پس از يك عمر حساب نكردن...!
برای عدهای، مرگ گلوبند زیبایی است، بر گلوی دختران و برای عدهای، خاری است در گلو که هرگز پایین نمیرود؛ شگفت آن که انسانهایی میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاکمه به بند کشیده خواهند شد، ولی باز نشستهاند و دست روی دست، میخورند!
سرويس دفاع مقدس ـ اين
جملات از دل برآمده از زبان شهيدي است كه عاشقانه زيستن را آموخت و با
رفتي عاشقانهتر، راه را به همه نشان داد. اين كلامهاي نوراني و معطر را
بارها و بارها بايد خواند و به آنها اندیشید؛ بايد خواند و در آنها نگريست و
بعد... . به گزارش «تابناک»، اين عاشقانهها را بسيجي عارف، شهيد «حسین بيدخ» در اوان جواني نوشته است. اين عارف شهيد در دوم فروردين 1361 در عملیات فتحالمبین به آسمان حضرت دوست نقب زد؛ او هنگام شهادت، نوزده سال داشت.
1ـ هر نفسی مزه مرگ را خواهد چشید، برای عدهای مرگ گلوبند زیبایی است بر گلوی دختران و برای عدهای مرگ خاری است در گلو که هرگز پایین نمیرود.
شگفت حال انسانهایی که میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاکمه به بند کشیده خواهند شد، اما باز نشستهاند و دست روی روی دست، میخورند.
2ـ زیاد مخواب که فردا سال ها باید زیر خاک بخوابی، زیاد مخور که برای خوردن وقت هاست، زیاد مخند که دلیلی برای خندیدن نیست.
3ـ پس از یک عمر حساب نکردن، حال باید حساب پس داد؛ حاسِبوا قَبْلَ اَنْ تُحاسَبوا. دیگر چارهای نیست جز گریه، گریه به حال خویش و گذشتههایی که هرگز به عقب برنمیگردد.
گناهانی که تا ابد وسیله شکنجه روح تو شده، دیگر هیچ چارهای نیست، جز دعا که خداوندا، با عدلت با من رفتار نکن که جز آتش جهنم نصیبم نیست، با عفوت از من گذر که به جز عفو تو امیدی نیست.
4ـ زندگی چند صباحی بیش نیست و نیامده میگذرد؛ آنچنان سریع میگذرد که رود به دریا می پیوندد.
چنان زندگی کن که فرداها برای رفتنت وحشتی نداشته باشی.
5ـ خدایا! ای مهربانترین مهربانان؛ ای عزیزترین عزیزانم! ای زیباترین زیبا رویان؛ ای پاکترین پاکان! ای نوید دهنده و برپا کننده! ای همیشه زنده! ای میراننده! ای سریع الرضا! ای کاشف البلا! ای گذرنده! به هر نحو میخواهی مرا بکش بکش؛ به هر گونه میخواهی مرا ببر؛ اگر یک بار به مرگم راضی نیستی، زندهام کن، باز مرا بکش. حاضرم؛ راضیم. تنها یک چیز از تو میخواهم، ای عزیز! از من بگذر... .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سوره محمد (ص) آيه 38 اگر شمابه اگر شما به اسلام پشت كنيد .خداوند قومي را چايگزين شما مي كند كه مانند شما نباشد
وقتي خيلي جستچو كنيم ميرسيم به همين آيه و واقعا انسان به حيرت مي افتد متحير ميشو د كه آيا از امام راحل بگويد از عظمت سربازان اسلام بگويد آنجه هست اين است چهان رو به تكامل است بنحوي كه بشر در امنيت بيشتري بسر برد انشا االله
شگفت حال انسانهایی که میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاکمه به بند کشیده خواهند شد، اما باز نشستهاند و دست روی روی دست، میخورند....
خیلی زیبا بود
شگفت آن که انسانهایی میدانند میمیرند و میدانند در پای میز محاکمه به بند کشیده خواهند شد، ولی باز نشستهاند و دست روی دست، میخورند!مات همین یه جمله ام!خداییش عجب حرفی زده این شهید!ایول
وقتی من این همه احساس که از قلم همچین شهیدان عزیزی را میخوانم از خودم خجالت میکشم ما کجا هستیم و آنها کجا بودند .به قول یکی از کسانی که نظر گذاشتند الان جوانها حتی بلد نیستند شلوارشون رو بکشند بالا. همه معتاد و مفنگی هستند متاسفانه.
تابناك از بعضي مواضعت رنجيده بودم نميامدم سراغت اما با اين دلمو جلا دادي روزي هزار بار دعاش ميكنم براي اين حرفاش اين بزرگوار فرهيخته جوان را
درود بر تو اي شهيد، اميدوارم در راه تو باشم و بمانم تا دزد زندگي پر از ايمان و هدايتت نشوم اي عزيز دلم
من کارمند بانکم زمان شروع جنگ ده ساله بودم روز اول جنگ رابخوبی بیاد دارم ولی باید بگویم سلامتی امرا کارم را وهرچه که دارم رامدیون همین جبهه ای ها میدانم وهمیشه با احترام به آنها نگاه کرده ام خوش بحال آنهایی که .......
