خانه آتشنگرفته و ساکنان آن!
در حاشيه مصاحبه زنده احمدينژاد


رسول جعفريان
گفتهاند: روزگاري خانهاي آتش گرفت و يکسره در آتش ميسوخت. اهل خانه به بيرون از خانه گريخته، هر يک برسر ديگري فرياد ميکشيد که تو خانه را آتش زدي. عاقلي رسيده گفت: شما عوض آن که آتش را خاموش کنيد، نشستهايد و يکديگر را به آتش زدن خانه متهم ميکنيد؟ عن قريب است که همه چيز بسوزد.
باز هم خداي را هزار بار شکر که خانه و کاشانه ما آتش نگرفته است، اما چه کنيم که گراني و نگراني از ابعاد مختلف، کشور ما را که متعلق به همه ماست، در بر گرفته و مسئولان ما عوض آن که آنها را رفع و رجوع کنند، يکديگر را متهم و ديگري را عامل و مقصر معرفي ميکنند.
راستي آيا کشورداري اين است که ما صرفا مقصر خرابيها را در جبهه مخالف بجوييم و بر سر او بکوبيم و از آن براي پيروزي سياسي خود در انتخابات بهره ببريم؟
مگر کسي جز اين مجموعه افراد که امروز در چند تشکل حضور دارند، کشور را در طول اين بيست و اندي سال اداره کردهاند؟ هر کدام شما ـ يعني همين احزاب و رؤساي موجود ـ دورهاي و مقطعي مديريت کشور را داشتهايد. از روز اول، هر کدام که به قدرت رسيدهايد، کم و بيش ـ البته با برخي استثناها ـ مدير قبلي را متهم کرديد که خرابيها از اوست و براي ما يک ويرانه بر جاي گذاشته است. نفر بعدي هم چنين کرده و تا به امروز اين ادبيات رواج يافته است.
جالب آن که برخي هنوز نيامده، ميگويند خرابيهاي فعلي تا بيست سال ديگر هم درست نخواهد شد. چه بسا به گمان آن که اگر آمدند و نتوانستند کاري از پيش ببرند، مستندي داشته باشند.
با انداختن مسئوليت به دوش اين و آن، مشکل گراني که ناله فقيران و مستضعفان را به اوج رسانده است، حل نميشود. راستش نه مشکل مردم با انکار گراني حل ميشود و نه با انداختن مسئوليت آن به دوش ديگري.
اما مشکل سومي هم وجود دارد و آن اين که اگر کسي پذيرفت اشتباهاتي روي داده است و عذرخواهي و طلب بخشش کرد، معنايش اين نيست که همه بر سرش هجوم بريم و او را منکوب و محکوم کنيم. در درجه اول بپذيريم که او مثل گذشته همه چيز را سفيد نميبيند و پذيرفته است که مشکلي وجود دارد. دوم آن که نبايد اين مطلب سوژهاي براي کوبيدن بر سر و صورت او باشد.
حقيقت آن است که در کشور ما ادبيات اعتراف به اشتباه رواج چنداني ندارد، و شايد يک دليل عمده آن سوءاستفاده ديگران است. بنابراين اگر کسي يک قدم به جلو برداشت و اعتراف کرد که تاکنون اشتباهات فاحشي روي داده است، فقط و فقط به خاطر مصالح مردم و در جهت بهبود اوضاع به او کمک کنيم.
البته ميپذيريم فرافکني کار زشت و ناپسندي است؛ چنان که متهم کردن بيجاي ديگران کاري است نادرست و صد البته که نگاه توطئهآميز به همه چيز و همه کس هم دردي را دوا نميکند.
در يک کلام سزاوار نيست مردم به خصوص قشر زحمتکش جامعه با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کنند و در آن سوي دولت و مجلس و احزاب موافق و مخالف، به خصوص رؤساي آنان که کمتر تجربه فقر و فاقه را طي اين سالها ميچشند، با يکديگر به نزاع برخيزند.
