به بهانه چهارمين سالروز درگذشت آيدين نيكخواه بهرامى
زنده شدن ياد برج شماره ۸
آن ۲۵ امتياز و آن ۸۵ درصد پرتاب سه امتيازى موفقش حالا كه رفته، بغض سنگينى شده در گلوى تاريخ بسكتبال ايران. به فينال كه رسيديم، باز درخشيد. انگار زاده شد كه ما را به آرزويمان برساند، لبخند بزند و برود. در فينال طومار لبنان را درهم پيچيد، ولی به المپيك كه رسيديم، نبود. چه تراژدى تلختر از اين كه او ما را تا قله موفقيتهايمان برد؛ اما وقتى خواستيم كنارش به جهان لبخند بزنيم، او رفت؟

سرویس ورزشی ـ هفتم دي ماه ۱۳۸۶؛ يك روز معمولى ميان روزهاى شايد سرد دي ماه بود. شايد خيلىها زير اين آسمان آبى، اين روز برايشان صرفا هفتمين روز از دهمين ماه سال بود.
چقدر سخت است؛ چقدر نوشتن از اين روز سخت است. اصلا آدم دوست دارد تقويم سال نو كه مىخرد هفتم دي ماه را از وسطش پاره پاره كند؛ اما نمىشود. هفتم دي ماه براى هميشه در تاريخ اين كشور يك روز سياه است. يك روز به غايت غمانگيز كه اصلا جرات نداريم خاطرات چهار ساله شدهمان را از اين روز مرور كنيم. كمى خيسى چشمانمان را پاك كنيم و ببينيم در اين روز چه بلايى سر بسكتبال ما آمد؟
به گزارش «تابناک»، بسكتبال ما در اين سالها سرش را بالا گرفته و از قهرمانى در آسيا و حضور در المپيك گفته است؛ اما وقتى سخن از قهرمانى در جام ملتهاى ۲۰۰۷ به ميان مىآيد، چه كسى به ياد نمىآورد آن شماره ۸ خوش استيل را؟ آن پرتابهاى سه امتيازى مرگبارش را؟ و آن لبخند بزرگش را كه حالا وقتى از پشت شيشه قاب عكس نگاهش مىكنم انگار دلم از جا كنده مىشود.
چين را در آن مسابقات براى نخستين به زانو درآورديم. آيدين نيكخواه بهرامى در آن شب بى نظيرش برابر قطر چه ديدنى بود!
آن ۲۵ امتياز و آن ۸۵ درصد پرتاب سه امتيازى موفقش؛ اکنون كه رفته، بغض سنگينى شده در گلوى تاريخ بسكتبال ايران. به فينال كه رسيديم، باز درخشيد. انگار زاده شد كه ما را به آرزويمان برساند، لبخند بزند و برود. در فينال طومار لبنان را درهم پيچيد؛ اما به المپيك كه رسيديم، نبود. چه تراژدى تلختر از اين كه او ما را تا قله موفقيتهايمان برد، ولی وقتى خواستيم كنارش به جهان لبخند بزنيم، او رفت؟
مهران شاهين طبع، او را يك حرفهاى بسكتبال مىداند: ديد حرفهاى آيدين به ورزش، او را از بسيارى از ورزشكاران متفاوت مىكند. هميشه دوست داشت برنده باشد. به رغم اينكه همانند همه جوانان ويژگىهاى زيادى چون عجله كردن را داشت، به دليل تربيت خاصش فوقالعاده بود. نمىشود.
به خدا نمىشود از آيدين نوشت. آنقدرها نماند كه از سوابق حرفهاى او بنويسيم و آنقدر باورمان نمىشود رفته كه از رفتنش بگوييم. او يك ستاره بىبديل در تاريخ ورزش ما بود كه بسیار زود، خيلى زودتر از آنكه بشود، بودنش را درك كرد، رفت؛ همين چند خط براى زنده شدن ياد برج شماره ۸ تيم ملى كافى است.
