یادی از سردار شهيد محمود كاوه؛
«حاج عمران» هنوز عطر قدم هایش را حس می کند + تصاویر
دهم شهريور ماه ١٣٦٥، روزي است كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيهالله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي ٢ بر بلنداي قله ٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.
سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ دهم شهريورماه سالروز شهادت سردار بزرگ سپاه اسلام، شهید محمود كاوه است.
به اين مناسبت مروري می کنیم بر زندگي، فعاليتها و چگونگی شهادت شهيد كاوه، به این امید که رهرو راهش باشم و یاریگر ما در روز جزا باشد.
تولد و كودكي
سال ١٣٤٠ هجري شمسي در مشهد مقدس متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار ميآمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علما و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آيتالله العظمي خامنهاي، شهيد هاشمينژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قائل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت ميبرد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسانساز اسلام آشنا ميكرد.
![]()
كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان، تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.
با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني بانشاط، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل مساجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبي(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود، از هدايتها و تعاليم حضرت آيتالله خامنهاي بهرههاي فراواني برد و رهتوشههاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانشآموزان منتقل كرد. او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته ميشد. با علاقه وافر، به پخش اعلاميههاي حضرت امام خميني(ره) ميپرداخت و فعالانه در راهپيماييها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشت.

فعاليتهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي، كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي، به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهههاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آمادهسازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند.
كاوه در كردستان
عليرغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قائل بود و مسوول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب ميشد) به جبهه اعزام كند، اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رودرروي دشمن قرار گيرد و در صحنههاي كارزار انقلاب و ارزشهاي آن عملاً دفاع كند. بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرمانده پادگان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهكها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزيمت كرد.

او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقتها و مهارتهايي كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد.
كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب – كه از حمايتهاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي ان نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن ميپروراند – شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد، جديت و پشتكار، شجاعت و روحيه شجاعتطلبي كه داشت، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو، عمليات آزادسازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غيرقابل وصفي طرحريزي و٤٥ كيلومتر جاده مرزي را طي يك مرحله و در عرض ٢٤ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد كرد.
ضدانقلاب كه با برخورداري از سلاح و امكانات و نيروي رزمي فراوان،عرصه را براي نيروهاي نظامي و انتظامي تنگ كرده بود و جنايات فجيعي مرتكب ميشد، با ورود جوانان دلير و متعهدي چون كاوه به صحنه عمليات،به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.
كاوه و همرزمانش با عمليات پي در پي، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستأصل كرده بودند تا جايي كه ضدانقلاب در اوج استيصال و درماندگي براي زنده يا مرده او جايزه تعيين كرده بود.

نقش كاوه در تيپ ويژه شهدا
به دنبال عمليات سرنوشتساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسووليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلابها را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست دادند و در مقابل هر يوريش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجيح ميدادند و ميدانستند كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.
آزادسازي سد بوكان و جاده ٤٧ كيلومتري آن، آزادسازي جاده صائيندژ به تكاب، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ ،آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضدانقلاب به شمار ميآمد و منجر به انهدام مركز راديوئي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه «آلواتان» و آزادسازي زندان دولهتو و هلاكت بيش از ٧٥٠ نفر از ضدانقلاب شد،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرحريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه بوسيله كاوه عليه ضدانقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.
او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام، شهيد ناصر كاظمي ، شهيد محسن گنجي زاده وشهيد محمد بروجردي در خرداد١٣٦٢ رسما به فرماندهي تيپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه براي آموزش،سازماندهي و آمادهسازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نميورزيد.

بنا به صلاحديد فرماندهي سپاه در تاريخ ٢٩/٤/٦٢ تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا در عمليات برونمرزي والفجر ٢ كه در منطقه حاج عمران انجام ميگرفت، شركت كند. در اين عمليات، كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات ٢٥١٩ را با موفقيت به تصرف درآورد.
همزمان با عمليات والفجر ٤ ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دموكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير، قوري، تالشو روستاي اسلامآباد، مركز راديويي منافقين و مقر دموكراتها را تصرف كردند.
تيپ ويژه شهدا سال ٦٣ در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ ٢٣/٤/٦٤ در عمليات قادر (همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن شد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر ٩ كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسهآفريني كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است.
ويژگيهاي اخلاقي
صفات ارزنده و ويژگيهاي ايماني محمود كاوه باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي ميكرد. روحيه والا و انساندوستي او به قدري در اطرافيان اثر ميگذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن، كاوه و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نائل شد،مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه ميزدند و اشك ميريختند و ضدانقلاب را نفرين ميكردند.
او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بيان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّار رُحَماء بَينَهم»، در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزهاي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.

كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار ميبست، از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آيات جهاد را تلاوت ميكرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسير ميكرد.
روحيه اطاعتپذيري و ولايتي، هوش سرشار و چابكي در عمليات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بيباكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگيهاي شخصيتي محمود كاوه است.
با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازشناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و باصفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد. كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت. او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود.
روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند، كاوه پاسخ داد: همه بسيجيها فاميل من هستند.
در بعد آمادگي جسماني، هيچگاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي، آمادگي رزمي نيروها را بالا ميبرد. همواره براي تشويق بچهها ميگفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است. او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.
كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود، هرجا كه كار گره ميخورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته ميشد، اراده پولادين او به همه آن عزيزان، روحيهاي تازه ميبخشيد. او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت ميكرد.
با اينكه بارها در صحنههاي عملياتي مجروح شده بود، ولي هميشه قبل از بهبودي، به منطقه باز ميگشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده ميديدند كه در ميانشان حاضر ميشد و آماده پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.

سرتيپ شهيد حسن آبشناسان– فرمانده لشكر ٢٣ نوهد – ميگويد: اگر در دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمندهاي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد با تيپ ويژه شهدا پيش برود.
او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژهاي بود و انجام كار خالصانه و بيريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماً كم سخن ميگفت و بيشتر عمل ميكرد و همواره سعي ميكرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود ميدانستند.
نحوه شهادت
دهم شهريور ماه ١٣٦٥، روزي است كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيهالله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي ٢ بر بلنداي قله ٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.
ويژگيهاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليتهاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي، تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي، نمونههايي از لشكريان مخلص حضرت بقيةالله العظم(عج) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن، همواره مهيا و آماده سازند.
حركت فرمانده تيپ ١٥٥ شهدا به سوي شهادت
طاقت و شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند، تيپ ويژه ١٥٥ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم، راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ، در گزارش خودش از عمليات كربلاي ٢، درباره حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه ١٥٥ شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصاً فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نميداد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ،به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسوولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردانها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي ميگويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بدمسيري است، خداي نكرده طوري ميشود. «فرماندهي در جواب ميگويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد ميشويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسوولان تيپ مخالف بودند.

راوي تيپ ويژه١٥٥شهدا ميگويد: «به هنگام اعزام گردانها براي انجام ماموريت،ابتدا گردان امام حسين (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) در حالي كه فرماندهي تيپ ( محمود كاوه ) پيشاپيش آنها قرار داشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع ٢٥١٩ آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع) پايگاههاي ١ و٢ و گردان امام سجاد (ع) پايگاههاي ٣و٤ را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كمتر شده بود و احتمال جدي نميداد در اين محور مجددا عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.
به هر ترتيب حدود ساعت يك بامداد كه نيروهاي پياده پس از پيمودن مسافت فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي درگيري را شروع كنند در همين حين گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او در جا شهيد شد.»
راوي قرارگاه حمزه ـ(ع) (اسدالله احمدي) به نقل از فرمانده لشكر ٥ نصر (محمدباقر قاليباف) نوشته است: «در مراسم تشييع جنازه شهيد محمود كاوه، پدر وي درخواست حجتالاسلام طبسي توليت آستان قدسرضوي را مبني بر اين كه پيكر شهيد محمود كاوه در حرم مطهر حضرت رضا(ع) و يا در يكي از حجرههاي مخصوص حرم دفن شود نپذيرفت و گفت:«پسرم از ابتدا با بسيجيها بوده و بهتر است در كنار آنها دفن شود.»
گوشهاي از وصيتنامه شهید
دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئهاي را كه عليه انقلاب طرحريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز، آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.
منبع: ایسنا
به اين مناسبت مروري می کنیم بر زندگي، فعاليتها و چگونگی شهادت شهيد كاوه، به این امید که رهرو راهش باشم و یاریگر ما در روز جزا باشد.
تولد و كودكي
سال ١٣٤٠ هجري شمسي در مشهد مقدس متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار ميآمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علما و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آيتالله العظمي خامنهاي، شهيد هاشمينژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قائل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت ميبرد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسانساز اسلام آشنا ميكرد.
كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان، تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد.
با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني بانشاط، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل مساجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبي(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود، از هدايتها و تعاليم حضرت آيتالله خامنهاي بهرههاي فراواني برد و رهتوشههاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانشآموزان منتقل كرد. او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته ميشد. با علاقه وافر، به پخش اعلاميههاي حضرت امام خميني(ره) ميپرداخت و فعالانه در راهپيماييها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشت.

