در دادگاه به اطمینان خاطر رسیدیم
گفتوگو با پدر و مادر محسن روح الامینی

گفتوگوی اختصاصی مثلث با پدر و مادر محسن روح الامینی پس از اعلام حکم بدوی
«وقتی غیبت محسن برای ما مسجل شد، حدس میزدیم بازداشت شده باشد؛ ولی تلاشها برای پیدا کردن او نتیجهبخش نبود تا آنکه خبر عروج پسرم را به ما دادند.» این بخشی از شرح واقعه کهریزک از زبان مادر محسن روحالامینی بود. وی میگوید: بخشی متهمان پرونده کهریزک را اجباراً در دادگاه دیده است؛ اما متاسفانه از سوی آنها هیچ اظهار ندامتی را مشاهده نکرده است. خانم زهره حقیقی معتقد است که قاضی مصدق با اشراف کامل به زوایای این پرونده حکم صادر کرد، از ین رو آن حکم را عادلانه می داند. او، محسن را فردی عاطفی با روحیات خاص توصیف میکند که اگر به نتیجهای میرسید، پایبند به تصمیم خود بود. مادر محسن روحالامینی ورود و پیگیری مقام معظم رهبری به قضیه را در به سرانجام رسیدن دادگاه خیلی تأثیرگذار میداند و خاطرنشان میکند که هدف این پیگیریها اصلاح رویه در دستگاههای قضایی و انتظامی و کشوری است.
![]()
وی در مورد احتمال رضایت دادن هیچ پاسخ روشنی نداد، ولی اظهار امیدواری کرد که دستگاه قضایی به پرونده آمرین نیز همانند مباشران رسیدگی کند. خانم حقیقی تاکید می کند که افرادی که در این قضیه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسیم میشدند و آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایینترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا ردههای آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. عبدالحسین روحالامینی نیز در ادامه مصاحبه ضمن تشریح روند پیگیری پرونده، علت عدم مصاحبه با رسانههای خارجی را آزرده شدن روح پسرش و ناخرسندی مردم انقلابی میخواند و تصریح میکند که ملت ایران یک خانواده بزرگ است که در تلخیها و شیرینیها قادر است کشور را اداره و مسائل را حل و فصل کند، ولو سختترین مصائب و مشکلات بر آن وارد شود. وی از معلق ماندن قسمت دیگر پرونده در دادگاه انتظامی قضات گله دارد و اظهار امیدواری میکند که به آن بخش نیز سریعتر رسیدگی شود. به سراغ پدر و مادر محسن روحالامینی از مقتولان بازداشتگاه کهریزک رفتیم و با آنان درخصوص این پرونده به گفتوگو نشستیم.
* خانم حقیقی! افتخار میکنیم که اولین رسانهای هستیم که با گذشت یک سال از ماجرای کهریزک با شما گفتگو میکنیم. در ابتدا بفرمایید که چه زمانی متوجه غیبت فرزندتان شدید؟
ـ آن زمان من تهران نبودم و برای کنگرهای در شهرستان حضور داشتم. هنگامی که به تهران رسیدم، متوجه این ماجرا شدم.
*چقدر طول کشید که متوجه بازداشت محسن شدید؟
ـ پیگیری میشد، ولی معلوم نبود کجاست؛ یعنی رد مشخصی از ایشان پیدا نمیشد.
*آخرین ملاقاتی که با پسرتان داشتید کی بود؟
ـ یکی دو روز قبل از ناپدید شدن وی بود.
*تلاش برای پیدا کردن محسن چقدر زمان برد؟
ـ زمانی از محل بازداشت پسرم مطلع شدیم که خبر شهادت ایشان به ما رسید؛ به عبارت دیگر اصلاً به آنجا نرسید که بشود برای آزادی وی اقدامی صورت پذیرد.
*بعد از این حوادث اصلا خودتان رفتید بازداشتگاه کهریزک را ببینید؟
ـ نه، من نرفتم.
*چه زمانی برای پیگیری علت فوت محسن شکایت تنظیم شد؟
ـ بلافاصله بعد از اطلاع از فوت و گزارش پزشکی قانونی این کار صورت گرفت. البته پدرشان بیشتر در جزئیات طرح و پیگیری شکایت هستند.
*متهمان را خودتان دیدید؟
ـ بله، متأسفانه در دادگاه مجبور شدیم آنها را ببینیم.
*چه واکنشی داشتند؟
ـ در جلسات اول اظهار ندامتی از سوی آنها مشاهده نکردیم.
*بعداً چطور؟
ـ اقدامی را که آنها انجام میدادند در قالب یک روندی بود که خودشان شاید زیاد متوجه عمق کارهای خود نبودند. زیرا افرادی که این مأموران با آنها سر و کار داشتند، به اصطلاح اراذل و اوباش بودند و به همین خاطر با بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات نیز همین رفتار را در پیش گرفتند و بین این دو گروه تفاوتی قائل نبودند. شاید اگر بازداشتشدگان در محل دیگری بودند، این اعمال انجام نمیشد؛ یعنی محیط آنها بیشتر موجب این برخوردها میشد. در حقیقت فضایی بود که قبح قضیه برای مرتکبان این جنایت ریخته بود.

*در دادگاه چگونه با شما برخورد شد؟
ـ در دادگاه که حساب ما جدا بود. شاکی قضیه ما بودیم.
*احساس کردید که واقعاً در جایگاه شاکی قرار دارید؟
ـ خدا را شکر در تمام مراحل بازپرسی، تشکیل پرونده و... طوری بود که شخصاً به یک اطمینان خاطر رسیده بودم؛ چون صحبتهایی که با آیتالله لاریجانی انجام دادیم، نشان میداد رویکردها برای رسیدگی به این مسائل جدی است. مخصوصاً وقتی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم، از نظرات ایشان مطلع شدیم. حتی بعداً هم میشنیدیم که رهبر انقلاب در مورد رسیدگی به این مسأله بارها پیگیری و تأکید کردهاند؛ لذا مطمئن بودم که تلاشها نتیجهبخش خواهد بود.
*از حکم صادره رضایت دارید؟
ـ البته جزئیات وقایع کهریزک به طور تفصیلی در پرونده آمده است. پیش از این، آنچه ما شنیدیم، تشریح اوضاع از زبان بعضی دیگر از بازداشتشدگان همراه پسرم بود. در ثانی مدت بازداشت ایشان در آنجا 4 روز بیشتر نبود. اما برای همین مدت بیش از 18 جلد مستندات پرونده در سازمان قضایی نیروهای مسلح جمعآوری شد؛ مطمئن هستیم که قاضی مصدق روی جزئیات مسأله و وقایع رخ داده تسلط کامل داشته و اشراف ایشان به توضیحات شکات و متهمان در جریان 8 جلسه طولانی رسیدگی در دادگاه مشهود بود. لذا با تفاسیری که گفتم حکم دادگاه بر اساس مستندات صادر شده است.
* جزئیات ماجرا در دادگاه تشریح شد؟
ـ من تحمل شنیدن آنها را نداشتم؛ ولی مشخص بود که قاضی پرونده اشراف کامل را روی مسائل داشت.