ابرار
چقدر سخت است؛ چقدر نوشتن از اين روز سخت است. اصلا آدم دوست دارد تقويم سال نو كه مىخرد هفتم دي ماه را از وسطش پاره پاره كند؛ اما نمىشود. هفتم دي ماه براى هميشه در تاريخ اين كشور يك روز سياه است. يك روز به غايت غمانگيز كه اصلا جرات نداريم خاطرات چهار ساله شدهمان را از اين روز مرور كنيم. كمى خيسى چشمانمان را پاك كنيم و ببينيم در اين روز چه بلايى سر بسكتبال ما آمد؟
به گزارش «تابناک»، بسكتبال ما در اين سالها سرش را بالا گرفته و از قهرمانى در آسيا و حضور در المپيك گفته است؛ اما وقتى سخن از قهرمانى در جام ملتهاى ۲۰۰۷ به ميان مىآيد، چه كسى به ياد نمىآورد آن شماره ۸ خوش استيل را؟ آن پرتابهاى سه امتيازى مرگبارش را؟ و آن لبخند بزرگش را كه حالا وقتى از پشت شيشه قاب عكس نگاهش مىكنم انگار دلم از جا كنده مىشود.
چين را در آن مسابقات براى نخستين به زانو درآورديم. آيدين نيكخواه بهرامى در آن شب بى نظيرش برابر قطر چه ديدنى بود!
آن ۲۵ امتياز و آن ۸۵ درصد پرتاب سه امتيازى موفقش؛ اکنون كه رفته، بغض سنگينى شده در گلوى تاريخ بسكتبال ايران. به فينال كه رسيديم، باز درخشيد. انگار زاده شد كه ما را به آرزويمان برساند، لبخند بزند و برود. در فينال طومار لبنان را درهم پيچيد؛ اما به المپيك كه رسيديم، نبود. چه تراژدى تلختر از اين كه او ما را تا قله موفقيتهايمان برد، ولی وقتى خواستيم كنارش به جهان لبخند بزنيم، او رفت؟
مهران شاهين طبع، او را يك حرفهاى بسكتبال مىداند: ديد حرفهاى آيدين به ورزش، او را از بسيارى از ورزشكاران متفاوت مىكند. هميشه دوست داشت برنده باشد. به رغم اينكه همانند همه جوانان ويژگىهاى زيادى چون عجله كردن را داشت، به دليل تربيت خاصش فوقالعاده بود. نمىشود.
به خدا نمىشود از آيدين نوشت. آنقدرها نماند كه از سوابق حرفهاى او بنويسيم و آنقدر باورمان نمىشود رفته كه از رفتنش بگوييم. او يك ستاره بىبديل در تاريخ ورزش ما بود كه بسیار زود، خيلى زودتر از آنكه بشود، بودنش را درك كرد، رفت؛ همين چند خط براى زنده شدن ياد برج شماره ۸ تيم ملى كافى است.
ابرار
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نميدونم بايد چي بگم. اما به گمونم بنده خدا تو شهر ماه چالوس تصادف كرد. بعد از تصادف مسئولين محترم به خودشون زحمت دادند گاردريلي رو كه ماشين اين بنده خدا بهش خورده بود كمي از اوت تيزيه اولش كم كردند و خمش كردند تا ديگه سر كسي اين بلا نياد. هفته پيش هم يكي از دوستانم تو شهر نوشهر بعد از برخورد با بلوك سيماني حايل جون خودشو از دست داد، بيچاره يه سال بود عروسي كرده بود. بعد از اين اتفاق دوباره مسئولين محترم زحمت كشيدند و جلوي اين مانع رو يه علامت گذاشتند كه راننده ها بتونند بفهمند كه جاده اي رو كه با سرعت 100كيلومتر داري رانندگي ميكني يهو تبديل به دو تيكه ميشه! و بايد مواظب بود. خواستم از مسئولين شهرمون بابت اين همه زحمت تشكر كنم كه بابت هر نفري كه ميميره بعد يادشون مياد كه ميشه گاهي با چندهزارتومان خرج يه انسان رو از مرگ نجات داد. مسئولين ممنونيم. خدا هردو رو بيامرزه.
یه دونه بود...
ایشاا... همینجوری که دل مردم شاد می کرد اون دنیا هم همیشه شاد باشه
ماكه فراموشش نكرديم،خدابيامرزتش
روحش شاد
روحش شاد و یادش گرامی باشد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.