اوضاع بد فرهنگيان مدارس خارج کشور
يکي از بينندگان «تابناک» از روسيه با فرستادن پيامي نوشته است: همان گونه که ميدانيد، ايران در بيشتر کشورها، نيروهاي دولتي و دانشجو و... دارد که با توجه به نياز آنان، مدارس ايراني در بسياري از کشورها راهاندازي شده است و هر ساله، معلماني را براي تدريس به آنجا ميفرستند؛ بنابراين، با توجه به سياستهاي پيشين دولت و تعديل نيروها، پيشنهاد شد که براي صرفهجويي در هزينهها از نيروهاي رسمي آموزش و پرورش که به خاطر شغل همسرشان ناگزير از مسافرت بودند، استفاده شود.
نفس پيشنهاد بسيار خوب بود، اما وقتي به مرحله اجرا درآمد، نهايت بهرهکشي از اين نيروها ـ که بيشترشان هم خانم بودند ـ آغاز شد، به گونهاي که آنها بايد 15درصد حقوق اعزاميها را ميگرفتند و 36 ساعت تدريس ميکردند، حال آن که برخي از افراد، همسراني دانشجو داشتند و در ايران 24 ساعته بودهاند؛ يعني دقيقا به اندازه يک سال و نيم سال کاري در ايران.
نفس پيشنهاد بسيار خوب بود، اما وقتي به مرحله اجرا درآمد، نهايت بهرهکشي از اين نيروها ـ که بيشترشان هم خانم بودند ـ آغاز شد، به گونهاي که آنها بايد 15درصد حقوق اعزاميها را ميگرفتند و 36 ساعت تدريس ميکردند، حال آن که برخي از افراد، همسراني دانشجو داشتند و در ايران 24 ساعته بودهاند؛ يعني دقيقا به اندازه يک سال و نيم سال کاري در ايران.
پس از شکوفايي اقتصادي، بسياري از اعزاميها مابهالتفاوت آن سالها را با کلي اعتراض باز پس گرفتند، اما يک دلار هم از مابهالتفاوت به تبعيها داده نشد که نشد.
امسال سازمان مدارس خارج از کشور، گُلي جديد به سر تبعيها زد پس از کلي بازيهاي بخشنامهاي که تبعي نميگيرند و يا ديگر حقوق ارزي نميدهند يا نه حقوق ارزي ميدهند، همچنان از حقوق چندر غاز شصت تومني و احتساب سنوات خبري نيست؛ گويي که تمام مشکلات مملکت و آموزش و پرورش زير سر ما تبعيها بوده و خودمان نيز از آن بي خبر بوديم.
و خلاصه اين که پس از شش ماه تدريس مجاني، تازه احکام ريالي و ارزي را زدند، آن هم 10درصد حقوق و تازه بين تبعيها هم تفرقه نهادند؛ تبعياني که همسرانشان اعزامي بودند 25درصد و تبعيان غير فرهنگي 10درصد (345 يورو) حقوقي که از حقوق 600 يورويي آبدارچيان و از حقوق ساعتي هفت ونيم يورويي حقالتدريسيهاي اينجا کمتر است. آري، اين است دستمزد دبيران فوق ليسانس در مقطع متوسطه... .
حال اين ما و گران شهر مسکو؛ اين ما و مشکلات عديدهاي که در اين شهر گريبانگيرمان است. از نامهنگاريها به مدير، سرپرست مدارس ـ که آرزو کرد، انشاءلله به حق مسلم خود برسيم ـ و سازمان مدارس خارج از کشور که به جايي نرسيديم؛ بنابراين، چاره را در واگو کردن درد دلهايمان به رسانههاي ملي ديديم، شايد چشم رئيسجمهور يا مسئولان ذيربط به اين شکواييه بيفتد و ببينند که چگونه به خاطر مظلوميت ما و جنس زن بودن، اينچنين ما را زير پا له کردهاند و از آنها ميخواهيم که با ما چنان که شايستهاش هستيم، رفتار کنند.