* راجع به پسرتان بیشتر صحبت کنید. محسن به لحاظ شخصیتی و رفتاری چگونه بود؟
ـ محسن بسیار فرزند عاطفی و خیلی مهربان بود. بسیار به پدر و مادر خودش احترام میگذاشت، حتی در راه رفتن دقت میکرد که جلوی ما حرکت نکند. نسبت به برادران خود بسیار عاطفه به خرج میداد. دانشجویان همدوره او هم که آمدند منزل ما، میگفتند که محسن با وجودی که درس داشت، اگر کمکی از وی خواسته میشد، کار خود را رها میکرد تا دغدغه دوستان خود را برطرف کند و آنها را در به اتمام رساندن پروژههای درسیشان مدد برساند. آقا محسن حدود 2 سال درس نرمافزار کامپیوتر را خوانده بود. البته به دلیل خصوصیات خاصی که داشت، حتی فضای دانشگاه هم نتوانست او را اقناع کند. روحیات ایشان بسیار منحصر به فرد بود حرف بقیه برای محسن مهم نبود. اینکه دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، اصلاً آن را ملاک فرق قائل شدن بین خود و دیگران قرار نمیداد. اگر ایشان به یک مسألهای میرسید، عزمش جزم میشد؛ آنچه برای محسن اهمیت داشت، عمل به تصمیمش بود. البته در پارهای مواقع که مخالف میل و نظر ما تصمیمگیری میکرد، تمام تلاش خود را در جهت کسب رضایت ما انجام میداد.
![]()
*فعالیت اجتماعی وی چگونه بود؟
ـ شاید ارتباط وسیعی با اطرافیان نداشت، ولی رابطهاش بسیار کیفی بود. مثلاً از مقطع راهنمایی و دبیرستان دوستانی داشت که تا سال گذشته با آنها رفت و آمد میکرد. دوستان متنوعی داشت.
*فعالیتهای مذهبی محسن در چه حد بود؟
ـ در راهنمایی و دبیرستان عضو بسیج بود، ولی در دانشگاه تنها در یک مقطع کوتاهی حضور داشت و بعد هم که مشغول کار برنامه نویسی، نرم افزاری و زندگی شد.
* رابطه ایشان با شما بیشتر بود یا با پدرشان؟
ـ به لحاظ عاطفی بیشتر من سعی می کردم به مسائل او رسیدگی کنم.
*با پدرش چقدر راجع به مسائل سیاسی مشورت میکرد؟
ـ در منزل ما افراد خانواده به راحتی میتوانند عقاید خود را صمیمانه بازگو کنند. روی مسائل طرح شده نیز بحث و گفتگو میشد و با استدلال سعی در توجیه یکدیگر داشتیم و تحکمی در مورد سلایق سیاسی وجود ندارد.
*به پیگیری مقام معظم رهبری راجع به رسیدگی به این پرونده اشاره کردید؛ پیگیری و تأکیدات ایشان چقدر کمک کرد که مسئولان مسأله را جدیتر دنبال کنند؟
ـ من این موضوع را به حجتالاسلام والمسلمین صدیقی نیز عرض کردم که موضع رهبر انقلاب نشاندهنده اشراف ایشان به مسائل و رویدادهای کشور است. از طرف دیگر ورود مقام معظم رهبری به این مسأله و تأثیر آن بر پیگیری موضوع از سوی دستگاه قضا تداعیگر آن است که مسئولان و مدیران در حوزههای مختلف آن طور که باید و شاید به مسئولیتهای خود عمل نمیکنند و باعث میشود که بالاترین مقام مملکت با تذکرات خود آنها را به تحرک وادارد؛ در حالیکه نیازی نیست رهبری وارد جزئیات شوند و باید خود مسئولان قبل از تذکرات ایشان به وظایف خود عمل کنند.
*توصیههای ایشان چقدر در پیگیری مسائل تأثیرگذار بود؟
- خیلی، واقعاً این از افتخارات ماست که مقام معظم رهبری آن قدر نسبت به موضوع حساس بودند. چون میتوانست ضربه سنگینی به نظام وارد کند و روی نگرش مردم به ویژه جوانان تأثیر منفی بگذارد. البته ناگفته نماند مسئولانی هم که پیگیر قضیه بودند، زحمات درخور تقدیر و شایستهای انجام دادند که در این بین رئیس قوه قضائیه و قاضی پرونده طی ملاقاتهایی که با آنها داشتیم، انصافاً خیلی خوب و منصفانه با آن مسأله برخورد کردند.
*شما گزارش تحقیق و تفحص مجلس از اتفاقات کهریزک را خواندهاید، چقدر آن را کامل میدانید؟
ـ این گزارش، یک اقدام مقدماتی بزرگی بود و به قوه قضائیه ارجاع شد تا آن دستگاه به موارد اشاره شده در گزارش رسیدگی کند.
*منظورم میزان رضایت شما از گزارش بود؟
ـ به نظرم کار خوبی بود؛ واقعا گزارش کاملی تهیه شد و آقایان سروری و دهقان از نمایندگان به منزل ما آمدند تا درباره مسأله پیشآمده گزارش داده و دلجویی کنند. از اینرو به عنوان نقش نظارتی مجلس تلاش شایستهای انجام دادند.
*موضوع قتل ندا آقا سلطان دستاویز بسیاری از افراد شد تا خود را در رسانههای بیگانه مطرح و به نوعی خوراک رسانهای علیه نظام تهیه کنند؛ چرا شما با وجودی که داغی چنین بزرگ و مصیبتی جبران ناپذیر داشتید، کاملاً موضوع را داخلی و از طریق مجاری قانونی دنبال کردید؟
ـ شخصاً این موضوع را مسألهای داخلی میدانستم؛ چون در همه نهادها و سازمانها امکان دارد که افراد خاطی، بیمسئولیت و بیتعهد وجود داشته باشد و ناجا و دستگاه قضا نیز از این امر مستثنی نیستند. بنابراین کشاندن این مسأله به فراتر از مرزها غیر از آنکه به خانواده انقلاب که ما نیز عضوی از آن هستیم ضربه بزند، ثمره دیگری ندارد. اما از بُعد داخلی، پیامد یک خطا به حوزه مسئولیت خطاکار بستگی دارد. هر چه جایگاه آن فرد بالاتر باشد، تبعات اشتباه و بیمسئولیتی نیز بیشتر خواهد بود؛ تا آنجا که میتواند جان شهروندان را به خطر بیاندازد. از این رو ضروری است که در دستگاه قضا و نیروی انتظامی به واسطه تأثیرگذاری ویژهای که در حوزه امنیت اجتماعی دارند، نظارت بیشتری صورت بگیرد تا اشتباهات به حداقل ممکن برسد.
![]()
*سوالی که در بخش قبل فراموش کردم بپرسم این بود که نوع ارتباط محسن با برادرانش چگونه بود؟
ـ خیلی با هم خوب بودند. اصولاً محسن بچهای عاطفی بود؛ به گونهای که با هر کسی به شکل خاصی معاشرت میکرد. یعنی شاید با برادر بزرگتر در حوزههای خاصی صحبت میکرد و با برادر کوچکتر به فراخور علایق مشترکی که با هم داشتند، ارتباط داشت.
*رأی صادره از سوی دادگاه قابل تجدید نظر است؛ فکر میکنید دیوان عالی کشور چطور عمل کند؟
ـ آن چیزی که ما از قاضی خواستیم، بیشتر یک حکم خداپسندانه بود. حکمی که بازدارنده و متناسب با جرم و جنایتی که رخ داده است، باشد. از این رو با توجه به اشرافی که از قاضی مشاهده کردیم، شخصاً معتقدم که حکم دادگاه بدوی دور از افراط و تفریط بود. در جلسه اولی هم که خانوادهها با قاضی داشتند، ایشان گفت که من نه طرف شما و نه طرف متهمان هستم و بر اساس یک رویه خداپسندانه به مسأله نگاه میکنم و حکم خواهم داد. بنابراین در پایان نیز ایشان حکمش را صادر کرد. در ضمن خون پاک این جوانان، آن قدر پیامد داشت که مسئولین نیروی انتظامی یک بازنگری کاملی نسبت به نحوه برخورد با جوانان داشته باشند، به طوری که خود آنها نیز به ما میگفتند که سعی دارند روندها و رویکردهای آن مجموعه را اصلاح کنند؛ این بزرگترین دستاورد این قضیه بود. در ثانی افرادی که در این قضیه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسیم میشدند. آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایینترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا ردههای آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. چون اینها با وجود آن که از فضای آنجا اطلاع داشتند و میدانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است، دستور انتقال جوانان را به کهریزک صادر کردند. با توجه به اینکه حکم مربوط به محدودهای است که اتفاق در آنجا روی داده و فقط اجرا کنندگان را در سطح رئیس، افسر نگهبان و ... شامل میشود نه فراتر از آن، امیدواریم آمران قضیه نیز مانند مباشران مورد محاکمه قرار گیرند.
