سايه افسردگي بر سر مردم ايران
مردم ايران افسرده شدهاند. هشداري كه در چند سال اخير توسط كارشناسان اجتماعي و روان پزشكان به مسئولان داده شده اما كمتر به آن توجه شده است. در حالي كه شعار فدراسيون جهاني سلامت روان در سال 2009 «سلامت روان در مراقبتهاي اوليه است» اما امروزه حدود ۴۵۰ ميلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج میبرند. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت در سال 2007، 25 درصد جوامع با بيماريهاي روحي ـ رواني دست به گريبانند كه البته نميتوان گفت از هر چهار نفر يك نفر بيمار رواني است بلكه طيفهاي گوناگون مشكلات رواني در آنها وجود دارد.
به گزارش «تهران امروز»، در پژوهشی که برای نخستین بار جهت تعیین بار بیماریها در ایران در دبیرخانه تحقیقات کاربردی معاونت سلامت با کمک سایر بخشهای این معاونت از جمله اداره سلامت روان و گروه پژوهشگران بدون مرز از سال ۱۳۸۱ تا۱۳۸۳ انجام شد، بار بیماریها در سه استان بوشهر، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفت و براساس نتایج این پژوهش بار بیماریهای روانی پس از حوادث غیرعمومی بهطور مشترک با بیماریهای قلبی عروقی، رتبه دوم را به خود اختصاص داد. به این ترتیب که ۲۸ درصد بار بیماریها متعلق به حوادث غیرعمومی، ۱۴ درصد متعلق به بیماریهای قلبی عروقی و ۱۴ درصد متعلق به بیماریهای روانی بود.
اما براساس پژوهشی که در سال ۱۳۷۸ جهت بررسی وضعیـت سلامت روان افراد ۱۵ سال و بالاتر در کشور با حجم نمونه بالا (۳۵۰۱۴ نفر) انجام گرفت، شیوع اختلالهای روانی در جمعیت بالای 15 سال کشور ۲۱/3 درصد در مناطق روستایی و ۲۰/۹ در مناطق شهری برآورد شد که در این میان اختلالهای افسردگی و اضطرابی بیشترین شیوع را داشته و میزان شیوع اختلالهای روانپریشی (سایکوز) که فرم بسیار شدیدتر اختلالهای روانی میباشد، 0/6 درصد بوده است.
حتی پس از کنترل عوامل مخدوش کننده، در افراد متاهل، جداشده یا طلاق گرفته بیماری شایعتر از افراد مجرد بوده است. همچنین در افراد بیکار یا بازنشسته شیوع اختلالهای روانپزشکی بیشتر بوده است.
در اين ميان مراجعه به سرویسهای خدماتی بهداشت و درمان به دلیل اختلالهای روانی به دلایلی، بسیار کمتر از بیماریهای جسمانی انجام ميشود که یکی از این دلایل انگ بیماری روانی و دیگری ماهیت این اختلالها، باورهای سنتی و عدم دسترسی به این خدمات میباشد. پژوهشها در مورد مسیر مراجعه بیماران روانی به بیمارستان تخصصی نشان ميدهد 84/3 درصد افراد مورد بررسی در نخستین اقدام برای درمان بیماری خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/5 درصد به درمانگران سنتی و درمانهای جایگزین مراجعه كرده بودند و 42/5 درصد کل افراد در طول مدت بیماری خود مراجعه به دعا نویس داشتند.
دكتر حسين نحوي نژاد رئيس ستاد ساماندهي بيماران رواني و مزمن سازمان بهزيستي در اين باره ميگويد: «بيماريهاي رواني قربانيان خود را انتخاب نميکنند ودر هر گروه سني بيمار رواني وجود دارد بهطوري که رشتهاي تحت عنوان فوق تخصص بيماريهاي اطفال وجود دارد که بر اين اساس بيماريهاي رواني در بين سالمندان، زنان در سن باروري و معلولان وجود دارد که اگر به بحرانهاي آنها در هر گروه سني پاسخ مثبت داده نشود اين مشکل رخ ميدهد. در واقع مشکلات روحي و رواني تبعات جدي براي مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه ميگذارد و فرد بيمار و خانواده وي از چرخه توليد و اقتصاد خارج ميشوند.»
روان پزشكان عقيده دارند كه يک جاده دوطرفه بين سلامت جسمي و روحي وجود دارد.به عنوان مثال بيماران اسكيزوفرني مستعد بيماريهاي جسمي زيادي بوده و بيماران مزمن جسمي نيز در معرض انواع بيماريهاي روحي قرار دارند، اما متاسفانه در سياستگذاريهاي اعمال شده به مقوله سلامت روان اهميت زيادي داده نميشود.
