نقد خواندنی درباره واژگان فرهنگستان فارسی
وروجکمان از مانَک برگشته!
در خارجه حمام کاشانهی بزرگ و چوبفرش شدهی ما آبزَن دارد و اینجا سراچهای به من دادهاند که حتی آبشویهاش هم کار نمیکند. تنها همبَر آشپزخانهی ما به اندازهی سراچهی فرشینه شدهی اینجاست. تاوَن و تندپز و هوابَر و هیمهسوز توی سرشان بخورد، حتی گازکشی ندارد و من باید زودبهزود استوانک بگیرم و با اجاقکی گرم بشوم که بندآور هم ندارد.

به گزارش «تابناک»، در سالهای اخیر، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معادل سازیهایی کرده که بیشتر آنها یا پیش از واژهسازی بوده و یا اگر کلمه جدیدی بود، آنچنان عجیب و بدآهنگ و غیرکاربردی بود که نتوانسته میان مردم فراگیر شود. در همین رابطه «تابناک» در روزهای گذشته، همزمان با اعلام برخی معادلهای به اصطلاح کلمات انگلیسی که فرانسوی و عربی بودند(!)، نقد حاوی شش محور پیرامون اشتباهات اساسی در واژه سازی را مطرح نموده بود و البته پیش از اینها نیز در مطلبی به این موضوع پرداخته بود که لزومی ندارد، برای همه کلمات معادلسازی شود و چنین شیوهای اساساً غیرمنطقی و ناکارآمد است.
نقد «تابناک» با همراهی مخاطبان همراه شد و برخی منتقدان در پیامهایی ضمن تصریح این که اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی عمدتاً از سواد بالایی برخوردارند، واژه سازی دارای قابلیت فراگیری را مستلزم برخورداری از «خلاقیت ویژه» در این حوزه دانسته و با قیاس سریالهای تولید شده توسط مهران مدیری و فراگیری و ماندگاری برخی از واژههای این سریالها نظیر «پاچه خواری» که بخشی از گفتارها با گذشته این همه سال مانده، در این باره تأکید کردند که تغییر اعضا و بهکارگیری افراد جوان در فرهنگستان را که در کنار زبانشناسی، از این خلاقیت در سطح بالایی برخوردار باشند، خواستار شدند.
حتی برخی اساتید محترم حوزه ادبیات که به واسطه حضور برخی بزرگان فرهنگ و ادب فارسی در ترکیب اعضای فرهنگستان، ترجیح دادهاند سکوت کنند و نقدی به این نهاد نداشته باشند، نسبت به وارد شدن این نقدها ابراز خرسندی کرده و با طرح اشتباهات اساسی فرهنگستان در تولید واژگان همراهی نامحسوسی داشتند. با این حال شاید جالبترین نقد، مطلبی باشد که یکی از مخاطبان «تابناک» برای سرویس فرهنگی فرستاده و به خوبی عمق ضعف این واژهسازیها را به تصویر میکشد.
در این متن که البته بخش اصلی اش بیش از اینها نیز میتواند فارسی (مدل فرهنگستان) شود، آمده است:
وقتی متن زیر را میخوانید از نفهمیدن بعضی کلمات احساس شرم نکنید، زیرا این از بی سوادی شما نیست، بلکه زبان فارسی جدید است که فرهنگستان ادب و زبان فارسی مخترع آن است. خود حقیر هم که خالق این اثر بدیع ادبی(!) هستم وقتی حتی برای بار دهم میخواهم آن را بخوانم مجبورم نشانهگر ماوس (ببخشید موش) را روی کلمههای عجیب و غریبش نگه دارم تا معنای آن روی صفحه و البته از دریچه غیب به نمایش درآید و اگر موشوارهمان کمک نکرد به پاورقی رجوع میکنم که معانی قدیمی این واژهها را درک کنم.

«دیروز در دانشگاه یک فراهمایی(1) در زمینهی زورافزایی(2) و ورزش مشتزنی(3) برگزار شده بود. من هم که راتبهگیر(4) سازمان تربیت بدنی در همین دانشگاه هستم، تصمیم گرفتم شرکت کنم. موقع خروج از توقفگاه(5) منزل، دورفرمان(6) در عمل نکرد. من هم آدم سالمی نیستم که پیاده شوم و خودم در را باز کنم. به خاطر همین وقتی رسیدم که سالن پر بود و بهناچار در راهرو از طریق دورسخنی(7) از مباحث بهره بردم. بعد از جلسه میخواستم استاد سخنران را ببینم.
