آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
0بازدید

تلخ‌ترین شب زندگی در شب یلدا

مهمان شب یلدای مادر و کودکانش، شوهر سابق بود که توطئه‌ای برای اسیدپاشی داشت. این مرد کینه‌جو وقتی شنید مادر بچه‌هایش خواستگار دارد سرنوشت شومی را برایش رقم زد.

به گزارش ایران، ساعت 8 صبح یکشنبه یکم دی‌ماه سال جاری مردی در تماس با اورژانس خواست به داد زن جوانی که هدف حمله اسیدپاشی قرار گرفته است، برسد.

 صبح زود بود که صدای آژیر آمبولانس سکوت خیابان بیسیم منطقه خراسان تهران را شکست.

امدادگران وقتی مقابل در خانه‌ای قدیمی رسیدند پسربچه‌ای که اشک می‌ریخت جلوی در ایستاده بود و با دیدن آمبولانس مادرش را صدا زد.

 امدادگران خود را به زن جوان که از سوختگی به خود می‌پیچید رساندند و در بین آه و ناله‌هایش پیکرش را داخل آمبولانس انتقال دادند و با سرعت به سمت بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری حرکت کردند.

 «شکوفه» 23 ساله که قربانی اسیدپاشی پدر خشمگین بچه‌هایش شده بود زیر تیغ جراحی رفت و پس از پشت‌سر گذاشتن روزهای خیلی سخت به خانه بی‌آینه در چهارراه سیروس بازگشت.

تلخ‌ترین شب زندگی در شب یلدا

شکوفه از این‌که کسی چهره سوخته‌اش را ببیند خجالت می‌کشد، همه دنیایش تلویزیون کوچکی  است که پیش رویش روی یک میز چوبی قدیمی قرار دارد

اینجا خانه‌ای قدیمی و بی‌آینه است. تصور این‌که در انتهای یک کوچه بسیار باریک دری باز می‌شود و پای در خانه‌ای می‌گذاری که هر لحظه امکان ریزش آن وجود دارد، سخت است.

ساختمان شماره 4 در کوچه‌ای بن‌بست و پرسکوت، تنها صدای بازی بچه‌ها از پشت در کرم رنگ به گوش می‌رسد. پشت در پرده‌ای نارنجی رنگ به چشم می‌خورد، انگار در این ساعت تمدن از حرکت ایستاده است.

 در زیرزمین همین خانه قدیمی زنی سرنوشت غمباری دارد، پنج پله باید پایین رفت و با پشت‌سر گذاشتن سقفی کوتاه پای در اتاقی کوچک با دیوارهای گچی و بی‌رنگ گذاشت.

شکوفه از این‌که کسی چهره سوخته‌اش را ببیند خجالت می‌کشد، این قربانی اسیدپاشی روی زمین خوابیده و به خاطر جراحی‌هایی که انجام داده سخت می‌تواند روی پاهایش بایستد. همه دنیایش تلویزیون کوچکی بود که پیش رویش روی یک میز چوبی قدیمی قرار داشت.باورکردنی نیست حتی در فیلم‌های سینمایی نیز نمی‌توان چنین فقری را به تصویر کشید.

شکوفه با لبخند پر از دردی که روی صورتش نمایان بود، به سختی نشست و مادرش با چادر سیاه رنگی که به سر داشت هنوز نگاه‌های دلسوزانه‌ای داشت.صدای بازیگوشی و شیطنت بچه‌ها از حیاط به گوش می‌رسید و شکوفه که تنها همدمش در این اتاق کوچک تلویزیون بود با خنده گفت: ببخشید پسرهایم بازیگوش هستند.

9 سال پیش یعنی زمانی که 14 ساله بودم، حمید که در مغازه خیاطی کار می‌کرد به خواستگاری‌ام آمد و من در رؤیای خوشبختی پذیرفتم با وی ازدواج کنم.

وقتی ازدواج کردم دیگر نتوانستم درس بخوانم و هنوز یک‌سالی نگذشته بود که پسرم محمدرضا به دنیا آمد.

