قطره اشکي براي خوزستان
روزنامه خراسان در گزارشی نوشت:
اينجا سرزميني است که به شهادت معمار بزرگ انقلاب اسلامي، «دين خود را به اسلام ادا کرد».
از خوزستان ميگويم؛ از سرزميني که مردماني صبور دارد و نجيب و عزت آنان موجب شده برخي آنها را و نيازهايشان را فراموش کنند.
اهواز
اين شهر اگرچه نام مرکز استان خوزستان را يدک ميکشد، ولي با اين حال هيچ نشاني از يک شهر با مشخصه مرکز استان ندارد.
اهواز شهري است که به وسيله رود کارون به دو بخش شرقي و غربي تقسيم شده، اما اکنون کارون ديگر شاهرگ حياتي و جلوهاي از زيبايي اين شهر نيست؛ کارون به جاي آن که آباداني و طراوت را به اين شهر هديه کند، بوي تعفن را به مشام مردم مرکز استان خوزستان ميرساند.
آثار محروميتهاي اجتماعي در اهواز در دو بخش شرقي و غربي شهر ديده ميشود. خيابانهاي پرچاله و چوله، فضاي سبز پژمرده، ساختمانهاي مخروبه و نيمه کاره رها شده در مرکز شهر، ساحل مملو از زباله کارون، بهداشت فراموش شده و سيستم حمل و نقل شهري بي رمق و ناتوان تنها گوشههايي از محروميت اين شهر است.
شهرکها و مناطق حاشيه اهواز نظير «دغاغله»، «کوت عبدا...»، «کانتکس»، «حصيرآباد»، «زرگان» و «سهراه خرمشهر» اوضاعي به مراتب وخيم تر دارند. هنوز در اين شهرکها آب آشاميدني سالم و بهداشتي وجود ندارد و حاشيه نشينان شهر آب آشاميدني خود را از کارون تامين ميکنند.
ديدن صفهاي طويل در گرماي بالاي ۴۰ درجه براي دريافت يک کپسول گاز ۱۱ کيلويي در شهرکهاي اطراف اهواز، دل هر انساني را به درد ميآورد و اين در حالي است که مسئولان ميگويند لوله کشي گاز در اهواز و برخي از شهرهاي ديگر اين استان توجيه اقتصادي ندارد!

اهواز با جمعيتي حدود يک ميليون نفر در کنار ساحل کارون از آب آشاميدني شهري نيز محروم است و تبليغات رنگارنگ آب شيرين کن و مراکز فروش آب در سراسر شهر و حتي پخش آگهيهاي آن از صدا و سيماي خوزستان، اين واقعيت تلخ را گوشزد ميکند که اين شهر بر لب کارون تشنه است. در اهواز مشکل بزرگي به نام «بحران آب آشاميدني» بيش از هر نقطه کشور خودنمايي ميکند.
آبادان، خرمشهر
نام اين دو شهر با دو واژه نفت و بندر عجين شده است. وجود مشعلهاي بي شمار در اطراف آنها که گاز مازاد چاههاي نفت را ميسوزاند از ديگر مشخصههاي اين دو شهر به شمار ميرود.
آبادان و خرمشهر که بزرگ ترين پالايشگاه نفت و بزرگ ترين و قديمي ترين بندر تجاري کشور را در خود جاي دادهاند، از تمامي امتيازهاي يک شهر تجاري و نفتي محروم اند، و مردم اين دو شهر با وجود گذشت بيش از دو دهه از پايان جنگ تحميلي، هم چنان در ميان مخروبهها و آکنده از انواع محروميت ها، گذران عمر ميکنند.
اين دو شهر همانند ساير شهرستانهاي استان خوزستان همواره فرياد عطش را سر دادهاند و آن چه البته تاکنون به جايي نرسيده همين فرياد مردمان اين دو شهر بوده است.
مناطق مسکوني و شهري آبادان و خرمشهر هم چنان از تخريب بيش از ۸۰ درصد رنج ميبرند و اين شهرها به خرابهاي بيشتر ميمانند تا به شهرهاي بازسازي شده از عوارض جنگ، با وجود بزرگ ترين پالايشگاه کشور، بندر تجاري و با سابقه بيش از ۵۰ سال کار و با وجود کارخانجات عظيم پتروشيمي و پالايش گاز و نفت بيکاري هم در آبادان و هم در خرمشهر بيداد ميکند و به جاي آن شغلهاي کاذب فروش کالاهاي قاچاق امارات، عراق و کويت رواج دارد و متعاقب آن ناهنجاريهاي اجتماعي ناشي از بيکاري و حضور اتباع خارجي بر محروميتهاي اين دو شهر افزوده است.
