نگاه شما: ما همه بابک زنجانی هستیم!
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را بفرستد تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
رامین مرادی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
دستگير شدن بابک زنجاني خوشحالم نکرد! چون امثال او ثمره ي فرآيندهاي ناسالم جامعه هستند و دستگير کردنشان هم عين خوردن استامينوفن کدئين فقط درد را تسکين مي دهد ولی روند ناسالم جامعه مثل قبل ادامه پيدا مي کند. گناه شخصي مثل بابک زنجاني اين است که آدم باهوشي است و راه پول درآوردن را در يک ساختار معيوب بلد است. گناه او اين است که فرمولهاي بدحساب جامعه ي قناسش را مي شناسد و به بهترين وجه ممکن از آنها استفاده مي کند. جامعه ي قناسي که قواره سياست و فرهنگ و ورزش و اقتصادش آنقدر زهوار در رفته است که کافي است کمي باهوش باشي تا بتواني خودت را به آن بالا بالاهايش برساني.
نمي گويم بابک زنجاني مجرم است چون طبق قانون هنوز اتهاماتش ثابت نشده. الان هم درباره يک مجرم حرف نمي زنم درباره کسي حرف ميزنم که با کمي اغماض شبيه همه ي ماست... شبيه آن کارمندي که فقط بيست دقيقه در روز کار مفيد انجام مي دهد ولي نه کک خودش مي گزد و نه مافوقش، چون ساختار نظارت کيفي در سازمان هاي ما دو هزار نمي ارزد و رئيس و مرئوس هم خيالشان از حقوق آخر ماه راحت است... ماه به ماه پول فروش نفت به حسابشان واريز مي شود و مهم نيست کاري انجام داده باشند يا نه... .
توي کشوري که پياز کشاورزش آنقدر مي ماند تا مي گندد، سيب زميني اش سهم گاوها و گوسفندها مي شود و محصولات ديگر به نام کشاورز است و به کام دلال چرا بايد زحمت «توليد» را به جان خريد و رفت سرِ زمين و شخم زد؟ کافي است کمي راه و چاهش را بلد باشي و بشوي دلال، بشوي تاجر، بشوي وارد کننده، بشوي بابک زنجاني!
نقطه عطف معيوب بودن ساختار جامعه اينجاست که مبنا مي شود «جمع کردن پول بيشتر» و نه «کار» بيشتر يا «توليد» بيشتر. شخصا از علم اقتصاد سر رشته اي ندارم و درباره نظام بانکداري، که به گفته بعضي صاحب نظران روي پاشنه ي «کلاه شرعي ها» مي گردد نظري نمي دهم. ولي خوب مي فهمم وقتي در يک سيستم، بورس باز و دلال بتوانند يکه تازي کنند کاملا طبيعي است که ارزش کار کردن رنگ ببازد.
وقتي کسي از تبصره ها و بخشنامه هاي واردات خودرو مي تواند يک ماهه پولدار شود مسلما سرمايه اش را نمي برد سمت توليد يا ارائه خدمات. وقتي کسي از اوضاع بازار ارز و سکه و مسکن خبر داشته باشد کافي است کمي حواسش را جمع کند که «هر وقت پايين آمد بخرد و هر وقت بالا رفت بفروشد!». توي اين سيستم يکي هميشه سود مي کند و آن ديگري هميشه ضرر. يکي سرمايه اش يکشبه چند برابر مي شود و خيلي ها هم همزمان به خاک سياه مي نشينند، عين وقتي که قيمت مسکن بالا مي رود.
نمي دانم اسم اين سيستم معيوب چيست... ولي خوب مي دانم نتيجه عملي چنين سيستمي شباهت غيرقابل انکاري به اثرات «قمار» و «ربا» دارد. دو گناه کبيره که مي توان با آنها بدون کار، توليد يا ارائه خدمت پول درآورد.
در چنين ساختار معيوبي حرص پولدار شدن يک مسئله عادي مي شود. وقتي بابک زنجاني بیست سال پيش با يک روز دلالي دلار مي تواند هفده ميليون تومان کاسب شود مسلما ديگر زير بار کار کردن نمي رود و «تجارت غيرعادي» را ترجيح مي دهد. وقتي «دلال» و «بورس باز» ما سر يک شوک يا يک اتفاق غيرعادي مثل تحريم يکدفعه طعم چندبرابر شدن سرمايه اش را بچشد مسلما ديگر به حق خودش قانع نخواهد بود... چون «ضرر ديگران» و مفتکي پولدار شدن زير زبانش مزه کرده!
