مشکل تنها انتصابات فامیلی نیست!
خبر انتصاب همسر یک مسئول به پستی در سازمان تحت امر آقای شوهر، به خبری معمول در کشور ما تبدیل شده است؛ البته خبرهایی از این دست، هر چند ماه یک بار منتشر میشوند، کمی جنجال درست میکنند و بعد فراموش میشوند.


در اواخر آبان ماه، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که انتصاب خود وی به ریاست بر تأمین اجتماعی با حواشی فراوانی همراه بود، در حکمی «نظر به مراتب تعهد، تخصص، تجارب» همسرش، وی را به مدیرکلی در سازمان تحت امر خود منصوب کرد و چند روزی حاشیههای جدید را به جان خرید و سرانجام هم با یک پاسخ سازمان تأمین اجتماعی دال بر این که خانم آقای رئیس، سوابقی طولانی در کار خود دارد، موضوع کم کم به فراموشی سپرده شد.
البته تأثیر فردی مقامات در تصمیمات سازمان تحت امر آنها، به انتصاباتی از این دست خلاصه نمیشود، بلکه بسیارند مواردی که تصمیم مدیران دولتی و حکومتی با منافع شخصی و یا گروهی آنها در ارتباط است.
فرض کنید، یک نهاد اجرایی قصد خرید کلان، یا واگذاری یک پروژه به پیمانکاران را دارد و یا این که میخواهد، یک کار پژوهشی را به پژوهشگران یا مؤسسات پژوهشی واگذار کند. اگر کسی با خودش صادق باشد، حتما خواهد پذیرفت که در چنین مواردی، تمایل به سمت دوست و آشنایان حتی اگر غیرآگاهانه و خیرخواهانه هم باشد، اجتنابناپذیر است.
البته چنین مشکلی به نظام اداری ایران محدود نمیشود. به همین دلیل، شاید اشاره به روشی که در جاهای دیگر برای رفع این مشکل مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند آموزنده باشد. در سیستم اداری برخی کشورها و سازمانها و شرکتهای بزرگ، مفهوم تداخل منافع به زبان انگیسی conflict of interests مطرح شده است و پیروی از مقررات مشخصی را درباره مواردی که منافع فردی یک مقام مسئول با منافع سیستمی که در آن مشغول کار است در تداخل هستند، الزامی مینماید.
برای نمونه، مقررات دولتی آمریکا در اشاره به مفهوم تداخل منافع میگوید: ممکن است، کار یک کارمند بخش اجرایی، به سود شخص وی یا خانوادهاش باشد و یا شاید فرد یا سازمانی که کارمند در گذشته، حال و یا آینده با آن ارتباطی داشته و یا خواهد داشت، در آن کار سود اقتصادی داشته باشد. جدای از این، شاید فرد، پیش از ورود به کار دولتی از جایی پولی دریافت کرده باشد؛ بنابراین، اگر عموم مردم گمان کنند که کار دولتی تحت تأثیر منافع شخصی و یا دریافت پول در جایی دیگر است، شاید اعتماد خود را به دولت از دست بدهند.
به همین دلیل، امکان دارد فرد از اشتغال به کارهایی خاص، منع و از داشتن مالکیت مواردی خاص بازداشته و یا آن که محدودیتهایی در دریافت پول برای وی وضع شود؛ برای نمونه، در مواردی که احتمال داده شود، تصمیمگیری یک مقام دولتی به نفع شرکتی خاص است و آن مقام در آن شرکت، سهم یا سود شخصی یا خانوادگی دارد، این مسئولیت از وی گرفته و یا آن که وادار میشود، در آغاز کار سهام خود در آن شرکت را بفروشد.
رانت اطلاعاتی تنها یکی از نمونههایی از این دست است که بارها، خبر آن در رسانههای ایرانی منتشر شده است. تفاوت نگاه بخشهای گوناگون اقتصادی کشور، مثلا تفاوت نظر تولیدکنندگان، واردکنندگان و صادرکنندگان در اخبار ارزی اخیر، نشان میدهد، هر تصمیمی که در سیستم اداره کشور گرفته میشود، سودی از جیب یکی برداشته و در جیب دیگری گذاشته است.
