معلمان نيازمند شغل دوم هستند
در اصل معلم واقعي بايد خودش را وقف كار تعليم و تربيت كند اما متاسفانه معلمان ما به دليل عدم استطاعت مالي ناچار به فعاليت در شغل دوم هستند.
مشكلات معيشتي معلمان هر روز سر خط خبرهاست. واقعيت اين است كه معلمي كه در فرهنگ ما جايگاه ويژهاي دارد از جایگاه واقعی خود نسبتاً فاصله گرفته است؛ چرا كه در بسياري موارد يك فرد نميتواند تنها به معلمي مشغول باشد و مجبور است كارهاي ديگري هم انجام دهد. روز و هفته گراميداشت مقام معلم همواره فرصتي بوده است كه مسائل اين قشر تاثيرگذار بررسي شود.
مرتضي حاجي، وزير آموزش و پرورش در دولت اصلاحات در آستانه اين روز در گفتوگو با آرمان از وضعيت معلمان سخن ميگويد و تاييد ميكند كه بايد حقوق و مزاياي آنها افزايش يابد. با وجود اين، او مشكل را در آموزش و پرورش جستوجو نميكند بلكه معتقد است بايد نهادهاي مختلف دست به دست هم دهند و در اين زمينه چارهانديشي كنند.
وضعيت معيشتي معلمان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
من نميدانم معلمان چقدر درآمد دارند و به چه ميزان كار ميكنند، من هماكنون در وزارتخانه نيستم اما اين قشر از وضعيت خود ظاهراً رضايت چنداني ندارد. با توجه به ميزان فشار كاري، درآمدي كه معلمان كسب ميكنند چندان زیاد نیست آن هم به اين دليل كه وضعيت معلمان نسبت به ديگر حقوق بگيرهاي دولت وضعيت چندان مناسبی ندارد. كاركنان دولت در ديگر بخشها با اضافهكاري و حق مأموريت درآمدشان افزايش مييابد اما در ميان معلمان اين شرايط وجود ندارد و تقريبا معلمان نه براي ماموريت به جايي ميروند و نه اضافه كاري دريافت ميكنند. در واقع، معلمان برخي رشتهها در دوره دبيرستان ممكن است به دليل تخصص در رشته مذكور براي آنها اضافهكاري پيشبيني شود اما به طور معمول معلمان مبلغي را كه در حكمشان نوشتهاند، دريافت ميكنند در حالي كه در ديگر مشاغل افراد به غير از مقدار حقشان مزاياي ديگر هم دريافت ميكنند.
مسئولان آموزش و پرورش كمابيش اين مساله را قبول دارند اما ميگويند بودجه كافي براي افزايش حقوق و مزاياي معلمان ندارند.
تا آنجا كه ممكن است بايد افزايش بودجه پيشبيني شود. در سالهاي اخير مقداري بودجه آموزش و پرورش افزايش يافته است اما بايد ديد كه اين مقدار كفايت ميكند يا خير؟ به نظر ميرسد كه در اين زمينه نميتوان اعتبارات را بيمحابا افزايش داد بلكه بايد در اين زمينه به دنبال راه چاره بود و تحقق اين مهم هم با بررسي اقتصاد آموزش و پرورش لحاظ ميشود تا به اين ترتيب بتوان حس رضايتمندي بیشتری را در اين سازمان به وجود آورد.
وضعيت معيشتي معلمان باعث شده است كه بسياري از آنها به شغل دوم رو بياورند. اين مساله ممکن است كيفيت كاري را پايين بیاورد. اكنون كه حقوق و مزاياي معلمان رضايتبخش نيست پس چاره حل مشكلات آنها چيست؟
در اصل معلم واقعي بايد خودش را وقف كار تعليم و تربيت كند اما متاسفانه معلمان ما به دليل عدم استطاعت مالي ناچار به فعاليت در شغل دوم هستند. در ضمن برخی نمايندگان و ديگر اقشار هم از شغل دوم برخوردار هستند اما جذابيت كار معلمان متفاوت است، بايد معلمان به نحوي تامين شوند كه ديگر به شغل دوم نياز نداشته باشند و اين افراد تمركز خود را روي بهبود شرايط كاري خود قرار دهند.