بايد گفت که اين رفتار به قدري اثر سوء بر جاي گذاشته که تصميم گرفته شده، عطاي اين سازمان را به لقايش بخشيده و به يک يا دو سال ديرتر بازنشسته شدن بسنده کنيم.
امسال سازمان مدارس خارج از کشور، گُلي جديد به سر تبعيها زد پس از کلي بازيهاي بخشنامهاي که تبعي نميگيرند و يا ديگر حقوق ارزي نميدهند يا نه حقوق ارزي ميدهند، همچنان از حقوق چندر غاز شصت تومني و احتساب سنوات خبري نيست؛ گويي که تمام مشکلات مملکت و آموزش و پرورش زير سر ما تبعيها بوده و خودمان نيز از آن بي خبر بوديم.
و خلاصه اين که پس از شش ماه تدريس مجاني، تازه احکام ريالي و ارزي را زدند، آن هم 10درصد حقوق و تازه بين تبعيها هم تفرقه نهادند؛ تبعياني که همسرانشان اعزامي بودند 25درصد و تبعيان غير فرهنگي 10درصد (345 يورو) حقوقي که از حقوق 600 يورويي آبدارچيان و از حقوق ساعتي هفت ونيم يورويي حقالتدريسيهاي اينجا کمتر است. آري، اين است دستمزد دبيران فوق ليسانس در مقطع متوسطه... .
حال اين ما و گران شهر مسکو؛ اين ما و مشکلات عديدهاي که در اين شهر گريبانگيرمان است. از نامهنگاريها به مدير، سرپرست مدارس ـ که آرزو کرد، انشاءلله به حق مسلم خود برسيم ـ و سازمان مدارس خارج از کشور که به جايي نرسيديم؛ بنابراين، چاره را در واگو کردن درد دلهايمان به رسانههاي ملي ديديم، شايد چشم رئيسجمهور يا مسئولان ذيربط به اين شکواييه بيفتد و ببينند که چگونه به خاطر مظلوميت ما و جنس زن بودن، اينچنين ما را زير پا له کردهاند و از آنها ميخواهيم که با ما چنان که شايستهاش هستيم، رفتار کنند.
بايد گفت که اين رفتار به قدري اثر سوء بر جاي گذاشته که تصميم گرفته شده، عطاي اين سازمان را به لقايش بخشيده و به يک يا دو سال ديرتر بازنشسته شدن بسنده کنيم.
درد دل گروهي ديگر از معلمان
پس از رؤيت خبر همكاران فرهنگيمان در روسيه كه در سايت وزين شما در معرض اطلاع عموم قرار گرفت، بر آن شديم تا ما معلمان تبعي مقيم پاكستان نيز درد دل خود را با شما در ميان بگذاريم تا اين نيز شاهد ديگري بر مظلوميت قشر فرهنگيان كشور باشد.
ما،جمعي از معلمان رسمي ساكن كشور پاكستان هستيم كه به اقتضاي مأموريت و يا ادامه تحصيل همسرانمان در پاکستان زندگي ميكنيم و از ابتداي سال جاري براي رفع نياز مدارس ج.ا.ا در اين کشور مشغول به خدمت در اين آموزشگاه ميباشيم.
ما،جمعي از معلمان رسمي ساكن كشور پاكستان هستيم كه به اقتضاي مأموريت و يا ادامه تحصيل همسرانمان در پاکستان زندگي ميكنيم و از ابتداي سال جاري براي رفع نياز مدارس ج.ا.ا در اين کشور مشغول به خدمت در اين آموزشگاه ميباشيم.
پيرو مصوبه شماره 29920 ت 461 مورخ 09/10/71 و شماره 23781/ت31427 مورخ 21/04/84 هيأت محترم وزيران و گزارش شماره 1/3592/300 مورخ 24/06/81 و بر اساس قراردادي كه پيش از شروع به كار امضا كردهايم، قرار بوده كه به عنوان نيروي تبعي غير فرهنگي با انجام 36 ساعت كار در هفته و دريافت حقوق ارزي معادل 25 درصد دريافتي فرهنگيان اعزامي و به مدت يكسال تحصيلي (تا 31/06/88) مشغول به خدمت باشيم. اما تا پايان اسفند ماه 1387 هيچ حقوقي هم دريافت نكردهايم. اين در حالي است كه در شرايط بحراني پاکستان بعضاً با هزينه شخصي و طي مسيري طولاني و نا امن در محل كار خود حاضر شدهايم.