گفتند به کوشک(8) در طبقهی شانزدهم میرود. به آسانبَر(9) که رسیدم متصدی آن اجازهی سوار شدن نداد و گفت: این برای حمل افراد است و چون تو دارای چرخک(10) هستی باید از بالابر(11) استفاده کنی... در کوشک منتظر استاد نشسته بودم و داشتم دفترک(12) یک شرکت لوازم خانگی را نگاه میکردم. آخر مدتی است یخزنمان(13) خراب شده... میبایست به فنورز(14) مربوطه زنگ میزدم که موقع آمدن به خانه، پالایهی(15) تصفیهی آب، پوشن(16) آن و همینطور چراغک (17) یادش نرود...
...ناگهان استاد با عصبانیت وارد شد و داد زد: در خارجه روابط استاد و دانشگاه از احترامی متقابل و سازمند(18) برخوردار است؛ آن وقت اینها برای پرداخت پژوهانه(19) و آموزانهی(20) من، جلویم جوهرگین(21) میگذارند که انگشت بزنم. در خارج استاد را با جانپاس(22) همسانهپوش(23) همرُوی(24) میکنند و اینجا نمانویس(25) دستور میدهد که امتحانات باید آزمونهای(26) باشد نه تشریحی...
...در خارجه حمام کاشانهی(27) بزرگ و چوبفرش (28) شدهی ما آبزَن (29) دارد و اینجا سراچهای(30) به من دادهاند که حتی آبشویهاش(31) هم کار نمیکند. تنها همبَر(32) آشپزخانهی ما به اندازهی سراچهی فرشینه(33) شدهی اینجاست. تاوَن(34) و تندپز(35) و هوابَر(36) و هیمهسوز(37) توی سرشان بخورد، حتی گازکشی ندارد و من باید زودبهزود استوانک(38) بگیرم و با اجاقکی(39) گرم بشوم که بندآور(40) هم ندارد.
استاد عصبانی ما آوابَر(41) را فشار داد و به کاروَر(42) دستور داد که یک تاکسی خبر کنند و آنوقت با عجله رفت سراغ پروَنجا(43) و یک پروَندان(44) درآورد و برگههایی برداشت. او همینطور داد میزد که این کارنامک(45) من است؛ باید بدانند من کی هستم. باید بدانند با کی طرف هستند. باید به ایشان زنهاره(46) بدهم که هرگز در پیرابندهای(47) مندرآوردیشان نخواهم گنجید.
من چاییای را که مستخدم از دمابان(48) برایم ریخته بود نخورده و یواشکی از کوشک زدم بیرون. برای رفتن به طبقهی همکف و خروج از ساختمان نمیخواستم سوار بالابر بشوم چون میترسیدم فقط بالا ببرد. خوشبختانه چون مامور راهروها نبود که مخالفت کند سوار آسانبر شدم، پایین آمدم و به طرف چارباغ(49) کشاورز راه افتادم. باآرایهگر(50) برای آرایهی(51) نورخان(52) منزل قرار داشتم.
او روی یک تختهی تزیین شده با پوشبرگ(53)، نمونک(54) زیبایی طراحی کرده بود که از اجناسی مانند چینیجا(55)، نورتاب(56)، دیوارک(57)، پردینه(58)، آبزیدان(59)، گلشَنه(60)، پرداویز(61)، فراتاب(62) و مرغابی آکندهشده(63) تشکیل میشد. این عالیجناب روی اجناسش هم بهانما(64) نصب نکرده بود و همهی قیمتها را شفاهی اعلام میکرد و چون من به گرانی اجناس اعتراض کردم گفت: اینها مال من نیست؛ من میفروشم و درصدانهی(65) معینی برمیدارم.
در راه برگشت، بانوی مکرمه زنگ زد و خبر داد که وروجکمان از مانَک(66) برگشته و اصرار دارد که برای جشن تولدش یک دستگاه پخش همراه(67) چندآوایی(68) به انضمام صدابر(69) و دوگوشی(70) بخریم... به شدت عصبانی شده بودم. داشتم در ذهنم هزینههای این ماه را سیاهه(71) میکردم و اقلام بزرگ را با پیکانه(72) علامت میگذاشتم. یاد مامور قرائت شمارگر(73) برق افتادم که اول صبحی با او دعوایم شده بود. یاد استاد و عصبانیت امروزش افتادم. یاد همهی بدبختیها افتاده بودم که ناگاه به پاسگان(74) وسط خیابان برخورد کردم... با سری خونین منتظر پاسبان بودم و در همین حال داشتم فکر میکردم که در زبان فارسی جدید به کروکی پلیس چه میگویند... ».
به نظر میرسد تعامل انسانها با یکدیگر، موجب ارتباط زبانها و به طور طبیعی تبادل واژهها میشود؛ بنابراین، بدیهی است هر ملت و کشوری که در روابط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با ملتهای دیگر، صادرات فرهنگی، علمی و صنعتی بیشتری داشته باشد، صادرات زبانی و واژگانی بیشتری هم خواهد داشت. با این مقدمه باید گفت، بسیاری از این کلمات با پیش زمینههای فرهنگی و تکنولوژیکی (ببخشید فناورانه) استفاده میشود؛ زیرا منشأش هم از آن سوی آب است.