*یعنی شما پروندهای به غیر از پرونده فعلی را نیز دنبال می کنید؟
- بله، قطعاً باید به مراحل پیش از حادثه کهریزک نیز رسیدگی شود تا مشخص شود که تصمیمگیران با چه منطق و رویکردی دستور انتقال بازداشت شدگان را به کهریزک صادر کردند. قطعاً مسئولیت و درجه خطای آمران از مباشران کمتر نیست. شاید به لحاظ فیزیکی و اجرایی نقشی نداشته باشند، ولی قطعاً به عنوان افرادی که دستور دهنده بودند، مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند.
* آیا ممکن است که شما در قبال مباشران رضایت بدهید؟
ـ این موضوع الان مطرح نیست. چون حکمی که الان صادر شده حکم اولیه است و قطعاً متهمان برای تجدید نظر اقدام میکنند. باید گذاشت زمان جلوتر برود.
*آقای روحالامینی! افتخار میکنیم که به عنوان اولین رسانه در خصوص فرزندتان با همسر شما گفتوگو کردیم.
ـ این مسأله برای اولین بار اتفاق افتاد و ایشان تا به حال با هیچ رسانهای مصاحبه نکرده بود. بنا به تصمیمی که از قبل در خانواده جمعاً گرفته بودیم برای هماهنگیهای رسانهای.
*آقای دکتر! به عنوان اولین سوال میخواهم از زمان تنظیم شکایت در قوه قضائیه بپرسم.
ـ دقیقا هشتم شهریور و بعد از چهلم فرزندم، شکایت خود را تقدیم قوه قضائیه کردم و رونوشت آن را نیز همزمان به مقام معظم رهبری و رئیس مجلس دادم.
![]()
* آن زمان از پیگیری چهرههای شاخص مجلس و برخی سیاسیون در مورد این مسأله اخباری منتشر میشد، در این رابطه توضیح میدهید؟
ـ با کمیته مجلس که با مسئولیت آقای سروری پیگیر قضیه بود؛ از طرفی هم در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی کمیته ای متشکل از نمایندگان سه قوه، کار گروهی را تشکیل دادند. البته این کمیته به دستور مقام معظم رهبری پیگیر موضوع بود. یعنی در یک زمان چند تیم روی مسأله زندان کهریزک کار میکردند تا زوایای آن مشخص شود؛ منتهی اهمّ بررسی قضایا در بازپرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح انجام شد و هزاران صفحه بازجوییها و اسناد را تشکیل داد. به عبارت دیگر یک کمیته از شورای عالی امنیت ملی که منتخب سه قوه بودند، یک کمیته در مجلس، همچنین در بازرسی کل کشور، دادسرای انتظامی قضات، بازرسی ناجا و بازپرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح 6 مرجعی بودند که از زوایای مختلف مسأله را مورد رسیدگی قرار دادند. بخش دیگری از این پرونده مربوط به قضات دستور دهنده برای اعزام بازداشتشدگان مربوط به دادستان سابق تهران و معاون وی می شود. چندین ماه است درخواست تعلیق آنها صادر شده ولی هنوز اقدامی صورت نگرفته است.
*آقای دکتر! روشنتر راجع به بخش دوم صحبت میکنید؟
ـ آقای مرتضوی و معاون ایشان و همچنین دادیاری که احکام آنها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود، چندین ماه است که درخواست تعلیق ایشان در دادسرای انتظامی قضات، کیفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود؛ اما متأسفانه بنا به دلایلی که برای ما چندان معلوم نیست، متوقف مانده است. امیدواریم طبق وعدهای که رئیس محترم قوه قضائیه و رئیس دادگاه انتظامی قضات دادهاند رسیدگی به آن مرحله نیز شروع شود.

*قبل از شهادت محسن آیا خبری از بازداشت ایشان به شما داده بودند؟
ـ خیر؛ هیچکس چنین مسألهای را به من نگفت.
*یعنی شما وقتی متوجه شدید که ایشان عروج کرده بودند؟
ـ درست یک هفته بعد از شهادت مظلومانه وی، به من خبر دادند. به عبارت دیگر ظهر چهارشنبه 31 تیر ماه 1388، ما را طی تماسی تلفنی از پلیس امنیت مطلع کردند.
*در روند بررسی این موضوع، نحوه همکاری با شما چگونه بود؟
ـ تا کنون مانعی وجود نداشته است؛ در واقع به واسطه دستور صریح رهبر معظم انقلاب و پیگیریهای مجلس و نهادهای نظارتی، روند بازپرسی و دادگاه از پیگیریهای ما جلوتر بود. یعنی ما پیگیریهای خاص خودمان را داشتیم، ولی آنها جلوتر از ما بودند.
* سوالی را از همسرتان پرسیدم و میخواهم جواب شما را هم بدانم. مرگ برخی افراد در آن دوران دستاویزی برای رسانههای بیگانه شد، در حالیکه این اتفاق در رابطه با خانواده شما رخ نداد؛ چرا؟
ـ خط قرمز ما از روز اول، مصاحبه با رسانههای بیگانه بود و نگران سوء استفاده ضد انقلاب بوده و هستیم. چون مطمئن هستم روح پسرم از این بابت آزرده میشد و علاوه بر آن موجبات ناخرسندی بسیاری از مردم انقلابی را هم فراهم میآورد. ملت ایران یک خانواده بزرگ است که در تلخیها و شیرینیها میداند که چگونه کشور را اداره و مسائل را حل و فصل کند؛ ولو سختترین مصائب و مشکلات بر ما وارد شود. لذا هیچ موقع کوچکترین گرایش و توجهی به خارج از مرزها پیدا نخواهیم کرد. کسانی که دست در دست ضد انقلاب و کشورهای استعماری دارند، با طرفی همپیمان شدهاند که صدها سال خون مردم ایران را در شیشه کردند و منابع و ثروت ملی ایرانیان را غارت نمودهاند. آنها دل شان به حال ما نمی سوزد و منافع خودشان را پیگیری می کنند و بسیاری از مشکلات کنونی ما ریشه در برنامه های گذشته آن ها برای مردم ما داشته و دارد. زمانی سرنوشت همه ما تغییر می کند که خودمان را تغییر دهیم و آن گاه اصلاح حقیقی صورت خواهد گرفت. فرزند من فرزند این آب و خاک بوده و خود ما هم متعلق به این کشور هستیم و با توجه به گستردگی کار و پیچیدگی مباحث، این مسأله تا کنون خوب پیگیری شده و منتظریم کاری که به نیمه رسیده با جدیت دنبال شده تا به نتیجه برسد.