در اين خصوص مگر نه اين است كه حضرت علي (ع) ميفرمايند «عرق كارگر كه خشك نشده حقوقش را تماماً بپردازيد» ولي متأسفانه نه تنها پس از حدود 7 ماه هيچگونه حقوقي دريافت نكرديم، بلكه پس از گذشت اين مدت طي حکمي جديد بدون زضايت دو طرف قرارداد ، حقوق مصوبه قبلي را به نصف كاهش دادند. به اين ترتيب كه با پيگيريهاي متعدد براي روشن شدن وضعيت خود متأسفانه شاهد اقدامي ناعادلانه از جانب معاونت توسعه مشاركتهاي مردمي و دفتر مدارس خارج از كشور وزارت آموزش و پرورش بودهايم. در احكام صادره كه در تعطيلات عيد 88 به دستمان رسيده است، متأسفانه:
1ـ ميزان حقوق دريافتي از 25 درصد به 10 درصد حقوق دريافتي همكاران اعزامي كاهش يافته است، در حالي كه اين ميزان حتي از حقوق ريالي دريافتي در زمان اشتغال به كار در ايران نيز كمتر ميباشد و از سوي ديگر همسران تبعي همكاران فرهنگي اعزامي 25 درصد از حقوق دريافتي همسران اعزامي خود را (به جز حق مسكن) دريافت ميدارند و با توجه به يكسان بودن ساعات كار موظفي و همچنين تخصص شغلي، اين نيز خود تبعيض ديگري ميان معلمان (تبعه فرهنگي و تبعه غير فرهنگي) ميباشد.
2ـ اعتبار احكام تا تاريخ 31/03/88 قيدگرديده و اين درحالي است كه احكام صادره از سوي آموزش و پرورش هميشه براي مدت يكسال تمام تحصيلي صادر ميشود. موضوع عجيبتر از آن اينكه در احكام صادره تأكيد شده است كه تا تاريخ مذكور (31/03/88) خود را به مناطق آموزش و پرورش محل خدمت در ايران معرفي نماييم. اين در حالي است كه ما به تبعيت از همسران خود و تا پايان مأموريت آنها بايد همراهشان باشيم.
در اين خصوص برخي از مسئولان كمبود بودجه را در پاسخ به شكايات ما معلمان علت كاهش حقوق و صدور اين گونه احكام عنوان كردهاند، ولي در رابطه با بودجه و اعتبارات آموزش و پرورش، مديركل توسعه مشاركتهاي مردمي وزارت آموزش و پرورش در تاريخ 27/12/87 اظهار داشته اند كه «ميزان اعتبارات آموزش و پرورش در دولت نهم صد در صد افزايش يافته است» كه اين نيز شاهد ديگري از ضايع شدن حقوق ما معلمان ميباشد كه اين نيز برگ زرين ديگري از ابتكارات وزير آموزش و پرورش ميباشد.
به هر حال، با توجه به عنايات خاص مقامات مختلف كشور از جمله مقام معظم رهبري و رئيس جمهوري نسبت به قشر فرهنگيان و وضعيت مدارس خارج ازكشور، بيعدالتيهاي اخير موجبات تضعيف شدن و يا حتي تعطيلي اين گونه مدارس را فراهم خواهد آورد.
