چرا ایرانیها «بازی مرکب» نمیسازند؟
پاسخ کوتاه اینکه: «به همان دلیل که خودروسازهای ایرانی، هیوندای نمیسازند!» خلق یک محصول جهان نیاز به تفکر جهانی در همه سطوح و عدم ترس از رقابت با مدعیان دارد. آیا میتوان انتظار داشت ایرانیها بازی مرکب را بسازند که با تفاسیر داخلی مشمول «ترویج خشونت، نمایش غیرواقعی جامعه، طمع کاری مردم، عدم امیدواری به دستیابی به موفقیت و تحقق عدالت» و دهها برچسب دیگر میشود و کوشش مسئولان کره جنوبی در خلق یک جامعه آرمانی را زیر سوال میبرد؟!

«تابناک»، مهدی خرم دل؛ هرازچندگاهی یک سریال جهانگیر میشود و در سراسر عالم، به پرمخاطبترین محصول دنیای مبدل میشود. این تعابیر برای گروهی یادآور آثاری چون «دوستان | Friends» و «بازی تاج و تخت | Game of Thrones» است اما اکنون سخن از یک سرگرمی تازه است: سریال کرهای «بازی مرکب | Squid Game | 오징어 게임» ساخته هوانگ دونگ-هیوک؛ سریالی که از نتفلیکس پخش میشود و اکنون در بسیاری از نقاط دنیا از جمله ایران طرفداران جدی دارد.
همواره این تئوری وجود دارد که غربیها حوصله زیرنویس یا فیلم و سریال خارجی دیدن را ندارند و به همین دلیل برای آثاری که نگاه به بازارهای بینالمللی دارند، دیالوگهای کمتری نوشته میشد؛ اما آثار کرهای ناقض این تئوری بودند. فیلم «انگل | Parasite | 기생충» ساخته بونگ جون-هو نه تنها جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را برد، بلکه برنده جوایز اسکار بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم شد و در واقع برای نخستین بار یک فیلم خارجی، فیلمهای آمریکایی را در جوایز اسکار شکست داد. واکنش کرهایها چه بود؟ سرمایه گذاری سنگین برای تبدیل لوکیشن فیلمبرداری این اثر به یک جاذبه گردشگری!
«بازی مرکب» همان موفقیت را این بار در عرصه سریال سازی به دست آورده است. گروهی متشکل از ۴۵۶ شرکتکننده در گریز از روزهای سخت زندگی و با تجربیات متفاوت از زندگی، در سودای برد جایزهای به ارزش ۴۵.۶ میلیارد وون معدل ۳۸.۷ میلیون دلار، در مجموعهای از بازیهای کودکانه با عواقبی ناگوار شرکت میکنند. فرم متفاوت این سریال، تماشاگران را با خود همراه کرده و این دقیقاً همان کاری است که یک سرگرمی موفق انجام میدهد. هنری پیل استاد دانشگاه ییل در ۱۹۴۴ به درستی این تعبیر را به کار برد که «تلویزیون آدامس چشم است | Television Is Chewing Gum for the Eyes» و بعدها فیلمسازان متعددی به آن تکیه کردند.
فیلم سازی ایرانی فراتر از خودروسازی ایرانی است

مقایسه مداوم محصولات «وی او دی»های ایرانی با تولیدات دیگر کشورها از جمله کره جنوبی که بعضاً به تحقیر صنعت سرگرمی سازی ایران نیز منتهی میشود، این پرسش را پیش آورده که چرا ایرانیها «بازی مرکب» نمیسازند؟ پاسخ کوتاه اینکه: «به همان دلیل که خودروسازهای ایرانی، هیوندای نمیسازند!» خلق یک محصول جهان نیاز به تفکر جهانی در همه سطوح و عدم ترس از رقابت با مدعیان دارد. کره جنوبی زمانی توانست خودروساز قدرتمندی شود که تمام محدودیتها را برداشت و بدون ترس از نابودی صنایع ملی، خودروساز کرهای را در معرض رقابت با خودروساز خارجی است؛ این تعابیری است که به همین وضوح از سوی خودروسازان کرهای در مستند «مستند تهران تقاطع سئول» بیان میشود.
البته این مقایسه یک ظلم در حق فیلمسازی ایرانی است، چون هیچ خودروساز ایرانی موفقیت بین المللی به دست نیاورده و فیلمهای ایرانی کلکسیون بزرگی از افتخارات بین المللی را داشتهاند؛ تنها در بازار بینالمللی آنچنان نفروختهاند. علت اصلی این است که فیلمسازی و سریالسازی ایران برای سالهای متمادی در محیط گلخانهای و محافظت شده، رشد کرده و موفقیتهای بین المللی عمدتاً غیرتجاری نیز به دست آورده اما قاطبه اهالی سینما اعتقاد دارند، اگر قرار باشد با تولیدکننده بین المللی رقابت کنند، شکست میخورند و با همین تصور، چهرههای بانفوذ سینمای ایران همواره خواستار بازار اختصاصی و انحصاری شدهاند؛ همان درخواستی که همه صنایع به ویژه خودروسازهای داخلی داشتهاند و علی رغم تامین این بازار اختصاصی نتوانستهاند به یک قدرت جهانی در خودروسازی تبدیل شوند؛ شاید دقیقاً به همین دلیل بازار انحصاری میزان انگیزههای رقابتی را به صفر نزدیک میکند.
