آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
2بازدید

تصاویر: فصل برگ‌های بی درخت

گر درختی از خزان بی برگ شد/ یا کرخت از صورت سرمای سخت/
هست امیدی که ابر فرودین/ برگها رویاندش از فر بخت/
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟/ وای بر احوال برگ بی درخت!












































تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۹:۲۹

بر درخت زنده بی برگی چه غم
وای براحوال برگ بی درخت

کدو تنبل۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۹:۰۴

پاییزه پاییزه

برگ درخت میریزه

هوا شده کمی سرد

کلاغا دسته دسته
میرن به سوی باغا


پائیز یعنی بچگی من. یعنی بازی ها زیر آفتاب کج. یعنی ناهار گرم شده روی بخاری.

حسین۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۷:۴۲

خدایا به حق لبهای تشنه ی اباعبدالله باران رحمتت را بر این مرز و بوم ولایی جاری بفرما ، الهی آمین

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۲:۳۴

چرا همه به شعر گفتن افتادن؟؟؟؟؟؟

مصطفی۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۱:۳۲

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم....

Ali.MT۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ۰۰:۴۷

خیلی خیلی قشنگه


0NLY T▲BN▲K

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۲۲:۵۳

تاباشدببینیم وبازعبرت نگیریم از زیبایی های خدا

عسل۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۸:۳۸

مناظر زیبایی بود مرسی

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۷:۳۹

فصل پاییز است ودست روزگار
باز دنیا را نقاشی می کند
آب پاش ابر غران بزرگ
زندگی را آب پاشی می کند
در تب هذیان داغ زندگی
فصل سردی رو به دنیا می کند
فصل پاییز از پس هر پنجره
خوب دنیا را تماشا می کند...

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۵:۱۹

اي كاش عكسهاي اين چنين را با حجم بالا براي دانلود مي‌گذاشتيد.

امیر۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۳۵

بسیار عالی و روحیه بخش . ممنون.

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۲۹

آخریش پائیز عاشقانه ای بود.

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۲۰

فقط در دو تصویر درخت نبود. منظورتون از «بیدرخت»؟!

اسماعيل۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۰۸

کوچ غمناکِ پرستوهای شاد

در غروبی پر ملال و بی صدا

خبر عریونی باغ ها رو داد

پاییز اومد اینور پرچین باغ

تا بچینه برگ و بار شاخه ها

کسی از گلها نمیگیره سراغ



بیا در سوگ دلگیر گل سرخ

بخونیم شعری از دیوان گریه

من و تو زاده فصل خزانیم

دو تن پرورده دامان گریه



شده ابری تو فضای سینمون

قصه بی غمگساری های ما

میدونم پایان نداره بعد از این

قصه بی برگ و باری های ما



مینویسم با دل تنگ روی گلبرگ شقایق

فصل دلتنگی پاییز فصل غمگینی عاشق


بيا در سوگ دلگير گل سرخ

بخونيم شعري از ديوان گريه

من و تو زاده فصل خزانيم

دو تن پرورده ي دامان گريه

پاييزه پاييز عريون

من و تو خسته و گريون

ابراهيمي۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۰۸

ناله ی برگهای پاییزی در زیر پای من



جیغ باد پاییزی نوازش من



گریه ی آسمان پاییزی همدم من



من پاییزی تو پاییزی او پاییزی



زیر درختان زرد پاییزی با تو پاییزی



با توام ای زیبای پاییزی



چه کنم بی تو در این روزهای پاییزی



تو در آسمان بهاری و من در این زمین پاییزی



بی تو من پاییز پاییزم



کاش شعر پاییزی مرا می شنیدی



کاش روی زرد پاییزی ام را میدیدی



و کاش دستان سرد پاییزی ام را می گرفتی



ای پاییز دوست داشتنی من



بی تو هیچم بی تو پاییزم



دوستت دارم ای عشق پاییزی من

ازادگله۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۴:۰۷

بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان

اي باغبان هين گوش كن ناله درختان نوش كن
نوحه كنان از هر طرف صد بي‌زبان صد بي‌زبان

