شهر كاشان در چين!
ديدن يك چيني مسلمان چشم بادامي، در حالي كه با دست باز نماز ميخواند و پيشاني بر مهر كربلا ميگذارد، يكي از بهترين ديدنيهاي من در چين كمونيست ميتواند باشد... برادران اهل سنت چيني ميپرسند، آيا اين حقيقت دارد كه شما شيعيان در اذان نماز خود كه از بلندگوي مساجدتان پخش ميشود، ميگوييد: «أشهد أن عليا رسول الله»؟!

دکتر غلامعلي رجايي، در سفرنامه خود از نامگذاري شهري به نام کاشان در چين خبر داده است. وي مينويسد:
شهر كاشان در چين!
آقاي خاني همكار ما كه سه سال است در پكن زبان چيني ميخواند و براي راهنمايي و همراهي من به خريد آمده، ميگويد: چينيها در رقابت با فرش ايران در بازار جهاني، شهري را در چين، كاشان نام نهادهاند كه در آن مثل شهر گلاب و عطر ما، تنها كارخانههاي قالي بافي ماشيني تأسيس شده است. وي از كسي كه براي او تعريف ميكرد، نقل ميكرد كه گفته، شايد شما باورتان نشود، ولي قاليهاي توليدي ما به دليل ارزاني قيمت، به ايران هم صادر ميشوند! داستان «زيره به كرمان بردن» مثل اينكه دارد درست از آب درميآيد!
تبليغ عليه اعتقادات مذهب تشيع در چين
ديدن يك چيني مسلمان چشم بادامي، در حالي كه با دست باز نماز ميخواند و پيشاني بر مهر كربلا ميگذارد، يكي از بهترين ديدنيهاي من در چين كمونيست ميتواند باشد و هست.
خوشبختانه برادران اهل سنت چين كه بر مذهب حنفياند با شيعيان چين، درگيري و اختلافي ندارند. اين امر، موجب شدهدستهاي مرموز و سخنان تفرقهافكن عليه شيعيان و اعتقادات آنان، فعاليت كنند. يكي از دوستان سفارت تعريف ميكرد، گاه و بيگاه كه با برخي از برادران اهل سنت ديدار ميكنيم، از ما پرسشهاي عجيب و غريبي ميپرسند. ميپرسم، چه پرسشهايي؟ ميگويد: آنها با تعجب از ما ميپرسند، آيا اين حقيقت دارد كه شما شيعيان در اذان نماز خود كه از بلندگوي مساجدتان پخش ميشود، ميگوييد: «أشهد أن عليا رسول الله»؟! عبارتي كه در ايران شنيدن آن حتي زن جوان مرده را به خنده واميدارد!
تبليغ عليه اعتقادات مذهب تشيع در چين
ديدن يك چيني مسلمان چشم بادامي، در حالي كه با دست باز نماز ميخواند و پيشاني بر مهر كربلا ميگذارد، يكي از بهترين ديدنيهاي من در چين كمونيست ميتواند باشد و هست.
خوشبختانه برادران اهل سنت چين كه بر مذهب حنفياند با شيعيان چين، درگيري و اختلافي ندارند. اين امر، موجب شدهدستهاي مرموز و سخنان تفرقهافكن عليه شيعيان و اعتقادات آنان، فعاليت كنند. يكي از دوستان سفارت تعريف ميكرد، گاه و بيگاه كه با برخي از برادران اهل سنت ديدار ميكنيم، از ما پرسشهاي عجيب و غريبي ميپرسند. ميپرسم، چه پرسشهايي؟ ميگويد: آنها با تعجب از ما ميپرسند، آيا اين حقيقت دارد كه شما شيعيان در اذان نماز خود كه از بلندگوي مساجدتان پخش ميشود، ميگوييد: «أشهد أن عليا رسول الله»؟! عبارتي كه در ايران شنيدن آن حتي زن جوان مرده را به خنده واميدارد!

فروشندگان يا به تعبير بهتري، كارگران مغازههاي بي در اين برج چند طبقه، غالبا دختران و زنان جوان چيني هستند كه در سماجت جنس قالب كني در معامله، دستكمي از برخي فروشندههاي مرد حرفهاي خودمان ندارند. آنها در ازاي دستمزدهاي ناچيزي از كله صبح تا ساعت 9 شب، بي وقفه براي صاحبان مغازه و شايد هم مالك كل برج كار ميكنند. گاه دست مشتري را ميكشند و به زور به داخل مغازه خود ميكشانند تا جنسي را به او قالب كنند. هرچند پيداست در معامله خيلي استاد شدهاند، اما سر ايرانيجماعت را نميتوانند كلاه بگذارند. آنها كالاهاي خود را به توريستهاي آمريكايي با هر قيمتي كه بخواهند، قالب ميكنند و به آنها گاه تا شش برابر قيمت، ميفروشند. دوستان ميگفتند پيراهني را كه در ابتدا 250 يوآن ميگويند، به راحتي به 30 تا 40 يوآن ميشود خريد. هرچند اين را شنيده بودم، ولي تا نديدم، باورم نشد كه اين فروشندههاي جوان اينقدر در آب كردن جنس خود حرفهاي باشند.
