آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
2860بازدید

در گفت‌وگوي «تابناك» با كارشناسان حقوقي بررسي شد:

علل افزايش پرونده‌هاي قضائي

قوه قضائيه در مورد بيكاري يا خالي بودن، مشكلات اقتصادي و بحران‌هاي اقتصادي كه باعث صدور چك‌هاي بلامحل يا انجام ندادن تعهدات متعهدين يا ضعف و انحطاط اخلاقي در جامعه مي‌شود، هيچ نقشي ندارد، اما نتايج اين موارد به صورت پرونده‌هاي كيفري يا حقوقي بر سر قوه قضائيه ريخته مي‌شود.همه چيز متأسفانه تابعي است از اوضاع معيشتي و اقتصادي.

علل افزايش پرونده‌هاي قضائي
دغدغه‌هاي هميشگي مسئولان دستگاه قضائي، مبني بر جرم‌زدايي و آنچه بهداشت قضائي ناميده مي‌شود، اين روزها منافذ بيشتري براي آسيب‌شناسي و ايجاد راهكارهاي تحقق خود يافته است.
 از همين رو واكاوي دقيق اين موضوع و تشخيص درستي و نادرستي راهكارهاي اساسي مرتبط با موضوع بهداشت قضائي و پيشگيري از وقوع جرم، از جمله مسائلي است كه «تابناك» در گفت‌وگوي با كارشناسان به آن پرداخته است.

در همين زمينه، بهمن كشاورز، حقوقدان برجسته در گفت‌وگو با «تابناك» با ارايه حدود و مرز بهداشت قضائي و چگونگي ارتباط آن با قوه قضائيه مي‌گويد: به نظر مي‌رسد بهداشت قضائي، عبارت باشد از آشنايي مردم به حقوق خود؛ در عين حال رعايت كردن حدودي كه براي حقوق ايشان نسبت به حقوق ديگران وجود دارد. اين مطلب در تحليل نهايي به قوه قضائيه مربوط نيست، زيرا با توجه به قانون اساسي وظايف قوه قضائيه تعريف شده و پيشگيري از ارتكاب جرايم و فصل خصومات داخلي در حیطه اين وظايف قرار می گیرد.
طبعا فصل خصومات يعني حل‌وفصل اختلافات حقوقي مردم، هنگامي مطرح مي‌شود كه اختلافات حادث شده باشد و روشن است كه قوه قضائيه در ايجاد اين دشمني‌ها و اختلافات نقشي ندارد.

وي همچنين درباره پيشگيري از وقوع جرم و نقش قوه قضائيه در اين‌باره مي‌گويد: اما درباره پيشگيري از ارتكاب جرم، كاري كه قوه قضائيه مي‌تواند انجام دهد، از يك‌سو، كنترل كردن تكراركنندگان جرايم است و از ديگر سو، انجام تحقيقات و بررسي‌هاي علمي و آماري درباره علل ارتكاب جرايم و ويژگي‌هاي مرتكبان آن. نتيجه اين‌گونه تحقيقات و بررسي‌ها بايد در اختيار سازمان‌ها و نهادهايي كه عمدتا ـ بلكه كلا ـ بيرون از قوه قضائيه هستند، گذارده شود تا ايشان با انديشيدن تدابير لازم، موجبات ارتكاب جرم را كاهش دهند يا از بين ببرند.

بديهي است قوه قضائيه در مورد بيكاري يا خالي بودن ساعات فراغت جوانان از سرگرمي‌هاي سازنده يا مشكلات اقتصادي كه بر خانواده‌ها تحميل مي‌شود يا بحران‌هاي اقتصادي كه باعث صدور چك‌هاي بلامحل يا انجام ندادن تعهدات متعهدين يا ضعف و انحطاط اخلاقي در جامعه كه باعث ارتكاب انواع جرايم جنسي مي‌شود، هيچ نقشي ندارد، اما نتايج اين موارد به صورت پرونده‌هاي كيفري يا حقوقي بر سر قوه قضائيه ريخته مي‌شود.