با پيروزي انقلاب اسلامي، كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي، به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهههاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آمادهسازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند.
كاوه در كردستان
عليرغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قائل بود و مسوول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب ميشد) به جبهه اعزام كند، اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رودرروي دشمن قرار گيرد و در صحنههاي كارزار انقلاب و ارزشهاي آن عملاً دفاع كند. بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرمانده پادگان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهكها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزيمت كرد.

او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقتها و مهارتهايي كه داشت، در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد.
كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب – كه از حمايتهاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي ان نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن ميپروراند – شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد، جديت و پشتكار، شجاعت و روحيه شجاعتطلبي كه داشت، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو، عمليات آزادسازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غيرقابل وصفي طرحريزي و٤٥ كيلومتر جاده مرزي را طي يك مرحله و در عرض ٢٤ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضدانقلاب آزاد كرد.
ضدانقلاب كه با برخورداري از سلاح و امكانات و نيروي رزمي فراوان،عرصه را براي نيروهاي نظامي و انتظامي تنگ كرده بود و جنايات فجيعي مرتكب ميشد، با ورود جوانان دلير و متعهدي چون كاوه به صحنه عمليات،به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.
كاوه و همرزمانش با عمليات پي در پي، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل و مستأصل كرده بودند تا جايي كه ضدانقلاب در اوج استيصال و درماندگي براي زنده يا مرده او جايزه تعيين كرده بود.

نقش كاوه در تيپ ويژه شهدا
به دنبال عمليات سرنوشتساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسووليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلابها را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست دادند و در مقابل هر يوريش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجيح ميدادند و ميدانستند كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت.
آزادسازي سد بوكان و جاده ٤٧ كيلومتري آن، آزادسازي جاده صائيندژ به تكاب، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ ،آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضدانقلاب به شمار ميآمد و منجر به انهدام مركز راديوئي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه «آلواتان» و آزادسازي زندان دولهتو و هلاكت بيش از ٧٥٠ نفر از ضدانقلاب شد،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرحريزي و به اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه بوسيله كاوه عليه ضدانقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.
او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام، شهيد ناصر كاظمي ، شهيد محسن گنجي زاده وشهيد محمد بروجردي در خرداد١٣٦٢ رسما به فرماندهي تيپ منصوب شده بود، با تلاش همه جانبه براي آموزش،سازماندهي و آمادهسازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نميورزيد.

بنا به صلاحديد فرماندهي سپاه در تاريخ ٢٩/٤/٦٢ تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا در عمليات برونمرزي والفجر ٢ كه در منطقه حاج عمران انجام ميگرفت، شركت كند. در اين عمليات، كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات ٢٥١٩ را با موفقيت به تصرف درآورد.
همزمان با عمليات والفجر ٤ ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دموكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير، قوري، تالشو روستاي اسلامآباد، مركز راديويي منافقين و مقر دموكراتها را تصرف كردند.
تيپ ويژه شهدا سال ٦٣ در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ ٢٣/٤/٦٤ در عمليات قادر (همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن شد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر ٩ كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسهآفريني كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است.
ويژگيهاي اخلاقي
صفات ارزنده و ويژگيهاي ايماني محمود كاوه باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي ميكرد. روحيه والا و انساندوستي او به قدري در اطرافيان اثر ميگذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن، كاوه و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نائل شد،مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه ميزدند و اشك ميريختند و ضدانقلاب را نفرين ميكردند.
او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بيان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّار رُحَماء بَينَهم»، در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزهاي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت.