محروميتهاي آبادان و خرمشهر بسيار بيشتر از آن است که در يک گزارش و يا چند بازديد بتوان آن را به تصوير کشيد، اما مردم اين دو شهر که به حداقلهاي زندگي شهري هم راضي هستند انتظار دارند مرکزنشينان کشور و مسئولان، نيم نگاهي نيز به اين دو شهر داشته باشند
هويزه، بستان، سوسنگرد و ماهشهر
وضعيت معيشتي مردم اين چهار شهر جنوب خوزستان دست کمي از ساير شهرها ندارد؛ ماهشهر به گفته برخي مسئولان به عنوان عقبه منطقه نفتي عسلويه شايد از بيشترين نرخ بيکاري در استان رنج ميبرد و اين در حالي است که کارگران و کارشناسان ساير استانهاي کشور در صنايع پتروشيمي ماهشهر و منطقه نفتي عسلويه مشغول به کار هستند.
شهرهاي هويزه، بستان و سوسنگرد نيز به عنوان قطب کشاورزي جنوب استان و مناطق مرزي خوزستان از بي آبي و بي توجهي مسئولان رنج ميبرند و اين بي توجهي موجب شده که مردم اين شهرها براي امرار معاش به کشورهاي همسايه مهاجرت اجباري داشته باشند و به عنوان کارگر و ديگر مشاغل سبک مشغول به کار شوند.
شوشتر، دزفول، بهبهان
اين ۳ شهر از قديمي ترين شهرهاي استان خوزستان به شمار ميروند که آثار تمدني پيش از تاريخ در آنها بسيار ديده ميشود.
هنوز بخشهايي از مناطق شهري اين شهرها از لوله کشي گاز محروم است، هنوز شهرکهاي اطراف اين شهرها از کمبود آب آشاميدني سالم و فقدان لوله کشي آب شهري رنج ميبرند، هنوز مزارع وسيع نيشکر در اطراف شوشتر و دزفول تشنهاند و کارخانههاي عظيم شکر به حالت رکود درآمدهاند.
![]()
کارگران دائمي و فصلي نيشکر و صنايع جانبي آن هم چنان در بلاتکليفي به سر ميبرند و براساس برخي گزارشها حدود يک سال است که حقوق دريافت نکردهاند.
نخلستانهاي وسيع بهبهان هم چنان از بي مهري متوليان کشاورزي رنج ميبرند و مردم صبور دزفول که در همسايگي سد عظيم «دز» هستند از کمبود برق و آب کشاورزي در عذابند.
مسجدسليمان، هفتگل، ايذه، باغملک
اين چهار شهر که شهرهاي عشايرنشين استان خوزستان هستند بيشتر به شهرهاي فراموش شده ميمانند.
اولين چاه خاورميانه در سال ۱۲۷۸ شمسي در مسجد سليمان به نفت رسيد و اکنون «چاه نمره يک» به موزهاي کوچک تبديل شده که تمامي وسايل اوليه استخراج نفت در آن به نمايش گذاشته شده است. در بيابانهاي اطراف مسجد سليمان سفرههاي وسيع زردرنگ حکايت از ذخاير گوگرد در اين منطقه دارد و دکلهاي کوچک و بزرگ اطراف شهر نمايانگر مخازن عظيم نفت و گاز اين شهر است؛ مسجدسليمان شهري است که هنوز بيش از ۵۰ درصد خانههاي آن سنگي است و اگر بنگلهها (خانههاي کوچک چوبي که انگليسيها براي کارگران محلي و هندي ساختهاند) وجود نداشت به سختي ميشد فهميد که اين منطقه يک نقطه شهري است. مسجدسليمان و هفتگل از پيش از انقلاب لوله کشي گاز بودهاند و در خانههاي سنگي جايي به نام «آتشگاه» وجود دارد که در آن يک مشعل به طور دائمي ميسوزد، اما وجود لايههاي آزاد گاز هواي شهر را به شدت آلوده کرده، بيماريهاي تنفسي را به مردم شهر هديه داده است.
مردم اين شهرها همانند ساير شهرهاي استان خوزستان از کم ترين مواهب برخوردارند و بيکاري و فقر در اين شهرها باعث رنج مردم شده است، به ويژه اين که خشکساليهاي اخير نيز موجب شده که دامداري که حرفه اصلي عشاير اين منطقه است با رکود مواجه شود و مردم اين شهر با مشکلات اقتصادي روزافزون دست و پنجه نرم کنند.