اگر من هم جاي چنين کسي بودم و لذت اينطور پول درآوردن را مي چشيدم هيچ وقت راضي نمي شدم هشت هزار ميليارد تومان بي زبان را به وزارت نفت پس بدهم! اگر من هم جاي او بودم آنقدر با قانون چک و شرکت هاي صوري و بخشنامه هاي بانک ها بازي مي کردم که اگر کسي هم به هزارتوي کارهايم سرک کشيد نفهمد چکار کرده ام.
باز هم تاکيد مي کنم که نمي گويم بابک زنجاني مجرم است... ممکن است هيچ کدام از اتهاماتي که عنوان شد ثابت نشود ولي اين را مطمئنم که راه براي انجام دادن اين کارها توسط او باز بوده. او کسي بوده عين همه ما که مي توانست از فرصت هاي دور و برش استفاده کند و اين کار را هم کرد... اگر ما هم تاحالا استفاده نکرده ايم فقط از نيت هاي پاکمان نيست... شاید راهش را بلد نيستيم!
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
دستگير شدن بابک زنجاني خوشحالم نکرد! چون امثال او ثمره ي فرآيندهاي ناسالم جامعه هستند و دستگير کردنشان هم عين خوردن استامينوفن کدئين فقط درد را تسکين مي دهد ولی روند ناسالم جامعه مثل قبل ادامه پيدا مي کند. گناه شخصي مثل بابک زنجاني اين است که آدم باهوشي است و راه پول درآوردن را در يک ساختار معيوب بلد است. گناه او اين است که فرمولهاي بدحساب جامعه ي قناسش را مي شناسد و به بهترين وجه ممکن از آنها استفاده مي کند. جامعه ي قناسي که قواره سياست و فرهنگ و ورزش و اقتصادش آنقدر زهوار در رفته است که کافي است کمي باهوش باشي تا بتواني خودت را به آن بالا بالاهايش برساني.
نمي گويم بابک زنجاني مجرم است چون طبق قانون هنوز اتهاماتش ثابت نشده. الان هم درباره يک مجرم حرف نمي زنم درباره کسي حرف ميزنم که با کمي اغماض شبيه همه ي ماست... شبيه آن کارمندي که فقط بيست دقيقه در روز کار مفيد انجام مي دهد ولي نه کک خودش مي گزد و نه مافوقش، چون ساختار نظارت کيفي در سازمان هاي ما دو هزار نمي ارزد و رئيس و مرئوس هم خيالشان از حقوق آخر ماه راحت است... ماه به ماه پول فروش نفت به حسابشان واريز مي شود و مهم نيست کاري انجام داده باشند يا نه... .
توي کشوري که پياز کشاورزش آنقدر مي ماند تا مي گندد، سيب زميني اش سهم گاوها و گوسفندها مي شود و محصولات ديگر به نام کشاورز است و به کام دلال چرا بايد زحمت «توليد» را به جان خريد و رفت سرِ زمين و شخم زد؟ کافي است کمي راه و چاهش را بلد باشي و بشوي دلال، بشوي تاجر، بشوي وارد کننده، بشوي بابک زنجاني!
نقطه عطف معيوب بودن ساختار جامعه اينجاست که مبنا مي شود «جمع کردن پول بيشتر» و نه «کار» بيشتر يا «توليد» بيشتر. شخصا از علم اقتصاد سر رشته اي ندارم و درباره نظام بانکداري، که به گفته بعضي صاحب نظران روي پاشنه ي «کلاه شرعي ها» مي گردد نظري نمي دهم. ولي خوب مي فهمم وقتي در يک سيستم، بورس باز و دلال بتوانند يکه تازي کنند کاملا طبيعي است که ارزش کار کردن رنگ ببازد.