* پیام رای دادگاه اولیه به خارجنشینان و افکار عمومی داخل را چه میدانید؟
- قبلا هم عرض کردم که اصلاح رویهها مهمترین دستاورد پیگیری این پرونده است. بچههای ما که بر نمیگردند، از روز اول هم والده ایشان گفت محسن ما که رفت محسنهای مردم را دریابیم. انشاءالله این پیگیریها باعث جلوگیری از تکرار این قبیل جنایات شود. لذا آنچه برای ما اهمیت دارد، اصلاح رویههاست. نکته مهم آن نیست که افراد چه انتسابی دارند و منسوبین آنها چه جایگاهی دارند؛ به حمدالله از آقای کامرانی که به عنوان یک شهروند عادی شکایت کردهاند تا حقیر که دسترسی بیشتری به مسئولان کشور دارم، هیچ تفاوتی وجود نداشته است. پیام این مسأله این است که مظلومین میتوانند در دستگاه قضا حق خود را بگیرند. البته باور این شاید برای همه قدری سخت باشد ولی از باور گذشته و محقق شده است. چرا که شهادت جوادیفر، کامرانی، قهرمانی و روحالامینی و مطالباتشان پیگیری قضایی شده و این همان توقعی است که از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتظار میرفت که خارج از انتسابات، ارتباطات و تفاوت دسترسیها، هر مظلومی بتواند حق خود را پیگیری کند و به حقوقش برسد. پیام به خارج هم این است که نقش دایههای دلسوزتر از مادر را بازی نکنند. کسانی که با نقابهای فریبنده به نام حقوق بشر مشتهای آهنینشان را علیه نظام، انقلاب و ایرانیان گره کردهاند و دستشان با جانیان و منافقین در یک کاسه است، با هر ادعای واهی که داشته باشند ما گول آنها را انشاءالله نخواهیم خورد.
![]()
*روند دادگاه تجدید نظر چگونه خواهد بود؟
ـ ما منتظریم و انتظار داریم که این حکم عادلانه تأیید شود و به اجرا در بیاید. در این مسیر تابع روند قانونی هستیم.
*در مورد علت فوت پسرتان موارد زیادی مطرح شد و تناقضات زیادی بود. بعد از گذشت یکسال و پس از اعلام نظر دادگاه، راجع به این مسأله توضیح میدهید؟
ـ یکی از مسائلی که در دادگاه به روشنی آشکار شد، نظریه پزشکی قانونی بود که در چندین نوبت رفت و برگشت به کمیسیونها و مراجع مختلف، قطعی شد که این جوانان بر اثر ضرب و شتم و شرایطی که آنجا بوده به شهادت رسیدند. در این راستا سناریو سازی در خصوص موضوع مننژیت مشهود شد. در دادگاه مشخص شد که افرادی به دستور یک مقام قضایی سابق موضوع مننژیت را مطرح کردهاند که در جای خودش باید دادگاه انتظامی قضات و دادگاه کارکنان دولت به آن مسأله رسیدگی کند.
*این متهمان که در دادگاه به عنوان مباشر در انجام اقدامات صورت گرفته در کهریزک محاکمه شدند، آیا از نسبت بین شما و پسرتان آگاهی داشتند؟
ـ برای ما محرز نشده که اینها میدانستند، گرچه همراه پسر من موقع دستگیری کارت ویزیت قدیمی مسئولیت سابقم به عنوان رئیس موسسه پاستور بود و ایشان هم آدرس، شمارههای تلفن و تماس را اعلام کرده بود؛ ولی با این وجود برای ما این امر که با علم به این موضوعات، این اقدام درباره پسرم صورت گرفته باشد محرز نشده است. لذا شرایطی که در آنجا بوده به گونهای نبوده که افراد خاصی را مورد شناسایی قرار دهند.
*در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟
ـ (سکوت و نفس عمیق) امیدوارم که این جنایت با همه سختیهایش (لرزش صدا ناشی از بغض) با پیگیریهایی که شده باعث اصلاح رویهها شود. این بزرگترین دستاورد برای جامعه است. (سکوت) این داغ هیچگاه برای ما فراموش نمیشود و نخواهد شد. (بغض همراه با اشک) در همین جا در آستانه سالگرد شهادت ایشان از کلیه آحاد مردم و مسئولان و دوستان که از ابتدا تا کنون کتبی و حضوری و در هر محلی که با ما مواجه میشدند ابراز همدردی داشته و در این غم جانکاه به ما تسلیت گفتهاند و عواطف خود را بروز دادهاند، تشکر میکنیم. خصوصا از مقام معظم رهبری، آیات عظام و مسئولان قوا، نمایندگان مجلس و عموم شخصیتهای کشوری، لشکری، سیاسی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی و رسانهها. انشاءالله مطالبه جدی ایشان و آحاد مردم در پیگیری این پرونده را فراموش نخواهیم کرد.
منبع: هفته نامه مثلث
«وقتی غیبت محسن برای ما مسجل شد، حدس میزدیم بازداشت شده باشد؛ ولی تلاشها برای پیدا کردن او نتیجهبخش نبود تا آنکه خبر عروج پسرم را به ما دادند.» این بخشی از شرح واقعه کهریزک از زبان مادر محسن روحالامینی بود. وی میگوید: بخشی متهمان پرونده کهریزک را اجباراً در دادگاه دیده است؛ اما متاسفانه از سوی آنها هیچ اظهار ندامتی را مشاهده نکرده است. خانم زهره حقیقی معتقد است که قاضی مصدق با اشراف کامل به زوایای این پرونده حکم صادر کرد، از ین رو آن حکم را عادلانه می داند. او، محسن را فردی عاطفی با روحیات خاص توصیف میکند که اگر به نتیجهای میرسید، پایبند به تصمیم خود بود. مادر محسن روحالامینی ورود و پیگیری مقام معظم رهبری به قضیه را در به سرانجام رسیدن دادگاه خیلی تأثیرگذار میداند و خاطرنشان میکند که هدف این پیگیریها اصلاح رویه در دستگاههای قضایی و انتظامی و کشوری است.
* خانم حقیقی! افتخار میکنیم که اولین رسانهای هستیم که با گذشت یک سال از ماجرای کهریزک با شما گفتگو میکنیم. در ابتدا بفرمایید که چه زمانی متوجه غیبت فرزندتان شدید؟
ـ آن زمان من تهران نبودم و برای کنگرهای در شهرستان حضور داشتم. هنگامی که به تهران رسیدم، متوجه این ماجرا شدم.
*چقدر طول کشید که متوجه بازداشت محسن شدید؟
ـ پیگیری میشد، ولی معلوم نبود کجاست؛ یعنی رد مشخصی از ایشان پیدا نمیشد.
*آخرین ملاقاتی که با پسرتان داشتید کی بود؟
ـ یکی دو روز قبل از ناپدید شدن وی بود.
*تلاش برای پیدا کردن محسن چقدر زمان برد؟
ـ زمانی از محل بازداشت پسرم مطلع شدیم که خبر شهادت ایشان به ما رسید؛ به عبارت دیگر اصلاً به آنجا نرسید که بشود برای آزادی وی اقدامی صورت پذیرد.
*بعد از این حوادث اصلا خودتان رفتید بازداشتگاه کهریزک را ببینید؟
ـ نه، من نرفتم.
*چه زمانی برای پیگیری علت فوت محسن شکایت تنظیم شد؟
ـ بلافاصله بعد از اطلاع از فوت و گزارش پزشکی قانونی این کار صورت گرفت. البته پدرشان بیشتر در جزئیات طرح و پیگیری شکایت هستند.
*متهمان را خودتان دیدید؟
ـ بله، متأسفانه در دادگاه مجبور شدیم آنها را ببینیم.
*چه واکنشی داشتند؟
ـ در جلسات اول اظهار ندامتی از سوی آنها مشاهده نکردیم.
*بعداً چطور؟
ـ اقدامی را که آنها انجام میدادند در قالب یک روندی بود که خودشان شاید زیاد متوجه عمق کارهای خود نبودند. زیرا افرادی که این مأموران با آنها سر و کار داشتند، به اصطلاح اراذل و اوباش بودند و به همین خاطر با بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات نیز همین رفتار را در پیش گرفتند و بین این دو گروه تفاوتی قائل نبودند. شاید اگر بازداشتشدگان در محل دیگری بودند، این اعمال انجام نمیشد؛ یعنی محیط آنها بیشتر موجب این برخوردها میشد. در حقیقت فضایی بود که قبح قضیه برای مرتکبان این جنایت ریخته بود.

