درباره یک تجارت جالب و ساکت
چند میلیون میگیری سازم رو جا بندازی؟!
در همین زمینه، مباحثی درباره اساتید برجسته موسیقی ایران ـ که در شش ماه اخیر بدرود حیات گفتهاند ـ و اهمیت توجه خانواده ایشان به اهدای سازهایشان به موزه موسیقی طرح شده و نیز نگرانی اصلی درباره خوش صداترین تار ایران، ساخته استاد یحیی تارساز است که در اختیار زندهیاد استاد فریدون حافظی بوده...

به گزارش «تابناک»، بازار ساز و ابزارآلات موسیقی با افزایش شدید قیمت، حال و روز خوب و جالبی ندارد و همین به میزان توجه عمومی به موسیقی نیز ضربه زده است؛ وضعیتی که «تابناک» به زودی در قالب یک مستند و گزارش مفصل به آن خواهد پرداخت و علل شکلگیری آشفته بازار را مفصل بررسی خواهد کرد.
پیش از این، اما در موسیقی و به طور خاص، ایران زمین نکات جالبتری درباره ساز و کیفیت ساز بود که مهمترین آنها قدمت ساز است؛ به عبارت سادهتر، از مهمترین معیارهای ارزشگذاری سازهای سنتی و کلاسیک، عمری است که از ساز گذشته و در واقع اهمیت عمر و میزان نواخته شدن سازها را به نمایش میگذارد.
در پیانو به عنوان ساز مادر در موسیقی کلاسیک، کارکرد سیمها و ساندبورد با کوک مداوم (معمولاً دو بار در سال) و البته نواختن ساز به مرور زمان بهتر شده و یا به اصطلاح ساز جا افتاده میشود و در واقع بر خلاف تصور، پیانوی کهنه ـ البته اگر آسیبی ندیده باشد و در محلی با دما و رطوبت استاندارد نگهداری شده باشد ـ قیمتی بالاتر از پیانوی نو دارد و نوازنده ساز به نوعی مزد نواختن خود را در هنگام فروش سازش میگیرد.

در سازهای سنتی نظیر تار و سه تار نیز موضوع جا انداختن ساز، یکی از دغدغههای نوازندگان است، به ویژه آنکه شاید پرده ساز نو، کمی کلفت باشد یا در موقعیت مناسبی نباشد یا منافذ کاسه ساز بسته باشد که اینها با مرور زمان و نواختن پیاپی، برطرف شده و صدایی شفاف برای مخاطب به ارمغان میآورد و این صدا البته در شرایطی به دست خواهد آمد که با نواختن غیرحرفهای، ساختار ساز آسیبی نبیند و تکنیک درست در دستگاههای گوناگون روی ساز پیاده شود.
در این زمینه، معمولاً سه تارهایی معادل 2.5 میلیون تومان توسط برخی اساتید پس از نواختن مکرر تا پنج میلیون تومان فروخته میشود و یا تارهایی با ارزش چهار میلیون تومان با افزایش ارزش 25 تا 300 درصدی پس از شش ماه تا یک سال نواختن و تنظیم توسط اساتید مطرح، توسط خود شاگردان خریداری میشود که البته اگر نوازنده جزو اساتید برجسته باشد، همین قرار گرفتن نام استاد در کنار ساز و ذکر این جمله که «سازِ ...» است، بر ارزشش به شدت میافزاید.
برای نمونه در سالهای پیش، سنتوری به یکی از اساتید برجسته موسیقی، ممهور به مهر یکی از سازسازان مشهور، نزدیک هشتصد هزار تومان فروخته میشود و بلافاصله پس از نواخته شدن در یکی از کنسرتها به همراه مضرابهایش که شکلش، اصالت خود ساز را نیز تأیید می کرد، به بهای پنج میلیون تومان خریداری شد. خریدار نیز چندی بعد همین ساز را به قیمت به مراتب بالاتر به عنوان سازِ نواخته شده توسط استاد فروخته که در نوع خود تجارت جالبی است!