ترحم لازم نيست
در اين بين «سيدشريف حسيني» نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي تمامي فريادهاي مردم خوزستان را در چند جمله اين گونه بيان ميکند: خوزستان نياز به ترحم ندارد، فقط حقي را که شايسته آن است ميطلبد، شهروندان خوزستاني ميخواهند بدانند علت اين همه تبعيض چيست؟ چرا ما مناطق محروم بايد تاوان پيشرفت و توسعه چند استان نورچشمي را بپردازيم؟
وي با طرح اين سوال که آيا وقت آن نرسيده که دين خود را به خوزستان پس از ۲۰ سال تاخير بپردازيم، خاطرنشان ميکند: مردم خوزستان گرفتار وعدههاي عملي نشده شدهاند، آنها فکر ميکنند «نگاه ويژه به خوزستان» تنها يک شعار و بهانهاي براي پر کردن اوقات پشت تريبون است.
«حسيني» با اشاره به وضعيت وخيم کارون ميگويد: منبع تامين آب آشاميدني مردم خوزستان، کارون است که به بزرگ ترين استخر فاضلاب تبديل شده است و آلوده بودن آن، سلامت مردم اين استان را با خطر مواجه کرده و هيچ کس جوابگو نيست.
وي همچنين از حذف شهرهاي استان خوزستان از فهرست مناطق محروم انتقاد ميکند و ميگويد: کدامين افزايش شاخص زندگي و معيشتي در اين شهرها اتفاق افتاده است؟ و اکنون ديگر چه انگيزهاي براي خدمت کارکنان و معلماني وجود دارد که در سال ۶ ماه گرما، ۱۲۰ روز گرد و خاک و ديگر مشکلات را تحمل ميکنند.
اين نماينده مجلس در ادامه به مشکل گرد و غبارهاي اخير اشاره ميکند و ميگويد: آرزوي اين روزهاي مردم خوزستان رسيدن گرد و خاک به تهران است تا شايد مسئولان به خاطر مرکزنشينان رحمي به حال مردم خوزستان کنند. از قول مردم استانهاي جنوبي، از قول کودکان معصومي که به انواع بيماريهاي تنفسي مبتلا شدهاند و از قول دليرمردان شيميايي دفاع مقدس که با رنج نفس ميکشند، به همه کساني که ميتوانستند کاري کنند و نکردند ميگوييم در آخرت همه ما شرمنده اين مردم خواهيم بود.
«حسيني» ادامه ميدهد: از کدام مشکلات بگويم؟ از پرونده مفاسد اقتصادي موسوم به «سادات» بگويم که با داشتن ۱۲۰ هزار شاکي و مالباخته، بعد از ۵ سال همچنان بلاتکليف است؛ از نگراني کارگران تصفيه شکر، لوله سازي اهواز، توسعه نيشکر و يا لوله سازي خوزستان بگويم که ۱۵ ماه است حقوق نگرفتهاند و براي مسئولان آن قدر عادي شده که بي تفاوت از کنار آن ميگذرند؛ يا از زنان و مرداني بگويم که در خوزستاني که بر دريايي از ثروت خوابيده است، بن چهار عدد نان بين آنها توزيع ميشود. آري بن چهار عدد نان، يعني فقر يعني بيکاري.
اين نماينده مجلس تاکيد ميکند: تراژدي دردناکي است مظلوميت نقطه به نقطه خوزستان، محروميت از همه سوي خوزستان جاري است، فرقي ندارد منطقه «فالح» در ايذه يا«کوت شيخ» در خرمشهر، «منصوره» در شادگان يا «رفيع» در دشت آزادگان، «سرآسياب» در باغملک يا « کوي علوي»، «حصيرآباد» و «کوت عبدا...» در اهواز باشد.
عضو مجمع نمايندگان خوزستان اضافه ميکند: داستان معضلاتي چون بي آبي، بيکاري، اعتياد، فقر گسترده، تبعيض و بي عدالتي، پارتي بازي در سازمانهاي دولتي، استخدام نيروهاي غيربومي، انتقال آب از خوزستان و نبود بهداشت و دهها محروميت ديگر، واقعيت خوزستان امروز است.
«حسيني» ادامه ميدهد: ايجاد امنيت سرمايهگذاري، ايجاد و توسعه صنايع تبديلي کوچک، حمايت از کارخانههاي صنعتي، توجه به افزايش سطح زير کشت محصولات کشاورزي و اجراي کامل قانون نظام صنفي کشاورزي ازجمله عواملي است که ميتواند براي توسعه استان موثر باشد.
نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اين که مردم همچنان در انتظار تحقق وعدههاي دولتهاي پيشين و فعلي هستند تاکيد ميکند: اگر در اين رنج نامه از مشکلات موجود سخني بر زبان رفت، دليل بر اين نيست که بگوييم هيچ کاري در استان انجام نشده، اما آن چه که انجام شده و آن چه برجاي مانده قابل قياس نيست.
اينجا سرزميني است که به شهادت معمار بزرگ انقلاب اسلامي، «دين خود را به اسلام ادا کرد».
از خوزستان ميگويم؛ از سرزميني که مردماني صبور دارد و نجيب و عزت آنان موجب شده برخي آنها را و نيازهايشان را فراموش کنند.
اهواز
اين شهر اگرچه نام مرکز استان خوزستان را يدک ميکشد، ولي با اين حال هيچ نشاني از يک شهر با مشخصه مرکز استان ندارد.
اهواز شهري است که به وسيله رود کارون به دو بخش شرقي و غربي تقسيم شده، اما اکنون کارون ديگر شاهرگ حياتي و جلوهاي از زيبايي اين شهر نيست؛ کارون به جاي آن که آباداني و طراوت را به اين شهر هديه کند، بوي تعفن را به مشام مردم مرکز استان خوزستان ميرساند.
آثار محروميتهاي اجتماعي در اهواز در دو بخش شرقي و غربي شهر ديده ميشود. خيابانهاي پرچاله و چوله، فضاي سبز پژمرده، ساختمانهاي مخروبه و نيمه کاره رها شده در مرکز شهر، ساحل مملو از زباله کارون، بهداشت فراموش شده و سيستم حمل و نقل شهري بي رمق و ناتوان تنها گوشههايي از محروميت اين شهر است.
شهرکها و مناطق حاشيه اهواز نظير «دغاغله»، «کوت عبدا...»، «کانتکس»، «حصيرآباد»، «زرگان» و «سهراه خرمشهر» اوضاعي به مراتب وخيم تر دارند. هنوز در اين شهرکها آب آشاميدني سالم و بهداشتي وجود ندارد و حاشيه نشينان شهر آب آشاميدني خود را از کارون تامين ميکنند.
ديدن صفهاي طويل در گرماي بالاي ۴۰ درجه براي دريافت يک کپسول گاز ۱۱ کيلويي در شهرکهاي اطراف اهواز، دل هر انساني را به درد ميآورد و اين در حالي است که مسئولان ميگويند لوله کشي گاز در اهواز و برخي از شهرهاي ديگر اين استان توجيه اقتصادي ندارد!

آبادان، خرمشهر
نام اين دو شهر با دو واژه نفت و بندر عجين شده است. وجود مشعلهاي بي شمار در اطراف آنها که گاز مازاد چاههاي نفت را ميسوزاند از ديگر مشخصههاي اين دو شهر به شمار ميرود.
آبادان و خرمشهر که بزرگ ترين پالايشگاه نفت و بزرگ ترين و قديمي ترين بندر تجاري کشور را در خود جاي دادهاند، از تمامي امتيازهاي يک شهر تجاري و نفتي محروم اند، و مردم اين دو شهر با وجود گذشت بيش از دو دهه از پايان جنگ تحميلي، هم چنان در ميان مخروبهها و آکنده از انواع محروميت ها، گذران عمر ميکنند.
اين دو شهر همانند ساير شهرستانهاي استان خوزستان همواره فرياد عطش را سر دادهاند و آن چه البته تاکنون به جايي نرسيده همين فرياد مردمان اين دو شهر بوده است.
مناطق مسکوني و شهري آبادان و خرمشهر هم چنان از تخريب بيش از ۸۰ درصد رنج ميبرند و اين شهرها به خرابهاي بيشتر ميمانند تا به شهرهاي بازسازي شده از عوارض جنگ، با وجود بزرگ ترين پالايشگاه کشور، بندر تجاري و با سابقه بيش از ۵۰ سال کار و با وجود کارخانجات عظيم پتروشيمي و پالايش گاز و نفت بيکاري هم در آبادان و هم در خرمشهر بيداد ميکند و به جاي آن شغلهاي کاذب فروش کالاهاي قاچاق امارات، عراق و کويت رواج دارد و متعاقب آن ناهنجاريهاي اجتماعي ناشي از بيکاري و حضور اتباع خارجي بر محروميتهاي اين دو شهر افزوده است.