در خیابان بیسیم در محله خراسان خانه‌ای اجاره‌ای داشتیم و زندگی را می‌گذراندیم تا این‌که خدا پسر دیگری که چهار سال دارد به ما داد.

شکوفه آهی کشید و ادامه داد: حمید مرد عصبانی‌ای بود و بعضی اوقات نیز مرا کتک می‌زد و همین اختلافاتمان باعث شد دو سال پیش به صورت توافقی از هم جدا شویم. حمید خواست برای این‌که از بچه‌ها نگهداری کنم در همان خانه بمانم و خودش از خانه رفت. از آن زمان به بعد سرکار می‌رفتم و حمید هم بعضی اوقات برای دیدن بچه‌ها می‌‌آمد تا این‌که قرار شد من با مرد دیگری ازدواج کنم.

یکم دی ماه بود که حمید تصمیم گرفت برای جشن شب یلدا به خانه‌مان بیاید، همه چیز خوب بود و کلی میوه و تخمه خریدیم و با بچه‌ها خوش گذراندیم و حتی زمانی که همراه حمید برای خرید بیرون خانه بودیم درباره ازدواجم صحبت کردیم و وی با خوش‌رفتاری گفت حق داری ازدواج کنی و مخالفتی نکرد.

برایم عجیب بود بعد از مراسم شب چله خواب سنگینی به چشمانم افتاد و می‌خواستم بخوابم، حمید که گاهی به خانه‌ام می‌آمد و در اتاق بچه‌ها می‌خوابید خواست با هم حرف بزنیم. ساعت 3 صبح بود که دیگر نتوانستم به حرف‌های حمید گوش بدهم به اتاقم رفتم و خوابیدم.

 نمی‌دانم چقدر در خواب بودم که ناگهان سوزشی را روی صورتم احساس کردم و از خواب پریدم. حمید روبه‌رویم بود، فکر کردم آب جوش روی صورتم ریخته اما وقتی دیدم بالشم صدای سوختن و ذوب‌شدن می‌دهد یاد تهدیدهای اسیدپاشی حمید افتادم. بارها شنیده بودم که هر وقت اسید روی بدن می‌ریزد باید خیلی زود با آب سرد شست.

با عجله بلند شدم و می‌خواستم به سمت حمام بروم ولی حمید مانع رفتنم ‌شد، در حالی که التماسش می‌کردم و با هم درگیر بودیم حمید را به عقب هل دادم که روی زمین افتاد، به سرعت وارد حمام شدم و دست و صورتم را شستم؛ می‌سوختم و در حال گریه‌کردن پشت در حمام به حمید التماس می‌کردم با اورژانس تماس بگیرد.

دقایقی بعد از حمام بیرون آمدم و دیدم حمید فرار کرده و صدای آژیر آمبولانس اورژانس را شنیدم و فهمیدم حمید با آن‌ها تماس گرفته است.وقتی به بیمارستان رسیدم، چشم چپم نمی‌دید ابتدا تصمیم به تخلیه کردن چشمم گرفتند اما بعد از معاینات این کار را نکردند و بعد از چند روز توانستم کمی از بینایی چشم چپم را به‌دست بیاورم.

شکوفه که بچه‌هایش وارد اتاق شده بودند، یکی از آن‌ها را در آغوش گرفت و گفت: روزهای اول تنها خواهر کوچکترم به بیمارستان می‌آمد و مانع ورود مادرم می‌شدم، گفته بودم تنها دست‌هایم سوخته اما بعد از دو هفته وقتی می‌خواستم از بیمارستان به خانه پدری‌ام بروم مادرم چهره سوخته‌ام را دید و به سر و صورتش کوبید.باور می‌کنید هیچ‌کس را ندارم و بخشی از هزینه‌های بیمارستان را تا حالا کمیته امداد پرداخت کرده، هزینه‌های بیمارستان و داروهایم خیلی زیاد است و کمیته امداد هم نمی‌تواند به من کمک کند و بعد از خدا از مردم کمک می‌خواهم دستانم را بگیرند تا بتوانم با امید بیشتری زندگی‌ام را ادامه بدهم تا شرمنده بچه‌هایم نباشم.

