چرا باید به ایران متعهد باشیم؟
من ایران را به عنوان واحد ملی خودم، نه تنها دوست دارم، بلکه در برابر آن احساس تعهد میکنم؛ در برابر همه اتباعش و تمام اجزای این کشور بدون هیچ تمایزی و مقدم بر هر مؤلفه تمایز بخش دیگر...

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی طی یادداشتی در پرونده سال ویژه نامه ایران ما، در مطلبی با تیتر «چرا ایران؟» نوشت: من و امثال بنده از نسلی هستیم که گرایشهای انترناسیونالیستی نزد جوانان و فعالان سیاسی غالب بود. چه در قالب گروههای چپ مارکسیستی که در پی شکل دادن کمونیسم جهانی و متحد کردن کارگران جهان بودند و چه در قالب نیروهای مذهبی که در پی امت واحده و حکومت جهانی بودند و چیزی به نام واحد ملی در اولویت ذهنی بیشترشان نمیگنجید. شاید در آن زمان چندان بیراه نبودند، زیرا ملیگرایی مترادف نوعی شوونیسم و وطنپرستی در تقابل با مفهوم جهانوطنی و انسانیت تلقی میشد.
ولی اکنون آن دوران گذشته و سراب جهانوطنی رنگ باخته و حتی انترناسیونالیسمترین حکومتها نیز در عمل و در هنگام اتخاذ مواضع سیاسی میکوشند که منافع ملی خود را تأمین کنند. بنده با وجود اینکه همچنان به ارزشهای فراملی و برابری انسانها اعتقاد دارم و از نژادپرستی و قومگرایی منزجر هستم و شوونیسم را محکوم میکنم، در عین حال معتقدم که دوست داشتن میهن به مفهوم واحد ملی موجود یک اصل اساسی در زندگی جدید است؛ هرچند امکان داشت در جای دیگری از این جهان متولد شوم و به همان جا علاقهمند شوم، ولی به صرف اینکه در ایران متولد شدهام و تابعیت آن را دارم و هر چیزی که به دستآوردهام از آن است، در نتیجه موظفم در برابر امور آن مسئول و متعهد باشم. این یک گزاره اخلاقی انتزاعی نیست، بلکه یک ضرورت است. در عین حال که میدانیم مرزهای کشورهای جهان عموماً مصنوعی و قراردادی است.
پس چرا من باید نسبت به اهواز تعهد بیشتر و غیر قابل مقایسهای در مقایسه با بصره عراق داشته باشم؟ در برابر بیرجند بیش از هرات افغانستان و در برابر زاهدان بیش از کویته پاکستان یا در برابر ارومیه بیش از دیاربکر ترکیه متعهد و علاقهمند باشم؟ در این یادداشت میکوشم که به این پرسش پاسخ دهم.
روابط ما با دیگران در دو گروه طبیعی و قراردادی طبقهبندی میشوند. روابط طبیعی مثل پدر و مادر و فرزند یا فامیل یا حتی قوم و قبیله و... است. روابط قراردادی و انتخابی مثل تبعیت از یک دین و عضویت در یک تیم یا دانشگاه و... است. البته برخی از روابط هستند که به سادگی در این دو مقوله نمیگنجند. مثلاً گروه دوستی، تابع خویشاوندی و نسب نیست، ولی خیلی هم قراردادی نیست. با این حال، چون شکلگیری آن ناشی از اراده اعضای آن است قراردادی محسوب میشود، قراردادی که نانوشته است.