نحوي نژاد در ادامه صحبتهاي خود ميگويد: «با توجه به آماري كه سازمان بهداشت جهاني در سال 2007 نميتوان گفت از هر چهار نفر يک نفر بيمار رواني است بلکه طيفهاي گوناگون مشکلات رواني در آنها وجود دارد. در حال حاضر روانپزشكان به اتفاق عقيده دارند كه پنج بيماري قلبي، عروقي، ريوي مزمن، ديابت، افسردگي و بيماري سرطان باعث مرگ و ميرهاي رخ داده در دنياست كه در اين ميان بيماري افسردگي 60 درصد مرگ و ميرهاي دنيا را به خود اختصاص داده است که مطابق با اين آمار، افسردگي چهارمين عامل سالهاي از دست رفته به دليل ناتواني بوده که به زودي در دنيا دومين علت محسوب ميشود. در کشور ما نيز اولين علت ساليان از دست رفته عمر به علت ناتواني است.»
در حال حاضر در بانک اطلاعات مرتبط با بيماران رواني سازمان بهزيستي كشور 101 هزار بيمار رواني مزمن شناسايي شده که از اين تعداد 67 درصد مرد و 33 درصد زن هستند و اطلاعات آنها از بيمارستانهايي که خدمات ويژه به بيماران مزمن رواني ارائه ميدادند کسب شده است. به گفته دكتر نحوي نژاد بهزيستي طي هشت سال حداقل به 45 هزار نفر بيمار رواني ارائه خدمت کرده در حالي که جمعيت هدف 21 هزار نفر بوده است.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا ۳۵ تا ۴۵ درصد غیبت از محل کار به دلیل مشکلات بهداشت روانی است. بهطور متوسط تعداد روزهای از دست رفته کاری که به بیماریهای روانی نسبت داده میشود شش روز در ماه در هر ۱۰۰ کارگر و تعداد روزهای کم کاری ۳۱ روز در ماه در ۱۰۰ کارگر است. در ایالات متحده 3/6 تا 1/8 درصد از کارگران از افسردگی اساسی رنج میبرند و شاغلان با افسردگی در مقایسه با افراد بدون افسردگی دو برابر بیشتر احتمال ناتوانی در کار دارند.
در ايران نيز بر اساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در مورد از کارافتادگیها، بیشترین میزان از کار افتادگی مربوط به کمیسیون اعصاب و روان است که به تنهایی 32 درصد کل افراد از کار افتاده را به خود اختصاص داده است. بررسی مراجعه کنندگان به کمیسیون اعصاب و روان سازمان تامین اجتماعی شهر تهران نشان داد که اختلالهای روانپزشکی بهطور معناداری بیش از اختلالهای عصب شناختی منجر به از کارافتادگی و استراحت پزشکی میشوند بهطوریکه اختلالهای روانی مسئول 56/9 درصد موارد از کارافتادگی و 83/5 درصد کل مراجعان استراحت پزشکی است.
پژوهش دیگری نیز در ایران به منظور شناسایی مسیر مراجعه بیماران روانی برای دسترسی به خدمات روانپزشکی، میزان مراجعه آنها به پزشکان عمومی، مراکز درمانی و درمانگران سنتی، استفاده ازداروهای گیاهی و چگونگی ارجاع آنها به مراکز روانپزشکی انجام شد نتايج اين تحقيق نشان داد نزدیک به نیمی ازمراجعه کنندگان به مراکز مورد بررسی توسط بستگان، دوستان و آشنایان به این مراکز معرفی شدهاند و 85/9 درصد از جمعیت نمونه درنخستین اقدام برای درمان بیماری فعلی خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/۱ درصد به درمانگران سنتی مراجعه کردهاند؛ اما 36/1 درصد از کل افراد در طول مدتی که این ناراحتی را داشتند، افزون بر پزشکان مراکز روانپزشکی به درمانگران سنتی نیز مراجعه کردهاند.
احمد محيط كارشناس سازمان بهداشت جهاني منطقه مديترانه شرقي نيز درباره ميزان شيوع بيماري رواني و افسردگي در كشور ميگويد: « آمار بيماريهاي رواني در ايران با كشورهاي ديگر چندان تفاوتي ندارد، شايعترين اين بيماريها افسردگي است كه بالاي20 درصد جمعيت كشور را درگير كرده است.تحقيقات مختلفي در مورد بار بيماريهاي رواني در كشور انجام شده كه در مجموع تفاوتي را با آمارهاي ميانگين جهاني نشان نميدهد و ميزان روان پريشي و ساير اختلالات رواني در ايران با آمارهاي جهاني مطابقت دارد و رقمهاي بالايي را شامل ميشود كه افسردگي شايعترين آنهاست.»
بررسيهاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماريها و آسيبها در ايران كه در سال 86 منتشر شد، نيز نشان داد كه بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 570 سال عمر از دست رفته و سالهاي سپري شده همراه با ناتواني (شاخص دالي) در گروه سني 30 تا 44 ساله دومين بار بيماريها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سالهاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.
بر اساس اين مطالعه حوادث عمدي و غير عمدي با از دست دادن سالانه حدود 600 هزار سال عمر مفيد در مردان گروه سني 30 تا 44 سال بيشترين بار بيماريها را دارد و بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 300 هزار سال هدر رفتن عمر مفيد در رده دوم است. اما در بين زنان اين گروه سني بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 270 سال عمر مفيد هدر رفته بار اول بيماريهاست و بيماريهاي دستگاه استخواني و عضلاني با 227 هزار سال عمر از دست رفته و زندگي توام با ناتواني( شاخص دالي) دومين بار بيماري است.
به گزارش «تهران امروز»، در پژوهشی که برای نخستین بار جهت تعیین بار بیماریها در ایران در دبیرخانه تحقیقات کاربردی معاونت سلامت با کمک سایر بخشهای این معاونت از جمله اداره سلامت روان و گروه پژوهشگران بدون مرز از سال ۱۳۸۱ تا۱۳۸۳ انجام شد، بار بیماریها در سه استان بوشهر، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار گرفت و براساس نتایج این پژوهش بار بیماریهای روانی پس از حوادث غیرعمومی بهطور مشترک با بیماریهای قلبی عروقی، رتبه دوم را به خود اختصاص داد. به این ترتیب که ۲۸ درصد بار بیماریها متعلق به حوادث غیرعمومی، ۱۴ درصد متعلق به بیماریهای قلبی عروقی و ۱۴ درصد متعلق به بیماریهای روانی بود.
اما براساس پژوهشی که در سال ۱۳۷۸ جهت بررسی وضعیـت سلامت روان افراد ۱۵ سال و بالاتر در کشور با حجم نمونه بالا (۳۵۰۱۴ نفر) انجام گرفت، شیوع اختلالهای روانی در جمعیت بالای 15 سال کشور ۲۱/3 درصد در مناطق روستایی و ۲۰/۹ در مناطق شهری برآورد شد که در این میان اختلالهای افسردگی و اضطرابی بیشترین شیوع را داشته و میزان شیوع اختلالهای روانپریشی (سایکوز) که فرم بسیار شدیدتر اختلالهای روانی میباشد، 0/6 درصد بوده است.
حتی پس از کنترل عوامل مخدوش کننده، در افراد متاهل، جداشده یا طلاق گرفته بیماری شایعتر از افراد مجرد بوده است. همچنین در افراد بیکار یا بازنشسته شیوع اختلالهای روانپزشکی بیشتر بوده است.
در اين ميان مراجعه به سرویسهای خدماتی بهداشت و درمان به دلیل اختلالهای روانی به دلایلی، بسیار کمتر از بیماریهای جسمانی انجام ميشود که یکی از این دلایل انگ بیماری روانی و دیگری ماهیت این اختلالها، باورهای سنتی و عدم دسترسی به این خدمات میباشد. پژوهشها در مورد مسیر مراجعه بیماران روانی به بیمارستان تخصصی نشان ميدهد 84/3 درصد افراد مورد بررسی در نخستین اقدام برای درمان بیماری خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/5 درصد به درمانگران سنتی و درمانهای جایگزین مراجعه كرده بودند و 42/5 درصد کل افراد در طول مدت بیماری خود مراجعه به دعا نویس داشتند.
دكتر حسين نحوي نژاد رئيس ستاد ساماندهي بيماران رواني و مزمن سازمان بهزيستي در اين باره ميگويد: «بيماريهاي رواني قربانيان خود را انتخاب نميکنند ودر هر گروه سني بيمار رواني وجود دارد بهطوري که رشتهاي تحت عنوان فوق تخصص بيماريهاي اطفال وجود دارد که بر اين اساس بيماريهاي رواني در بين سالمندان، زنان در سن باروري و معلولان وجود دارد که اگر به بحرانهاي آنها در هر گروه سني پاسخ مثبت داده نشود اين مشکل رخ ميدهد. در واقع مشکلات روحي و رواني تبعات جدي براي مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه ميگذارد و فرد بيمار و خانواده وي از چرخه توليد و اقتصاد خارج ميشوند.»