طبیعتاً وقتی ساز از ارزش بالایی برخوردار بوده و ممهور به مهر سازندگان مشهور باشد، جا افتادن ساز اهمیت بیشتری مییابد و ساز دارای قدمت ساخته شده به دست استادکاران مشهور، ارزش بسیار بالایی مییابد؛ بنابراین، بسیاری از سازهای کهنه ساخته شده توسط اساتید مطرح که سالها به دست اساتید برجسته نواخته شده، اساساً فروخته نمیشود و دست به دست میچرخد و از کشور بیرون برده میشود.
در همین زمینه مباحثی درباره اساتید برجسته موسیقی ایران ـ که در شش ماه اخیر بدرود حیات گفتهاند ـ و اهمیت توجه خانواده ایشان به اهدای سازهای ایشان به موزه موسیقی طرح شده که البته جنبه رسانهای نیافته است؛ اما نگرانی اصلی درباره خوش صداترین تار ایران ساخته استاد یحیی تارساز است که در اختیار زنده یاد استاد فریدون حافظی بوده و هم اکنون از سرنوشتش خبری نیست و ای کاش بیش از اینها در پی نگهداری چنین میراثی بودیم!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
يادمان نرود مقام استاد كجاست. و ننويسيم استاد خرك عوض مي كند و ... اين تعريف زيبا نيست تا يادمان بماند همين خرك عوض كردن فن استادي است و قيمت دارد.
بنده با نظرات اکثر دوستان موافقم . اما نکته ای که بعضی ها به آن توجه نکرده اند این است که :
یک ساز ساز باید زمانی که ساز را تحویل میدهد کارش را عالی انجام داده باشد (((که نیازی به تنظیم مجدد نداشته باشد))) . الان شما اگر یک تار خوب برای اجرا در استودیو یا کنسرت تهیه کنی . حد اقل باید 7 میلیون تومان هزینه کنی . حال اگر قرار باشد که 4 میلیون هم استاد X یا Y بگیرد که آن را به قول خودشان جا بیاندازند ( که به هیچ وجه منطقی نیست ) ، ظلمی آشکار به نسل جوان و آینده موسیقی و حیثیت هنر ساز سازی ایران است .
چرا خوب... اگر به عنوان مثال ، مبلغی ( نهایتآ) 50.000 تومان برای تمامی تنظیم ها ( که قبلآ ) ذکر شد دریافت شود ، منطقی است و همه راضی اند . اما آنانی که میگویند وای استاد های ما اگر مریض شوند شما پولشو میدی ؟ ! باید بدانند که اولآ ماشالله هزار ماشالله وضع مالی اکثر اساتید برجسته موسیقی کشور با توجه به کنسرتهای خارج از کشور ( خیلی خوب ) است . ساز ساز ها هم که قربونشون برم 6 ماه 6 ماه باید تو نوبت باشی تا لطف بفرمایند و اگر ارتعاشات کیهانی بر دل سوخته ایشان اثری فرمود و به یاد شما افتادند ( البته با کلی نذر و نیازو دعا) بعد از گذشت 6 ماه ، ساز را تحویلتان بدهند . ( نکته : پول ساز را به طور کامل و یا حد اقل دو سوم آن را روز اول گرفته اند ) .
حقیر زمانی که برای اولین بار ساز خریدم تا یک سال ماهی 100000 هزار تومان قسط وام به افراد مختلف میدادم ( آن هم با پول کارگری ) .. تا توانستم ساز بخرم . حال شما دلتان به حال اساتیدی سوخته که به خاطر هیچ یا نهایتآ ارتقای 20 % صدای ساز ( که وظیفه شان است ) مبالغ میلیونی میگیرند ؟
آیا این منطقی است ؟
اینجور موقع هاست که تازه میفهمم کجا دارم زندگی میکنم !
با نظر اقای رحیمی موافقم..این که گفته میشود ساز با نواختن یک استاد کهنه میشود و صدای ان جا می افتد حرف غیرواقعی است و فقط برای سرکیسه کردن هنرجو میباشد..