روحيه اطاعتپذيري و ولايتي، هوش سرشار و چابكي در عمليات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بيباكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگيهاي شخصيتي محمود كاوه است.
با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازشناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و باصفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد. كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت. او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود.
روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند، كاوه پاسخ داد: همه بسيجيها فاميل من هستند.
در بعد آمادگي جسماني، هيچگاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي، آمادگي رزمي نيروها را بالا ميبرد. همواره براي تشويق بچهها ميگفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است. او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.
كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود، هرجا كه كار گره ميخورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته ميشد، اراده پولادين او به همه آن عزيزان، روحيهاي تازه ميبخشيد. او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت ميكرد.
با اينكه بارها در صحنههاي عملياتي مجروح شده بود، ولي هميشه قبل از بهبودي، به منطقه باز ميگشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده ميديدند كه در ميانشان حاضر ميشد و آماده پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.

سرتيپ شهيد حسن آبشناسان– فرمانده لشكر ٢٣ نوهد – ميگويد: اگر در دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمندهاي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد با تيپ ويژه شهدا پيش برود.
او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژهاي بود و انجام كار خالصانه و بيريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماً كم سخن ميگفت و بيشتر عمل ميكرد و همواره سعي ميكرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود ميدانستند.
نحوه شهادت
دهم شهريور ماه ١٣٦٥، روزي است كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيهالله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي ٢ بر بلنداي قله ٢٥١٩ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد.
ويژگيهاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليتهاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي، تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي، نمونههايي از لشكريان مخلص حضرت بقيةالله العظم(عج) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن، همواره مهيا و آماده سازند.
حركت فرمانده تيپ ١٥٥ شهدا به سوي شهادت
طاقت و شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند، تيپ ويژه ١٥٥ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم، راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ، در گزارش خودش از عمليات كربلاي ٢، درباره حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه ١٥٥ شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصاً فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كل عمليات، اين ترديد را بروز نميداد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ،به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسوولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردانها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي ميگويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بدمسيري است، خداي نكرده طوري ميشود. «فرماندهي در جواب ميگويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد ميشويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسوولان تيپ مخالف بودند.