روان پزشكان عقيده دارند كه يک جاده دوطرفه بين سلامت جسمي و روحي وجود دارد.به عنوان مثال بيماران اسكيزوفرني مستعد بيماريهاي جسمي زيادي بوده و بيماران مزمن جسمي نيز در معرض انواع بيماريهاي روحي قرار دارند، اما متاسفانه در سياستگذاريهاي اعمال شده به مقوله سلامت روان اهميت زيادي داده نميشود.
نحوي نژاد در ادامه صحبتهاي خود ميگويد: «با توجه به آماري كه سازمان بهداشت جهاني در سال 2007 نميتوان گفت از هر چهار نفر يک نفر بيمار رواني است بلکه طيفهاي گوناگون مشکلات رواني در آنها وجود دارد. در حال حاضر روانپزشكان به اتفاق عقيده دارند كه پنج بيماري قلبي، عروقي، ريوي مزمن، ديابت، افسردگي و بيماري سرطان باعث مرگ و ميرهاي رخ داده در دنياست كه در اين ميان بيماري افسردگي 60 درصد مرگ و ميرهاي دنيا را به خود اختصاص داده است که مطابق با اين آمار، افسردگي چهارمين عامل سالهاي از دست رفته به دليل ناتواني بوده که به زودي در دنيا دومين علت محسوب ميشود. در کشور ما نيز اولين علت ساليان از دست رفته عمر به علت ناتواني است.»
در حال حاضر در بانک اطلاعات مرتبط با بيماران رواني سازمان بهزيستي كشور 101 هزار بيمار رواني مزمن شناسايي شده که از اين تعداد 67 درصد مرد و 33 درصد زن هستند و اطلاعات آنها از بيمارستانهايي که خدمات ويژه به بيماران مزمن رواني ارائه ميدادند کسب شده است. به گفته دكتر نحوي نژاد بهزيستي طي هشت سال حداقل به 45 هزار نفر بيمار رواني ارائه خدمت کرده در حالي که جمعيت هدف 21 هزار نفر بوده است.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا ۳۵ تا ۴۵ درصد غیبت از محل کار به دلیل مشکلات بهداشت روانی است. بهطور متوسط تعداد روزهای از دست رفته کاری که به بیماریهای روانی نسبت داده میشود شش روز در ماه در هر ۱۰۰ کارگر و تعداد روزهای کم کاری ۳۱ روز در ماه در ۱۰۰ کارگر است. در ایالات متحده 3/6 تا 1/8 درصد از کارگران از افسردگی اساسی رنج میبرند و شاغلان با افسردگی در مقایسه با افراد بدون افسردگی دو برابر بیشتر احتمال ناتوانی در کار دارند.
در ايران نيز بر اساس گزارش سازمان تامین اجتماعی در مورد از کارافتادگیها، بیشترین میزان از کار افتادگی مربوط به کمیسیون اعصاب و روان است که به تنهایی 32 درصد کل افراد از کار افتاده را به خود اختصاص داده است. بررسی مراجعه کنندگان به کمیسیون اعصاب و روان سازمان تامین اجتماعی شهر تهران نشان داد که اختلالهای روانپزشکی بهطور معناداری بیش از اختلالهای عصب شناختی منجر به از کارافتادگی و استراحت پزشکی میشوند بهطوریکه اختلالهای روانی مسئول 56/9 درصد موارد از کارافتادگی و 83/5 درصد کل مراجعان استراحت پزشکی است.
پژوهش دیگری نیز در ایران به منظور شناسایی مسیر مراجعه بیماران روانی برای دسترسی به خدمات روانپزشکی، میزان مراجعه آنها به پزشکان عمومی، مراکز درمانی و درمانگران سنتی، استفاده ازداروهای گیاهی و چگونگی ارجاع آنها به مراکز روانپزشکی انجام شد نتايج اين تحقيق نشان داد نزدیک به نیمی ازمراجعه کنندگان به مراکز مورد بررسی توسط بستگان، دوستان و آشنایان به این مراکز معرفی شدهاند و 85/9 درصد از جمعیت نمونه درنخستین اقدام برای درمان بیماری فعلی خود به پزشکان و مراکز درمانی و 14/۱ درصد به درمانگران سنتی مراجعه کردهاند؛ اما 36/1 درصد از کل افراد در طول مدتی که این ناراحتی را داشتند، افزون بر پزشکان مراکز روانپزشکی به درمانگران سنتی نیز مراجعه کردهاند.
