تصمیم مرگبار یک دختر در فرار از کابوسهای 3 ابلیس
چندی پیش هنگامی که عمه دختری جوان به نام «مهسا» متوجه شد برادرزادهاش جوابش را نمیدهد با توجه به قفل بودن در حمام آن را شکسته و در برابر تراژدی مرگباری قرار گرفت.
به گزارش وطن امروز، این زن که شوکه شده بود، دید مهسا با پیکری بیجان در گوشهای از حمام روی زمین افتاده است. با مخابره شدن مرگ مرموز دختر 17 ساله به مرکز 110 تیمهایی از کلانتری 112 ابوسعید برای بررسی ماجرا وارد خانه قربانی مرگ شده و تجسسهایشان را آغاز کردند. عمه دختر جوان که مدام گریه میکرد و خاطرات شیرین با هم بودنشان را زیر لب زمزمه میکرد پس از دقایقی که آرام شد به پلیس گفت: مهسا در کودکی پدرش را از دست داد و با توجه به مشکلات روحی و روانی مادرش، من و شوهرم قبول کردیم وی را تحت سرپرستی بگیریم و همانند بچه خودمان از وی مراقبت کنیم. در طول این چند سال همانند پدر و مادری دلسوز با مهسا رفتار میکردیم و وی نیز علاقه بسیاری به ما داشت تا اینکه از چند ماه پیش وی به طور عجیبی افسرده شد و هرگاه میخواستیم بدانیم چه شده است جواب نمیداد یا میگفت اتفاقی نیفتاده است.
این عمه مهربان در ادامه افزود: در چند روز گذشته رفتار برادرزادهام بسیار تغییر کرده بود؛ انگار از موضوعی رنج میبرد، سعی و تلاش من و همسرم که بدانیم چه اتفاقی افتاده است تا بتوانیم به وی کمک کنیم نتیجهای نداشت تا اینکه ساعاتی پیش مهسا به حمام رفت و یک ساعتی آنجا بود. نگران شدم چون مدت زیادی بود که آنجا بود، در را زدم و صدایش کردم ولی جوابی نیامد. از نگرانی و دلهره در حمام را شکسته و بدن بیجان وی را که در گوشهای از حمام افتاده بود، دیدم و فریاد کشیدم و همسرم موضوع را به پلیس اطلاع داد.
مرگ خودخواسته
بررسیها نشان داد که مهسا با انگیزهای مرموز مرگ خودخواسته را انتخاب کرده است و بازپرس رودگر با توجه به اینکه عمه و شوهرعمه این دختر ادعا داشتند وی هیچ مشکلی نداشته و آنان سعی در حمایتهای عاطفی و مالیاش داشتند دستور داد تیمی از پلیس کلانتری پرده از سرنوشت مهسا بردارد. با احضار عمه و شوهر عمه مهسا به کلانتری 112 ابوسعید، آنان از انگیزه این دختر اظهار بیاطلاعی کردند و اظهار داشتند در طول ماههای گذشته هیچگونه رفتار مرموزی از مهسا ندیدهاند و وی همکلاسی قدیمی به نام «مینا» دارد که شاید اطلاعاتی داشته باشد.
بنابراین تحقیق از مینا در دستورکار ماموران کلانتری قرار گرفت و این دختر نوجوان در ابتدای بازجوییها اصرار بر این داشت که هیچ اطلاعی از علت مرگ دوست قدیمیاش نداشته است ولی بررسی ارتباطهای تلفنی وی در آخرین ساعتهای زندگی مهسا گویای آن بود که مینا حقیقت مهمی را پنهان میکند.