ما در سالهاي گذشته شاهد شأن و جايگاه ويژهاي براي معلمان بوديم اما هماكنون اين شان و جايگاه تنزل يافته است، نظر شما در اين زمينه چيست؟
معلمي از ارزش و جايگاه معنوي خاصي برخوردار است اما از لحاظ مالي و مادي مشكلات گوناگوني وجود دارد كه بايد به دنبال راهحل علمي بود و اين جملات به اين معنا نيست كه دولت نخواهد كه اين مشكل را حل كند بلكه اين راهحل بايد عملي باشد نه شعاري.
در دولتهای نهم و دهم وزير وقت آقاي حاجي بابايي همواره خبر از اجراي طرحهاي گوناگون در آموزش و پرورش ميداد كه اين طرحها از نظر كارشناسان شتابزده توصيف شده است؛ براي مثال از اقدامات انجام شده ميتوان در قالب تعطيل كردن پنجشنبهها، تغيير وضعيت معلمان و تغيير نظام آموزشي به 6 -3-3 اشاره كرد. نظر شما درباره فعاليتها در اين زمينه چيست؟
فعاليتهاي انجام شده را نميتوان غير كارشناسي ارزيابي كرد. براي مثال تعطيلي پنجشنبهها از قديمالايام خواسته معلمان دوره ابتدايي بود آن هم به اين دليل كه معلمان ابتدايي همه روزهاي هفته كار ميكنند و با تعطيلي پنجشنبهها ميتوانند طوري برنامهريزي كنند تا با آرامش خاطر به فعاليتهاي روزمره خود بپردازند اما درباره تغيير نظام آموزشي به 6-3-3 با بررسيهاي انجام شده بايد توجه داشت كه نظرات مخالف و تاثيرات سوء اين اقدام بيش از تاثيرات مثبت آن است اما نميتوان اين اقدام را بدون بررسي كارشناسي قلمداد كرد. به نظر من تعطيلي دوره راهنمايي و تبديل به نظام جديد در قالب 6-3-3 كار درستي نبوده است اما اين به معناي كارشناسي نشدن اين اقدام نبوده است. آن هم به اين دليل كه نظرات كارشناسان در اين زمينه متفاوت است و برخي موافق و برخي ديگر مخالف هستند. من جزو مخالفان بودم. برخی از كارشناسان با عدم اعلام نظر واقعی خود به دنبال كسب خواستههاي مرجع ارشد خود هستند كه اين كاستي بايد اصلاح شود.
دولت براي جدي گرفتن مطالبات معلمان چقدر توان دارد؟
مشكلات جامعه ما نسبتاً پيچيده و متعدد است. البته من درصدد توجيه كردن نيستم، اما مسائل بايد با هم ديده شود. از لحاظ درآمدي در كشور به عبارتي يك ظرفي وجود دارد كه تمام درآمدهاي ما از فروش نفت، ماليات و عوارض در درون آن ريخته ميشود، بنابراين همه درآمدهايي كه در خزانه وجود دارد صرف بودجههاي رفاهي، عدالت، بهداشت، تعليم و تربيت و آموزش عالي و ... ميشود.
برخي كارشناسان معتقدند كه نظام آموزشي موجود سنتي و بر پايه استاد و شاگرد است، با وجود اينكه در محافل گوناگون همگان را به كار گروهي تشويق ميكنند اما در نظام ٱموزشي خبر چندانی از اجراي آن نيست و اين خواسته عملی نشده و اقدام اجرايي در اين باره انجام نميشود.