احمد محيط كارشناس سازمان بهداشت جهاني منطقه مديترانه شرقي نيز درباره ميزان شيوع بيماري رواني و افسردگي در كشور ميگويد: « آمار بيماريهاي رواني در ايران با كشورهاي ديگر چندان تفاوتي ندارد، شايعترين اين بيماريها افسردگي است كه بالاي20 درصد جمعيت كشور را درگير كرده است.تحقيقات مختلفي در مورد بار بيماريهاي رواني در كشور انجام شده كه در مجموع تفاوتي را با آمارهاي ميانگين جهاني نشان نميدهد و ميزان روان پريشي و ساير اختلالات رواني در ايران با آمارهاي جهاني مطابقت دارد و رقمهاي بالايي را شامل ميشود كه افسردگي شايعترين آنهاست.»
بررسيهاي وزارت بهداشت در مطالعه ملي بار بيماريها و آسيبها در ايران كه در سال 86 منتشر شد، نيز نشان داد كه بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 570 سال عمر از دست رفته و سالهاي سپري شده همراه با ناتواني (شاخص دالي) در گروه سني 30 تا 44 ساله دومين بار بيماريها در كشور پس از حوادث عمدي و غير عمدي است كه نزديك به 800 هزار سال عمر از دست رفته و سالهاي همراه با ناتواني را در سال در پي دارد.
بر اساس اين مطالعه حوادث عمدي و غير عمدي با از دست دادن سالانه حدود 600 هزار سال عمر مفيد در مردان گروه سني 30 تا 44 سال بيشترين بار بيماريها را دارد و بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 300 هزار سال هدر رفتن عمر مفيد در رده دوم است. اما در بين زنان اين گروه سني بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري با حدود 270 سال عمر مفيد هدر رفته بار اول بيماريهاست و بيماريهاي دستگاه استخواني و عضلاني با 227 هزار سال عمر از دست رفته و زندگي توام با ناتواني( شاخص دالي) دومين بار بيماري است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یکی از مهمترین عوامل افسردگی در جامعه ما تجمل گرایی است و از عوامل مهم تجمل گرایی در ایران عملکرد بسیار بد و ناشیانه صدا و سیمای ماست تبلیغات تجمل گرایی قانون گریزی اعتیاد فساد فحشاء وووو در برنامه های تلویزیونی بیداد می کنه متاسفانه هیچ مرجعی هم اعتراضی به این وضع نداره مثل اینکه خوششون میاد من واقعا برای آینده ای که تلویزیون برامون رقم می زنه متاسف و نگرانم
این ترم به دستور دولت عزیز مهر پرور به پسرم در دانشگاه ازاد وام ندادند و باید 800 هزار تومان فراهم کنم . به عنوان یک پدر خیلی بی غیرتم که سکته نمی کنم و فقط افسرده ام
هر روز منتظر يك خبر بد واقعا به آينده اميدي نيست خدا به دادمون برسه
نشسته ام در انتظار اين غروب بي سوار
دريغ كز شبي چنين ستاره سر نمي زند
نه سايه دارم و نه بر
بيفكنندم سزاست
اگر چه بر درخت تبر كسي تبر نمي زند
چه چشم ژاسخ است زين دريچه هاي بسته ات
برو كه هيچكس ندا به گوش كر نمي زند
خيلي دير فهمدين عزيزان. خیلی ساله ساله افسرده ايم. توي سالها چقدر بايد بلا سر يه مملكت بياد؟ جنگ، گروني و اين آخري كه شاهكار بود.ما مرده ايم خيلي وقته . اگه دوست داشتي روي سنگ قبر بزرگي به اسم نقشه ايران، يه فاتحه دست جمعي بخون
فکر نمي کنم امار شما واقعي باشه..مردم وضعشون از اينم خراب تره.نه تفريحي..نه دلخوشي اي .. تازه تلويزيون اينهمه کانال داره که يا سخنرانيه يا ميز گرده يا سريالهاي گريه دار..اصلا تلويزيون ما اخر ترويج افسردگيه.( اينا که چاژ نمي شه..ولي ما گفتيم)
شادی چی هست؟
واقعاً دوستان مکتبی و سیاستمداران عزیز نمیدانند که چه بلائی سر این مزوبوم آورده اند؟ هر کجا که هستیم نگرانی ها موجب گردیده همه با هم دشمنی و عداوات داشته باشند فرقی ندارد در منزل، محل کار، توی خیابان،....