در اين ميان تحمل فقر از يک سو و حس اين که نوعي نابرابري اجتماعي وجود دارد، ميتواند سيلي از جمعيت را متحد کرده و به مخالفت با همه چيز و همه کس بکشاند. در آن صورت ديگر نصيحت و موعظه و اعتراف به گناه و طلب بخشش و مقصريابي و چيزهايي از اين قبيل، دردي را درمان نخواهد کرد.
مشکل فعلي ما در اين زمينه يک مشکل ملي است و راه حل ملي ميخواهد. روشن است که حل آن کار دو ـ سه نفر معين نيست که همه تصميمات را بگيرند و ديگران را نه تنها شريک نکنند و مشاور قرار ندهند که بيخبر از همه چيز بگذارند.
باز هم خداي را هزار بار شکر که خانه و کاشانه ما آتش نگرفته است، اما چه کنيم که گراني و نگراني از ابعاد مختلف، کشور ما را که متعلق به همه ماست، در بر گرفته و مسئولان ما عوض آن که آنها را رفع و رجوع کنند، يکديگر را متهم و ديگري را عامل و مقصر معرفي ميکنند.
راستي آيا کشورداري اين است که ما صرفا مقصر خرابيها را در جبهه مخالف بجوييم و بر سر او بکوبيم و از آن براي پيروزي سياسي خود در انتخابات بهره ببريم؟
مگر کسي جز اين مجموعه افراد که امروز در چند تشکل حضور دارند، کشور را در طول اين بيست و اندي سال اداره کردهاند؟ هر کدام شما ـ يعني همين احزاب و رؤساي موجود ـ دورهاي و مقطعي مديريت کشور را داشتهايد. از روز اول، هر کدام که به قدرت رسيدهايد، کم و بيش ـ البته با برخي استثناها ـ مدير قبلي را متهم کرديد که خرابيها از اوست و براي ما يک ويرانه بر جاي گذاشته است. نفر بعدي هم چنين کرده و تا به امروز اين ادبيات رواج يافته است.
جالب آن که برخي هنوز نيامده، ميگويند خرابيهاي فعلي تا بيست سال ديگر هم درست نخواهد شد. چه بسا به گمان آن که اگر آمدند و نتوانستند کاري از پيش ببرند، مستندي داشته باشند.
با انداختن مسئوليت به دوش اين و آن، مشکل گراني که ناله فقيران و مستضعفان را به اوج رسانده است، حل نميشود. راستش نه مشکل مردم با انکار گراني حل ميشود و نه با انداختن مسئوليت آن به دوش ديگري.
اما مشکل سومي هم وجود دارد و آن اين که اگر کسي پذيرفت اشتباهاتي روي داده است و عذرخواهي و طلب بخشش کرد، معنايش اين نيست که همه بر سرش هجوم بريم و او را منکوب و محکوم کنيم. در درجه اول بپذيريم که او مثل گذشته همه چيز را سفيد نميبيند و پذيرفته است که مشکلي وجود دارد. دوم آن که نبايد اين مطلب سوژهاي براي کوبيدن بر سر و صورت او باشد.
حقيقت آن است که در کشور ما ادبيات اعتراف به اشتباه رواج چنداني ندارد، و شايد يک دليل عمده آن سوءاستفاده ديگران است. بنابراين اگر کسي يک قدم به جلو برداشت و اعتراف کرد که تاکنون اشتباهات فاحشي روي داده است، فقط و فقط به خاطر مصالح مردم و در جهت بهبود اوضاع به او کمک کنيم.
البته ميپذيريم فرافکني کار زشت و ناپسندي است؛ چنان که متهم کردن بيجاي ديگران کاري است نادرست و صد البته که نگاه توطئهآميز به همه چيز و همه کس هم دردي را دوا نميکند.
در يک کلام سزاوار نيست مردم به خصوص قشر زحمتکش جامعه با تمام مشکلات دست و پنجه نرم کنند و در آن سوي دولت و مجلس و احزاب موافق و مخالف، به خصوص رؤساي آنان که کمتر تجربه فقر و فاقه را طي اين سالها ميچشند، با يکديگر به نزاع برخيزند.
