آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
1بازدید

تصاویر: معجزه محبت معلم

محبت های معلم دلسوز توانست امید و توانایی یادگیری را به محدثه بازگرداند


یک روز در مدرسه با محدثه، دانش آموز معلول مدرسه ای در ورامین

























































عکس: حسن موسوی

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

امیرذاکر۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۴:۱۹

اگرآدرس این معلم عزیزرابدانم باکمال افتخارمیروم ودست وپایش رامی بوسم، چون اینگونه افرادبسیارنایابند وقابل ستایش.

علی۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۳:۱۸

معلم عزیز درود بر شرفت.

ehssan۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۲:۱۷

سلام
آقا حسنت خيلي موضوع و كار جالب بود
اجرتون با خدا

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۱:۲۴

هست معلم پيمبري كه به رتبت
برتر از او نيست جز خداي معلم

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۱:۰۹

كاش بزرگواري پيدا مي شد براي اين فرشته معصوم يك ويلچر جهت سهولت اياب و ذهابش تهيه مي كردند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۱۰:۲۲

خدا توفیق نصیب همه معلمانی چنینی والا و اولیایی چنین با محبت و صبور نماید..

علوی۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۹:۴۹

امیدوارم که فرستنده عکس های فوق مطلب زیر را نیز بخواند و محتوای آنرا به خانواده محترم این دانش آموز عزیز هم انتقال دهد.
دونده

داستان در مورد دختر كوچكی است كه در یك كلبه محقر دور از شهر در یك خانواده فقیر به دنیا آمده بود. زایمان، زودتر از زمان مقرر انجام شده بود و او نوزاد زودرس، ضعیف و شكننده ای بود. همه شك داشتند كه زنده بماند. وقتی 4 ساله شد، بیماری ذات الریه و مخملك را با هم گرفت. تركیب خطرناكی كه پای چپ او را از كار انداخت و فلج كرد. اما او خوش شانس بود.
چون مادری داشت كه او را تشویق و دلگرم می كرد. مادرش به او گفت: «علی رغم مشكلی كه در پایت داری، با زندگیت هر كاری كه بخواهی می توانی بكنی، تنها چیزی كه احتیاج داری ایمان، مداومت در كار، جرات و یك روح سرسخت و مقاوم است.» بدین ترتیب در 9 سالگی دختر كوچولو بست های آهنی پایش را كنار گذاشت و بر خلاف آنچه دكتر ها می گفتند كه هیچ گاه به طور طبیعی راه نمی رود، راه رفت و 4 سال طول كشید تا قدم های منظم و بلندی را برداشت و این یك معجزه بود.
او یك آرزوی باور نكردنی داشت، آرزو داشت بزرگ ترین دونده زن جهان شود، اما با پاهایی مثل پاهای او این آرزو چه معنایی می توانست داشته باشد؟ در 13 سالگی در یك مسابقه دو شركت كرد و در تمام مسابقات، آخرین نفر بود. همه به اصرار به او می گفتند كه این كار را كنار بگذارد، اما روزی فرا رسید كه او قهرمان مسابقه شد.
از آن زمان به بعد ویلما در هر مسابقه ای شركت كرد و برنده شد. در سال 1960 او به بازی های المپیك راه یافت، و آنجا در برابر اولین دونده زن دنیا، یك دختر آلمانی قرار گرفت و تا به حال كسی نتوانسته بود او را شكست دهد. اما ویلما پیروز شد و در دو 100 متر، 200 متر، و دو امدادی 400 متر، 3 مدال المپیك گرفت.
آن روز او اولین زنی بود كه توانست در یك دوره المپیك 3 مدال طلا كسب كند...
در حالی كه گفته بودند او هیچ وقت نمی تواند دوباره راه برود.....
(برگرفته از سایت نشاط کوهستان)

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۵۴

احسنت . ممنون از عکسها

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۴۲

درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۲۸

برای همه معلم های دلسوز آرزوی سلامتی و موفقت می کنم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۲۵

درود برادر .. درود

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۲۰

آفرین به این معلم نازنین

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۸:۱۹

خیلی زیبا بود . دست همه معلم های دلسوز و زحمتکش رو می بوسم .

امیرآقاگل(خلیج فارس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۷:۵۶

این را در کنار معلم های فداکاری که به دانش آموز اول ابتدایی کتاب کمک آموزشی سفارش میکنند و یا تمام کار خودشان را به گردن والدین بینوا می اندازند و یواشکی میگویند برای بچه ات کلاس خصوصی بگیر ،هرچند که وقت ندارم اما یه کاریش میکنم این هم یه جور فداکاریه معلمی است !

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۴ ۰۰:۲۹

عموم معلمان عزیز با محبت هستند، انشالله که این دختر بچه معصوم نیز به آرزوهایش رسیده و عاقبت به خیر شود

محمدعلی۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۲۳:۵۵

چقدر هم لبخند قشنگی داره

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۲۱:۳۴

ماشاالله

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۹:۰۲

خدا به اين معلم با وجدان اجر بدهد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۸:۳۲

خوبه این عکسها رو مادران بسیاری در تهران ببینند از جمله همسر خود بنده
که علیرغم زندگی نسبتا مرفه و فرزندی سالم باز از زندگی و بچه مینالد و دائم میگوید مهریه ام را بده و بچه ات را خودت نگه دار میخواهم بروم سراغ زندگی و پیشرفت خودم
احسنت به مادران فداکار دیروز و امروز که این چنین برای فرزندان خود خدمت میکنند

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۸:۲۴

خدا پدر و مادر این معلم را بیامورزد که با دلسوزیهایش این کودک را از بی سوادی رها ساخته

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۸:۰۷

محبت، چه راهکار خوب ولی فراموش شده ای

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۷:۴۶

عجب معلمی
آقا دست شما رو ما از راه دور می بوسیم

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۷:۲۸

آفرین مرد !

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۷:۲۷

درود بر شرف و آزادگي اين معلم

مرتضی۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۳۳

چه می توان گفت در برابر این همه بزرگی.حتی بهشت هم برای چنین نیک مردی کم است.

مهران۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۳۱

اميدوارم خداوند دل همه را شاد كند

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۴

درود بر اين معلم با غيرت.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۴

واقعاًكه جاي تشكر از اين معلم دلسوز دارد.

رضا۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۳

درس معلم ار بود زمزمه ي محبتي
هر روز به مكتب آورد طفل فلج پاي را
خدا اين معلم عزيز و دلسوز را با شهداي كربلا محشور گرداند
بايستي از اين نمونه ها قدرداني گردد
بنده حاضرم به حساب اين معلم مبلغي را به عنوان هديه واريز نمايم

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۱۸

واقعا بزرگی...

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۱۷

چقدر این صحنه ها زیبا ولی کمیابند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۱۲

درود بر معلمان عزیز که بدون کمترین چشمداشتی این کارها را انجام می دهند

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۰۷

کاش مادر این کودک به مراکز توانبخشی بهزیستی و یا مراکز دولتی مراجعه میکرد تا محدثه روز به روز استقلال بیشتری بیابد

ر.سلگی۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۰۳

باید دست معلمان واقعی و زحمت کش را بوسید
شغل انها شغل انبیاست که نصیب هر بنده ای نمی شود

ADEL۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۶:۰۲

خدا خیرش بده

امیدار۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ۱۵:۵۴

هرچند که قضاوت درباره مردم فقط کار خداست ولی گاهی با خودم فکر میکنم بهشت رو برای کی ساختن....فکر کنم این یه نمونش باشه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.