سيستم آموزش و پرورش، سنتي است. براي ورود خلاقيت و نوآوري در آموزش و پرورش هم مسير چندان هموار نيست، مانع اساسي اين است كه در مدرسه به غير از پرداخت حقوق و مزايا مبلغي براي تجهيزات نوين در مدرسه وجود ندارد و رقمي حدود دو درصد آموزش و پرورش براي صرف هزينههاي آموزشي و سرانه مدرسه قرار گرفته است اما اين مبلغ حتي كفاف پرداخت فيشهاي آب و برق مدرسه را نميدهد ديگر چه برسد به تجهيز آزمايشگاه و استفاده از شيوههاي نوين آموزشي و تامين رايانه و تعويض دستگاهها. تهيه اين امكانات نيازمند تخصيص اعتبارات كافي است و هماكنون در آموزش و پرورش توان تحقق آن وجود ندارد بلكه براي رفع مشكلات موجود بايد روي مساله اقتصاد و آموزش و پرورش به طور اساسي كار كرد و براي تحقق آن سازمان مديريت مناسبترين مرجعي است كه بايد در اين امر همت به خرج داده و با جمعآوري كارشناسان در زمينه بهبود آموزش و پرورش از اين بحران چارهانديشي كند. با توجه به اين شرايط نميتوان از آموزش و پرورش خواست كه بدون پول كافي بهترين كيفيت خدمات را ارائه دهد كه تحقق اين امر به غير از حقوق و مزايا نيازمند كسب اعتبارات كافي است و بايد دولت با تخصيص بودجه به وزارت آموزش و پرورش شيوههاي نوين آموزش را در مدارس به وجود آورد. اين اقدامات باعث ميشود كه مدرسه براي دانشآموزان به محيط جذابي مبدل شود. آنچه در قالب سند تحول در آموزش و پرورش طراحي شد و قرار بود سند ملي آموزش و پرورش باشد و سند ملي كه وزارتخانهها و سازمانهاي مختلف نقش و مسئوليت احساس ميكنند اين طور نباشد كه همه كارها بر عهده وزارت آموزش و پرورش باشد و به دليل فراگيري فعاليتها در آموزش و پرورش به هر صورت احساس من اين است كه در اين زمينه بايد سمينارهاي مختلف با متخصصان تعليم و تربيت و کارشناسان اقتصادي برگزار شود و بحثهاي چالشي مطرح شود تا بتوان يك خروجي قابل اجرا از آن را شاهد بود.
نزديك به دو سالي كه از عمر دولت يازدهم ميگذرد، وزير آموزش و پرورش همواره به انحاي گوناگون تحت فشار بوده است. سوال از آقاي فاني، كارت زرد به او و طرح استيضاح از جمله اين فشارها بوده است. به نظر شما مشكلات آموزش و پرورش با اين كارها حل ميشود؟
وزير آموزش و پرورش بايد تا روز آخر سايه استيضاح بالاي سرش باشد و وزرا بايد خودشان را در اين زمينه آماده كنند، به نظر من با اين اقدامات هيچ مشكلي حل نميشود اما ممكن است كه از جهات ديگر كاربرد داشته باشد، هر چند براي اصلاح و بهبود شرايط در آموزش و پرورش چندان راهگشا نيست .
مرتضي حاجي، وزير آموزش و پرورش در دولت اصلاحات در آستانه اين روز در گفتوگو با آرمان از وضعيت معلمان سخن ميگويد و تاييد ميكند كه بايد حقوق و مزاياي آنها افزايش يابد. با وجود اين، او مشكل را در آموزش و پرورش جستوجو نميكند بلكه معتقد است بايد نهادهاي مختلف دست به دست هم دهند و در اين زمينه چارهانديشي كنند.
وضعيت معيشتي معلمان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
من نميدانم معلمان چقدر درآمد دارند و به چه ميزان كار ميكنند، من هماكنون در وزارتخانه نيستم اما اين قشر از وضعيت خود ظاهراً رضايت چنداني ندارد. با توجه به ميزان فشار كاري، درآمدي كه معلمان كسب ميكنند چندان زیاد نیست آن هم به اين دليل كه وضعيت معلمان نسبت به ديگر حقوق بگيرهاي دولت وضعيت چندان مناسبی ندارد. كاركنان دولت در ديگر بخشها با اضافهكاري و حق مأموريت درآمدشان افزايش مييابد اما در ميان معلمان اين شرايط وجود ندارد و تقريبا معلمان نه براي ماموريت به جايي ميروند و نه اضافه كاري دريافت ميكنند. در واقع، معلمان برخي رشتهها در دوره دبيرستان ممكن است به دليل تخصص در رشته مذكور براي آنها اضافهكاري پيشبيني شود اما به طور معمول معلمان مبلغي را كه در حكمشان نوشتهاند، دريافت ميكنند در حالي كه در ديگر مشاغل افراد به غير از مقدار حقشان مزاياي ديگر هم دريافت ميكنند.
