشستگان وزارت نفت (سه مالک این شرکت که هر کدام یک سوم سهام شرکت نفتکش را در اختیار دارند) از محل آن منتفع خواهند شد.
اشکالی که در واگذاری این شرکت در راستای خصوصی سازی هم هویداست چراکه اساسا نمیشود شرکتی که عوایدش ملی است را واگذار نمود، در حالی که این شرکت پیشتر واگذار شده است. شرکتی که مدیرانش تشخیص میدهند کشتی هایشان را به کدام کشورها واگذار کنند، نه نهادهای حاکمیتی و بر این اساس، بسیاری از ناوگانش با پرچم دیگر کشورها در آبهای جهان تردد میکنند. اتفاقی که ممکن نیست در یک شرکت ملی رقم بخورد و دلیل رقم خوردن آن، (آن گونه که مدیران نفتکش در خصوص چرایی استفاده از پرچم پاناما برای سانچی بیان کردهاند) ارزانتر بودن این کار باشد، که برعکس، در عرصههای ملی هزینههای فراوانی صورت میگیرد تا پرچم کشور به اهتزاز در آید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام به سر دبیر محترم اخیرا با توجه به اکثر مطالبی که چاپ میکنید متوجه شدم که فضای انتشار نظرات هموطنان کمی باز تر شده و چه خوبه که بیشتر مطالب بجای اینکه از کانالهای تلگرامی به نظر مردم برسه از طریق سایتها و خبر گذاریهای رسمی چاپ و نشر بشود و اینکه مسئولین هم وقت گذاشته یه مطالعه ای بکنند که اگر واقعا بخواهند برای کشور کاری انجام بدهند بهترین اطلاعات و آگاهی را میتوانند از نوشته های مردمی کسب کنند.
حال میرسم به تیتر تابناک:
دوستان هم وطن کم و بیش مطالبی را در ارتباط با ملی نفتکش گفتند که صحیح و ناصحیح مخلوط شده که بطور خلاصه بشرح ذیل عرض مینمایم قبل از هرچیز باید بگم اصلا اهل سیاست و سیاست بازی نیستم چه اصول گرا چه اصلاح طلب ، مطالب من بازگو کننده روند جاری در چند سال اخیر و ضررهایی که به منافع ملی وارد شده.
1- در زمان دولت اصلاحات فروش نفت داشتیم اما به قیمت بسیار پائین بطوری که ایتالیا 6 ماهه نفت ما را پیش خرید میکرد و به موازات آن بودجه کمی حاصل میشد و بدهکاری دولت بیشتر به تامین اجتماعی و بازنشستگی بیشتر.
2- از آنجایی که بازنشستگی زود رس یا قبل از موعد باب شده بود ( جهت باز نمودن مسیر کار برای نیروهای جوانتر ) درامد صندوق و تامین اجتماعی ضعیفتر گردید .
3- برای جبران چنین مسئله ای شرکت ملی نفتکش چون در آن زمان بصورت حرفه ای اداره میشد درامد زا بوده لذا با استفاده از اصل 44 ( بر خلاف طبیعت ذاتی این اصل) سهام این شرکت بین سازمانهای زیر مجموعه دولت بصورت دیون دولتی واگذار گردید واز این زمان افتاد مشکلها .
4- از آنجایی که در شروع و ادامه دولت اصول گرا این شرکت بین شرکتهای زیر مجموعه وزارت کار ( شستا- بازنشستگی کشوری - تامین اجتماعی) تیکه پاره شده و هئیت مدیره های مختلفی ایجاد و هر کدام از اعضاء هئیت مدیره وامداره مسئول بالاتر بودند بنابر این سفارشات بکار گیری خواص شروع شد حال به عنوان مشاور رئیس یا مدیر داخلی که اولا هیچ تخصصی نداشتند یا اگر داشتند بی ربط با طبیعت ذاتی شرکت ملی نفتکش
5- حال تصور کنید شرکتی که ناوگانش در این 5 سال اخیر اضافه که نشده کم هم شده ولی پرسنلش حدودا 150 نفر به اشکال مختلف زیاد شده آن هم در سطح مدیریت که انتظار حقوق بالا دارند ، جالب است بدانید آنهایی که بعنوان مشاور هستند خودشان به راهنمایی بیشتر نیاز دارند !! ( از بازنشسته وزارت اطلاعات ، بازنشسته وزارت نفت بالای 70 سال سن ، بازنشسته وزارت خارجه و....در هئیت مدیره). و کارمندان پائین دست الا ماشاالله .