وی او دیهای ایرانی که علی رغم سروصدای زیاد، گردش مالی بالایی ندارند و عمدتاً از مسیرهای انحصاری و با منابع تامین شده از سوی دولت سرپا شده و مسیرشان را ادامه دادهاند، دقیقاً مشابه خودروسازیهای داخلی هستند. آنها با وجود آنکه مدعی تولید داخلی هستند، حتی سریال خارجی را به شدت افراطی ممیزی و بدون خرید کپی رایت پخش میکنند؛ همانگونه که برخی خودروسازهای داخلی در رفتاری شگفت انگیز، خودروهای خودروسازهای چینی، فرانسوی و کرهای را مونتاژ کرده و به مصرف کننده داخلی میفروشند. تصور کنید اگر خودروسازی نظیر مرسدس بنز بازار انحصاری داشت و در رفتاری مشابه، هیوندای را مونتاژ و در آلمان میفروخت، اکنون چنین موقعیتی داشت؟
خودباوری و شجاعت کرهایها برای رقابت بیواسطه با غولهای سرگرمیساز را نداریم

این سریال عمدتاً گروه نوجوان را هدف قرار گرفته که کمتر سریالی با این سطح از تولید برای آنها ساخته شده است؛ گروهی که «کی-پاپ | K-pop» یا همان پاپ کرهای گوش میکنند و حتی زبان کرهای فرامیگیرند و نه تنها در آمریکا و اروپا، بلکه در ایران هم کمتعداد نیستند. این صادرات فرهنگی محصول رفت و برگشت فرهنگی است و از قضا در رقابت با محصولات دیگر کشورها رقم خورده است. ۷.۹ میلیون کرهای اشتراک نتفلیکس را در سال ۲۰۲۱ خریداری کردهاند که بیش از ۱۴ درصد کل کرهایها را شامل میشود. وقوع وضعیت مشابه در ایران فریادهای بسیاری را در پی داشت و به همین دلیل امروز مصرف کننده ایرانی گزینهای جز پلتفرمهای ضعیف داخلی ندارد؛ اما هر رفتی، یک برگشتی دارد و این بخشی است که سیاست گذاران ما نمیبینند.
نتفلیکس حد فاصل سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ میلادی بیش از شانزده هزار شغل تمام وقت در کره جنوبی ایجاد کرده و در سال ۲۰۲۱ برنامه خود برای سرمایه گذاری ۵۰۰ میلیون دلار دیگر در کره را در دستور کار قرار داده است. با چنین مکانیزمی، درآمد صنعت سرگرمی کره جنوبی طی چهار سال اخیر ۴.۷ میلیارد دلار افزایش یافته است. بدین ترتیب درآمد کره جنوبی از صادرات فیلم، سریال، موسیقی در چارچوب صنعت سرگرمی که در واقع صادرات فرهنگ نیز محسوب میشود، به ۱۰.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ رسیده که بیش از صادرات لوازم خانگی و محصولات آرایشی و بهداشتی کره جنوبی است.
بنیاد کرهای تبادل فرهنگی بینالمللی (KOFICE) از رشد ۵.۵ درصدی فروش محصولات مصرفی این کشور مانند لوازم آرایشی، پوشاک و محصولات غذایی پرداخته که در سریالها، فیلمها و موسیقیهای این کشور به کار رفته که در این زمینه شاید بتوان به یک نوع کفش اشاره کرد که در سریال بازی مرکب استفاده شد و فروش آن در سراسر جهان از جمله آمریکا رشد نجومی داشت. این یک وجه از ماجراست، اما مسالهای که ایران اکنون موقعیت کره را در صنعت سرگرمی ندارد، تنها انحصار نیست.
مسئولان هنوز تفاوت فیلم و سریال داستانی، با مستند را نمیفهمند

به بازی مرکب بازگردیم. آیا با یک سریال با ساختاری خارقالعاده روبرو هستیم که تماشاگر را میخکوب میکند؟ نه! داستان سریال اسکوئید گیم درباره نابرابری در جامعه است که با فرمی پوپولیستی و در اوج سانتیمانتالیسم بیان میشود و در نهایت با یک پایان بندی ضعیف، تماشاگر را تنها میگذارد. این سریال و بسیاری از سریالها و فیلمهای کرهای مصداق بارز آن چیزی که گروهی در ایران برای آن تعبیر «سیاه نمایی» به کار میبرند؛ جامعهای درگیر نابرابری که اغلب مردمانش برای کسب ثروت دست به هر عملی میزنند. آن نگاه دقیقاً در کره جنوبی وجود ندارد و این آثار به چشم «داستان» میبینند و نه «واقعیت»! به همین دلیل فیلمساز میتواند «هر اثری» را با «هر مضمونی» خلق کند.