پس نمیتوان برخی از کلمات را عینا ترجمه کرد؛ مانند یخچال سایدبایساید که معادلش را همبر، به معنای دو یا چند چیز در بر هم و در کنار هم آوردهایم و همینطور نمیتوان معادلسازی بعضی دیگر را در نوع مصرف و برداشت عمومی مردم از آن جستجو کرد. مثلا «پیرکس» را «نسوز» معادلسازی کردهایم، در حالیکه پیرکس= Pyrex یک ظرف بلور با ویژگیهای خاص خودش است که از مواد نسوز ساخته شده است. از سوی دیگر، دهها چیز نسوز دیگر مثل آجر نسوز، نخ نسوز، لباس ضدحریق و... هم هستدکه مطلق کلمهی نسوز، نمیتواند جامع و مانع برای ظرف پیرکس باشد؛ افزون بر اینکه پیرکس یک لوگو یا برند (ببخشید نشانه)ی تجاری است که معادلسازی برای یک لوگوی تجاری به اعتبار تلقی عمومی مردم از آن، منطقی به نظر نمیرسد.
نمونهی دیگر کلمهی «میکسر» است که کلمهی «مخلوطکن» به عنوان معادل آن تصویب شده. درست است که Mix به معنای مخلطوط کردن و آمیختن و اضافه شدن er به آخر آن نشانهی فاعلی و از نظر ترجمه درست است؛ معادلسازی میکسر به مخلوط کن ناشی از اصطلاح رایج در صنف لوازم منزلفروشان و مردم کوچه و بازار است، وگرنه به همین کامیونهایی که سر ساختمانها آب و سیمان و ماسه را مخلوط میکنند و همینطور به دستگاه هایی در تولید صدا یا فیلم یا نور یا موارد دیگر فنی و صنعتی میکسر میگویند.
حالا آیا درست است به آنها هم مخلوطکن بگوییم؟ به یقین امروز در کشور ما همین که کلمهی مخلوط کن شنیده شود، تمام ذهنها به سمت دستگاه مخلوطکنی میرود که کدبانوهای ایرانی در آشپزخانهها با آن هنرنمایی میکنند.
متن آمده چیزی آمیخته از شوخی و جدی بود که شما میتوانید تنها به چشم طنز به آن نگاه کنید، زیرا من دنبال انتقاد به کار دوستان فرهیختهمان در فرهنگستان ادب و زبان فارسی نیستم و زحمات آنان را نیز پاس میدارم. انصافا نمیتوان از زیبایی و درستی بسیاری از این معادلسازیها گذشت، اما همان گونه که نمیتوان از زیبایی و درستی آن دسته گذشت، نمیتوان نسبت به ایرادهایی که به بسیاری دیگر از این معادلسازیها وارد است، نیز بیتفاوت بود.
1 ـ کنفرانس
2 ـ دوپینگ
3 ـ بوکس
4 ـ بورسیه
5 ـ پارگینگ
6 ـ ریموت کنترل
7 ـ ویدیو کنفرانس
8 ـ پاویون ـ محل استقرار میهمانان رسمی
9 ـ آسانسور ویژهی حمل افراد
10 ـ ویلچر
11 ـ آسانسور ویژهی حمل بار
12 ـ بروشور
13 ـ فریزر
14 ـ تکنیسین
15 ـ فیلتر
16 ـ کاور
17 ـ وارمر ـ چراغ هشدار دهنده
18 ـ ارگانیزه
19 ـ حق التحقیق
20 ـ حق التدریس
21 ـ استامپ
22 ـ بادیگارد ـ محافظ
23 ـ اونیفورم
24 ـ اسکورت
25 ـ اندیکاتور نویس
26 ـ تست ـ پرسش چند گزینهای
27 ـ آپارتمان
28 ـ پارکت
29 ـ سیفون ـ فلاش تانک
30 ـ سوئیت
31 ـ سیفون
32 ـ ساید بای ساید
33 ـ موکت
34 ـ اجاق گاز
35 ـ ماکروویو
36 ـ هود
37 ـ شومینه
38 ـ کپسول گاز
39 ـ هیتز
40 ـ ترموکوبل
41 ـ آیفون
42 ـ اپراتور
43 ـ فایل
44 ـ زونکن
45 ـ رزومه
46 ـ التیماتوم
47 ـ کادر ـ چارچوب
48 ـ فلاسک
49 ـ بلوار
50 ـ دکوراتور
51 ـ دکور ـ تزئین
52 ـ پاسیو
53 ـ فویل آلمینیومی
54 ـ ماکت
55 ـ بوفه
56 ـ آباژور
57 ـ پارتیشن
58 ـ پاراوان
59 ـ آکواریوم
60 ـ فلاور باکس ـ جعبهی گل
61 ـ لوردراپه
62 ـ پرژکتور
63 ـ تاکسیدرمی شده
64 ـ اتیکت
65 ـ پورسانت
66 ـ پارک
67 ـ واکمن
68 ـ استریوفونیک
69 ـ میکروفون
70 ـ هدفون
71 ـ لیست
72 ـ فلش
73 ـ کنتور
74 ـ گارد ریل
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
البته بنا به عادت مالوف لابد تابناک منتشر نمیکند چونکه شدیدا علاقه دارد که همه در تاییدش بنویسند ! اما جهت اطلاع شما کار فرهنگستان ، جا انداختن واژه نیست و بر عهده صدا وسیما و مراجع دیگر است . اگر در زمان فرهنگستان اول هم به عامه مراجعه میکردید از اینکه میگفتید با هواپیما پرونده را فرستادهاند ، واکنشی دریافت میکردید که معادل همین طنز امروزی شما بود ؛ با طیاره دوسیه را فرستادهاند ، با اقدام درست مراجع مسئول جا افتاده است .
