سفر به دلفین ایرانی خلیجفارس به روایت تصویر
وقتی پای تهدیدات خارجی مطرح میشود، یادمان میافتد که چه جاذبههای بینظیری داریم که کمتر معرفی شدهاند؛ نمونهاش را به تازگی در ماجرای گستاخی برخی مقامات خارجی درباره جزایر ایرانی دیدیم. این بار میخواهیم سفرنامهای به جزایر جنوبی کشورمان ترتیب دهیم که کمتر دیده شدهاند: برای شروع چه جایی بهتر از «قشم» که هم تاریخی است و هم متنوع و بسیار زیبا؟

موقعیت جغرافیایى قشم از شمال به شهر بندرعباس، مرکز بخش خمیر و بخشی از شهرستان بندر لنگه، از شمالشرقى به جزیرهى هرمز، از شرق به جزیره لارک، از جنوب به جزیره هنگام و از جنوب غربى به جزایر تنب بزرگ و کوچک و بوموسى محدود مىشود. فاصله جزیره قشم (از بندر قشم) تا بندرعباس ۲۰ کیلومتر، تا بندر هرمز ۱۸ کیلومتر، جزیره لارک (تا مرکز دهستان لارک) ۹ کیلومتر، تا جزیره بوموسى ۱۶۳ کیلومتر و جزیره تنب بزرگ ۱۱۴ کیلومتر است. فاصله آبی شهر قشم از بندرعباس ۲۲ کیلومتر و نزدیکترین فاصله آبی جزیره قشم با سرزمین ما در ۱. ۸ کیلومتر در حد فاصل بندر لافت و روستای پهل از توابع بندر خمیر است. طول ۱۱۵ کیلومتری و عرض ۱۰ تا ۳۵ کیلومتری جزیره نیز نشان از طولی بودن این سرزمین دارد و از این روی، در میان عربهاى منطقه، این جزیره به نام «جزیرهالطویله» و در میان فارسها به نام «جزیره دراز» معروف بوده و هم به مثابه دژی است که به چشم عبور کنندگان از تنگه هرمز خواهد نشست.
به گزارش «تابناک»، یکی از جاذبههای جنوب کشورمان، سفر به جزایری است که در سطح خلیج فارس پراکنده شدهاند؛ جزایری که البته غالبا امکان سفر به آنها نیست، ولی کسانی که شکوه غروب کیش یا زیبایی دلفینهای جنوب قشم را تجربه کرده باشند، بیگمان چشم انتظار دیدن امثال ابوموسی نیز خواهند ماند.
در این بین اما جزیره قشم از اهمیت به مراتب بسیاری برخوردار است؛ جزیره پهناور با مساحتی نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومترمربع که نه تنها بزرگترین جزیره کشورمان به شمار میآید، بلکه از بسیاری از کشورهای مستقل جهان نیز بزرگتر است و به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت بسیار استراتزیک، حکم مادر برخی دیگر از جزایر ایرانی از جمله تنبها و ابوموسی را دارد؛ جزیرهای که نقشه آن بیشباهت به یک دلفین هم نیست و جالب اینجاست که یکی از جاذبههای گردشگری آن، دیدن شنای این پستانداران زیبا و باهوش دریایی در جنوب جزیره است.
در این بین اما جزیره قشم از اهمیت به مراتب بسیاری برخوردار است؛ جزیره پهناور با مساحتی نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومترمربع که نه تنها بزرگترین جزیره کشورمان به شمار میآید، بلکه از بسیاری از کشورهای مستقل جهان نیز بزرگتر است و به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت بسیار استراتزیک، حکم مادر برخی دیگر از جزایر ایرانی از جمله تنبها و ابوموسی را دارد؛ جزیرهای که نقشه آن بیشباهت به یک دلفین هم نیست و جالب اینجاست که یکی از جاذبههای گردشگری آن، دیدن شنای این پستانداران زیبا و باهوش دریایی در جنوب جزیره است.
این در حالی است که این جزیره، مرکزیت شهرستانی با نام قشم قرار داده شده که جزایر هرمز، لارک و هنگام در زیرمجموعه آن قرار میگیرند و بدین ترتیب، شهرستانی روی آب پدید میآید که همه ساکنین آن ایرانی نهاد هستند؛ این را میشود از روی اسامی چون دیرستان، رمکان، درگهان، سوزا، رمچاه، دولاب، کانی و... دریافت که مردمان سراسر مسلمان این خطه بر روی شهرها و روستاهایشان گذاشتهاند.

