آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
1بازدید

سخت‌ترین لحظه یک عکاس

دوستش در آتش می‌سوزد؛ پدر زنش در تکاپوی خاموش کردن آتش است و او که امیدی به نجاتش ندارد، ثبت لحظه تاریخی را انتخاب می‌کند!

دوستش در آتش می‌سوزد؛ پدر زنش در تکاپوی خاموش کردن آتش است و او که امیدی به نجاتش ندارد، ثبت لحظه تاریخی را انتخاب می‌کند!

به گزارش فارس، وبلاگ سه الف نوشت: چند روز پیش کتاب «چشم نوشته‌ها» یادگار عکاس بسیجی جناب آقای احسان رجبی را تورق می‌دیدم؛ گل سر سبد عکس‌هایش، همین تصویر روی جلد کتاب است.

ماجرا از این قرار است که جناب رجبی، عکسی را از شهید نادری بروجردی شکار می‌کند؛ شهید نادری داماد مرحوم حاجی بخشی بوده و یک پای خودش رو در کردستان از دست داده بود؛ ساعتی بعد ماشین حاجی بخشی و دامادش مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و شهید نادری جلوی چشم حاجی بخشی و عکاس در آتش می‌سوزد.
سخت‌ترین لحظه یک عکاس
از عکس‌ها پیداست که عکاس چقدر به صحنه نزدیک بوده و برای ثبت در تاریخ، لحظه شهادت را ماندگار کرده است؛ برایم سوال شد اگر خودم جای جناب رجبی بودم چه می‌کردم؟ واقعاً تصمیم‌گیری سخت است؛ دوستت در آتش می‌سوزد؛ پدر زنش که محبوب همه جبهه‌هاست در تکاپوی خاموش کردن آتش است و تو ثبت لحظه تاریخی را انتخاب کنی!
سخت‌ترین لحظه یک عکاس
نمی‌خواهم شبهه ایجاد کنم که عکاس می‌توانست جان شهید نادری را نجات دهد؛ از واکنش حاجی بخشی مشخص است او هم امیدی به نجات ندارد ولی چقدر سخت است که جناب رجبی در یک لحظه چنین تصمیمی گرفته است و بدون آنکه دل و دستش بلرزد برای خود وظیفه ثبت تصویر را انتخاب می‌کند.
سخت‌ترین لحظه یک عکاس
صحنه آخر واقعاً تلخ است؛ جوانی رعنا در آتش می‌سوزد؛ پدری بر سر خود می‌زند و عکاسی که برای تاریخ تصویری را ثبت می‌کند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

محمدرضا حاجی حسینی۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۵:۱۲

فوکس،کادربندی،شاتر زدن در این لحظه دل شیر می خواهد

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۳:۵۹

جایگاهشون همنشینی با سید الشهدا انشالله

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۳:۵۳

خدا رحمت کند این بزرگواران را. ما مدیون آنها هستیم

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۲:۳۶

عکسا زیاد واضح نیست :(
دوس داشتم بهتر ببینم

امیر۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۲:۳۱

بهتر بود به جای عکاسی بره کمک

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۲:۳۰

پدره داره پسرشو از آتیش میاره بیرون
واقعاً چه لحظه ی سختی

نمیدونم شهدا چیکار کردن ولی آنقدر اخلاص داشتند که حتی یک عکسشون بعد از سالها دل رو زنده میکنه

محسن۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۱:۵۲

سلام شهدا دیروز رفتند جسم و جانشان را برای ما دادن تا ما با جسم و جان سالم امروز غصه نخوریم !

بهروز۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۱:۲۹

اینانند حماسه سازان مقاومت که اکنون بعد از گذشت 25 سال عکس شان نیز دل را بلرزه می اندازد
درود بر شرف و غیرت پاکتان باد

مهدی۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۱:۰۴

خدا رحمتشون کنه این شهدای وطن رو و به ما هم لیاقت ادامه دادن راهشونو بده

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۱:۰۰

غصه ات نگيره خانم هاشمي ما در ابتداي جواني اينگونه ميزيستيم تا شما آسايش داشته باشيد ولي هيچوقت فكر نميكرديم با ديد ن اين تصاوير هموطنانمان را غصه در بر گيرد هرچند كه نسل ما از يادهارفت وهيچ نكوداشتي انجام نشد وما هم براي تقدير انسانها به جبهه ها نرفتيم.ولي سخت است دقيقا از تابستان 67 كه از منطقه آمده ام احدي سراغ رزمنده قبلي را نميگيرد كه كجاست وچه شد

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۰:۴۷

خانم الهام هاشمی عزیز روزگاری بود که گروه زیادی از مردم ایران صبح و شب این صحنه ها را لمس میکردند و این یک واقعیت در تاریخی از ایران سرافراز میباشد .

ناشناس۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۰:۴۵

خداوند غریق رحمتشان بفرماید

تورج۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۰:۴۴

یاد امام و شهدا همیشه در دل ماست

ایرانی۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۰:۳۷

مهمترین مساله ،ثبت تاریخ ایرآن عزیز برای آیندگان است که ببینند این دیار چگونه از هزار توی تاریخ عبور کرده وآنان نیز وظیفه دارند وطن خویش را با عظمت به فرزندان این خاک بسپارند.

الهام هاشمی۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۱۰:۰۴

بابا غصم گرفت! سر صبحی چی بود گذاشتی تابناک! :(

شایان۱۳۹۲/۰۸/۰۶ ۰۹:۴۹

از اول زندگیم از خدا خواسته ام در روبروشدن با اینطور مواقع بهترین تصمیم را بگیرم .

خدا رحمت کند این شهید بزرگوارو همه شهدا را

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.