کاش ورزشکار نبودم!
مهدی خرمدل

فشار عصبی، مصرف دو برابر دارو، اوردوز شدن و رسیدن به مرحلهای که مغز توان مقاومت ندارد؛ به همین سادگی یک قهرمان رفت. وقتی بازگشت نه چشمی برای دیدن داشت و تنی برای کشیدن بار این دنیای کثیف که همه تاریخ مصرف دارند، حتی آنهایی که بارها خندههایمان را با اشکهای شوق و شعف پیونده دادهاند. داشت بهبود مییافت اما هیچ کس دلش استمرار زندگی علی شاطرزاده را با ذلت نمیخواست و ماندنش با دو چشم بی سو برابر با ذلتی بود که به زعم برخی اندک تلقی میشد و بنابر برداشت برخی بیش از سقف تصورات و ظرفیت یک مرد باعزت بود.
حکایت مرگ با عزت و زندگی با ذلت بود که پرافتخارترین قهرمان کاراته ایران در آسیا همراه اجل شد و روحش به لقاء الله پیوست تا برخی قهرمانان دوستش که از جان بیشتر میخواستنش به خود این اجازه را بدهند، بگویند خوب شد که رفت، خدا دوستش داشت و عاقبتش ختم به خیر شد؛ دعایی که برای هر بندهای مستجاب نمیشود اما برای او شد و پیش از آنکه محتاج این و آن شود و کارش به عصای سفید و روزهای سیاه تر بکشد، با اوج نشینی رفت.
جالب اما پس از رفتنش بود که رسانهها، برایش بیش از سران ورزش ارزش قائل شدند. تنها پیام تسلیت از جانب رئیس فدراسیون کاراته بود که عصر دیروز منتشر شد و روسای سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک که بر سر حوزه ورزش اختلافاتی با هم داشته و دارند، حاضر نشدند در پیامی جداگانه، حق مطلب را ادا کرده و حداقل تسلیت بگویند؛ انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ اتفاقی نیافتاده است. انگار هیچ خانواده ای داغدار نشده و همه چیز آرام بوده است، همانگونه که در هفتههای اخیر آرام بود و هیچ یک از این دوستان در پی تامین هزینههای درمان و خانواده این قهرمان پرافتخار برنیامد.
آقایان علی آبادی و سعیدلو به خود زحمت ندادند، برنامه هایشان را کنسل کنند و راهی اصفهان شوند و در مراسم تشییع جنازه این عزیز که روزگاری برای ایران جان کند و افتخار آفرید شرکت کنند. آخر دیگر به چه کار می آید؟! نه میتوان از او در برنامهها بهره برد و نه زمانی برای مدال آوری اش باقی مانده است و اصلاً امور ورزش و پیش بردن این امور به مراتب واجب تر از رفتن به زیر تابوت جوانی است که تا دیروز افتخار بود و امروز همراه خاک. اینجاست که فاصله مدیران مشخص میشود و وقتی مصطفی هاشمی طبا که این ایام در ورزش مسئولیتی ندارد بالای سر گور این جوان مشاهده میشود، میتوان بهتر درک کرد چه عوامل ناپیدایی یک مدیر را موفقترین در تاریخ ورزش میسازد.
بنابراین حتی لزومی به تسلیت گفتن نیست و شاید به همین دلیل بود که روسای سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک حتی به خود زحمت ندادند، کسری از زمانی که جهت نوشتن پیام برای قهرمانی یک تیم ملی یا تیمی باشگاهی صرف میکنند و پس از آن نیز بر روی این موفقیت مصاحبههای رنگارنگ انجام میدهند، وقت گذاشته و به یکی از کارمندانشان بگویند که به نام ایشان پیامی بنویسد و این واقعه را تسلیت بگوید. یک شبانه روز گذشت و کسی تسلیت نگفت؛ کاش ورزشکار نبودم و امروز مجبور نبودم چنین اتفاق تلخی و رسیدن ورزش اخلاقی ایران را به چنین مختصاتی که برای نگارنده از، از دست دادن "علی" نیز تلختر بود، به جامعه ورزش تسلیت بگویم.
دبیر گروه ورزش
حکایت مرگ با عزت و زندگی با ذلت بود که پرافتخارترین قهرمان کاراته ایران در آسیا همراه اجل شد و روحش به لقاء الله پیوست تا برخی قهرمانان دوستش که از جان بیشتر میخواستنش به خود این اجازه را بدهند، بگویند خوب شد که رفت، خدا دوستش داشت و عاقبتش ختم به خیر شد؛ دعایی که برای هر بندهای مستجاب نمیشود اما برای او شد و پیش از آنکه محتاج این و آن شود و کارش به عصای سفید و روزهای سیاه تر بکشد، با اوج نشینی رفت.
