شهریار علی(ع) یا شهریار غرب!؟
محمود ملکی

به طور قطع می توان گفت در هر کتابی که تاکنون در ایران و یا در خارج از ایران درباره تاریخ اندیشه سیاسی غرب و یا فلسفه سیاسی غرب نگاشته شده است نام "نیکولو ماکیاولی" و کتاب شهریارش با شرح و تفصیلی عمیق دیده می شود، تا جایی که برخی، کتاب شهریار ماکیاولی را کتاب مقدس نظریه واقع گرایی یا رئالیسم در علم سیاست می دانند.
کتابی که در آن اخلاق از سیاست جدا، می شود و شهریار می تواند برای بقای خود هر عمل غیر اخلاقی را مرتکب شود چرا که آیین شهریاری این گونه اقتضاء می کند. کتاب شهریار و خود ماکیاولی اگر چه در بدو امر مورد نکوهش کلیسا قرار گرفت، اما در سال های بعد و به ویژه در قرون هجده و نوزدهم میلادی تحسین اروپاییان را به خود جلب کرد و هم اینک در برخی حوزه ها لب به تحسین وی گشوده اند.
اما نکته مهم در این میان این است که کتاب شهریار، در حد جزوه ای مختصر و موجز است که راه و رسم حکومت داری را می آموزد، اما اکنون به شکل آکادمیک در همه دانشگاه های ایران و جهان تدریس می شود و با شرح و تفصیل هایی که بر آن زده شده، اکنون می توان ده ها هزار کتاب و نوشته درباره جزوه ماکیاولی در جهان مشاهده نمود و نه تنها آموزه های وی را همه دانشجویان علوم سیاسی از حفظ دارند، بلکه تعالیم وی چنان در ایران و جهان توسط سیاستمداران مو به مو در حال اجرا شدن است که گویی آنچه اصالت دارد شهریار ماکیاولی است و نه هیچ غیر آن.
نکته کلیدی همان است که پیش تر آمد، شهریار ماکیاول، جزوه ای مختصر است که ده ها هزار کتاب حول آن نوشته شده است.
در این سو اما، امام مظلوم شیعیان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه نامه ای دارد به مالک اشتر نخعی که در آن نامه حضرت، آیین شهریاری را به مالک آموزش داده است. نکته جالب اینکه حضرت، از مالک به عنوان یک بشر عادی که معصوم هم نیست و هر لحظه امکان خطا و اشتباه در اعمالش نیز هست، انتظار آنگونه شهریاری را دارد. جزوه ای مختصر که تاکنون ده ها هزار کتاب باید در موردش نوشته می شد که متاسفانه نوشته نشد.
شهریار امام علی(ع) با شهریار ماکیاولی به صورت کلی متفاوت است و چون اصولا متفاوت است به آن توجهی نشده، چرا که توجه به آن هزینه دارد و خواهد داشت!!
شهریار علی (ع) پوشاننده خطای شهروندان و حافظ آبروی آنان است که فرموده است:
«مالک! از رعیت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش که عیب مردم را بیشتر جوید، که همه مردم را عیب هاست و والی به هر کس سزاوارتر به پوشیدن آن عیب هاست و داوری در آنچه با تو نهان است با خدای جهان است.»
حضرت در نامه خویش به مالک بر حق طلبی والی یا همان شهریار تاکید می کند و می گوید:
«حق را از آن هر که بود بر عهده دار، نزدیک یا دور، و در این راه شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار. اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار و با این کار از بد گمانی شان در آر که بدین رفتار نفس خود را به فرمان آورده باشی و با رعیت مدار کرده و حاجت خویش را برآورده و رعیت را به راه راست واداشته باشی.»
غربیان اکنون این آموزه ها را آیین حکومت گری خوب می دانند و نام آن را شفافیت گذاشته اند و دریغ و افسوس از سیاست مداران، نویسندگان و حتی روشنفکران این مرز بوم که این آموزه را به کناری نهاده و به دنبال ترجمه غرب روان شده اند.