تا زمانی که متولیان از فیلم و سریال ایرانی توقع بیان واقعیت و بازنمایی رویدادهای جامعه را دارند و نمیتوانند بپذیرند، مسالهای که حتی یک مورد مابه ازای بیرونی ندارد، تبدیل به سوژه سریال شود و پخش شود، صنعت سرگرمیسازی ایران توان رقابت نخواهد داشت. متاسفانه برخی فیلمسازان ایرانی نیز در این دام گرفتار میشوند و میخواهند ثابت کنند آثارشان مابه ازای بیرون دارد، در حالی که تنها «آثار مستند» باید مابه ازای بیرونی داشته باشد و دیگر آثار داستانی نیاز نیست برآیند حقیقت باشند. اساساً اگر قرار بود چنین نگاهی حاکم باشد، بخش وسیعی از تولیدات سینمایی در مغرب زمین که در آنها از پلیس فاسد و رئیس جمهور فاسد نمایش داده میشود تا حتی سیستم به کلی فاسد نشان داده میشود، ساخته نمیشد.
متاسفانه مسئولین این نگاه که کلیات یا جزئیات فیلم و سریال باید مابه ازای بیرونی داشته باشد، به جامعه پمپاژ میکنند و همین باعث شده ساخت فیلم یا سریال که کاراکترهایش منفی یا ساده لوح باشند، با هر لهجهای به جز لهجه تهرانی تبعات داشته باشد و پس از ساخت هر اثر گروهی اعتراض کنند. این وضعیت در قبال اصناف نیز صادق است و مشخصاً میتوان سرنوشت سریال کمدی «در حاشیه» اشاره کرد که پزشکان تحمل نکردند و این سریال که بازگشت موفق مهران مدیری با یک سریال نود شبی بود، فرجام بدی داشت.
فیلمسازان باید آنچه را نشان دهند که متولیان در تحققش ناکام بودهاند

چالش اساسی اینکه برخی حتی تولیدات آثاری که ما به ازای بیرونی دارد را نیز برنمیتابند! به عنوان نمونه اخیراً از سوی یک مقام مسئول عنوان شده سریالی که در آن شخصی به دنبال حقش میرود، اما از طریق قانون به حقش نمیرسد یا اینکه یک شخص خود راساً مجری قانون شود یا جامعهای که امید به اصلاحش نیست و پر از فساد و درد است، نمیتواند ساخته شود. اینکه زنان طماع، اهل وسوسه و خشونت نشان داده شود، در حالی که اکثریت زنان این طور نیستند، نیز جزو خطوط قرمز است. اساساً اغراق در تولیدات سینمایی و سریالها که یک تکنیک مرسوم داستان پردازی است، مجاز نیست. اینکه کاراکتر نباید سیگار بکشد و رفتارهایی داشته باشد که گروههای مختلف خوششان نمیآید هم جای خود دارد.
اینها محصول همان تفکری است که نه تنها فیلم و سریال داستانی را مابه ازای واقعیت میداند، بلکه توقع دارد کارهای نکرده کارگزاران کشور را سازندگان فیلم و سریال جبران کنند؛ برای نمونه، در حالی که سالانه ۵۵ هزار میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود و سیگار با قیمت پایین در ویترین همه مغازهها و دکههاست و مسئولان کشور هیچ اقدام عملیاتی برای کاهش مصرف سیگار نکردهاند، در زمان پخش سریال «شهرزاد» اثر حسن فتحی از سوی مسئولان بهداشتی وقت به مسئولان وقت سازمان سینمایی فشار آورده میشد که نباید سیگار در این سریال به این شکل نمایش داده شود؛ چون مروج سیگار است! از قضا تهیه کننده سریال «زخم کاری» نیز مجبور شد بگوید سیگار کشیدن کاراکتر اصلی این سریال با بازی جواد عزتی اشتباه بوده است!
سایر دستگاهها نیز که در بخشهای مختلف شکست خوردهاند، توقع دارند ضعفهای کنونی حتی در سریال و فیلمهای داستانی نه تنها نمایش داده نشود، بلکه بعضاً روایتهای بیان شود که ژانر فیلمها و سریالها را به «تخیلی» تغییر میدهد. با این اوصاف آیا میتوان انتظار داشت ایرانیها بازی مرکب را بسازند که با تفاسیر داخلی مشمول «ترویج خشونت، نمایش غیرواقعی جامعه، طمع کاری مردم، عدم امیدواری به دستیابی به موفقیت و تحقق عدالت» و دهها برچسب دیگر میشود و کوشش مسئولان کره جنوبی در خلق یک جامعه آرمانی را زیرسوال میبرد؟!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نظرتون چیز های خوبی که ایران ساخته انگشت شمار نیست؟بازی مرکب که خیلی عالیه اگه ایرانیا بسازنش گند می زنن بهش
چه خوب که الان تو اینترنت همه چیزو میشه پیدا کرد. قبلنا باید کلی میگشتیم تا چیزی رو که میخوایم یاد بگیریم و دنبالشیم پیدا کنیم یا مثلا واسه لوله بازکنی برچسب ها رو زیر و رو میکردیم که آیا یه آدم مطمئن واس چاه بازکنی پیدا میشه یا نه! ولی خداروشکر الان دیگه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تو نت ریخته. خلاصه که دمتون گرم خیلی برام مفید بود.