صورت و دستانم سوخته و پزشکان هزینه 60 میلیون تومانی را برای جراحی‌هایم تخمین زده‌اند.

آنقدر تنهایم که حتی هنوز نتوانسته‌ام به دادسرا بروم و شکایت کنم تا شوهر سابقم که زندگی‌ام را از من گرفته دستگیر کنند.

شکوفه سکوت می‌کند، انگار دیگر حرفی ندارد.

فکر می‌کردی یک روز قربانی اسیدپاشی شوی؟

نه، حتی وقتی در روزنامه‌ها می‌خواندم باورش برایم سخت بود که کسی قربانی اسیدپاشی شده و هنوز هم باورش برایم سخت است که خودم یکی از آن‌ها شده‌ام.

از حمید خبر داری؟

یکبار به بیمارستان آمد و گفت کمکم می‌کند اما دیگر خبری از وی ندارم.

به خانه‌ات سر زدی؟

بله، از این اتاق کوچک و دلگیر خسته شده‌ام و خواستم در خانه خودم باشم ولی وقتی با کلی زحمت به خانه‌ای که حمید برایم گرفته بود رفتم متوجه شدم وی همه اثاث و لوازم خانه‌ام را
فروخته و خانه را تحویل داده است.

خانواده حمید از این اسیدپاشی خبر دارند؟

نه، چون حمید با خانواده‌اش اختلاف داشت و با آن‌ها رفت و آمد نمی‌کرد.

بچه‌هایت لحظه‌ اسیدپاشی کجا بودند؟

«محمدرضا» مدرسه بود اما «امیرعلی» همه صحنه اسیدپاشی را دیده است.

رفتارشان با تو چطور است؟

بچه‌هایم، فرشته‌های زندگی‌ام هستند و با این‌که صورتم سوخته با من مهربان‌تر از قبل هستند.

چرا از حمید جدا شدی؟

بدرفتار و عصبی بود، کتکم می‌زد.

گفتی چندبار هم تهدید به اسیدپاشی کرده بود؟

بله، حتی یکبار با پنبه اسیدی بدنم را سوزاند و خواهرم را نیز تهدید به اسیدپاشی کرد.

اسید را از کجا آورده بود؟

انگار از قبل روی پله‌های بالای ساختمان گذاشته بود و حتی یکبار از بچه‌ها خواستم ظرف اسید را دور بیندازند و آن‌ها هم این کار کردند اما حمید ظرف دیگری را هم پشت‌بام ساختمان جا‌سازی کرده بود.

از قانون چه تقاضایی داری؟

هنوز نتوانستم به دادسرا بروم چون می‌گویند خودم باید برای شکایت باشم ولی به خاطر این‌که از
پوست پاهایم برای صورتم برداشته‌اند سخت می‌توانم راه بروم و می‌خواهم حمید دستگیر شود و به جای قصاص می‌خواهم تا آخر عمرش در زندان باشد.

گفتی سرکار می‌رفتی؟

بله، در مانتوفروشی کار می‌کردم.

حرف آخر


می‌خواهم کمکم کنید تا صورت و دستانم بهتر شود، باور می‌کنید همه آینه‌ها را از خانه جمع کرده‌ام تا صورتم را نبینم. هر شب کابوس می‌بینم و می‌ترسم رفتارم باعث ناراحتی بچه‌ها شود، من برای این‌که بچه‌هایم را بزرگ کنم باید سرکار بروم اما با این وضعیت نمی‌توانم.

تلخ‌ترین شب زندگی در شب یلدا

«امیرعلی» چهار سال بیشتر ندارد و تنها شاهد اسیدپاشی روی مادرش است.

ترسیده بودی؟

آره. مامان خیلی گریه می‌کرد، ترسیده بودم.

دیدی بابا حمید از کجا اسید آورد؟

از بالای پشت‌بام.