شهریار علی(ع) نه منتی بر شهروندان خویش می گذارد و نه خلف وعده ای می کند که:
«بپرهیز که با نیکی خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه کرده ای بزرگ شماری و یا آنان را وعده دهی و در وعده خلاف آری که منت نهادن اجر نیکی را ببرد و کار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند و خلف وعده خشم خدا و مردم را برانگیزد و خدای تعالی فرموده است که بزرگ دشمنی است نزد خدا که بگویید و نکنید.»
بهای شهریاری در آیین علی، هرگز به ناحق و ناراست نشاید که می فرماید:
«بپرهیز از خون ها و ریختن آن به ناروا که چیزی چون خون ریختن به ناحق آدمی را به کیفر نرساند، گناه را بزرگ نگرداند، نعمت را نبرد، رشته عمر را نبرد و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داوری که در میان بندگان کند در خون هایی باشد که از هم ریخته اند. پس حکومت را با ریختن خونی به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن قدرت را به ناتوانی و سستی کشاند، بلکه دولت را از صاحب آن به دیگری بگرداند.»
و بسیار آموزه های شهریاری دیگر که در نامه حضرت به مالک اشتر در نامه 53 نهج البلاغه وجود دارد و چه تفاوت هاست بین این دو گونه شهریاری و چقدر تلاش بر ترویج شهریار ماکیاولی شده است و چقدر اهمال در توجه به شهریار امام علی(ع).
امروزه با تعمق در برخی از اندیشه های فلسفی و سیاسی نوین غرب، می توان به رشته ای دست یافت که سر رشته آن در دست ماکیاولی ـ به عنوان نماد مادیت و انسان محوری ـ است و اما در این سو سر رشته در دستان علی(ع) ـ به عنوان نماد معنویت و خدامحوری ـ است و چیزی نیست جز اینکه اگر شهریار ماکیاولی متن دانشگاهی است و تا به مشرق زمین راه پیموده، متن شهریاری امام علی(ع) در بسته در شرق میانه مانده و اویی که یکه تازی می کند ماکیاولی است و نظام فکری ضد اخلاقی غرب.
سخن این نیست که شهریار ماکیاولی به عنوان یک اندیشه ای که واقعیت دارد دیده نشود که هست، اما آنچه هست و دیده نشده شهریار امام علی(ع) است که مهجور مانده است.
سخن این است که چرا متن شهریار امام علی(ع) به متنی دانشگاهی تبدیل نمی شود و همچنان غبار خورده در لب طاقچه عادت مانده است. چه اشکال دارد که اساتید سیاست و حتی روشنفکران در آغاز تدریس اندیشه سیاسی آیین شهریاری، مدتی را به تدریس متن شهریاری امام علی(ع) بپردازند. مگر سینماگران آمریکایی در آغاز فیلم های گانگستری خود نمی نوشتند که این فیلم سنت آمریکایی نیست و مایه شرم مردم آمریکا است، حال چگونه نمی توان در آغاز شروع اندیشه سیاسی افزود که عهدنامه علی سنت اصیل ماست و ابتدا آن به صورت آکادمیک و نه صرفا مباحثی اخلاقی تدریس شده و سپس به سایر مطالب پرداخت؟
نترسیم از اینکه اگر رفتار عملی مان با اندیشه امام علی(ع) سنجیده شود کم بیاوریم که اگر ما کم بیاوریم گناه اندیشه متعالی حضرت امیر(ع) چیست که دیده نشود و به کنجی رانده شود. پس باید به درون بنگریم و حال را.