جالب این است، در شرایطی که حتی شرکتهای خارجی درباره تداخل منافع فرد و آن شرکت مقررات مشخصی دارند، مسائلی از این دست در سیستم اداری کشور ما، هیچ جایی ندارد. به بیان دیگر، اگر دولت بخواهد در نزد مردم معتبرتر باشد، باید به فکر راهی باشد که هر چه بیشتر به مردم تضمین دهد و هر تصمیم در اجرای آن، بیشتر به سود مردم باشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به اقاي حداد قول استعفا داده بود كجاي كاري كه نه تنها نرفت زنش را هم مدير كل كرد قابل توجه اقاي حداد عادل
تابناک خدایی اینو چاپ کن:
من فارغ التحصیل ممتاز ارشد مهندسی نفت با معدل 17 از یکی از دانشگاه های معتبر دولتی هستم. اسفند 91 در مصاحبه برای یکی از شرکت های ملی نفت ایران ( ممتازین بدون آزمون) قبول شدم و عید 91 هم به گزینش رفتم. چند ماه گیر پایان نامه بودم و به همین خاطر مدرک ارشد اینجانب دیر آماده شد. تا اینکه مهر امسال با مراجعه به وزارت نفت و ارائه مدرک خود، پرونده را برای ارائه به آن شرکت دریافت نمودم. اما پس از مراجعه به آن شرکت در کمال ناباوری ابراز نمودند که به علت دیر ارائه دادن مدرک فارغ التحصیلی ( دریافت مدرک پس از مصاحبه) استخدام اینجانب مقدور نیست. سوال من این است که آیا کار ندان به یک جوان بدبخت به بهانه ی چند ماه تاخیر در ارائه مدرک به کجای این مملکت بر می خورد. چرا کاری می کنند که افراد ممتاز ( اما بی پارتی) بی کار بمانند و از این مملکت فرار کنند؟؟ این همه درس خوندیم آخرش باید بشینیم تو خونه یا بریم با بدبختی یه تافل بگیریم که به فکر فرار از وطن خود باشیم.
متاسفانه بکارگیری همسر در سا زمان ها و وزارت خانه ها به یک امر عادی تبدیل شده است که این در نتیجه عدم حاکمیت قانون به وجود می آید. برای مثال آقای متکی وزیر خارجه قبلی همسر خود را بدون داشتن کمترین تجربه دیپلماتیک به عنوان مشاور و رئیس اداره بکار گرفت...به هر حال قبح این مسئله در حال از بین رفتن است...و کسی هم عکس العمل نشان نمی دهد.
ای زن ذلیل!!!
مگر در شعار انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری شایسته سالاری حرف اول رانمی زد . شایسته تر از همسر هم وجود دارد. پس لطفا جو سازی نکنید.
جلو یک منکر اگر از همان اول گرفته نشود گسترش می یابد و همه گیر می شود.
در شرایطی که من کارمند با یک حقوق دارم چرخ زنگ زده زندگی را با چنگ و دندان می چرخانم و میلیونها نفر در این آب و خاک شرایط مرا دارند در شرایطی که هزینه فیزیوتراپی نوبت 4 بعد از ظهر امروز همسرم را ندارم در شرایطی که همسرم با مدرک لیسانس 10 سال است که جویای کار هست کدام عدالت را باید ببینم .......
اگر بشه جلو این قضیه رو گرفت و شایسته سالاری تقویت بشه خیلی از مشکلات حل می شه
مشکل اینجاست که آقای شوهر که به همسر خود حکم مدیری هدیه داده دارای پرونده قضائی در قوه قضائیه می باشد و در واقع متهم است.
صرف اینکه فرد خودش یا فامیل درجه یکش از یک قرارداد یا دادن یک کار به شرکت دیگری که اسمی از آنها در آن شرکت نیست نمی توان گفت که از آن کار منتفع نمی شود . دوستان و آشنایانی هست که تشابه فامیلی ندارند ولی همکار و رابط فرد هستند . بنابراین بایستی برای موارد این چنینی آیین نامه هایی باید باشد که منافع کامل سازمان در آن دیده شده باشد و کار بر مبنای آن پیش برود . حال اگر فرد در این آیین نامه برنده شود حتما منافع سازمان در آن هست چون آیین نامه اگر درست باشد منافع سازمان تضمین شده است ، حال ایرادی ندارد که به آن فرد مسئول یا فامیل و آشنایش هم در این موضوع منتفع باشد . چزا که حالت برنده برنده ایجاد شده
من همیشه از این موضوع در تعجب هستم که چطور قوای ایران خود را پاک می دانند در حالیکه سازوکاری برای مقابله با رانت خواری در کشور وجود ندارد!!!