نکات مهم در تشخیص یک ساز سه تار مناسب:
1-شکل تقارن کاسه نسبت به خرک(فرم کاسه تقریبا باید متقارن باشد)
2-حتی الامکان صفحه زیرخرک wideباشد(پهنای مناسب داشته باشد)عمدتا سازهای سه تار با پهنای صفحه بیشتر زیر خرک، مناسب ترند
3-ضخامت صفحه زیر خرک بسیار مهم است.اگر این ضخامت زیاد باشد صدای ساز اصلا در نمیاد..شما میتوانید با تغییر ضخامت این صفحه ساز را بم خوان یا زیر خوان کنید از ان جالب تر اینکه حتی یک ساز خراب را نیز میتوانید با تنظیم ضخامت این صفحه خوش صدا کنید.
4-فاصله خرک تا صفحه(اصطلاحا مضراب خور ساز) باید زیاد باشد تا قابلیت مضراب خور ساز بالا رود
5-و مهمتر از همه موارد بالا صدای دلنشین ساز است که در این مورد حتما چند ساز را با هم بنوازید تا مشخص شود ساز انتخابی خوش صداست یا خیر.
باسلام
طبق عادت تابناك مامي نويسيم وتابناك ارائه نمي كند مهم نيست .
توضيحات دوست عزيز جناب مهدي رحيمي بعنوان يك نوازنده خوب بود ولي شايدايشان اين مطلب راهم درذهن داشتند كه موسيقي چه براي خواننده وچه براي نوازنده ي حرفه اي امري حسي است نوازنده خوب بدليل اجراي قطعات رديف سازي .وجواب آوازسازش راباگوش كوك مي كندنه دياپازون چون فيزيك تمام سازهاي ايراني مثل سازهاي غربي خطي نيست ومنشاء آن اصوات والحان الهي است (موسيقي ابراني )
واماخدمت سروران گرامي تابناكي عرض كنم يحيي سازنده ونوازنده شهير اصفهاني بيش ازانگشتان دودست (12عدد)تاردر2سايزكاسه كوچك وكاسه بزرگ ساخته كه بزرگاني چون استادشهناز.استادلطفي .و.......دراختياردارند .دراصفهان 5عددكاسه بزرگ يحيي وجوددارد
درسالهاي قبل درموزه كليساي وانك اصفهان 1عددتاريحيي وجودداشت .
اشخاص زيادي اقدام به نمونه سازي تارهاي يحيي نمودند كه شايدازمعروفترين آنان زنده يادمرحوم چايچيان كه ازاساتيدبنام مبل ساز(فرنگ ساز)بودندرابتوان نام برد.
درقديم برخي ازاساتيد اعتقادبه اين نكته داشتندكه دانستن نت بيشتردرگروه نوازي واركستر كاربردبيشتري داردولذااعتقادداشتند فراگيري سينه به سينه (گوشي )موسيقي ذهن هنرجورامحدودنمي كندالبته زمان حال تكنيك روزرامي طلبد .
اكثربزرگان موسيقي ماچه نوازنده وچه خواننده نت نمي دانستندپس درآن اجراهاي ماندگار اين هوش .گوش وخلاقيت آنان بودكه جابجائي پوزيسيون ها ورفت وبرگشت دردستگاههاومايه هاي سازي وآوازي با آن اجراهاي زنده رابه همراه داشت .
استادحبيب سماعي .استادسيدنورالدين رضوي سروستاني و.....باوضووآن كوك الهي شروع به نواختن وخواندن مي كردند
البته دراين مبحث مطالب زياداست كه مجال فراواني رامي طلبد.
وقتی پژو 405 ، چون آقای احمدی نژاد سوارش شده بوده کرور تومان فروش می رود چرا نباید ساز یک هنرمند با ؟ تومان فروش برود
خوب چرا میراث فرهنگی سازهای به نام را به قیمت خوب نمی خرد و در موزه نمی گذارد که جا برای دلال بازیها کمتر شود!
ثانیا در سایر کشورها هم همیشه اشیا عتیقه یا کلکسیون ها متعلق به دولت نیست بلکه صاحبان شخصی دارد . پس اگر در ایران هم باشد چیز بدی نیست.
چه عیبی دارد وقتی همه از تمام توانشان برای کسب منافع بهره مند می شوند هنرمندان ما هم از این راه سودی ببرند.