case که میدونید چیه نام جدیدش شده کازه
عین حروف تغییر کرده به فارسی
از زبان ترکی کمک میگرفتن بد نبود
دوستانی که به تقویت زبان فارسی اعتقاد دارند، در نظر داشته باشند که معادل سازی تمامی کلمات به معنی تقویت زبان نیست. برخی کلمات مثل تاکسی، پارک و ... قابل معادل سازی نیستند، و حتی زبان انگلیسی هم که زبان جهانی است واژگانی دخیل از فرانسه و سایر زبان ها دارد.
اما به عنوان دانشجو باید اعتراف کرد تعدادی از اساتید(هرچند کم) میل به استفاده بیجا و بی مورد از کلمات خارجی دارند، که مناسب نیست، مخصوصا برای قشر فرهیخته. اما در این مورد نیز مرز میان افراط و تفریط باید معین شود، چه که تمامی واژگان تخصصی یک رشته علمی هم قابل ترجمه نیستند و باعث سردرگمی دانشجویان آن رشته می شوند.
برخی کتاب ها که در استفاده ار واژگان معادل زیاده روی میکنند برای دانشجویان به راحتی قابل درک نبوده و آنها به استفاده از ترجمه های دیگر و حتی کتاب زبان اصلی رو می آورند.
دوره اختراع مجدد چرخ گذشته است.
راهکارهای ساده ای در حال حاضر برای حال چنین مشکلاتی وجود دارد.
یکی از تکالیف ثابت کلاس های درس بنده برای دانشجویان این است که باید برای چند واژه فنی و تخصصی مورد استفاده در درسشان (به انتخاب بنده) معادل های فارسی (حداقل دو مورد) پیشنهاد دهند. با این کار به تدریج در طول سالیان معادل های در خور اعتنایی برای برخی از واژگان فنی به دستم رسیده است. در نظر دارم آنها را تدوین کرده و به عنوان پیشنهاد به فرهنگستان ارایه دهم.
باید به یاد داشت که همواره چند مغز بهتر از یک مغز کار می کند. یکی از دوستان نیز کامنت گذاشته بود که می توان با استفاده از اینترنت به تعداد کاربران اینترنتی (که البته موضوع برایشان مهم است) معادل های فارسی پیشنهاد دریافت کرد.
موندم برای کلمه "رگولاتوری" چی میخوان بسازن! هنوز حتی تعریف درستی هم ازش نیست.
یه خرده توضیح میدادی ببینیم منظور از از رگولاتوری چی هست شاید یه پیشنهادهایی میدادیم. اما فی المثل آیا رگولاتوریانه خوبه؟
رگولاتور
تحت اللفظی میشه عادی ساز
اما معادل داره، تو صنعت فشار شکن میگن
یه قطعه الکتریکی هم هست به این اسم، دوستان زحمت معادل اون رو بکشن
فکر بکنم بشه عادی ساز ولتاژ!
آقای حداد عادل اینقدر درفشانی نکن خسته میشی
در بند نخست واژه سالن هم واژه ای است بیگانه . (برابر واژه انگلیسی salon) . حال بگذریم از بسیار واژه های عربی .
یکی از کلمات زیبایی که در چند سال اخیر استفاده شد و جا افتاد "پایانه" به جای ترمینال بود که من به شخصه خیلی دوست داشتم
اين متن اگه قبل از ثبت نام انتخابات رياست جمهوري منتشر مي شد آقاي حداد ثبت نام نمي كرد.