مسئولان آموزش و پرورش كمابيش اين مساله را قبول دارند اما ميگويند بودجه كافي براي افزايش حقوق و مزاياي معلمان ندارند.
تا آنجا كه ممكن است بايد افزايش بودجه پيشبيني شود. در سالهاي اخير مقداري بودجه آموزش و پرورش افزايش يافته است اما بايد ديد كه اين مقدار كفايت ميكند يا خير؟ به نظر ميرسد كه در اين زمينه نميتوان اعتبارات را بيمحابا افزايش داد بلكه بايد در اين زمينه به دنبال راه چاره بود و تحقق اين مهم هم با بررسي اقتصاد آموزش و پرورش لحاظ ميشود تا به اين ترتيب بتوان حس رضايتمندي بیشتری را در اين سازمان به وجود آورد.
وضعيت معيشتي معلمان باعث شده است كه بسياري از آنها به شغل دوم رو بياورند. اين مساله ممکن است كيفيت كاري را پايين بیاورد. اكنون كه حقوق و مزاياي معلمان رضايتبخش نيست پس چاره حل مشكلات آنها چيست؟
در اصل معلم واقعي بايد خودش را وقف كار تعليم و تربيت كند اما متاسفانه معلمان ما به دليل عدم استطاعت مالي ناچار به فعاليت در شغل دوم هستند. در ضمن برخی نمايندگان و ديگر اقشار هم از شغل دوم برخوردار هستند اما جذابيت كار معلمان متفاوت است، بايد معلمان به نحوي تامين شوند كه ديگر به شغل دوم نياز نداشته باشند و اين افراد تمركز خود را روي بهبود شرايط كاري خود قرار دهند.
ما در سالهاي گذشته شاهد شأن و جايگاه ويژهاي براي معلمان بوديم اما هماكنون اين شان و جايگاه تنزل يافته است، نظر شما در اين زمينه چيست؟
معلمي از ارزش و جايگاه معنوي خاصي برخوردار است اما از لحاظ مالي و مادي مشكلات گوناگوني وجود دارد كه بايد به دنبال راهحل علمي بود و اين جملات به اين معنا نيست كه دولت نخواهد كه اين مشكل را حل كند بلكه اين راهحل بايد عملي باشد نه شعاري.
در دولتهای نهم و دهم وزير وقت آقاي حاجي بابايي همواره خبر از اجراي طرحهاي گوناگون در آموزش و پرورش ميداد كه اين طرحها از نظر كارشناسان شتابزده توصيف شده است؛ براي مثال از اقدامات انجام شده ميتوان در قالب تعطيل كردن پنجشنبهها، تغيير وضعيت معلمان و تغيير نظام آموزشي به 6 -3-3 اشاره كرد. نظر شما درباره فعاليتها در اين زمينه چيست؟
فعاليتهاي انجام شده را نميتوان غير كارشناسي ارزيابي كرد. براي مثال تعطيلي پنجشنبهها از قديمالايام خواسته معلمان دوره ابتدايي بود آن هم به اين دليل كه معلمان ابتدايي همه روزهاي هفته كار ميكنند و با تعطيلي پنجشنبهها ميتوانند طوري برنامهريزي كنند تا با آرامش خاطر به فعاليتهاي روزمره خود بپردازند اما درباره تغيير نظام آموزشي به 6-3-3 با بررسيهاي انجام شده بايد توجه داشت كه نظرات مخالف و تاثيرات سوء اين اقدام بيش از تاثيرات مثبت آن است اما نميتوان اين اقدام را بدون بررسي كارشناسي قلمداد كرد. به نظر من تعطيلي دوره راهنمايي و تبديل به نظام جديد در قالب 6-3-3 كار درستي نبوده است اما اين به معناي كارشناسي نشدن اين اقدام نبوده است. آن هم به اين دليل كه نظرات كارشناسان در اين زمينه متفاوت است و برخي موافق و برخي ديگر مخالف هستند. من جزو مخالفان بودم. برخی از كارشناسان با عدم اعلام نظر واقعی خود به دنبال كسب خواستههاي مرجع ارشد خود هستند كه اين كاستي بايد اصلاح شود.