در اين‌باره بايد گفت، بيشترين كاري كه قوه قضائيه مي‌تواند انجام دهد، اين است كه در صورت داشتن بودجه و امكانات و نيروي انساني كافي به اين پرونده‌ها به سرعت رسيدگي و تعيين تكليف كند كه البته تا آنجا كه بنده مي‌دانم، جدول سازماني قوه قضائيه چه پيش از انقلاب و چه پس از آن، هرگز كامل نبوده، بودجه آن تكافوي نيازهايش را نمي‌كرده و بالاخره امكاناتش با وظايفش تناسب نداشته است؛ بنابراين گمان مي‌كنم «تعجب از بالا بودن ورودي پرونده‌ها» خود شگفت‌انگيز است. در شرايط موجود با توجه به عوامل گوناگون ـ كه بحث درباره آنها از موضوع سخن ما بيرون است ـ چرا بايد توقع داشته باشيم تعداد دعاوي و شكايات كاهش يافته يا حتي ثابت بماند؟!

كارشناس برجسته حقوق و رئيس سابق كانون وكلاي دادگستري در آسيب‌شناسي خاستگاه‌هاي وقوع جرم، به نقش اساسي معضلات اقتصادي اشاره كرده، مي‌افزايد: نظري به اوضاع اقتصادي و به دنبال آن وضعيت عصبي و رواني مردم و در پي آن امور مربوط به توليد و توزيع و امثالهم ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه بايد در انتظار اوضاعي بدتر از اين هم باشيم كه فرمودند: «كاد الفقر صار كفراً» و نيز «لا دين لمن لا معاش له» و «لا معاد لمن لا معاش له». ‌همه چيز متأسفانه تابعي است از اوضاع معيشتي و اقتصادي و با پند و نصيحت و ارشاد و موعظه، نمي‌توان خلافكاران را كه از گرسنگي دست به خلاف مي‌زنند از ارتكاب جرم بازداشت. همچنين مباني تقوا و خداترسي و باور به ايفاي تعهدات نيز آنجا كه امور معاشي و مالي مردم مختل مي‌شود، به سستي مي‌گرايد و برخوردكننده نهايي با همه اين امور قوه قضائيه است كه در ايجاد آنها هيچ نقشي ندارد. البته دستگاه قضائي ما تشكيلات ايده‌آلي نيست و ايرادات و اشكالات بسياري بر آن وارد است كه در جاي خود گفتني است، لكن در بالا رفتن تعداد پرونده‌ها مسئوليتي متوجه آن نيست.

نعمت احمدي، وكيل دادگستري نيز با آسيب‌شناسي علل اصلي افزايش جرايم و انباشت پرونده‌ها در محاكم قضائي به خبرنگار تابناک گفت: دادگستري كه توليدكننده اختلاف نيست بلكه مرجع رفع اختلاف است و براي همين بايد در جاي ديگري دنبال اختلافات بود. بارانداز نهايي مردم براي رفع اختلاف دادگستري است. وقتي بانك به هر فرد غيركاسب و متمولي چك مي‌دهد، آمار نهايي جرم در دادگستري مشاهده مي‌شود. وقتي شما در هر كوچه و پس‌كوچه يك نمايشگاه اتومبيل مي‌بينيد كه بدون ضابطه ماشين مي‌فروشند، يا وقتي در هر جايي یک بنگاه املاك خانه قولنامه مي‌كند، اينها همه پرونده‌سازي مي‌شود.

پس دادگستري، خود توليدكننده پرونده نيست؛ مقررات عمومي دولتي هم شروع مي‌كند به پرونده‌سازي براي دادگستري؛ وزارت كار در روابط بين كارگر و كارفرما و ... پرونده‌سازي مي‌كند. بايد گفت كه اين بي‌انضباطي مقرراتي در كشور دردسرساز است. يكي قفل مي‌زند به بانك مركزي، يكي قفل برمي‌دارد و در نتيجه كمر دادگستري زير انبوه پرونده‌هاي مراجع و منابع و نابساماني‌هاي داخلي خرد مي‌شود.

برخي از پرونده‌ها ناشي از ناتواني دادگستري است. در يكي از پرونده‌هاي من، نزديك به 173 نفر، از كسي كه هفتاد واحد دارد، آپارتمان خريده‌اند و خود اين فرد با پول‌ها متواري است. الان شكايت كرديم به دادگستري، اگر دادگستري قدرتمند باشد، او نمي‌تواند چنين كند.

اين كارشناس حقوق همچنين با اشاره به بار مالي دستگاه قضائي در به‌كارگيري و استفاده از پرسنل كافي براي پرونده‌ها ضمن ارايه راهكاري در اين‌باره ادامه داد: من نامه‌اي به آيت‌الله شاهرودي نوشتم و گفتم: من پول استخدام بيست هزار قاضي را جور مي‌كنم با اصلاح در يك تبصره، اخذ هزينه دادرسي در پرونده‌هاي كيفري كه عمده آمار مال آنهاست.