مامان کجا بود؟

خواب بود که بابا روش اسید ریخت.

بابا به تو حرفی نزد؟

کتکم زد و از خانه بیرون انداخت، گریه می‌کردم که بابا حمید از خانه رفت و دکتر آمد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

عاطفه۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ۱۳:۳۳

فقط اعدام
متاسفم برای خودم که به من هم مثل اون کثافت میگن آدم
واقعا بعضی وقتا آدم از حیوان هم پست تره
آخه اون فرشته ی کوچولو چه گناهی داره ؟!!
کاش ...

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ۱۵:۳۲

به خودت چرافحش میدی ازعصبانیت؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۱۲:۳۲

اگه این خانم طلاق گرفته بوده دیگه چرا این حیوان ( بلا نسبت حیوان ) را در خانه اش راه می داده

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۱۰:۱۶

تا کی باید زن های ایرانی کتک بخورند؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۰۱:۳۷

به نظر من بایداین جورآدمها که اسیدپاشی میکنن رویه بارروصورت خودشون اسیدپاشی بشه وبعدحبس ابدبراشون ببرن.اینطوری هیچکس دیگه از این غلطا نمیکنه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۲۰:۰۹

بهتر است در مورد اقدامات اولیه در حادثه اسیدپاشی اطلاع رسانی شود چون اگر مصدوم به موقع این اقدامات را انجام دهد آسیب کمتری میبینداینطور نیست که اسید مثل اب جوش فورا بدن را بسوزاند بلکه در صورت شستشوی سریع با اب زیاد اثرش کمتر میشود.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۶:۴۲

خدا لعنت کنه این مرد عوضی رو .الهی به دردی مبتلا شه که درمون نداشته باشه .

مانا۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۳:۴۷

خواهش می کنم ش حساب بدید. من می خوام کمک کنم. چرا این خبرا رو میذارید ولی ش حساب نمی دید؟ من می خوام کمک کنم. از اینکه این زن این همه کمک لازم داره و من نمیتونم کمک کنم خیلی ناراحتم! ش حسااااااااااااااااابببببببب

ایران۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۲:۲۵

خواهرم از اینکه من هم مردم و با وجود نامردانی مثل شوهر سابقت شرمنده ام من از مرد بودنم شرمنده ام شرمنده ام

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۹:۱۶

درود بر واقع بینی

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۰:۳۱

مجازات اسید پاشی نیاز به تدوین قانون خاص دارد
به نظرم حبس ابد بدون عفو و یا مجازات شدید تر تنها راه چاره باشد
به این شکل که طرف بیاد رضایت بگیره و شاکی ببخشه بازهم شاهد این جنایت خواهیم بود.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ۱۴:۵۹

فقط قصاص با اسید حتی در صورت بخشش مصدوم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۲۰:۰۸

قصاص آقا ! قصاص با اسید

مهتاب۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۲:۳۴

تابناك جان اگر امكانش هست ادرس و يا شماره اى از اين خانواده براى من بفرست،من مى تونم براى شب عيد براى اين بچه ها همه جوره خريد كنم و ماهى صد هزار تومن هم هميشه كمك كنم ، فقط به أيميلم بفرست ادرس يا شماره رو. تو رو خدا پشت گوش ننداز

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۱:۳۷

«فقط اعدام» کجاست وقتی که نیازش داریم؟! در ضمن خواهشمندم شماره حسابی برای کمک به این خانم اعلام کنید.

سین۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۰:۴۱

چرا خانمی که طلاق گرفته باید اجازه بده یک مرد نامحرم بیاد خونه ش

علی۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۲۳:۵۶

تو خبر قبل خوندیم که یه زن پست خیانت کرده و حالا هم این خبر.اخلاق از بین رفته.

لیدا۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۵:۲۵

خیلی نامرد و پسته....

مهتاب۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۵:۰۷

لطفا هرچه سريع تر بگين چجوري ميشه كمك كرد.