با تشکر
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ضمن تاییدنظرات همکاران گرامی, بنده نیز یکی از نیروهای تبعی هستم که مثل همه همکارانم دریکی از کشور های اروپایی نسبت به عملکرد دست اندرکاران آموزش وپرورش معترض می باشم ومطالبی که می نویسم امیدوارم که به سمع و نظر مسئولان برسد.شاید منصفی ,صدای ما را بشنود. آیا این عدالتی است که ازآن دم می زنیم؟ایا این انصاف است که 32 ساعت تدریس کنیم و حقوق 6 ماهه ی ما برابر باشد با حقوق یک ماهه ی کارمندان در این کشور یا حتی کمتر؟اگر قرار بود اینگونه شود چرا در ابتدای سال تحصیلی مارا در جریان نگذاشتند؟مگر اینکه این تصمیم, یک شبه گرفته شده باشد؟؟!! آن هایی که عامل این کار بوده اند غافلند از اینکه مدرسه چون خیمه ای است ومعلم ستون آن؟ بازیر پا گذاشتن حقوق حقه ی آن ها ستون ها را می لرزانند تا هر آن مدرسه فرو بریزد.در پایان قضاوت رابه عهده ی شما خوانندگان منصف ومحترم می گذارم. بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت
حالا خوش بحال شماها که حداقل معلم ها از اول سال تحصیلی کم و بیش در مدارس حضور داشتند ما در اسپانیا معلم بجای اول مهر سال 1387 پنجم فروردین ماه سال 1388 یعنی با 6 ماه تاخیر وارد شد آنهم هم یک زوج معلم که باید بندگان خدا دوتائی باید از 5 مقطع ابتدائی گرفته تا سه مقطع راهنمائی را پوشش بدهند . البته از این دو عزیز واقعا تشکر می شود که از چند روز بعد از بدو ورود واقعا زحمت می کشند ولی جای تاسف است که بچه های معصوم در کشورها باید اینگونه فدای سوء مدیریت ها بشوند .
با سلام به همه همکاران عزیز، در این خصوص باید به چند مورد توجه کرد:
اولا اعزام معلم به کشورهای مختلف بر اساس قوانین مربوطه صورت می گیرد و معلمان اعزامی پس از طی مراحل مختلف آزمون و مصاحبه و ... گزینش و اعزام می شوند.
ثانیا معلمان تبعی غیر فرهنگی به در خواست خود و پس از موافقت با اشتغال آنها مشغول به کار می شوند، لذا اگر احساس می کنند از آنها بهره کش می شود قطعا هیچ الزامی برای همکاری از سوی آنان وجود ندارد.
ثالثاً این همکاران برای تدریس اعزام نشده اند و بنا به شرایط خود و همسرشان به خارج رفته اند لذا باید هنگام خروج همه موارد از جمله شرایط زندگی در کشور مورد نظر را در نظر بگیرند و مخارج سنگین در آنجا ارتباطی به آموزش و پرورش ندارد.
رابعاًهمکار محترم به این نکته باید توجه نماید که شما برای کاری غیر از تدریس و به تبع همسر در آنجا بسر می برید اگر شرایط سخت است آیا آموزش و پرورش شما را به رفتن وا داشته تا اکنون انتظار رفع مشکلات مالی خود را از او داشته باشید. شما با شرایظ موجود در صورت توافق ظرفین مشغول به کار می شوید در غیر این صورت هیچ اجباری برای کار شما نیست و اصولا براحتی می توانید قطع همکاری کنید
و....
همسر بنده نیز در اروپا باهمین مشکل مواجه است تازه احکامی هم که زده اند تا تاریخ 31/3/88 می باشد و 1/4/88باید سرکار حاضر شوند لطفا مدارس خارج ازکشور پاسخگو باشد
سلام
من به عنوان یک همکار در حوزه سرپرستی مدارس ترکیه و روسیه با این عزیز اعلام همدردی می کنم و امیدوارم مسوولین که متاسفانه به این مدارس نگاهی مصرفی و منت مابانه دارند به خود آیند و به این واقعیت برسند که مدارس خارج از کشور می تواند یکی از پتانسیل های اصلی نطام جهت انتقال حقانیت ملت ایران به جهانیان باشد و همانطور که مقام معظم رهبری فرموده اند رسیدگی به ایرانیان خارج از کشور آبروی نظام است(قریب به مضمون ) و این مهم تحقق نمی یابد مگر با نگیزه دادن به معلمین دلسوز و بر آورده کردن حداقل نیاز آنها. ضمنا از تابناک می خواهیم گزارشی در حصوص وضعیت معلمان خارج از کشور و نقطه نظرات آنها تهیه کند.