جالب اما پس از رفتنش بود که رسانهها، برایش بیش از سران ورزش ارزش قائل شدند. تنها پیام تسلیت از جانب رئیس فدراسیون کاراته بود که عصر دیروز منتشر شد و روسای سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک که بر سر حوزه ورزش اختلافاتی با هم داشته و دارند، حاضر نشدند در پیامی جداگانه، حق مطلب را ادا کرده و حداقل تسلیت بگویند؛ انگار آب از آب تکان نخورده و هیچ اتفاقی نیافتاده است. انگار هیچ خانواده ای داغدار نشده و همه چیز آرام بوده است، همانگونه که در هفتههای اخیر آرام بود و هیچ یک از این دوستان در پی تامین هزینههای درمان و خانواده این قهرمان پرافتخار برنیامد.
آقایان علی آبادی و سعیدلو به خود زحمت ندادند، برنامه هایشان را کنسل کنند و راهی اصفهان شوند و در مراسم تشییع جنازه این عزیز که روزگاری برای ایران جان کند و افتخار آفرید شرکت کنند. آخر دیگر به چه کار می آید؟! نه میتوان از او در برنامهها بهره برد و نه زمانی برای مدال آوری اش باقی مانده است و اصلاً امور ورزش و پیش بردن این امور به مراتب واجب تر از رفتن به زیر تابوت جوانی است که تا دیروز افتخار بود و امروز همراه خاک. اینجاست که فاصله مدیران مشخص میشود و وقتی مصطفی هاشمی طبا که این ایام در ورزش مسئولیتی ندارد بالای سر گور این جوان مشاهده میشود، میتوان بهتر درک کرد چه عوامل ناپیدایی یک مدیر را موفقترین در تاریخ ورزش میسازد.
بنابراین حتی لزومی به تسلیت گفتن نیست و شاید به همین دلیل بود که روسای سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک حتی به خود زحمت ندادند، کسری از زمانی که جهت نوشتن پیام برای قهرمانی یک تیم ملی یا تیمی باشگاهی صرف میکنند و پس از آن نیز بر روی این موفقیت مصاحبههای رنگارنگ انجام میدهند، وقت گذاشته و به یکی از کارمندانشان بگویند که به نام ایشان پیامی بنویسد و این واقعه را تسلیت بگوید. یک شبانه روز گذشت و کسی تسلیت نگفت؛ کاش ورزشکار نبودم و امروز مجبور نبودم چنین اتفاق تلخی و رسیدن ورزش اخلاقی ایران را به چنین مختصاتی که برای نگارنده از، از دست دادن "علی" نیز تلختر بود، به جامعه ورزش تسلیت بگویم.
دبیر گروه ورزش
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من اونچنان ادم خوبی نیستم ولی گریه و بغض و ناراحتی امونم نمیده دیگه کدوم عاطفه مهر مهربونی قلبا دیگه سنگی شده یخ زده عشق و محبت به زور و لنگ لنگان و نیمه جون راه میره و راه خودشو پیدا میکنه من بابای دوستم دیالیزه یه بار بیمارستان رفتم اوردن خونه الان دوباره بیمارستان بردن به خدا امروز گرفتار بودم نتونستم برم ناراحتم که چرا نتونستم برم البته کلا در زندگی کوتاهیهای زیادی کردم سعی میکنم به خودم بیام دیگه کم کوتاهی کنم بهونه نیارم ولی بعضی ها خیلی ها رو درک میکنم مشکل دارن مشکلات نمیذاره ولی بعضی ها نه خیلی مسئولن و توقع از اونا بالاست اگه کوتاهی کنند مقصر باشن واقعا شرم اوره لااقل توضیح بدن
آقای خرم دل بسیا رممنون واقعا پس از سالها حضور در ورزش کاملا افسوس می خورم که این عمر را در این راه از دست دادم چرا که به هیچ وجه قدر تلاشها انسان مشخص نمی شود
روحش شاد باد و یادش همیشه در خاطر همه اهالی ورزش خواهد ماند و صد البته تجربه ای برای ما و قهرمانان کشور .. که اگر خدای ناکرده دچار مصیبتی شدند از اقایان مسئول توقعی نداشته باشند ...
روحش شاد و يادش گرامي.....من خودم عضو تيم ملي جوانان هستم واقعا وقتي سر تمرين عصر بوديم اين خبر رو شنيديم تمام بچه ها و سر مربيها با تمام وجود ناراحت و گريه كرديم روحش شاد
از خیلی مسایلی که فقط داخل ایران میتونست براش پیش بیاد راحت شد
یادش گرامی روحش شاد
آقایان علی آبادی و سعید لو هم بلاخره روزی دارند. به خصوص علی آبادی که حسابش با کرام الکاتبین است.
