پیرزن ـ سطل زباله ـ جوان!
یکم: تابستان ۶۴، قم
صبح زود رسیده بودم حوالی چهارراه بیمارستان (میدان شهدا). هنوز مغازه ها باز نشده بودند. پیرزنی را دیدم کاسه در دست، سطل زباله ای را در جلوی یک ساندویچ فروشی می کاوید.
کاغذهای ساندویچ های خورده شده را باز می کرد و اگر برشی از خیار شور یا تکه ای گوجه فرنگی می یافت، آن را در کاسه اش می انداحت تا به خانه ببرد. مرا که دید...
دوم: ۲۲ سال بعد، میدان ولی عصر، تهران
جوانی برومند سطل زباله ای را در جلوی یک ساندویچ فروشی مشهور می کاوید تا تکه ای کالباس یا پاره ای نان پیدا کند و همان جا جلوی چشم عابران آن را در دهانش بگذارد.
ظهر بود و میدان و بولوار کشاورز شلوغ اما انگار هیچ کس او را نمی دید.
به نقل از وبلاگ شخصي سيداكبر ميرجعفري (شاعر معاصر)
صبح زود رسیده بودم حوالی چهارراه بیمارستان (میدان شهدا). هنوز مغازه ها باز نشده بودند. پیرزنی را دیدم کاسه در دست، سطل زباله ای را در جلوی یک ساندویچ فروشی می کاوید.
کاغذهای ساندویچ های خورده شده را باز می کرد و اگر برشی از خیار شور یا تکه ای گوجه فرنگی می یافت، آن را در کاسه اش می انداحت تا به خانه ببرد. مرا که دید...
دوم: ۲۲ سال بعد، میدان ولی عصر، تهران
جوانی برومند سطل زباله ای را در جلوی یک ساندویچ فروشی مشهور می کاوید تا تکه ای کالباس یا پاره ای نان پیدا کند و همان جا جلوی چشم عابران آن را در دهانش بگذارد.
ظهر بود و میدان و بولوار کشاورز شلوغ اما انگار هیچ کس او را نمی دید.
به نقل از وبلاگ شخصي سيداكبر ميرجعفري (شاعر معاصر)
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وای بر کسی که با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد . کاش مسئولین هم می تونستد بیان تو خیابونا و اینا رو ببینند
اميدواريم با پرداخت يارانه ها قدري به عدالت اجتماعي نزديكتر شده باشيم.
و این قصه ادامه دارد ....
این چیزارو ول کن، عید کجا رفته بودین؟ کیش، دبی یا آنتالیا یا باکو ما که رفته بودیم قبرس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! راستی اون گل مصنوعی که واسه خونتون خریده بودی و پسرت زد شکست چند خریده بودی؟ 500 هزار تومن یا بیشتر. اینارو بچسبید اینا بهترند اونارو ول کنید
در هر حال وای بر من و شما و همگان !
اميدوارم "سوم"ي در كار نباشد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.