وقتي کسي از تبصره ها و بخشنامه هاي واردات خودرو مي تواند يک ماهه پولدار شود مسلما سرمايه اش را نمي برد سمت توليد يا ارائه خدمات. وقتي کسي از اوضاع بازار ارز و سکه و مسکن خبر داشته باشد کافي است کمي حواسش را جمع کند که «هر وقت پايين آمد بخرد و هر وقت بالا رفت بفروشد!». توي اين سيستم يکي هميشه سود مي کند و آن ديگري هميشه ضرر. يکي سرمايه اش يکشبه چند برابر مي شود و خيلي ها هم همزمان به خاک سياه مي نشينند، عين وقتي که قيمت مسکن بالا مي رود.
نمي دانم اسم اين سيستم معيوب چيست... ولي خوب مي دانم نتيجه عملي چنين سيستمي شباهت غيرقابل انکاري به اثرات «قمار» و «ربا» دارد. دو گناه کبيره که مي توان با آنها بدون کار، توليد يا ارائه خدمت پول درآورد.
در چنين ساختار معيوبي حرص پولدار شدن يک مسئله عادي مي شود. وقتي بابک زنجاني بیست سال پيش با يک روز دلالي دلار مي تواند هفده ميليون تومان کاسب شود مسلما ديگر زير بار کار کردن نمي رود و «تجارت غيرعادي» را ترجيح مي دهد. وقتي «دلال» و «بورس باز» ما سر يک شوک يا يک اتفاق غيرعادي مثل تحريم يکدفعه طعم چندبرابر شدن سرمايه اش را بچشد مسلما ديگر به حق خودش قانع نخواهد بود... چون «ضرر ديگران» و مفتکي پولدار شدن زير زبانش مزه کرده!
اگر من هم جاي چنين کسي بودم و لذت اينطور پول درآوردن را مي چشيدم هيچ وقت راضي نمي شدم هشت هزار ميليارد تومان بي زبان را به وزارت نفت پس بدهم! اگر من هم جاي او بودم آنقدر با قانون چک و شرکت هاي صوري و بخشنامه هاي بانک ها بازي مي کردم که اگر کسي هم به هزارتوي کارهايم سرک کشيد نفهمد چکار کرده ام.
باز هم تاکيد مي کنم که نمي گويم بابک زنجاني مجرم است... ممکن است هيچ کدام از اتهاماتي که عنوان شد ثابت نشود ولي اين را مطمئنم که راه براي انجام دادن اين کارها توسط او باز بوده. او کسي بوده عين همه ما که مي توانست از فرصت هاي دور و برش استفاده کند و اين کار را هم کرد... اگر ما هم تاحالا استفاده نکرده ايم فقط از نيت هاي پاکمان نيست... شاید راهش را بلد نيستيم!
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مدیریت غلط و بدون کنترل همین میشود که ما سالهای سال داریم ضربه میخوریم و فقیرتر میشویم .
بیچاره ملت که برای 2 میلیون وام هزار یک مشکل برای دریافت آن دارند .
تا نفت هست کشاورزی و خیلی از صنایع دیگه کشور پیشرفت نمی کنه.
عالی بود
منم اگر فرصتش پیش بیاید حتماً بابک زنجانی دوم خواهم شد
آفرین. توی هرشغلی که فرصت دزدیدن 50تومن بیشتر بوده هیچکس دریغ نکرده چه برسد به شرایطی که بشه هزاران میلیارد دزدید! اونهایی هم که میگن ما اینکاره نیستیم بیچاره ها آب ندیدن......!!!!!
سلام بخشی از این مقاله که ناظر بر ضعف سیستمی در مدیریت کشور است را قبول دارم ولی این که همه مردم اگر آب ببینند شناگر ماهری هستند و به هر طریقی حاضرند با زیر پا گذاشتن اصول پول بدست اورند را قبول ندارم زیرا بسیاری از دوستان و مدیران را می شناسم که با سلامت نفس در حال خدمت هستند ولی مناسفانه باید اذعان کرد که ساختارها و هنجارهای حاکم بر فضای اداری ما بیشتر در خدمت سودجویان و فرصت طلبان است که امید است برای رفع این منکر بزرگ همه دلسوزان نظام جمهوری اسلامی تلاش کنند.
بابسیاری از نظرات شما موافقم.ولی بازهم این دلیلی قانع کننده برای انجام اینکارهانیست.
