آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
2بازدید

در وال‌ استریت چه می‌گذرد؟

اسکندر صالحی

در وال‌ استریت چه می‌گذرد؟
1ـ برای پاسخ به این پرسش، نخست باید ببینیم که جنبش «وال استریت» کی و کجاست.

پاسخ به ظاهر روشن است: در قرن بیست‌ویکم در یکی از خیابان‌های ‌آمریکا که بازارهای مالی و بورس در آن است، گروهی از مردم این شهر که اتفاقا در این بازار هم سهم دارند، چندگاهی است که به نارضایتی، هماهنگ و همراه و همصدا شده‌اند و در ظاهر شعارهایشان،  مستقیم یا غیر مستقیم، اقتصادی است.

2 ـ مدت‌هاست گمان می‌کنم، «خبر» تصویری است که ما می‌سازیم؛ و این تصویر، خود ساخته شده از قطعاتی از تصویرهایی است که ما داریم؛ تصویرهایی از هستی، باشندگان و نسبت‌های آنها با هم.

برای برخورد درست با آنچه «جنبش وال استریت» می‌توان نامید، ما باید نخست تصویر خود را از آن بسازیم؛ (تصویری که هر یک از ما گمان می‌کند «خبر» است) و پس از آن است که می بایست بکوشیم از آن بیاموزیم؛ بیاموزیم که بازسازی کنیم و بالا ببریم فهم خود را از بسیاری چیزها تا بلکه بتوانیم امکان ارتقای بخش‌هایی از زندگی خود، اعم از فردی و جمعی، را فراهم آ‌وریم.

3ـ به بند نخست این نوشته برگردیم، آن هم به قصد بازتوضیح؛ به این سبب که آنچه گفته شد از فرط کلیت (به قول ارسطو) پوک و میان تهی و بی‌معناست.
برای این کار، خوب است بر سر داستان رویم که: چند سال پیش، غرب و به ویژه آمریکا، بحرانی را تجربه کرد که به دلایلی برین گمان رفت که توانسته است از آن جان سالم به در برد.
بحران اما از میان نرفت،‌ بلکه در لایه‌های زیرین پنهان شد و به بیماری مزمن تبدیل گشت و اینک دوباره سر بر آورده است و این نشان از آن دارد که تشخیص و تجویز نادرست بوده و درمان نشده است مریض.

بیمار اما محکم است و هنوز «مرگ» حتی به خاطرش هم خطور نمی‌ کند. او به مرگ نمی‌اندیشد، ولی درباره زندگی گذشته خود دچار تردید شده است که عمری بر این باور می‌زیسته که بهترین فهم از جهان را دارد و برنامه‌اش برای زندگی، بهترین برنامه نه فقط برای خودش که برای نوع انسان است.

اینک گویا در آن سد سدید، روزنه‌هایی پدید آمده و این دغدغه در او زنده شده که اگر دیر بجنبد، سدش از هم خواهد شکافت و شهر و دیار رؤیاها و آرمان‌هایش را در هم فرو خواهد کوفت و با خود خواهد برد.

4 ـ چه شده است؟ مسأله‌المسائل یا ام‌‌المسائل این بیمار چیست؟
گویا،‌ مسأله مسأله‌‌های جنبش وال‌ استریت، خود این «تردید» است.

در نوشته دیگری به اشاره گذشت که برای ممکن شدن زیست جمعی انسان‌ها ـ که از نظر آدمیان برای زندگی فرد فرد آنان ضروری شده است ـ حدودی از اعتماد لازم است و «اخلاق»، مجموعه قراردادهایی است که این امر را تنظیم و تدبیر می‌کند.

اینک، اما این «تردید مشترک» است که گروهی را در وال استریت، هماهنگ و همراه و همصدا کرده و حرکت آنان نماد و نمایشی است از این که برج و باروی بسیاری از اعتمادها در جامعه آمریکا فرو ریخته است و اینک وال استریتی‌ها از فرط تحیر نسبت به این موضوع به خیابان ریخته‌اند.