دولت براي جدي گرفتن مطالبات معلمان چقدر توان دارد؟
مشكلات جامعه ما نسبتاً پيچيده و متعدد است. البته من درصدد توجيه كردن نيستم، اما مسائل بايد با هم ديده شود. از لحاظ درآمدي در كشور به عبارتي يك ظرفي وجود دارد كه تمام درآمدهاي ما از فروش نفت، ماليات و عوارض در درون آن ريخته ميشود، بنابراين همه درآمدهايي كه در خزانه وجود دارد صرف بودجههاي رفاهي، عدالت، بهداشت، تعليم و تربيت و آموزش عالي و ... ميشود.
برخي كارشناسان معتقدند كه نظام آموزشي موجود سنتي و بر پايه استاد و شاگرد است، با وجود اينكه در محافل گوناگون همگان را به كار گروهي تشويق ميكنند اما در نظام ٱموزشي خبر چندانی از اجراي آن نيست و اين خواسته عملی نشده و اقدام اجرايي در اين باره انجام نميشود.
سيستم آموزش و پرورش، سنتي است. براي ورود خلاقيت و نوآوري در آموزش و پرورش هم مسير چندان هموار نيست، مانع اساسي اين است كه در مدرسه به غير از پرداخت حقوق و مزايا مبلغي براي تجهيزات نوين در مدرسه وجود ندارد و رقمي حدود دو درصد آموزش و پرورش براي صرف هزينههاي آموزشي و سرانه مدرسه قرار گرفته است اما اين مبلغ حتي كفاف پرداخت فيشهاي آب و برق مدرسه را نميدهد ديگر چه برسد به تجهيز آزمايشگاه و استفاده از شيوههاي نوين آموزشي و تامين رايانه و تعويض دستگاهها. تهيه اين امكانات نيازمند تخصيص اعتبارات كافي است و هماكنون در آموزش و پرورش توان تحقق آن وجود ندارد بلكه براي رفع مشكلات موجود بايد روي مساله اقتصاد و آموزش و پرورش به طور اساسي كار كرد و براي تحقق آن سازمان مديريت مناسبترين مرجعي است كه بايد در اين امر همت به خرج داده و با جمعآوري كارشناسان در زمينه بهبود آموزش و پرورش از اين بحران چارهانديشي كند. با توجه به اين شرايط نميتوان از آموزش و پرورش خواست كه بدون پول كافي بهترين كيفيت خدمات را ارائه دهد كه تحقق اين امر به غير از حقوق و مزايا نيازمند كسب اعتبارات كافي است و بايد دولت با تخصيص بودجه به وزارت آموزش و پرورش شيوههاي نوين آموزش را در مدارس به وجود آورد. اين اقدامات باعث ميشود كه مدرسه براي دانشآموزان به محيط جذابي مبدل شود. آنچه در قالب سند تحول در آموزش و پرورش طراحي شد و قرار بود سند ملي آموزش و پرورش باشد و سند ملي كه وزارتخانهها و سازمانهاي مختلف نقش و مسئوليت احساس ميكنند اين طور نباشد كه همه كارها بر عهده وزارت آموزش و پرورش باشد و به دليل فراگيري فعاليتها در آموزش و پرورش به هر صورت احساس من اين است كه در اين زمينه بايد سمينارهاي مختلف با متخصصان تعليم و تربيت و کارشناسان اقتصادي برگزار شود و بحثهاي چالشي مطرح شود تا بتوان يك خروجي قابل اجرا از آن را شاهد بود.
نزديك به دو سالي كه از عمر دولت يازدهم ميگذرد، وزير آموزش و پرورش همواره به انحاي گوناگون تحت فشار بوده است. سوال از آقاي فاني، كارت زرد به او و طرح استيضاح از جمله اين فشارها بوده است. به نظر شما مشكلات آموزش و پرورش با اين كارها حل ميشود؟
وزير آموزش و پرورش بايد تا روز آخر سايه استيضاح بالاي سرش باشد و وزرا بايد خودشان را در اين زمينه آماده كنند، به نظر من با اين اقدامات هيچ مشكلي حل نميشود اما ممكن است كه از جهات ديگر كاربرد داشته باشد، هر چند براي اصلاح و بهبود شرايط در آموزش و پرورش چندان راهگشا نيست .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تو اموزش پرورش اونایی که اداری هستن هم کارشون خیلی سبک تره و هم حقوقشون بالا تر از اموزشی ها هستش.نمونه اش اینه اونا امتیاز 2000میگیرن ما 1300 خواهش میکنم اول تبعیض درونی رو برطرف کنن بعدبه سایر مشکلات رسیدگی کنید.