سلام اینکه عادی شده تو یزد متولی امامزاده ......خانم وبرادر خانم ودایی .......... را همونجا مشغول بکار کرده است
خب این مشکل که باعث بدبینی مردم به دولت و بروز فساد اداری و از همه مهم تر بی انگیزه گی کارمندان شده کی حل میشه
از مسولان سازمان بازرسی تقاضا دارم رسیدگی کنند
اجرکم عند الله
مگر آقای منوچهر متکی، وزیر خارجه سابق برای همسرش در وزارت خارجه پست مدیرکلی ایجاد نکرد؟ مگر ایشان هرچه دانش آموخته از هند بود را به پستهای مدیریتی نرساند؟ نتیجه سیاستهای این وزیر سابق همانا وضعیت فعلی وزارت خارجه است که می بینید
پس آمریکا کشور خوبی است با این قوانینش!
دلت خوش ها کو گوش شنوا الان روابط جای ضوابط همه جا گرفته چی میگی واسه خودت
شايد جزو شرايط ضمن عقد اين آقايان اين بوده كه اگر به منصبي رسيدند خانم را هم در مجموعة خود به جاوي برسانند. حالا شما به اين كه آقايان از نظر شرعي و قانوني به وظيفه خود عمل مي كنند توجه نداري و هي گير مي دي!
ما تو ایران یه قانون داریم که مربوط به سال 1337 میشه و به قانون منع مداخله معروفه. به طور خلاصه این قانون تمامی حقوق بگیران دولت را از عقد قرارداد با دولت منع میکنه. در تمامی قراردادهای دولتی به این قانون استناد میشه و از طرف قرارداد خواسته میشه اقرار کنه مشمول این قانون نیست.
جالب اینه که این قانون اونقدر شدید و محکمه که مثلاً اگر کارمند اداره الف بخواد در وقت آزادش کاری رو برای اداره ب که هیچ ارتباطی هم با اداره الف نداره انجام بده و در ازاش دستمزد دریافت کنه، حتی با وجود اینکه هیچ شائبه سوئ استفادهای وجود نداره، باز هم خلاف این قانون عمل کرده و قانوناً اجازه این کار رو نداره. حالا ما میبینم که یک مدیر دولتی به راحتی نزدیکان خودش رو که قبلاً یا اصلاً سمت دولتی نداشتند و یا در جای دیگری مشغول به کار بودهاند (و یا در بعضی موارد حتی معلق شده بودند) به راحتی به سازما متبوع خودش میاره و بهشون پستهای بالا میده (در واقع سرمایه مادی و معنوی کشور رو صرف اونها میکنه) ولی آب هم از آب تکون نمیخوره و صدای هیچ کس هم در نمیآد.
آری مشکل فقط انتصابات فامیلی نیست - بلکه عدم پاسخگو بودن مسئولان ( در این مورد خاص که عمراً!!!) است. اگر یک مدیر در باره عملکرد خود واقعاً پاسخگو باشد آنگاه مجبور است درباره عزل و نصب های خود با کمال احتیاط عمل کند و مطمئن به کارآمدی آنها باشد چه این فرد نسبت خویشاوندی داشته باشد یا نه - زیرا مجموع عملکرد های او محموعه عملکرد زیردستان اوست و پاسخگوی نهایی خود او.
خیلی ساده مورد را بررسی کنید . در یک بقالی معلوم است بقال فرد مورد اعتمادش را سعی میکند مشغول به کار کند این فرد پسرش یا برادرش یا برادرزاده یا نوه یا پسر خواهر و.... خواهد بود در صورت نداشتن خویشاوند برای احراز شغل فعالیت در بقالی به سراغ آشنایان و دوستان میرود و به همین ترتیب کسی که با بقال هیچ نسبت و آشنایتی نداشته باشد در مراتب استخدامی پایین تری قرار خواهد گرفت.در وارت دارایی وزارت اقتصاد در سازمان تامیین اجتماعی در بانک مرکزی و..... هم به همینگونه خواهد بود.