در جواب شما که لابد اعزامی هستید یا بوده اید در مدرسه ی مادر کشور..... معلم اعزامی در سر کلاس به جای انجام وظیفه ی خود در خواب خرگوشی به سر می برد وقتی سال اول اعزام شان است 6 ماه اول سال در گیجی ومنگی به سر می برند و در سال دوم اعزامشان به فکر خرید و جمع کردن هستند وتازه در سال سوم اعزام - که آن هم به قول خود ما را به زور سه ساله کرده اند- در فکر جمع کردن کارتن برای بسته بندی هستند . حال شما قضاوت کنید اینان کی به فکر تدریس ودانش آموزان هستند ؟؟؟؟؟؟؟ خدا داند
هركس جنين تصميمي گرفته ضمن احترام براي ايشان اقدامش غير مديريتي وبه دور از رفتار اخلاقي وانساني مي باشد و اميدوار هستيم اگر به اشتباه خود پي برد شجاعانه دستورخويش را اصلاح نمايد و اما دلايل 1-آيا اين عدالت است كه معلم رسمي آموزش و پرورش( تبعي همسرغير فرهنگي) 20درصد كل دريافت نمايد ؟ اگر بپذيريم اقدا مي مديريتي است و آن هم بايد بر اساس انصاف و منطبق بر تشويق به سمت استفاده از جنين نيروهايي باشد 2-حق اين بود از ابتدا اعلام ميشد پرداخت مثل سال قبل نمي باشد تا افراد بر اساس آن تصميم به همكاري مي گرفتند و اعلام آن پس از6ماه كار فاقد وجاهت مديريتي واخلاقي وشرعي ميباشد 2- اين اقدام تضييع حقوق ديگران است بطوريكه موجب ناراحتي همكاران ديگر نيز شده(بني آدم اعضا..............)3-برخي از همكاران 18ساعت موظفي در ايران داشته اند اينجا 36 ساعت خدمت نمو ده اند4- ضمن احترام بنظر همكار عزيز و تشكر از هم دردي ايشان امتحان اعزام دليل بر تدريس خوب و سواد كمل نمي باشد واقعيت اين است در بين همكاران اعزامي و تبعي با سواد و زحمتكش وجود دارد و كم سواد و كم كار نيز وجود دارد 4-در نهايت هر تصميمي منطقي آن است كه از سال بعد اجراء شود تا همه تكليف خود را بدانند5- در نهايت ازرسانه شما ممنون هستيم كه وظيفه رسانه اي خويش را عالي انجام ميدهي .
همسر بنده نیز با این مشکل روبرو شده است من یک دکتر هستم که با هزینه خود در کشور سوریه در حال گدرندن تخصص میباشم بعد از شش ماه عدم حقوق که حکم صادر شده اسن 10 درصد یک نیروی اعرامی حکم زده اند دوست عزیز ما دقت نکرئه است نیروهای تعه غیر فرهنگی خود را با نیروی اعزامی مقایسه نکردهاند بلکه با نیروی تبعه فرهنکی مقایسه کرده که این یک ضلم میباشد چنانچه در شروع سال تحصیلی این موضوع مطرح شده بود هر نیرو که نیاز داشت کار میکرد نه اینکه بعد از شش ماه و بعد تحدید شوند چنانچه نمیخواهید بروید مرخصی بدون حقوق بگیرید
ما در یک کشور شرق اروپا زندگی میکنیم و خانم یکی از همکاران که 25سال معلم پرورشی و ورزش بوده و دیپلمه است و سابقه تدریس نداشته مشغول شده و بزرگترین خیانت را به دانش آموزان و اولیای آنان انجام میدهد و مدیر و سایر معلمین هم از ترس اینکه مجبور بشوند که چند ساعتی بیشتر تدریس کنند از وی حمایت میکنند باوجود اینکه خودشان اذغان دارند که این خانم نمی تواند این کار را انجام دهد
به نام خدا
من خودم در کشور ... زندگی میکنم و دانش آموز هم دارم. امسال قبل از عید یک نفر از آقایان که خودش و خانمش هر دو فرهنگی هستند وخود نیز جز کارکنان دفتر اعزام بوده. در اسفند ماه به اینجا اعزام شده است.حالا شما قضاوت کنید این آقا در اسفند ما در مدرسه ای که یک معلم اضافی هم داشته و آخر سال هم هست چه کاری می تواند انجام دهد. جالب اینجاست من هر روز صبح این آقا را میبینم که می ایند مدرسه و بعد از ظهر هم بر میگردد.وظیفه ایشان هم خوردن چای هایی هست که در آبدارخانه تهیه میشود.من نمی دانم با این کسری بودجه و حقوق سنگین آقا که اعزامی هم هست بعلاوه خانمش حلال هست یا نه؟ نمیدانم همان آقایی که به ایشان گفته برو فردای قیامت چه پاسخی خواهد داد.