محروميتهاي آبادان و خرمشهر بسيار بيشتر از آن است که در يک گزارش و يا چند بازديد بتوان آن را به تصوير کشيد، اما مردم اين دو شهر که به حداقلهاي زندگي شهري هم راضي هستند انتظار دارند مرکزنشينان کشور و مسئولان، نيم نگاهي نيز به اين دو شهر داشته باشند
هويزه، بستان، سوسنگرد و ماهشهر
وضعيت معيشتي مردم اين چهار شهر جنوب خوزستان دست کمي از ساير شهرها ندارد؛ ماهشهر به گفته برخي مسئولان به عنوان عقبه منطقه نفتي عسلويه شايد از بيشترين نرخ بيکاري در استان رنج ميبرد و اين در حالي است که کارگران و کارشناسان ساير استانهاي کشور در صنايع پتروشيمي ماهشهر و منطقه نفتي عسلويه مشغول به کار هستند.
شهرهاي هويزه، بستان و سوسنگرد نيز به عنوان قطب کشاورزي جنوب استان و مناطق مرزي خوزستان از بي آبي و بي توجهي مسئولان رنج ميبرند و اين بي توجهي موجب شده که مردم اين شهرها براي امرار معاش به کشورهاي همسايه مهاجرت اجباري داشته باشند و به عنوان کارگر و ديگر مشاغل سبک مشغول به کار شوند.
شوشتر، دزفول، بهبهان
اين ۳ شهر از قديمي ترين شهرهاي استان خوزستان به شمار ميروند که آثار تمدني پيش از تاريخ در آنها بسيار ديده ميشود.
هنوز بخشهايي از مناطق شهري اين شهرها از لوله کشي گاز محروم است، هنوز شهرکهاي اطراف اين شهرها از کمبود آب آشاميدني سالم و فقدان لوله کشي آب شهري رنج ميبرند، هنوز مزارع وسيع نيشکر در اطراف شوشتر و دزفول تشنهاند و کارخانههاي عظيم شکر به حالت رکود درآمدهاند.
نخلستانهاي وسيع بهبهان هم چنان از بي مهري متوليان کشاورزي رنج ميبرند و مردم صبور دزفول که در همسايگي سد عظيم «دز» هستند از کمبود برق و آب کشاورزي در عذابند.
مسجدسليمان، هفتگل، ايذه، باغملک
اين چهار شهر که شهرهاي عشايرنشين استان خوزستان هستند بيشتر به شهرهاي فراموش شده ميمانند.
اولين چاه خاورميانه در سال ۱۲۷۸ شمسي در مسجد سليمان به نفت رسيد و اکنون «چاه نمره يک» به موزهاي کوچک تبديل شده که تمامي وسايل اوليه استخراج نفت در آن به نمايش گذاشته شده است. در بيابانهاي اطراف مسجد سليمان سفرههاي وسيع زردرنگ حکايت از ذخاير گوگرد در اين منطقه دارد و دکلهاي کوچک و بزرگ اطراف شهر نمايانگر مخازن عظيم نفت و گاز اين شهر است؛ مسجدسليمان شهري است که هنوز بيش از ۵۰ درصد خانههاي آن سنگي است و اگر بنگلهها (خانههاي کوچک چوبي که انگليسيها براي کارگران محلي و هندي ساختهاند) وجود نداشت به سختي ميشد فهميد که اين منطقه يک نقطه شهري است. مسجدسليمان و هفتگل از پيش از انقلاب لوله کشي گاز بودهاند و در خانههاي سنگي جايي به نام «آتشگاه» وجود دارد که در آن يک مشعل به طور دائمي ميسوزد، اما وجود لايههاي آزاد گاز هواي شهر را به شدت آلوده کرده، بيماريهاي تنفسي را به مردم شهر هديه داده است.
مردم اين شهرها همانند ساير شهرهاي استان خوزستان از کم ترين مواهب برخوردارند و بيکاري و فقر در اين شهرها باعث رنج مردم شده است، به ويژه اين که خشکساليهاي اخير نيز موجب شده که دامداري که حرفه اصلي عشاير اين منطقه است با رکود مواجه شود و مردم اين شهر با مشکلات اقتصادي روزافزون دست و پنجه نرم کنند.
ترحم لازم نيست
در اين بين «سيدشريف حسيني» نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي تمامي فريادهاي مردم خوزستان را در چند جمله اين گونه بيان ميکند: خوزستان نياز به ترحم ندارد، فقط حقي را که شايسته آن است ميطلبد، شهروندان خوزستاني ميخواهند بدانند علت اين همه تبعيض چيست؟ چرا ما مناطق محروم بايد تاوان پيشرفت و توسعه چند استان نورچشمي را بپردازيم؟
وي با طرح اين سوال که آيا وقت آن نرسيده که دين خود را به خوزستان پس از ۲۰ سال تاخير بپردازيم، خاطرنشان ميکند: مردم خوزستان گرفتار وعدههاي عملي نشده شدهاند، آنها فکر ميکنند «نگاه ويژه به خوزستان» تنها يک شعار و بهانهاي براي پر کردن اوقات پشت تريبون است.