ـ در دادگاه که حساب ما جدا بود. شاکی قضیه ما بودیم.
*احساس کردید که واقعاً در جایگاه شاکی قرار دارید؟
ـ خدا را شکر در تمام مراحل بازپرسی، تشکیل پرونده و... طوری بود که شخصاً به یک اطمینان خاطر رسیده بودم؛ چون صحبتهایی که با آیتالله لاریجانی انجام دادیم، نشان میداد رویکردها برای رسیدگی به این مسائل جدی است. مخصوصاً وقتی خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم، از نظرات ایشان مطلع شدیم. حتی بعداً هم میشنیدیم که رهبر انقلاب در مورد رسیدگی به این مسأله بارها پیگیری و تأکید کردهاند؛ لذا مطمئن بودم که تلاشها نتیجهبخش خواهد بود.
ـ البته جزئیات وقایع کهریزک به طور تفصیلی در پرونده آمده است. پیش از این، آنچه ما شنیدیم، تشریح اوضاع از زبان بعضی دیگر از بازداشتشدگان همراه پسرم بود. در ثانی مدت بازداشت ایشان در آنجا 4 روز بیشتر نبود. اما برای همین مدت بیش از 18 جلد مستندات پرونده در سازمان قضایی نیروهای مسلح جمعآوری شد؛ مطمئن هستیم که قاضی مصدق روی جزئیات مسأله و وقایع رخ داده تسلط کامل داشته و اشراف ایشان به توضیحات شکات و متهمان در جریان 8 جلسه طولانی رسیدگی در دادگاه مشهود بود. لذا با تفاسیری که گفتم حکم دادگاه بر اساس مستندات صادر شده است.
* جزئیات ماجرا در دادگاه تشریح شد؟
ـ من تحمل شنیدن آنها را نداشتم؛ ولی مشخص بود که قاضی پرونده اشراف کامل را روی مسائل داشت.
* راجع به پسرتان بیشتر صحبت کنید. محسن به لحاظ شخصیتی و رفتاری چگونه بود؟
ـ محسن بسیار فرزند عاطفی و خیلی مهربان بود. بسیار به پدر و مادر خودش احترام میگذاشت، حتی در راه رفتن دقت میکرد که جلوی ما حرکت نکند. نسبت به برادران خود بسیار عاطفه به خرج میداد. دانشجویان همدوره او هم که آمدند منزل ما، میگفتند که محسن با وجودی که درس داشت، اگر کمکی از وی خواسته میشد، کار خود را رها میکرد تا دغدغه دوستان خود را برطرف کند و آنها را در به اتمام رساندن پروژههای درسیشان مدد برساند. آقا محسن حدود 2 سال درس نرمافزار کامپیوتر را خوانده بود. البته به دلیل خصوصیات خاصی که داشت، حتی فضای دانشگاه هم نتوانست او را اقناع کند. روحیات ایشان بسیار منحصر به فرد بود حرف بقیه برای محسن مهم نبود. اینکه دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، اصلاً آن را ملاک فرق قائل شدن بین خود و دیگران قرار نمیداد. اگر ایشان به یک مسألهای میرسید، عزمش جزم میشد؛ آنچه برای محسن اهمیت داشت، عمل به تصمیمش بود. البته در پارهای مواقع که مخالف میل و نظر ما تصمیمگیری میکرد، تمام تلاش خود را در جهت کسب رضایت ما انجام میداد.
ـ شاید ارتباط وسیعی با اطرافیان نداشت، ولی رابطهاش بسیار کیفی بود. مثلاً از مقطع راهنمایی و دبیرستان دوستانی داشت که تا سال گذشته با آنها رفت و آمد میکرد. دوستان متنوعی داشت.
*فعالیتهای مذهبی محسن در چه حد بود؟
ـ در راهنمایی و دبیرستان عضو بسیج بود، ولی در دانشگاه تنها در یک مقطع کوتاهی حضور داشت و بعد هم که مشغول کار برنامه نویسی، نرم افزاری و زندگی شد.
* رابطه ایشان با شما بیشتر بود یا با پدرشان؟
ـ به لحاظ عاطفی بیشتر من سعی می کردم به مسائل او رسیدگی کنم.
*با پدرش چقدر راجع به مسائل سیاسی مشورت میکرد؟
ـ در منزل ما افراد خانواده به راحتی میتوانند عقاید خود را صمیمانه بازگو کنند. روی مسائل طرح شده نیز بحث و گفتگو میشد و با استدلال سعی در توجیه یکدیگر داشتیم و تحکمی در مورد سلایق سیاسی وجود ندارد.
*به پیگیری مقام معظم رهبری راجع به رسیدگی به این پرونده اشاره کردید؛ پیگیری و تأکیدات ایشان چقدر کمک کرد که مسئولان مسأله را جدیتر دنبال کنند؟
ـ من این موضوع را به حجتالاسلام والمسلمین صدیقی نیز عرض کردم که موضع رهبر انقلاب نشاندهنده اشراف ایشان به مسائل و رویدادهای کشور است. از طرف دیگر ورود مقام معظم رهبری به این مسأله و تأثیر آن بر پیگیری موضوع از سوی دستگاه قضا تداعیگر آن است که مسئولان و مدیران در حوزههای مختلف آن طور که باید و شاید به مسئولیتهای خود عمل نمیکنند و باعث میشود که بالاترین مقام مملکت با تذکرات خود آنها را به تحرک وادارد؛ در حالیکه نیازی نیست رهبری وارد جزئیات شوند و باید خود مسئولان قبل از تذکرات ایشان به وظایف خود عمل کنند.
*توصیههای ایشان چقدر در پیگیری مسائل تأثیرگذار بود؟
- خیلی، واقعاً این از افتخارات ماست که مقام معظم رهبری آن قدر نسبت به موضوع حساس بودند. چون میتوانست ضربه سنگینی به نظام وارد کند و روی نگرش مردم به ویژه جوانان تأثیر منفی بگذارد. البته ناگفته نماند مسئولانی هم که پیگیر قضیه بودند، زحمات درخور تقدیر و شایستهای انجام دادند که در این بین رئیس قوه قضائیه و قاضی پرونده طی ملاقاتهایی که با آنها داشتیم، انصافاً خیلی خوب و منصفانه با آن مسأله برخورد کردند.
*شما گزارش تحقیق و تفحص مجلس از اتفاقات کهریزک را خواندهاید، چقدر آن را کامل میدانید؟
ـ این گزارش، یک اقدام مقدماتی بزرگی بود و به قوه قضائیه ارجاع شد تا آن دستگاه به موارد اشاره شده در گزارش رسیدگی کند.
*منظورم میزان رضایت شما از گزارش بود؟
ـ به نظرم کار خوبی بود؛ واقعا گزارش کاملی تهیه شد و آقایان سروری و دهقان از نمایندگان به منزل ما آمدند تا درباره مسأله پیشآمده گزارش داده و دلجویی کنند. از اینرو به عنوان نقش نظارتی مجلس تلاش شایستهای انجام دادند.