آیینه آن روز که گیری به دست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
*متن کامل عهدنامه حضرت علی با مالک اشتر در نامه 53 نهج البلاغه با ترجمه دکتر شهیدی
کتابی که در آن اخلاق از سیاست جدا، می شود و شهریار می تواند برای بقای خود هر عمل غیر اخلاقی را مرتکب شود چرا که آیین شهریاری این گونه اقتضاء می کند. کتاب شهریار و خود ماکیاولی اگر چه در بدو امر مورد نکوهش کلیسا قرار گرفت، اما در سال های بعد و به ویژه در قرون هجده و نوزدهم میلادی تحسین اروپاییان را به خود جلب کرد و هم اینک در برخی حوزه ها لب به تحسین وی گشوده اند.
اما نکته مهم در این میان این است که کتاب شهریار، در حد جزوه ای مختصر و موجز است که راه و رسم حکومت داری را می آموزد، اما اکنون به شکل آکادمیک در همه دانشگاه های ایران و جهان تدریس می شود و با شرح و تفصیل هایی که بر آن زده شده، اکنون می توان ده ها هزار کتاب و نوشته درباره جزوه ماکیاولی در جهان مشاهده نمود و نه تنها آموزه های وی را همه دانشجویان علوم سیاسی از حفظ دارند، بلکه تعالیم وی چنان در ایران و جهان توسط سیاستمداران مو به مو در حال اجرا شدن است که گویی آنچه اصالت دارد شهریار ماکیاولی است و نه هیچ غیر آن.
نکته کلیدی همان است که پیش تر آمد، شهریار ماکیاول، جزوه ای مختصر است که ده ها هزار کتاب حول آن نوشته شده است.
در این سو اما، امام مظلوم شیعیان حضرت علی(ع) در نهج البلاغه نامه ای دارد به مالک اشتر نخعی که در آن نامه حضرت، آیین شهریاری را به مالک آموزش داده است. نکته جالب اینکه حضرت، از مالک به عنوان یک بشر عادی که معصوم هم نیست و هر لحظه امکان خطا و اشتباه در اعمالش نیز هست، انتظار آنگونه شهریاری را دارد. جزوه ای مختصر که تاکنون ده ها هزار کتاب باید در موردش نوشته می شد که متاسفانه نوشته نشد.
شهریار امام علی(ع) با شهریار ماکیاولی به صورت کلی متفاوت است و چون اصولا متفاوت است به آن توجهی نشده، چرا که توجه به آن هزینه دارد و خواهد داشت!!
شهریار علی (ع) پوشاننده خطای شهروندان و حافظ آبروی آنان است که فرموده است:
«مالک! از رعیت آن را از خود دورتر دار و با او دشمن باش که عیب مردم را بیشتر جوید، که همه مردم را عیب هاست و والی به هر کس سزاوارتر به پوشیدن آن عیب هاست و داوری در آنچه با تو نهان است با خدای جهان است.»
حضرت در نامه خویش به مالک بر حق طلبی والی یا همان شهریار تاکید می کند و می گوید:
«حق را از آن هر که بود بر عهده دار، نزدیک یا دور، و در این راه شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار. اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار و با این کار از بد گمانی شان در آر که بدین رفتار نفس خود را به فرمان آورده باشی و با رعیت مدار کرده و حاجت خویش را برآورده و رعیت را به راه راست واداشته باشی.»
غربیان اکنون این آموزه ها را آیین حکومت گری خوب می دانند و نام آن را شفافیت گذاشته اند و دریغ و افسوس از سیاست مداران، نویسندگان و حتی روشنفکران این مرز بوم که این آموزه را به کناری نهاده و به دنبال ترجمه غرب روان شده اند.
شهریار علی(ع) نه منتی بر شهروندان خویش می گذارد و نه خلف وعده ای می کند که:
«بپرهیز که با نیکی خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه کرده ای بزرگ شماری و یا آنان را وعده دهی و در وعده خلاف آری که منت نهادن اجر نیکی را ببرد و کار را بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند و خلف وعده خشم خدا و مردم را برانگیزد و خدای تعالی فرموده است که بزرگ دشمنی است نزد خدا که بگویید و نکنید.»
