آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
4بازدید

عواقب ازدواج ديرهنگام و زودهنگام

خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ مِن آياتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَيها وَ جَعَلَ بَينکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در اين آيه سه فايده؛ « لِتَسکُنوا إلَيها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستي)» و «رَحمَة (مهرباني)» براي ازدواج بيان مي‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمين محمدحسين حق‌جو، از پژوهشگران و اساتيد مشاوره حوزه علميه در گفتگو با «حوزه نیوز» بررسی به آسيب‌هاي ازدواج زودهنگام و ديرهنگام و نيز مسايل مربوط به آن پرداخت.

* ازدواج ديرهنگام چه آثار نامطلوبي را در جامعه مي‌گذارد؟

ازدواج، «دير هنگام» و «زود هنگام» مشکل‌آفرين خواهد بود. در حقيقت ازدواج بايد «به‌هنگام» باشد.

افرادي‌که ديرهنگام اقدام به ازدواج مي‌کنند، دچار مشکلات عديده‌اي مي‌شوند.

خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ مِن آياتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَيها وَ جَعَلَ بَينکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در اين آيه سه فايده؛ « لِتَسکُنوا إلَيها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستي)» و «رَحمَة (مهرباني)» براي ازدواج بيان مي‌کند.

اين سه عنصر به بُعد متافيزيکي (روان شناختي) انسان اشاره دارد. دين به ما مي‌گويد 80 درصد از انگيزه، فلسفه ازدواج، به تأمين نياز‌هاي رواني اختصاص دارد. 20درصد در تأمين نياز‌هاي جنسي خلاصه مي‌شود. اما متأسفانه در برخي مجامع شنيده مي‌شود که عامل اختلاف خانوادگي، مسائل جنسي مي‌باشد! اين نظر «فرويد» است. فرويد مي‌گويد؛ عامل سعادت فرد، خانواده و جمع، غريزه جنسي است! دين اسلام چنين نظري را قبول ندارد و آن‌را اشتباه مي‌داند. اسلام مي‌گويد؛‌بخش مهمي از ازدواج، تأمين نيازهاي روحي و رواني است. وقتي ازدواج به تأخير بيفتد، نخست؛ گسترش خلأ‌هاي عاطفي رخ مي‌دهد. وقتي خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتي چون؛ افسردگي، نااميدي، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگري، را در پي خواهد داشت.

دومين اثر سوء در تأخير ازدواج، «توسعه بي‌عفتي‌ها» است. پسر يا دختري‌که ازدواج آن‌ها به تأخير افتاده‌است قدرت کنترل غرايز جنسي را نخواهد داشت و به ورطه بي‌عفتي خواهند افتاد که در نتيجه، بي‌عفتي چنين افرادي، دامن‌گير خانواده‌هاي آنان نيز خواهد شد. خانواده‌اي که زمينه ديرهنگامي ازدواج فرزند خود‌را به بهانه‌هاي مختلف همچون؛ «هنوز بچه‌است، فوق ليسانس خود‌را نگرفته و...» فراهم کند، درواقع به بي عفتي او کمک کرده‌است. يک وقت خواهند ديد فرزند، فوق ليسانس خود‌را گرفت، اما فاسد‌الاخلاق شد. يا در اين رابطه کارش به مراجع قضايي کشيده‌شد.

*تاخير در رسيدن به کمالات انساني

سومين مورد از آثار سوء تأخير ازدواج،‌تأخير کمالات انساني است. يکي از آثار ازدواج صحيح و به‌هنگام،‌کمال‌يابي و کمال‌دهي انسان است. در روايت هم وارد شده‌است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دينش کامل مي‌شود.

وقتي دختر و پسر، ازدواج نمي‌کنند يا دير ازدواج مي‌کنند، خلأ ديني و رشدي پيدا خواهند کرد.

*بي‌توجهي به سنت‌هاي الهي

مورد ديگر در تأخير ازدواج، بي‌توجهي به سنن الهي و سيره اهل‌بيت(ع) است. اگر تحليل‌هايي که بعضي از والدين عنوان مي‌کنند را ملاک قرار دهيم،‌بايد «نعوذ بالله» به پيامبر اکرم(ص) اعتراض کنيم؛ چرا دختر نُه ساله خود را تزويج نمودي؟! چرا اميرالمؤمنين که هيچ مال و اموال نداشت را همسر دخترت قرار دادي؟! اميرالمؤمنين(ع) با فروش زره خود توانستند مقداري وسائل منزل تهيه کرده و زندگي خود را آغاز کند. وسائلي که با فروش زره تهيه شد يک ميليونم از وسايلي‌است که امروزه والدين براي دختران خود هزينه مي‌کنند و بعد هم عنوان مي‌کنند که نتوانستيم وسائل زيادي فراهم کنيم!

*ترويج ناامني‌ها

«توقف ارتقاء» از ديگر آثار در تأخير ازدواج مي‌باشد. يعني جواني‌که متدين و مؤمن است با ازدواج مي‌تواند حرکت‌هاي جهشي در مسائل مختلف داشته‌باشد، اما با تأخير در ازدواج، اين ارتقاء يافتن، متوقف مي‌شود.

اثر ديگر تأخير ازدواج، ترويج نا امني‌هاي اجتماعي است. خيلي از مسائلي که در جامعه رخ مي‌دهد، ريشه آن‌ها از تأخير در ازدواج نشأت مي‌گيرد.

همانگونه که دختر‌ها امنيت اجتماعي ندارند، پسرها نيز اين امنيت را از دست داده‌اند. امروزه شاهد هستيم که بسياري از پسر‌ها مغفول دختر‌ها قرار مي‌گيرند. يعني دخترها، پسرها را گمراه مي‌‌کنند.

«آسيب‌پذيري جامعه» نيز از آثار تأخير در ازدواج مي‌باشد.

گاهي مباحثي که در جامعه رخ مي‌دهد، حتي در مسايل سياسي؛ ريشه‌اش در تأخير ازدواج مي‌توان جست‌وجو کرد. جواني‌که بعضا حرکات سياسي و ضدانقلابي ايجاد مي‌کند، اگر کارشناسان بررسي کنند، متوجه خواهند شد که يکي از ريشه‌هاي آن خلأ‌ها و عقده‌هاي رواني است. مثلا بعضي گروه‌ها، پسر و دختري که در اثر تأخير ازدواج دچار انحراف فکري، اخلاقي و سياسي شده‌اند، را براي اهداف خاص خود جذب مي‌کنند و اين مسأله، مشکلات سياسي را نيز به‌وجود آورده‌است.

* چه عواملي را در تأخير ازدواج مؤثر مي‌دانيد؟

اولين عامل پيوند دادن برخي مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخير ازدواج است، مثلا والدين موضوعاتي مثل؛ تحصيل، شغل، سربازي و درآمد را به ازدواج پيوند مي‌دهند.

در زندگي‌هاي گذشته، اين مسائل در جايگاه خود داراي اهميت بوده‌است و اگر جواني مؤمن، متدين و فعال درخواست ازدواج مي‌کرد، درخواست او مورد قبول قرار مي‌گرفت و به تدريج شغل و درآمد او با همراهي و کمک والدين مهيّا مي‌شد.