راوي تيپ ويژه١٥٥شهدا ميگويد: «به هنگام اعزام گردانها براي انجام ماموريت،ابتدا گردان امام حسين (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) در حالي كه فرماندهي تيپ ( محمود كاوه ) پيشاپيش آنها قرار داشت، حركت خود را براي تصرف ارتفاع ٢٥١٩ آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع) پايگاههاي ١ و٢ و گردان امام سجاد (ع) پايگاههاي ٣و٤ را تصرف كنند. حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كمتر شده بود و احتمال جدي نميداد در اين محور مجددا عمليات شود، از اين رو اجراي آتش و پرتاب منور آنها نيز اندكي كاهش يافته بود.
به هر ترتيب حدود ساعت يك بامداد كه نيروهاي پياده پس از پيمودن مسافت فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آتش خودي درگيري را شروع كنند در همين حين گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد و او در جا شهيد شد.»
راوي قرارگاه حمزه ـ(ع) (اسدالله احمدي) به نقل از فرمانده لشكر ٥ نصر (محمدباقر قاليباف) نوشته است: «در مراسم تشييع جنازه شهيد محمود كاوه، پدر وي درخواست حجتالاسلام طبسي توليت آستان قدسرضوي را مبني بر اين كه پيكر شهيد محمود كاوه در حرم مطهر حضرت رضا(ع) و يا در يكي از حجرههاي مخصوص حرم دفن شود نپذيرفت و گفت:«پسرم از ابتدا با بسيجيها بوده و بهتر است در كنار آنها دفن شود.»
گوشهاي از وصيتنامه شهید
دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئهاي را كه عليه انقلاب طرحريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز، آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.
منبع: ایسنا
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسم رب الشهداء والصديقين
هميشه عكس شهدا رو ميبينيم اما عكسشون عمل ميكنيم!!!!!
ان شاءالله شهدا ومخصوصا اين شير خراساني شفاعته ما گنه كارا رو بكنن....
به اميد شهادت
بله.شهادت مزد معامله با خداست.
بعضی از معاونان ایشان اگر آن شب جلو میرفتند و نمیگذاشتند ایشان وارد عمل شود شاید اوضاع جور دیگری بود.به نقل از راویان
کجائید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلائید.
شهدا در قهقهه مستانه اشان و در شادی وصولشان عندربهم یرزقون اند.
برای شادی روحشان صلوات
اللهم رزقنا به توفیق الشهاده.
برای شادی روح امام وشهدا صلوات
سلام بر شهيدان راه آزادي. سالها از دفاع مقدس ميگذرد و افسوسم از اينكه نتوانستم با كاروان شهدا همراه بشوم بيشتر ميشود. شهدا در اين دنيا تلاش كردند و اجرشان را گرفتند. نابرده رنج گنج ميسر نميشود. براي آنان شب و روز معني نداشت؛ آنان همواره ميكوشيدند و براي رضاي خدا و همنوعانشان از عزيزترين چيزشان كه جانشان باشد گذشتند و آزادي را براي ما به ارمغان آوردند و با مناجاتهاي شبانهشان و راز و نياز با خداي خويش نزد خدا ماجور شدند و پيش خلق خدا هم عزيز شدند.
لطفا"سایتی طراحی شود که عکس دوران دفاع مقدس در آنجا باشدتا ما رزمندگان بتوانیم عکسهای خودرا پیدا کنیم
روحش شاد
کجایند مردان بی ادعا دلم تنگ شده برایراشون روحشان شاد نصار روح بلندشان صلوات
ما هم نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود و تا آخرين قطره خونمان ايستاده ايم.
روحش شادو يادش گرامي باد
من شب شهادت کاوه در همان منطقه بودم .باید بگویم هر وقت اسم کاوه می آمد ما روحیه ی بسیار زیادی می گرفتیم . اگر شخصیت ایشان برای جوانان امروز روشن شود به دنبال قهرمانان پوشالی هالیوود وبالیوود و...نخواهند رفت
با سلام و خسته نباشید میخواستم بگم در تاریخ 10 شهریور درعملیات کربلای 2 در منطقه حاج عمران کردستان شهدای دیگری از خوزستان ازجمله سردار سرتیپ پاسدار شهید قدرت الله علیدادی فرمانده شجاع محور عملیاتی لشکر 9 بدر نیز شهید شدند که متاسفانه به فراموشی سپرده شده
به یاد آخرین عملیاتی که در رکابش بودم.در اسارت خبر شهادتش را که شنیدم به حال خودم افسوس ویه متعالی شدن ایشان غبطه خوردم.