بهای شهریاری در آیین علی، هرگز به ناحق و ناراست نشاید که می فرماید:
«بپرهیز از خون ها و ریختن آن به ناروا که چیزی چون خون ریختن به ناحق آدمی را به کیفر نرساند، گناه را بزرگ نگرداند، نعمت را نبرد، رشته عمر را نبرد و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داوری که در میان بندگان کند در خون هایی باشد که از هم ریخته اند. پس حکومت را با ریختن خونی به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن قدرت را به ناتوانی و سستی کشاند، بلکه دولت را از صاحب آن به دیگری بگرداند.»
و بسیار آموزه های شهریاری دیگر که در نامه حضرت به مالک اشتر در نامه 53 نهج البلاغه وجود دارد و چه تفاوت هاست بین این دو گونه شهریاری و چقدر تلاش بر ترویج شهریار ماکیاولی شده است و چقدر اهمال در توجه به شهریار امام علی(ع).
امروزه با تعمق در برخی از اندیشه های فلسفی و سیاسی نوین غرب، می توان به رشته ای دست یافت که سر رشته آن در دست ماکیاولی ـ به عنوان نماد مادیت و انسان محوری ـ است و اما در این سو سر رشته در دستان علی(ع) ـ به عنوان نماد معنویت و خدامحوری ـ است و چیزی نیست جز اینکه اگر شهریار ماکیاولی متن دانشگاهی است و تا به مشرق زمین راه پیموده، متن شهریاری امام علی(ع) در بسته در شرق میانه مانده و اویی که یکه تازی می کند ماکیاولی است و نظام فکری ضد اخلاقی غرب.
سخن این نیست که شهریار ماکیاولی به عنوان یک اندیشه ای که واقعیت دارد دیده نشود که هست، اما آنچه هست و دیده نشده شهریار امام علی(ع) است که مهجور مانده است.
سخن این است که چرا متن شهریار امام علی(ع) به متنی دانشگاهی تبدیل نمی شود و همچنان غبار خورده در لب طاقچه عادت مانده است. چه اشکال دارد که اساتید سیاست و حتی روشنفکران در آغاز تدریس اندیشه سیاسی آیین شهریاری، مدتی را به تدریس متن شهریاری امام علی(ع) بپردازند. مگر سینماگران آمریکایی در آغاز فیلم های گانگستری خود نمی نوشتند که این فیلم سنت آمریکایی نیست و مایه شرم مردم آمریکا است، حال چگونه نمی توان در آغاز شروع اندیشه سیاسی افزود که عهدنامه علی سنت اصیل ماست و ابتدا آن به صورت آکادمیک و نه صرفا مباحثی اخلاقی تدریس شده و سپس به سایر مطالب پرداخت؟
نترسیم از اینکه اگر رفتار عملی مان با اندیشه امام علی(ع) سنجیده شود کم بیاوریم که اگر ما کم بیاوریم گناه اندیشه متعالی حضرت امیر(ع) چیست که دیده نشود و به کنجی رانده شود. پس باید به درون بنگریم و حال را.
آیینه آن روز که گیری به دست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
*متن کامل عهدنامه حضرت علی با مالک اشتر در نامه 53 نهج البلاغه با ترجمه دکتر شهیدی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من قول شرف میدم اگه عدالت علی علیه السلام دقیقا پیاده شود به یک ماه نمیرسه حضراتی که نظر دادن پشت دستشون داغ میکنن تا دیگه دم از عدالت نزنن.
عدالت مفهوم بسیار دلچسب و روح نوازی ولی همین که به عمل برسه اکثر مردم کم میارن ببخشید اکثر مسلمونا .
پس زیاد دم از عدالت نزنید .
رادیو تهران امروز با یکی از نمایندگان مجلس بنام کوثری مصاحبه میکرد از او پرسید مگر شما امشب افطار در سیما میهمان نیستید که ایشان گفتند هستم ولی چند جای دیگر هم دعوت دارم که نمیدانم بکجا بروم .
آیا این افطاری بازی ها با بیت المال که این روزها فراوان دیده میشود سیره علی است.