دیگر اینکه گذاشتند آخر سال که معلم کارش را تدریسش را انجام داده احکام و ابلاغ فرهنگیان اعلام کنند. در حالی که افراد اعزامی بیمه. کرایه منزل .پرواز رفت و برگشت و هزینه های دیگری به آنها پرداخت میکنند .
برادر بزرگوار کامنت دهنده دوم, اینکه شما فرمودید در خارج کشور معلمینی هستند که بهتر تدریس می کنند حرف کاملا اشتباه و خنده داری است . من از 7 خان علمی گذشتم و 600 نفر را پشت سر گذاشتم تا به مرحله اعزام رسیدم . به جرات میگویم کسانی که در مدارس خارج از کشور تدریس می کنند بهترین های آموزش و پرورش ایران هستند. اگر منظور فقط نگه داشتن دانش آموزان در کلاس باشد نیز سخن شمادرست نیست . سپردن آموزش و پرورش خارج از کشور به معلمین تبعی غیر فرهنگی یعنی فرستادن بچه های کارگزاران به مدارس غیر ایرانی . چون بهره آنها در مدارس ایرانی بسیار کاهش خواهد یافت و به ناچار قید مدرسه ایرانی را خواهند زد .نکته دیگر اینکه معلمین اعزامی همچون سایر کارکنان دولت در خارج نیاز به مسکن و معاش و زندگی دارند این در حالیست که فقط 75 درصد حقوق یک کارمند را دریافت می کنند و تازه به سوابق خدمتی آنها نیز توجی نمی شود .از سوی دیگر آنها باید بزرگوارارنه و با درایت نگرش تحقیر آمیز برخی ! افراد پر ادعا را نیز تحمل کنند . در عین حال باید برای افرادیکه با مبلغ 10% کار میکنند چاره ای اندیشید.
یک سئوال چرا از خود بومی های ایرانی لیسانس و فوق لیسانس داخل آن کشور استفاده نمی کنند هم برای اونا ایجاد کار بشه و هم از نظر اقتصادی بصرفه میباشد
انتصاب این عزیزان کاملا اختیاری می باشد واز قبل همه شرایط برای این عزیزان بازگو شده وهیچ کس را با اجبار بکار نگرفته اند فقط برای اینکه وقفه ای در سوابقشان ایجائ نشود این کار را می پزیرند
تعجب می کنم خودمان توصیه می کنیم معلمی شرافت دارد و شغل انبیاست ولی کشورهای دیگر که شعار نمی دهند در عمل به این توصیه پیشقدم هستند.
در کشوری که من زندگی می کنم معلم بودن یک شخص برای او افتخاری محسوب می شود و تمامی مردم و نهاد ها انها را مقدم می دانند و احترامشان می گذارند ولی در کشور اسلامی ایران برعکس است و باید آنها خود به دنبال منزلت واقعی خویش به عنوان یک انسان باشند.
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی
که ما هم در دیار خود سری داریم وسامانی
باید به آن همکار پاسخگو گفت که ما تبعی ها هم از توان علمی بالا بر خورداریم و اگر اعزامی نیستیم به دلیل زوج فرهنگی نبودنمان است نه عدم توان علمی.
در پاسخ نظر دهنده محترم دوم نیز بگویم که امید است پیشنهاد شما را سازمان محترم با جان و دل قبول نماید تا بلکه مشکلات اقتصادی مملکت با حقوق از دست رفته این فرهنگیان مظلوم که همیشه آماج اولین صرفه جویی ها بوده اند ,حل گردد . وبا این کار در مقابل کار فرمایان سودجو روسفید گردند.