روح ایشان وشهید چراغچی وشهید رجبعلی محمد زاده وشهید برونسی دیگر شهدا وامام را با صلوات یاد وشاد کنیم.
شهدا شرمنده ایم. شفاعت ما را در قیامت یادتان نرود.روحتان با امام حسین محشور باد
ای کاش بادیدن این تصاویر برخی ها به خود آیند وماحصل انقلاب ودستاوردهای انرا مرهون خون این شهیدان بدانند راهشان پاینده ونامشان تا ابدجاودان باد
درود بر شهداء اسلام و میهن اسلامی . و یقیناً ایران اسلامی نخواهد گذاشت شرمنده آقا امام زمان (ارواحناه فداء) و خون شهداء شویم. که گذشت زمان آن را نشان خواهد داد. اصولا این خون ها بیمه راهی است که باید برویم. ای کاش از رهرو حقیقی علی (ع) ، دلاور و دولتمردی به معنای حقیقی مسلمان و همرزم شهید کاوه ، مردی با کرامات والا و مردمی حاج آقای بختیاری ، وزیر فعلی دادگستری یادی می کردند. از اولیاء ا... است . ای کاش از رشادت های ایشان و اخلاق زاهدانه ایشان چه در دوران قبل از انقلاب ، چه بعد از انقلاب ، دوران دفاع مقدس و اکنون مورد توجه قرار می گرفت.
باسلام و تشکر از همه کسانی که یاد می کنند عاشقان و پیروان حقیقی آل محمد (ص) و ایران عزیزمان را. انصافاً شهید کاوه ها هنوز زنده اند، اگر با چشم انصاف دیده شوند. قدر بدانیم و خدا را شاکر باشیم.
من از همرزمان آن شهید هستم و در عملیات قادر در خاک عراقدر کنار ایشان واز فرماندهی ایشان لذت مبردیم و در حالی که دستش از عملیات بدر مجروح بود جلوی گردان حضرت رسول ما را پیاده در شب جهت استقرار در بلندی های منطقه هدایت می کرد . یادش گرامی بادبه امید اینکه امثال این شهدا از ما راضی باشند.
درود خدا به روان مقدس و وجود نازنین شهدا از ازل تا ابد
یاد امام و شهدا دلو میبره کربلا
روح ان شهید شاد
البته باید بگویم اگر ممکن است از همسنگر شهید در عکسی که با شهید صیاد شیرازی وشهید کاوه وجود دارد درکنارشان سمت چپ نفر سوم شهید حاج قلی محبوبخواهع یکی از فرزندان برومند منطه میاندواب می باشد که جا دارد از رشادت های ان شهید نيز مطالبی بنويسيد
روح تمام شهدا شاد
دم محمد گرم با کامنتش......
واقعا هم همینه الان زبانمان عربی بود و شبها با لگد این آدمها به در کوچه هامون بیدار می شدیم....باید باور کرد اگر اینها نرفته بودن چی میشد؟؟؟؟؟
روحش شاد یادش گرامی وراحشان پرنور.
بنده از تیر ماه سال 61 تا مرداد ماه سال 62 به همراه تیپ شهدا در منطقه پیرانشهر و آزاد سازی محور پیرانشهر به سردشت حاضر بودم و جانفشانیها ی ایشان و شهیدان بروجردی و صیاد شیرازی و قمی و یارانشان را از نزدیک و با تمام وجود درک کرده ام و با خواندن این متن تمام خاطرات گذشته ام به یکباره زنده شد خداوند تمام شهدای این انقلاب بالاخص شهدای مظلوم کردستان را قرین رحمت بفرماید روحشان شاد .
امثال چه گوارها و فیدل ها باید جلوی سردار کاوه لنگ رشادت و ایمان بیاندازند متاسفانه در نمایشگاههای فرهنگی و کتاب و هنری کشور پرشده از عکس این شخصیتهای جهانی که الحق در مقابل این شیران بیشه زهد و تقوی و جهاد و از خودگذشتگی بسیار کم دارند و قابل مقایسه نیستند...مع الاسف خیلی از هم میهنان عزیزمان شناخت روشنی از سرداران دفاع مقدس ندارند و این مسئولیت نهادهای فرهنگی را بسیار سنگین مینماید...
خدا به پدر شهید کاوه سلامتی وقوت دهد که محمود هر چه دارد از تربیتهای پدر دارد. پدر بود که محمود را دلاور و متقی و دشمن شکن بار آورد.انشاءاله هردوی ایشان در پیشگاه خدا از مقربین خاص باشند. امین یارب العلمین
شهداء درقهقهه مستانه شان عندربهم یرزقونند
خداوند روح تمامی شهدای دفاع مقدس را غریق رحمت خود فرماید
براي امام شهدا و شهيدان و اين شهيد بزرگوارصلوات
ایران همیشه بیمه رشادتهای این سرداران است
یاد ونام شهید کاوه بچه جنوب خراسان (روستای بیهود قاین) گرامی باد
خوشا آنانکه با عزت زگیتی بساط خویش برجیدند ورفتند
و چه بی ادا هستند همسر و دختر این شهید بزرگوار به یادش برای سلامتی محمود کوچولو نوه این عزیز دعا کنیم.