البته این جزیره تاریخی از دیدگاه دیگری هم برای ما ایرانیان حائز اهمیت است؛ چند سال پیش و پس از افول سلسلههای قدرتمند پادشاهی در کشورمان، قشم به تصرف دریانوردان پرتغالی درآمد و نه تنها سالها دژ مستحکم این کشور برای تسلط به آبهای خلیج فارس و گهواره تمدن به شمار میرفت، بلکه تبدیل به ابزاری برای تحت فشار قرار دادن کشورمان شده بود و حضور بیگانگان در آن، تهدید همیشگی برای تمامیت ارضی کشورمان به شمار میآمد.
این اشغال سالیان درازی ادامه یافت تا با تدبیر امام قلی خان و یاری جستن از انگلیسیها به عنوان دشمن مشترک، این سرزمین دوباره به کشورمان پیوند خورد و چندی است که سالروز این واقعه، روز خلیج فارس نام گرفته و گرامی داشته میشود؛ سرزمینی مهم که بسیار مورد طمع انگلیسیها، پرتغالیها و حتی بعدتر، هلندیها و عمانیها هم بود؛ اما هر بار به تدبیری خاص حفظ شد تا ماجرایی شبیه آنچه در هنگ کنگ بر چین رفت، تکرار نشود.
ابرانیان پیش از اسلام، جزیره قشم را یتوکاوان، ابن کوان، برخت، ابرکافان و لافت میخواندند و به تدریج این نامها به فراموشی گرایید و نامهای کشم و قشم متداول شد. در زمان شورش مغول و هرج و مرج آندوران، رئیس قبیلهای که نورو نام داشت، به جزیره قشم آمده، در آنجا سکونت و اماکنی بنا کرد و نام شاهی بر خود گذاشته و ملقب به نورانشاه شد. البته این تاریخ اولیه کشف دلفین ایرانی خلیج فارس نیست، بلکه همان گونه که آمده، این جزیره از زمان هخامنشیان و چه بسا پیشتر هم ساکنانی داشته که هم به فنون روز آشنایی داشتند و هم دریانوردی میدانستند. جالب اینجاست که بدانید: برخى کیش را که اکنون نام جزیره دیگرى در خلیج فارس است و آن را قیس مىنامیدند، نام جزیره قشم دانستهاند و گفتهاند، چون شکل این جزیره شبیه تَرْکَش (یا تیردان) است، آن را کیش که به این معناست، خواندهاند. اعتمادالسلطنه نیز در مرآهالبلدان مىنویسد: «جزیره قشم یا کیش که آن را باسعیدو (نام خور و بندرى در بن غربى جزیره) هم مىگویند، چون شبیه به ترکش، یعنى جعبه تیر است، آن را به فارسى کیش گفتهاند».
این در حالی است که تهدیدهایی از دست آنچه دشمنان به دنبالش هستند، برای این خطه نیز وجود دارد، ولی روحانیون اهل سنت و شیعه قشم، سالها برادرانه در کنار هم زندگی کردهاند و تا کنون هیچ اختلافی در میان آنها دیده نشده؛ حتی روحانیت اهل سنت این جزیره تا کنون بارها تلاشهایی را که از سوی وهابیت صورت گرفته، خنثی کرده است.
در حالی که اخبار رسیده، حکایت از آن دارد که برخی کشورهای جنوب خلیج فارس، برای ایجاد تفرقه بین روحانیون شیعه و سنی جزیره برنامه ریزی کردهاند. هرچند تاکنون موفق به انجام این کار نشدهاند، مراقبت هر دو طرف میتواند نقشههای آنان در آینده را نیز نقش بر آب کند.
بد نیست به روایت تصاویر، به گشت و گذار در جزیرهای برویم که بر خلاف تصورمان، خودروهای بسیاری با پلاک متفاوت با منطقه ویژه دارد و مهربانی مردمان و زیباییهایش، آن را بسیار مسافرپذیر کرده:

مردم شهرستان قشم مسلمان و پیرو مذهب تسنن (شافعى) و تشیع (اثنىعشرى) اند و به مانند همه مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و دیگر جزایر، فارسی را به گونهای صحبت میکنند که برای همه مسافرانى که به جزیره مسافرت مىکنند، قابل درک است. البته به طور کلى باید گفت که زبان محلى قشمى، آمیختهاى از زبانهاى فارسى، بندرى، هندى و انگلیسى است.
چاههای طلا (تلا):


چاههاى کنده شده در بندر لافت که در سنگ سیست کوه و در مکانى گود حفر شدهاند و همچون «آرتزین» عمل مىکنند. برخی نوشتهاند آب آنها از باران و سرریز تل و صخره بالادست تأمین مىشده است. به همین دلیل، «تل آو» نامیده شدهاند و به مرور به «طلا» شهرت یافتهاند. شمار چاهها بیش از پنجاه تا شصت حلقه است که عموماً آب دارند، مگر آنها که از گل و لاى انباشته شده و بایستى لایروبى شوند.


این تصاویر مربوط به قلعه پرتغالیهای قشم است؛ قلعهای که البته نمونه کاملتر آن در جزیره هرمز که مقر اصلی متجاوزان بوده، دیده میشود.

شنای دلفینها در جنوب قشم و در نزدیکی جزیره هنگام، یکی از جذابیتهای مسافرت به این جزیره است؛ اکنون به عکس هوایی جزیره دقیق شوید تا از شباهت دلفین و قشم شگفت زده شوید.

منظرهای زیبا از سواحل جنوبی جزیره



اینها هم چند تصویر از سواحل شمالی جزیره؛ جنگلهای استثنایی حرا که با جزر و مد دریا به زیر آب میروند و از نو سر بر میآورند. با دیدن این درختان شورزی، چیزی جز شگفتی خلقت نصیبمان نخواهد شد.

جزیره با صید و صیادی معنا پیدا خواهد کرد؛ اینجا هم لنج یعنی صید ماهی.
آببندهاى پىپشت و گوران:

آببند تاریخى پىپشت واقع در غرب روستاى پىپشت، از دوره ساسانى به جاى مانده و داراى دریچههاى تقسیم آب و آرامش در مواقع پرآبى است. این آببند از نمونههاى کمیاب به شمار مىآید.
آببند پىپشت در تنگه یک کوه ایجاد شده و مصالح به کار رفته در آن لاشه سنگ و ساروج است. از آب این سد، دشتهاى وسیع از دیرباز بهره بردهاند.

در روستاى گوران نیز آببندى به جاى مانده از دوره ساسانى هست که ملات آن از ساروج است و بدنههاى طبیعى تنگه کوه موقعیت بسیار مناسب و محکمى براى سد ایجاد کرده است.


معماری ایرانی از درب منازل شروع میشود تا به بادگیر برسد.
بقعه پیر (تم سنیتى):


در روستاى تم سنیتى واقع شده که بناى موجود نیمه مخروبه آن در همین حالت هم زیبا و دلفریب است. بناى موجود با گنبد کروى ضربى که با لاشه سنگهاى مرجانى و ملات ساروج درهم شدهاند، در نماى ظاهر، نشان از فرم معمارى دوره سلجوقیان دارد. داخل مزار هشت گوشه و هر گوشه تاقچهبندى شده است. بنا با مصالح قلوه و لاشه سنگ و ملات ساروج ساخته شده که شیوهاى پارتى ـ ساسانى است. گرداگرد گلوگاه گنبد گچبرىهاى گوشوارههاى زیبا از جنس ساروج به چشم مىخورد. ورودى مزار، درى کوتاه و تنگ و کوچک است و مرقد پیر در سطح پایینتر از زمین قرار گرفته که نشاندهنده این است که شاید پیش از دوره سلجوقیان و پیش از زمانى که پیر را در آنجا به خاک بسپارند، این بنا معبد مهرى و محل نیایش بغ مهر یا میترا بوده است. پیرامون این بنا، گورهاى فراوانى است که از دوران گوناگون اسلامى به جا ماندهاند.

اینجا درهای بیابانی است که به زبان محلی، ستاره افتاده نام دارد و به دره ستارگان معروف است؛ ستیغهایی که ماحصل فرسایش آب و باد هستند.


از ترکیب فرسایش تصویر قبلی با چاههای کف، دره چاهکوه پدید میآید؛ شاید علت این نامگذاری، چاههایی باشد که ساکنین در سایه سار کف این قسمتها کندهاند.