چه اشکالي دارد که والدين پسر و دختر، با کمک همديگر زمينه شغل، مسکن و درآمد را براي فرزندان خود فراهم کنند.

دومين مورد، کاهش توکل والدين و فرزندان است. متأسفانه برخي والدين، جواني‌را که داراي تمکن و تمول هستند را قبول داشته و نسبت به جواني‌که مال و اموالي ندارد، بي‌اعتنايي مي‌کنند، درصورتي‌که همان افراد، وقتي خود ازدواج مي‌کردند، هيچيک از مواردي که از پسر يا دختر درخواست مي‌کنند، نداشتند و در مسير زندگي به خيلي از امکانات دست يافتند. اما نسبت به پسر و دختر خود همان تفکر را پياده نمي‌کنند!

*بي‌اعتنايي والدين

«بي‌اعتنايي والدين نسبت به ازدواج» از ديگر عوامل تأخير ازدواج است. يادم هست که در گذشته افراد فاميل (دايي، عمو، خاله، عمه) دست به دست همديگر مي‌دادند و زمينه ازدواج پسر يا دختري را فراهم مي‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنين مواردي پيدا مي‌شود.

اگر در ازدواجي که صورت مي‌گيرد هداياي ازدواج، به‌خوبي مديريت شود، بخشي از هزينه‌هاي زندگي با اين هدايا تأمين مي‌شود. متأسفانه در برخي از موارد، مشاهده مي‌شود هدايايي داده‌ مي‌شود که علاوه بر حمل طاقت‌فرسا، هيچ استفاده‌اي از آن‌ها نمي‌شود و يا حتي اين قبيل وسائل را قبلاً زوجين تهيه کرده‌بودند.

*يک انتقاد از رسانه‌ها

از ديگر عوامل تأخير ازدواج «مدل‌هاي موجود در مطبوعات و رسانه‌ها» مي‌باشد. مثلا مشاهده مي‌شود فيلمي از زوج تازه ازدواج‌کرده در تلويزيون نشان مي‌دهند که خانه آن‌چناني،‌آشپزخانه مجهز، مبلمان و ماشين مدل بالا را به تصوير مي‌کشد. حال بايد پرسيد آيا اکثر جوانان امروزي اين امکانات را دارند يا عدّه قليلي اين‌چنين زندگي مي‌کنند! اين مدل، غلط، اشتباه و غربي است که از رسانه‌هاي دولتي، به عموم جامعه نشان داده مي‌شود. بنده در يک جلسه‌اي خطاب به مسئولان صدا و سيما عنوان کردم شما با اين کار خود، جوانان را تحقير مي‌کنيد. جوان با ديدن چنين صحنه‌هايي مي‌گويد؛ من عُرضه داشتن چنين خانه‌اي را ندارم، تا آخر عمر نيز اگر تلاش کنم نمي‌توانم چنين خانه‌اي را براي خود فراهم کنم. بنابراين رسانه‌ها با اين کار خود، مدل اشتباهي را تبليغ مي‌کنند. يا نشريات مدل‌هاي غربي را ترويج مي‌کنند. اين در حالي است که اکثر جوان‌ها در ابتداي زندگي خود، از داشتن پنجاه متر منزل مسکوني محروم هستند.

*الگوهاي نامناسب

«ارائه مدل از برخي افراد متمول» نيز از ديگر موارد مؤثر در تأخير ازدواج است. مثلا پدر دختر و پسر، هردو ميلياردر، براي فرزندان خود جشن عروسي چندصد ميليوني مي‌گيرند و انواع و اقسام پذيرايي را براي ميهمانان ارائه مي‌دهند؛ وقتي پنجاه خانوار از افراد متوسط جامعه، چنين جشني را به چشم مي‌بينند با خود مي‌گويند؛ ما کي توان برپايي چنين جشني را داريم؟ و در اثر اين عدم توان، تصميم مي‌گيرند زمينه ازدواج فرزندان خود را فراهم نکنند. پس بايد اين مدل‌ها به عنوان مدل اشتباه اجتماعي و خانوادگي مطرح شود نه اين‌که به عنوان امتياز در جامعه مطرح شود، ما بر حلال بودن يا حرام بودن پول‌هاي مصرف شده کار نداريم، اما مدل، مدل اشتباهي است که ترويج مي‌شود.

از ديگر موارد تأخير ازدواج «توقع زياد خانواده دختر يا پسر» از طرف مقابل مي‌باشد که در تأخير ازدواج سهم بسزايي دارد.

«اختصاص يافتن کار به امور اداري يا دولتي» در تأخير ازدواج نيز تأثير دارد. بعضي از والدين دختر عنوان مي‌کنند اگر پسر، کارمند دولت باشد، مانعي براي ازدواج ندارد. مگر درآمد يک کارمند از درآمد شغل آزاد بيشتر است؟ الآن مشاغل فني درآمد بيشتري نسبت به کارمند کسب مي‌کنند. اما متأسفانه، کسي که پائين‌ترين شغل را از حيث رتبه در ادارات دولتي داشته‌باشد، مقبوليت دارد.

* آيا فقر مادي بيشترين تاثير را در تأخير ازدواج دارد يا فرهنگ اشتباهي که درمورد فقر مادي وجود دارد، تأثير گذار است؟

همان‌طورکه بيان شد، معتقدم هيچ مرد و زني نسبت به خود، در ابتداي ازدواج، امکانات کامل نداشتند يا از صفر و يا نزديک به صفر شروع کرده‌اند. ماهم بايد همين نگاه و درخواست را از يک جوان داشته‌باشم. در خيلي از جلسات که بحث مالي مطرح مي‌شود از والدين سؤال مي‌کنم: شما وقتي که ازدواج کرديد آيا اين درآمدي که الآن بدست مي‌آوري؛ در ابتداي ازدواج کسب مي‌کردي؟ يا درآمد تو بسيار کمتر از اين بود؟

حال چگونه توقع داري، جواني‌که در آغاز راه است، همه امکانات رفاهي را در اختيار داشته‌باشد. کسي نمي‌گويد مسائل مالي مهم و لازم نيست. اما اين تفکر و فرهنگ که فقط با وجود شغل و اموال آن‌چناني مي‌توان ازدواج کرد، صحيح نيست.

مسأله ديگري که حائز اهميت مي‌باشد، مديريت کردن زن و مرد در محيط زندگي است. خيلي از جوانان و خانواده‌ها درآمد کافي دارند، اما فاقد «عقل معاش» هستند. يعني مديريت اقتصادي ندارند، بلد نيستند چگونه خرج کنند.