منتهی یک فرق وجود دارد در بقالی بقال صاحب بقالی میباشد و فرزند یا برادر او نیز در سود بقالی ذینفع است و بقال و پسرش به بقالی برای تامین معیشت در طول عمر نگاه میکنند.ولی وزارت و وکالت و پست و مقام دوستان بهارش به طول عمر خزان نمیشود موقتی است پس فرصت را باید غنیمت دانست و افسوس که دوستان فکر میکنند غنیمت دانستن فرصت چیز خوبی است . اگر مال پدر باشد ارث پدری است و غنیمت نیست اگر مال ملت باشد باشد غنیمت است
البته در موارد كلان دركشورهای غربی وآمریكا هم سوءاستفاده رایج است . مثلا رئیس جمهور آمربكاونمایندگان كنگره علنی كمك جمع می كنند و شركتها و اشخاص هم علنی پول می دهند وحمایت شان را از فرد اعلام می كنند وهمه هم می دانندهدف از پول دادن چی هست. مشكل كشورما كمبود ونبود قانون ودستورالعمل نیست.درد اصلی ما نبود شایسته سالاری است ودر عوض جا افتادن اعتمادسالاری است. این را از زمان پادشاهان جور وطاغوت داشتیم الان داریم بعد ازین هم خواهیم داشت.اگر شایسته سالاری بود نه این مرد(وطبیعتانه همسرشان )وقتی از جایی رانده شد در جای دیگر باموقعیت بهترمنصوب نمی شد.اعتمادسالاری یاورمون رو استاد كردهاخوی
متاسفانه رابطه بازی و استخدام پسر و دختر مسئولین و فامیل های آنها، یکی از آفت های اداری کشور ما است که تنها محدود به مدیران نیست بلکه افراد ذی نفوذ در ادارات و ارگان ها که آنها را دست راست رئیس می نامند، تمام و کمال در جهت منافع شخصی و گروهی خود حرکت می کنند.
من برای اطلاع شما بگم خانمش کارمند رسمی سازمان تامین اجتماعی است. دارای مدرک دکترا پزشکی است بیش از 10سال است که در سمت های اجرایی ریس درمانگاه.ریس اداره کلینیک درمان استان تهران. ریس بیمارستان را بطور موفق در کارنامه خود دارد
بنده در زمینه ای که نام نمی ببرم! متخصص هستم 4 سال پیش، خدا لطف کرد و یک پیشنهاد طراحی و اجرای مناسب از طرف یکی از نهادها به بنده ارائه شد. ( شرح خرابکاری های قبلی را نمی دهم که حوصله درازی می طلبد!) خلاصه ما قرارداد را گرفتیم و برای اجرای بهتر پروژه کارگاه بزرگتری تجهیز کرده و 15 نفر را نیز به همکاری گرفتیم. فاز طراحی را بسیار خوب اجرا کرده و البته هر از چند گاهی توسط ناظر پروژه که از معاونین بلند مرتبه! همان ارگان کارفرما نیز بود، چالش داشتیم. در حالی که ایشان هیچ تخصصی در زمینه مذکور نداشت ( کارشناس ادبیات بود و الحق در زمینه خودش قوی بود) ولی بعد ها که تمام طرح های ما را فهمید و نقشه های اجرائی را به بهانه ارزیابی از ما گرفت، چنان بلائی سر ما اورد که با بیش از 180 ملیون تومان ضرر، ورشکست شدیم. یادم نمی رود روزی که همسر یکی از کارگران خیلی خوب ما، به در کارگاه امده بود و به خیال اینکه همسرش کار خلافی کرده و من وی را اخراج کرده ام، ناله و زاری می کرد و با بچه ای در بغل، زیر بارش شدید بارانی که آن روز می بارید، دنیا در نظرم تیره و تار شد و هنوز هم نمی توانم آن صحنه وحشتناک را فراموش کنم. هر چه قسم می خوردم که همسر شما یکی از بهترین کارگران ما بوده قبول نمی کرد و دائم با گریه می گفت که به تمام مقدسات قسم می خورم هر تنبیهی که می دانی برای وی قائل شو فقط اخراجش نکن؟!. بالاخره من نتوانستم طاقت بیاورم و به گریه افتادم .زیرا خودم نیز از لحاظ مالی در بحران بودم. تمام سرمایه ام را در تجهیز کارگاه خرج کرده بودم وبا نامردی این مرد مسلمان نما! اینچنین به دریوزگی افتادیم. وقتی برای شکایت به ساختار مربوطه رفتم دیدم که ایشان به حدی قدرت دارد که کسی جرات نمی کند با ما احوال پرسی کند. خلاصه الان 3 سال است که من دنبال شکایتی هستم که از ایشان کرده ام!....