بازی مرکب بسازیم؟ما الان تو خوده بازی مرکبیم داریم بازی میکنیم
خب خب.....میبینم که کلی آدم اومدن و راجع به کره ای ها چرت و پرت گفتن........کره انقدر از ما پیشرفته تره که نگو.کره ای ها تا ۴۰ سال پیش داشتن تو کشور ما کارگری می کردن.اما ما باید به الانشون نگاه کنیم!جزو بهترین کشورای دنیاست کره.من هم سریال بازی مرکب رو دیدم.اتفاقا خیلی هم جالبه.تعجب می کنم آدم های بزرگ از این سریال بدشون میاد اما بنده که کلاس چهارمی هستم و حتی سنمم به دیدن این فیلم نمیخوره و مامان و بابامم نمیذارن ببینم اما من یواشکی میبینم از بس که دوستش دارم!تعجب می کنم مردم کشورمون فرهنگ اجتماعیشون ضعیفه و بعضی هاشون واقعا از دنیا عقبن!میدونین الان کره جزو بهترین کشوراست و سریال هاش و موسیقی پاپش چقد طرفدار داره؟؟سایت عزیز تابناک.لطف کنید این مطلب مسخره رو حذف کنید.ممنونم از زحمتی که کشیدید و کره ای ها رو تحقیر کردید
یه پیام بازی مرکب این بود که تا یه نفر بیاد به ثروت میلیاردی برسد صدها نفر باید نابود شوند .خب مگه تو ایران و زندگی واقعی ملت ما غیر اینه دیگه به سریالش نیازی نیست .
بی انصافی نکنیداینهمه سریال خوب داریم:افرا-احضار و...
به نظرم به خاطر اولا ندادن بودجه و سرمایه گذاری عظیم و دوما نداشتن خلاقیت و بی توجهی به پیشنهادات مردم از علل آن هستند به طور مثال سریال های مختارنامه و شهریار و روزگار قریب بهترین تولیدات تاریخ تلویزیون ایران هستند و آثاری هستند در تراز جهانی و بسیار جذاب و خوش ساخت ولی در مواردی سریال هایی هستند که قابلیت رقابت در بازارهای جهانی را دارند ولی روی آنها سرمایه گذاری نمی شود مثلا فصل دوم سریال دلدادگان که در اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت روایت می شود و کاملا عالی تولید شده است ولی متاسفانه نبود فکر خلاق این سریال را به محاق می برد مثلا این سریال می توانست شاخ و برگ بیشتری داشته باشد حداقل 70 یا 80 قسمت باشد و صحنه های اکشن داشته باشد مثلا شخصیت نادر در این سریال کشته نمی شد و زنده می ماند و برای گرفتن انتقام برادر و زن برادر و فرزند خودش به جنگ رقیبش مالک و افرادش می رفت و مدتی در تهران مخفی شد و درگیری ها شروع میشد و فصل پایانی هم کاملا اکشن می شد و نادر یاغی می شد و به کوه ها می گریخت و یک باند مسلح تشکیل می داد مالک هم فرمانده سپاه و فرمانده عملیات برای سرکوب نادر و گروهش با تانک و هلی کوپتر به مخفی گاهش حمله می کرد. و همه ی اینها هم در دهه پر حادثه شصت روایت می شد و برای باور پذیرتر شدن این تغییر و تحولات این سریال به سه فصل در دور کند تقسیم می شد به ترتیب از دهه پنجاه و شصت تا اوایل هفتاد ببینید این یعنی خلاقیت کره ای ها سناریوهای این شکلی را رو هوا می زنند.مثل سریال جومونگ و سریال جومونگ 2 شخصیت اصلی سریال از یک بچه فقیر و بدبخت و گداگشنه ناگهان به یک امپراطور و شاه جنگجو تبدیل می شود و کلی هم از سریال ها استقبال می شود به نظر من هنوز هم دیر نشده اگر اراده ای باشد می توان از همین فصل دوم سریال دلدادگان همانطور که در بالا توضیح دادم شروع کرد.
حالا این سریال چی چی هست ؟
ببخشید. همین سریال مردهزار چهره مهرا مدیری رو اگه تو نتفلیکس میساختن یعالمه طرفدار داشت. کل سریال رو دیدم. چند قسمت اول جالبه. ولی رفته رفته دیگه عادی میشه و دنبال این هستی سریال تموم بشه.