سلام:
میشه تو رو به اون خدایی که همه اعم از مسلمان و مسیحی و یهئودی و .... قبولش دارم و به یکتا بودنش کسی شک نداره قسمتون بدم بگیید توی این مملکت چه اتفاقی داره میافته؟واقعا ما نباید واسه یک ماه هم که شده از همه استرسهای داخلی و خارجی راحت باشیم
واسه یک ماه هم که شده خودمون باشیم
زندگی کنیم بدون هیچ دغدغه فکر؟
(نداشتن امید به زندگی، شادی، طراوت، دورنمائی ازآینده زندگی)، آلودگی هوا، آلودگی صوتی ، گرانی، پرداخت یارانه ای که حق این مردم نیست، پارازیتها، عقیمیها، سرطانها، بیماریهای عجیب و غریب ، جنایات ، قتل عام جوانان بی گناه و ......
فکر میکنید عوامل فوق که تازه موارد کوچکی از دورنمای زندگی مردم ایران از فقیر تا ثروتمند است ایجاد افسردگی نمی کنه؟!!
مردم ايران به خاطر سياست راي ندادند بلكه براي اين راي دادند كه يك نفر بياد سر كار كه كمتر از نظر مالي و روحي به انها فشار بياورد و بيشتر به فكر رفاه اونها باشه تا كشورهاي مثل ونزوئلاو.....
تنهایی و غروب غم انگیز و این شب دراز
با هر یکیش توان کمر آسمان شکست
بعد از این جریانات اخیر هر کس افسرده نباشد باید در سلامتش شک کرد. ضرب و شتم، شکنجه، زندان، قتل آنهم برای اعتراض و آنهم در کشوری که به قول بعضی ها آزادترین کشور دنیاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يكي از دلايل افسردگي افزايش ضايعات انساني در سازمانها است به ويژه سازمانهاي دولتي كه اكثرا مديران انتصابي از سطح دانشي كمتر از سطح دانش زير دستان بهره مندند البته اگر داشته باشند. فاصله مديريت منابع انساني در دنيا با آنچه در ايران شاهدش هستيم به اندازه اي نجومي تبديل شده است.
البته من هميشه فكر مي كنم نظراتم جالبه .اما بعد متوجه مي شم ظاهرا فقط واسه خودم جالب بوده !
کار فراتراز اینهاست دهکهایی که رئیس جمهور در بحث یارانه ها انهارا مستحق کمک می داند تا از مشکلات مالی آنها کاسته شودیعنی 70%جمعیت که مشکل مالی معیشتی دارند بنوعی افسرده اند مسئولین در روز واپسین چه جوابی دارند؟سعی کنند با امکاناتی که خداوند جل وعلا به این ملت عطا کرده مثل سایر کشور ها خنده وسرور ونشاط وشادابی بمردم هدیه کنند نه اینکه همیشه ....خدا به ما رحم کند با این عدالت گرایی اگر بی عدالتی بود جه وضعیتی داشتیم در این کشور امام زمان علیه السلام رانت خواران شادندوخوشحال بقیه افسرده....
پس چي شد مصاحبه هاي اقاي ريس جمهور با شبكه هاي مختلف خارجي و داخلي كه ميگفت مردم ايران شادترين مردم جهان هستند ؟
قبلا تعريف انسان سالم از نظر روان اين بود که کسي که بيماري رواني نداره سالمه. اما الان اگر هرکسي انقدري از هر بيماري رواني داشته باشه که به ديگران اسيبي نزنه سالمه. کم کم تعريف ادم سالم اين مي شه اگه کسي کسيو نکشه فقط خودشو بکشه سالمه و يا اگر کسي تو زندگيش فقط سه نفرو بکشه سالمه و....
خوب شد فهمیدید
موافقم با نظر دوستمون در مورد سريال هاي افسرده کننده صدا و سيما که واقعا نقش بسزايي داشته در اين معضل- همش گريه و رنگ سياهو و اندوه و تهمت به شوهر و زن و زندگي و شکست - اين سريال هاي کره اي که جديدا مد شده رو نگاه کنين اگه يه رنگ مشکي ديدين غير از کت و شلوارشون جايزه دارين
تابناک بخوانی کاملا افسرده می شوی .حالا تابناک سانسور کن!عادت کردیم که نظراتمان را تابناک سانسور کند.