اگر هزينه دادرسي غيرشرعي است، چرا در پرونده‌هاي حقوقي گرفته مي‌شود و اگر شرعي است، چرا در كيفري گرفته نمي‌شود؟ خود اين پول هم حقوق قضات و بسياري از هزينه‌ها را جواب مي‌دهد و هم مانع طرح پرونده در دعاوي دادگستري است. پس دادگستري با آسان‌گيري در پرونده‌هاي كيفري، بار خودش را زياد كرده است و مي‌تواند در پرونده كيفري هم هزينه دادرسي بگيرد تا هزينه و منابع مالي‌اش تأمين شود. اين دريافت هزينه در همه دنيا متداول است.

بايد هزينه قضائي پرونده بر عهده ارباب‌رجوع باشد. در اينجا البته مجلس بايد ياري كند، ولي بنا بر اصل 156 تهيه لوايح قضائي بر عهده قوه قضائيه است و حتي دولت نمي‌تواند در آن دست ببرد. پس بايد اقدام اوليه از سوي خود دستگاه قضائي باشد. هم‌اكنون قوه قضائيه با يك ماده واحده مي‌تواند در باب هزينه‌هاي دادرسي پرونده‌هاي كيفري بسياري از مشكلات را حل كند كه مثلا 30 يا 40 درصد درآمد پرونده‌هاي كيفري به خود قوه قضائيه باز‌گردد. به اين ترتيب، هم براي دولت و قوه درآمدزايي و هم ميزان پرونده‌هاي واهي كم مي‌شود.

وقتي طرف با پول اندك مي‌تواند پرونده‌سازي كند، مثلا براي پرونده‌هاي توهين و ... با تصويب چنين لايحه‌اي اگر ثابت شد كه توهين شده، بايد هزینه پرداخته شود و اگر عكس و دروغ آن ثابت شد، بايد باز هزينه دادگستري هم داده شود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۱۲:۳۵

از یکی از مسولان عالی رتبه قضایی ، خاطره اي تعريف كردنده اند، به اين مظنون كه در سفري به يكي از كشور هاي اروپاي از مسئولان آنجا مي خواهند كه براي آشناي بيشتر در يك جلسه دادگاه حضور داشته باشند . كه به ايشان مي گويند امروز ما هيچ موضوعي دادگاه نداريم . كه اين مسئله باعث تعجب ايشان مي شود كه چگونه ممكن است كه در يك روز كاري هيچگونه پرونده اي براي بررسي نباشد. ولي آمارها اين واقعيت را ثابت ميكند كه مي شود و اين در ايران به يك رويا مي ماند و بزركترين علت اين عقب افتادگي در ايران عبارتند از :
1- قوانين در اروپا بعد از رنساس بارها تجديد شده و اكنون به صورت مدون تقريبا در تمامي كشورهاي اروپاي يكسان اجرا مي شود . ولي در ايران هنوز در مرحله آزمون و خطا هستيم
2- در ايران وجود وكيل خانوادگي مرسوم نيست كه اگر انجام گيرد هم اشتغال ايجاد مي كند و هم از تعداد پرونده ها به شدت در دادگستري كاسته مي شود .
3 - ...

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۱۲:۱۶

با سلام
در راستاي سخنان اين عزيزان 2 مورد ديگر را ميز بايد اضافه نمود يكي حل مساله به جاي حذف صورت مساله و ديگري اجراي دقيق قانون
در ضمن عزيزان نگاهي به آمار پرونده ها بياندازند خواهند ديد كه بسياري از پرونده ها در شرايطي تشكيل مي شوند كه حقي از شخصي ضايع شده به نوعي كه فرد بدليل طبقه اجتماعي توان احقاق حق خود را از مجاري ديگر قانوني نداشته و ناچارا به دادخواهي اقدام مي كند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۱۰:۲۷

سلام، راه حلی را که گفته اند ، اخذ هزینه از پرونده های کیفری، مشکلات جامعه با اخذ این هزینه دو برابر میشود.اگر همین مراجعه بی هزینه را از مردم بگیریم آنگاه انها نتوانند طرح دعوا کنند فکر میکنید دعوا برطرف خواهد شد؟در این جا هم جامعه و هم خود طرفین متحمل خسارات زیادی خواهند شد.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۱۰:۱۱