6- با توجه به نکات بالا آیا میخواهید انگیزه کارمندان اصلی شرکت به چه صورت باشد ( زحمت گل را بلبل کشید اما فیض گل را باد برد) کارمندان ارشد با تجربه و محارت کاربردی در گوشه نشسته اند و نظاره گر که آقای رئیس بی تخصص بفرمایند چه کنند .
7- در پایان عرض کنم که با چنین روشهایی آیا نمیخواهیم درک کنیم اثرات مدیریتهای اشتباه و کشتن انگیزه شایستگان این صنعت اثراتش را در لایه های پائینی به شکل حادثه ببینیم .
8- همانطور که جناب آقای جهانگیری فرمودند مدیران رانتی آویزان زیادی داریم که الان فقط عافیت طلب هستند این شرکت را خراب میکنند بعد با رانت میشوند مدیر سازمان دیگر یعنی زاتا" مدیر بدنیا آمده اند
سر دبیر محترم سعی کردم مطالب را طوری بنویسم که چاپ کنی وگر نه مسایل وحشتناک تر و دقیق تر از این هست اگر چاره ای اندیشیده نشود مجور میشوند باز سهم های بیشری واگذار و ...!!
کشتی که نفتکش خورده کجاست وکجایی بوده ایا نباید خسارت بده
اینجا، ایران هیچ چیز ملی نیست.
یا میلی
یا ملا
یک سوال . چرا نام کشتی سانچی بود؟ اصلا سانچی یعنی چی ؟ اگر گفته شود چون پرچم پاناما داشته اسم کشتی بایستی اسم خارجی باشد یک دروغ محض است .
در مورد پرچم پاناما گفته می شود این یک رسم عادی است و خیلی از کشورها از پرچم کشورهای دیگر استفاده میکنند . بله درست است ولی هیچ شرکت کشتیرانی که متعلق به دولت باشد اجازه نمیدهد که کشتیهای ان شرکت پرچم یک کشور دیگر را افراشته کند. بلکه تعداد کشتیهای زیر یک پرچم افتخار و امتیازی برای ان کشور در مجامع بین المللی میباشد. مسیله ایی که میگویند عادی است در مورد شرکتهای خصوصی در یک کشور میباشد که میتوانند در جهت تسهیل کارها و فرار مالیاتی از پرچم یک کشور دیگر استفاده کنند.
لطفا بررسی کنید چرا اسم کشتی سانچی بود؟
یک گزارش هم در مورد کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران تهیه کنید و ببینید انجا چه خبر است..............و همینطور در مورد کشتیرانی ایران و هند که بعد از 40 سال فعالیت بدست اقایان در جهت منافع شخصی تعطیل شد.
با خواندن این مقاله از خودم می پرسم آیا واقعا نویسنده مقاله و بسیاری از افرادی که کامت گذاشته اند با این شرکت و دلیل برخی از عملکرد های آن آشناهستند؟ از افراد بالا یک نفر از خود سوال نمی کند که این شرکت در زمان جنگ و تحریم ها چطور اقتصاد کشور را به عنوان تنها حمل کننده نفت زنده نگهداشت؟ چه هزینه های برای این کار داد؟ شما می دانید اخیرا به مدت چند سال سازمان بازرسی کشور در این شرکت فرد مستقر داشت؟ می دانید این شرکت به واسطه سهامداران متعدد خود هر سال مورد حسابرسی دقیق دولتی است؟ حادثه اخیر بزرگ است و باید دلایل آن روش شود که می شود بلکه چهار کشور بطور مستقل در مورد آن تحقیق می کنند. ولی متاسفانه در داخل هنوز عده ای دنبال کشف موشک خوردن کشتی و مقصد کره شمالی آن هستند و با نوشتن مقالاتی مثل مقاله بالا فضا را غبار آلودمی کنند، اگرچه برخی موارد را بدرستی مطرح ولی عمدا آدرس غلط داده و مخاطبین را گمراه می کنند. تا کی باید هرکسی هرچیزی را که دلش می خواهد به مردم بخوراند و مورد پیگیری قرار نگیرد. صادقانه بگوییم بسیاری از این آدرس های غلط منافع ملی را نابود کرده وملت را بهای آن را در نهایت می پردازند.
