مبنای « تکیه کلامها» در سریالهای سیما
سعید مرتضایی

سرویس فرهنگی ـ یکی از مهمترین شگردهای انتقال مفاهیم مورد نظر در هنرهای نمایشی و نیز ظهور و بروز شخصیتها، در این راستا، طراحی گفت و گوی بین اشخاص است و برای گفت و گو نیز به طور بدیهی باید از واژهها و اصطلاحات رایج در محاوره بهره برد تا موضوع مورد نظر هنرمند به مخاطب منتقل شود. بنابراین به کاربردن واژهها باید براساس موضوع اصلی و متناسب با فضاسازی و شخصیتها انتخاب و به کار برده شود.
به دیگر سخن از اصلی ترین و بارزترین وجوه هر اثر نمایشی، جانمایهای است که متشکل از موضوع کلی، به همراه تعریف خالقان اثر از این موضوع است.
براساس این اصول بسیار مهم، و با مهندسی دقیق، شخصیتهایی طراحی شده و به هر کدام بخشی از نمایاندن جانمایه و تعریف آن واگذار میشود و به طور کلی وقتی اشخاص موجود در اثر، در فضای ایفای هستی شان قرار میگیرند، جانمایه، با شیوهای بسیار ماهرانه، مدبرانه و ماندگار، در روح مخاطب اثر میگذارد.
البته فضایی که اشخاص در آن قرار میگیرند هم، در این بین، تاثیر بسیار مهمی دارد؛ چرا که اگر این فضا با رفتار و کیستی اشخاص سنخیت نداشته باشد و یا اینکه خالقان اثر نتوانند حضور اشخاص در این فضا را باورپذیر کنند، اثر نمایشی به سر منزل مقصود نمیرسد.
براساس این نگرش، که از بدیهی ترین اصول هنرهای نمایشی است، خالقان آثار باید در انتخاب تک تک واژهها دقت به خرج دهند و به طور کامل بر ادای هر هجایی نظارت داشته باشند تا « شخصیت» و در مجموع « اشخاص» مورد نظر « خلق» شده و در نهایت اثر «آفریده» شود.
این موارد درحالی که از جمله اصول هنرهای نمایشی در تمام قالب ها است ؛ اما به نظر میرسد سریالهای تلویزیونی، خیلی اصرار به رعایتشان ندارند. از جمله این سریالها «گاوصندوق» است که چندی است از پخش آن میگذرد.
سریالی که در ظاهر قصدی چند بعدی دارد؛ از سویی به خانواده میپردازد و از سوی دیگر اوضاع اجتماعی را مدنظر قرار داده است. از دیگر سو، در خانواده را به راحتی به روی دیگران میگشاید و از سوی دیگر بر این کار نهیب میزند و همه اینها را نیز به وسیله طراحی چند نوع شخصیت نشان میدهد.
تا اینجای ماجرا که شخصیتهای «گاو صندوق» جملگی سفید و سیاه هستند؛ به این معنا که یا در دسته تبهکاران و سارقین میگنجند و یا از گروه افراد شریف هستند؛ هنوز برای باقی ماندن در این شرایط و نیز قضاوت درباره این نگاه که امروزه منسوخ شده ( فرقی ندارد در هر گونهای باشد، صحنهای، سینمایی و تلویزیونی)، بسیار زود است.
اما آنچه که تا اینجای ماجرا قطعی است و سازندگان اثر بر حفظ و استمرارش اصرار دارند « تکیه کلامهای اشخاص سریال» است. به عنوان مثال هوشنگ با تکیه کلامهایی عامیانه از جنس کوچه و بازار و کارآگاه (سرگرد نیروی انتظامی)، با تکیه کلامهایی از طبقه متوسط به بالا.
«جالب » این که هوشنگ تا اینجای ماجرا آن چنان نشان داده شده که به طور قطع از متخلفین است و فقط شغل شرخری بعد منفی این شخصیت نیست و همه گونه خلاف و کژروی در او هست. در نقطه مقابل سرگرد نیروی انتظامی که تاکنون، بدون نقص شخصیتی است و نه تنها دست از پا خطا نمیکند، بلکه بسیار تیزهوش و مدبر است.