علي۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۴۱

خدا لعنتت کند اي مرد بي رحم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۳۵

من کارمند دانشگاه هستم حاضرم هرکاری از دستم بر می آید از طریق بسیج جامعه پزشکی دانشگاه برای این خانم انجام بدم چون پزشکان بسیار دلسوزی دارند که بدون دریافت هزینه به قشر محروم خدمت می کنند.

نادر۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۱۰

باید سر جوب اون خونه مثل گوسفند سلاخیش کرد این حمید را

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۳:۰۳

شماره حساب؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۵۱

بنده فقط خواستم بگم ....همه منفی دهنده ها به کامنتهای این صفحه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۵۱

بسيار متاسف هستم قانون زماني بوجود مي آيد كه قانون گذار ضربه ببيند

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۰۷

اگر اولين اسيد پاش خودش هم با اسيد قصاص ميشد هيچكسي به خود جرات نمي داد اين كار وحشتناك را تكرار كند

سعید۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۴۱

خیلی بحث ها تو این جریان هست ولی همه روبزاریم کنار و الان اتفاقیه که افتاده لطفا چاره اندیشی کنید . شماره حساب بدید تا ملت بتونن کمکش کنن .
اسید پاشی یک فاجعس کی میخوان از این عمل زشت جلوگیری کنن حتما باید یی از اعضای خانواده خودشون به این اعمال دچار بشن بعد ...
جای اسف داشت واقعا
......
ولی نمیتونیم همه رو مقصر بدونیم
امیدوارم به دادش برسن
الهم اشف کل مریض

فرید۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۳۶

بنظر من اسید پاشی رو هم مثل چاقو کشی باید با اعدام پاکش کرد ، دیگه خیلی داره میزانش از حد میگذره

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۰۲:۱۳

نه بابا ... یه چاقو تیزتر بهشون میدن میگن بفرما برو توی جامعه حال کن

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۱۹:۱۴

مگه چاقوکش ها رو اعدام می کنن؟!

ارتمیس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۳۳

دوتائی تو یه خونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد از طلاق
داستان عجیبیه

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۵۰

طلاق توافقی بوده .... . واقعیات اجتماعی میگه اصلا هم عجیب نیست.

مهدی۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۲۸

یه جای این قصه میلنگه!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۲۳

ای داد از ظلم به زنان و کم قانونی و تبعیض بین زن ومرد در جامعه اییییییییییییییی داد د د د د د

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۲۳

این مدعی ال عموم کجاست پس ؟ یک نفر حرف بزنه و بگه کاش مهدی برادر یکی دیگه باشه مدعی ها خونشون بجوش میاد و به نمایندگی از جامعه سرو صداشون درمیاد و شکایت میکنن، اما در هنگام جرم و جنایت نه تنها مدعی مردم نیستن بلکه سد راهشون !

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۱۵

پیشنهاد می کنم یک خمره بزرگ پر از قویترین نوع اسید درست کنند و هر کس اقدام به اسیدپاشی کرد بدون محاکمه او را بگیرند دست و پایش را ببندند و درون خمره بندازند تا هیکل کثیفش تجزیه شده و چیزی ازش باقی نماند.

سارا۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۰۱:۳۱

ای ول!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۷

جای تاسف است که در رابطه با اسیدپاشی قانون اینقدر ضعیف عمل می کند.

هدهد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۴

دقت کردین اکثر اسید پاشی ها از طرف اقایون هست ؟ یعنی با منطق مشکلی حل نمیشه ؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۲

شماره حساب بدین لا اقل بتونیم کمک کنیم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۱

پس این دادستان و نماینده عمومی آن کجا هستند تا اعلام جرم کنند؟!!!!!

یلدا۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۱۴:۲۴

ناشناس 1:45 گل نوشتی

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۱:۴۵

هیس ... یواشتر حرف بزن....خوابند!

نرگس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۵۷

اى باباشايداين زن بيچاره حالاحالاهانتونه بره دادسرا،لااقل يك نفرازاطرافيانش كاري بكنه تااين حيوان پست نتونه همين جورراست راست بگرده،الهى به تير غيب گرفتاربشه،دل ادم براى اين طفل هاى معصوم كباب ميشه،چه قانونى،چه امنيتى،هـيچى نداريم!

