فریادهای فروخورده قاره سیاه در یک قاب
یکینی پس از گل وارد دروازه بلغارستان شد و تمام محرومیتهایی را که در قاره سیاه کشیده بود فریاد زد؛ فریادی که شاید تا پیش از او دیده نشده بود این شادی مورد توجه رسانهها قرار گرفت.
در تاریخ عکاسی عکسهای بسیاری گرفته شده که عمری کوتاه داشتهاند و گذر زمان گرد فراموشی و نیستی بر آنها پاشیده است.یکینی پس از گل وارد دروازه بلغارستان شد و همه محرومیتهایی را که در قاره سیاه کشیده بود، فریاد زد؛ فریادی که شاید تا پیش از او دیده نشده بود. این شادی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. کارشناسان فوتبال، جامعه شناسان، هنرمندان، فعالان اجتماعی و حتی سیاستمداران نسبت به این ابراز احساسات واکنش نشان دادند. هر یک از زاویه ای که شاید خیلی هم به فوتبال مربوط نبود، این حرکت را قضاوت کردند. این شادی بارها و بارها در مجلات دنیا نشر و بازنشر شد تا به خاطره بدل گشت.
اکنون همه نام او را میشناختند و عکسی که در جریان یک دیدار فوتبال گرفته شده و قرار بود عمری کوتاه داشته باشد، با هر بار چاپ جانی تازه میگرفت و کم کم از یک لحظه زودگذر به حافظه یک جام تبدیل شد.

این عکس فراتر از فوتبال است و میتوان آن را فقط با عینک فوتبال و در چهارچوب یک رویداد ورزشی ندید.
رشیدی یکینی، یک ستاره بود و مانند بیشتر ستارهها مثل یک ستاره مرد. مرگ او پر از راز بود و صحبت دقیقی در مورد مرگ او نشد. فقط در تیتر اخبار آمد که او پس از دو سال بیماری روحی درگذشت؛ رشیدی یکینی در زمان مرگ 48 ساله بود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.