تابناك جون بازم نظرسنجي بذار
بانظرسنجي هات خيلي حال ميكنم و بسيار به واقعيتهاي جامعه نزديكه
تابناك يه مدته بي شيله پيله حرف دله مردم رو ميزني نكنه يه وقت پايكوتت كنن
آقای تابناک!! شرکت نفت هیچوقت ملی نبوده و هیچوقت هم ملی نخواهد شد2 این استدلال که چون فلان شرکت بجای یک وزارتخانه زیرمجموعه وزارتخانه دیگری است چه ربطی به ملی بودن یا نبودن ان دارد..یعنی فقط وزارت نفت ملی است!!!؟؟؟ 3 زمانی که این تغییرات انجام شد تابناک در خواب ناز بوده و پس از یک دهه از خواب بیدار شده4 فرمایش شما این است که رییس جمهور هاله نورتان که میخواست نفت را سرسفره مردم بیاورد نه تنها اینکار را نکرد بلکه انرا از ملی بودن هم دراورد و محفلی و خصوصی اش کرد
جالب بود مگه چی سرجاشه که این یکی باشه هرارگانی برای خودش حکومتی جداگانه درست کرده مثل افسانه جومونگ که هرکه یه کشورتشکیل میداد اونوقت ماواقعا قانونم داریم خداوکیلی؟؟؟؟؟؟
در كشور ما چه چيزي ملي مانده كه شركت نفتكش آن ملي باشد
خوبه که یکی پیدا شده کار های این شرکت رو پیگیری میکنه. خدا خیرتون بده تابناک، البته اون همه اطلاعات راجع به خرید کشتی قراضه ها از دلال یونانی توسط شما و خوانندکان تابناک درج شد و حتی یک نفر از دولت پیدا نشد که پیگیری کنه.
اولا: واگذاری این شرکت به پیشنهاد اقای زنگنه و با مصوبه دولت اصلاحات انجام شده و حالا وقتی میکن در دولت قبلی این تصمیم گرفته شده برداشت دیگه ای میشه که درست نیست
ثانیا : اینکه مالک یه شرکت کدوم سرمایه گذار باشه خیلی مهم نیست، مهمتر اینه که هییت مدیره و مدیران ارشد دارای علم و صلاحیت و توانایی اداره این مجموعه مهم باشند، یکی دوبار هم که افراد سالم و لایق اومدن تو هییت مدیره و شروع کردن به بررسی اوضاع زود زیر ابشون رو زدن
ثالثا: اگر این شرکت و بقیه شرکت های مهم دولتی واقعا خصوصی شده بودند و نه حیات خلوت و صاحب مال بالای سرش بود و با دلسوزی مراقبت میکرد وضعشون اینجوری نمیشد
چرا سند کل کشور را یهو بنام چنتا هولدینگ نمی زنید تا حداقل .............
تالنام عزیز ؛ نهادهای ملی ، رسالت و ماموریتشان کمک به رشد و توسعه ملی است ...مثل شرکت ملی نفتکش ایران و کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و شرکت هواپیمایی ایران ایر و امثالهم ....
اما ، با کمال تاسف ، نهادها مذکور که سرمایه های ماندگار ملی هستند را به ظاهر تبدیل به بنگاه های مثلا اقتصادی کردند و ریشه اونها رو از جایگاه منطقی خودشون کندند و ترتیب خشکانیدن و نابودی اونها رو فراهم کردند ...