ضمنا بنظرم این پول توان و فن استاد است که شاگرد می دهد زیرا اگر شاگرد می توانست که خودش سازش را درست کوک می کرد تا خوب می خواند؟ خوب چون نمی داند می دهد به یک آدم باتجربه و با دانش و این هم هزینه دانش و تجربه ای است که آن شخص سالها صرف کسب آن نموده است.
راه حل دیگر هم اینکه اگر در قالب آموزش بشود کوک کردن ساز را آموخت بهتر است کلاس بگذارند.
در مورد سازهایی مثل پیانو هم کوک را با هزینه انجام می دهند.
یک ساز خوب و خوش صدا باید همیشه در حال مضراب خوردن باشه که خوش صدا باقی بماند به موزه رفتن یک ساز یعنی مرگ تدریجی صدا و طنین یک ساز
وای بر من و زمانه ی من وای بر دل شوریده ی من
یادبگیریم مثل آقای رخیمی باصرف وقت نظردهیم .این احترام به خودودیگران است .
امانظرمن این است :
مانباید انتظارداشته باشیم همه افراد متعالی باشند.هرکسی حق داردمزددانش خودرادرحدتعادل دریافت کند.این شامل هنرمندان هم میشود.
من با شما موفقم سودابه خانوم
سلام
با تشکر از آقای رحیمی انصافا عالی توضیح دادند .
آن استادي كه چنين مزدي دريافت مي كند هزينه يك عمر زحمتش را مي گيرد.
پول زور نيست؛ مزد يك عمر خون دل است. (اين درست كه معجزه نيست اما تجريه كه هست.)
آيا ما نمي خواهيم بالاخره بفهميم بايد قدر تخصص را دانست؟
اگر خداي ناكرده آن استاد مريض شد شما پول دوا درمانش را مي دهيد؟
نظر آقای رحیمی جالب بود از سایت و آقای رحیمی تشکر میکنم ولی در همه کشورها ساز هنرمندان مشهور و یا سازندگان مشهور به عنوان یک میراث فرهنگی ملی مورد احترام است و معامله و خرید و فروش و نگهداری آن هم با تشریفات انجام میشود. حال که هنرمندان ما در گمنامی از میان ما میروند شاید ساز آنها بتواند به نوعی به زنده نگه داشتن یاد آنها کمک کند و بعلاوه شاید بتواند ابزار تلنگر و یادآوری اهمیت مسائل فرهنگی برای جامعه باشد.
شلید استاد خوب نداشته یا هنوز طعم استادی نچشیده اید،ظرافتی در حبس ،نفس استاد است،هر چند هستند کسانی که بازار اشفته می کنند وسود می چینند.
شما که داشتی بگو تا ما هم طعمشو بچشیم!!!
توضيحات اين آقاى رحيمى از خود متن خبر جالب تر بود . ممنون از ايشون
آره واقعا
خیلی جالب بود ممنون
حقیر به عنوان یک مدرس سه تار و کسی که تقریبآ 8 سالی است که با ساز سه تار سرو کار دارد این نظر را مینویسم .
به عقیده بنده تمامی اینها دکان کسانی است که ذره ای دلشان به حال هنرمند های واقعی و هنرجو ها نسوخته است .
اینکه صدای ساز جا بیوفتد اتفاقی نیست که ظرف 6 ماه یا یک سال یا حتی دو سال رقم بخورد .
که مثلآ بابت جا انداختن صدای آن مبالغ هنگفتی اخذ شود .
اول اینکه ساز اگر ساز باشد و سازساز کارش را درست انجام داده باشد ، باید از همان لحظه که ساز تحویل گرفته میشود ( عالی ) بخواند . این که فلان استاد بزند و غیره ( به نظر من چیزی جز سر کیسه کردن هنرجوهای تازه وارد بیش نیست ) .
دوم اینکه صدای این نوازنده است که خودش را با ساز باید وفق بدهد .
ممکن است استادی با ساز شما ساز بزند و شما هم بزنید ولی احساس کنید آن صدایی که استاد از ساز در می آورد به مراتب زیبا تر است .
دلیلش این است که با کمی ور رفتن با ساز میتوان نقاط ضعف و قوت آن را پیدا کرد و با تجربه ای که اساتید دارند به درستی از نقاط قوت و ضعف آن بهره می برند .