اينجانب پانزده سال است كه كاسب هستم سعي هم كرده ام -ريخت وپاش اضافه نداشته باشم وانشا ا... به مردم هم اجهاف نكرده ام وبه اصطلاح روي حد خودم بوده ام ولي اوضاع اقتصادي در اين سه سال اخير انقدر به هم ريخته كه هر تلاشي كردم نتوانستم از برگشت چكهايم جلو گيري كنم ومتاسفانه سه برگ چك برگشتي روي دستم ماند ميخواهم بگويم علتش هميشه اين نيست كه هركه از راه رسيد به او دسته چك ميدهند خير اين فقط يك علت از ده علت است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۰۹:۵۴

تعداد وکلای رسمی دادگستری بیش از پانزده هزار نفر نیست فرض کنید در بالاترین حد هر وکیل صد پرونده را وکالت کند در سال یک میلیون و پانصد هزار پرونده تشکیل خواهد شد. بفرمائید هشت میلیون و پانصد هزار پرونده به فرمایش رئیس قوه چگونه وارد سیستم قضائی شده اند. بنا بر این نمی توان مسئولیت را متوجه وکلاء نمود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۰۹:۴۲

مشكلات افزايش پرونه هاي قضائي ريشه در مشكلات اقتصادي مردم دارد كه اگر جوانان كار داشته باشند مشكل اقتصادي ندارند دزدي نمي كنند. دنبال فساد جنسي نمي روند لكن اجراي احكام اسلامي مطابق با قران كريم و قاطعانه و سرعت عمل در رسيدگي به پرونده ها نيز تاثير بسزائي در كاهش جرائم و در نتيجه كاهش پرونده هاي قضائي دارند چرا كه مردم وقتي مي بينند يك پرونده سال ها طول مي كشد از شكايت كردن صرف نظر مي كنند و مجرمان هم به اين دليل با جرات تر مي شوند و جرائم سنگين تري انجام مي دهند.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۰۹:۴۱

سلام ما كه قبلا هم گفتيم تا زماني كه مشكل چك بلامحل حل نشه اقتصاد در ركود چون ديگه كسي ميل به توليد نداره دليلش رو هم خودتون مي دونيد طرف جنس رو با هزار زحمت توليد مي كنه مي فروش و به جاش چك مي گيره و چك برگشت مي خوره و الي اخر ديگه الان همه مي خوان كلاه برداري كنند وقتي قانون ضعيف باشه نمي شه كارش كرد تا دزد و كلاه بردارها احساس امنيت مي كنند دوست من از كسي طلب كاره چك برگشتي داره صاحب چك مي گه هر كاري دوست داري بكن وقتي قانون درست باشه طرق نمي تونه به همين راحتي هر كاري مي خواد بكنه.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۰۸:۵۴

بنده در دهم مرداد با اتومبیل خود تصادف منجر به جرح با موتورسیکلت داشتم که خوشبختانه به خیر گذشت.
پس از تشکیل پرونده در کلانتری مربوطه به دادسرا اعزام شدیم که بعد از مراجعه دوم شاکی به پزشک قانونی و اخذ گواهی سلامت، دادسرا پرونده را در اواسط مهرماه به مجتمع قضایی فرستاد و همین دیروز نامه احضاریه دادگاه برای اواخر دیماه بدستم رسید.
حال سئوال من اینست که برای موضوع ساده ای مثل مورد من که شاکی میخواهد از بیمه شخص ثالث من استفاده کرده و دیه دریافت کند و بین طرفین هیچ مشکلی وجود ندارد، چرا در همان دادسرا کار را یکسره نکرده و چه نیازی به ارجاع پرونده به مجتمع قضایی و اطاله دادرسی میباشد؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۷ ۰۲:۰۰

تا زمانيكه قوه قضاييه برخورد جدي وشديد با مجرمين نميكند متاسفانه جرم وجنايت هر روز افزايش يافته ودر نتيجه پرونده ها نيز بيشتر ميشود. من نميدانم شرور با سابقه كه چندين مورد آدم ربايي داشته يعني چي؟( كه اغلب در روزنامه ها ميخوانيم).