اکثر جوانان چه پسر و چه دختر، عقل معاش ندارند. گرچه تلويزيون گاهي درباره مصرف بهينه برق، آب و گاز، اطلاع‌رساني انجام مي‌دهد، اما مصرف بهينه بايد در همه امور جريان داشته‌باشد. مثلا غذايي که در منزل پخته مي‌شود، 50درصد نسبت به غذاي بيرون تفاوت قيمت دارد. به‌جاي اين که ماهانه صدهزار تومان از بيرون غذا تهيه شود، زن و شوهر مي‌توانند با کمک يکديگر با نصف قيمت، همان غذا را آماده کنند. علاوه‌بر اين‌که هزينه‌ها کاهش مي‌يابد، غذاي سالم‌تري هم مصرف خواهند کرد. گرچه اين موضوع، مباحث زيادي را هم در بر دارد. ولي اگر مديريت معاش به‌خوبي انجام شود، يک لذت خاصي هم براي زن و شوهر به‌همراه دارد و ضمن کار کردن در کنار يکديگر، انس و الفت بيشتري باهم خواهند داشت. اما اگر غذا از بيرون تهيه شود و هزينه زيادي هم بابت آن پرداخت شده‌ باشد، ممکن است همين موضوع بهانه اي براي درگيري باشد. مثلا مرد بگويد؛ بخاطر تنبلي شما (زن)، اين‌همه هزينه شده است و در مقابل، زن نيز در مقابل شوهر، موضع‌گيري انجام دهد.

* آيا دستگاه‌هاي دولتي به وظيفه خود در اين راستا عمل نموده‌اند؟

نسبت به گذشته کارهاي خوبي انجام شده‌است، ولي ايده‌آل نيست. دولت هم بخشي از مجموعه ملت مي‌باشد و اگر بخواهد همه مشکلات فرا روي اين مسأله را رفع نمايد، خانواده‌ها جايگاه خود را از دست خواهند داد.

* شيوه کمک‌هاي دولتي و خانواده‌ها را در اين مسأله مناسب مي‌دانيد؟ راهکارهاي شما در اين رابطه چيست؟

به نظر مي‌رسد تسهيلاتي مثل مسکن، وام ازدواج و...، از کف هم پائين‌تر است. يعني دولت کف را در نظر گرفته است. مثلا يارانه‌اي که پرداخته مي‌شود، در مقابل حقوق متعادل يک خانوار بسيار ناچيز است. اما رويکرد دولت اين است که به خانواده‌هاي نيازمند کمک شود.

اگر فقط دولت نقش تأمين کننده مسائل مالي را ايفا کند، نقش خانواده‌ها بسيار کمرنگ شده، چه بسا عوارض جانبي نيز به ‌همراه خواهد داشت.

من به يک پدر گفتم: شما چقدر به فرزندت کمک مي‌کني؟ گفت فلان مقدار. گفتم، شما فرض کن فرزندت هنوز ازدواج نکرده و در خانه توست؛ همين خرجي که در دوران مجردي به او مي‌دادي،‌ بعداز ازدواج نيز به او اهدا کن. با اين تفکر، والدين مي‌توانند تا حدودي مشکل مالي جوانان‌را رفع نمايند.

مورد ديگر اين‌است که متأسفانه جوانان امروز خيلي تنبلي مي‌کنند. فقط دوست دارند که در ادارات پشت ميز نشسته و کار کنند و نسبت به کارهاي سخت، رغبتي نشان نمي‌دهند. من معتقدم الآن، بزرگتر‌ها بيشتر از کوچکتر‌ها زحمت مي‌کشند. کوچکتر‌ها عادت به خوردن و خوابيدن پيدا کرده‌اند.

مع‌الاسف بايد گفت؛ خيلي از دخترهايي که ازدواج مي‌کنند چنين هستند. پسرهايي مراجعه مي‌کنند و مي‌گويند که خانم من يک غذاي ساده نمي‌تواند درست کند. دختري که در سن بيست تا بيست و پنج سالگي است چرا نبايد يک غذاي معمولي درست کند!

در نتيجه چنين خانواده‌اي غذاي مصرفي خود را بايد از بيرون تهيه کند و مخارج زندگي آن‌ها چند برابر خواهد شد.

بنابر اين زوجين، بخش مهمي از ساماندهي خانواده‌را به دوش دارند که بايد با تلاش بي‌وقفه خود، مهارت‌هاي تغذيه، مهارت‌هاي اقتصادي،‌اخلاقي و معنوي را در خانواده افزايش دهند.

متأسفانه مهارت‌هاي معنوي در بسياري از خانواده‌ها کمرنگ شده است.

آيات، روايات و اعمال سفارش شده‌اي وجود دارد که با انجام آن مي‌توان فوائد زيادي را کسب کرد. مثلا اعمالي در منابع اسلامي وجود دارد که با انجام آن، روزي انسان زياد خواهد شد. مثلا گناه، عامل کاهش رزق و روزي انجام‌دهنده آن است.

زوجي که موسيقي گوش مي‌دهند، به نماز بي‌توجهي مي‌کنند، قرآن نمي‌خوانند، بي‌احترامي به بزرگ‌تر‌ها مي‌کنند، بي‌ادبي به والدين انجام مي‌دهند؛ نبايد انتظار داشته باشند که رزق و روزي آن‌ها زياد شود. توصيه مي‌شود که زوج‌هاي جوان،‌ نسبت به انجام امور معنوي و عمل دستورات اسلامي حساسيت داشته تا آثار آن ‌را مشاهده کنند.

بارها شده افرادي که مراجعه مي‌کنند و مشکلاتي را مطرح مي‌‌کنند، مي‌گويم هر صبح که از خواب بلند مي‌شوي نزد والدين خود برو و ضمن بوسيدن دست آن‌ها، درخواست کن برايت دعا کنند. در روايت نيز وارد شده که دعاي والدين روزي‌را زياد مي‌کند. خواندن قرآن، توجه به نماز و... رزق روزي را زياد مي‌کند.

مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح‌الجنان راه‌هاي افزايش روزي‌را بيان کرده‌است.

 در نتيجه خلأهاي ارتباط معنوي باعث شده که انسان در تنگنا قرار گيرد. مشکلاتي که با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات مي‌توان آن‌ها را دفع و رفع نمود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۱۰:۱۶

من ادم معتقدي هستم وقصد ندارم چيزي رو زير سوال ببرم اما مطمئنا اين روش ازدواج كه در قشر مذهبي جامعه رواج داره اصلا درست نيست و مي تونه عواقب ناگواري براي زوجين داشته باشه دو نفر كه مي خوان يه عمر با هم باشن به خاطر محدوديتهاي جامعه فقط چند بار به صورت محدود با هم ملاقات مي كنن و متاسفانه چون تحت تاثير نيازهاي جنسي هستن خيلي از واقعيتها رو اصلا نمي تونن ببينن و بعد از ازدواج كه از لحاظ جنسي به تعادل نسبي مي رسن تازه مي فهمن كه چه چيزايي رو نديدن.
بنده شخصا قرباني اين واقعيت شدم و با يك بچه 7 ساله در حال جدايي هستم.لطفا خيلي دقت كنيد.

M۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۹:۴۰

آهای ! همه کسانی که این همه نظر دادین ! نظر شما در مورد کسی که بختش رو بستن و اصلاً نمیتونه ازدواج کنه چیه ؟ و هر بار که می خواد ازدواج کنه یک مانع جلوی راهشه که واقعاً باور نکردنیه !!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۹:۱۶

مشکل مسائل مادی نیست بلکه توقع بی جای مادی است. من 15 سالگی زن می خواستم و گریه می کردم که زن می خوام. اما گفتند باید دیپلم بگیری و خدمت سرباز ی را هم انجام بدهی بعدا زنت می دیم. ما هم متاسفانه قبل از خدمت سربازی دانشگاه قبول شدیم و بعد از دانشگاه هم سربازی و از آن موقع تاکنون که 35 ساله شدم دنبال یک دختر هم تیپ هم شان خودم هستم که با فرهنگ من سازگاری داشته باشد اما پیدا نکردم. یعنی 20 سال بعد از گریه کردنم بخاطر زن خواستن هنوز مجردم و در تنهایی زندگی می کنم. چون شغلم در تهران است و فوق لیسانسم را نیز اینجا گرفتم. و از فرهنگ بومی خودم دور افتادم. پس به هوش باشید و زود ازدواج کنید . شکاف نسلی و مهاجرت از موانع جدی در ازدواج محسوب می شود.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۹:۰۰

همه دخترها هم پر توقع نیستند دخترانی هستند که کارمند هستند حقوقی دارند منزلی هم با وام بانکی تهیه کرده اند و فقط به سالم بودن کسی که برایشان خواستگاری می یاید فکر می کنند ولی خواستگاران یا از نظر سنی خیلی کوچکتر هستند یا مشکل اخلاقی دارند بعد که ازدواج نمی کنند میگویند پر توقع هستند در صورتی که فقط به سالم بودن طرف مقابل فکر می کنند

جواد۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۸:۱۴

انسان همواره در سختی بوده

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۷:۳۶

اين اخري خيلي حرف مفت زده مي گويند گرسنگي نكشيدي كه عاشقي ازسرت بره 40 ميليون رهن يك خانه 70 متري است 20 ميليون خرج عروسي به دعوت 100 نفر است ( كه همين خواهر برادرها مي شوند 100 نفر) 20 ميليون خرج خرج خريد بازار است روي هم رفته دست كم 80 ميليون از ان طرف هم 40 ميليوه خرج جهيزيه ساده و 20 ميليون خرج خريد ها و چييزهاي ديگه .....لطفا كمك كند ما عروس و داماد بشويم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۷:۳۰

من فوق لیسانس دارم 26 سالمه و 3 ماه دیگه مونده خدمتم تموم شه اما جرات ندارم زن بگیرم چون کار ندارم

zaman۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۷:۲۸

با سلام به همه- من 4 ساله ازدواج كردم- ولي اگه از اول ميدونستم اين دخترها چه توقعاتي دارن چه به روز آدم ميارن اصلا تن به اين كار نمي دادم- هيچ كسي برا آدم پدر مادر نميشه.

omid۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۶:۵۲

حرفای همه درسته.ولی منه بدبخت چه کار کنم که همه چی دارم ولی میگن 21 سالگی زوده. سربازی نرفتی.....ای خدا....

jamshid۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۴:۴۴

اولا ازپشت این رایانه بلند شید وبزنید بیرون .دوما تصمیم بگیرید به موقع ازدواج کنید مطمئن باشید خدا هزینه ازدواج را تامین میکنه .اگرهدفتون از ازدواج تکامل باشه وبه خدا توکل کنید ودر زندگی قناعت را پیشه خود نمائید هم کار هم روزی را خداوند ضمانت کرد ه .بشرطی که درهمه جوانب خدائی عمل کنید .مطمئن باشید موفق خواهید بود تعجبم اینه با انهمه تحصیلات عالی چرا خدا وبزرگواریشو ضعیف یا ندید میگیرید.

پسر خوب مامان۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۵۱

پسر داییم بیست و هفت سالشه و تازه نامزد کرده کارمنده و حقوقشم 700 تومانه خانوادش بهش میگن هنوز زود بود ما میخندیم میگیم پس کی ازدواج کنه وقتی پیر شد!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۲۸

عواقبش رو که از وقتی که به این سن رسیدیم فهمیدیم یه چیزی برای راه حل بنویس حد اقل یه ذره دلمون خوش شه
در ضمن دختری که به 14 سکه مهریه راضی باشه یعنی میخواد زندگی کنه ولی اونکه مهریه سنگین تعیین میکنه فقط میخواد بعد از سواری گرفتن و عشق و حالش طلاق بگیره و مرده تا آخر عمرش کار کنه و زنه تا آخر عمرش این مهر عندالمطالبه رو بگیره و بره سراغ عشق وحالش

مهدی۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۵۷

من بیست و چهار سالمه و لیسانسم اسم ازدواج رو میارم میگن چه پرو شدی بچه!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۲۱

جناب حق جو. خوش به سعادت شما که پول ازدواج داری. ما که نداريم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۳:۳۱

البته همه چي پول نيست. من ٣٣سالمه و ٣٠ ميليون درامد ماهيانه ولي مي ترسم زن بگيرم.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۳۵

به نظر من ریشه ی بسیاری از اختلالات و مشکلات فرهنگی و اجتماعی ما ریشه در مساله دیر ازدواج کردن داره.
چون کسی که ازدواج نکرده باشه و مسولیت زندگی رو دوشش نباشه میره دنبال هرزه گردی و دوست بازی و غیره که آخرش سر از گروه هایی مثل شیطان پرستان در میاره.
به نظر من کسی که به موقع ازدواج کنه هرگز تو این دام ها نمیفته.
خود جنبه ی مادی هم تو ازدواج موثر نیست، چون چه بسیار آدم هایی که موقع ازدواج هیچی ندارن و بعد از ازدواج به همه چی میرسن و چه بسیار آدمهایی که قبل از ازدواج همه چی دارن و بعد از ازدواج ورشکست شدن، بلکه چیزی که موثره جنبه تبلیغاتی و توقعات بالای جوانان برای ازدواج هست.
باید تو جامعه فرهنگ سازی بشه.

hossein rashidi۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۳۴

سلام قابل توجه دولت و دفاتر ثبت. من یک پناهنده افغانی هستم ما وقتی که میخواهیم عقدنامه دریافت کنیم باید به سفارت افغانستان برویم. در سفارت اگر مهریه دختر از 150 سکه کمتر باشد آن را ثبت میکنند ولی اگر از150 سکه بیشتر باشد، فقط در عقدنامه 150 سکه ثبت میشود که به نظر من این خود نوعی جلوگیری از مهریه های آنچنانی میباشد.

مجتبی۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۲۸

من دانشجوی دکتری هستم و درآمد بدی ندارم و کفاف یه زندگی ساده رو میده. اما میترسم که برم خواستگاری از من ماشین ، خونه و صد تا چیز دیگه بخوان. به خاطر این ترجیح میدم الان ازدواج نکنم. راستش اصلا ازدواج نکنم. پولام رو جمع کنم بعد از فارغ التحصیلی برم خارج! . . .