اینها برچسب نیست؛ واقعا ترویج خشونت و پوچگرایی است. دقیقا همینطورکه می بینید.
اگر کسی طناب پیداکرد، خودشو خواست باهاش دار بزند، یا بخواد خودش را ته چاه بیندازد یا از پشت بام پرت کند، ما هم باید کورکورانه همانکار را بکنیم؟
چون، صرفا (این کار) می تواند با تحمیق مردم دنیا، تماشاچی جذب کند؟؟!
با لباس پوشیدن (و نپوشیدن!!!) هم می شود تماشاچی جذب کرد... ما هم باید همان کار را بکنیم؟!!!
این سریال هم بجای انتقاد از خود سیستمِ (سیاسی و کاپیتالیستی و اخلاقی و ... ) موجود، صرفا همه چیز را یک بازی (پوچ) نشان می دهد همراه با چاشنی خشونت و دکورهای بزرگ و پر و زرق و برق...
البته ذائقه تماشاچی جهانی با این فیلمهای ابرقهرمانهای آمریکایی، خصوصا با این نسخه های جدیدشان، آنقدر پایین آمده که چنین سریالهای تماشاچی جذب کند، و لابد می خواهید ما هم به این بازار تحمیق مردم بپیوندیم...
خدا را صدهزار مرتبه شکر که ایران بازی مرکب نمی سازد!
اگر بحث اینست که ماهم محصولات سریالهای پرفروش بسازیم و بتوانیم آنها را صادر کنیم؛ بله باید نشست و روی فرمولهایش فکر کرد.. هر چند که مشکل چندان فرمولهای ساخت نیست، مشکل بیشتر، تکنیک ساخت و تجارت و بازاریابی است. درآنصورت می توان همین فرمولهای واقعگرایانه و انسانی (یا حداقل "واقعگرایانه تر" و "انسانیتر" نسبت به امثال بازی مرکب!) موجود را طوری ارتقا داد که برای صادرات جهانی هم مناسب باشند.
باشه بساز
شرکت های چائبول یعنی خانوادگی که قدرت را از دولت کرفتند و مثل اختاپوس کل اقتصاد کره را شکل دادند بدون هیچ رقیبی همین الآن کره ای ها به دلیل ناتوانی در خرید خودروخارجی و هزینه قطعات و تعمیرات خودرو کره ای میخرند
من این سریال را ندیدم ولی فیلم انگل را دیدم حالم بد شد چه فیلم مزخرفی بود حیف از وقتم امد که تلف شد اینها همه اش تبلیغات است و مافیایی که پشتش است فیلمساز باید فیلمی بسازد که به درد مردم بخورد فیلم های خودمان خیلی بهتر از فیلم های مزخرف اینهاست حتی ان اب دو خیاریاش و بی خاصیتاش
مشکل ایران، حجاب هست، هیچ سریالی هم نمیتونه جهانی بشه
شما سریالای آلمانی رو ببین. توش ادم با جچاب هم هست. بی حجاب هم هست. یعالمه هم طرفدار دارن. اگه هدفت از دیدن فیلم اندام ادماس بزن برازرز. میخوای فیلم ببینی نباید مهم باشه چی پوشیدن
برفرض اینکه کسی هم پیدابشه که بخواد چنین کاری انجام بده،توکشوری که سراسرتبعیض وطبقه بندی شدست،وثروت ورفاه فقط درانحصارعده ای خاص قرارگرفته واین تبعیض درتمام طبقات جامعه مشهودوپیداست،چرافکرمیکنین که بهش اجازه چنین کاری
میدن،،ازنظرقشرخاصی که تمام رفاه واسایش رودراختیارداره،بهترینکاراینه که این موضوع بگوش جامعه جهانی نرسه
میبینم که بله... کامنت من رو در لیست غیر قابل انتشار قرار دادی، چون برات توضیح دادم رگه های شیطان پرستی و ال جی بی تی اون رو.
باشه، ممنون که هر کاری دوست داری انجام میدی.
مطلب خوبی بود و نگارنده کاملا صحیح در مورد مشکلات نظرشون رو گفتن .
مسئولان کشورمابدنبال یک چیزهستندفقط پول آنهم دلار!
اقا چرا بیراهه می روید کدام انحصار؟ در تولید محصولات و محتوا ما دچار محدودیت و سانسور هستیم آیا توقع دارید کل دنیا به تماشای سریال ها و فیلم هایی که فقط چشم ما ایرانی ها به آن عادت دارد بنشیند. خبر برای ان ها جذابیت ندارد. در رابطهچه با خودروسازی هم تکنولوڑی شرکت هیوندا و کیا چند درصدش اآمریکایی هست؟ حتی مرکز پڑوهش های تکنولوژی ان ها هم در آمریکاست ما در خودروسازی تکلیفشان معلوم است برای پر شدن جیب 2 کارخانه و بیکار نشدن کارگرهای انان مجبوریم خودروی مدل 1989 فرانسه را به قیمت گذاف بخریم. صورت مسئله ها را پاک نکنید ر
سلام خوبه یاد بگیریم اینقدر زود نسبت به یک بیان اظهار نظر نکنیم . حالا این بنده خدا نظر شخصی رو داده یه کم فکر کنیم. شاید ما نظرمان با این متن تفوت داشته باشه . اینقدر م تو سر خودمون نزنیم به خدا گناه داریم!!