یه مقدار پارسی گویی رو از امید یاد بگیریم.
با سلام
متوجه نشدم اين كار اندر مزاياي پاسداشت زبان فارسي است يا فراري دادن فارسي زبانان از زبانشان چه رسد به توسعه زبان فارسي در ميان اقوام و مللي كه سابقاً فارسي زبان بودهاند و از زبان فارسي كمتر مي دانند مثل همسايگانمان.
در هر حال خدا بهشان توفيق خدمت بدهد ان شاء الله، ظاهراً زحمت زياد كشيدن كار دست اساتيد داده
پارک = بوستان . مانک؟
با سلام.
مشکل اصلی در معادل سازی واژگان اینست که اعضای محترم فرهنگستان زبان، اکثرا، "ادیب" هستند. در حالی که باید این اعضا "زبان شناس" باشند. ادیبان نمیتوانند معادل سازی کنند. آنها باید بروند و شعر بگویند و شب شعر برگزار کنندی.
فرهنگستان خیلی از واژه ها را به کمک پسوند «انه» درست می کند.از واژه هایی که با این پسوند خیلی بد ساخته شد دو واژه یارانه و رایانه بود. از بچه تا پیرمرد همه این دو کلمه را اشتباه می کنند و جابجا می گویند. به نظر من واژه یارانه واژه خوبی بود ولی معادل سازی کامپیوتر که 40-50 سال از ورودش می گذشت هم کلمه یارانه را خراب کرد و هم یک جایگزینی نامناسب را وارد زبان کرد.
من در مورد مخلوط کن قبول ندارم. خوب خارجیام می گن میکسر یعنی مخلوط کن!
با احترام تمام به این نقد زیبا در تکمیل آن باید عرض کنم که متاسفانه این شیوه در مراکز علمی می هم تسری یافته به طوری که مشکلات جبران ناپذیری در درک علوم بعد از ترجمه برای کاربر ایجاد می نماید و باعث می گردد تا یک فرد عادی نه بتواند خود مرجع را بفهمد و نه ترجمه آن را مانند متن زیر در علم پلیمر:
بسپارها متشکلند از یک میزان زیاد از تک ملکولها و درشت ملکولها که در یک ساختار بی ریخت و یا بلورین شکل می گیرند
بسپار: پلیمر
تک ملکول: مونومر
بی ریخت: آمورف
بلورین کریستال
متاسفانه این شیوه ترجمه در مراکز علمی صدمات جبران ناپذیری به ارتباط علمی ما زده است
کاش از این دوستان فرهنگستانی میشد پرسید که خودشان هم در مکالمات روزمره از این معادل های فارسی استفاده می کنند؟
بیشتر به یک متن طنز می ماند !
چون متن طنز بوده!
ای کاش به جای این همه نقد بر پایه میوه کار اسادتید فرهنگستان اعلام می کرد که روند برگزیدن واژه جایگزین چیست شاید قدری از این نقدها کاسته می شد. و پیشنهادهایی در خور دریافت میکردند.
زین پس بجای واژه های نامانوس(آیینه= من درش پیدا) (شیشه= اونورش پیدا) تلویریون= همه چیز توش پیدا) (رادیو= ندیده شنیده) (یخچال= سرد کننده) (فریزر= یخ زننده) (کولر= خنک کننده) (مایکروفر= غذا گرم کن) (مبل= نرم نشین) (موبایل= حرف زن همراه)...
سه شوار=دمش گرم
in vazheha bishtar zabane ma iraniharo tabdil be farsieh afghani mikone.
عزیزم "فن ورز" معادل ردیف 14 هست نه سیزده! چشاتونو واکنین بعد نظر بدین خب
بیچاره ها خودشون دوباره واژه انگلیسی دارن استفاده میکنند -ردیف13 فریزر=فن ورز
کنفرانس >> فراهمایی
؟؟!
من هنوز که هنوز به sms میگم sms فرهنگ ما خیلی وقت هست توش عربی اومده اتفاقا انگلیسی کاربردش بیشتر از عربی هست پیشنهاد میکنم معادله سازی برای عربی صورت بدین
افراط و تفریط بده. و حالا آقایون مدعی رگه آریایشون باد کرده که آره پارسی نه فارسی. به جای این کارا به این فکر کنید که بچه هامون فردا تو سری خور نباشن.
زبان یه ابزاره برای انتقال مفهوم. مفهوم درست کنید.
