گویی قرار نیست پایاننامههای دانشجویی به کار بیایند؛
چرایی جزیره شدن دانشگاهها را اینجا باید جستوجو کرد
ماجرا به اندازهای مغشوش و خارج از ریل به نظر میرسد که اگر بگوییم عزمی برای بهره گیری از پایاننامههای دانشجویی و تحقیقات متخصصان دانشگاهی وجود ندارد، شاید بی راهه نرفته باشیم چراکه اگر غیر از این بود، متقاضیان دریافت خدمت از دانشجویان و محققان میبایست به دنبال ایشان میرفتند نه اینکه ...

به گزارش «تابناک»، از جمله مشکلاتی که جامعه علمی کشور با آن روبهروست، فقدان راهکار بهرهگیری از نتایج پژوهشها و تحقیقات دانشجویان و محققان در بازار کار است که گاه با نام «نقص در چرخه تولید علم» از آن یاد میشود، به منقطع شدن چرخه توليد علم، اكتشاف، اختراع، نوآوري و در آخر بازار و بازاريابي اشاره دارد.
به عبارت بهتر، راه تبدیل تحقیقات به فرآوردهای قابل عرضه بسته است و در این راه بسته، هر چه زحمت بکشیم، بی فایده خواهد بود. گویی دستی پنهان دنیای پژوهش را به دنیایی جدای از دنیای بازار تبدیل کرده و به دنبال آن، پژوهشگران و محققان را تبدیل به افرادی میکند که صرفا قرار است کاری تئوری و بی فایده انجام داده و هیچ بروندادی از هزینههای صورت گرفته برای انجام تحقیق و پژوهشهایشان نصیب نگیرند.
بدین ترتیب، دانشگاهها تبدیل به جزایری شدهاند که صرفا در آن میتوان آموزش دید و به ازای دور ماندن از کار عملی و محصول مورد نیاز بازار، به علم آموزی پرداخت و کار علمی و تحقیقی انجام داد و در پایان مسیر، هنگام فارغ التحصیلی فردی بود که اصطلاحا متخصص خوانده میشود اما هنوز در راه ارتباط تخصصش با بازار کار، نوآموزی بیش نیست.
این ایراد بزرگی است که به کل سیستم آموزش عالی کشورمان وارد است؛ اما ابعاد آن زمانی گسترش پیدا میکند که روی سخنمان به وضعیت دانشجویان تحصیلات تکمیلی معطوف باشد؛ آن دسته از دانشجویانی که از مرز کارشناسی پا را فراتر نهاده و تبدیل به کارشناس ارشد یا حتی فراتر از آن در رشته تحصیلی خود شدهاند و به اجبار سیستم آموزشی، کار مدون و علمی روی موضوعی خاص را در قالب پایان نامه و تز تجربه کردهاند، حال آنکه الفبای بازار کار را نیاموخته و لذا در ابتدای مسیر زندگیِ غیر تحصیلی هستند.
با این نگاه رواج یافته، طبیعی است که بیشتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی به پایان نامه و تحقیقات موضوعی در رشته خود، به چشم چند واحد درسی گرانبها و البته پر دنگ و فنگ بنگرند که زمان زیادی برای آن صرف خواهند کرد اما نهایتا جز استخراج یکی دو مقاله از آن و ارائه به همایشها و کنگرهها و سنگین کردن رزومه علمی، کارکرد دیگری برایشان نخواهد داشت.
اینجاست که بازار خرید و فروش پایان نامه متقاضی پیدا کرده و روز به روز رونق میگیرد و در این رهگذار، به سخره گرفته شدن تولید علمف کمترین تاثیر نامطلوبی است که بروز میکند و به ظاهر کاری از دست کسی برای رفع آن ساخته نیست.

اما همه بلبشوی حاکم بر این ماجرا را هم نمیتوان به پای نقص سیستم آموزش عالی کشور دید چراکه سالهاست سازوکاری برای مقابله با قسمتی از این عوارض نامطلوب اندیشیده شده که اگر به کاربسته شود، چه بسا قابلیت پوشاندن بسیاری از نواقص این عرصه را داشته باشد؛ سازوکار حمایت از پایان نامه در بخشهای دولتی و نهادهای حاکمیتی.
بر اساس این سازوکار، نهادها و دستگاههای مختلف، نیاز خود به تحقیقات هدفمند را در قالب برون سپاری و از طریق مقالات و پژوهشهای دانشجویی، به ویژه پایان نامهها پیگیری میکنند. به این صورت که در راستای اهداف سازمانی و بنیانی خود، بستر همکاری با پژوهشگران را فراهم آورده و به نوعی محصول تحقیقات دانشجویان، پایان نامههای ایشان را پیش خرید میکنند تا بر اساس آنها، مشکلی را که با آن مواجه هستند، مرتفع کرده یا طراحی مدل توسعهای را تسهیل و راهاندازی نمایند.