من هم یک تبعه غیر فرهنگی هستم ولی همسر من کار دولتی ندارد واز پول های آنچنانی هم خبری نیست او فقط یک دانشجو است وما به عنوان کمک هزینه به این پول می نگریم نه پس انداز.
علاوه بر آن همکاران من هم اکثرا چنین هستند و دلیلی هم ندارد صرف اینکه یک یا دو نفر همسرانشان ارز می گیرند به امثال ما ظلم شود.
ما احتیاج به همدردی نداریم بلکه به عدالت نیاز داریم .اگر استدلال اقایان اعزامی صحیح است پس چرا همسران آنها بیشتر میگیرند مگر نه اینکه هر دو گروه از نیروهای رسمی اموزش وپرورش هستند.
این خانم های تابع همسر بعضا و بعد از گذشت نزدیک به هفت ماه از شروع سال تحصیلی ، هنوز حکم خود را نگرفته اند و در حکم بعضی ها هم زده اند تا پایان خرداد 88 و این فرد که همسر یک دانشجوست باید یک میلیون تومان پول بلیط بدهد و به ایران برود تا وضعیت شغلی خود را در تابستان و سال آینده درست کند .
ضمن همدردی باهمکاران تبعی واظهار تاسف از تضییع حقوق آنان البته باید توجه نمود که معلمان اعزامی از بین دهها هزار معلمی که در آزمون علمی وآزمونهای عملی وحضوری شرکت می کنند انتخاب می گردند واز لحاظ توان علمی از ویژگیهای خاصی برخوردارند وافراد دیگر از سر ناچاری وبه تبعیت از همسرانشان که ازنهادهای مربوطه حقوق دریافت می کنند به خارج رفته اند لذا نباید خودشان را با معلمان اعزامی مقایسه کنندتازه معلمان اعزامی طبق قانون اعزام کارکنان دولت به خارج از کشور از خیلی از مزایایی که سایر کارکنان دولت در نهادهای خارج از کشور بهره مندند محروم می باشند
این موضوع اصلا منطقی نیست چرا که اگر آموزش و پرورش بخواهد به مدارس خارج از کشور نیرو اعزام کند باید پنج برابر یک معلم تبعه حقوق پرداخت نماید واز طرفی برای معلم اعزامی مسکن هم باید اجاره کند . در صورتی که یک معلم تبعه فقط حقوق ایران را دریافت می کند آیا با این کمبود بودجه ووضعیت اقتصادی بهتر نیست آموزش و پرورش از نیروی تبعه استفاده نماید؟ تورا به خدا مسولان آموزش و پرورش این موضوع را بخوانند . اصلا آموزش و پرورش نباید معلم اعزام نماید چرا که ما در اکثر کشورها معلم تبعه داریم که خیلی بهتر از معلم اعزامی تدریس میکند.
ایشان واقعا حرف دل همه معلمان و فرهنگیان تبعی را زدند. خانم بنده نیز در اوکراین بصورت تبعی مشغول به تدریس است متاسفانه از مهر ماه سال گذشته تاکنون نه یک ریال و نه یک یورو هم به ایشان پرداخت نشده و حکم اشتغال بکار ایشان را هم که باید همان مهر سال گذشته می زدند ، متاسفانه در فرودرین ماه 88 صادر کردند لذا همه حقوق معوقه سال گذشته ایشان طبق گفته مسئولین نمایندگی مدارس خارج از کشور در ترکیه جزو دیون قرار گرفته است.این در حالی است که همسر بنده بدلیل کمبود معلم در دو مقطع ابتدائی تدریس میکند .الان هم که با این کاهش حقوق ارزی آنها باید گفت که واقعا این افراد بصورت صلواتی تدریس میکنند فقط بخاطر بچه های خودشان و گرنه حتی یک روز هم به این صورت تدریس نمی کردند.تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.....