شکار از سوی شیاطین
دختر نوجوان دوباره تحت بازجوییهای ویژه قرار گرفت و پرده از واقعیتی برداشت که شنیدن آن برای ماموران بسیار تلخ بود. وی گفت: اواخر پاییز سال گذشته با پسری جوان به نام «محمود» به صورت اتفاقی آشنا شدم و وی هر از چندگاهی با من ملاقات میکرد و چندین بار نیز درخواست رابطه پنهانی کرده بود که من نپذیرفتم تا اینکه چند روز بعد من و مهسا وقتی به هیاتی در خیابان ولیعصر رفتیم و پس از پایان مراسم به سوی خانه در حرکت بودیم پسر جوانی که با من آشنا بود همراه 2 پسر دیگر راهمان را سد کرد و خواستند همراهشان برویم، مهسا که شوکه شده بود از آنها خواست تا مزاحم نشوند ولی آنان قبول نمیکردند، من نیز که نمیخواستم مانند مهسا تن به درخواست سیاهشان بدهم از پسر آشنا خواستم اذیتمان نکند و ما را تنها بگذارند ولی کار به جای باریک کشید و آنها ما را به زور سوار خودرویشان کردند و به خانهای که نمیدانم کجا بود بردند و ما را با تهدید تسلیم خواسته شیطانیشان کردند و از ما فیلم گرفتند، از آن به بعد با استفاده از این تصاویر از ما اخاذی کرده و گاهی اوقات نیز مجبورمان میکردند دوباره به نقشه پلیدشان تن بدهیم.
وی در ادامه افزود: پس از گذشت چند ماه من و مهسا دچار افسردگی شدیدی شده بودیم و از ترس آبرو نمیتوانستیم این موضوع را حتی با خانواده خودمان در میان بگذاریم و روزها و شبهای تلخی را پشت سر میگذاشتیم. مهسا از نظر روحی بسیار به هم ریخته بود و چندین بار به من گفته بود میخواهد خودش را از دست جوانهای شیطانصفت رها کند، این اتفاقات همانند کابوسی شبانه زندگی را از ما گرفته بود، بنابراین تصمیم گرفتیم هر دو از بین برویم اما من ترسیدم و از مهسا خواستم که منصرف شود ولی وی در حالی که مدام گریه میکرد حاضر نبود به حرفهایم گوش کند و تلفن را قطع کرد و دیگر جوابم را نداد تا اینکه همان شب متوجه شدم وی تصمیمش را عملی کرده است.
با ادعای تلخ و ناراحتکننده دختر نوجوان، ماموران برای دستگیری جوانهای شیطانصفت وارد عمل شده و موفق شدند سرکرده این گروه که همان محمود بود را دستگیر کنند و همزمان در عملیات دیگری یکی دیگر از همدستانش را در مرکز تهران غافلگیر کنند. این دو جوان که محمود و «فرشید» بودند وقتی فهمیدند که مهسا دیگر زنده نیست ابتدا ادعای بیگناهی کردند اما بررسی موبایلهایشان و به دست آمدن فیلم سیاه آنان را وادار به اعتراف کرد.
محمود گفت: اصلا تصور نمیکردیم چنین اتفاقی بیفتد، من با دوست مهسا آشنایی داشتم و انگیزهام تنها دوستی بود اما دوستانم که فرشید و «حمید» هستند مرا دچار وسوسه کردند تا اینکه آن روز تصمیم گرفتیم این دو دختر را به زور سوار خودرویمان کنیم. آنها خیلی التماس کردند که اعتنایی نداشتیم. فرشید نیز گفت: اشتباه کردیم، از آن روز پشیمان هستم، حتی میتوانید از دوست مهسا بپرسید که من هیچ تماسی برای اخاذی با آنان نداشتم. بنابر این گزارش، با اعترافات تکاندهنده این دو ابلیس، مجید نیز بازداشت شد و آنان همگی پذیرفتند در این اقدام شیطانی دست داشتهاند.