فریاد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۴۹

خدایا خودت کمکش کن و اون مرد لعنتی رو به سزای اعمالش برسون، خدای خوبم به تو پناه میبریم از شر شیاطین

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ۱۴:۵۶

خدا؟!!!

علي محمد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۴۳

كسي كه طلاق گرفته چه لزومي داره با شوهر طلاق گرفتش شب يلدا را سر كنه و بهش اجازه خواب تو خونش بده ؟ چه لزومي داره تو خونه اي كه شوهر سابق براش اجاره كرده زندگي كنه ؟ و چرا بايد در مورد ازدواج دومش با آقا حميد مشورت كنه مگه ... ، جدا از اين قضيه چرا قانون مجازات سفت و سختي براي اسيد پاشي نمي گذارد ؟ چرا و چرا؟

منم۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۹

نفقه بچه ها بعهده مرده حتی بعد از طلاق. وقتی گفته بچه ها رو نگه داره باید جاشونو تامین کنه. طلاق توافقی بوده لذا تکلیف این چیزا مثل محل سکونت و دیدن فرزندان و ... هم توافقی روشن میشه.
من خودم ته مخالف روابط دوستی دختر پسری هستم اما اینایی که میگین دلیل بر روابط آنچنانی نیست. یکم دیدتون رو درست کنین. زن بیوه چه قدیم چه حالاش همیشه مورد اتهامه.
در مورد ازدواج دومش هم شما از کجا میدونی مشورت گرفته؟ شاید فقط بهش اطلاع داده که بدونه بچه هاش در کنار اون و ناپدری جدید زندگی خواهند کرد. بجای گیر دادن به زندگی این بدبخت بفکر آگاه سازی باشین لطفا.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۱۷

حالا تو به اين سوالها جواب بده:
وقتي يك زن و دو تا بچه در فقر زندگي ميكنن كي بايد ازشون حمايت كنه
وقتي زن سواد نداره كار مناسب نداره تامين اجتماعي نداره و ... بازم بگم اون مرتيكه را راه داده كه جاي همه اين سوالها را پر كنه

احمد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۴۲

براي اين مسولين مملكتي پر مدعا متاسفم كه حتي نميخواهند فرد مجرم را به سزاي اعملش برسانند .آخه اين چه بي قانونيه كه حتما خود شخص بايد راه بيفته تو اين دادگاهها تا بتونه شايد حقشو بگيره ...پس مدعي العموم كجاست ...چه كسي و كجا بايد حق اين بچه ها رو از اين روانيها پس بگيره...واقعا .....

مریم۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۰۱

اینا کثافتا از خدا نمیترسن .چرا کسی جلوی این سگارو نمیگیره واقعا باعث تاسفه این چه وضعشه

مینا۱۳۹۲/۱۱/۲۳ ۱۵:۳۱

عجولانه ویکطرفه قضاوت نکن.تندنروبایدبررسی بشه.جنسیتی هم برخوردنکن خواهر

محمود۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۹:۵۴

خدايا چرا مردم مملكت من اينطور شده اند؟؟؟؟
تا ديروز ما مردم آمريكا و اروپا رو مسخره ميكرديم اما الآن خودمان بدتر شده ايم!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۹:۴۴

تا زمانی که مجازات اعدام برای اسید پاشی نگذارند همین است

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۹:۰۹

وقتي طلاق گرفتي براي چي ديگه يارو رو توي خونه راه ميدادي و اونجا مي خوابيد؟ يه جاي كار ميلنگه

کتی۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۲۰:۱۸

زنی که پشتیبانی مالی نداشته باشدو طلاق بگیرد وبچه هایش هم پهلویش باشند انقدر تحت فشاره که مجبوره می شود با یک همچین شرایطی زندگی کند

محمد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۳:۰۸

متن رو نخوندي؟ براي نگهداري بچه هاش. باباهه هم ميومده سر مي زده. البته مشخصه كه احتياج مالي هم داشته و زن بيچاره چاره اي نداشته. به نظر من ازدواج دومش هم به خاطر احتياج مالي بوده. خدا اين مرد جنايتگار را نبخشد. زني كه مثل گل زيبا بوده را نابود كرده.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۹

شما اینکاره نیستی دلبندم . بچه ها باباشون رو میخوان.