از این بی عدالتی ها در همه بخش های اعزامی هست. به همسر من بورس تعلق گرفت و ما به خارج از کشور اعزام شدیم. از آنجا که من نیز تحصیلات فوق لیسانس را در ایران به پایان رسانیده بودم همزمان اقدام به اخذ پذیرش در مقطع دکترا نموده و مشغول به تحصیل شدم. در این مورد به خاطر دانشجویی من تنها حدود 100 یورو به حقوق ما اضافه می شد که با توجه به مخارج اینجا حتی هزینه رفت و آمد به لابراتوار را نیز نمی داد. جالب است که این مبلغ به همسرانی که در مقاطع پایینتر هم ثبت نام کرده یا فقط زبان می خوانند نیز تعلق می گیرند. بگذریم از اینکه بعضی ها فقط ثبت نام می کنند که این 100 یویو را بگیرند. در طول این مدت با توجه به اینکه رشته تحصیلی من جزو رشته های مورد نیاز اعلام پده از طرف وزارتخانه است با ادارات مختلف به منظور اخذ بورس تحصیلی تماس گرفتم که موثر واقع نشد. چرا دولت حاضر نیست برای افرادی که در رشته های مورد نیاز در حال تحصیل هستند تسهیلاتی قائل شود به جای اینکه هزینه بیشتری بپردازد برای اعزام نیروهای جدید!
باسلام
ممنون از درج درد ودل این معلم محترمه، حقیقتا حق این قشر در خارج از کشور در خور شان و شایسته ادا نمی شود. در حالی که معلمین هم از اقشار زحمت کش و از مربیان واقعی فرهنگ ایرانی برای فرزندان ایران زمین هستند و همچنین در زمره مامورین دولتی به خارج از کشور(2 سال) اعزام می شوند ولی در دریافت تسهیلات و حقوق، به مراتب کمتر از سایر دستگاه ها دریافت می نمایند که سزاوار شخصیت معلمین از جمله معلمین تبعی دلسوز و زحمتکش نیست. محدودیت اجاره منزل با توجه به گرانی مسکن در اروپا، عدم دریافت کوپن بار همراه در پایان ماموریت، و بیمه نصف و نیمه در مواقع بیماری و غیروه از جمله مشکلاتی است که همواره در امواج متلاطم آموزش و پرورش سرگردان مانده است. و از همه مهمتر بی سروسامانی در مدیریت مدارس خارج از کشور که هر فصل شاهد برکناری و آمدن مدیریت جدید در این سمت می باشیم. خدا رحم کند انشاءالله . ممنون
با سلام
پدر دانش آموزی در میلان ایتالیا هستم
خدا شما را حفظ کند چون واقعا این معلمین با کمترین حقوق زندگی می
کنند.یکی از این خانم معلما از شهر دیگری می اید و تمام حقوقش را صرف
رفت و آمد میکنه.
باز هم تشکر از شما
من هم یکی از معلمانی هستم که در یک کشور دیگر با این مشکل روبرو هستم .
واقعا این یک نوع تحقیر نسبت به معلمانی است که اسم انها ر ا "تبعی" گذاشته اند یعنی به تبع همسرشان که مامور دولت است باید در خارج از کشور باشند.
در طرح جدید، یک معلم اعزامی برابر با ده معلم تبعی حقوق می گیرد یعنی جایگاه ده نفر مساوی با یک نفر اعزامی در نظر گرفته شده.
واین واقعا نا عدالتی وتبعیض است چون هیچ منطقی پشت سر ان نیست.
ایا اگر مسئولین امر خودشان هم در محیط غربت با تلاش مضاعف برای تعلیم وتربیت فرزندان ایرانی به مدرسه می رفتند باز حاضر بودند ده در صد حقوق را بگیرند ؟
ایا فقط باید فقط در روز معلم با یک شاخه گل وچند تا شعر به یاد معلم باشیم؟یا حقوق مسلم او را ناد یده نگیریم واز او حمایت کنیم.
ما ضمن قدر دانی از اقدام خوب سایت خبری تابناک در دفاع از قشر معلم، امیدواریم هر چه زودتر این مشکل با درایت ، توسط اموزش وپرورش حل شود
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.