به گزارش وطن امروز، این زن که شوکه شده بود، دید مهسا با پیکری بیجان در گوشهای از حمام روی زمین افتاده است. با مخابره شدن مرگ مرموز دختر 17 ساله به مرکز 110 تیمهایی از کلانتری 112 ابوسعید برای بررسی ماجرا وارد خانه قربانی مرگ شده و تجسسهایشان را آغاز کردند. عمه دختر جوان که مدام گریه میکرد و خاطرات شیرین با هم بودنشان را زیر لب زمزمه میکرد پس از دقایقی که آرام شد به پلیس گفت: مهسا در کودکی پدرش را از دست داد و با توجه به مشکلات روحی و روانی مادرش، من و شوهرم قبول کردیم وی را تحت سرپرستی بگیریم و همانند بچه خودمان از وی مراقبت کنیم. در طول این چند سال همانند پدر و مادری دلسوز با مهسا رفتار میکردیم و وی نیز علاقه بسیاری به ما داشت تا اینکه از چند ماه پیش وی به طور عجیبی افسرده شد و هرگاه میخواستیم بدانیم چه شده است جواب نمیداد یا میگفت اتفاقی نیفتاده است.
این عمه مهربان در ادامه افزود: در چند روز گذشته رفتار برادرزادهام بسیار تغییر کرده بود؛ انگار از موضوعی رنج میبرد، سعی و تلاش من و همسرم که بدانیم چه اتفاقی افتاده است تا بتوانیم به وی کمک کنیم نتیجهای نداشت تا اینکه ساعاتی پیش مهسا به حمام رفت و یک ساعتی آنجا بود. نگران شدم چون مدت زیادی بود که آنجا بود، در را زدم و صدایش کردم ولی جوابی نیامد. از نگرانی و دلهره در حمام را شکسته و بدن بیجان وی را که در گوشهای از حمام افتاده بود، دیدم و فریاد کشیدم و همسرم موضوع را به پلیس اطلاع داد.
مرگ خودخواسته
بررسیها نشان داد که مهسا با انگیزهای مرموز مرگ خودخواسته را انتخاب کرده است و بازپرس رودگر با توجه به اینکه عمه و شوهرعمه این دختر ادعا داشتند وی هیچ مشکلی نداشته و آنان سعی در حمایتهای عاطفی و مالیاش داشتند دستور داد تیمی از پلیس کلانتری پرده از سرنوشت مهسا بردارد. با احضار عمه و شوهر عمه مهسا به کلانتری 112 ابوسعید، آنان از انگیزه این دختر اظهار بیاطلاعی کردند و اظهار داشتند در طول ماههای گذشته هیچگونه رفتار مرموزی از مهسا ندیدهاند و وی همکلاسی قدیمی به نام «مینا» دارد که شاید اطلاعاتی داشته باشد.
بنابراین تحقیق از مینا در دستورکار ماموران کلانتری قرار گرفت و این دختر نوجوان در ابتدای بازجوییها اصرار بر این داشت که هیچ اطلاعی از علت مرگ دوست قدیمیاش نداشته است ولی بررسی ارتباطهای تلفنی وی در آخرین ساعتهای زندگی مهسا گویای آن بود که مینا حقیقت مهمی را پنهان میکند.
شکار از سوی شیاطین
دختر نوجوان دوباره تحت بازجوییهای ویژه قرار گرفت و پرده از واقعیتی برداشت که شنیدن آن برای ماموران بسیار تلخ بود. وی گفت: اواخر پاییز سال گذشته با پسری جوان به نام «محمود» به صورت اتفاقی آشنا شدم و وی هر از چندگاهی با من ملاقات میکرد و چندین بار نیز درخواست رابطه پنهانی کرده بود که من نپذیرفتم تا اینکه چند روز بعد من و مهسا وقتی به هیاتی در خیابان ولیعصر رفتیم و پس از پایان مراسم به سوی خانه در حرکت بودیم پسر جوانی که با من آشنا بود همراه 2 پسر دیگر راهمان را سد کرد و خواستند همراهشان برویم، مهسا که شوکه شده بود از آنها خواست تا مزاحم نشوند ولی آنان قبول نمیکردند، من نیز که نمیخواستم مانند مهسا تن به درخواست سیاهشان بدهم از پسر آشنا خواستم اذیتمان نکند و ما را تنها بگذارند ولی کار به جای باریک کشید و آنها ما را به زور سوار خودرویشان کردند و به خانهای که نمیدانم کجا بود بردند و ما را با تهدید تسلیم خواسته شیطانیشان کردند و از ما فیلم گرفتند، از آن به بعد با استفاده از این تصاویر از ما اخاذی کرده و گاهی اوقات نیز مجبورمان میکردند دوباره به نقشه پلیدشان تن بدهیم.