به این چند واژه و جایگزینهای پیشنهاد شده برای اون دقت کنید:
بالابر: به جای آسانسور حمل بار
پژوهانه: حق التحقیق
کاشانه: آپارتمان
چوب فرش: پارکت
اجاقک: هیتر
چارباغ: بلوار
چندآوایی: استریوفونیک
آرایه گر: دکوراتور
آیا واقعا واژه های پیشنهاد شده زیباتر و دلنشینتر نیستند؟
حالا فاریی بودنشون به کنار
به نظر من که خیلی بهترن و با کاربرد بیشتر توسط مردم زیباتر هم میشن
چارباغ بهتر از بلوار نیست.
در معماری ایران در خانه های کویری حیاط میانه خانه را گودال باغچه و بقول استاد پیرنیا پادیاو می گفتند.
کلمه پادیاو فارسی به اروپا رفته و با تغییر لفظ به عنوان پاسیو به فارسی برگشته و در معماری امروز استفاده می شد.
فرهنگستان بدون توجه به ریشه فارسی آن آنرا نورخان نامیده است!!!
برخي از اين واژهها در صورت به كار بردن جا ميافتند. اين غرابتها بيشتر به اين دليل است كه سالهاست داريم از كلمات بيگانه استفاده ميكنيم. و كلمهاي كه مثلاً سي سال به كار رفته با كلمهاي كه يك بار شنيدهايم خيلي فرق دارد. كلمه يارانه اوايل به سختي به كار ميرفت. اما حالا آنقدر جا افتاده كه ديگر به ندرت كسي از سوبسيد استفاده ميكند. البته برخي از واژهها مناسب نيستند و اما راهش اين است كه مجاري ارتباطي بين مردم و فرهنگستان قويتر و بهروزتر شود
آیا رایانه هم مثل یارانه جا افتاده
آیا بالگرد هم مثل یارانه جا افتاده
آیا دراز لقمه هم ....
صرف استفاده در دراز مدت کار رو حل نمیکنه. انتخاب کلمات هم باید درست و بجا و ساختیافته باشه
مهم داشتن یه زبان مشترک بین ایرانیاهاس حالا اگه یه واژه هایی وارد این زبان میشه و ما رو به فهم متون دنیا کمک میکنه چه اشکالی داره؟ بنده هیچ مشکلی نمیبینم که ما از واژگان انگلیسی در مراودات روزمره مان استفاده کنیم در آینده علم و تکنولوژی هست که به فرزندانمان آبرو و هویت و اعتبار میده نه زبان اصیل! مثلا الان سرخپوستانی که در جنگلهای دورافتاده زندگی میکنند و زبانشان اصیل هست خیلی باید به خودشان افتخار کنند؟ البته اگر میتوانستیم به قدری پیشرفت کنیم که دیگران مجبور میشدند در مراوداتشان از لغات فارسی استفاده کنند خیلی بهتر بود ولی فعلا واقعیت این است که ما باید به سمت داشتن یک زبان بین المللی برویم...
دوست من نظر شما محترمه. اما زبان پشت خودش يك فرهنگ را ميآورد. اگر فرقي نداشت انگليسيها تمام همت خودشان را صرف كنار گذاشتن زبان فارسي در هند و جايگزيني آن با انگليسي نميكردند. زبان بخشي از فرهنگ است و بسياري از مفاهيم فرهنگي از طريق زبان منتقل ميشود. مسئله اينقدر ساده نيست.
اصلاً من میخوام بدونم چه اشکالی داره از همون واژه های قبلی استفاده کنیم و معادلشون رو نسازیم؟
آقا وقتی یه واژه ای معادل مناسب فارسی نداره بیخیالش بشین
این حرف منطقی نیست. هیچ واژه ی انگلیسی نیست که نتوان یک معادل زیبا در زبان فارسی برایش درست کرد. حالا اگر درست نمیشود بخاطر اینه که فرهنگستان زبان انگلیسی هوشمندانه تر از فرهنگستان ما عمل می کند. الان به کمک ابزار اینترنت، فرهنگستان می تواند 70 میلیون ادم را به خدمت بگیرد تا یک معادل زیبا برای واژه های جدید درست کنند نه اینکه یک عده ای افراد مسن در یک اتاق دربسته بنشینند و چنین واژه هایی را بسازند.
حتما بهتره از همان ابتدا به فكر كلمات مناسب باشيم. ولي الان شما از كلماتي استفاده ميكنيد كه پنجاه شصت سال پيش كاملاً معادل فرنگياش را به كار ميبردند. اگر اهل خواندن روزنامههاي آندورهها باشيد متوجه اين موضوع ميشويد. نبايد دست روي دست گذاشت.