شهیدان اول زحمت کشیدند , تزکیه نفس کردند بعد لیاقت شهادت بدست آوردند. این وصیت نامه ها راه روشنی است جلوی من وشما , افسوس خوردن بدترین عکس العمل ماست درقبال این نوشته ها . این نوشتار هشداری است برای ما که راه بازست وخداوند تواب الرحیم. پس بجای حیف ودریغ خوردن , خودسازی کنیم . وقتی خداوندی به این بخشندگی داریم که راه توبه را باز گذاشته چرا وارد این مسیر با اهمیت نشویم. خدایا شهیدان عزیز را بیامرز ما را راهرو آنان قرار ده . آمین .الفاتحه .
شهید حسین بیدخ از بسیجیان شهر دزفول است که در تیپ ولی عصرعج و در عملیات غرور آفرین فتح المبین به دیدار دوست پرواز نمود نمی دانم آن برادر چه نوشته گروهبان وظیفه ومنقضی 56 وتیپ 3 زنجان و و و
این شهدای عریز هنوز برای این ملت ناشناخته هست.زبونم لال خدای نکرده اگه دوباره بلایی سرمان بیاد اون وقت می فهمیم که این شهدا چه کسانی بودند.اون وقت میفهمیم شهید هاشمی با اون بالگرد متجاوز چکار کرد.15 ساله بودم در پشت دروازه های بصره جنگیدم.خوشحالم ازاینکه هیچ توقعی از هیچ کس نداشته و از هیچ امتیازی استفاده نکرده ام ،چهره ی مظلوم این شهید عزیز مرا به دریاچه ماهی شلمچه برد یادش بخیر....
من او را از نزدیک می شناختم انسان نازنینی که پس از شهادت دوست عارفش شهید غلامحسین عیدیان در عملیات آزاد سازی بستان 3 ماه بیش طاقت نیاورد و عارفانه به سوی دوست پر کشید انسانهای نازنینی که زمین بر خود مفتخر است که اینچنین انسانهایی بر روی او زندگی کردند و در او دفن شدند خدایشان رحمت کناد ای کاش با جوانان امروز ما به درستی برخورد می شد تا آنان نیز این چنین عاشقانه با خدای خود راز و نیاز کنند
مرسی از تمام تابناکیا که وصیت عمو بنده رو چاپ کردین کسی که ساده زیستن رو به تمام اقوام و آشنایان و حتی همشهریان خود آموخت 2 فروردین 61 به آرزوی خودش رسید یادش بخیر یاد اون مرامش که دیگه در وجود هر کسی نمیشه دید
حشا و کلا که دنیاپرستان دین فروش بشنوند و بدانند و بشناسند امثال این بزرگ زاده بزرگ منش که از آن بالا دارد به همه ما اهل دنیا میخندد. پروردگارا:به حرمت این شهید والا مقام ما را ببخش وبه نزد خود فرخوان
خدا روحشان را غریق رحمت نماید .
انان فرشتگان زمینی بودند
یادشان گرامی باد.
ضمن تشکر ازاین بخش . بنویسید وبگوئید که یاران امام راحل (ره)همه اگاهانه با کمال ادب واحترام به مرجعیت وولایت راهشان را انتخاب کردندوای برانان که شهدائ را پلی برای دنیای خود وفرزندانشان قرار دادند
واقعا از خودم که 30 سال سن دارم خجالت می کشم. واقعا لذت بردم.
نوروز 1360 پس از تحویل سال منقضی 56 گروهبان یک وظیفه بعد از شنیدن تولد فر زندش شهید شد او از نیروهای گردان 125 پیاده مکا نیزه تیپ 3 زنجان از لشکر 16 زره ای قز وین بود .ایکا ش یکبار هم شده حتی یک نفر از مسو لین مملکت یادی از منقضی های 56 که در روز های اول جنگ تمام پادگان های خا لی را پر کرذندمی کرد . یاد جاده اهواز خرمشهر و تلمبه خانه عبد الله خان و تنگه رقا بیه و کوه های میشداق بخیر که اگر زبان داشتند آنها از منقض های 56 گفتنی ها دا شتند و گفتنی ها را می گفتند ...
خدا رحمتشان كند. مگر مي شود يه جوان 19 ساله اينگونه قلمي داشته باشد؟ راستي اين فرشتگان در زمين چه مي كردند؟
همکلاسی آسمانی و اسوه جوانان اهل قلم شهید حسین بیدخ از شهدای دانش آموز پایتخت مقاومت ، دزفول قهرمان است
وصیت نامه و دستنوشته هایش را که بخوانی می فهمی که چقدر بصیر و بزرگ بوده است ...
و تو باید سالیانی دراز در کتابهای درسیت از ریزعلی و پطروس فداکار بخوانی اما یک بار نام حسین بیدخ ها و عیدیان زاده ها را نشنوی که نفهمی که بودند و چه کردند و چه گفتند ...
او می گفت:
حس می کنم فرداها ، در راهها ، وقتی زمان گذشته را از یاد می برد و آینده ها فراموشکده گذشته میشود ، شهیدان از یاد می روند
او می گفت:
برادر ، می روم تا تو بیایی ، این راه اگر بی یاور بماند زندگی را از من دزدیده ای ...
کاش روزی در این فراموشکده حرفهایت را به گوش همکلاسی های زمینیت برسانم در کتابهای زندگی ...
عجب ادبياتي به بعضي جونهاي 20ساله امروزي بايد بگي شلوارتو بكش بالا چه برسه به اينكه يك خط ساده را بيان كنند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.