ضمن اینکه معیار کوک در ساز های سنتی ما دیاپازون نیست . اینکه بسیاری سازشان را ( منظور سیم اول سه تار و یا سیم اول و دوم تار ) دوی دیاپازون ( 261 HZ ) کوک میکنند همیشه خوب نیست . گاهی ممکن است بر حسب اتفاق سازی که با این معیار کوک میشود خوب بخواند اما گاهی بالاتر و یا پایین تر از دوی دیاپازون که کوک شود صدای ساز ممکن است تازه جان بگیرد و پیدا شود .
اساتید این را نیز میدانند .
دیگر اینکه خرک ساز خیلی مهم است . گاهی اساتید با عوض کردن یک خرک در تار کیفیت صدای آن ساز را تا 20 % ارتقا میدهند . اما شما تصور میکنید بخاطر 6 ماهی است که ساز دست وی بوده و با آن نواخته .
همینطور پوست کاسه و نقاره . . در ساز تار .
نکته بسیار مهم دیگر اینکه جای پرده ها باید کاملآ دقیق باشد . این نکته هم لازم به ذکر است که فاصله بعضی از پرده ها در یک تار ممکن است با فاصله همان پرده ها در ساز دیگر متغیر باشد .
به عنوان مثال : ممکن است شما یک تار یحیی را مثلآ دو دو سل سل ر ر کوک کنید و همایون بنوازید و بسیار عالی هم بخواند و با همان معیار کوک و شرایط مساوی یک ساز جعفر را هم کوک کنید و همایون بزنید و عالی بخواند . اما زمانی که دو نوازنده هم زمان بخواهند با این دو ساز همایون بزنند .. بر سر بعضی پرده ها اختلاف صدا داشته باشند . ( البته گوش حساس آن را متوجه می شود ) .
در اینجا باید یکی فدای دیگری بشود تا دقیقآ همصدا بشوند . این نشاندهنده این است که تنظیم پرده ها در ساز ها متغیر است .. حال ممکن است شما سازی را بخرید و پرده هایش تنظیم نباشد و به یک استاد بدهید تا ساز را پخته کند و او صرفآ پرده هایش را تنظیم کند و مبلغ هنگفتی را از شما اخذ نماید . و بسیاری دیگر که در حوصله این نوشتار نمیگنجد.
در نهایت ذکر این جمله را لازم میدانم :
اساتید معجره نمیکنند ، بی خود خودتان را گول نزنید.
ولی به هر حال اون استاد طبق تجربه ای که داره میدونه که باید چکار کنه که ساز بهتر بنوازه و پول اون تجربشو میگیره
مثل همون داستان که میگن یه روز کارگر باسابقه شرکتی بازنشست شد و وقتی یک دستگاه اون شرکت خراب شد و به هر دری زدن نتونستن درستش کنن مجبور شدن از همون کارگر بازنشسته کمک بخوان و اون بعد از یه بررسی یه علامت ضربدر روی یه قطعه زد و گفت عوضش کنین. مقتی صورتحساب رو خواستن دیدن نوشته 100000دلار وقتی مدر عامل ازش لیست خواست همین رو نوشته بود:
1سنت برای گچ
99999 برای تجربه
از همه دوستان بخاطر نظراتشان نسبت به این نوشتار ممنونم . دیدگاه و نظر حقیر بی ایراد نیست . حقیر همیشه گفتم :
زمانی که هیچ استادی فوت کوزه گری ای پیش خودش نگاه ندارد ، پیشرفت در جامعه اتفاق می افتد . این خساست ها و خود خواهی هایی که مابین اساتید وجود دارد چیزی جز عقب گرد و حد اقل در جا زدن نیست . بنده با هزار خون دل تمام این فوت های به اصطلاح کوزه گری را فرا گرفتم ولی به راحتی و حتی مجانی در اختیار شاگردانم...، قرار میدهم . چرا که به این شعر که از پیرم آموخته ام باور دارم :
تا نشدم چو نی تهی * پر نشد از نوا نی ام
کاسه ساز شد تهی * لیک پر از ترانه شد
به هر حال هر کسی نظری دارد و برای ما هم محترم است .
یا حق.
آقای رحیمی متشکرم، مطالب بسیار خوبی گفتید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.