به جای اینکه فکری به حال این قشر بکنیم داریم فقط نمک به زحمشون میپاشیم. اینو بدونیم که اگه معلم رضایت معیشتی نداشته باشه فردا مشکلات عدیده ای برای مملکت پیش میاد. معلم زیربنای جامعه فرداست.
شما برو آمار بگیر چند نفر از کودکان ما میخان معلم بشن؟ اونا هم میدونن چه خبره.
امروز پنجشنبه اس و مدارس تعطیل اند خاله ام بچه اش رو که ابتدایی آورده خونه ما. چهار تا ادم که مجموع سنشان از 150 سال بیشتره اسیر یه بچه شدیم خدا به داد معلمای بیچاره برسه
من معلم نيستم ولي جواب آن آقاي كارمند كه اعلام مي كنند معلم بيشتر تعطيلي دارد را اينطوري مي دهم . مگر كارمند كمتر از يك ساعت از هفت ساعت كاري اش بازده دارد ؟ مگر نظامي در زمان صلح حقوق نمي گيرد ؟ مگر آتشنشان در زمان عمليات حقوق مي گيرد؟ و.......روش هاي تخليه خستگي فكري و همچنين نياز به مطالعه جهت تدريس غني و بروز ،دليل تعطيلي معلمان است ولي علت بازده نيم درصدي كارمندان و مسائل زير ميزي همچنان بي پاسخ است.
این هم یک مدل انسان است که به جای رسیدگی به درد خودش از درد دیگری خوشحال است .
اینگه معلم 3 ماه تعطیل است چه ارتباطی به بحث دارد و چه دردی از تو منتقد دوا می کند . آن سه ماه تعطیلی فرزندان مملکت است اگر می خواهی بدانی .
دیگر اینکه حقوق تو هم پایین است . اگر بالا بود الآن مشغول کسب دانایی بودی و اینقدر سخن از روی ناآگاهی نمیزدی
معلم ماهی یک میلیون میگیره به نظرتون ماهی یک میلیون کفاف یک یزندگی مجردی رو میده ؟چه برسه به متاهلی
پس با این وضع وای به حال باز نشستگان که اضافه کاری ندارند .ماموریت ندارن .دختر در حال ازدواج دارند .پشرش میخواد ازدواج کنه فشار خون دارند دیابت هم دارندواز کار افتاده شغل دوم هم نمی توانند انجام بدند
تمام افراد باسواد کشوراز زیردست معلم بیرون امدند ولی در حقیقت به معلم کم لطفی و بی توجهی میکنند معرفت درر گرانیست بهر کس ندهند
اقا یکی هم به ما برسه ما کارمندها چی با حقوق 900تومن به کجا می رسیم.حداقل اینکه معلم ها 1300به بالا هستن تابستونا بیکار و هفته ای 24ساعت کار حالا کیفیت بماند
من شيمي دبيرستان تدريس مي كنم.الان 4 ماه حقوق نگرفتم توي دبيرستان غيرانتفاعي تدريس دارم اين وضعيت معلمي واقعا جاي تاسف داره.
آقا مهدي خود دست پرورده دست معلم هستي اگر معلم نبود شما حالا كارمند نبود خدا مي دونه شما چكاره بودي ،چه شغلي داشتي
شغل دوم کمه...من معلم سه شیفته کار میکنم هنوز اخر ماه کم میارم
اساتید دانشگاه ازاد با حقوق پایین، ساعات طولانی تدریس ، کلاس ها و ساختمان های غیر استاندارد ، کلاس های 40-50 نفری و فقدان امکانات اموزشی ( دفتر کار، دسترسی به کتابخانه دیجیتال و غیر دیجتال و... ،) نبود تسهیلات پژوهش مناسب ( سیستم روابطی، کند و قدیمی پژوهش دانشگاه ) و نبود امکانات رفاهی هم وضع خوبی ندارند.... باید رسیدگی شود..بین انان و اساتید دانشگاههای دولتی فاصله بسیار است....