از نظر درآمد زایی شاید خوب عمل کرده ولی از نظر محتوا و موضوع اصلا ارزش حرف زدن و نقد کردن هم نداره چرت و پرت به تمام معنا
به این دلیل که اونا لوکیشن رو تبدیل به جاذبه گردشگری می کنند و ما می خواهیم در پاسارگاد کشاورزی کنیم!
حالا مگه تحفه نظنزه این بازی مرکب که می گی چرا ما نمی تونیم بسازیم.
اتفاقا از این بهترش رو می تونند بسازند.
متن این فیلم نمایش فقر و جنگ بخاطر زندگی کردنه این که دستمایه اکثر فیلم ها و سریالهای ماست. منتها اگر به زبان انگلیسی پخش بشه بیینده خوبی خواهند داشت.
اتفاقا فیلم های ماهم زیرنویس انگلیسی داشت هم کلی تبلیغ براش شده حتی توسط مردم عادی توی فضای مجازی
ما خودمان یه پا بازی مرکبیم.
شما ببینید ما با این همه ادعا میتوانیم یک سریال مثل لاست درست کنیم؟؟ تنها کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که دکتر عباسی و رافئی پور میان و از توطئه غرب در ساخت سریال و تفسیر صحنه های آن به نفع افکار خود صحبت میکنند. اینکه ما مرکز عالم هستیم و همه میخواهند مارو نابود کنند و این سریال ها هم منظورشون همینه.
چونکه روسیه وچین نمی خواهند کی ما خواهیم فهمید که ایران شده حیاط خلوت روسیه وچین که با کارت ایران دارند در معاملات جهانی بازی میکنند.
سریال در پیت و غیرواقعی...
نویسنده خیلی خوب ابعاد ماجرا رو تشربح کرده. به قول علی حاتمی همه چیز ما باید به همه چیز ما بیاید
بابا شما چه اعتماد به نفسی دارید. به عنوان عقب مونده ترین کشور همیشه خودتون رو با کره و ژاپن و آلمان و سوئیس مقایسه میکنید خخخخخخخ
نمیدونم ایرانیا توی خودشون چی دیدن که خودشون رو با کره مقایسه میکنن. میگن صنعت خودروسازی ما با کره جنوبی همزمان آغاز شد پس ما باید الان برابر باشیم. این استدلال اینقدر ابلهانه ست که گوینده خبر نداره کره جنوبی 70 سال پیش موتور خودرو به صورت کاملا بومی و ملی تولید کرده و ما تا امروز پیچ و مهره پراید رو هم مونتاژ میکنیم.
شما قیمت پیاز و بادمجون و هویج رو مدیریت کنید نمیخواد هیوندای و بازی مرکب بسازید! ایرانیا در هر چیزی موفق نباشن بلاشک رتبه 1 اعتماد بنفس رو با اختلاف بسیار از آنه خودشون کردن
خوب راست گفتم دیگه از چی میسوزید :(
داداش خیلی عقده و کینه در صحبت هات هست
اون خخخخ کردن هات هم نشانه فشار روانی هست که روت هست
ااغنه عزیز، لطفا اینجا کامنت نزارید
از قضا یکی از دلایلش همین خودتحقیری است
اگه سانسورچی ها و چخماقی بیست و سی بذارن
از فیلم های مورد علاقه طرفداران تتلو ست
پوچ و بی معنی
مثل مغز طرفدارن فوتبال
این فیلم رو من کامل دیدم. محتوای عالی به هیچ وجه نداشت ، فیلم سر شار از هیجان و خشونته و با تبلیغ تونسته جایگاه بالایی پیدا کنه . توی کشور ما فیلم غورباقه تقریبا تو همین مایه ها و حتی خیلی بهتر ساخته شد که البته اخرشو خراب کردن ولی داستانش به مراتب پرهیجان تر می تونست بشه. در نهایت این سبک فیلم ها دربردارنده مفاهیم عمبق انسانی نیستن بیشتر سرشار از هیجان و خشونتن و ذات ادمی جوریه که مجذوبش می شه
غورباقه عالی شروع شد و به بدترینشکل تمومش کردن انگار دنبالشون کرده بودن زودتر تمومش کنین. واقعا می تونست جایگاه جهانی داشته باشه و واقعا دیگه دنیای فیلم های مفهومی و عمیق تموم شده الان فقط هیجان ، خشونت و اون مورد سوم که نمی شه نامشو برد و جلوه های ویژه خفن محور فیلمای پرفروشه
من هم کامل دیدم فیلمو و حرفتونو قبول دارم . فیلم پوچیه
به عنوان یه فیلم بین حرفتونو کامل قبول دارم
چون خلاقیت ندارند
چون بودجه ندارند
چون دچار فقر اقتصادی و فکری اند
برای اینکه یک جوی در بین جامعه است که باید ایرانی ها را بهترین باهوشترین و بدون هیچ گونه نقطه ضعفی برای جهانیان نشان دهد . در این فضا چنین اثرهایی ساخته نمیشود من چندین فیلم و سریال از کره جنوبی دیدم و واقعا از این همه نبوغ و رویاپردازی شگفت زده شدم اصلا فکرشو نمیکردم یک ملتی بتواند در اینگونه در زمینه فیلم نامه با هالیوود رقابت کند یک زمانی اینکار تنها از انگلیس فرانسه و ژاپن بر میآمد الان کره جنوبی جای ژاپن رو گرفته. فیلم نامه های بشدت خلاق
دقیقا به همون دلیلی که کره شمالی نمیتونه بسازه
یه دلیل ساده اش هم اینه که نصف سریال توهین به این و اون تلقی میشه ، نصفش هم میگن فریب صد انقلاب رو خورده و به دام دشمن افتاده و ... کلا کنسل میشه
آنقدر از دیدن برخی صحنه ها و جملات در سریالهای ایران اعصابم بهم می ریخت که تصمیم گرفتم دیگر سریالهای ایران را تماشا نکنم، خرسندانه سالهای درازی است که چنین می کنم.