وی در ادامه افزود: پس از گذشت چند ماه من و مهسا دچار افسردگی شدیدی شده بودیم و از ترس آبرو نمیتوانستیم این موضوع را حتی با خانواده خودمان در میان بگذاریم و روزها و شبهای تلخی را پشت سر میگذاشتیم. مهسا از نظر روحی بسیار به هم ریخته بود و چندین بار به من گفته بود میخواهد خودش را از دست جوانهای شیطانصفت رها کند، این اتفاقات همانند کابوسی شبانه زندگی را از ما گرفته بود، بنابراین تصمیم گرفتیم هر دو از بین برویم اما من ترسیدم و از مهسا خواستم که منصرف شود ولی وی در حالی که مدام گریه میکرد حاضر نبود به حرفهایم گوش کند و تلفن را قطع کرد و دیگر جوابم را نداد تا اینکه همان شب متوجه شدم وی تصمیمش را عملی کرده است.
با ادعای تلخ و ناراحتکننده دختر نوجوان، ماموران برای دستگیری جوانهای شیطانصفت وارد عمل شده و موفق شدند سرکرده این گروه که همان محمود بود را دستگیر کنند و همزمان در عملیات دیگری یکی دیگر از همدستانش را در مرکز تهران غافلگیر کنند. این دو جوان که محمود و «فرشید» بودند وقتی فهمیدند که مهسا دیگر زنده نیست ابتدا ادعای بیگناهی کردند اما بررسی موبایلهایشان و به دست آمدن فیلم سیاه آنان را وادار به اعتراف کرد.
محمود گفت: اصلا تصور نمیکردیم چنین اتفاقی بیفتد، من با دوست مهسا آشنایی داشتم و انگیزهام تنها دوستی بود اما دوستانم که فرشید و «حمید» هستند مرا دچار وسوسه کردند تا اینکه آن روز تصمیم گرفتیم این دو دختر را به زور سوار خودرویمان کنیم. آنها خیلی التماس کردند که اعتنایی نداشتیم. فرشید نیز گفت: اشتباه کردیم، از آن روز پشیمان هستم، حتی میتوانید از دوست مهسا بپرسید که من هیچ تماسی برای اخاذی با آنان نداشتم. بنابر این گزارش، با اعترافات تکاندهنده این دو ابلیس، مجید نیز بازداشت شد و آنان همگی پذیرفتند در این اقدام شیطانی دست داشتهاند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید اعدام بشن تا بقیه یاد بگیرن همچین کاره کثیفی نکنن.
اعدام
یکبار دیگه شاهد حادثه ای تلخ شدیم تا کی باید ادامه دار باشد جالبتر از ان اینکه براحتی میگویند بعدش پشیمان شدیم شما بگید چه حکمی باید در نظر گرفته شود جز حکم قصاص ایا حکمی دیگر میتوان در نظر گرفت.