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۲۳:۳۱

بنظر من بهداشت قضايي بايد ازخود قوه قضاييه شروع شود من خود به دادگستري مراجعه واز نزديك بعضي موارد رامشاهده كردهام بيشترين كار بر دوش دفاتر دادگاهاست وزحمات زيادي مي كشند ولي حقوق آنها كه بيشترشان ليسانس ويا بالاتر هستند ربع حقوق يك قاضي نمي شود و طبيعي است كه اگر يك كارمند بخواهد موجبات اطاله دادرسي رافراهم كند به راحتي اين كار راانجام ميدهد و نتيجه آن ميشود سيل انبوه پرونده وسرگرداني مردم

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۲۳:۰۲

خود دادگستری یک ستادی با نام ستاد پیشگیری و حفاظت اجتماعی دارد چرا در مورد این ستاد و نقش پیشگیری آن که در بدو تاسیس مطرح بود هیچ صحبتی نمیشود؟

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۲۱:۵۷

یکی از دلایل دعواها اشکالات درقانونها و نداشتن قاطعیت در موارد لازم که دلیل آن هم بی اطلاعی قانونگزاران میباشد است و یک دلیل هم بی اعتنایی ادارات به حقوق مردم وعدم قبول مسؤلیت در برابر اقداماتشان است از جمله اینکه اگر ملکی را با استعلامات کامل ثبتی بخرید و بعد مشکلی پیش بیاید همان اداره از قبول مسؤلیت امتناع نموده و خود فرد باید کفش آهنی پوشیده و...

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۱۷:۲۶

موضوع به این صورت که خوانندگان در بارۀ وکلا و قوۀ قضاییه گفته اند نیست. متاسفانه باید گفت: نظر ایشان مانند نظرهای کارشناسی است که افراد غیر متخصص حتی در قوه قضاییه در باره این دستگاه ارائه می دهند. مسائل حقوقی را صرفا نمی توان در قوانین و مقررات ریشه یابی کرد. حقوق علمی اجتماعی که در جامعه اجرا می شود. اجرای حقوق در بستر فرهنگی اجتماعی اقتصادی و شاید بتوان گفت اخلاقی جامعه انجام می شود. وقتی که فرهنگ جامعه ما می پذیرد دروغ بگوییم، توهین کنیم و وعده های بی خود بدهیم و وقتی که اقتصاد جامعه ما بیمار است و وقتی سياست قضایی درستی دربرخي دعاوی دادگستری دنبال نمی شود همین نتایج به دست می آید.
در تمام دنیا و نیز ایران وکیل و قاضی دو بال فرشته عدالت هستند ولی بالی که وکیل نقشش را در جامعه ما بازی می کند شکسته با بهتر است بگوییم به ارزش قاضی نیست. بله در قوانین ما نیز مقرراتی برای طرح دعوای درست پایه و مسولیت وکیل وجود دارد ولی پرسش ما این است اگر وکیل دعوا را طرح نکند چه می شود؟ خود شخص با ناآگاهی چنین می کند و دادگستری را درگیر می کند. مشکل صرفا از وکیل و قوۀ قضاییه نیست. مشکل در درون عناصر جامعه ما است.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۱۶:۲۹

يك مقدار اگر فكر كنيد مي بينيد مشكلات اقتصادي بدليل عدم امنيت اقتصادي است كه دليل اصلي آن عدم مقابله درست قوه قضاييه با مجرمان اقتصاديه.

اگر صحبت افرادي كه چك بي محل مي كشند را تحليل كنید مي‏بينید که با توجه به اطلاله دادرسی که درباره پرونده های قضائی و علی الخصوص پرونده های اقتصادی پیش می آید حریم امنی برای مجرمان و کلاهبردان ايجاد مي شود.

ناشناس۱۳۸۷/۰۹/۰۶ ۱۶:۲۴

بخشی از اطاله دادرسی دادگاهها و افزایش پرونده های قضایی متوجه اقدامات برخي وکلای دادگستری است. اگر ماده واحده ای وضع که براساس آن پذیرش دعوای فاسد موکل و هرگونه کوشش در جهت محق نشان دادن افراد علی رغم غیرمحق بودن آنان منع و قابل پیگرد جدی انتظامی از سوی کانون وکلا و مراجع قضایی و جزای نقدی شود بسیاری از پرونده ها در موقعیت اطاله دادرسی قرار نمی گیرد. این خود عامل بازدارنده برای طرح دعوی و گرایش بسمت روشهای مسالمت آمیز است.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.