ایرانیها رو ول کن بپرس چرا کره شمالی نمیسازه جوابش جلوی چشمتونه وگرنه مردم کره جنوبی باهوش تر از کره شمالی نیستند
همین اصغر فرهادی بدبخت فیلم می سازه افتخار می یاره هزار تا فحش می خوره یکی می گی وطن فروش یکی می گی حکومتی ...بهتره کسی تو این مملکت به واسطه ساختن چنین سریال هایی مغروف نشه که همه انتظارات سیاسی دارن ازش همه هم تمامیت خواه
بعنوان یک ایرانی مقیم کانادا و تحت تاثیر اخبار پیرامون این سریال هفته پیش یک قسمت انرا باتفاق همسرم دیدم. سریالی پر از خشونت اغراق آمیز که بی محتوایی را دامن میزند با کانسپتی تکراری هرچند شلوغ (موضوع شرکت عده ای در یک مسابقه بخاطر پول و از دست دادن جان برخی در هر مراحله پیشتر حداقل در یک فیلم سینمایی بزیبایی با حداقل خشونت و اغراق بتصویر کشیده شده) . این اغراق در سناریو باعث عدم باورپذیری برخی ببیندگان همچون بنده میشود... اما میزان استقبال عجیب مردم دهها کشور از ان را فقط بشوخی معلول اثرات کووید تلقی کردیم!!!
لذا بنظر طرح سوال مقاله هرچند بجا است ولی مصداقش اشتباه است میتوان دهها سریال باکیفیت دیگر جای آن نوشت
شما اصلا پِیام سریال رو نگرفتی
اقای ناشناس 22:59 کلا اظهار نظر راحته این سریال پربیننده ترین سریال نتفیلیکس شده و تو آمریکا شمالیو اروپا هم جز پربیننده ها بوده پس باز نظر شما بی پایه و اساسه
باور کن این دوستمون تو علی اباد کتول نشسته میگه مقیم کانادام
مثلا الان تو بعنوان یک ایرانی مقیم کانادا فیلم دیدی چه ربطی به موضوع داره؟ میخوای مهاجرتت رو به رخ ما بکشی!؟
خیلی اعتماد به نفس داری که با دیدن فقط یک قسمت داری تحلیل ارائه میدی
اگر دیالوگ های قسمت آخر رو بین شخصیت اصلی سریال و مرد پیر رو می دیدی و می شنیدی ممکن بود اینطوری نگی
کلا من دیدم خیلی از ایرانیها نسبت به استقبال از کشورهایی که ما حس میکنیم آنها از ما پایینترن چنین طرز تفکری دارند نسبت به محصولات ترکیه کره جنوبی پاکستان مصر و غیره
اولا شما وقتی شروع میکنی با فخر فروشی میگی من کانادام نشون میده زیاد نمیشه رو حرفتون حساب کرد و دوما این سریال بخاطر نشون داد ن انسانیت و مشکلات اخلاقی و...معروف شد شما بشین کانادا لطفا اظهار فضل نکن
گاندوووووووووووووو
غروباقه توی این سبک بود . گاندو سبکش کاملا متفاوته
حالم بهم خورد...