تابناک عزیز ،ساختار بنگاه ملی برای انجام فعالیت پر پیچ و خم و آلوده و فاسد فعالیتهای تجاری اقتصادی مناسب نیست ...و قطع یقین در مچ اندازی با بازیگران تجاری اقتصادی آزاد دچار آسیب جدی به هزینه اقتصاد ملی میشود ...درست مثل سانچی ...
البته ، سوء استفاده کنندگان از. این وضعیت ، در کوتاه مدت سودهای هنگفت شخصی می برن و در بلند مدت ، اقتصاد کشور باید خسارات هنگفت بجا مانده را تحمل کنه .
تابناك شماچراگله مى كنى؟ اكثرمديرانشون كى هاپشت انتخابشون بودن؟ باكمترين تجربه پستهاى معاونت مى گرن وظرف چندسال مديركل و....طرف مديركل سازمان بنادرهرمزگان بوده بعد رفته نفتكش بعد...
بعدم چه نظارتى كه تويه اداره بطورمثال طرف خدمت نظام وظيفشو اومده تو اون اداره قسمت حراست بعددوسال شده مسئول حراست بعد٦ سال شده معاون مديركل! جالبه دوتامعاونت هاش هردوشون قبلش مسئول حراست بودن بعدنفر ديگه با٢٧ سال سابقه خدمت بايدصبح ساعت٧ كارت بزنه تا٢/٥ بعدآقايون باماشين اداره ومنزل سازمانى وحق ماموريت و... مستمع آزادباشن وبه ريش بقيه بخندن، فجايع ازهمين جاهاشروع ميشه كه ادارات وسازمانهاميشن ارث پدرى برخى ... به سازمان بازرسى اعلام مى كنى آب ازآب تكون نمى خوره چون همه خودى هستن
الان تابناك پيام ميده: كاربرمحترم نظرشماغيرقابل انتشاراست.....
با واگذاری شرکت نفتکش به صندوقهای بازنشستگی ، خوبه که هنوز شرکت نفت بهش بار میده و نمیگه برو دنبال بار بگرد و دور دنیا برای دیگران حمالی کن ....!!
دیدید موسی و عیسی چطور نوشته و خوانده می شوند ؟ این ملی هم همونجوره!!!
نکنه سركار باشيم یعنی شرکت ملی نفتکش زیر مجموعه یک سازمان است
اکنون مشخص شده که چرا ،بازنشستگان کشوری ،دچار فقر شده اند که حتی در سال ۹۵ تعدادی از آنها خودکشی نمودند ؟ مگر صندوقی که از آن نام میبرید ،در اختیار دولت نیست؟ حقوقهای چند ده میلیونی وپاداشهای چند صد میلیونی حداقل ده سال گذشته را بررسی کنید ،؟ چند سال است صدای بازنشسته ها بلند شده واز فقر و تنگنای معیشتی فریاد میزنند؟ هزاران میلیارد پولی که متعلق به بازنشسته ها بوده را بین خودیها تقسیم نموده اند، و این موی سپیدان ،خمیده قامت که بار ،انقلاب ،وجنگ و بازسازی کشور را بدوش کشیده اند ،بعد ار سی سال خدمت ،با صداقت و پاکدستی اکنون برای حقوق پایمال شدهٔ خود باید در جلو مجلس و دفتر ریاست جمهوری ،و سازمان برنامه ،و بودجه تجمع کنند ،آیا این ننگ بزرگی نیست برای حمهوری اسلامی که همهٔ مسولین آن از صدر تا ذیل متهم به فساد ،و دزدی ،و اختلاس هستند ؟ اگر وزیر تعاون ،و کار ،ورفاه ،که سه پست بسیار مهم ،و بزرگ است ،به وظایف خود عمل میکرد و تنها بفکر رفاه ،و معیشت بازنشسته ها بود ،بصورت اتپماتیک وار کار هم ایجاد میشد ،این ادغامهای بی مسمایی که هیچ سنخیتی با هم دارند ،و ذاتا متضاد هم هستند ،را فقط مغز گندیده های جمهوری اسلامی میتواند ،بهم پیوند بزند ، مثل ،ادغام ،راه ،با مسکن وشهرسازی و یا جهاد ، و کشاورزی ،و یا بسیج و سپاه پاسداران ،ویا شهر بانی ،و ژاندار مری ،و یا همین سه وزارت خانه که نه شتر است ونه مرغ ،تعاون ،، کار ،، رفاه اجتماعی ؟ و صنعت ،، معدن ،، تحارت ، همهٔ اینها مانند ،مثلا معروف است که ..( گوز ،چه ربطی به شقیقه دارد ) که مسولین جمهوری اسلامی حتما ،ربطش را پیدا کرده اند ، ،، وزارت ،، ورزش ،،و جوانان ، مگر همهٔ دغدغه جوانان ورزش است؟ جوان کار میخواهد ،مسکن میخواهد ،ازدواج میخواهد ،کدام یک از اینها به ورزش ربط دارد؟ یا صنعت ،که به قطعات ،و مواد اولیه ،و تکنولژی نیاز دارد ،به تجارت ،که ارزاق عمومی ،والبسه ،و لوازم زندگی را بعهده دارد ربط پیدا میکند ،( برنج ،و روغن نباتی ،وقند و شکر ،گوشت ،ومرغ ،وتخم مرغ ،و امثالهم چه ربطی با صنایع ماشین آلات دارد ،معدن که از دوبخش اکتشاف واستخراج شکل میگیرد ،جه رابطه ای با مسایل ذکر شده دارد ،) اگر چه این گونه عملکردها نوعی تقسیم سرمایهٔ کشور است بین مسولین ،اما تنها نابغه گری مغزهای فسیلی ،و گندیده شدهٔ مسولین جمهوری اسلامی قادر است ،بخوبی ملتی را نابود کند ،و به فقر ،و فساد وسایر ناهنجاریهای اجتماعی بکشانند؟،،،،بازنشسته ای که حقوق آن ،هزینهٔ نیمی از ماه را کفایت نمیکند ،چه حرمتی در خانواده وجامعه میتواند داشته باشد ؟ وقتی یک مسول نهاد نظارتی ،هزار میلیارد را پول تو جیبی میناند ،پس چگونه میتوان انتظار حمایت مردم از حکومت را داشته باشید ؟،،،،
خوب نفت و مشتقاتش رو بین خودشون تقسیم کردند
ملی یا غیرملی در هردو حالت چیزی به ملت نمیرسه، برای همین کسی به خودش فشار نمیاره تا تفاوتشو بدونه. شما هم به خودتون فشار نیازید
متاسفانه هیچ چیز ملی ای وجود ندارد.
همه چیز بین فک و فامیل و رفقا تقسیم شده است.
خیلی چیزها توی مملکت هست که برچسب ملی خورده ولی اصلا ملی نیست!
تو این شرکت، مظلوم تر از دریانورد، خودشه. پس از 16 سال دریانوردی و حضور در سه تا اتش سوزی، با دیسک کمر و دیسک گردن، قطع حقوق شدم و تهدید به تسویه شدم.... کسی که سهم خودش رو از پویا بودن ماموریت کشتی عا، در راستای اهداف اصلی این شرکت ادا کرده و حالا که دچار کاهش توانایی اجرایی در کشتی ها ناشی از امراض جسمی و روحی شده، به حال خودش را شده و بعد از 16 سال حتی یک مسئولیت ساده هم بهش محول نمیشه. حقوقم قطع شده و مجبورم هزینه های درمان و معیشتم رو با مسافرکشی تامین کنم درحالیکه، افراد سفارش شده از ارگان های دیگه، بعضا با مدارک نامربوط و بدون تجربه دریانوردی در همه جای پست های ستادی، فقط حضور فیزیکی دارن و سعی میکنن با شانس و اقبال روز کاریشون رو به شب برسونن. امار گیری کنید ببینید چند حادثه اتش سوزی ، تصادف و .... قبل از سانچی وجود داشته که به روش پنهانکاری مرهم گذاشته شده.