يكي از دوستان ميگفت، وقتي خواستيم يك پيراهن را به 30 يوآن بخريم، فروشنده با كلي چانه زدن از 120 يوآن به 40 يوآن راضي شده بود، ولي تا سر و كله يك توريست آمريكايي پيدا شد كه خواست همان پيراهن را بخرد، فروشنده حرفش را با ما قطع كرد و با اشاره انگشت به ما حالي كرد هيچ نگوييم تا او جنسش را با قيمتي كه ميخواهد، به او بفروشد و در كمال حيرت ما، آن پيراهن را به همان مشتري آمريكايي به 250 يوآن فروخت و چند دقيقه بعد، به 30 يوآن ما راضي شد! جالب اينجاست كه دولت كمونيست چين هم در اين ميانه، هيچكاره است و درواقع، كاري به كار آنها ندارد و با برخورد نكردن با آنان، عملا دست آنها را بازگذاشته است؛ چه كمونيستي شده است اين چين كه سرمايهدار غربي در مقابلش كم ميآورد!
متن کامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام من يك كاشاني هستم از خواندن اين مطلب متاسف شدم ولي دوستان ايراني بدانيد چندين سال پيش حتي كشور هند از نقشه هاي قالي ايراني مخصوصا نقشه قالي كاشان در هند با كيفيتي همانند ايران توليد و به بازار مي فرستد با نام قالي كاشان و بهتر است مسئلين به هوش باشن.
آقايي كه فرمودند تصرف بازار فرش اهميتي ندارد، واقعا اين طرز فكر درستي نيست. منابع تجديدناپذير نفت و گاز آنهم تجارت آنها بصورت خام فروشي اولين و كم ارزشترين كار در اقتصاد جهاني است. فرش ايران با سابقه طولاني هم نمادي از فرهنگ و هويت ايراني بوده و هم مي تواند ارزش افزوده زيادي براي كشور داشته باشد. اين طرز فكر همان است كه زعفران و فرش و خيلي از كالاهاي ديگر را به اين روز انداخته است. اين كه درآمدزايي ندارد تقصير ماست...
کاشان یکی از شهرهایی است که قدرشناس افتخارات گذشته خود نبوده است و از آنها محافظت ننموده و دلیل این امر هم عدم وجود مسئولین قوی و غیرتمند است.
از کاشی کاشان و فرش کاشان و عطر و گلاب آن گرفته تا معرفی شخصیتهایی چون فیض و کلیم کاشانی و غیاث الدین جمشید و محتشم و .. و نهایتا وجود تربت مقدس یکی از چهار امام زاده لازم التعظیم ایران یعنی فرزند بلافصل امام پنجم و برادر امام صادق، نماینده رسمی دوامام معصوم و شهید معرکه به روش جد غریبش حضرت امام حسین یعنی حضرت اباالحسن علی ابن محمد الباقر(ع) در مشهد اردهال؛
به هرحال مسئولین به حرکت بیایند و نگذارند افتخارات تاریخی یک سرزمین روبه فراموشی و رکود سرازیر شود.
کمی از این چینیها یاد بگیریم. با وجود جمعیت بالای یک میلیارد، اقتصادی شکوفا و قوی دارند و از نظر اشتغال وضعیت خوبی دارند. اما متاسفانه ما با وجود منابع فراوان نفت و گاز و ... با مشکلات فراوان اقتصادی روبرو هستیم. گرانی بیداد می کند و بیکاری جوانان به معضل بزرگی تبدیل شده است.
در حالي كه ما در خواب قفلتيم و مفاهيم ابتدايي مانند نقدينگي و نرخ بهره را فرا ميگيريم و روي كشور اثراتشان را آزمايش مي كنيم، سرمايه هاي فرهنگي و اقتصادي ما توسط كشورهاي فرصت طلب دور ونزديك به يغما برده مي شود مي شود. تمام فرش دنيا را هم كه توليد كنيم ارزشش به اندازه توليد يك هفته پارس جنوبي، ميدان سلمان ، ميدان آرش، ميدانهاي شمال و ديگر منابع نفتي ما نخواهد شد. تصرف بازار فرش كه اهميتي ندارد.
شاید باور نکنید ولی من در چین شال گردنی را که فروشنده 100 یوان قیمت گذارده بود به 10 یوان خریدم و بعد فهمیدم قیمت واقعی آن 5 یوان است.آقای دکتر هم مطمئن باشد کلاه سرش رفته و قیمت آن پیراهن حداکثر 10 یوان بوده است.
سلام من یک کاشانی هستم ولی د رایران. واقعآ متاسف شدم از اینکه صنعت فرش ماشینی به این روز دچار شده و کارگران فرش ماشینی در کاشان همچنان با خون جگر تولید میکنند و همایتی شایسته از آنها نمیشود.
شاید براتوون جالب باشه که بدونید تیم فوتبال ایران یکی از تیم هائی است که عموما از چین میبره( گربه سیاهه چینه) ولی وقتی تیم ایران با عربها مسابقه داره تمام چینی ها مثل ما ایرانی ها دلهره دارند که یک بار از عربا نبازیم. این علاقه چینی ها برای من که با اینها زندگی میکنم خیلی جالبه.
هرکدوم از چینی ها هم وقتی می فهمن ما از ایران هستیم بلافاصله با زبان اشاره به دشمنی ما و اونا با آمریکا اشاره میکنن و با گره کردن دو دستشون به هم میگن که ایران و چین با هم دوست هستن. اینجا به ایران میگن "ایلان" البته به چین میگن "چون گوا" .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.