در اين ميان تحمل فقر از يک سو و حس اين که نوعي نابرابري اجتماعي وجود دارد، ميتواند سيلي از جمعيت را متحد کرده و به مخالفت با همه چيز و همه کس بکشاند. در آن صورت ديگر نصيحت و موعظه و اعتراف به گناه و طلب بخشش و مقصريابي و چيزهايي از اين قبيل، دردي را درمان نخواهد کرد.
مشکل فعلي ما در اين زمينه يک مشکل ملي است و راه حل ملي ميخواهد. روشن است که حل آن کار دو ـ سه نفر معين نيست که همه تصميمات را بگيرند و ديگران را نه تنها شريک نکنند و مشاور قرار ندهند که بيخبر از همه چيز بگذارند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اين مسئله ابعاد مختلفي دارد. دو بعد آن گفته شده كه بعد سوم آن نيز ميتواند اين باشد كه اعتراف به ضعف در برخي مواقع يك راه گريز نيز محسوب ميشود. مثلا ما افرادي را داشتيم كه در مواجهه با بن بست ميگويند همه چيز تقصير من بوده است ولي وقتي دقيقتر ميشويم ميبينيم كه اين نظر قلبي نبوده چرا كه بايد براي برطرف كردن آن نيز تلاش نموده و از نظرات ديگران نيز استفاده شود و يك ببخشيد ساده يا اعتراف هيچ مشكلي را حل نخواهد نمود.
افرين به شما ضعف مديريت را اعلام نموديد درد جامعه را بيان نموديد مشكل را گفتيد راه حل را نگفتيد خطر را بيان نموديد توصيه لازم را بيان نداشتيد والسلام
بايد به علم اعتماد كامل داشته باشند تا بتوانند مشكات را كاملا حل كنند.كشورهاي ديگر علم راايجاد كرده اندوساليان سال ازآن استفاده ميكنند و به سرعت پيش ميروند اما ما چون به علم تكيه نداريم چون كوران سردرگم هستم وراه را ازچاه پيدانمكنيم
با سلام ای کاش مسئولین همه مثل شما فکر کنند و خوبیها گذشتگان را می دیدند و نقاط ضعف انها را با سعی و تلاش به قوت تبدیل می کردند ضعفها و کم کاری خود را به گردن دیگران نیندازند به مشکلات مردم فکر کنند نه متهم کردن دیگران
هرچند رعایت موازین اخلاقی در همه حوزه ها امری پسندیده و شایان قدر شناسی است اما متاسفانه در کشور ما از اخلاق هم استفاده ابزاری میشود و بسیار مشاهده میکنیم که با اخلاق زدگی محض بسیاری از مباحث که باید رو در رو و از منظر کارشناسی و با صراحت تمام مطرح و در عین رعایت احترام تمام طرفهای درگیر در موضوع سره از ناسره باز شناسی شده و عوامفریبی های آمیخته با رنگ و لعابهای تمثیلی و اخلاق زدگی محض که متاسفانه نه تنها تا به حال گره ای از مشکلات این مرز و بوم نگشاده است تماما کنار نهاده شود.
ضمن احترامی که برای محقق ارجمند جناب آقای جعفریان قایلم لازم میدانم محضر ایشان عرض کنم که انتظار از اشخاص درد آشنایی نظیر ایشان این است که در عین پایبندی تام و کامل به اصول و موازین اخلاق اسلامی هیچگاه شیرینی کاذب برخوردهای دنیا مدارانه که متاسفانه به بلای دامنگیر جامعه امروزی مبدل شده را جایگزین صراحت لهجه صادقانه و دردمندانه نکنیم.
جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری نیازمند برخوردهای صادقانه است نه مصلحت جویانه.
لذت بردم از چنین انسان منصف و با اخلاق و آگاهی.
احسنت طیب الله حرف دلمان را زدی .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.