سرزمین عجایب
لطفا در رابطه با شرکت های زیر نیز بررسی مشابهی انجام داده (با پول چه اشتخاصی ساخته شده و با چه روندی واگذار شده اند-موضوع شفافیت مالی و گزارش های مجامع عمومی آنها و مطابقت آنها با واقعیت) و رسالت روزنامه نگاری خود را آشکار سازید:
1- شرکت رجا
2- خطوط کشیرانی جمهوری اسلامی ایران
3-پتروشیمی آبادان
4-نیروگاه حرارتی طوس
5- نیروگاه حرارتی تبریز
6- پتروشیمی امیرکبیر
7-پتروشیمی خراسان
8- پتروشیمی فجر
افسر باتجربه نفتکشم. 4 سال بورسیه بودم و 16 سال دریانوردی کردم. دچار دیسک کمر و گردن شدم. حاضر نیستن، شرایط جسمیم رو در نظر بگیرن و یه قسمت مناسب دیگه از تجربیاتم استفاده بشه و حقوقم قطع شده و تهدید به تسویه شدم. اما میبینی که افراد سفارش شده با مدرک نامربوط و نداشتن تجربه دریانوردی، با نامه فلان نماینده و فلان ارگان، در انواع پست های پایین تا بالا یک در میون، مشغولند . به شخصه در سه تا اتش سوزی حضور داشتم. اگه شرکت واقعا خصوصی بود و افراد زبده و باتجربه و اگاه سر کار بودن، با همون اتش سوزی اولی که حضور داشتم، یه فکر اساسی برای جلوگیری از اتفاقات شوم بعدی و جلوگیری از تلفات و نابودی سرمایه و ابروی شرکت میکردن. با کوچکترین ارزیابی و تحقیق از تحصیلات و تجربیات پرسنل ستادی نفتکش متوجه میشید که چه خبره.....
هیچی نمی گم چون خسم و خاشاکم...
ظاهرا کل مملکت تقسیم شده بین فک و فامیل و دوست و آشنا !!!
الان که قراره بنگاهای اقتصادی نظامیها به بخش خصولتی خودشون واگزار بشه به نوعی همون دور زدن تحریمهاست
آقا. خانم روزی دو بار فاتحه بخوانید یکی صبح اول وقت ویکی هم آخر شب.
جهت توجه تابناک:بهبه،عجب مسئولان خوبی،عجت برنامه ریزی های مناسبی.خدارا شکر .ما چقدر خوشبختیم.هر کس غیر از این فکر کند نادان است.
کشور داری ب این راحتیا نیست
ثانیا پرچم کشتی های نفتکش به دلخواه پرچم پاناما و سایر بنادر غیر ایرانی نشد. بلکه در پروسه تحریم ایران بواسطه دخالت کشورهای غربی و سازمان ملل شرکت ملی نفتکش برای ادامه حیات و داشتن اجازه ورود به بنادر جهان ناچار از دست شستن از استفاده از پرچم ملی شد. اولا، تنها نفتکش ملی نیست که به صندوق های بازنشستگی واگذار شد. هواپیمایی جمهوری اسلامی و همینطور شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی به هکذا!!