این سرگرد نیروی انتظامی درحالی وارد ماجرا میشود که اتفاقی ناخوشایند، یعنی سرقت، رخ داده و حالا اوست که باید سارق یا سارقین را بیابد.
بنابراین دو نوع شخصیت، با دو نوع تکیه کلام مختلف، کاملا مطلق و به طور واضح سیاه و سفید به مخاطب عرضه شده است. براین اساس طبیعی است که واژههای کاربردی هر کدام از این اشخاص، در جامعه به عنوان کلیدی برای نامیدن و یا شناسایی این نوع افراد استفاده خواهد شد. درحالی که حقیقت ماجرا غیر از این است و چنین قطعیتی در جامعه رایج نیست.
از سوی دیگر، انتخاب واژههاست.
در واقع به همان نسبت که انتخاب موضوع و اشخاص برای نمایش در رسانه ملی و برای میلیونها بیننده بسیار مهم است، انتخاب واژه هایی که در واقع از نهایی ترین ابزارها برای انتقام مفاهیم است، نیز اهمیت بسیار دارد. این عنصر از آنجا اهمیت بیشتری پیدا میکند که تشکیل دهنده نمای درونی و بیرونی آثار و نیز ساده ترین ابزار برای بیان مقاصد است. بنابراین انتخاب آنها نیز بسیار حائز اهمیت است.
به عنوان مثال انتخاب واژهها و اصطلاحاتی همچون « جالبه » از سوی نماد قانون، نظم و امنیت، در مواجهه با ترفندها، نقشهها و به هر حال تلاشهای اشخاص منفی سریال، به چه دلیل است؟ به نظر نمیرسد هیچ جایی از قانون، رفتارهای ناپسند افراد بزهکار «جالب» منظور شده باشد و همیشه مجریان قانون، نگران این نوع رفتارها و البته درصدد مقابله با قانون شکنان هستند.
اینها همگی درحالی است که به نظر نمیرسد در هیچ قسمتی از افق یا افقهای ترسیم شده برای رسانه ملی نیز، مفهوم زدایی از واژهها مد نظر مهندسان محتوایی و فرهنگی سازمان صدا و سیما باشد.
یا شاید ویراستارانی خبره و حاذق در مسیر تولید آثار نمایشی و یا به طور کلی آثار تلویزیونی، در نظر گرفته نشدهاند؟! اگر چنین باشد که به جای ابراز تاسف باید ویراستارانی که از چنان عمق نگرش و درک صحیحی از همه ابعاد فرهنگ برخوردار باشند که امکان خطای نویسندگان و برنامه سازان را به حداقل برسانند و امکان تبلور هر چه بیشتر مفاهیم و راه رسیدن به مقاصد برنامهها را به خوبی درک کنند، همچون ناظرانی دلسوز، مسیر را هر چه بهتر و هموارتر کرده و پیش روی نویسندگان و عوامل برنامه ساز، به ویژه سازندگان آثار نمایشی قرار دهند.
البته کار این گروه بدون تردید بسیار دشوار است چرا که برخلاف بسیاری از قالبهای ادبی و هنری که امکان ویرایش در آنها به هر حال وجود دارد، در آثار نمایشی، به دلیل اشخاص و طبایع بسیار متفاوت و بعضا متضاد شخصیتهای نمایشی، این امکان بسیار سخت تر فراهم میشود؛ اما این نیز در نشستهای مشاورهای ویراستاران خبره و فیلمنامه نویسان فهیم قابل تبیین است. چه در کلیت و چه در اجزای هر برنامه، سریال و ...
از دیگر سو شاید اجرای این پیشنهاد در سازمانی که از شدت جذب کارمند « بسیار فربه» شده، کار سخت و دشواری به نظر برسد؛ اما اهمیت « فرهنگ سازی و انجام وظایف رسانه ملی» ، بسیار حائز اهمیت است و با دغدغهمندی که مدیران ارشد این مجموعه تکنیکی و هنری از خود نشان دادهاند سختیها به آسانی تبدیل میشود؛ کافی است اراده به « تحول» در جهت «مطلوب شدن» باشد.
به دیگر سخن از اصلی ترین و بارزترین وجوه هر اثر نمایشی، جانمایهای است که متشکل از موضوع کلی، به همراه تعریف خالقان اثر از این موضوع است.