با فيلم هاي تلويزيون غير از افسردگي مردم خوب ايران چيز ديگري از اين صدا و سيما انتظار داشتيد به اهدافشان كه افسردگي مردم است رسيده اند تبريك به صدا وسيما
كي گفته ايراني ها افسرده ان؟ همين الان شما بريد تو يه جمع مردم عادي، يه دنبك هم با خودتون برداريد. كافيه جلوي اونها دو تا آهنگ شاد بزنيد اونوقت متوجه ميشيد افسردن يا نيستن. تو مملكتي كه آلت موسيقي رو حق نداري تو تلويزيون پخش كني، چه انتظاري از شادي داري؟ كافيه يه فرصت به ايراني ها بدن(منظورم يه جو آزاديه) كه بشه مثلاً تو يه پارك يه مهموني (مختلطم نه) بگرين. اونوقت ببينيد همين جووناي ما چه شادي و بزن و بكوبي راه ميندازن. انقدر سركوب شديم كه ديگه خنده به لب هاي هيچ كدوممون نمياد چه برسه شادي كنيم. اين همه جوون!!!
برای نفر دوم: مگر سکته قلبی در آخرین کم است؟ در آخرین سمینار پزشکان قلب ایران در جهان اول بود.
ن نمیدانم این مطالعه چگونه صورت گرفته اما بایدپذیرفت امارها بسیار بیش از این حرفهاست چون مردم برای این چیزها به روانپزشک مراجعه نمی کنند و موقعی که مشکلات رفتاری منجر به بروز عضلات اجتماعی میشود مراجعه به پزشک صورت می گیرد
هيشكي منو دوس نداره. اخه چرا؟
چشم مسئولين مملكت روشن.
من پیشنهاد می کنم در سیمای ایران فقط به دو چیز نگاه کنید:
1- ورزش مانند فوتبال و...
2- راز بقاء
از خیر بقیه بگذرید که برای سلامتی خودتان بسیار موثر است.
ریشه افسردگی ،دوری از خداوند متعال وافراط وتفریط دردنیا ست افسردگی مشکل تمام جهان می باشد زیرا متاسفانه بیشتر مردم دنیا در دام دنیا وارد شده اند وافسرگی در واقع فریاد روح گرفتار می باشد درمان حقیقی افسردگی فقط وفقط ارتباط با خداست ،دارو درمانی در مواقع حاد یا تاثیر مسائل جانبی موثر است ..یک پزشک
تازه فهمیدید ایرانیها افسردگی دارن؟
برای غذای بدن مردم فکری نمکنند چه برسد به غذای روح.
با فيلم هاي تلويزيون غير از افسردگي مردم خوب ايران چيز ديگري از اين صدا و سيما انتظار داشتيد به اهدافشان كه افسردگي مردم است رسيده اند تبريك به صدا وسيما
اوناييكه پاي تلوزيون هستن فقط ميزگرد سياسي و بحث هاي هميشگي و سريال هاي هميشگي با موضوع ازدواج و مي بينن اونايي هم كه ميشينن پاي ماهواره حق حق ميكنن كه چرا ما ها شادي نداريم . حالا ميخاين باور نكنيم كه افسرده ايم ؟!!!
خیلی جالبه من تو یک محیط کارگاهی کار میکنم که خیلیاشون مهندسن از کنار بعضی که رد میشی سرشونو بر میگردونن که انگار تورو ندیدن برام خیلی جالبه اینا ایرانین اما از ایرانی بودن و اخلاق نیکوی ایرانی چیزی یاد نگرفتن حتی به بعضیا که سلام میدی حاج و اج نگات میکنن انگار که از کره دیگه اومدی نمیدونم علتش چیه اما درداوره و حتی چندش اوره اگه دقت کرده باشین خیلی وقته که تو سیستم اداری مملکت بحث شیرین زیر اب زدنم مد شده که بحث عدم کارایی را میرسونه اینا به نظرتون میتونه توطئه دشمن باشه یا ضعف فرهنگی خودمان
من به عنوان يه جوان 24 ساله وقتي به بيشتر دوستان و نزديكانم نگاه ميكنم همه آنها به نوعي از آينده نا اميد و افسرده هستند. به نظر شما توي اين كشور درصد اخبار اميدوار كننده بيشتر است يا مايوس كننده؟
محرومیت و محدودیت باعث افسردگی میشود.فیلترینگ سایتها بد جوری روی اعصابم تاثیر میذاره.محدودیتها و عقده های جنسی و روانی و وضع مالی و اقتصادی بد با 25 سال سن در قرن 21 باعث میشود کم کم عصبی و افسرده کامل شوم.اگر چه این عصبانیت را باید بر سر کسانی خالی کنم که با اسلحه باعث این وضعیت شده اند.سانسور نکنید عصبی میشوم
اگر بجای وزارت ارشاد اسلامی .زارت فرهنگ و هنر میداشتیم و ایرانشناسی و فرهنگ و موسیقی ایرانی را رواج میدادیم و به مردم آزادی های فرهنگی و اجتماعی میدادیم افسردگی بسیار کمتر میشد. بزرگترین گرفتاری ما این است که در این کشور چیزی در جایگاه هنر دیگر وجود ندارد و جامعه بی هنر افسرده میشود.