*موضوع قتل ندا آقا سلطان دستاویز بسیاری از افراد شد تا خود را در رسانههای بیگانه مطرح و به نوعی خوراک رسانهای علیه نظام تهیه کنند؛ چرا شما با وجودی که داغی چنین بزرگ و مصیبتی جبران ناپذیر داشتید، کاملاً موضوع را داخلی و از طریق مجاری قانونی دنبال کردید؟
ـ شخصاً این موضوع را مسألهای داخلی میدانستم؛ چون در همه نهادها و سازمانها امکان دارد که افراد خاطی، بیمسئولیت و بیتعهد وجود داشته باشد و ناجا و دستگاه قضا نیز از این امر مستثنی نیستند. بنابراین کشاندن این مسأله به فراتر از مرزها غیر از آنکه به خانواده انقلاب که ما نیز عضوی از آن هستیم ضربه بزند، ثمره دیگری ندارد. اما از بُعد داخلی، پیامد یک خطا به حوزه مسئولیت خطاکار بستگی دارد. هر چه جایگاه آن فرد بالاتر باشد، تبعات اشتباه و بیمسئولیتی نیز بیشتر خواهد بود؛ تا آنجا که میتواند جان شهروندان را به خطر بیاندازد. از این رو ضروری است که در دستگاه قضا و نیروی انتظامی به واسطه تأثیرگذاری ویژهای که در حوزه امنیت اجتماعی دارند، نظارت بیشتری صورت بگیرد تا اشتباهات به حداقل ممکن برسد.
ـ خیلی با هم خوب بودند. اصولاً محسن بچهای عاطفی بود؛ به گونهای که با هر کسی به شکل خاصی معاشرت میکرد. یعنی شاید با برادر بزرگتر در حوزههای خاصی صحبت میکرد و با برادر کوچکتر به فراخور علایق مشترکی که با هم داشتند، ارتباط داشت.
*رأی صادره از سوی دادگاه قابل تجدید نظر است؛ فکر میکنید دیوان عالی کشور چطور عمل کند؟
ـ آن چیزی که ما از قاضی خواستیم، بیشتر یک حکم خداپسندانه بود. حکمی که بازدارنده و متناسب با جرم و جنایتی که رخ داده است، باشد. از این رو با توجه به اشرافی که از قاضی مشاهده کردیم، شخصاً معتقدم که حکم دادگاه بدوی دور از افراط و تفریط بود. در جلسه اولی هم که خانوادهها با قاضی داشتند، ایشان گفت که من نه طرف شما و نه طرف متهمان هستم و بر اساس یک رویه خداپسندانه به مسأله نگاه میکنم و حکم خواهم داد. بنابراین در پایان نیز ایشان حکمش را صادر کرد. در ضمن خون پاک این جوانان، آن قدر پیامد داشت که مسئولین نیروی انتظامی یک بازنگری کاملی نسبت به نحوه برخورد با جوانان داشته باشند، به طوری که خود آنها نیز به ما میگفتند که سعی دارند روندها و رویکردهای آن مجموعه را اصلاح کنند؛ این بزرگترین دستاورد این قضیه بود. در ثانی افرادی که در این قضیه مقصر بودند، به دو دسته آمر و مباشر تقسیم میشدند. آنچه تا به حال مورد رسیدگی واقع شده است، در پایینترین سطح قرار دارد. یعنی افراد اجرایی و کسانی که با ضرب و شتم و بی تدبیری منجر به این جنایت شدند، مورد محاکمه قرار گرفتند و امیدواریم از این سطح فراتر برود و تا ردههای آمر که مسبب اصلی فاجعه کهریزک بودند، پای میز محاکمه بیایند. چون اینها با وجود آن که از فضای آنجا اطلاع داشتند و میدانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ داده است، دستور انتقال جوانان را به کهریزک صادر کردند. با توجه به اینکه حکم مربوط به محدودهای است که اتفاق در آنجا روی داده و فقط اجرا کنندگان را در سطح رئیس، افسر نگهبان و ... شامل میشود نه فراتر از آن، امیدواریم آمران قضیه نیز مانند مباشران مورد محاکمه قرار گیرند.
- بله، قطعاً باید به مراحل پیش از حادثه کهریزک نیز رسیدگی شود تا مشخص شود که تصمیمگیران با چه منطق و رویکردی دستور انتقال بازداشت شدگان را به کهریزک صادر کردند. قطعاً مسئولیت و درجه خطای آمران از مباشران کمتر نیست. شاید به لحاظ فیزیکی و اجرایی نقشی نداشته باشند، ولی قطعاً به عنوان افرادی که دستور دهنده بودند، مسئولیت دارند و باید پاسخگو باشند.
* آیا ممکن است که شما در قبال مباشران رضایت بدهید؟
ـ این موضوع الان مطرح نیست. چون حکمی که الان صادر شده حکم اولیه است و قطعاً متهمان برای تجدید نظر اقدام میکنند. باید گذاشت زمان جلوتر برود.
*آقای روحالامینی! افتخار میکنیم که به عنوان اولین رسانه در خصوص فرزندتان با همسر شما گفتوگو کردیم.
ـ این مسأله برای اولین بار اتفاق افتاد و ایشان تا به حال با هیچ رسانهای مصاحبه نکرده بود. بنا به تصمیمی که از قبل در خانواده جمعاً گرفته بودیم برای هماهنگیهای رسانهای.
*آقای دکتر! به عنوان اولین سوال میخواهم از زمان تنظیم شکایت در قوه قضائیه بپرسم.
ـ دقیقا هشتم شهریور و بعد از چهلم فرزندم، شکایت خود را تقدیم قوه قضائیه کردم و رونوشت آن را نیز همزمان به مقام معظم رهبری و رئیس مجلس دادم.
ـ با کمیته مجلس که با مسئولیت آقای سروری پیگیر قضیه بود؛ از طرفی هم در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی کمیته ای متشکل از نمایندگان سه قوه، کار گروهی را تشکیل دادند. البته این کمیته به دستور مقام معظم رهبری پیگیر موضوع بود. یعنی در یک زمان چند تیم روی مسأله زندان کهریزک کار میکردند تا زوایای آن مشخص شود؛ منتهی اهمّ بررسی قضایا در بازپرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح انجام شد و هزاران صفحه بازجوییها و اسناد را تشکیل داد. به عبارت دیگر یک کمیته از شورای عالی امنیت ملی که منتخب سه قوه بودند، یک کمیته در مجلس، همچنین در بازرسی کل کشور، دادسرای انتظامی قضات، بازرسی ناجا و بازپرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح 6 مرجعی بودند که از زوایای مختلف مسأله را مورد رسیدگی قرار دادند. بخش دیگری از این پرونده مربوط به قضات دستور دهنده برای اعزام بازداشتشدگان مربوط به دادستان سابق تهران و معاون وی می شود. چندین ماه است درخواست تعلیق آنها صادر شده ولی هنوز اقدامی صورت نگرفته است.
*آقای دکتر! روشنتر راجع به بخش دوم صحبت میکنید؟
ـ آقای مرتضوی و معاون ایشان و همچنین دادیاری که احکام آنها را به دستور دادستان سابق تهران نوشته بود، چندین ماه است که درخواست تعلیق ایشان در دادسرای انتظامی قضات، کیفر خواستش صادر شده تا محاکمه آنها انجام شود؛ اما متأسفانه بنا به دلایلی که برای ما چندان معلوم نیست، متوقف مانده است. امیدواریم طبق وعدهای که رئیس محترم قوه قضائیه و رئیس دادگاه انتظامی قضات دادهاند رسیدگی به آن مرحله نیز شروع شود.

ـ خیر؛ هیچکس چنین مسألهای را به من نگفت.
*یعنی شما وقتی متوجه شدید که ایشان عروج کرده بودند؟
ـ درست یک هفته بعد از شهادت مظلومانه وی، به من خبر دادند. به عبارت دیگر ظهر چهارشنبه 31 تیر ماه 1388، ما را طی تماسی تلفنی از پلیس امنیت مطلع کردند.
*در روند بررسی این موضوع، نحوه همکاری با شما چگونه بود؟
ـ تا کنون مانعی وجود نداشته است؛ در واقع به واسطه دستور صریح رهبر معظم انقلاب و پیگیریهای مجلس و نهادهای نظارتی، روند بازپرسی و دادگاه از پیگیریهای ما جلوتر بود. یعنی ما پیگیریهای خاص خودمان را داشتیم، ولی آنها جلوتر از ما بودند.