معلمان نیازمند حقوق مکفی و بلکه اضافه بر نیازشان می باشند، نه شغل دوم
به یه پرستار ماهی دو تومن میدن حداقل معلم بد بخت ماهی یه تومن به یه پزشک عمومی ماهی 17 میلیون تومن میدن به یه معلم بدبخت ماهی یک میلیون تومن شما عدالت رو اجرا کید همه چی درست میشه نیازی به بودجه اضافه نیست
آقا همه نیازمند شغل دوم و سوم هستند. من نظامیم 2 تا شغل دیگه دارم زندگیم نمیگذره. چی میگی شما؟
بیشتر کارمندان دولت که سالم هستند و اهل رشوه نیستند همین وضعیت را دارند و باید شغل دوم داشته باشند.
من چی؟؟؟ من که با مدرک فوق لیسانس توی کارخونه خصوصی کار میکنم،حقوق اداره کار میگیرم چی؟؟ روزی 12 ساعت کار میکنم،از ساعت. هفت صبح تا هفت عصر،ما چی؟؟؟؟؟؟؟
وضع معلمان بد است در حالي در طول سال تقريبا 3.5 ماه بطور پيوسته تعطيل هستند و در هفته ساعت موظفيشان كمتر از كارمندان مي باشد ولي دائما گفته مي شود كه حقوقشان كم است درحالي كه ساير كارمندان دولت كه اين ميزان تعطيلي ندارند و احتمالا با ارباب رجوع سروكاردارند به مراتب از معلمان كمتر است .
ای کاش یک روز بری سر کلاس بعد قضاوت کنی . انواع بیماریهای روحی روانی کمر درد پا درد و.... به گونه ای که یه معلم موقع بازنشستگی عملا از رده خارجه
من معلم نیستم ولی جهت اطلاع می نویسم همه کارمندان علاوه بر تعطیلات رسمی یک ونیم ماه مرخصی می گیرند معلم مرخصی ندارد معلم 15 روز اول شهریور باید در مدرسه ویا در دسترس باشد معلم کلاسهای ضمن خدمت خود را در تابستان می گذراند چون باید به روز باشد.معلم باید مطالعه وطرح درس وتصحیح اوراق خود را در خارج از ساعت کاری انجام دهد.حالا اینها به کنار یک مثال ساده معلم در سر کلاس نمی تواند حتیزبرای دستشوئی کلاس را ترک کند.ولی خودت کارمنان دیگر را دیده ای
به نظر شما در 3 ماه تابستان معلم باید گرسنه بماند؟ باور کنیم کار معلمی واقعا سخت است. تصور کنید 39 دانش آموز اول ابتدایی در کلاس دارید. هم باید ساکتشان نگه دارید، هم درس یادشان دهید و هم مواظب باشید بچه ناراحت نباشد و کلاس برایش خوشایند باشد. باور کنید این کار از کار 4 استاد دانشگاه هم سخت تر است.
بیا تا شغلمان عوض کنیم
شما تحیل یک ساعت سر کلاس درس ندارید؟
آقا مهدی عزیز در ماه شما از بابت اضافه کار انجام نشده چقدر پول دریافت میکنید اگر آنها را حساب کنید معادل 2/5 ماه تعطیلی ما معلمان در میآید ضمنا ما معلمان حاضریم در تابستان هم کار کنیم اگر دریافتی ما معادل حقوق شما باشد.
اکنون کار به جایی رسیده که بدلیل تورم و بی ارزش دن پول، و البته گرانی روز افزون، بنده هیئت علمی دانشگاه هم به شغل دوم فکر می کنم.
این جوری بخواین حساب کنین، اکثر حقوق بگیران و حتی برخی مشاغل آزاد نیازمند به شغل دوم هستند!!!!!
همه کارمند ها و کارگرها به چند شغل فکر می کنند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.