از یکی شنیدم می گفت: مجرم دانستن بابک زنجانی درست نیست ، او ز جایگاهی که داشته استفاده کرده ،اگر ماهم می بودیم چه معلوم که اینکار را نمیکردیم ،بگردید کسانی را که باعث ایجاد این چنین موقعیت ها شده اند را پیدا کنید
همه نميتوانند بابک زنجانی باشند این بابا دمش به یک جایی گره خورده است
کاملا موافقم .بابک نتیجه یک اقتصاد بیماری هست که راه درمان آن رانیافته ایم .وبازندانی کردن بابک مشکل حل نمیشود چون بابکهای زیادی درین اقتصاد بیماررشد میکنند درفرداهاااا
درود آقای مرادی .
کاملاً بجا بعضی مشکلات کلیدی را بیان نموده اید.اضافه نمایید وقتی یک فوتبالیست درآمدش به اندازه چندهزار پزشک ومهندس می شود دیگه چه انگیزه ای می ماند آدم برود سی سال فسفر مغزش را بسوزاند-تازه امروزه باپول مدرک هم براحتی بدست می آورند بااین وضع آیا به نظر شما هرکس در جایگاه واقعی خودش قرار می گیرد؟حق به حقدار میرسد؟ماکه ادعاداریم چرا دربین ملل وضعمان این است؟
احسنت
خداييش بگو چکاره ی ايشان هستی؟!
اگر بازی با بيت المال جرم نيست، پس جرم چيه؟
برادر یا خواهر گرامی از کشوری که نمیدانم کجاست در قانون کشور ما تا جرم کسی ثابت نشده و هنوز تحت محاکمه قرار دارد متهم محسوب میشود نه مجرم وگرنه دادگاه لازم نبود و هرکس دستگیر میشد سریعا به مجازاتش میپرداختند!
جرم چیزی است که در محاکم صالح اثبات بشه که ایشون هنوز محاکمه نشده . پس هنوز مجرم نیست و متهم است
تابناك جان از شما بعيد كه اين مقاله كه در دفاع نا محسوس از يك غارت گر بيت المال و دوستان ويژه خوار به اشتراك بگذاريد
وقتی برای یک وام معمولی حتما باید فاکتور خرید سوری فراهم کنی یعنی یادگیری ناخودآگاه ...
100در صد موافقم احسنت
همین آدمای پر مدعا که همه جا هستن و بابک زنجانی و بابک زنجانی میکنند و نعره وا اسلاما و وا دزدا سر میدهند اگه دستشون میرسید که دست بابک زنجانی رو هم از پشت بسته بودن بقول معروف آب نمیبینند اگه نه همه شناگر هستیم !!
اتفاقا بیشتر این کارها رو همون آدمهایی میکنن که فکر میکنن خودشون خیلی درست و حسابی اند و هرکاری خودشون بکنند درست وشرعیه مرگ هم فقط مال همسایه است
خودت شناگری. تو دنیا آدم درست و حسابی هم پیدا میشه که حتما دور و بر شما نیست.
آفرین
خوب گفتی
اخرین خط نوشته ات اصلا درست نیست.باورکن که نیت خیلی از این جماعت پاک است.این گونه اندیشیدن تولید بابک زنجانی میکند...راستش جالب نبود...
کاملا موافقم....
ببخشید با این نوشته ات دید اصلاحی داشتی یا راهنمایی به سوی خلاف؟ بابک زنجانی را با همه جرایمش هی میگویی من نمیگویم مجرم است، بعد به همه مردم اهانت میکنی که همه تان همینطور هستید و از کارتان میزنید. دست آخر هم راهنمایی کرده ای که اگر چشمتان را باز کنید و از فرصت های خود خوب استفاده کنید همه میتوانید راه بابک زنجانی را ادامه بدهید. اگر اینطور است شما هم اگر در مقام و موقعیت هیتلر قرار میگرفتی کارهای او را انجام میدادی پس هیتلر مجرم نیست. متاسفم که تابناک این نوشته شما رو روی سایتش قرار داده.