«حسيني» با اشاره به وضعيت وخيم کارون ميگويد: منبع تامين آب آشاميدني مردم خوزستان، کارون است که به بزرگ ترين استخر فاضلاب تبديل شده است و آلوده بودن آن، سلامت مردم اين استان را با خطر مواجه کرده و هيچ کس جوابگو نيست.
وي همچنين از حذف شهرهاي استان خوزستان از فهرست مناطق محروم انتقاد ميکند و ميگويد: کدامين افزايش شاخص زندگي و معيشتي در اين شهرها اتفاق افتاده است؟ و اکنون ديگر چه انگيزهاي براي خدمت کارکنان و معلماني وجود دارد که در سال ۶ ماه گرما، ۱۲۰ روز گرد و خاک و ديگر مشکلات را تحمل ميکنند.
اين نماينده مجلس در ادامه به مشکل گرد و غبارهاي اخير اشاره ميکند و ميگويد: آرزوي اين روزهاي مردم خوزستان رسيدن گرد و خاک به تهران است تا شايد مسئولان به خاطر مرکزنشينان رحمي به حال مردم خوزستان کنند. از قول مردم استانهاي جنوبي، از قول کودکان معصومي که به انواع بيماريهاي تنفسي مبتلا شدهاند و از قول دليرمردان شيميايي دفاع مقدس که با رنج نفس ميکشند، به همه کساني که ميتوانستند کاري کنند و نکردند ميگوييم در آخرت همه ما شرمنده اين مردم خواهيم بود.
«حسيني» ادامه ميدهد: از کدام مشکلات بگويم؟ از پرونده مفاسد اقتصادي موسوم به «سادات» بگويم که با داشتن ۱۲۰ هزار شاکي و مالباخته، بعد از ۵ سال همچنان بلاتکليف است؛ از نگراني کارگران تصفيه شکر، لوله سازي اهواز، توسعه نيشکر و يا لوله سازي خوزستان بگويم که ۱۵ ماه است حقوق نگرفتهاند و براي مسئولان آن قدر عادي شده که بي تفاوت از کنار آن ميگذرند؛ يا از زنان و مرداني بگويم که در خوزستاني که بر دريايي از ثروت خوابيده است، بن چهار عدد نان بين آنها توزيع ميشود. آري بن چهار عدد نان، يعني فقر يعني بيکاري.
اين نماينده مجلس تاکيد ميکند: تراژدي دردناکي است مظلوميت نقطه به نقطه خوزستان، محروميت از همه سوي خوزستان جاري است، فرقي ندارد منطقه «فالح» در ايذه يا«کوت شيخ» در خرمشهر، «منصوره» در شادگان يا «رفيع» در دشت آزادگان، «سرآسياب» در باغملک يا « کوي علوي»، «حصيرآباد» و «کوت عبدا...» در اهواز باشد.
عضو مجمع نمايندگان خوزستان اضافه ميکند: داستان معضلاتي چون بي آبي، بيکاري، اعتياد، فقر گسترده، تبعيض و بي عدالتي، پارتي بازي در سازمانهاي دولتي، استخدام نيروهاي غيربومي، انتقال آب از خوزستان و نبود بهداشت و دهها محروميت ديگر، واقعيت خوزستان امروز است.
«حسيني» ادامه ميدهد: ايجاد امنيت سرمايهگذاري، ايجاد و توسعه صنايع تبديلي کوچک، حمايت از کارخانههاي صنعتي، توجه به افزايش سطح زير کشت محصولات کشاورزي و اجراي کامل قانون نظام صنفي کشاورزي ازجمله عواملي است که ميتواند براي توسعه استان موثر باشد.
نماينده مردم اهواز در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اين که مردم همچنان در انتظار تحقق وعدههاي دولتهاي پيشين و فعلي هستند تاکيد ميکند: اگر در اين رنج نامه از مشکلات موجود سخني بر زبان رفت، دليل بر اين نيست که بگوييم هيچ کاري در استان انجام نشده، اما آن چه که انجام شده و آن چه برجاي مانده قابل قياس نيست.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام
من که سالها در تهران زندگی کرده ام حدود یک سالی هست که به خاطر شغل حدید در حال تردد و زندگی در اهواز هستم. فقط در یک جمله عرض می کتم که شرمنده این مردم هستم و فکر می کنم که با خدمت در این شهر تا حدودی از عذاب بی عدالتی آخرت در امان خواهم بود.