«نظر به مراتب تعهد، تخصص، تجارب»!!!
در نهایت هم با یک پاسخ سازمان تامین اجتماعی دال بر این که خانم آقای رئیس سوابقی طولانی در کار خود دارد .
اگه سابقه طولانی دارند دیگر نیازی به انتصاب مجدد نبود . خوب بروند همونجا حقوق بگیرند.
البته از این قسم انتصابات تا دلت بخواهد در مناطق آزاد به وفور دیده میشود و مدیران این سازمان در اجرای امور ، علاوه بر دستور مدیر عامل باید خرده فرمایشات منصوبین رؤسا را هم اجرا کنند و حق هیچ اعتراضی ندارند .
متأسفانه قبح قضیه کاملا از بین رفته .
آقای متکی نیز همسرش را به یک پست مدیر کلی در وزارت خارجه گمارده بود
مشکل اصلی بخش اعظم مشکلات کشور در عدم پاسخ گو بودن مسئولان است
اگرمنطقي بنگريم درانتصابات بايدتمامي شرايط يك فرداعم ازسوابق مديريتي تحصيل والي آخر مدنظرباشددراينجانبايدروي فاميل وآشنا حساسيت داشت بلكه ميبايست حساسيتها روي شرايط احرازشدت داشته باشدولي مثل اينكه بعضي ازمسئولين محترم امورات دولتي واجرايي را ازپدرويامادر خود به ارث برده اندوبه غير از منتسبين كسي ديگرلياقت پستهاي كليدي وپايين رانداردكه اين طرح اتوبوسي اگر ازميهن اسلامي ماكه مدعي ام القرايي جهان اسلام راداريم وهميشه خودرامدافع عدالت ميدانيم رخت برنبنددنظام درمخاطره خواهد بود چون خيل عظيم مردم كه نگهدارندگان اصلي نظام هستندديگرخود راتاثيرپذيرنديده وخودرازصحنه هاي مختلف كناركشيده ونااميدانه به امورنظاره گرخواهندبودكه اين اصلابنفع نظام مقدس جمهوري اسلامي كه باخون هزاران شهيد بزرگواربدست آمده نبوده ونيست وازسويي مردم به فردي كه پرونده قضايي داردوهنوزوضعش مشخص نيست بديده شك وترديدمينگرندوايشان باقدرت تمام همسرخودرابه اين سازمان بزرگ واردميكندبزرگان خودقضاوت كنند
اين نظر به مراتب تخصصش منو ديوونه كرده والا
متاسفانه وقتی با چنین رفتارهایی از سوی مراجع قانونی بالاتر برخورد نمیشود باعث گسترش این نوع رفتارها و گستاخ تر شدن چنین مسوولینی میشود- یکی دیگه از این انتصابات شایسته سالارانه!! که چندی پیش انجام شد و برخی دوستان مطلع هستند- انتصاب دختر یک معاون وزیر به عنوان هیات علمی در یکی از دانشگاه های معتبر ان هم یک شبه و با با مدارکی نه چندان معتبر بود. این در حالی است که متاسفانه بهترین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای چنین کاری باید چندسال پیگیری داشته باشند- آخر هم معلوم نیست چه بی عدالتی هایی که در حقشون انجام نشه و به نتیجه برسند یا نه
ما تا confilict of interests فاصله ی زیادی داریم. در این مملکت اسلامی مدیر مسلمان حق خود می داند که اقوام و فامیل و آشنایان را به سر کار بیاورد ، دلیل هم می آورد ؛ که من به این افراد اطمینان دارم. این قسمت از روابط اداری که معمول و بسیار در ایران رواج دارد ، به این زود یها از این کشور اسلامی رخت نخواهد بست.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.