آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
1بازدید

ازدواج کورکورانه، نابودم کرد

رامين روز به روز بدتر و بدتر شد و تقريبا تمام جهيزيه ام را فروخت و دود کرد و به هوا داد. او در اين سال ها مرا مدام مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و فقط يک اسکناس پانصد توماني به عنوان خرجي در اختيارم مي گذارد. البته پدرش نيز نسبت به من و فرزندم کينه ورزي مي کند و هميشه به او مي گويد به اين زن نبايد توجه کني و رو بدهي و...!

 امتداد تاريکي
خراسان ـ غلامرضا تدینی راد: آن قدر با مشت به سرم ضربه زده که چشمانم کم سو شده است و حواس پرتي گرفته ام، تا جايي که گاهي اوقات نشاني خانه را گم مي کنم.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: شوهرم فردي عياش، خوشگذران و معتاد است و هيچ احساس مسئوليتي نسبت به زندگي مان ندارد. او در هر ماه فقط ۵۰۰ تومان خرجي دستم مي دهد و براي همين هم از ابتداي زندگي تا اين لحظه با مشقت و زحمت فراوان در خانه هاي مردم کلفتي کرده ام و يک لقمه نان بخور و نمير مهيا مي کنم.البته اين بلاها را خودم به سر خودم آورده ام چرا که ۷ سال قبل، عاشق پسر جواني شدم که پدر و مادر و برادربزرگش به موادمخدر اعتياد داشتند و هنوز هم در منجلاب موادمخدر دست و پا مي زنند.

ما مدتي به طور تلفني با هم رابطه داشتيم تا اين که او به خواستگاري ام آمد و گفت: فکر کنيد خانواده ندارم و به يک آدم بي کس و کار که نيازمند کمک و ياري شماست مي خواهيد زن بدهيد!

پدرم با شنيدن اين حرف يک شرط براي رامين گذاشت و گفت: هر وقت يک کار ساده و آبرومند براي خودت دست و پا کردي بيا و بعد براي ازدواج تو و دخترم مذاکره خواهم کرد.

زن ۲۳ ساله افزود: افسوس من تحت تاثير حرف هاي مادرم که مي گفت: پدرت عادت دارد در هر کاري يک اما و اگر درست کند، تصور مي کردم او قصد دارد جلوي پاي ما سنگ بيندازد و احساسات مان را ناديده بگيرد، براي همين هم روي حرف پدرم خط کشيدم و به رابطه مخفيانه ام با رامين ادامه دادم.

مادرم نيز به پدرم اين طور وانمود مي کرد که دخترمان ديوانه وار رامين را دوست دارد و از طرفي چون اين پسر خانواده درست و حسابي ندارد و کسي نخواهد بود که براي زندگي آينده اش تعيين تکليف کند پس بهتر است هرچه زودتر جواب بله را بگوييم و او را زير پر و بال خودمان بگيريم.

زن جوان قطرات اشک را از روي گونه هايش پاک کرد و گفت: با سماجت مادرم بالاخره پدر زير بار رفت و من با رامين ازدواج کردم اما متاسفانه او نه تنها هرگز به سر کار نرفت بلکه مورد قهر خانواده اش قرار گرفت و براي اين که بتواند دل پدر و مادرش را به دست بياورد به برادر بزرگش نزديک شد و توسط او نيز به دام موادمخدر افتاد.من زماني فهميدم شوهرم اعتياد دارد که باردار شده بودم و به خاطر بچه ام حس مي کردم راهي براي بازگشت ندارم.

رامين روز به روز بدتر و بدتر شد و تقريبا تمام جهيزيه ام را فروخت و دود کرد و به هوا داد. او در اين سال ها مرا مدام مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و فقط يک اسکناس پانصد توماني به عنوان خرجي در اختيارم مي گذارد. البته پدرش نيز نسبت به من و فرزندم کينه ورزي مي کند و هميشه به او مي گويد به اين زن نبايد توجه کني و رو بدهي و...!

خسته شده ام و ديگر طاقت ندارم اين همه تحقير را تحمل کنم. امروز از خانه فرار کردم و مستقيم به اين جا آمدم تا راهنمايي ام کنيد و راه نجاتي نشانم دهيد.

رئيس مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي درباره اين ماجرا معتقد است: ازدواج هايي که تنها براساس عاطفه و هيجانات شديد انجام مي شوند به دليل ارزيابي مثبت وضعيت موجود، عواملي موثر چون موقعيت خانوادگي و شغلي فرد که از شاخصه هاي مهم وجه اجتماعي هستند ناديده گرفته مي شود و با فروکش کردن هيجانات اوليه، مشکلات پديدار مي شوند.

محمد ايرجي پور توصيه کرد والدين ضمن هماهنگي با يکديگر، پرهيز از قضاوت هاي عجولانه و بهره برداري از نظريات کارشناسان مشاوره، فرزندان خود را در داشتن يک ازدواج موفق ياري و هدايت کنند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.