جایگاه های تصمیم گیر در کلیه حوزه ها گیر رانت خواران ، ویژه بگیران ، انگلهای بی تخصص ، مسئولین بی برنامه و ترسو و ... افتاده اند
انگل بی تخصص را خوب اومدی
باسلام و ابراز ادب و احترام
واقعا هر کشوری فرهنگ و تمدن خود را در فیلم ها و سریال ها به نمایش می گذارد. شما سریال های ترکیه ای را ببینید از سر تا پا تفاخر و عرضه ارزش های مالی است. حتی رییس جمهور ترکیه در سخنرانی خود در یکی از کشورهای اروپایی برای جامعه ترکیه ای توصیه می کند ظواهر خود را به رخ بکشید و حتی گفت در این راستا ماشین های لاکچری و برند سوار شوید. ولی سریال های کره ای هیچگونه ابایی از نمایش فقر و زندگی سخت مردم کره ندارد و واقعیات زیر پوست شهر را عریان می کند و از این طریق ارزش های قناعت پیشگی را تشویق می کنند و به نظر می رسد این مقولات به خاطر نفوذ و رسوخ ارزش های کنفسیوسی در چین و کشورهای آن حوزه است. ما در ایران متاسفانه هیچ کار فرهنگی در راستای ابقای ادب و فرهنگ غنی خودمان نکرده ایم. به خاطر دارم در کشوری در همان حوزه که آنجا هم تعالیم کنفسیوسی نفوذ دارد داستان و شعری از سعدی برای یک فرد تحصیل کرده گفتم: او پاسخ داد ممکن نیست این حرفها مربوط به ۸۰۰ سال پیش باشد اینها ارزش های بشر قرن بیست و یکم است. ما هم می توانیم ارزش های خود را به قدرت به تصویر بکشیم و فقط باید اراده کنیم.
هرکسی به دنبال نداشته های خود است
زمانیکه بدانیم مهمترین گفته کنفسیوس چیست آنوقت میفهمیم که این شخض چینی چرا چنین چیزی در باره سعدی گفته است.
وی به جوانان نصیحت میکند که دنبال نو آوری نباشید بخصوص در سیاست زیرا «هرکجا که روی آسمان همین رنگ است» تقل از کتاب رهبر انقلاب چین.
بهمین خاطر چین ۴۰۰۰ سال با وجود داشتن بزرگترین ناوگان های جهان و قویترین ارتش هیچگونه قدم قابل ذکری بجلو برنداشت، تا زمانیکه انقلاب این گفته کنفسیوس را نفی کرد و نو آوری را بر پرچم خود هم در تولید و هم در سیاست نوشت.
ایرانیان از نظر فرهنگی و نه پای منقل نشستن واز شراب ناب که فئودال زاده ها مینوشیدند سخن گفتن بلکه از زندگی مردم و از واقعیات تاریخی چون فردوسی و سعدی واقعاً نزدیک به دوران کنونی را بخصوص وضعیت در اروپای امروزی را بیان کردهاند و نصایح جهت دار مفید میداده اند که از طرف سیاستمداران آنان جهت توضیح یک عمل اجتماعی (سوسیالیستی) «چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار» استفاده کرد. سیاستمداران عقبمانده آمریکایی برعکس دایما از کنفسیوس های چینی مثال میآورند و مردم را به سکون دعوت میکنند.
آری ایرانیان بخاطر زندگی روزانه بهم مربوط مانند آبشام ها قنات ها راههای دشوار برف و گرما کاروانسرا ها… که شرط اولیه زندگی آنها بوده است به آینده خیلی نزدیک بودهاند و پادشاهان گمراه و دربار های فاسد همچون یزدگردها ایران را عقب نگاه داشته بودهاند
دلت خوشه بابا...تخم مرغ چند شد
از تره بار خریدم حدود 48000
ایرانی ها نیاز به ساختن بازی مرکب ندارند
درحال بازی و درون بازی هستیم
واکسیناسیون خودرو یا ارابه های مرگ
تورم سرسآم آور
بی آبی و خشک سالی ادامه دار بیکاری تحریم ها ی ظالمانه مشکلات دارو
.......
جا داره به باخت پرسپولیس از الهلال هم در اینجا پیرو سخنانتون اشاره کنم
انفجار اتمی هیروشیما وناکازاکی رو یادت رفت گفتم حیفه یاد نکنیم از اون حادثه غم انگیز توی این پیام. یادشون گرامی و نامشون جاویدان
آلبا جون اذیت نمی شی دورتون سیم خاردار کشیدن نمی تونی از ساختمونتون بیای بیرون
سلام . خودزنی رو ادامه میدادی سونامی آتشفشان سقوط هواپیما در آنگولا تب برفکی در آفریقا ...!
کشور شعار زده و این حرف ها
شعارهایی که فقط هدف پر کردن جیب بعضی ها را دارد و بس
در ایران به طوری واقعی بازی مرکب داره اجرا میشه
مردم هم در بازی هستن
کاملا درسته. پیام های عمیقی داشت این سریال. در برخی جوامع بالاخص ایران دیده میشه
به همون دلیل که سامسونگ و هیوندای هم نمیتونیم بسازیم
چون ما افراد... در دیگر صنایع نداریم و رشد می کنند مانند صنعت نظامی!
چون سخت در بازی تورم گرفتار هستند زمانی برایشان نمیگذارد که به چیز دیگر بپردازند؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.