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۲۲

بهترین کار رو میکنی

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۲۳

آدم چه ازدواج بکنه یا نکنه در هر دو حالت پشیمون میشه البته در اوضاع الان ازدواج کردم اصلا" عاقلانه نیست.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۱۸

خانم دختر ایران مطمئن باش که اگر چماق مشکلات اقتصادی مثل بیکاری و مسکن و البته توقعات زیاد روی سر پسرها نبود امثال شما که با حجب و حیا هستید در اولویت انتخاب پسرهای خوب مثل خودتان قرار داشتید و اون دخترهای که اهل دوستی باپسران هستند شاید بتوانند شوهر پیدا کنند اما همه میدانیم که بیشتر از شوهر پیدا کردن تداوم یک زندگی خوب است که مهم است.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۰۱

من توی 28 سالگی ازدواج کردم و کارم هم خوبه حقوق کارمندی بدی نمی گیرم ولی الان پشیمانم از ازدواج چون کلی هزینه کردم اخرش یه دختری گیرم اومده که دلواپسی هام رو نمی فهمه و همش بفکر دلخوشی خودشه
اولا بدون کار ازدواج نکنید ثانیا با هرکسی ازدواج نکنید ثالثا اگه ازدواج کردین زنتون رو زیاد تحویل نگیرین چون بدجور پررو میشن

عاطفه۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۱۰:۰۶

بنظرم بهتر بود می فرمودید با کسی ازدواج کنید که دلواپسی هاتونو بفهمه! نه اینکه زنتون رو زیاد تحویل نگیرید! واقعا کوته فکریه این حرفتون

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۳۸

مقصر خودتی که توانتخابت چشاتو خوب باز نکردی همه زنها که مثل هم نیستن

روانشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۰:۱۷

در ادامه یکی از دلایل افزایش سن ازدواج - در کنار بسیاری دلایل دیگر - آورده شده است.

ازدواج سالم و موفق نیازمند شناخت دو طرف از یکدیگر می باشد و این شناخت اولیه می بایست در یک بستر سالم شکل بگیرد. در حال حاضر با با توجه به شرایط جامعه ما تقریبا سه نوع محیط نسبتا سالم قابل تصور است: فامیل، دانشگاه و محل کار که در آنها یک نظارت حداقلی وجود دارد و اساسا مبنای رابطه چیز دیگری است (به ترتیب رفت و آمد خانوادگی، تحصیل و کار) ولی در کنار آن و به بهانه این مبنا افراد می توانند یک شناخت نسبی از یکدیگر پیدا کنند. متاسفانه در حال حاضر با کمتر شدن روابط فامیلی (به دلایل مختلف همچون گرانی و غیرخ) و نیز کمتر شدن روابط تحصیلی (با انواع جداسازی ها به بهانه ها و دلایل مختلف) در عمل بستر لازم برای یک ارتباط نسبتا سالم تا حد زیادی از جوانانی که به دنبال شناخت از راه های سالم هستند کاسته شده است. در این شرایط دو حالت قابل تصور است: اول آنکه فرد سالم بماند ولی چون با گزینه های چندانی برخورد و شناخت ندارد در عمل هیچوقت گزینه مناسبی پیدا نمی کند که پیامد آن تجرد و انواع افسردگی و غیره خواهد بود. دوم آنکه فرد برای ارضای غریزه های روحی و جنسی خود به اجبار به سمت محیط ها و بسترهای ناسالم کشیده می شود که در آنها معمولا مبنا از همان ابتدا خود رابطه است (و نه کار یا تحصیل و غیره) که پیامدهای چنین رابطه هایی هم معمولا مشخص است و انواع انحرافات فکری و اخلاقی از جمله آنهاست. با توجه به اینکه انسان های سالم معمولا افرادی دارای حجب و حیا و دارای خطوط قرمز در حدود ارتباط خود هستند از رفتن به سمت بسترهایی که مبنا بر رابطه است ابا و واهمه دارند و بیشتر در محیط های سالم و دورادور و غیر مستقیم به شناخت گزینه های احتمالی و مناسب خود می گردند باید گفت با کمتر شدن چنین ارتباطات دوسویه و دومنظوره ای در عمل فقط آنها را از شناخت باز می داریم.

پیشنهاد می کنم افرادی که انقدر بر طبل جداسازی ها به هر شکل می کوبند کمی هم به این موضوع فکر کنند که سرشت انسان بر اساس حضور در جمع و با توجه به عرف هر جامعه است و این جامعه بستری برای شناخت افراد از یکدیگر است (که این افراد اتفاقا بالغ هم هستند و نیازی نیست همانند کودکان برای حد و حدود روابط آنها تصمیم گیری شود) و وقتی این بسترها از بین بروند نتیجه فقط سرخوردگی و بالا رفتن سن ازدواج و یا انحرافات اخلاقی در بسترهای ناسالم خواهد شد. آیا چنین افراد تنگ نظری هیچگاه به این اندیشیده اند که بخش زیادی از این مشکل ریشه در تنگ نظری های خود آنها دارد و جوانان را به سمت محیط های ناسالم سوق داده است؟

نگران۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۹:۵۶

منم یه جوون 28 ساله هستم که متاسفانه بدلیل مشکلات ذکر شده نتونستم ازدواج کنم و از اون بدتر داره کم کم بار گناهام زیاد میشه و از خدا دور میشم،خیلی میترسم از عاقبتم و اصلا نمیخوام رابطم با خدا و اعتقاداتم خدشه دار بشه اما باور کنید نگه داشتن دینت تو این دوره زمونه از نگه داشتن آهن گداخته در کف دست هم سخت تر شده چه برسه که مجرد هم باشی.

علی۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۱۸

کاملاً تایید میکنم. منم 27 سالمه و از ازدواج میترسم. احساس میکنم در گناه دارم غرق میشم. با این وضعیت اقتصادی مملکت و گرونی و بی کاری و ... کلاً قید ازدواجو زدم. افسردگی و بیماری روانیم سر جاش.فقط خدا بهمون رحم کنه. خدا امام زمانو برسونه. آمین.

مارال۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۹:۲۴

بنظر من هر زمان که یک شخص توانست امورات خود را بگذراند انزمان موقع ازدواجش می باشد . حالا در ایران که خرج خانه به عهده اقایان است . در این دور و زمانه هم فقط کسانی می توانند ازدواج موفقی داشته باشند که پدر ومادر کمک بسیار کنند. کاش دولت خانه های کوچکی به صورت دولتی می ساخت و با اجاره اندک به جوانان می داد .