بدین ترتیب هم دانشجویان از مزایایی چون خلاصی از کار بیهوده رهایی یافته و در خدمت هدفی خاص ـ که میتواند تأمین هزینههای پایان نامه و حتی کسب درآمد باشد ـ مشغول به کار خواهند شد، هم نهادها و دستگاهها با صرف هزینههای کمتر، به دستاوردهایی قابل قبول و صحهگذاری شده توسط دانشگاه میرسند و در نهایت، آفت خرید و فروش پایان نامه، سرقت علمی و تمسخر تولید علم کاهش مییابد.
پر واضح است که این شیوه حمایتی میتواند فواید بسیاری برای جامعه داشته باشد اما متأسفانه ایراداتی که متوجه آن است، پنبه همه چیز را زده و حتی از آن بدتر، حمایت نهادها و دستگاهها را گاه تا حد رانت نزول درجه میدهد؛ آن جایی که تنها برخی خواص مشمول حمایت میشوند و نتیجه کارشان هم اصلا مهم نیست تا دست افراد شایسته حمایت از مزایای ردیف بودجههای حمایتی کوتاه بماند.
گاه برخی دانشجویان برای یافتن حامی مجبورند که رنج سفر به پایتخت را به جان خریده و سازمانها، وزارتخانهها، نهادها و ... را زیر و رو کرده و پروپوزالشان را برای مسئولان پرمشغله و گاه بی تفاوت پرزنت کنند، در حالی که هستند دانشجویانی که میتوانند برای پایان نامههای سرقتی یا خریداری شدهشان، به کمک روابط، طرح حمایتی بگیرند و سودآوری داشته باشند!
ماجرا به اندازهای مغشوش و خارج از ریل به نظر میرسد که اگر بگوییم عزمی برای بهرهگیری از پایاننامههای دانشجویی و تحقیقات متخصصان دانشگاهی وجود ندارد، شاید بی راهه نرفته باشیم چراکه اگر غیر از این بود، متقاضیان دریافت خدمت از دانشجویان و محققان باید به دنبال ایشان میرفتند و دستکم با قرار دادن مشخصات تحقیقات مورد نیاز خود بر پایگاههای اینترنتی، راه بررسی را برای محققانِ متقاضی دریافت حمایت باز میکردند اما در بیشتر موارد همین اصل بدیهی هم نادیده گرفته میشود.
دردناک اینکه وزارت علوم هم به رغم آنکه داعیه حمایت از خانواده بزرگ دانشجویان، حتی پس از فارغالتحصیلی و پیش از جذب شدن به بازار کار دارد و در این راه گام برمیدارد نیز به فکر آن نیفتاده که پایگاهی برای معرفی فرصتهای حمایتی راهاندازی کرده و تلاش کوچکی برای رفع نقص چرخه تولید علم نماید و دردناکتر اینکه نهادهای نظارتی هم تاکنون به صرافت آن نیفتادهاند که بودجههای مصوب به این منظور را رهگیری کرده و در سایه پیگیریهایشان، راه را برای ارتباط دانشگاه و بازار تسهیل کنند.
این گونه میشود که دانشگاه تبدیل به جزیرهای مجزا از جامعه میشود، حجم بیکاران تحصیل کرده فزونی مییابد، تولید روزافزون مقالات خدمتی به جامعه ارائه نمیدهد و... .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خانواده سالم : جامعه سالم
آدم مجرد دین و ایمان نداره !
به تسهیل ازدواج جوانان کمک کنیم .
رشته من برق...
طرف نميدونه فيول سل خوردنيه يا پوشيدني
اصلا فيول سل رو بذارن جلوش با چغندر قند نميتونه تشخيص اش بده
بعد مياد مقاله اي ميده راجع به "اثرات فيول سل بر شبكه توزيع"!!!!!!!!!!!
شبيه سازي، فقط شبيه سازي با فلان نرم افزار و نه هيچ كار عملي....
مشكل و بدبختي اينجاست كه اساتيد دانشگاه ها اصلا كار عملي نكردن
به نظر بنده شخصي كه از هنرستان ديپلم فني مي گيره
از يه استاد دانشگاه كه مدرك دكترا داره ، سواد عملي اش خيلي خيلي بيشتره....
من دانشجوی یک دانشگاه سراسریم استاد داشتم از کتاب ایراد میگرفت قبول نمیکرد خودش اشتباه میکنه بعد انتظار دارین من چی یاد بگیرم؟!
وقتی هزینه متعلق به هر پایان نامه 500هزار تومان هستش توقع دارین اپولو هوا کننن؟ در ضمن هیچ جای دنیا از طریق پایان نامه پیشرفت نکردند طرح تحقیقاتی با پایانامه موضوعش جداست
خیلی از کسانی که دارن ارشد و دکترا میخونن و تو ادارات دولتی شاغل هستن فقط بخاطر افزایش پایه حقوق و ترفیع رتبه دارن تحصیل می کنن.
مرگ بر آمریکا
هههههه باحال بود
:-)
دانشجویان دکترا ما کاری جز استادی دانشگاه بلد نیستند و فکر می کنند کپی کردن کتاب ها روی تخته کار هنرمندانه ای است
بی سواد های با مدرک
جالبه بدونید که من دوستی دارم که داره در مقطع ارشد مهندسی برق دانشگاه آزاد ... درس میخونه و نمیدونه که زمان حال استمراری را در زبان انگلیسی چطوری میسازن. جز اطلاعات دوره ی راهنمایی ما بود.