وضع اقتصادی وازدواج خراب تربشه شاهدازاین بدترهم خواهیم بود
ای کاش سیستم و آموزش و فرهنگی وجود داشت تا از کسانی که مورد تجاوز قرار میگیرند حمایت میکرد تا زندگی آنها نابود شده فرض نشود.چرا طرز فکر ما این است؟تا کلمه تجاوز را میشنویم فورا میگوییم "نابود شد" و حتی ذره ای به این فکر نمیکنیم که این فرهنگ ماست که نابود شده.که آن دخترک آسیب دیده از ترس دیگران(شامل خانواده،دوستان،اولیای مدرسه،افراد جامعه)آنچنان به اوج تباهی و حقارت برسد که قصد جان خود بکند.
خدا وکیلی همه ما ،اگر این اتفاق برای نزدیکان خود ما بیافتد،پس از آنکه به حق خود رسید و طرف اعدام شد،برخوردمان با آسیب دیده چه گونه است؟غیر از این است که او را نیز مقصر میدانیم و به جای حمایت از او ،محدودترش میکنیم و زندگی را برایش غیر قابل تحمل میکنیم؟
هزاران بار مثبت
به نظر من حکمی زجر آورتراز اعدام بایستی صورت گیرد اعدم فقط چند لحظه زجر دارد
نامردی ،مظلوم کشی ...............................اعدام اعدام اعداماعدامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
احمال و بی خیالی سرپرستای اون دختر هم تو این سرنوشت تلخ بی تاثیر نبوده اگه یه پدر و مادر دلسوز داشت هیچ وقت نمیزاشتن دخترشون با این وضع امنیتی جامعه نصف شب بره بیرون
ببخشیدها، ضمن اعلام موافقت با همه در مورد اعدام،... شما گفتید فرشید و حمیو و مجید و محمود...! اینا که شد 4 تا، نه 3 تا!!
متاسفانه وقتی انقدر راحت اعدام در ملا عام انجام میشه، نتیجه اش همین میشه که خشونت و زورگیری و تجاوز و .... توی جامعه نهادینه میشه. یه روزی من از دیدن یه قطره خون حالم بد میشد اما وقتی 2 بار با چشمهای خودم شاهد جون دادن یه آدم بودم در حالیکه همه هورا میکشیدن و خوشحال بودن انگار به پیک نیک رفتن یا دارن یه فیلم هیجان انگیز میبینن، انگار قلبم تیره و تاریک شده. حالا دیگه اگه خودم هم یه آدم رو بکشم زیاد واسم سخت نیست. حتی میتونم جون دادنش رو هم تماشا کنم و لذت ببرم و هورا بکشم!
نمیدونم اگر اعدام اونم توی ملا عام دوای درده، پس چرا وضعیت امنیت جامعه مون اینجوریه؟
اول اعدااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممم
و بعد ریشه یابی
این بهترین حالته
اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدماعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدماعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدماعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدم
دوستان حکم را قانون خدا مشخص میکنه.
اگه جوانان (دختر و پسر)این مملکت کمی خویشتندار باشن ،کمتر شاهد این اتفاقات ناگوار و ناخوشایند خواهیم بود.هرگز توپ رو تو زمین دیگری نندازیم
چرا هیچ کس نمیگه که نباید می گذاشتند دو دختر تنها اون موقع شب به بهانه هیات بیرون از منزل باشند.اگه ما رفتارهای خطرافرینمان را کم کنیم شاهد کاهش چنین جرائمی خواهیم بود.هرچند که به هیچ عنوان بااین مطلب کاز رذیلانه سه جوان را نمی توان توجیه کرد. بیایید بیشتر مراقب علی الخصوص دختران خود باشیم.
ببخشید کجای مطلب نوشته بود اینا نصفه شب رفتن بیرون؟؟!! مگه همه هیات ها نصف شب برگزار میشه؟؟
بله از نظر شما همیشه مشکل از خانمهاست ! فکر نمیکنید خیلی بی منطق قضاوت کردین ؟ اون دخترا اگه ریگی به کفش داشتن خودکشی رو انتخاب نمی کردن !