این هم درخت همیشه سبز لور (معروف به انجیر معابد) است که تاجی بزرگ با ریشههای هوایی متعدد دارد و مهمان قدیمی جزیره است و بازدید کنندگان بسیاری به خود دیده؛ درختی که بار هم میدهد و میوه رسیده نارنجی رنگ آن، مطبوع و خوراکی است.
غارهای خربس (خربز):


غارهایی که بسیار شبیه دخمههای دیگر نقاط ایران هستند و مشابه آن در آذربایجان، کردستان، لرستان، بوشهر، اهواز و شوشتر هم به چشم میخورد. غارهاى خربس که از بیرون ساختار ساده و طبیعى و زمینشناختى خود را همچنان حفظ کردهاند، از درون با مجموعه دهلیزها، تالارها و اتاقهاى متعدد به ابعاد ۵/۵ ×۴ متر و چشمهها و روزنهاى گوناگونى که رو به شمال و جنوب دارند، مؤید حضور مردمانى از دورانهاى کهن در این جزیره هستند. البته برخی نیز این غارهای دست کند را معبد مهر پرستان میدانند.
قلعه نادری

قلعه در لافت کهنه و در کنار چاههاى طلاست و به «قلعه نادرى» یا «نادرشاهى» شهرت دارد، اما تاریخ بناى آن قدیمىتر از دوره نادرشاه و به احتمال زیاد، روى پایههاى دژهاى کهن و باستانى پیش از اسلام ساخته شده است. این قلعه یک بارو و چهار برج و یک دروازه داشته و شیوه معمارى آن نیز کم و بیش به معمارى قلعههاى پرتغالى شباهت دارد و آن را با سنگ و ملات ساروج ساختهاند.
البته حق بدهید که نتوانیم تمامی زیباییهای این جزیره را در یک گزارش محدود معرفی کنیم؛ جذابیتهایی از گونههای زیبا و گاه نادر جانوری گرفته تا جزایر بسیار کوچک با نام «ناز» که با جزر به خشکی میپیوندند و میتوان با خودروی شخصی تا کنارشان رفت اما در مواقع مد، سه جزیره کوچک در فاصله حدود یک کیلومتری از ساحل جنوبی قشم هستند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نمونه چاه کوه نیز فقط در آمریکا است ، ولی ماله قشم خیلی زیباتر و شگف انگیز تر است.
تصاویر زیبا از جزایر خلیج فازس
دوست داشتن وطن زیباست اما پرستیدن آن کفر.
اولا خليج فارس نه درياي فارس كه شامل درياي عمان وفارس ميشود دوما با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشود بروند مسئولين آنجا را بررسي كنند فاضلابش را درست كنند
ممنون از گزارش خوبتون.
ولی این مشکل خیلی ساده حل میشه.
ایجاد مکان تجارتی تفریحی و گردشگری و رسیدگی به وضع بد اهالی . توسعه این جزایر به نفع همه هست.
شما که دستون میرسه این مشکلات اهالی و پیشنهادهای مردمیو به گوش مسیلین برسونین.
عدو شود سبب خیر اینه. خدا کنم تو این دعواها سیاسی مشکل مردم بومی حل بشه.
اصلا به جزیره قشم نمیرسن با وجود اینکه درگهان یه قطب تجاریه ولی تا یه بارون میاد تا ده روز خیابونا پر آبه. خواهشا همونقدر که به کیش میرسین یه کم به فکر اینجا هم باشین
ghare namakdan yadeton rafte
چه فايده . نه به گردشگري توي كشور ما توجه مي شه نه اينكه الان خيلي از مردم پول مسافرت رو ندارند... براي چي مي نويسين؟ مي خواين دل مردم رو بيشتر كباب كنيد؟!
دریای مازندران(کاسپین=قزوین) را دریابید.سهم ایران 50 درصد است نه کمتر.درضمن خلیج فارس و جزایرش برای ایران بوده،هست و خواهدبود.
ایران یایستی از نقشه تاریخی 150 سال قبل خود رونمایی کند و انگلستان باید خسارت پرداخت کند.
همه می دونیم که شورای همکاری خلیج فارس با دشمن تراشی در شرایط کنونی به دنبال انحراف افکار عمومی عرب هستند. جوابی که به بیانه هایی از این قبیل می شه داد:
"بیانه مذکور با توجه به اینکه توسط مشتی دیکتاتور صادر شده محکوم و فاقد هرگونه ارزش است."
عکسشو نمی خواد بذاری. پاشو برو اونجا ببین فقر چه بیدادی می کنه. از گرما هلاک میشی و کثیفی و بی آبی نابودت می کنه. هیچ عزمی برای ساختن وجود نداره.
البته الن خیلی بهتره اوضاع جزیره نسبت به چند سال قبل
از ماست که بر ماست.
بدبختی این جزیره ها ایرانی بودنشان است چون اگر به کشورهای عربی تعلق داشت اکنون بهترین تفریح گاه و توریست پذیر بود و می توانستبزرگترین مراکز تجاری جهان تبدیل شود
شما را به خدا مثل دریای خزر بدهید به کشورهای خلیج فارس و پنج سال بعد دوباره نگاهی به آن بیاندازید ببینید چی شد تا ایرانیها بروند آنجا برای تفریح و خرج کردن پولهاشان .
خزر قومي محاجم و در جنگ با ايران بوده اند. بهتر است بگوييم درياي مازندران يا كاسپين
سلام به بندگان خدا بنظرم وقتی صحبت تااریخ بشه باید یکزره منصف باشید. این جزیره بیشتر ساکنینش عرب هستند و این خیلی واضح است یکی بخخاطر عقب ماندگی این جزیره و دیگر بخاطر چند کسی که نشان دادید . شتر و دشداشه از معالم فرهنگ عربی . حالا اگر نصف بودجه خرج تحصیل یکی از اقا زاده ها صرف ان جزیره می شد الان به این حال نیست. با تشکر
خیلی سعی کردید با عکساتون چیزی نشون بدید. کنار تنگه هرمز باشی و این وضعت باشه.من وقتی رفتم قشم دلم میخواست زار زار گریه کنم.
خواهشن به عربی برگردان کنید تا دوستانی که پول نفت هواییشان کرده بخوانند.
تابناک جون یه نظر سنجی بذار اسم دریای عمان رو عوض کنیم به دریای ایران! فکر کن اگه بشه چی میشه...
در حقيقت اسم اونجا و قسمتي شمال غربي اقيانوس هند، درياي ژارس بوده است.
مسئولان اسناد تاریخی حاکمیت ایران بر حوزه خلیج و قفقاز را د ربرنامه خود قرارداده آنها را برای جهانیان روکنند
همين كه داريم آباد كنيم نيازي به اين همه خاك بي مصرف نيست. درحاليكه مي توانيم بزرگترين درآمدها را از كوير لوت و نمك داشته باشيم متاسفانه از بابت طرحهاي انجام نشده اي كه تنها روي كاغذ آمده ميليونها ميليون تومان پول به سرازيري رفته كه به دليل نداشتن كمك سنگين ديگر برنگشته !.
خلیج نه
خلیج فارس
tabiate besyar ziba, va be kami tavajoh ghabe tabdil be jazebeye touristi va kasbe daramad
چون فارسی ننوشتی منفی دادم
ایران زنده باد.قهبل توجه مسوولان
هر چند غلط املایی داره اما گل گفتی .فقط ایرانی
درخت انجیر معابد دیگر وجود ندارد.(جهت اطلاع)
این درخت به تازگی افتاده است
شوشتر درسته نه شوش تر
بسیار عالی و احسن تابناک عزیزمان
بیشتر معرفی کنید اگه دست حاکمان دوبی بود حالا آباد بودند چون قدرشان میفهمند ما فعلا در حال ....
کاملا موافقم. اما به دلیل ... پیشرفت چندانی نسبت به قبلا نداشته
تو رو خدا نذارین اینم مثل قضیه دریای خزر و عهد نامه گلستان و ترکمانچای بشه
چرا اینقدر راحت از کنار دریای خزر می گذرید؟؟
یعنی آیندگان باید بگویند عهد نامه ی ننگین منعقد شد که بر اساس آن، سهم ایران از خزر، از 50 درصد به 11 درصد رسید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تابناک عزیز .. لطفا مجددا به این موضوع بپردازید
اینکه شوروی تجزیه شده، ما باید تاوان بدهیم؟؟؟؟؟
نه تنها نمیشه این سری یه چیزی هم از این عرب ها می گیریم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.