13 سال انتظار برای انتقام از مزاحم مادر

پسر جوانی که مردی را به خاطر آزار و اذیت مادرش پس از 13 سال انتظار به قتل رسانده بود، با تایید حکم مجازاتش از سوی دیوان عالی کشور، با رهایی از مجازات اعدام به پرداخت دیه محکوم شد.
به گزارش قانون، تیر ماه سال 88 ماموران پلیس آگاهی شهرستان استهبان در جریان کشف جسد مردی در کوههای اطرافاین شهر قرار گرفتند. کارآگاهان پس از حضور در محل دریافتند مرد ناشناس با شلیک گلوله از پا در آمده است. پس از تحقیقات پلیس، مشخص شد که عامل جنایت پس از کشاندن قربانی خود به آن محل، او را از پا درآورده بود. پس از بررسیهای مقدماتی، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیم جنایی برای شناسایی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد گمشده پرداختند.
در ادامه، خانواده مردی به نام امیر با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن او خبر دادند که آنها با مراجعه به پزشکی قانونی جسد را شناسایی کردند. با شناسایی هویت مقتول، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد و کارآگاهان در جریان تحقیقات از خانواده مقتول دریافتند او آخرین بار همراه پسر جوانی به نام رضا برای تفریح به حاشیه شهر رفته بود.در ادامه دستگیری رضا21 ساله در دستور کار ماموران قرار گرفت اما همزمان با این جنایت او ناپدید شده بود که این موضوع احتمال قتل از سوی او را قویتر کرد. سرانجام با تجسسهای گسترده، متهم شناسایی و دستگیر شد. او در بازجوییهای مقدماتی، منکر قتل شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: «به خاطر کینهای قدیمی مرتکب قتل امیر شدم.»
با تکمیل تحقیقات، پرونده این جنایت با صدور کیفرخواست برای رسیدگی در اختیار قضات دادگاه شعبه چهارم دادگاه کیفری استان فارس قرار گرفت. متهم در جلسه دادگاه ادعا کرد مقتول مهدور الدم بوده و بهاین خاطر مرتکب قتل او شده است. قضات دادگاه سپساین ادعا را رد کرده و متهم را با توجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند.در ادامه پرونده با اعتراض متهم، به دیوانعالی کشور فرستاده شد که قضات دیوانعالی کشور پس از بررسی حکم، آن را با توجه به ادعای متهم در رابطه با مهدور بودن مقتول نقض کرده و برای رسیدگی دوباره به شعبه هم عرض ارسال کردند.
دور دوم محاکمه
رضااین بار در شعبه دوم دادگاه کیفری و به ریاست قاضی عرفانیزاده محاکمه شد. پسر جوان این بار هم با تکرار ادعاهای قبلی خود گفت: «13 سال قبل متوجه ارتباط مقتول با مادرم شدم و از آن زمان از او کینه به دل داشتم تا اینکه سال 88 با تهیه اسلحهای او را در کوههای استهبان کشتم.مقتول زمانی که من بچه بودم یک روز مادرم را مقابل چشمان من مورد آزار و اذیت قرار داد . پس از آن همیشه مزاحم مادرم بود. وقتی یاد مزاحمت های امیر می افتادم تمام وجودم پر از خشم می شد. همیشه به دنبال فرصتی برای انتقام بودم اما به خاطر اینکه بچه بودم نمی توانستم کاری انجام دهم تا اینکه توانستم اسلحه ای تهیه کنم. روز حادثه مقتول را به بهانه گردش به خارج شهر بردم. در آنجا ابتدا او را خفه کرده و بعد برای اینکه کینه ام را نشان دهم به جسدش شلیک کردم.وقتی متوجه شدم که ماموران جسدش را پیدا کرده اند فراری شدم تا اینکه ماموران دستگیرم کردند. امیر مادرم را به زور مورد آزار و اذیت قرار داده بود و مجازاتش مرگ بود.»
رئیس دادگاه: چرا شکایت نکردی؟متهم : 13 سال از این ماجرا گذشته بود و کسی حرف من را باور نمی کرد با شکایت فقط آبروی مادرم می رفت.متهم به قتل در آخرین دفاعیاتش با تکرار ادعاهای قبلی خود گفت : مقتول مادرم را مورد آزار و اذیت قرار داده بود و از او کینه داشتم.
نجات از مجازات قتل
قاضی عرفانیزاده و چهار قاضی مستشار، پس از محاکمه متهم او را با توجه بهاینکه با تصور مهدورالدمی مرتکب قتل شده بود به پرداخت دیه محکوم کردند.این بار با اعتراض اولیای دم پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم دادگاه را تایید کردند و پسر جوان از مجازات اعدام نجات یافت.
به گزارش قانون، تیر ماه سال 88 ماموران پلیس آگاهی شهرستان استهبان در جریان کشف جسد مردی در کوههای اطرافاین شهر قرار گرفتند. کارآگاهان پس از حضور در محل دریافتند مرد ناشناس با شلیک گلوله از پا در آمده است. پس از تحقیقات پلیس، مشخص شد که عامل جنایت پس از کشاندن قربانی خود به آن محل، او را از پا درآورده بود. پس از بررسیهای مقدماتی، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و تیم جنایی برای شناسایی هویت مقتول به بررسی پرونده افراد گمشده پرداختند.