بستر جامعه باید آنقدر امن باشه که حتی دو دختر جوان هم بتونن برای رفتن به جایی مثل هیئت در هر ساعت از شبانه روز احساس امنیت بکنن
نذاریم بچه هامون فیلمهای خشن ببینن وگیم های خشن بازی کنند . ریشه همینه !
مقصر اصلی اول خودشون بودن که همچین رابطه ای داشتن ولی باید تجاوز کننده ها هم به طرز خیلی بد اعدام بشن
شما دیگه کی هستین ؟!؟!؟!؟!
نوشته به زور اونا رو سوار ماشین کردن برادره من !
سزایشان مرگ است باید اعدام شوند هرچه زودتر منتظرم تا خبر اعدامشان را ازاین سایت بخوانم
وقتی این خبر رو خوندم اولین فکری که از ذهنم گذشت بی پناهی این دختره 17 ساله بود. در حقیقت قربانی ماجرا اونقدر خودش را تنها احساس کرده و شاید هم گناهکار که حتی به عمه اش هم نتوانسته این موضوع را مطرح کند. شرط میبندم خیلی ها این فکر از ذهنشون میگذره که حتما آسه نرفته که این بلا سرش اومده. تو این جور مواقع زن ها همیشه قربانی اند
ایکاش قانونی هم برای حریم خصوصی افراد شکل بگیره که انتشار فیلم و تصاویر افراد(اون هم در حالیکه به زور گرفته شده) جرمش کمتر از تجاوز نباشه تا شاید کمتر شاهد درد و رنج انسان ها باشیم.
اعداااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممممممممممم
این همه قساوت قلب از کجا اومده؟
۹۵ درصد کامنت ها تقاضای اعدام کردن!
مثل اینکه با بچه کوچیک شاهد اعدام بودن برامون شده پیک نیک. بهتر نیست به فکر اصلاح خودتون باشیدو تصمیم گیری رو به عهده نهاد های واجدالشرایط بگذارین؟
دوست عزیز شما برای چی با بچه کوچیک میره اعدام رو تماشا کنی؟؟؟؟؟
نه خودت برو نه بچه ات را ببر تا شاهداعدام نباشی.
عزیز در مقابل پلیدی ذره ای رحم جایز نیست
ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان
دختران بی گناه
اعدام
درسته که مشکل باید از ریشه حل بشه، اما این دلیل نمیشه که مجرم به اشد مجازات نرسه.
باید اعدام شوند
اعدام بشن
چقدر تقاضای مرگ دیگران برامون اسون شده
خیلی راحت حرف می زنی. فقط کافیه یه لحظه خودتو جای خانواده ی اونا بذاری می فهمی که چی می کشن.
مسئله تقاضای مرگ دیگران نیست هر جرمی جزایی داره منظوره همه اینه که هر کسی به جزای کار خودش برسه.
اگه خودت جای این خانواده های داغدار بودی میفهمیدی
اين همه اعدام كرديم ، پس كي سايرين ميخوان درس بگيرن؟
تا كي پاك كردن صورت مسأله؟
اعدام فقط
جرمشون اعدام هست.
درسی باشه برای سایرین..
علی رغم پلیدی عمل آنها و نابودی زندگی یک دختر، علی رغم اینکه من به عنوان یک زن شاهد کاهش امنیت در این جامعه ام، ولی اعدام راه چاره نیست.
خوب شما بفرمائید راه چاره چیه؟
در ضمن چون میدونم چی میخای بگی ایاه راه چاره شما ضمانت اجرایی داره؟
در ثانی یعنی تا حالا هیچ ادمی به چاره این کار فکر نکرده؟
من میگم چرا همه فکر کردن ولی کی میتونه اجرا کنه؟
لطفا پاسخ بدید.