دست بردارید لااقل اینهمه از علی نگویید.
آیا آن پیر مرد روستایی در قاینات که همه در آمدش سالی 5000 تومان نمی شود راضی است که موکلانش با بیت المال اینگونه عمل کنند؟؟؟؟؟ کاش یکبار این آقایان از جیبشان به 5 نفر افطاری میدادند.
متنی فوق العاده زیبا و تحسین برانگیز بود. ای کاش دولتمردان ما کمی بیشتر به این نکات شهریاری دقت می کردند.
ما بیشتر از اینکه عمل کنیم حرف می زنیم اگز وصیت نامه مولا چندین کتاب هم شود بعد از مدتی عمل به آن فراموش می شود همیشه خوب بودن سخت است
درست است ولي خدا به دينداران ما دين و به بي دينان ماادب وبه بي ادبان ما انصاف وبه بي انصافان ماانصاف عنايت فرمايد.
فوق العاده بود حیف که اگر من و شما هم بر مسند قدرت بنشینیم شهریار علی (ع) را استفاده نخواهیم کرد زیرا شما نیز گفتید که اجرای ان هزینه دارد
اما کاش می توانستیم که به گفتخ حضرت عمل کنیم
از متن زیبایتان هم تشکر می کنم
تفكر ناب علوي در جامعه اي لبريز از قالبهاي خشك و متصلب كه خدشه در انها دكان بسياري راخواهد بست فقط با ظهور حضرت حجت امكان پذير است يا انقلابي در پس رشد علم و ايمان فارق از مراكز رسمي
کاش مسئولین ما در همه رده ها و در تمامی ادوار یکبار اثر منحصر بفرد نهج البلاغه را مطالعه نمایند
کاش نهج البلاغه را از پستوهای خانه ها بیرون آوریم و بعد از گرد گیری آن را در گوشه دل جای دهیم
می شود روزی در مدارس و دانشگاه های ما به فراخور ، جملاتی اندک از این کتاب شریف تدریس شود؟
آیا اهمیت نهج البلاغه از کتاب تنظیم خانواده کمتر است ؟
به امید روزی که ظاهر و باطنمان یکی گردد! اللهم عجل لولیک الفرج
خوب نوشتی ولی شامل حال ما نیست ما فقط ظاهر سازی می کنیم
اي مالك اگر شب هنگام كسي را در حال گناه ديدي فردا به آن چشم نگاهش نكن شايد سحر توبه كرده باشد و تو نداني باسپاس از زحمات شما التماس دعا
کاش درکشورما هم به جای فقط استفاده از نام علی شهریار علی مورد استفاده قرار میگرفت
علي (ع) نمونه راستين شهرياري است.
با مردم به عدل و عطوفت ،با حاكمان به درستي و راستي،با دشمنان به محكمي و فراست رفتار كرد، و در نهايت شهيد راه خدا شد.
من معتقدم که همانطور که نویسنده نوشته است تعالیم حضرت برای مالک اشتر به عنوان یک انسان معمولی بوده است و همه حکام یا شهریارانی که مدعی اسلامند ، چنین ملاحظاتی را باید رعایت کنند. حضرت در حد فهم و طاعت و طاقت بشری سخن گفته اند. پس با نظر پنجم مخالفم
فقط مردان خدا می توانند آیین شهریاری مولا علی علیه السلام را به جا بیاورند، نه دنیا پرستان
ايمان راستين ميخواهد تا بتواني حق را بر شيريني حكومت ترجيح دهي
بنظرم بعداز مدتها یک مقاله زیبا بود،به امید جایگزینی فرهنگ اسلام ناب محمدی (ع) بجای فرهنگ غربی در کشورهای اسلامی منتظر افزایش نگارش اینگونه مطالب هستیم
بسیار عالی و بجا بود... ای کاش شهریاران ما هم شهریار علی را بیشتر بخوانند
آنچه در ایران می گذرد کدام است؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.