* سوالی را از همسرتان پرسیدم و میخواهم جواب شما را هم بدانم. مرگ برخی افراد در آن دوران دستاویزی برای رسانههای بیگانه شد، در حالیکه این اتفاق در رابطه با خانواده شما رخ نداد؛ چرا؟
ـ خط قرمز ما از روز اول، مصاحبه با رسانههای بیگانه بود و نگران سوء استفاده ضد انقلاب بوده و هستیم. چون مطمئن هستم روح پسرم از این بابت آزرده میشد و علاوه بر آن موجبات ناخرسندی بسیاری از مردم انقلابی را هم فراهم میآورد. ملت ایران یک خانواده بزرگ است که در تلخیها و شیرینیها میداند که چگونه کشور را اداره و مسائل را حل و فصل کند؛ ولو سختترین مصائب و مشکلات بر ما وارد شود. لذا هیچ موقع کوچکترین گرایش و توجهی به خارج از مرزها پیدا نخواهیم کرد. کسانی که دست در دست ضد انقلاب و کشورهای استعماری دارند، با طرفی همپیمان شدهاند که صدها سال خون مردم ایران را در شیشه کردند و منابع و ثروت ملی ایرانیان را غارت نمودهاند. آنها دل شان به حال ما نمی سوزد و منافع خودشان را پیگیری می کنند و بسیاری از مشکلات کنونی ما ریشه در برنامه های گذشته آن ها برای مردم ما داشته و دارد. زمانی سرنوشت همه ما تغییر می کند که خودمان را تغییر دهیم و آن گاه اصلاح حقیقی صورت خواهد گرفت. فرزند من فرزند این آب و خاک بوده و خود ما هم متعلق به این کشور هستیم و با توجه به گستردگی کار و پیچیدگی مباحث، این مسأله تا کنون خوب پیگیری شده و منتظریم کاری که به نیمه رسیده با جدیت دنبال شده تا به نتیجه برسد.
* پیام رای دادگاه اولیه به خارجنشینان و افکار عمومی داخل را چه میدانید؟
- قبلا هم عرض کردم که اصلاح رویهها مهمترین دستاورد پیگیری این پرونده است. بچههای ما که بر نمیگردند، از روز اول هم والده ایشان گفت محسن ما که رفت محسنهای مردم را دریابیم. انشاءالله این پیگیریها باعث جلوگیری از تکرار این قبیل جنایات شود. لذا آنچه برای ما اهمیت دارد، اصلاح رویههاست. نکته مهم آن نیست که افراد چه انتسابی دارند و منسوبین آنها چه جایگاهی دارند؛ به حمدالله از آقای کامرانی که به عنوان یک شهروند عادی شکایت کردهاند تا حقیر که دسترسی بیشتری به مسئولان کشور دارم، هیچ تفاوتی وجود نداشته است. پیام این مسأله این است که مظلومین میتوانند در دستگاه قضا حق خود را بگیرند. البته باور این شاید برای همه قدری سخت باشد ولی از باور گذشته و محقق شده است. چرا که شهادت جوادیفر، کامرانی، قهرمانی و روحالامینی و مطالباتشان پیگیری قضایی شده و این همان توقعی است که از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی انتظار میرفت که خارج از انتسابات، ارتباطات و تفاوت دسترسیها، هر مظلومی بتواند حق خود را پیگیری کند و به حقوقش برسد. پیام به خارج هم این است که نقش دایههای دلسوزتر از مادر را بازی نکنند. کسانی که با نقابهای فریبنده به نام حقوق بشر مشتهای آهنینشان را علیه نظام، انقلاب و ایرانیان گره کردهاند و دستشان با جانیان و منافقین در یک کاسه است، با هر ادعای واهی که داشته باشند ما گول آنها را انشاءالله نخواهیم خورد.
ـ ما منتظریم و انتظار داریم که این حکم عادلانه تأیید شود و به اجرا در بیاید. در این مسیر تابع روند قانونی هستیم.
*در مورد علت فوت پسرتان موارد زیادی مطرح شد و تناقضات زیادی بود. بعد از گذشت یکسال و پس از اعلام نظر دادگاه، راجع به این مسأله توضیح میدهید؟
ـ یکی از مسائلی که در دادگاه به روشنی آشکار شد، نظریه پزشکی قانونی بود که در چندین نوبت رفت و برگشت به کمیسیونها و مراجع مختلف، قطعی شد که این جوانان بر اثر ضرب و شتم و شرایطی که آنجا بوده به شهادت رسیدند. در این راستا سناریو سازی در خصوص موضوع مننژیت مشهود شد. در دادگاه مشخص شد که افرادی به دستور یک مقام قضایی سابق موضوع مننژیت را مطرح کردهاند که در جای خودش باید دادگاه انتظامی قضات و دادگاه کارکنان دولت به آن مسأله رسیدگی کند.
*این متهمان که در دادگاه به عنوان مباشر در انجام اقدامات صورت گرفته در کهریزک محاکمه شدند، آیا از نسبت بین شما و پسرتان آگاهی داشتند؟
ـ برای ما محرز نشده که اینها میدانستند، گرچه همراه پسر من موقع دستگیری کارت ویزیت قدیمی مسئولیت سابقم به عنوان رئیس موسسه پاستور بود و ایشان هم آدرس، شمارههای تلفن و تماس را اعلام کرده بود؛ ولی با این وجود برای ما این امر که با علم به این موضوعات، این اقدام درباره پسرم صورت گرفته باشد محرز نشده است. لذا شرایطی که در آنجا بوده به گونهای نبوده که افراد خاصی را مورد شناسایی قرار دهند.
*در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟
ـ (سکوت و نفس عمیق) امیدوارم که این جنایت با همه سختیهایش (لرزش صدا ناشی از بغض) با پیگیریهایی که شده باعث اصلاح رویهها شود. این بزرگترین دستاورد برای جامعه است. (سکوت) این داغ هیچگاه برای ما فراموش نمیشود و نخواهد شد. (بغض همراه با اشک) در همین جا در آستانه سالگرد شهادت ایشان از کلیه آحاد مردم و مسئولان و دوستان که از ابتدا تا کنون کتبی و حضوری و در هر محلی که با ما مواجه میشدند ابراز همدردی داشته و در این غم جانکاه به ما تسلیت گفتهاند و عواطف خود را بروز دادهاند، تشکر میکنیم. خصوصا از مقام معظم رهبری، آیات عظام و مسئولان قوا، نمایندگان مجلس و عموم شخصیتهای کشوری، لشکری، سیاسی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی و رسانهها. انشاءالله مطالبه جدی ایشان و آحاد مردم در پیگیری این پرونده را فراموش نخواهیم کرد.
منبع: هفته نامه مثلث
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من مواضع خانواده روح الامینی را ستایش می کنم. ایشان با وفادار ماندن به مملکت بر حقوق بدیهی خو پافشاری میکنند.
سوءظن ایشان نسبت به رسانه های خارجی نیز قابل درک است. اما یادمان نرود در بسیاری از ممالک پیشرفته با حکومتهای دموکراتیک رسانه ها مستقل از حکومت عمل می کنند.
به علاوه متاسفانه در ایران به بهانه مصلحت نظام بسیاری از حقوق اولیه مردم پایمال می شود و گوش شنوایی برای شنیدن فریاد حق طلبانه بسیاری از مردم وجود ندارد. از این رو برخی ناچارند فریادهای خود را به بیرون از مرزها بکشانند
این مزار چرا سنگ نداره بعد از یکسال؟!
آقاي روحالاميني هنوز نميخواد قبول كنه كه دار از سيستمي دفاع ميكنه كه پسرش رو كشتن! ميگه رفتارها خوب بوده!!!