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۸:۴۵

آدم عاقل ازدواج نمیکنه.نه زن خوب گیرمیاد نه شغل نه پول نه خونه باید این عمر را مجردی گذراند تا منقرض شویم.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۸:۲۹

بزن دست قشنگرو

مانی۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۸:۲۷

خدایش 33 سالگی ازدواج کردم مهندس مکانیک تو یه جایی کار میکنم نمیتونم اسم ببرم 1300 حقوقمه باز کم میارم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۲:۵۰

اونوقت چیکار میکنی؟ بابای من با نصف این 5نفر رو داره میگرودنه!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۸:۱۵

چرا یه جوون 23 ساله که باید در اوج شروشور جوانی وانرژی باشه مثل من افسردگی شدید داشته باشه بخدا ما گناه داریم یه پسری که تو 15 سالگی به بلوغ جنسی میرسه تو 29 سالگی هم نمیتونه با این شرایط اقتصادی ازدواج کنه بعد میگن چرا جامعه اینقدر از نظر روانی متلاطمه وقتی به اینده خودم فکر میکنم گریم میگیره وناامید میشم

ناشناس1۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۰:۰۸

کاملا با این گفته موافقم...من الان دانشجوی ارشدهستم و 25 سالمه...در اوج شور و هیجان ازدواج و کلی انرژی...بر خلاف خیلیا که کار رو بهونه میکنن من انتخاب گزینه برام مشکله البته نمیگم شرایط اقتصادی خوبه نه آقا داغونه اما زندگی رو باید ساخت اگه طرفش پیدا شه...برا همین به خودم مهلت دادم تا همین 26 سالگی...با عرض پوزش از افراد محترم سن بالا خودمو میگم وقتی 35 سالم شد کجا این شور و نشاط هست...؟اونم در برابر خانوما که سرشار از احساسن...پس میمونه بزرگترین جهنم:تنهایی

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۸:۴۲

کاش گناه، گناه نبود

سوفی۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۸:۰۵

آخییییییییییییی دلم چقدر واسه همتون سوخت:))) به خدا من اگه مرد بودم عمرا زن میگرفتم ...مهریه و خرج عروسی و طلا و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه ..

عاطفه۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۱۰:۰۴

سوفی جان دلت به حال خانواده عروس نمی سوزه که باید جهیزیه بدن؟ میدونی قیمت لوازم خونگی چقد بالا رفته؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۵۶

من که قصد ازدواج کردن ندارم دیگه . مسئولین عزیز راحت باشین همه چیز حل شد.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۴۸

من سال 77 ازدواج کردم. اون موقع 66 هزار تومن حقوق می گرفتم و مستاجر بودم و ماهی 15 هزار تومن کرایه خونه می دادم. ماهانه با همسرم می رفتیم فروشگاه خرید و با 10 تا 12 هزار تومن همه چی می خریدیم حتی مرغ و گوشت. اخر ماه چیزی هم زیاد می آوردیم که پس انداز هم می کردیم.
با اینکه مدرک من فوق لیسانس بود ولی تو یه خونه مستاجری با صاحب خونه اتاق گرفته بودیم.
همسرم زن بسیار بساز و حسابرسیه و خونه دار هم هست و باور کنید تو همین 13 سال گذشته هم خونه و هم ماشین خریدیم و بی بروبرگرد بگم همه اینا با همت اون اتفاق افتاده و حتی پارسال خونه مون رو هم موفق شدیم عوض کنیم و یه خونه بزرگتر بگیریم و تمام کارای اداری و بنگاه و ... خودش به تنهایی انجام داد.
اگر اون هم زنی بود با توقعات انچنانی اصلا به هیچ جا نمی تونستم برسم.
به نظر من دختر خانم ها لازمه که کمی در نگرش خودشون به زندگی و همسر احتمالی آینده تجدید نظر کنند. همه که اول زندگی خوه و ماشین و درآمد انچنانی ندارند. از پدر و مادراتون بپرسید زندگیشون رو چطوری شروع کردن. باید سطح توقعات رو ژایین آورد و در عوض با تلاش و کوشش می تونی به هر چی می خوای بررسی و خدا هم کمک می کنه

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۳۷

این حرف ها شعاری است خواهرم یک دختر کاملا مومنه با یک پسر که حقیقتا از هیچ لحاظ مشکل داره یک انسان کاملا مومن و با تقوا از وقتی ازدواج کرده اند زندگی شان روز به روز بدرتر می شده یک بچه مریض، اخراج ارز کار، اجاره خونه در حالی که درامدش نصف اجاره هم نمی شده ، خودش و همسرش هم مریضی پیدا کرده اند. البته پسره ان قدر با خدا و با ایمان است که هیچ وقت از اینکه روز و شب دنبال روزی است و بهش نمی رسه ناله نمی کنه. یه جوری شکر خدارا می کند که انگار خدا در خزائنش را به رویش باز کرده . می خواستم این را به حاج اقا بگم کو ان روزی که با ازدواج زیاد می شود.
حتما الان ایشان می روند سراغ مسائل معنوی و می فرمایند روز معنوی شان زیاد شده؟؟؟؟در حالی که منظور از رزق و روزی در مبحث ازدواج روزی دنیایی است.
من که ترجیح می دهم به همین روزی کم و ایمکان نصفه قناعت کنم تا بعد از ازدواج خدا با گرفتن این نصفه روزی زمینه فقر کامل دینم را فراهم نکند.

مانی۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۱۳

تو کار و پول جور کن واسه ما ، از همینجا قول میدم همه این بچه ها که کامنت گذاشتن فردا نفری 2 تا زن ببرن ! خوبه؟!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۳:۰۲

سربازی

بچه شهر۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۰۷

با سلام
ای کاش کارشناس تون این نظرات و بخونه
ای کاش کارشناستون در 1400 سال پیش زندگی نمیکرد
الان سال1390 نه سال 1 هجری
عزیز برادر .
فرمودید که امیر المومنین (ع) زره شو فروخت قیمت زره حضرت علی اون موقع 500 درهم بوده که توانست همان موقع مهریه را پرداخت کنه یه قیمت رایج و متوسط در اون زمان در ثانی حضرت علی یه شتر و یه شمشیرهم داشت . خلاصه ما نه همون زره و داریم نه شتر و نه شمشیر البته معادل امروزیشو منظورمه شتر مثل یه ماشینه و حضرت علی کارهم داشته و نسبت به اون روزگار وضع مالیش متوسط بوده.
خب یه دانشجویی که در سال 1390با25 سال سن و با فوق لیسانس از دانشگاه فارغ التحصیل میشه و دو سال باید به نظام مقدسم خدمت کنه اون موقع میشه 27 ساله باید سرچه کاری بره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یک سال منتظر کار تا یک کاری پیدا بشه که نمیشه و ماهی 500 هزار تومان خوشبینانه، کارم جور شد این ماهی 500 تومان برایکی مثل من که باید کمک هزینه خانواده هم باشم چون پدرم بیماره و بیکار چقدر میمونه میگیم 300 هزار تومان در سال 1392. با این 300 تومان پس انداز در یک سال میشه 6 میلیون اگر هیچ خرجی نکنی . حضرت عباسی جناب آقای کارشناس!!!!!!! با 6 میلیون افغانی دخترشو بهت نمیده(البته قصد توهین ندارم).

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۱۱

خداییش دلم واست سوخت. اگر دختر داشتم بهت میدادمD:

دختر ایران۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۶:۵۸

نظرات خوانندگان را ملاحظه نمودم. ظاهراً اکثراً آقا هستند و بیشتر مشکلاتشان مالیست. اما مشکل بنده به عنوان دختر این جامعه و خیلی از دوستان خوبم که بالای سی سال می باشیم علیرغم داشتن شرایط متوسط و حتی ایده آل، انتخاب شدن توسط آقایان است و متآسفانه برای دختران با حجب و حیا که اهل دوست شدن با پسران نمی باشند امکان پیدا شدن همسر مناسب بسیار کم است. حال آنکه پسران اگر از یکی یا حتی چند دختر جواب رد بشنوند باز حق انتخاب دارند و می توانند همسر مناسب پیدا نمایند. البته ما راضی به رضای خداوند متعال هستیم.