براساس این اصول بسیار مهم، و با مهندسی دقیق، شخصیتهایی طراحی شده و به هر کدام بخشی از نمایاندن جانمایه و تعریف آن واگذار میشود و به طور کلی وقتی اشخاص موجود در اثر، در فضای ایفای هستی شان قرار میگیرند، جانمایه، با شیوهای بسیار ماهرانه، مدبرانه و ماندگار، در روح مخاطب اثر میگذارد.
البته فضایی که اشخاص در آن قرار میگیرند هم، در این بین، تاثیر بسیار مهمی دارد؛ چرا که اگر این فضا با رفتار و کیستی اشخاص سنخیت نداشته باشد و یا اینکه خالقان اثر نتوانند حضور اشخاص در این فضا را باورپذیر کنند، اثر نمایشی به سر منزل مقصود نمیرسد.
براساس این نگرش، که از بدیهی ترین اصول هنرهای نمایشی است، خالقان آثار باید در انتخاب تک تک واژهها دقت به خرج دهند و به طور کامل بر ادای هر هجایی نظارت داشته باشند تا « شخصیت» و در مجموع « اشخاص» مورد نظر « خلق» شده و در نهایت اثر «آفریده» شود.
این موارد درحالی که از جمله اصول هنرهای نمایشی در تمام قالب ها است ؛ اما به نظر میرسد سریالهای تلویزیونی، خیلی اصرار به رعایتشان ندارند. از جمله این سریالها «گاوصندوق» است که چندی است از پخش آن میگذرد.
سریالی که در ظاهر قصدی چند بعدی دارد؛ از سویی به خانواده میپردازد و از سوی دیگر اوضاع اجتماعی را مدنظر قرار داده است. از دیگر سو، در خانواده را به راحتی به روی دیگران میگشاید و از سوی دیگر بر این کار نهیب میزند و همه اینها را نیز به وسیله طراحی چند نوع شخصیت نشان میدهد.
تا اینجای ماجرا که شخصیتهای «گاو صندوق» جملگی سفید و سیاه هستند؛ به این معنا که یا در دسته تبهکاران و سارقین میگنجند و یا از گروه افراد شریف هستند؛ هنوز برای باقی ماندن در این شرایط و نیز قضاوت درباره این نگاه که امروزه منسوخ شده ( فرقی ندارد در هر گونهای باشد، صحنهای، سینمایی و تلویزیونی)، بسیار زود است.
اما آنچه که تا اینجای ماجرا قطعی است و سازندگان اثر بر حفظ و استمرارش اصرار دارند « تکیه کلامهای اشخاص سریال» است. به عنوان مثال هوشنگ با تکیه کلامهایی عامیانه از جنس کوچه و بازار و کارآگاه (سرگرد نیروی انتظامی)، با تکیه کلامهایی از طبقه متوسط به بالا.
«جالب » این که هوشنگ تا اینجای ماجرا آن چنان نشان داده شده که به طور قطع از متخلفین است و فقط شغل شرخری بعد منفی این شخصیت نیست و همه گونه خلاف و کژروی در او هست. در نقطه مقابل سرگرد نیروی انتظامی که تاکنون، بدون نقص شخصیتی است و نه تنها دست از پا خطا نمیکند، بلکه بسیار تیزهوش و مدبر است.
این سرگرد نیروی انتظامی درحالی وارد ماجرا میشود که اتفاقی ناخوشایند، یعنی سرقت، رخ داده و حالا اوست که باید سارق یا سارقین را بیابد.
بنابراین دو نوع شخصیت، با دو نوع تکیه کلام مختلف، کاملا مطلق و به طور واضح سیاه و سفید به مخاطب عرضه شده است. براین اساس طبیعی است که واژههای کاربردی هر کدام از این اشخاص، در جامعه به عنوان کلیدی برای نامیدن و یا شناسایی این نوع افراد استفاده خواهد شد. درحالی که حقیقت ماجرا غیر از این است و چنین قطعیتی در جامعه رایج نیست.
از سوی دیگر، انتخاب واژههاست.