در ادامه، خانواده مردی به نام امیر با مراجعه به پلیس از ناپدید شدن او خبر دادند که آنها با مراجعه به پزشکی قانونی جسد را شناسایی کردند. با شناسایی هویت مقتول، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازهای شد و کارآگاهان در جریان تحقیقات از خانواده مقتول دریافتند او آخرین بار همراه پسر جوانی به نام رضا برای تفریح به حاشیه شهر رفته بود.در ادامه دستگیری رضا21 ساله در دستور کار ماموران قرار گرفت اما همزمان با این جنایت او ناپدید شده بود که این موضوع احتمال قتل از سوی او را قویتر کرد. سرانجام با تجسسهای گسترده، متهم شناسایی و دستگیر شد. او در بازجوییهای مقدماتی، منکر قتل شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: «به خاطر کینهای قدیمی مرتکب قتل امیر شدم.»
با تکمیل تحقیقات، پرونده این جنایت با صدور کیفرخواست برای رسیدگی در اختیار قضات دادگاه شعبه چهارم دادگاه کیفری استان فارس قرار گرفت. متهم در جلسه دادگاه ادعا کرد مقتول مهدور الدم بوده و بهاین خاطر مرتکب قتل او شده است. قضات دادگاه سپساین ادعا را رد کرده و متهم را با توجه به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم کردند.در ادامه پرونده با اعتراض متهم، به دیوانعالی کشور فرستاده شد که قضات دیوانعالی کشور پس از بررسی حکم، آن را با توجه به ادعای متهم در رابطه با مهدور بودن مقتول نقض کرده و برای رسیدگی دوباره به شعبه هم عرض ارسال کردند.
دور دوم محاکمه
رضااین بار در شعبه دوم دادگاه کیفری و به ریاست قاضی عرفانیزاده محاکمه شد. پسر جوان این بار هم با تکرار ادعاهای قبلی خود گفت: «13 سال قبل متوجه ارتباط مقتول با مادرم شدم و از آن زمان از او کینه به دل داشتم تا اینکه سال 88 با تهیه اسلحهای او را در کوههای استهبان کشتم.مقتول زمانی که من بچه بودم یک روز مادرم را مقابل چشمان من مورد آزار و اذیت قرار داد . پس از آن همیشه مزاحم مادرم بود. وقتی یاد مزاحمت های امیر می افتادم تمام وجودم پر از خشم می شد. همیشه به دنبال فرصتی برای انتقام بودم اما به خاطر اینکه بچه بودم نمی توانستم کاری انجام دهم تا اینکه توانستم اسلحه ای تهیه کنم. روز حادثه مقتول را به بهانه گردش به خارج شهر بردم. در آنجا ابتدا او را خفه کرده و بعد برای اینکه کینه ام را نشان دهم به جسدش شلیک کردم.وقتی متوجه شدم که ماموران جسدش را پیدا کرده اند فراری شدم تا اینکه ماموران دستگیرم کردند. امیر مادرم را به زور مورد آزار و اذیت قرار داده بود و مجازاتش مرگ بود.»
رئیس دادگاه: چرا شکایت نکردی؟متهم : 13 سال از این ماجرا گذشته بود و کسی حرف من را باور نمی کرد با شکایت فقط آبروی مادرم می رفت.متهم به قتل در آخرین دفاعیاتش با تکرار ادعاهای قبلی خود گفت : مقتول مادرم را مورد آزار و اذیت قرار داده بود و از او کینه داشتم.
نجات از مجازات قتل
قاضی عرفانیزاده و چهار قاضی مستشار، پس از محاکمه متهم او را با توجه بهاینکه با تصور مهدورالدمی مرتکب قتل شده بود به پرداخت دیه محکوم کردند.این بار با اعتراض اولیای دم پرونده برای رسیدگی به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور حکم دادگاه را تایید کردند و پسر جوان از مجازات اعدام نجات یافت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
افرین به پسر با غیرت
مهدور الدم یعنی واجب القتل
مهدور الدم مگه دیه داره؟
يهني كسي كه اهميت ندارد خونش ...
علت دادن دیه این است که 1- اولاً نباید این کار را شخصاً انجام می داد و باید طبق قانون شکایت می کرد 2- بسته به نوع قتل و سایر مسائل مربوط به آن ، قاضی حتماً ادله ای برای دادن دیه دارد.
یعنی عملی انجام داده باشد که ریختن خونش مباح وحلال شده باشد(بدلیل انجام ان عمل)
قاتل با نیت قبلی اقدام به تهیه سلاح و هماهنگی با مقتول می کند، آنگاه حکم برائت از قتل عمد صادر می شود؟
چی بگم....
خدایا شیطان رو از همه ما دور کن.
چقدر برای پسر ی هشت ساله گران تمام شده بوده که سیزده سال صبر کرده.
مهدور یعنی به هدر رفته و دم یعنی خون پس مهدور الدم یعنی کسی که خونش به هدر رفته و کسی از بابت ریختن هخون او مجازات نمی شود.
ادعاي پسر چگونه اثبات شده؟!!! اگر اثبات شده چرا بايد ديه بدهد؟!!!
مهدورالدم طبق قانون مجازات اسلامی به معنای ساده یعنی خونش هدر است به علت زنای محصنه یا تجاوز به عنف.البته قضات قطعا از طرق دیگر توانستند حرفهای متهم را تایید کردند.
مهدورالدم به كسی گفته میشود كه شرعاً مستحق كشته شدن است، یعنی كسی كه ریختن خون او مجاز است.
این آقا درست میگه خبر را درست و کامل باز تاب بدید ....................
مهدورالدم يعني اينكه هدر دادن خونش مورد ندارد
یعنی خونش بی ارزشه
یعنی خودت تشخیص بدی کشتنش اشکال نداره و حقشه
باید دیه بده چون خودش حق اجرای حکم رو نداشته
مهدور الدم یعنی چی؟
با این وجود هر کی هر کی میشه
مجازات تجاوز مرگ هست.احسن به اين جوان با غيرت.در ضمن دادگاه ادليه اي داشته كه اين حكم رو صادر كرده.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.