من انتقاد شما را قبول ندارم.یکی از دلایل عمده این مطلب که واژگان به کار برده شده در بالا نامانوس هستند اینست که رسانه ها و به خصوص رادیو و تلویزیون هیچوقت این واژگان را به کار نمی برند تا مردم با آنها آشنا بشوند و انس بگیرند. خیلی از واژگانی که توسط رادیو وتلویزیون به کار برده شدند الان واژگان جاافتاده و مانوسی هستند که اگر توسط رسانه تکرار نمی شدند جزو همین کلمات مورد تمسخر در بالا قرار می گرفتند مثل «رایانه» «پیامک» «یارانه» و... متاسفانه ما به جای تقویت زبان ملی خودمان آن را مسخره می کنیم .در بین مردم و به ویژه قشر تحصیلکرده بلغور کلمات خارجی و مخصوصا انگلیسی یک امتیاز و افتخار محسوب می شود و به خاطر همین هم استفاده از کلمات فارسی مسخره و کسر شان به نظر می آید.شما عربها را ببینید، حتی برای اصطلاحات فوتبال مثل خود کلمه فوتبال،گل،کرنر،آفساید و هر اصطلاح دیگری معادل عربی درست کرده اند و اگر برای کلمه ای هم معادل عربی نساخته اند چنان آن کلمه را تغییر می دهند و معرب می کنند که دیگر یک کلمه عربی به حساب می آید در حالی که ما تمام سعی و تلاشمان را می کنیم که نه تنها معادلی برای کلمات خارجی نسازیم و استفاده نکنیم بلکه مقید هستیم که کلمات خارجی و مخصوصا انگلیسی را حتی الامکان با لهجه زبان اصلی به کار ببریم تا خدای نکرده به زبان اصلی خدشه ای وارد نشود! نتیجه این می شود که زبان عربی یک زبان به روز و پویا می شود و با پیشرفت علم و فناوری خطری موجودیت آن را تهدید نمی کند اما زبان فارسی در معرض خطر وتهدید قرار دارد....
آی گل گفتی....
عالی و خیلی خوب حق مطلب رو ادا کرد امیدوارم مورد توجه اعضای فرهنگستان قرار بگیره بلکه بطور اساسی تجدید نظری بکنن
این از تنگ نظری شما میباشد مثلا شما میگویید میکسر را نمیتوان استفاده کرد چرا که اسم سه وسیله است
چرا به هر وسیله نتوان اسم جدا گفت؟مخلوط کن بد میباشد؟در ضمن ما باید از واژه هایی که داریم برای زبانمان استفاده کنیم نه کلمه جدید بسازم مثلا به جای ساید بای ساید میتوان از پهلو به پلو استفاده کرد
مثلا من به جایخچال ساید بگم یخچال پهلومون کجاست؟ خو خنده داره بعدم خود مخلوط کن کلمه ایست با ریشه عربی چرا به جای این کلمات نامانوس فکری به حال این همه کلمه عربی نمی کنند اگه راست میگن؟
الان با این ترجمت رو دست فرهنگستان بلند شدی؟!
(عالی) بود.......
ببخشيد به زبان فرهنگستان بايد می گفتم "بهين" بود!!!!!
به نظرم بی انصافی است که اینگونه قضاوت کنیم. کسانی که این واژگان را معادل سازی کرده اند، حقا از اساتید بنام و کارکشته و البته آشنا به مسایل و فرهنگ جامعه هستند. اینکه ما بیاییم همه واژگان تولید شده در سالهای اخیر را بدون هیچ منطقی در کنار هم قرار دهیم و انتظار داشته باشیم که به طنز شبیه نباشد انتظار درستی نیست، کجای زندگی روزمره با زندگی اجتماعی یا زندگی علمی ما با اینهمه واژگان جدید روبرو میشویم؟ آن هم واژگانی که هنوز نامانوس هستند و ما با آنها انس نگرفته ایم. با این نگاه، حتی بهترین فرضیه ها و نظریات علمی را نیز میتوان به سخره گرفت. من خودم عضوی از جامعه دانشگاهی هستم و واقعا هروقت که به واژه پژوهانه برخورد میکنم به عزیزان فرهنگستان دست مریزاد میگویم. آیا پژوهانه واژه زیباتر و با مسمی تری است یا حق التحقیق؟ از این مثالها زیاد میشود زد اما فرصتش نیست
عیب این نگاره این بود که خواسته همه واژگان را در کنار هم بیاورد و مثل دوره دبستان جمله سازی کند که طبیعتا شبه طنز خواهد شد. اگر باور ندارید جمله سازی های دوره دبستان خودتان را بگذارید کنار هم ببینید با چه متنی مواجه میشوید!
به هر حال از نویسنده محترم که دغدغه ادبیات و حفظ شان فرهنگستان را دارند سپاسگزارم و به آن جنبه از نقدشان که منصفانه است احترام میگذاذم و میپذیرم.