ما اگر فاقد این روابط باشیم، نمیتوانیم زندگی راحتی داشته باشیم. در حقیقت انسان یعنی حضور در این روابط. این روابط به ما احساس تعلق و هویت میدهد. خودمان را در دایره و چارچوب این روابط تعریف میکنیم. دوستی و نفرت خود را نیز در این چارچوب ابراز میکنیم. به همین علت بیشترین ابراز غم و شادی ما به شکستها و موفقیتهای اعضای خانواده و نزدیکان است و اگر پدر و مادر یا فرزند ما فوت کند بسیار متأثر میشویم، در حالی که اگر بخواهیم برای فوت هر انسانی چنین بیتابی کنیم هر لحظه باید چنین کنیم، چون در هر لحظه هزاران تن در جهان در حال مردن هستند و این شدنی نیست. پس دوست داشتن هر شخص حقیقی و شریک بودن در غم و شادی او با فاصله او از ما نسبت عکس دارد. اگر برای نزدیکان خانواده صد واحد شاد یا اندوهگین میشویم، برای یک رتبه دورتر ۱۰ واحد و برای یک رتبه دورتر ۳ (هر کدام را مجذور فرض کنید) و الی آخر. ما نمیتوانیم برای غم و شادی همه مردم یکسان واکنش نشان دهیم، چون چنین چیزی به بلاموضوع شدن غم و شادی منجر میشود.
در روابط حقوقی یا قراردادی نیز این قاعده حاکم است. ما به طور طبیعی نسبت به تیم یا شهر و محله یا کارخانه و محل کار یا دانشگاه خود، احساس تعلق داریم (و این البته نافی داشتن نقد و حتی اعتراض به آنها نیست) یکی از مهمترین واحدهای حقوقی در جهان امروز کشورها هستند. کشورهایی که در گذشته فاقد موجودیت به معنای جدید بودند. نظام دولت ـ ملت که ابتدا بر اثر تحولات اروپا به وجود آمد، اکنون پایه مناسبات جهانی است. ما موفقیت خودمان را در تعلق به یکی از این واحدها تعریف میکنیم. این حس ناشی از تابعیت و همان حمایت سیاسی و داشتن گذرنامه و شناسنامه است. انسان امروز بدون داشتن حمایت سیاسی معنای جدی ندارد. به همین علت است که شکایت افراد از واحدهای سیاسی در جهان پذیرفته نیست، مگر اینکه کشور متبوع آن فرد به نمایندگی از او از کشور ثالث شکایت کند. در حقیقت در جهان امروز کشور یا واحد ملی به بخش مهمی از هویت فردی تبدیل شده است. حتی میتوان گفت: بخش مهمی از این تعلق طبیعی و نه قراردادی است، که بحث آن در حقوق بینالملل و تابعیت دوگانه ذکر شده است؛ بنابراین من ایران را به عنوان واحد ملی خودم نه تنها دوست دارم بلکه در برابر آن احساس تعهد میکنم. در برابر همه اتباعش و تمام اجزای این کشور بدون هیچ تمایزی و مقدم بر هر مؤلفه تمایز بخش دیگر. زیرا بدون تعلقم به این کشور تعریف نمیشوم و حمایت سیاسی شامل حال من نخواهد شد؛ به عبارت دیگر بدون این تعلق چیز مهمی در عرصه جهانی نیستم. حتی هویتهای فردی من در ذیل این هویت ملی پذیرفتنی و قابل فهم میشود. این مفهوم از ناسیونالیسم سازنده است و نافی حقوق هیچ ملیت ونژاد و زبان و مذهبی نیست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اصلاح طلب ها وقتی رو به ملی گرایی آوردند که خیلی دیر شده. این قامت برای تن شما خیلی گشاده
اكثر چيزهايى را كه مورد استفاده قرار ميدهيم بومى نبوده ووارداتى است افكارروشنفكران هم وارداتى است چه راست باشد يا چپ جناب عبدى افكار شما تا كنون راه گشا نبود ودربهترين حالت بار خاطر مردم بوده ايد وهستيد عمرخدمتى شما قانونا به سر امده استراحت بفرماييد به نفع كشور ومردم است
برای اینکه ما در منطقه از هر نظر تک وتنها هستیم ،علی رغم انهمه بذل وبخشش به یمن وبحرین وعراق ولبنان وسوریه وفلسطین وبوسنی ونبجر وونزوئلا وبولیوی وپاکستان .افغانستان و...... ما که امروزه درگیر بحران سیل وتبعات بعدیش هستیم ،دریغ از یک همدردی ظاهری ،دوست ان باشد که گیرد دست دوست .در پریشان حالی ودرماندگی ،،،،،، ولی این دغل دوستان که می بینی ،،،مگسانند ،گرد شیرینی .