تابناک خوب میزی به کوچه علی چپ خودتو ناقلا من چندروزپیش که اقای روحانی تو رسانه ملی قرار بود صحبت کنه درمورد طرح سوال از ریس جمهور گفتی چی میپرسی گفتم ازش بپرس بعد انکه اقای مسدق نفت رو ملی اعلام کرد هنوز اون قانون پابرجاست یا نه یا به عدهای ناکارامد وگذار کردن مثل اون قراداد کرسنت مطلب منو نذاشتی
این نه اولین بار نیست که از این روشها با پوشش خصوصی سازی عده ای خصوصی خواری فرموده اند
وقتی شرکت مخابرات ایران را به همراه ودایع اخذ شذه از مردم یعنی امانت ملت به دولت خصوصی کردند و پول ناچیزی را ده ساله از خصوصی خوران برای واگذاری سهام گرفتند که حتی کمتر از اصل مبلغ ودایع بود هیچکدام از دستگاه های عریض و طویل و پر هزینه هیچ ایرادی نگرفتند. حالا یک نفتکش چه قابلی دارد که نویسنده محترم اینهمه غصه این دارائی ناچیز را بخورد اگر واقعا قصد دارید برای ملت دلسوزی کنید حد اقل برید دنبال پس گرفتن ودایع ملت از مخابرات هر چند که ده سال ا ست اتحاد مبین که سهامداران ان همه گردن کلفت بوده و هستند.و اگر نمیدانید به یک کشتی حادثه دیده گیر ندهید .
خصوصی سازی هم یکی از شاهکارهای جمهوری اسلامی است
تردد با پرچم دیگران هم شاهکاری دیگر
کشور اینچنین خار...
خصوصی سازی که از زمان هاشمی در کشور شروع شد و تا حالا ادامه داره کشور رو به این وضع کشونده. در شرایط تحریمی که ما در 40 سال گذشته برای خود ایجاد کردیم چه کسی در این کشور توانایی فعالیت خصوصی دارد. تمامی شرکت های خصوصی سازی شده در 20 سال اخیر یا تعطیل شده اند و یا تبدیل به انبار شده اند.
انچه را گفتی متین بود ولی حالا چرا
فساد در فساد!!! فساد بیداد میکنه!
تازه بعد از اینهمه سال .کمکم متوجه میشبم فاکتورهای توسعه چی هست .چرا خیلی از کشور ها توسعه یافته هستن وما همچنان اندر خم یک کوچه ایم.
ديگه فساد همه جاي ايران را گرفته، نفت، بانكها، فوتبال، شهرداري ها، اداره هاي ماليات...
البته تو بند سوم یک سری مطالب از سر بی اطلاعی از امور دریایی نوشته شده، ولی در کل این شرکت شرکتی نبود که بدنش به وزارت رفاه این در بدترن حالت باید به وزرات راه واگذار میشد... ولی متاسفانه انگار وزرات خونه طلبشون رو از هم وصول میکنن .... از این جیب به اون جیب.... مسخره کردن خودشون رو...
فقط وادادگی و انفعال شدید در مقابل چینیهای ............ کم داشتیم که تدبیریها اونم بنحو احسن انجام دادن
تابناک دلت خوشه ها!
آموزش پرورش داره تجارت میکنه... صنعت و معدن داره کشاورزی میکنه... جهادکشاورزی داره راه میسازه... وزیر مسکن داره با خبرنگار جنگ میکنه... سپاه داره مسکن میسازه... وزیر کار هم بذار کشتی برونه!...
رییسش کیه؟
هزينه اهتزاز پرچم عزيز كشورمان در زمان كاغذ پاره ها تحريم ناوگان شركت نفتكش بود و هيچ شركتي اجازه صدور بيمه نامه براي تانكرها را نداشت. براي دور زدن تحريم ها و حفظ صادرات نفت ايران پرچم ها تغيير داده شد، كم لطفي نفرماييد به كاركنان زحمت كش اين شركت.
هنوز هم بخش اعظم پرسنل اين شركت استخدام رسمي وزارت نفت هستند، به دليل بدهي دولت به اين صندوق ها، شركت و داراييهايش به صندوقها واگذار شد. رشد عظيم ناوگان نفتكش بعد از واگذاري صورت گرفت و اين شركت رو به بزرگترين ناوگان حمل نفت و فراورده ها در دنيا تبديل كرد!
تعجب نکن تابناک جان. چیز جدیدی نیست اینجا ایرانه. این یکی از هزاران هزار گندی هست که مسولین به بار آوردن. فقط چون جهانی شده دیده شده.
این خصوصی سازی یا بهتر بگیم خصولتی سازی اقتصاد ایران رو نابود کرد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.