در واقع به همان نسبت که انتخاب موضوع و اشخاص برای نمایش در رسانه ملی و برای میلیونها بیننده بسیار مهم است، انتخاب واژه هایی که در واقع از نهایی ترین ابزارها برای انتقام مفاهیم است، نیز اهمیت بسیار دارد. این عنصر از آنجا اهمیت بیشتری پیدا میکند که تشکیل دهنده نمای درونی و بیرونی آثار و نیز ساده ترین ابزار برای بیان مقاصد است. بنابراین انتخاب آنها نیز بسیار حائز اهمیت است.
به عنوان مثال انتخاب واژهها و اصطلاحاتی همچون « جالبه » از سوی نماد قانون، نظم و امنیت، در مواجهه با ترفندها، نقشهها و به هر حال تلاشهای اشخاص منفی سریال، به چه دلیل است؟ به نظر نمیرسد هیچ جایی از قانون، رفتارهای ناپسند افراد بزهکار «جالب» منظور شده باشد و همیشه مجریان قانون، نگران این نوع رفتارها و البته درصدد مقابله با قانون شکنان هستند.
اینها همگی درحالی است که به نظر نمیرسد در هیچ قسمتی از افق یا افقهای ترسیم شده برای رسانه ملی نیز، مفهوم زدایی از واژهها مد نظر مهندسان محتوایی و فرهنگی سازمان صدا و سیما باشد.
یا شاید ویراستارانی خبره و حاذق در مسیر تولید آثار نمایشی و یا به طور کلی آثار تلویزیونی، در نظر گرفته نشدهاند؟! اگر چنین باشد که به جای ابراز تاسف باید ویراستارانی که از چنان عمق نگرش و درک صحیحی از همه ابعاد فرهنگ برخوردار باشند که امکان خطای نویسندگان و برنامه سازان را به حداقل برسانند و امکان تبلور هر چه بیشتر مفاهیم و راه رسیدن به مقاصد برنامهها را به خوبی درک کنند، همچون ناظرانی دلسوز، مسیر را هر چه بهتر و هموارتر کرده و پیش روی نویسندگان و عوامل برنامه ساز، به ویژه سازندگان آثار نمایشی قرار دهند.
البته کار این گروه بدون تردید بسیار دشوار است چرا که برخلاف بسیاری از قالبهای ادبی و هنری که امکان ویرایش در آنها به هر حال وجود دارد، در آثار نمایشی، به دلیل اشخاص و طبایع بسیار متفاوت و بعضا متضاد شخصیتهای نمایشی، این امکان بسیار سخت تر فراهم میشود؛ اما این نیز در نشستهای مشاورهای ویراستاران خبره و فیلمنامه نویسان فهیم قابل تبیین است. چه در کلیت و چه در اجزای هر برنامه، سریال و ...
از دیگر سو شاید اجرای این پیشنهاد در سازمانی که از شدت جذب کارمند « بسیار فربه» شده، کار سخت و دشواری به نظر برسد؛ اما اهمیت « فرهنگ سازی و انجام وظایف رسانه ملی» ، بسیار حائز اهمیت است و با دغدغهمندی که مدیران ارشد این مجموعه تکنیکی و هنری از خود نشان دادهاند سختیها به آسانی تبدیل میشود؛ کافی است اراده به « تحول» در جهت «مطلوب شدن» باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ژالبه
جالبه شغال هم این نقدو قبول نمی کنه که شما کردید.
از کوزه همان تراود که در اوست
شما که به "جالبه" گفتن اون بابا هم حساسین اگه یه روز مسئول صداو سیما بشین حتما فقط "روایت فتح" پخش می کنین !!
البته من هم با نظر نویسنده مقاله موافقم. امروزه تلویزيون با هر ترفند و حیله ای قصد جذب مخاطب رو داره. و کاری هم به نحوه گویش و کردار بازیگران سریالها و فیلمها نداره. اما این مطلب رو هم از نظر نباید دور کرد که هنوز هم یعضی از عادات و رفتارهای نه چندان عامه پسند مانند پوشیدن کت و شلوار راه راه سیاه و گذاشتن کلاه شاپکو و گذاشتن سبیلهای از بنا گوش در رفته و صحبتهای لات منشی آنچنانی مربوط به دهه 40 و 50 همچنان بین مردم طرفدار داره و اکثر سریالهای ساخته شده از این دست هم مورد استقبال قرار می گیره. خب سیمای ما هم همین رو می خواد.