ایشون مربی من بود.من واقعا برای مدیران ورزش کشور متاسفم که زمانی که ایشون رو لازم داشتند ازش استفاده می کردند و زحمت و تمرین و پیگیری تمارین بچه های تیم رو ایشون می کشید ولی پزش رو آقایون مدیران می زدند که تیم کاراته ایران قهرمان جهان شده نه یکبار ، نه دوبار بلکه بارها و بارها .قهرمانی خود ایشون در مسابقات آسیایی و سراسری و جهانی به همین زودی فراموش شد.قهرمان پروری های آیشان به همین زودی فراموش شد؟آیا حق ورزش کاراته همین قدر است که حتی یک پیام تسلیت هم دریغ شود؟حتما مدیران بزرگوار به دنبال تقدیر و تشکر از بازیکنان تیم ملی فوتبال و بازگشت غرور افرین این تیم از بازیهای جام جهانی بوده اند و نتوانسته اند یک پیام تسلیت برای خانواده ای که کاراته کشور مدیون آن است بفرستند.این است رسم جوانمردانه مدیران ورزش کشور عزیزمان ایران.
همه بدانند که ((این نیز بگذرد)).
با تشکر از تابناک عزیز
ای بابا اینا وقت ندارن حتی یک دقیقه
آقای شاطرزاده آن قدر بزرگ بود که نیازی به آمدن یا پیام تسلیت از سوی آقایان میز و صندلی نداشت.
امام صادق از جایی میگذشت که مرده ای را می بردند.گفت اوبه مسافرت رفته است گفتند آری . امام گفتند که فرض کنید دوباره به مسافرت رفته است که خواهد امد و اگر او نیامد شما پیش او خواهید رفت
خدا رحمت کند ایشان را
ای کاش در ایران به دنیا نیومده بودم. فقط همین>!
شاید بهتر بود می نوشتی : کاش سکان دار کشتی ورزش ما "ورزشکار" بود...
این قطار مرگ بالاخره آقایان را با خود می برد و آنجا است که باید چشم ها را شست طوری دیگر نگاه کرد
خدایش بیامرزد.ومهمان اربابش حسین ع باشد
اینا دنبال مدیریت جهان هستند!!!برااین کاراوقت ندارند!!!
دليل اين امر روشن است چرا كه هر كسي بايد سر جاي خود باشد و اين دو نفر يعني رييس سازمان تربيت بدني و رييس كميته ملي المپيك سر جاي خود نيستند و شما ايراد از چه ميگيريد اگر يك نفر ورزشي در اين دو مسند مهم باشد مطمئن باشيد از اين دست اتفاقات نمي افتد و اين بي اهميتي شما مشاهده نخواهيد كرد.
ای بابا دل خوش سیری چند؟
آقایون دنبال چیزای مهمتری از شاطرزاده خدابیامرز هستن! هرچی باشه مدیرن دیگه
آقای سعید لو که احتمالا تازه از سفر کاری و حساس آفریقای جنوبی برگشته اند و نمیخواهند مزه تماشای اختتامیه جام جهانی با حضور در این مراسمات از زیر زبانشان برود.
با سلام انسان در طول زندگي جدا از قهرماني بايد پهلواني را از بازيكن ايتاليا آقاي مالديني ياد بگيرد كه به خاطر اينكه شيميايي ايراني ميخواسته عكس او را ببيند شخص اقاي مالديني مسافت 600 كيلومتري شهر خود تا بيمارستان راطي ميكند و بر بالين بيمار ايراني جنگ تحميلي حاضر ميشود (بيمار مورد نظر در يكي از بيمارستانهاي ايتاليا بستري بود) متاسفم براي مديراني كه فقط به فكر ميز وصندلي خود هستند
خدایش بیامرزد قهرمان بزرگی بود
چطور تا افريقاي جنوبي ميرود اما تا اصفهان صرف نمي كند. چنين رفتار هايی در خاطر ورزشكاران ملي پيامد ناگوار مي گذارد .
به خانواده محترم و وابستگان قهرمان تازه گذشته مرحوم علی شاطر زاده تسلیت می گوییم . او قهرمان ملت ایران بود و در قلب ملت ایران جای دارد . روحش شاد
اسمش چی بود؟
كاش اينجا ورزشكار نبودم
اقای سعید لو فینال جام جهانی افریقا بود
اصفهان که به کلاسش نمی خورد
آفرين بر تابناك كه حق مطلب را به جا آوردي
گشذت!!!
روئسای!!!
حالا سوتی بگیرین از مردم!!!
بسیار غمگین شدم....وقتی در ایران با استعدادها و قهرمانان ما اینگونه ابزاری دیده می شوند... روحش شاد...تسلیت به خانواده داغدار ایشان...
يادش گرامي وروحش شادباد
از عالمي پرسيدند جمله اي بگو كه مارا در غم شاد ودر شادي غمگين كند گفت : اين نيز بگذرد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.