ای کاش تنها قطره اشکی
تنها خدا عادل است که این قوم با خوزستان و خوزستانی چه کردند ...
لازم است بدانید که اینها تنها بخشی از مشکلات ماست باز هم دست مریضا که گوشه ای از بدبختی ما رو دیدید اما تاکی شعار؟ وقت حرف که میشه خوزستانی ها غیور میشن شجاع خونگرم... اما ... باید بگم واقعا مسئولین فردا باید جوابگوی این همه ظلم و بی عدالتی باشند.
قبلا بهانه این بود که مسئولین از تهران امده اند و به فکر مردم نیستند . حالا که الحمدالله همه مسئولین از بین مردم خود استان انتخاب و بکار گمارده میشوند چرا وضع این چنین است ؟
من ساکن اهوازم انگار ما فراموش شده هستیم یادتان رفته راجب به امنیت این شهر که به نظر من مهمترین چیز است بنویسید ما شبها میترسیم در خیابان راه برویم میترسیم مسافرت برویم حتی میترسیم سوار ماشینی به جز تاکسی شویم اسلحه غیر قانونی زیاد بوده و پلیس هیچ مداخله ای در درگیریها ندارد برای خودم متاسفم که در کشوری و شهری با این ثروت خدادادی اینطور زندگی میکنم
تشکر از مطلب خوبتان.
خوزستان استان بزرگی است و همه چیز دارد.در شمال آن برف می بارد و در جنوبش آتش.شما به گوشه هایی از آن اشاره کردید.کاش قدر این این سرزمین زر خیز رو بدانیم و مقداری از درامدش را به خودش تخصیص بدهیم.
آقای رضائی و آقای الهام و خيلی های ديگر که خوزستانی هستند مگر برای مردم خوزستان در اين سی سال چکار کرده اند بنام جنگ اين آقايان وخانمها چه امتيازاتی که از منابع مالی و سياسی ايران نصيبشان نشد حالا هم در تهران پايتخت لم داده اند و فقط موقع رای گيری ميشوند خوزستانی .خوزستان ثروتش ارزش دارد نه مردمش، شما اگر واقعا خبرنگاريد اين حرفها را بنويسيد والا مزدوريد و در روز قيامت پاسخ گوئيد.
واقعا وعده و وعيد تاكي ثروت نفت و گاز و پتروشيمي و آخرش فقر بيكاري فساد فحشا آيا اين است نتيجه اين همه خونهاي بر زمين تفتيده خوزستان ريخته شده و تبعيض و ووو ........
با تشکر از توجه تابناک، کاش این مطلب را نیز اشاره می کردید که این در حالی است که بیش از 80 درصد نفت و گاز صادراتی از خوزستان تامین می شود.
تابناکی های محترم پس شهر زادگاه سلمان فارسی چه شد ؟
تابناک عزیز نام رامهرمز از قلم افتاد یا ...
من که به عنوان یه خوزستانی اصلا نمیدونستم و باورم هم نمیشد که بالاخره یکی از این نماینده های مجلس استان دهانشون باز بشه و از مردمی که سالهاست در رنج و عذاب هستن حمایت کنه...ضمنا یادتون باشه همین خوزستان در دوران قبل از انقلاب بزرگترین منبع کاریابی و در آمد در ایران بوده پس ببینیم بعد از انقلاب چه شده که اینچنین وضعی برای مردم این خطه سوزان پیش آمده..!
كجاي ايران وضع بهتري داره ؟؟ بگيد تا مردم برن اونجا!!!!!
خوب تهران و تهراني بسلامت كه شايد هزينه يك زير گذر شهري يا اتوبانش به اندازه بودجه كل استان خوزستان است ...آره خيلي دردناك و غم انگيز است بياييم كشور را ول كنيم و همه به تهران مهاجرت كنيم تا هم تمركز گرايي و هم جمع و جور شدن باعث كاهش هزينه هاگردد .خوزستان را مي خواهي چكار....
شاید اگر خوزستان از ایران جا میشد ل اقل مردم خوزستان از مزایای ثروت خدادادی بی بهره نمیشدند
سلام .
ما از آقای محسن رضایی هم توقع داریم به عنوان یک خوزستانی به مشکلات استان خود بیشتر توجه کنند
از شهر ما شوش ننوشتید یعنی ما وضع بهتری دازیم؟ ان شاا... که منظور این نبوده!
