آرزوهای گمشده مهتاب
مهتاب نمیداند چند ساله است. میگوید شاید 14 یا 15 ساله باشد. چهره پدر و مادرش را به خاطر نمیآورد و حتی شناسنامه هم ندارد.تنها امیدش به خانم میانسالی است که او را عمه جان صدا میزند.
به گزارش ایران، دختر نوجوان گفت: دو برادر کوچـــــکتر از خودم به نامهای امیر حسین و قدیر و یک خواهر بزرگتر از خودم به اسم اسما دارم
خواهرش عروس شده و دنبال زندگی خودش رفته است اما دو برادرش در یکی از شیرخوارگاههای مشهد زندگی میکنند.
مهتاب دل پر بغضی دارد و میگوید: من هر دو ماه یک هفته به مرخصی میروم. عمه خانم دنبالم میآید. ابتدا به دیدن دو برادرم میرویم. آنها مرا خیلی دوست دارند و از دیدنم خوشحال میشوند.

خودم هم خیلی خدا را شکر میکنم چون از روزی که به مرکز خیریه فتح المبین آمدهام توانستم درس بخوانم. الان کلاس دوم ابتدایی هستم و برنامههای زیادی برای آیندهام دارم. مکثی میکند و میگوید: ما اهل مشهد هستیم ولی اوایل زندگی ام را در شهر تنکابن بودیم. از آنجا به مشهد آمدیم.
پدرم شاگرد اتوبوس و اسمش جواد است. اسم مادرم هم فاطمه است. آن موقع من بچه بودم ولی میفهمیدم که وضع مالی پدرم خیلی خراب است.
خواهرم که ازدواج کرد و رفت پدر و مادرم هم من و دو برادرم را رها کردند و برای همیشه رفتند.
ما چند سال خانه زنی بودیم که به او عمه جان میگفتیم. تا این که آنجا هم شرایط جور نماند. من که دیگر خسته شده بودم 4 سال قبل، یک روز به بهزیستی زنگ زدم و تقاضای کمک کردم. از همان موقع بهزیستی از ما حمایت میکند. من در خیریه فتح المبین 400 خواهر پیدا کردهام.
دو خواهر کوچولویم نیز در شیرخوارگاه هستند. خیالم راحت است که حداقل جای خوابشان خوب است.
مهتاب هم آرزو دارد، میگوید: تنها آرزویم این است که سرم را روی شانههای مادرم بگذارم و دست نوازش پدر را روی سرم احساس کنم. با اینکه آنها ما را رها کردهاند ولی همیشه برای شان دعا میکنم و امیدوارم هر جا هستند خدا پشت و پناهشان باشد. برای خواهر بزرگم که در این مدت هیچ خبری از ما نگرفته و حتی نمیداند الان کجا هستیم هم دعا میکنم. نمیدانم الان چند تا بچه دارد. فقط از خدا میخواهم کمکم کند اگر روزی با او و بچههایش روبرو شدم لباسهای خوبی
داشته باشم و بتوانم برای بچههایش هدیه و کادو بخرم چون آنها هم از خاله خودشان انتظار دارند و باید جلوی شان کم نیاورم.من برای همه بچهها و دخترهای هم سن و سال خودم هم دعا میکنم هیچ وقت از پدر و مادر خود دور نمانند و آنهایی که در کنار خانواده خود هستند هم قدر پدر و مادرشان را بدانند و به درگاه خداوند شکرگزار باشند.
«احمد شاهید» عضو هیأت مدیره مؤسسه خیریه توانبخشی فتحالمبین مشهد نیز به شوک گفت: «مهتاب یکی از دختران بسیار خوب مؤسسه است که در کنار 400 زن و دختر بین 5 تا 50 سال زندگی میکند.
به گزارش ایران، دختر نوجوان گفت: دو برادر کوچـــــکتر از خودم به نامهای امیر حسین و قدیر و یک خواهر بزرگتر از خودم به اسم اسما دارم
خواهرش عروس شده و دنبال زندگی خودش رفته است اما دو برادرش در یکی از شیرخوارگاههای مشهد زندگی میکنند.
مهتاب دل پر بغضی دارد و میگوید: من هر دو ماه یک هفته به مرخصی میروم. عمه خانم دنبالم میآید. ابتدا به دیدن دو برادرم میرویم. آنها مرا خیلی دوست دارند و از دیدنم خوشحال میشوند.

خودم هم خیلی خدا را شکر میکنم چون از روزی که به مرکز خیریه فتح المبین آمدهام توانستم درس بخوانم. الان کلاس دوم ابتدایی هستم و برنامههای زیادی برای آیندهام دارم. مکثی میکند و میگوید: ما اهل مشهد هستیم ولی اوایل زندگی ام را در شهر تنکابن بودیم. از آنجا به مشهد آمدیم.