اتفاقا بعضی از کلمات قشنگ هستند اما به گوش ما نا آشنا
در هنرمندي اين دوست ما شكي نيست. اما قضيه واقعاً اينطور نيست. اگر كلمه در جان ما نشسته باشد، نوع جملهبندي ما خودبهخود طوري ميشود كه اينجوري توي ذوق نزند.
کلمات قرار است جملات را شکل دهند. وقتی خنده دار شد، چی میشه گفت؟
پژوهانه مناسب بود.بقیه
کلمه پژوهانه برای ما و دانشجویان کاملا مرسوم وجاافتاده است.
به دستگاههايي كه سر ساختمان استفاده ميشود و بتون را درست ميكنند (ميكسر) خلاطه گفته ميشود كه كلمه عربي است
استاد فیزیک الکترونیکمان میگفت بعد اینکه رساله م را دادم ویرایش و تحویل گرفتم خودم نمیتونستم بخونمش!!
مثلا بجای نویز نوشته بودن نوفه!!!!!!!!
کلمه نوفه نیز مانند نویز می تواند بکار رود. فقط تکرار مهم است. حتی اگر کلمه بسیار غریب و جدید دیگری هم بود اشکالی نداشت. انچه مهم است آنست که انتخاب این کلمه جدید در ابتدای امر باشد قبل از آنکه کلمه دیگری برای آن مفهوم جا بیفتد.
بي انصافي است اگر به استفاده نابهجا و نادرست از كلمات قلمبه سلمبه غربي در زبان بيتوجه باشيم كه عدهاي از همين دكترها و استادان مدركي به كار ميبرند. يكي از دلايل ويراني زبان همانها هستند و اغلب هم فقط كلمه ياد ميگيرند نه علم.
بدبخت اون کسی که بخواد زبان پارسی یاد بگیره و دیکشنری فارسی پر از این واژه ها رو بهش بدن و بگن فارسی جدید و آپدیت شده اینه لطفا این ها رو یاد بگیر تا بتونی با فارسی زبان ها ارتباط برقرار کنی!
بماند نام هایی روی کوچه و خیابان ها است که مردم نام های قبلی ان ها را استفاده میکنند و این نام های جدید معابر گیج کننده است
یونیورسیتی نه اونیورسیتی. من خودم کارشناس مترجمی هستم یه روز استادمون یه کتابچه از واژها های معادل شده آورده بودم مردیم از خنده از بس مسخره بودن .استادمون هم می گفت از این واژه ها استفاده نکنین تو ترحمه تون وگرنه به شما هم می خندن .
مُردم تا خوندم .
انقدر پا ورقی نگاه کردم دستم از کار افتاد .
کاری که می کنید اصلا درست نیست. یک جور هجواست
همیشه همین طور بوده که واژه ها در ابتدا نا مانوس بوده اند ولی در صورت استعال مداوم طوری جا می افتند که به نظر هیچ کس عجیب نیست.
از علامع اقبال جمله ای شنیده ام که زمانی گفته بود خیلی مسخره است که پیشنهاد شده به جای کلمه اونیورسیتی از کلمه دانشگاه و از کلمه دانشکده به جای فکولتی استفاده شود.
آیا این لغت ها امروز برای شما عجیبند؟ آیا امروز کلمه دیگری جای آنها استفاده می شود؟ در حالیکه زمانی آنقدر مسخره بوده اند که کسی مثل علامه اقبال هم اعتراض کرده
من پيشنهاد مي كنم براي جايگزين نمودن واژه هاي غريب و بيگانه ، فرهنگستان تعاملي هم با كشور هاي پارسي زبان همجوار داشته باشد و با همكاري و همياري اساتيد آن كشور ها،واژگان جايگزين را گزينش و براي استفاده همگاني آگهي نماييم
من نمی دونم اما این فرهنگستان کاری نکند که ما بعد یک عمر زور زدن تو خارج و فارسی یاد دادن به بچه هامون وقتی فرستادی مشون تو ایران برگردن به ما بگن این چه زبانی بود به ما یاد دادی ایرانی ها که به زبان شما حرف نمی زنند.
اینجاست که باید گفت یک ملتی اگر چنین دوستان و دل سوزان زبان و ادبیات فارسی داشته باشد دیگر نیازی به دشمنانقسم خورده زبان ادبیات فارسی ندارد.
اینها اسم تاکسی را گذاشته اند "خودرو جمعی کوچک"! حالا می شود بگویید تاکسی رانی چه می شود؟
می شود "سازمان خودرو جمعی کوچک رانی" !!!
چه ربطي به اسم داره؟ اسمهايي كه بار اول روي مكاني گذاشته ميشه جا ميافته. هميشه عوض كردن كار سختتريه. براي همين بايد حواسمان را جمع كنيم و همان ابتدا اسمها را مناسب انتخاب كنيم. با اين حال اين موضوع ربط زيادي به بحث ما نداره.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.