آنان اینک خانه‌ای ندارند از جنس یقین تا در آن سکنی گزینند. ذهن و فکرشان اینک بی‌خانمان است و بی‌خانمانی، شکلی است که به سبب آن برگزیده‌اند.
اگر اعتماد متقابل، اجزای یک جامعه را به هم پیوند بزند و موجب شکل‌گیری آن شود، وال استریت مدعی است که هم‌اکنون عامل پیوند اجتماعی در جامعه آ‌مریکا وجود ندارد و این پیوند دهنده، فعلا ناپدید شده است.

آینده نشان خواهد داد که آیا جامعه آمریکا می‌تواند تماما بر پایه سنت مسلط، خود را بازآراید یا نه!

به عبارت دیگر، در آینده معلوم خواهد شد که آیا جامعه آمریکا، بنا بر لیبرالیزم به بازسازی خود خواهد پرداخت، یا نیم‌نگاهی به فرهنگ‌ها، سنت‌ها و ایدئولوژی‌های دیگر هم خواهد انداخت.

در هر حال،‌ بحران‌های پیاپی، به ویژه بحران سهمگین چند سال اخیر از هژمونی غرب در سطح جهان تا اندازه‌ بسیاری خواهد کاست و زمینه برای سر بر آوردن سنت‌های پیشین و  گفتمان های جدید فراهم‌تر خواهد شد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۰۲ ۲۰:۵۱

یه کم مطالعه کنید بابا!!!

فرزانه۱۳۹۰/۰۸/۰۲ ۱۱:۵۱

در وال استریت مردم آزادانه اعتراض میکنند این است فرق جهان سوم و کشور های پیش رفته

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۰۱ ۰۰:۲۰

هایدگر می گوید: اندیشه برانگیزترین مسأله در روزگار ما این است که نمی اندیشیم!

شاید این نوشته می خواهد که ما از کنار اتفاقات اطرافمان سرسری نگذریم و بعضی وقتا به بعضی از اونا فکر کنیم!!!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۱۳:۵۶

چیه این نوشته فلسفی ادبی رمان گونه!!!!!چهار تا کلمه عین بچه ادم توضیح میدادید به معلوماتمون اضافه میشد!!

هادی۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۱۲:۰۰

شاید از نظر ادبی متن زیبایی بود اما بالاخره ما نفهمیدیم در وال استریت چه می گذرد؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۱۰:۲۰

چی می گی بابا!

محمودي۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۱۰:۱۱

آقاي صالحي سياست مي ورزي يا ادبيات؟ در عرصه رسانه قلم زدن آن هم از سياست، اين تكلفات روشنفكر مابانه ذهن خواننده را غايب مي كند.

صمد زايري۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۰۸:۵۶

متاسفانه اين مقاله از عهده ارايه يک ساختار ادبي خوب و متعارف و يک تحليل قابل قبول برنيامده است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۱:۲۳

ما از خودمان بگیم بهتر است

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۱:۴۹

نمیخواد ببینی اونجا چه میگذره بیا ببین اینجا ایران چی میگذره

محسن جون۱۳۹۰/۰۷/۲۶ ۲۱:۰۷

واقعا که پافرین بر مملکت گل و بلبل ما !
اجازه بدین ! ما وقتی جهان رو هم مثل مملکت خودمون کنترل کنیم - که آمیکا هم جزو این جهانه - اون وقت همه چی ردیف میشه .. بسپارینش به بعضیا !!!

** تق تق !؟؟؟ , دکتر یه ملتی , یه جایی , چشم انتظارته , بسم الله ..

دلتنگ۱۳۹۰/۰۷/۲۶ ۲۰:۰۲

اي كاش يادداشت به اين قشنگي كه بارقه هایي از كار ظريف درك واحد از حقيقت مطلق در آن يافت مي شد به وال استريت ربطي نداشت و به حقيقت نوع انسان و دريافتش از پيرامون كه نسبي است و اصالت ندارد مي پرداخت اما در آن صورت ديگر جايش در تابناك نبود

محمدي۱۳۹۰/۰۷/۲۶ ۱۳:۳۹

حاجي سواي مطلب خوبت،خراب اين فيگور عكستم!

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۶ ۱۳:۳۸

بیچاره اصلا نمیدونست که این جنبش چیه؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.