خودتان بهتر جنس خودتان را ميشناسند ديگر حنايتان رنگي ندارد ( امام خميني گفتند كاري نكنيد كه مردم جنس شما را بشناسند )حالا اين حرف امام شامل تمام دولت مردان ميشود خداوند جنس همه دولت مردان را حاشاكرد .
ما ملت این سرزمین دنبال هر چیزی هستیم جز ملی گرایی. ملی گرایی را در چینی ها پیدا کنیم. یک میلیارد آنها تمام تمرکزشان ان است که تولید کنند وصادر کنند و پول را از دست دنیا بگیرند و به سرزمینشان بیاورند بر عکس ما همش دنبال رانت واختلاسیم که پول را از دست همشهریمون بگیریم مدیا التماس تو سف سفارت واستیم کهپولمون یه دستخارجی ها بدیم. بیابید پرتقال فروش را.
شما که این قراردا هارو خوب بلدین سفارش بفر مایین لااقل حقوق قومیتها مثلا آموزش زبان مادریشون هم کنار ف هنگستان فارسی توسط جناب حداد عادل اجرایی بشه و براش هزینه پر اخت بشه
برای ایران،به عنوان یکی از اولین کشورهای جهان،به عنوان اولین کشوری که حاکمانش چندین هزار سال پیش ملت سازی کردن و ملی گرایی رو رواج دادن،بله،ملی گرایی و وطن پرستی باید در خون هر ایرانی باشد و نمی توان با تعاریف جدید این حقیقت رو از بین برد.
۱- جناب عبدی خیلی خیلی دیر به این نتیجه تشریف اوردید بنده در بحثی که با یکی از مسؤلین دانشگاه اهواز داشتم به ایشان گفتم اگر هر کشور اسلامی قبول کند یک متر از کشورش را باما شریک شود ما دومتر میدهیم در همین قرن با همه شعارهای مسؤولین ما تاحالا از جیب مردم گرسنه ما برای سایرین خرج شده فلستینیان از صدام طرفداری کردند عاقبت عراق وسایرین را هم اگر پول قطع شد خواهیم دید هر انسانی بصورت فتری اول خانواده بعد محله وشهر واستان وکشورش بعد به انسانیت بدون پیروی از ایدؤلژی خاصی دیر امدی اما خوش امدی دوست داشتن کشور وملت مغایرتی با انسان دوستی در مرحله ندارد
عبدی دیر نیامد جنابعالی دیرفهمی!
بعد هم " فطری" نه " فتری" جناب آموزگار
چرا باید باشیم؟!! امروز ایران مال یک گروه کوچک هست!!که هرکاری خواستند میکنند
خاک بر سرمان
کاشکی برخی مسئولین ما وطن پرست بودن و سیاست های کشور رو براساس منافع ملی و "ایران" تنظیم می کردن.البته بعید میدونم حتی همین جمله رو تابناک بدون سانسور بچاپه.به هر حال ایران مادر ماست.
مقاله خیلی جالبی بود
برو بابا اونایی که باید تعهد داشته باشن ندارن مملکت نابود شه مهم نیست فقط آرمانها پابرجاباشه من که شده باشه فرش زیر پام وهمه زندگی مو بفروشم می فروشم میرم از این مملکت حقیقتا دیگه جای زندگی نیست
لطفا برخی مسئولان حرفی نزنند که هنوز ما بابت کارهای آنها هزینه می دهیم
آقای عبدی عزیز. چرا موضوع رو انقدر پیچیده میکنی برادر!!! خیلی ساده تر از این حرفها است. به ایران پایبند و متعهد هستیم چون وطن ماست و چه شیر مردان و والا زنانی که در طی هزاران سال، از عهد هخامنشی تا همین لحظه، جان خود رو فدای این مرز و بوم نکرده و نمی کنند. بنابراین رویمان سیاه اگر پاسخگوی تمام جانفشانی ها نباشیم.
یعنی قبل از عهد هخامنشی کسی برای این سرزمین با هر نامی که بوده فداکاری نکرده؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.