هرگز نباشد بي‌سبب گريان دو چشم و خشك لب
نبود كسي بي‌درد دل رخ زعفران رخ زعفران

حاصل درآمد زاغ غم در باغ و مي‌كوبد قدم
پرسان به افسوس و ستم كو گلستان كو گلستان

كو سوسن و كو نسترن كو سرو و لاله و ياسمن
كو سبزپوشان چمن كو ارغوان كو ارغوان

كو ميوه‌ها را دايگان كو شهد و شكر رايگان
خشك است از شير روان هر شيردان هر شيردان

كو بلبل شيرين فنم كو فاخته كوكوزنم
طاووس خوب چون صنم كو طوطيان كو طوطيان

خورده چو آدم دانه‌اي افتاده از كاشانه‌اي
پريده تاج و حله شان زين افتنان زين افتنان

گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر
چون گفتشان لا تقنطوا ذو الامتنان ذو الامتنان

جمله درختان صف زده جامه سيه ماتم زده
بي‌برگ و زار و نوحه گر زان امتحان زان امتحان

اي لك لك و سالار ده آخر جوابي بازده
در قعر رفتي يا شدي بر آسمان بر آسمان

گفتند اي زاغ عدو آن آب بازآيد به جو
عالم شود پررنگ و بو همچون جنان همچون جنان

اي زاغ بيهوده سخن سه ماه ديگر صبر كن
تا دررسد كوري تو عيد جهان عيد جهان

ز آواز اسرافيل ما روشن شود قنديل ما
زنده شويم از مردن آن مهر جان آن مهر جان

تا كي از اين انكار و شك كان خوشي بين و نمك
بر چرخ پرخون مردمك بي نردبان بي نردبان

ميرد خزان همچو دد بر گور او كوبي لگد
نك صبح دولت مي‌دمد اي پاسبان اي پاسبان

صبحا جهان پرنور كن اين هندوان را دور كن
مر دهر را محرور كن افسون بخوان افسون بخوان

اي آفتاب خوش عمل بازآ سوي برج حمل
ني يخ گذار و ني وحل عنبرفشان عنبرفشان

گلزار را پرخنده كن وان مردگان را زنده كن
مر حشر را تابنده كن هين العيان هين العيان

از حبس رسته دانه‌ها ما هم ز كنج خانه‌ها
آورده باغ از غيب‌ها صد ارمغان صد ارمغان

گلشن پر از شاهد شود هم پوستين كاسد شود
زاينده و والد شود دور زمان دور زمان

لك لك بيايد با يدك بر قصر عالي چون فلك
لك لك كنان كالملك لك يا مستعان يا مستعان

بلبل رسد بربط زنان وان فاخته كوكوكنان
مرغان ديگر مطرب بخت جوان بخت جوان

من زين قيامت حاملم گفت زبان را مي هلم
مي نايد انديشه دلم اندر زبان اندر زبان

خاموش و بشنو اي پدر از باغ و مرغان نو خبر
پيكان پران آمده از لامكان از لامكان


هديه از طرف ازادگله به خوانندگان تابناك

آرمین۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۴۰

زیبا بود.

محمد۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۳۳

وري نايس!

فؤاد۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۱۴

جالبناک بود

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۰۸

منظورتون همون درختاب بی برگه؟

مجتبی۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۰۴

یسبح الله ما فی السماوات و ما فی الارض

مهدي۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۰۳

عزيزان دل غلط املايي واقعا .....سورت به معناي سرمااست

مجتبی۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۳:۰۲

ولله جمیل، و یحب الجمال

ناشناس۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۲:۱۳

چه زیبا

bardia۱۳۸۹/۰۹/۲۹ ۱۲:۱۰

عکس آخر رو خوب اومدی .پارک ملت دیگه؟؟!!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.