آقای مرادی..... تا نفت هست همین هست و همین خواهد ماند..... برای ملتی که سال هاست به این روال طی کرده اند.... تغییر محال است مگر اینکه چشمه درآمدشان خشک شود
احسنت به نویسنده این مقاله ، نمونه کوچکتر بابک زنجانی همه فروشنده ها در این مملکت هستند که وقتی قیمت ارز کمی بالاتر رفت فوری قیمت اجناس خودشان را بالا بردند ولی وقتی بهای ارز پائین آمد حاضر نشدند قیمت اجناس را پائین بیاورند.
بالاتر هم بردند جالبه ها!!!!!!!!!
آفرینننننننننننننننننن
آره داداش تو راست میگی طوری میگی راه پول درآوردن بلد بوده انگار که با 8000 تومان شرع کرده . عزیزم اون 8000 میلیارد تومانه این مبلغ دست هرکسی باشه میدونه باهاش چکار کنه که سرمایه اش بصورت نجومی بالا بره
مطلب خوبی بود ولی اینکه بورس باز و دلال در یک صف قرار میگیرند معلوم میشود واقعا از اقتصاد بیگانه هستی. خرید فروش سهام یعنی مشارکت مستقیم در تولید و به اشتراک گذاشتن سرمایه همه ی مردم در کارهای تولیدی . حال اینکه از سرمایه گزاری در تولید بشود سود کرد نباید به حساب دلالی گذاشته شود. مضاف بر اینکه در اقتصاد مریض کشور ما بورس بازی اصلا سودی ندارد چون ثباتی در بازار بورس و کلا تولید وجود ندارد. میخواید بدانید دلال یعنی چه؟ یک سر به بنگاههای فروش ماشین بزنید ! یا یک سر به میدان های میوه و تره بار بزنید. انوقت میفهمید دلال یعنی چه
مطلب ارسالی بسیار عالی بود.دمت گرم آقا رامین.
شاید تو باشی ولی ما نیستیم .
واقعا مطمئنی؟ من آه در بساط ندارم ولی اون مثالی که دوستمون بالا درمورد ماشین زد من به فکر برد! اگه بشه پول مفت گرفت از خرید و فروش چرا که نه؟ بله من هم بابک زنجانی ام هرچند بالفعل نیستم ولی بالقوه در جامعه که زندگی میکنم هرلحظه ممکن بود به ب ز تبدیل شوم!
ایشون نگفتن کسی هست گفت سیستم مشکل داره میخوای بگی مملکته ما این مشکلو نداره؟
بسیار بسیار عالی - این مقاله مهمترین مشکل این کشور را به خوبی تشریح کرد. ولی راه درمان چیست؟
عرضه میخواد
یک تحلیل به زبان ساده و گویا.... رامین خان و تابی جون دست خوش زیبا بود
خیلی زیبا نوشتی .
بیست دقیقه کار کارمند و . . .
من جدیدا به یک مطلب جالب توجه کردم و اون اینه که همه میدونیم چه مریضی داریم و همه هم با انگشتمون سایر مریضای دور و برمون رو بعنوان مریض نشون میدیم همونجوری که سایرین ما رو به عنوان مریض به هم نشون میدن ولی نمیدونم چرا هیچکس دنبال مداوای خودش نمیره حداقل.
شاید میترسه اگر تنهایی سالم باشه میون اینهمه مریض انگشت نما بشه.
یا شاید مداواکردن اول باید از همسایه شروع بشه بایدی که باز هم نمیدونم چرا
جناب رامین مرادی منظور با شما نیست سوء تفاهم نشود . شما بسیار جالب نوشتی . نوشته ای که معلومه نویسندش دل پر دردی داره .
من توی اداره رئیس اداره بودم . بخاطر همین مسایلی که گفتی از پستم استعفا دادم.
تا چند وقته دیگه برنامه دارم از کارمندی هم استعفا بدم ولی با عذاب وجدان. عذاب وجدان از اینکه تحمل نمیکنم و صحته رو خالی میکنم.
احسنت افرین
بسیار عالی بود . اگرکمی فکر کنیم درخواهیم یافت که شیرازه جامعه از همه نظر درهم ریخته و به عبارتی خانه از پای بست ویران است. باید به فکر بازسازی کلی بود وگرنه روزبروز اوضاعمان آشفته تر خواهد شد.
عالی بود.