ظاهرا با ايشون خوب بوده چون من هم مثل خيليها ديديم كه نيروي انتظامي چه كرد و قوه قضائيه و ... پس ديگه چرا اينهمه خودمون رو گول بزنيم....
حالا شايد با ايشون به خاطر حضور پررنگشون در حكومت رفتار ديگهاي داشتن اما واقعاً نميشه از تقصيرات و اونهمه بي عدالتي گذشت!
لازم بذکر است که این پرفسوری که از آب گل آلود ماهی گرفته و توپ را در زمین میر حسین انداخته بداند کهریزک را میر حسین نساخته جبهه مقابل ساخته
پاسخ گو بايد سران فتنه باشند ...خدا به مادرش صبر دهد
در سالي كه گذشت كم نبودند جواناني كه قرباني بازي هاي سياسي شدند محسن هم يكي از اين صدها جوان بود.... روحش شاد
چه ربطی به آقای موسوس دارد. سیستم باید اصلاح شود تا بر فرضه اینکه بر اثر سوء تفاهمات یک عده را گرفتند ، جنازه آنها را تحویل ندهند !مگر در جاهای دیگر دنیا راه پیمایی و درگیری اتفاق نمی افتد . اما در تنها جاهایی که بعد از دستگیری جنازه تحویل می دهند یکی افغانستان است و دومی ایران !!؟
می خواستم در پاسخ به چهارمین نظر عرض کنم که اگر آقای موسوی در قضایای پیش آمده مقصر باشد آیا این موضوع می تواند جنایت جنایتکاران کهریزک را از هر گناهی مبرا کند؟ به اعتقاد بنده اگر در سال 78با کسانی که وارد کوی دانشگاه شده و جنایت کردند شدیداً برخورد می شد این حادثه در سال گذشته تکرار نمی شد. در حال حاضر نیز اگر قوه قضائیه در مقابل جنایت کهریزک کوتاه بیاید ممکن است شاهد کهریزکهای دیگری باشیم.
ما هم با شما همدرديم
خيلي سخته. براي همه اين اتقاق باور نكردني و سخت بود و هست.
ما از مقام رهبري انتظار داريم با مسولين وقت قوه قضايي برخورد جدي كند تا درس عبرتي بشود براي همه اين ادم كشها و قاتلين
میرحسین موسوی ؟!!!!
بابا چه رویی دارن بعضیا !
خدا به این صدها خانواده صبر بده...
اقای میر حسین موسوی کلاهتو بگیر بالاتر دلت خنک شد همینو میخواستی برو خوش باش ارزش داشت متاسفم برات هر چند توقعی ازت نیست پیری و هزار درد سرخدا ازت ........ ایخدا
این قضییه را یکی از سرداران دفاع مقدس(سردار حسین علایی)افشا کرد خوبه در این مورد یک مصاحبه هم با ایشون داشته باشید.
جناب ........ اين تصاوير راببين و كمي به كيفر سختي كه در انتظار توست فكر كن...تو با تکبر سبز زده خود خيلي از خانواده ها را از هم پاشاندي و هيهات كه ظلم عظيم تو باعث عاقبت بخيري تو گردد...
با درود به محسن و تمام شهدای یک سال اخیر . مرگ محسن سبب شد که در اون کهریزک برای همیشه بسته بشه. به امید روزی که هیچ زندانی تو ایران نباشه.
عزیز های دل ..چطور مظلومانه پرپر شدین .....
مي خواستم به اون آقايي كه ميگه مير حسين مقصره بگم كه شما واقعاً منطق مي مفميييييييييييننننننن؟؟؟؟؟
اصلا ايشان مقصر ، دادگاه و نيروي انتظامي و قوه قضاييه و آقاي مرتضي و رادان و انها چي ميشن؟؟؟ هااان ن اونا مقصر هستند يا نيستند. جواب بدين لطفاً
وهمراه اين پدر ومادر بياييد به حال دكتري كه در كهريزك خدمت ميكرد واكنون در قيد حيات نيست و والدين او چه آرزوها كه برايش داشتن گريه كنيم
خدمت اون اقا يا خانم محترمي كه فرمودند موسوي باتوهم سبزش باعث كشته شدن اينها شده بايد بگم يا واقعاً خيلي خنگي يا خودتو زدي به نفهمي . اينها تو زندان كشته شده اند بعد تو ميگي ميرحسين مقصره؟؟؟!!!!!!
خداوند به پدر ومادروخانواده روح الامینی صبر دهد
شما مگه چهره قبلی پدر و مادر این مرحوم رو دیده بودید که می گید شکسته شدن؟
می دونم که پیامم رو مثل همیشه درج نمی کنین ولی بذار بگم تا دلم آروم بشه: جناب قاضی مرتضوی جواب بدین. بای ذنب قتلت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقای احمدی نژاد چه احساسی دارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وبای ذنب قتلت
بنده خداها چقدر شکسته و داغون شدن.
اگر هم عادلانه باشد و آمرین و مباشرین عادلانه به مجازات رسیدند من باور می کنم که دستگاه قضایی ، اسلامی است و گرنه ..... و وای به روزی که بگندد نمک.
جناب مير حسين موسوي! اين تصاوير راببين و كمي به كيفر سختي كه در انتظار توست فكر كن...تو با توهم سبز خود خيلي از خانواده ها را از هم پاشاندي و هيهات كه ظلم عظيم تو باعث عاقبت بخيري تو گردد...
اگر نام قرباني فرضا "جلال روح الاميني" و نام پدرش فرضا محمدعلي صادره از ديار بخت بزگسته بود و غريب و ناشناس.......، آقاي دكتر روح الاميني چه مي كرديد؟ خدا بيامرزد، فرزند شما را كه امروز فرزند ما ملت است....
به جهت نزديكي مزار اون مرحوم با قبر يكي از اقوام من مزار ايشان را در يكسال گذشته زياد ديده ام و متعجبم از اينكه هنوز يك سنگ قبر ساده هم ندارد البته اوايل آثاري از سنگ شكسته بود كه پدر ايشان روي آن كيسه مشكي كشيدده بود و ايستاده بود براي قرائت فاتحه ... ولي الان همان كيسه هم نيست آيا اجازه گذاشتن سگ نمي دهند يا سنگها را مي شكنند اين گل و گلداني هم كه در عكسها مي بينيد ان روزها نبود و فقط يك عكس فرسوده و چند شاخه گل خشكيده ... همين بود منظره مزار يك جوان مظلوم كه قرباني كينه توزي يك سري ادم نما شد... چرا خبر نگار محترم چيزي از اين مسائل رو نپرسيده ... البته مي دونم كه شايد پيامم رو درج نكنيد ولي خب ما گفتيم
با آرزوی صبر به خانواده محترم
میخواستم از آقای روح الامینی سوالی بپرسم.که میفرمایند محسن ایشان ناراحت میشود اگر با رسانهای خارجی صحبت میکرد.من موتمانام محسن شما از خیلی مسائل دیگه هم ناراحت میشود که در این مملکت اتفاق میوفته والی شما هیچ عکس العمل انجام نمیدهید. فرمادهان نیروی انتظامی در روز روشن دروغ میگویند که مننژیت بوده و هم چنان بر سر کار هستند کسی جرات نادر اسمی از آنها بیفتد. اگر همچین اتفاقی در هر کشوره آزادی میوفتاد حد القل رییس پلیس باید بر کنار میشود با تمامه عواملش که در هاله توجیه مننژیت بودند.آقای روح الامینی به روحه محسن قاسم نگذارد اینها بر سر کار بمانند و این رفتارها با ملاته ما تکرار کنند. این رویهها با این افراد میایند .
دست حق به همراهت
روحه محسن شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.