اشکان۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۲۴

این عرف نادرست که ازدواج در حصر آقایانه، محدودیتهای ماندگار و پرآسیبی را برای دختران جامعه ایجاد کرده، البته من همچنان معتقدم یه دختر میتونه در عین التزام به ارزشها و اصولش به پسرای شایسته ای که اطراف خودش رصد میکنه پیشنهاد آشنایی با چشم انداز ازدواج را بده

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۱:۳۷

من حرف شما را قبول دارم. ولی مطمئن باشید اراده خداوند بالاتر از همه امور است و بسیاری هستند که فقط و فقط دنبال دختران با حجب و حیا میگردند. خود من که فقط دنبال دختری میگردم که اهل دوست شدن با پسری نبوده باشد همانطور که من هم اهل این کار نبودم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۲۰:۴۲

این مشکل خیلی ریشه ای و مهم هستش: وقتی هیچ موقعیتی باری اشنایی دختر و پسر نباشه معلومه که خانمای با حجب و حیا در حق شون ظلم میشه. چیزی که واضحه اینه که متاسفانه موقعیتی برای اشنایی نیست و هر اقدام مثبتی در این زمینه میشه افراد کوته فکر جلوشو میگیرن: خب معلومه تو این شرایط امار ازدواج پایین میاد امار طلاق بالا میره. قابل توجه مسولین محترم.....

محمد۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۹:۵۵

اگر اقایون شعل با درامد مکفی داشته باشند انتخاب هم میکنند . در ضمن پسرها هیچ وفت از دختری که باهاش دوست میشن خاستگاری نمیکنند چون اگه دختر خوبی بود باهاش دوست نمیشد

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۶:۵۲

من جوان که چه عرض کنم ولی ۲۹ سالم . کارشناسی ارشد می خونم و سربازی هم رفتم . پدرم هم جز گروه متوسط جامعه است .
ولی من که بیکارم جرات نمی کنم به ازدواج فکر کنم . چون الان بعضی جوانها ازدواج می کنند و خرجی را از بابا می گیرند ولی من این را هم زشت می دونم

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۶:۳۶

مشکل این نیست که ازدواج در چه سنی انجام میشه مشکل اینه که تا چند وقت پایداره. این همه آمار طلاق یعنی اینکه ازدواج انجام میشه ولی مثل اینکه ملاک زندگی از نوع مشترک گم شده . همه میخوان همسرمحترم را با گرفتن جهیزیه گران و مهریه بالا بچاپند کسی برای مهر وعطوفت ازدواج نمیکنه هرکی زرنگتره شرایط بهتری گیرش میاد.قدیما از 2 اتاق شروع میکردند و با ثروت خاتمه می یافت الان با جهیزیه 20میلیونی و خانه 200 میلیونی شروع میکنند برمیگردند تو یک اتاق مجردی خودشون تو خونه پدر.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۲۱

کاملا بانظرشماموافقم چون همه ازدواج و بامیدون جنگ وغنیمت گرفتن اشتباه گرفتن ازمهروعطوفت وانیس ومونس بودن خبری نیست

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۲۹

دخترا خیلی پر توقع شدند فکر می کنند یک تاجر مثل توی فیلما که توپ تکونش نمیده باید باشه تا بله بگن

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۶:۱۲

ای آقا، دلت خوشه
من الان 3 ساله عقد موندم با یه عالمه گرفتاری
تازه کار هم دارم ، خداییش خانواده دختر هیچ انتظاری ندارن ، اما نه وضع خودم خوبه نه پدرم
تو جور کردن پول پیش خونه موندم.
هرجا هم میرم وام بگیرن اینقدر سپرده و ضامن میخوان که از پسش بر نمیام
میخوام برم دختر مردم آزاد کنم که به پای یه بدبختی مثل من نسوزه

سها۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۶:۰۵

"... اما اين تفکر و فرهنگ که فقط با وجود شغل و اموال آن‌چناني مي‌توان ازدواج کرد، صحيح نيست."!!!
مومن خدا، اگر شغل و اموال آنچنانی که هیچ، اینچنینی هم نباشد، با کدام درآمد 40متر آپارتمان اجاره کنیم، خرجی از کجا بیاوریم!؟! حتی اگر هیچ مهریه ای هم درکار نباشد، فردا که خانم درخواست مسکن و نفقه و ... کند، آنوقت شما مسئولین عهده میگیرید!!؟؟؟ با این توصیه هایتان!؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۵۷

خسته نشدین اینقدر ما رو سوژه کردین ؟!!!
32 ساله مجرد

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۲:۵۸

کلا یه عده هستند بیکار که میشن به ما میخندن!
یه بار سربازی، یه بار مسکن، یه بار اشتغال، یه بار ازدواج
مملکت ما شده مملکت نسوان و فمنیست پنهان علنا آشکار شده

الف . نون۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۴۷

منم تا زن نگرفته بودم فکر میکردم که ازدواج راهی است به سوی خوشبختی اما به خدا علی رغم داشتن شغل و مسکن نقلی و از همه مهمتر یک خانم بسیار فهمیده اما بازم احساس میکنم توی زندانم. ازدواج مثل زندانیه که میله هاش از طلاست ... اگه سنت پیامبر نبود هیچ وقت زن نمی گرفتم.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۵۵

مومن خدا ناشکری نکن
می دونی هستند افرادی که آرزوی یکی از مواردی رو که گفتی دارند

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۱:۲۸

ان شاء الله در کنار هم خوشبخت باشید
ولی به خدا قسم دروغ می گویی چون اگر گزاره دوم کلامت بر اشاس اعتقاد بود : " سنت پیامبر و لزوم ازدواج " هگز تعبیر " زندانی با میله هایی از جنس طلا " را بکار نمی بستی؟ برو با خودت خلوت کن و ببین چرا ازدواج کردی؟ شما و امثال شما که متاهل هستید حق ندارید جوانان را از ازدواج بترسانید یا وانمود کنید آش دهان سوزی نیست. چون اگر قبل از ازدواج همین صحبت ها را به خودتان می گفتند هرگز قبول نمی کردید در ضمن ظاهرا فقط آقایان هستند که بعد از ازدواج احساس ضرر و زیان می کنند
به خدا سوگند می خورم که شما بخاطر سنت پیامبر ازدواج نکردی و اعتقاد قلبی شما نیز چنین نیست و گرنه هموطنان خود را از پیروی از سنت رسول الله منع نمی کردی

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۴۵

من 34 سالمه هنوز می ترسم ازدواج کنم همش تقصیر دولته و گرونی

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۰۷

جناب پسر شجاع که خیلی برای ازداج کردن شجاعت داری. خداییش شغلت چیه که نفست از جای گرم بلند میشه