بابا تو رو خدا بي خيال. قصد خير داري يا واسه حق التحرير نوشتي. كجايي سيد ابراهيم؟
باسلام
لطفا بفرماييد اين چه سياستي است كه صدا و سيما در پخش سريال ها ي تلويزيوني در پيش رو گرفته!؟ نمايش دختران خانواده دار، تحصيل كرد، داراي ظاهري مقبول، موفق و پولدار كه به آدم هاي بي اصل و نصب، ولگرد و بي كار، دست كج و بي سواد علاقنمد مي شوند و ازدواج مي كنند.
چرا شان دختران ايراني را اين اندازه پايين مي آورند. مگر در اسلام به هم كُف بودن خانواده پسر و دختر اشاره نشده.
رسانه ملي تصميم به ترويج چه فرهنگ در افكار عمومي را دارد؟
پس مادگاسکار، في الواقع، شغال چي مي شه بزرگوار
في الواقع جالب بود برادر من!
پيشنهاد ميكنم راجع به اينكه هميشه در اكثر فيلم و سريال ها "كاراگاه" يا جناب سرهنگ يا مامور انتظامي با خانواده مقتول يا مالباخته آشنايي دارد يا پسر عمه خاله عمو و ايناست بررسي كنيد .....به عبارت ديگر هميشه مامور اصلي از اقوام خانوا ده است و اين را القا ميكنه كه اگه آشنا نداشته باشي كارت انجام نمي شه.....دقت كرديد!
به این میگن مته به خشخاش گذاشتن
گیر بی خودی !
ديشب بين دو نيمه فوتبال مواجه با صحنه اي شدم كه برجا خشكم زد تلويزيون جمهوري اسلامي اقدام به پخش دعواي سلطنت طلبها با سازمان مجاهدين را كرد و گوينده مرتب داشت از اقدام مهدي ابريشم چي كه زنش را دو دستي تقديم مسعود رجوي كرده حرف مي زد كه فرزندم پرسيد چطوري و چرا و برخي كلمات ركيك كه لب خواني ميكردي ميفهميدي فحش آبدار ناموسي است ومونده بودم اين هنجار شكني از طرف سيما به چه منظور كه با ادامه آن و پخش تظاهرات و مرگ بر منافق فهميدم تلويزيون در صدد القائ اين عقيده به جوانها است كه مخالفان نظام اينها هستند اما براستي چرا براي دفاع از نظام به اين اقدامات سخيف بايد دست زد و تا اين حد در استدلال و توجيه درمانده شديم؟
چرا اين مسائل را وارد خانواده ها ميكنند حالا شما به واژه ها گفتمان و بسترهاي ادبي كه رعايت نمي شود گير دادي
شما هم از درد بیکاری به چه چیزهایی گیر میدید
سريال متوسطي هست
با تابناک قهرم نظرهای منو نمی نویسه!!!!!!!!چقدر از این نقد خوشتون اومده که توی دو ستون آوردینش تکراری کاری می کنید؟
الحمدلله كه تمام مشكلات فرهنگي جامعه حل شده و الان ديگر كاري نداريم بجز اصلاح كلمه "جالبه" ايشان!!! فكر نميكنيد قبل از هر چيز اندام و رفتار خنده آور و بعضا" احمقانه ايشان به نوعي مسخره كردن پليس باشد؟؟؟؟؟؟ (قصد خداي ناكرده توهين به شخص نيست. حركات و طرز صحبت ايشان اصلا" زيبنده يك افسر آگاهي كه بايد فردي جدي و باهوش باشد نيست و گاهي بيشتر صورت كمدي پيدا مي كند! بعيد مي دانم با اين نوع تقليد كوركورانه بتوانيم شرلوك هولمز يا پواروي ايراني تحويل دنيا بدهيم. حالا برويم دنبال جالبه!!!!)
یک بار می گویید سرگرد نیروی انتظامی دست از پا خطا نمی کند و این بد است، و بار دیگر به «جالبه» گفتن او ایراد می گیرید که مأمور قانون نباید اشتباه کند.
من كه هيچ چيزي از نقد شما برداشت نكردم؛ جالـــــــــــــــــــــــبه!
جالبه بد جور گزیدیشون بزرگوار
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.