سارا۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۰۴

آفرین. منم نظرم همینه. چه معنی داره زن و شوهر بعد از طلاق برای خرید شب یلدا برن بیرون؟ بعدش شوهر بیاد و بمونه خونه. من که نفهمیدم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۰:۵۸

همیشه مظلوم مقصر میشه؟!؟!؟

احمد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۹:۰۸

اعدام كمترين مجازات براي اين نامرد است

سعید۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۴۳

لطفاً شماره حساب برای کمک به این بنده خدا اعلام کنید تا در حدتوان کمک کنیم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۳۱

اگر 4 تا بی سرو پا که مرتکب عمل اسید پاشی میشدند اعدام میکردند عیرتی برای سایرین میشد .

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۹

اعدام نه . قصاص . عدالت خدا حکم می کرد که طرف چقدر بسوزه.اعدام خلاصیه . این.....

فرزانه۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۲۷

خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است. چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.
می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شود

سیمرغ۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۲۱:۲۲

باپوست وگوشت وخونم حسش میکنم.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۹:۵۷

بینهایت تشکر از این مطلب

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۰

زیبا بسیار متن زیبا

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۲۶

خیلی متاسف شدم لطفا شماره حساب بدهید

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۲۶

افرين به أين قانون أين اخرشه إز نيروى انتظامى هم خبري نيست متهم مياد بيمارستان و ،،،،،،

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۲۴

اگه اون پسره که آمنه رو بدبخت کرده بود قصاص می کردند تا درس عبرتی برای بقیه بشه شاهد این اتفاقات نبودیم!!!الان دیگه این موضوع روی ریل افتاده و روز به روز هم بیشتر میشه!

مهتاب۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۰۱:۲۹

آره واقعا اون پسر پررو نباید بخشیده میشد، بخشش اون ظلمی به بقیه بود.

Azin۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ۰۱:۴۷

اصلا رسانه ها نبایید انقد رو این موضوع مانور میدادن (البته قوه قضاییه باید اشد مجازات و انجام میداد که نداد)
الان با این کار رسانه ها بعضیا یاد گرفتن تا با یکی دعوا شون میشه را بیوفتن با اسید دنبال یارو
به نظر من که رسانه ها بی تقصیر نیستن

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۲۱

آره.آمنه نباید رضایت می داد. ترحم بر پلنگ تیزدندان.....

محمد۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۰۶

آره متاسفانه، اون همه های و هوی کردن، آخرش هم پسره رو بخشیدن، تمام کاراشون در جهت ترویج اسیدپاشی بود تا منعش، پسره هم بعد چند وقت عفو خورد و آزاد شد.

نامی۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۱۶

خیلی نامردیه
باید دولت برای اسید پاشی محکومیت سنگینی درنظر بگیرد تازنان بیچاره اینقدر تاوان ندهند .
یک لحظه بی فکری یکعمر پشیمانی

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۱۵

دولت نه عزیزم! قوه قضائیه و مجلس. دولت فقط می تونه اجرا کننده باشه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۰۸:۱۴

این خانم کفت اسید پاشی بعد از 3 صبح بوده چه طوری پسرش مدرسه بوده؟

نیما۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۴:۳۴

چی جالب- واسه منم همین سوال پیش اومد!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۲:۴۷

عزیز دل این گزارشا تنظیم زورنالی داره . برگه بازجویی نیست که عین عبارات باشه . شنونده باید خودش حک و اصلاح کنه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ۱۱:۱۹

گفت 3 صبح رفتم خوابیدم.نمی‌دانم چقدر در خواب بودم که ناگهان سوزشی را روی صورتم احساس کردم و از خواب پریدم.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.