پدرم شاگرد اتوبوس و اسمش جواد است. اسم مادرم هم فاطمه است. آن موقع من بچه بودم ولی میفهمیدم که وضع مالی پدرم خیلی خراب است.
خواهرم که ازدواج کرد و رفت پدر و مادرم هم من و دو برادرم را رها کردند و برای همیشه رفتند.
ما چند سال خانه زنی بودیم که به او عمه جان میگفتیم. تا این که آنجا هم شرایط جور نماند. من که دیگر خسته شده بودم 4 سال قبل، یک روز به بهزیستی زنگ زدم و تقاضای کمک کردم. از همان موقع بهزیستی از ما حمایت میکند. من در خیریه فتح المبین 400 خواهر پیدا کردهام.
دو خواهر کوچولویم نیز در شیرخوارگاه هستند. خیالم راحت است که حداقل جای خوابشان خوب است.
مهتاب هم آرزو دارد، میگوید: تنها آرزویم این است که سرم را روی شانههای مادرم بگذارم و دست نوازش پدر را روی سرم احساس کنم. با اینکه آنها ما را رها کردهاند ولی همیشه برای شان دعا میکنم و امیدوارم هر جا هستند خدا پشت و پناهشان باشد. برای خواهر بزرگم که در این مدت هیچ خبری از ما نگرفته و حتی نمیداند الان کجا هستیم هم دعا میکنم. نمیدانم الان چند تا بچه دارد. فقط از خدا میخواهم کمکم کند اگر روزی با او و بچههایش روبرو شدم لباسهای خوبی
داشته باشم و بتوانم برای بچههایش هدیه و کادو بخرم چون آنها هم از خاله خودشان انتظار دارند و باید جلوی شان کم نیاورم.من برای همه بچهها و دخترهای هم سن و سال خودم هم دعا میکنم هیچ وقت از پدر و مادر خود دور نمانند و آنهایی که در کنار خانواده خود هستند هم قدر پدر و مادرشان را بدانند و به درگاه خداوند شکرگزار باشند.
«احمد شاهید» عضو هیأت مدیره مؤسسه خیریه توانبخشی فتحالمبین مشهد نیز به شوک گفت: «مهتاب یکی از دختران بسیار خوب مؤسسه است که در کنار 400 زن و دختر بین 5 تا 50 سال زندگی میکند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
گريه كردم
تابناک جان دارم فکر می کنم با این گرانی که مژده ی آن را دادند چند بچه بی خانمان می شوند؟؟؟ چند پدر و مادر از شرم وخجالت این که دیگر نمی توانند خرج فرزندان را بدهند دست به دامن بهزلستی می شوند ...خدایا تو کمک کن
غيرت ايراني كجاست
گريه كردم
جالبه آنوقت می خواهند خانواده ها 6 نفره بشوند
تحویل بگیرید
بالاخره ما نفهمیدیم تو صحبتاش میگه دو تا برادرش تو بهزیستی هستن یا دو تا خواهرش.
نمی خوام ایراد بگیرم ولی خبررسانی دقیق نیست .
قابل توجه مسئولان محترم نظام
کمیته امداد به پاخیز
ای پدر و مادر مهتاب
شماره حسابی بدید مردم کمک کنند بچه ها را بردارید بروید منزل
آخه این چه جنایتیه در حق این طفل معصوم ها کردید
چرا دولت و کمیته امداد کمک نمی کنند
پدر و مادر ای بچه ها را باید اعدام کرد
فقط اعدام
چته ؟؟؟؟؟؟
تو فکر کن بیمارم
یاد حرف مرحوم دکتر قریب تو سریالش افتادم
گفت : پدر این بچه کیه؟
یک آقایی گفت : منم
دکتر قریب : نه دیگه نیستی عزیزم اگر بودی زودتر اینو میاوردی دکتر
منظورش این بود یعنی مسئولیت نداری !!!!
شما غیر بیمارها بازم منفی بدید
بيمار هستي...
به طنز نوشته همشهری های عزیز....با منفیتون دارین اعدام رو تشویق می کنین
میعاد جان این هشداری است به خانواده هایی که بدون این که هزینه یک بچه را هم داشته باشند الکی بچه دار می شوند و هیچ مسئولیتی سرشان نمی شود
حالا هر چی دوست داری منفی بده به درک
.... بچه دار شی اونم 4 تا وقتی پول نداری خرجشون کنی
خدا شفات بده
خدای من ! پدر و مادر از شدت نداری دست از سه تا بچه ی خودشون شستن و ولشون کردن. با این شرایط اسفناک معیشتی مردم که مادر مجبور میشه جگرگوشه هاشو رها کنه چطور میشه انتظار فرزندآوری داشت وقتی مردم تو هزینه ی یکیشم موندن؟
من که برا ششمین بچه دارم برنامه ریزی میکنم. اینا همش الکیه!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.