به اعتقاد اساتيد بزرگ : فقر - فساد در همه ابعاد - فحشا - بيكاري جوانان - اعتياد و برخي از سياست غلط داخلي وخارجي منشا اصلي افسردگي و غمگين بودن مردم است.
مطمئن باشید لایحه هدفمند کردن یارانه ها 50 درصد سالم جامعه را هم روانی می کند.
کار خوبی کردید که گزارش رو منتشر کردید. ولی این باعث میشه آمار های بهداشتی هم سیاسی بشه. و از فردا آمار های جدید همگی حکایت از بهبود سلامت روانی و نشاط و ... بخصوص در 4-5 سال اخیر میکنند
هیج گونه دل خوشی وصفا وهمبستگی بین مردم نیست همه با هم غریبه اند وجدا از هم
مردم ايران در ضروري ترين مايحتاج زندگي دارن توي باتلاق تورم و گراني دسته و پنجه نرم مي کنند و روز به روز وضع معيشت مردم بدتر ميشود حالا با انواع بيماري ها به تازگي با ارسال امواج ماکرو وي به بروي شبکه هاي ماهواره اي شما انتظار دارين که مردم ايران شاد و خوشحال باشن و افسرده نباشند؟
اگر غير از اين بود جاي تعجب داشت؟آخه چه برنامه ريزي براي شادماني اين مردم تدارك ديده شده؟
از بس كه هر روز اميد به زندگي در مردم زياد شده مردم از خوشي زياد افسرده شده اند مثل نرخ كم بيكاري -ارزاني- دمكراسي -ازادي و هزاران نعمت ديگه
این هم یکی از سیاستهای دولت بود که با افسردگی مردم دست از دخالت در سیاست بردارند
اگه هرکس دیگه جای ایرانیها بود سکته قلبی روشاخش بود بازم دم ما گرم .صبح که پامیشی میشنوی 3نفر بخاطر مخالفت با نظام قراره اعدام بشن .ظهر میشموی 20نفر اعدام شد یکیش تو15سالگی قتل انجام داده یکی اراذله و... شب هم میشنوی هرکس شک کنه سربازان امام زمان در نیروی انتظامی هستن مخالف اسلام هستن .خوب کی میتونه افسرده نشه
اينگونه تيتر زدن هاي امثال اين سايت باعث تشديد افسردگي ميشود ، يكي از وظايف رسانه ها دميدن روح تحرك و نشاط در مردم است نه اينكه از هر بهانه اي استفاده نموده و روح افسردگي را ترويج نمايند.
حالا بخاطر یکی دو تا شبکه ای که دوستش ندارین هی پارازایت بندازین فکر کردین ما برای چی افسرده ایم؟
با سلام
بی تردید یکی از علل اصلی شیوع افسردگی در میان مردم پخش مکرر صحنه های متاثر کننده همانند مراسم خاکسپاری در سریالهاست . امکان ندارد سریالی را ببینید که صحنه ای از خاکسپاری یا گورستان در آن نباشد
وقتی در زندگی اجتماع و محل کار دائم حقوق افراد پایمال میشود شخص دچار افسردگی میشود و چنانچه شخص بنیان شخصیتی قوی نداشته باشد ونتواند گریز بزند به انحراف میرود بطور مثال برای رسیدن به ارامش معتاد میشود و در موارد حادتر ممکن است دست به خودکشی و عملیات انتهاری بزند پس افسردگی برای اجتماع سمی مهلک است .
جون ملت عراق و لبنان و فلسطين و ونزوئلا و ... سلامت
جون ملت ايران چه ارزشي داره ، بذار همه ...
شایسته بود این مطلب رو در ستون وسط میذاشتین برای کسانیکه نمی خواهند ببینند.
راستی حق مسلم هسته ای فراموش نشه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.