اولا كه زندگی «دو دختر» نوجوان نابود شده البته تاجایی كه ما می دانیم ثانیا به جای اینكه با احساسات شخصی نظر بدهیم و قضاوت كنیم بهتر است به شرع پناه ببریم.شما از شرع اسلام بیشتر می دانید كه می گویید اعدام راه چاره نیست؟؟
فقط اعدام
اعدام . درس عبرت برای دختران و پسران و خانواده ها
من خواهش می کنم چون کار آنها امنیت اجتماعی را ازبین برده و برای جلوگیری از تکرار آن هر سه نفر این شیاطین را اعدام کنید .
خسته شدیم از این بی اخلاقی های متحجرانه/ لطفا هر سه نفر را اعدام کنید خواهش میکنم
اتفاقا بی اخلاقیاش خیلی هم متمدنانه است
اعداااااام
تو این اوضاع مملکت باید خواهش کرد! خواهشا فقط اعدام در سریعترین زمان ممکن...
نمیشه بخاطر مشکلات جامعه هر جرمی خواستیم مرتکب شویم خیلی از ماها تحت فشار مشکلات هستیم
حکم تجاوز به عنف=فقط اعدامه
باید دنبال علل اساسی گشت. مگه با اعدام مشکل حل میشه؟ البته که باید با مجرمان برخورد کرد اما بیندیشیم که چرا جوانان امروزی به این وضع کشیده شده اند؟ این جوانان محصول جامعه هستند!! آیا مقصر اصلی جامعه نیست؟ ...
مراد پوریان درست میگه. این همه جوون دارن تو این مملکت زندگی می کنند. دلیل نمیشه که همه بخوان از این کارا بکنن. خیلیا از جوونا درست زندگی می کنند و درست هم رفتار می کنند.
میگم مگه من و تو محصول همین جامعه نیستیم؟ چرا بیخودی حرفای خوشگل سعی میکنی بزنی؟
نه عزیز از همین جامعه جونایی هم بیرون میاد که درست رفتار میکنه و جلوی خواسته ای نابجاش می ایسته!
چند درصد از این ذفتار مربوط به جامعه است؟ چقدش نتیجه تصمیم شخصی این نامرداست؟
میشه خواهش کنم بی خودی دل نسوزونی؟
میخواستم منفی بدم دستم خورد رو مثبت
اگر قرار بود ریشه یابی شه و درست شه . تا حالا شده بود
اعدام شوند . حکم شرع ...
مگه تا حالا اعدام نکردن؟؟ درست شده وضعیت؟
دست ار شعار دادن بردار قبول از ریشه خرابه ولی تا درست شدنش فقط فقط فقط فقط فقط فقط فقط اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام اعدام
قصاص=اعدام در ملا عام.
تقاضای اعدام کنید واسشون اگه دستتون به جایی می رسه تا دیگه شاهد چنین مسایلی نباشیم
اعدام كنيد هر سه تاشون را
چرا اینقدر تجاوز و زورگیری زیاد شده؟ من فکر می کنم تجاوز قبلا هم زیاد بوده، اما خیلی ها از ترس آبروشون حتی به پلیس هم مراجعه نمی کردن.
میخای زیاد نشه الان موبایل و بلوتوث و ماهواره و اینترنت هرچی که جوونا نمیدونن یادشون میدن.
فقط اعدام در ملا عام !
شما مریض روحی هستید .حتما به یک روانشناس مراجعه کنید.
اعدام جلوی چشم همه
اعدام...ولی نه جلوی چشم بچه های من و شما.
كه چي؟ آخرش نهايتا 1.5 سال زندان به خاطر قتل شبه عمد.
باید اعدام بشن. چی 1.5 سال زندان این امنیت اجتماعی رو تهدید می کنن. اینا اعدام کمتر بشن سنگ رو سنگ بند نمیشه.... چرا چطور چرا باید جامعه ما به اینجا برسه
وقتی نمیدونی حرف نزن.
تجاوز حکمش صد در صد اعدامه !!!!
گمونم تجاوز به عنف و زورگیری و تهدید باشه باید اعدام شن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.