کو گوش شنوا....؟ ما واقعا" در این استان داریم بدبختی می کشیم .... البته نا امنی وجه مشترک تمامی شهرهای استان می باشد . که به ان اشاره نشد ..
عرق شرم و خجالت به رخم می شینه
ای خدا من چه کنم با اینهمه رسوایی
این یک بیت شعر شرح حال دل پاره پاره دولت است که هر چه تلاش می کند زخم چرکین را لاپوشانی کند از جای دیگری این دمل سر باز می کند
ما خوزستانیها قیامتی هم داربم
وای به اون روزی که مردم طاقتشونو از دست بدند.
بنام خدا
ممنون از مطالبي كه مطرح كرديد هر چند كه اينها تنها گوشهاي از مشكلات و ظلمهاي رفته بر مردم سرزميني است كه تقريبا تمامي بار تامين بودجه كشور را به دوش مي كشد. شما از شهر بسيار مهمي چون شوش چيزي نگفته ايد و يا از گرماي وحشتناكي كه اگر در تهران وجود داشت تمام كشور را براي چند ماه تعطيل مي كردند.
حضرت امام خمینی (ره) در تاریح 58/8/17 در دیدار با کارکنان شهرداری اهواز فرمودند :
اهواز با آن ذخیره خداداد ، خوزستان با آن ثروت هنگفت ، باید شهرش آن طور باشد، دهاتش بدتر . من یک وقتی که - خیلی سال قبل از آنجا عبور کردم دیدم که - با راه آهن می رفتیم نزدیک بعضی از دهات ، این بجه ها و بزرگها و اینها هجوم می آوردند طرف آنجایی که ما عبور می کردیم و مع الاسف همه به حالتی بودند که موجب تاثر بود. در جایی که ثروتشان - ثروت خداداد - در زیرپایشان بود ، خودشان آن طور مستمند بودند. وضع این طور بود و بحمدلله موانع را مرتفع کردید ، آنهایی که نمی گذاشتند کار انجام گیرد مرتفع شدند . حالا دیگر دست خودمان است و باید همت کنید ... مهم این است که افراد هریک خودشان را مسئول بدانند.
از سخنان پیر سفرکرده که همیشه به فکر مردم بود بیش از سی سال می گذرد. آیا برای ما شرمندگی ندارد که پس از این مدت توان عمران و آبادانی خوزستان با آن همه ثروت را نداشته ایم ؟ چه کسی مسئول است ؟باید تمام کسانی که در این مدت عهده دار مسئولیت در خوزستان بود ه اند پاسخ دهند .
از انعكاس و توجه روزنامه خراسان و آقاي سيد شريف حسيني بخاطر انعكاس مشكلات خوزستان سپاسگزارم. اميدوارم كساني كه كوتاهي عمدي و سهوي داشته اند،جبران كنند. خوزستان نماد مقومت است قدر آن را بيشتر بدانيم
همين كارها است كه كشورهاي منطقه آبادان را عبادان و پايتخت ايران مي دانند چرا كه زمينه را براي قوم ستيزي مهيا كرده ايد و آن ها از آب گل آود ماهي مي گيرند. اين همه ..... چرا؟؟؟
مسلمانها قضاوت کنید چند درصد سرمایه کشور مربوط به خوزستان است بعد نگاهی کنید به جاده های خوزستان وتصادفات مرگبار ان اصلا یک بار ازجاده تهران اهواز مسافرت کنید ومقایسه کنید با اتوبانهای جورواجور سایر شهرها منتهی به تهران انوقت برای مفهوم عدالت گریه کنید
من به عنوان یک ایرانی غرورم خورد شد حالا باز احمدی نزاد بگه ما رو تحریم کنین تا ما پیشرفت کنیم
خوزستان استان زرخيز ايران....صاحب بزرگترين پالايشگاهها و واحدهاي پتروشيمي كشور ...داراي يك سوم آبهاي جاري ايران.....دسترسي به بنادر و دريانوردي.....داراي جاذبه هاي بالاي گردشگري.....اما تصاوير و واقعيات اين چيزا رو نشون نميده
sharm bar an ostandar
به به بالاخره يكي پيدا شد وگفت ما ها هم حق زندگي خوب داريم مثل تهرانيا با اين تفاوت كه ثروت مملكت از اينجا توليد ميشه ولي همه چيز برا از ما بهترونه واقعا سالها با شهرهاي خوب فاصله داريم كودكي از كارون ميترسيديم ولي الان شده جوب فاضلاب.راستي ما هم حق زندگي خوب داريم؟چرا فقط تهران؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.