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۹:۳۰

نه جونم تقصير خودته كه ترسويي. الكي تقصير رو گردن كس ديگه ننداز. تا الان از ترست ازدواج نكردي از اين به بعد هم ترست بيشتر ميشه مطمئن باش هيچ وقت ازدواج نميكني

مهدی۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۳۹

من 23 سالمه و دارم عقد میکنم
ناخواسته وارد داستان عاشقی شدم
شرایط بد اقتصادی و ...
هرچند لذت درس تو دانشگاه تهرانو و گشتو گذارو دارم از الان از دست میدم(از بابت کار و تلاش واسه فراهم کردن خونه و اینا) اما خوشحالم
امیدوارم تهش عاقبت به خیری باشه

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۰:۰۶

خوش به حالت. من بدبخت با 3 سال نامزدی همین چند روز پیش دختره ازدواج کرد فقط به خاطر دعوای خانواده ها. دنیا داره رو سرم خراب میشه

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۱۹

متوجه باشیم که داریم همه حقوق قانونی مون رو دو دستی تقدیم خانما میکنیم: مهر 1000 سکه ای که عندالمطالبه هم هست و تازه پدر شوهر هم باید تضمین کنه؛ حق طلاق؛ ....
اینا اهرم میشن که بعدا همه جوره از اقایون امتیاز بگیرن...
من شخصا دلم میلرزه وقتی فک میکنم به کسی که نمیشناسمش باید یه
اهرم یه میلیاردی بدم در حالی که تمام عمرم هم کار کنم اینقد نمیشه. باید هر چه زودتر یه فکری به حال خودمون بکنیم. حتی فمینیسای غرب اینقد از مردا امتیاز نگرفتن....

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۲:۵۵

در این زمینه باید سریعا مراجع محترم تقلید یه فکری بکنند

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۹:۳۶

و اگه چماق مهریه بالا سرشون باشه و از زندگی شون راضی نباشن روزگارتو سیاه میکنن و بازم میرن پی دوست دختر بازی! علاوه بر این مهریه بیشتر واسه کلاس و زور گفتن هستش نه واسه حفظ زندگی مشترک. در ضمن عرض کنم خدمت شما که عملا پسر بد بخت چاره ای جز قبول مهریه نداره: چندتا دختر میشناسی که به حقوق اسلامیش راضی باشه و بیشتر نخواد؟

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۷:۱۰

مجبور نيستي اهرم بدي دست مردم. اگه همه همونقدر كه توان دارند مهريه رو قبول كنند كم كم اين رقابت مهريه بالا بستن كم ميشه چون كسي نخواهد بود كه مهر بالا قبول كنه يا تعدادشون كم ميشه. البته ناگفته نماند كه از ديدي هم حق با خانواده دختر هست، بگذريم از كلاس مهر بالا داشتن، پسرهاي اين دوره و زمونه خيلي بي مسئوليت و بي وفا شدن و اگه چماق مهريه بالا سرشون نباشه، با اولين دعوا كارشون ميرن دختر دست گل مردم رو مطلقه مي كنند و ميرن پي دوست دختر بازي و اين كارا بدون توجه به احساسات دختر و آينده اون بنده خدا.
پس اين مشكل مهريه يه موضوع دوجانبه است.

راستي تا يادم نرفته، عقدي كه داماد نتونه مهر رو پرداخت كنه باطله و اين يعني كه زن و شوهر به هم نامحرم هستن.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۵:۰۵

ازدواج زود هنگام که دیگه اصلا وجود نداره. در مورد ازدواج دیر هنگام هم باید عرض کنم جوانها به طور کاملا خود جوش تصمیم گرفتن که دیر ازدواج کنن اونم فقط محض خنده!!!
هیچ علت خارجی هم برای این کار وجود نداره!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۵۲

بزرگترین مشکل یادتون رفت ! مهریه ! چیزی که باید دولت مسوولش باشه ولی افتاده سنگینی اش رو دوش ملت !

سامان۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۴۹

مگه همه خوشبختی توی ازدواج کردنه..؟!!!!
ازدواج کردن با خودش هزارتا بدبختی دیگه میاره..

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۴۵

شما به دل نگيريد. شما جوان محترم هم فقط به خدا توكل كن و از او بخواه، چي آه و ناله ات تو سايت بالا رفته افت داره براي مرد!!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۴۴

من عید داره 28 سالم میشه و خجالت میکشم از اینکه هنوز نتونستم ازدواج کنم. به فرض وجود همه شرایط مالی و اقتصادی و ... خود انتخاب همسر آینده کلی مساله است. حالا این از یه طرف و هزارتا مشکل و شرایط بد مالی و اقتصادی هم یه طرف دیگه!
حالا یا دل شیر باید داشت و خیلی ببخشید یا مغز خر که بشه ازدواج کرد!!!

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۳۵

من دو پسر سالم سالم سالم مهندس بیکار در خانه دارم که از بهترین دانشگاه های ایران فارغ التحصیل شده اند و خود هم بازنشسته هستم. کو شغل ، کو درآمد؟ چگونه می شود برای آنها زندگی تشکیل داد. 6 ماه قبل حقوق من 800 دلار بود الان شده 400 دلار. با این توقعاتی که در جامعه و به ویژه در میان دختران و خانواده آنها وجود دارد چه باید کرد؟ پناه بر خدا!!!!

تقی پور۱۳۹۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۳۲

به نظرم بخشی از سخنان کارشناس صحیح بود اما لازم می دانم نکاتی را یاداوری نمایم. فرمودندشغل ازاد چه اشکالی دارد و غیره ایا به نظر شما من که فوق لیسانس گرفتم از دانشگاه سراسری و با 30 سال سن الان برم دنبال شغل ازاد؟؟ شغل دولتی که باید پارتی داشته باشی که ما نداریم سرمایه هم که نداریم کارو کاسبی راه بندازیم. پدرم 62 سالشه با 4 بچه 2 تا فوق لیسانس و 2 تا لیسانس همه هم بیکار و خونه نشسته حالا شما می فرمایید من ازدواج کنم و پدرم همون خرجی که الان به من میده بهم بده تا زندگیمو اداره کنم؟ شما خودت از این حرفت خندت نمیگیره؟ این بیشتر مشکل دولته. در دانشگاهو باز گذاشتن همه دارن تحصیل میکنن واونا پولشونو میگیرن کسی به فکر شغل فردای این بدبختها نیست. البته دولت احمدی نژاد کارای مثبت هم امجام داده مثل وام مسکن 20 میلیونی و مسکن مهر و پرداخت یارانه نقدی و غیره. اما بیایم بجای دادن نظرات سطحی کمی عمقی تر تحلیل کنیم مشکل اصلی کشور ما الان بیکاریه و تا این مشکل حل نشه خیلی از مشکلات اقتصادی و بخصوص فرهنگی کشور حل نخواهد شد.

ناشناس۱۳۹۰/۱۲/۰۸ ۰۸:۱۶

به خدا گل گفتی به دور از تعصب و عقلانه اولین نظری بود که خیلی به دلم چسپید انشالله به حق فاطمه زهرا مشکل شما هم حل بشه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.