خوبه اعتراف می کنی، راهشو بلد نیستی. اگه بلد بودی باز این حرفها رو میزدی؟
اون وقت نیازی به حرف نبود عمل میکرد ناشناس عزیز
با صحبت های ایشان کاملا موافقم. از بابک زنجانی ها مجرم تر دولت مردانی هستند که با ندانم کاری هایشان عرصه را برای جولان اینگونه افراد باز و بارسنگین تورم و بودجه خالی را بردوش کارگرو کشاورز می اندازند.
یکبار توی جمع دوستانم گفتم منهم اگر دستم می رسید مثل بابک زنجانی عمل می کردم. نه تنها من، خیلی های ما. من از خودم شروع کردم که به کسی برنخورد. خدا به دادمان برسد...
موافقم.
چرا به کارمندا همیشه حمله میشه ؟مگه بازاری که جنسشو سه بابر میفروشه خیلی کار میکنه ؟ چکار میکنه نشسته ملت برن تو مغازه بچاپتشون ! مشکل اینه که نظارت بر بازار نیست . اون کارمند هم با حقوقی که بهش میدن فقط انگیزه دقیقه کار رو داره !
راس میگه واقعا من خودم پدر مادرم کارمندن ولی واقعا چه بازدهی دارن هنوز مادرم دبیره و پدرمم کاری داره که بازدهی نیست بازم بازدهی ندارن چه برسه به بقیه ادارات که اسمشون بازدهیه و باید محصولشونو ببینیم ولی هیچی نمیبینیم اگه یه روز نفت نباشه همه باید از گشنگی بمیریم
اون بازاری که گرون فروشی میکنه بحثش جدا ولی اون بابای که مغازه داره و و سرمایش کار میکنه خیلی کار بزرگی انجام می ده ولی خدایی تو این ادارات اگه نصف کارمندان هم اخراج بشن اب از اب تکون نمی خوره چون الکی میان سر کار
درسته درسته درسته درسته ............................ درست است.
آفرین
زدی تو خال
100 در صد موافقم
لطفا این را هم اضافه کنید
شاید ادمهای که ما را کانالیزه کنند دوروبرمون نیست
بابک یک مهره است
چطور همه می خواستند خودشون را بهش بچسبونند و کارمندش شند
واقعا فکر می کنید برکرداندن این اعتماد به بازار سالم چقدر انرژی می خواد
من خودم خنده دلال را تو گرونی می دیدم که به ریش من می خندید که تولید کننده بودم
چقدر تحقیر شدم حاضر تمام گارگاهم را با 5 نفر همکار که با هم کار می کردیم بفروشم
تا دیگه تحقیر نشم
چون حاصل زحمات جند سالم ارزش یک 100 متر اپارتمان را نداشت
چقدر جلوی زنم خجالت کشیدم چون روی گارگاه و کارم حساب زیادی می کرد
واقعیت همین است اگر قرار است مست گیرند هر آنچه در شهر است گیرند
شاید جناب عالی مثل بابک زنجانی باشی ولی آدمایی مثل ما که با لقمه حلال بزرگ شدن امکان نداره مثل بابک زنجانی بشن
قصه نگو داداشم . الان رفیقت تو ایران خودرو باشه بگه بیا یه 206 به قیمت کارخانه تحویل یه روزه بهت بدم که با بهزار 2، 3 میلیون اختلاف داره بهت بدم چی میگی ؟ میگی نمی خوام یا میگی دم رفیقم گرم یه حالی داد به ما
بی کم وکاست .حرفی برای گفتن نمی ماند یعنی بهتر است حرفی نزنیم و بنشینیم و بیاندیشیم چگونه یک جو عمل می توان انجام داد،چون ما ایرانی ها عادت کرده ایم فقط حرف بزنیم که انصافا دراین کار بسیار خبره ایم دم از دموکراسی دین الفاظ خوب و... اما در عمل پارک دوبل،اشغال ریختن تو جوب و ....
خودم هم دچار همین دردم پس سخن کوتاه
.....یک جو عمل .....
گل گفتی برادر . درود بر تحلیل قشنگت.
متن جالب و پر محتوایی بود. ای کاش کمی فکر کنیم.
این متن مصداق کاریکاتوریه که همه از چوبهای یک کشتی برای خودشون یک قایق درست می کنند.
بسیار زیبا
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.