روحش شاد و صلوات بر روح تمام شهيدان راه خدا...اي كاش به ياد رشادتها و فداكاريهاي تمام شهيدان راه انقلاب و ميهن عزيزمان ايران اسلامي و در راستاي اهداف نظام مقدس صادقانه تر در راه آباداني كشور و رفاه مردم عزيزمان گام برداريم...
شفیع جوانان وطن باش واز خدا بخواه که جوانان عاقبت به خیر شوند
مات ایران قهرمان دنیاست شهدا همیشه زنده اند
اگه امثال شهید کاوه ها نبودن .حال وروز ایران وایرانی چگونه بود.
روحت شاد اي سردار دلير اسلام و اي فرزند پاك ميهن كه براي حفظ وطن و حفظ ناموس از جان شيرين گذشتي رحمت بر شير پاك مادرت و لقمه حلال پدر كه اين چنين فرزندي راتربيت نمود
روحش شاد
روحش شاد وان شالله با رسول اکرم محشور گردد
شادی روح تمامی شهدا اسلام صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد
لازم به ذکر است که روستای پدری ایشان به نام بیهود از توابع قائنات حدود 5 ماه است که به علت عدم توانایی پرداخت هزینه سوخت فاقد حمام است
بنده به عنوان یکی از همراهان شهید کاوه در شب شهادت باید به این مطلب اعتراف کنم که به دلیل اینکه روحیه بچه ها با شهادت شهید کاوه به هم نریزد قرار شد شایعه کنیم که ایشان زخمی شده است در حالی که واقعا تا پائین کوه که آوردیمش هنوز زنده بود و مشغول ذکر ولی قیل از رسیدن به ماشین دیگر روح پاکش از عالم خاک به عالم پاک پرواز کرد و برای همیشه مارا عزادار کرد ...روحش شاد و یادش گرامی
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران...........شهدا شرمنده ولي پايدا
مسئولين ما پس از جنگ مارا در مقابل خون شهدا ايثار وشهامت جانبازان دلتنگي ازادگان وهرآنكس كه 8 سال براي اين مملكت جنگيد ند شرمنده مان كردند.خداوند به ان ها انصاف بدهد .
یاد باد آن روزگاران یاد باد
سرداردلير كردستان شهيدمحمود كاوه روحت شاد امنيت كردستان مرهون زحمات شما دلير مردان عرصه ايثار وشهادت بود كه ضدانقلاب از سايه شما لرزان مي شد ياد امير صياد شيرازي ،سردار شهيد بروجردي ، سردار شهيد چمران وسردار شهيد ناصر كاظمي وسردار شهيد طباطبايي وديگر شهدا بخير براي شادي روحشان صلوات
با تشکر از شما که یاد شهدای گرانقدر در خاطره ها زنده نگه می دارید. سلام ودرود خدا بر شهدا علی الخصوص شهید محمود کاوه
آنها که رفتند حسيني اند و آنها که ماندند بايد زينبي باشند وگرنه يزديند!!!چند نفر زينبي سراغ داريد؟؟؟!!!
خوشا آنان که باعزت زگیتی /بساط خویش برچیدندو رفتند/ز کـالاهاي اين آشفته بازار/ محبت را پسنـديدنـد و رفتند.
یقیناً خدمات و زحمات عاشقانعه این سردار رشید اسلام به ویژه خون مقدس پاکش نه تنها اسلام وانقلاب را بیمه کرده بلکه تهاجمات فرهنگی دشمن جنایتکار آمریکای جهانخوار و همرزمانش را تا قیام قیامت نابود خواهد ساخت.
خدا را به آبروی مقربانش که شهدا هستند قسم می دهم ما را پاسدار خون تمامی شهدای انقلاب وجنگ تحمیلی بدارد.
شايا هيچ چيز براي خانواده شهدا و خود شهدا درد ناکتر از اين نباشد که از آنها استفاده ابزاري گردد وقتي مسئولين بوي جنگ را حس مي کنند مردم مي شوند آقا و سرور و شهدا اين افتخار را پيدا مي کنند که يادمان داشته باشند!!! ولي وقتي همجا آرام است آقا و آقازاده ها فکر تجارت و رانت و پرکردن جيبند چند وقت است با تهديدات خارجي با شهدا از زير خاک بيرون آورده شده و افتخار آفرينان ناميده مي شوند!!!!!
روخش شاد ، اما كجائيد اي سرداران هشت سال دفاع مقدس كه خونتان را فرش خيابانها كردند و بدون هيج پروائي روي آن مي رقصند و با كنايه از كنار آن مي گذرند آيا روزي مي رسد كه اين افراد جوابگوي خون شهدا باشند.
تمامی شهدا خوب بودند که اگر چنین نبود شهادت تصیبشان نمی شد خداوند ما را رهرو واقعی راهشان قرار دهد
تابناک عزیز لطفاً از شهدا بسیار بنویسید نگذار در پس زندگی روزمره آنان گم شوند چون یاد آنها هم هدایت است
متشکرم
نسأل الله منازل الشهداء
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.