نمی دانم چرا بعضی ها دوست دارند فقط به اساتيد دانشگاه ايراد بگيرند؟ چرا مشکلات نظام علمی و آموزشی کشور را نمی بينيد؟ دانشگاهها مدام از اعضای هيات علمی مقاله می خواهند. به ويژه مقالات خارجی. و عمدتاً ارزشيابی اعضای هيات علمی بر اساس آن است، در صورتی که اين مقالات هيچ مشکلی را در کشور حل نمی کند.
و دیگر هیچ
من براي پايان نامه كارشناسي ارشدم در دانشگاه تهران موضوعي انتخاب كردم كه بتوان آن را بعنوان يك سرويس واقعي براي شهروندان ارائه كرد.
همه به يك ديد ديگه به من نگاه ميكردن، كه چرا كار مثلا علمي نكردم و اينها ...
ولي بالاخره با پافشاري خودم پايان نامه ام از مقاله و ... فاصله گرفت و خروجي بسيار خوبي داشت كه انشاالله بزودي در قالب يك سرويس وب پيشرفته ارائه مي شود.
البته استاد راهنماي من هم خيلي گير مقاله نبود و همكاري كرد
مقاله پایان نامه من توسط اساتید راهنمای محترم به کش رفته شد.
به نظر من دانشجو حق دارد به سمت خرید پایان نامه پیش برود. بنده دانشجویی را می شناسم که مجموع درصد نمرات آزمون ورودی وی صفر می باشد وی ایشان اکنون دانشجوی ارشد می باشد در دانشگاهی درس می خواند که 70 نفر دانشجو در آن رشته گرفته است. یک نفر هیات علمی تمام وقت ندارد. کسانی در ان دانشگاه درس می دهند که الفبای تحقیق را نمی دانند از طرفی این دانشجو مجبور است ترم سوم عنوان تز خود را تصویب نماید حال شما بفرمایید ایشان باید چکار کند؟ از طرفی نگاهی به فارغ التحصیلان مقطع دکتری از بهترین دانشگاهها بیندازید و ببیند که پروسه جذب در دانشگاه چند سال طول می کشد و نهایتا اگر کانال مخوف گروه دانشکده بگذرد گرفتار گیر و دار استعلام از کانال های مختلف می شود و بعد هم در دبیرخانه جذب هیات علمی گیر می کند و اما چند سال بعد ----- شما بفرمایید این خانم و آقای دکتر بیکار چه کند. عدم تناسب یبن دانشجو و استاد، رقابت دانشگاهها برای جذب دانشجوی علمی، ذبح استانداردهای علمی در راه کسب درآمد و جبران کاهش دانشجو در مقطع کارشناسی توسط دانشگاه آزاد چنان ضربه ای به پیکره علمی دانشگاهها زده است که تا سالیان سال ادامه دارد .
همین الان هم یک سری از هیئت علمی ها ی مربوط به چند سال پیش(6-7) وضع سوادیشون داغونه و اطلاعات اشتباه میدن به دانشجو
دوستم برای پایان نامه اش ( بررسی جاده خلخال به پونل ) چندین ماه زحمت کشیده بود و هزاران عکس گرفته بود با کار عملی بالا .
ولی چه سود
استاد ایراد گرفته بود شماره عکس را باید خارج از کادر مینوشت !
به نظر شما مشکل چیست ؟
1- سیستم آموزشی غلط
2- مدرک گرایی و نه تخصص گرایی
3- فرهنگ حاکم بر جامعه
4- سهمیه بندی دانش و دانشجو
5- فقدان رابطه دانشگاه و صنعت
6- توجه محض به آمار و ارقام و استفاده ابزاری از آن
...
100- خود ما
اگر بطور جدی می خواهید به این قضیه بپردازید باید کل حلقه تولید و بکارگیری علم را در نظر بگیرید. به نظر می رسد در کشور ما هر جزء این حلقه راه خود را می رود و عجیب تر آنکه هر بخش خیلی رغبت دارد به کار بخشهای دیگر بپردازد تا کار خود. دانشگاه که ناچار است مقاله تولید کند! صنعت دوست دارد دانشگاه بزند، همه دوست دارند پژوهشگاه بزنند، حتی برخی کارگاه ها هم به فکر جذب دانشجو هستند و ....
عزیز من استاد دانشگاه ملی سراغ دارم که پول می گیره و پایان نامه برای دانشجوش می نویسه و خودش هم سر جلسه دفاع راهنمای طرفه. کشوری که استاد دانشگاهش اینه، فاتحش خونده است
خالی بند!!!
دانشگاه ملی ؟منظورت سراسریه دیگه ؟ ظاهرا خیلی با سواد و به روزی !!
سلام
بنده به تازگی از مقطع دکتری یکی از دانشگاه های تهران فارغ التحصیل شدم. خواستم تجربه خودم رو با شما در میان بگذارم. علت های مختلفی برای کم استفاده بودن پایان نامه ها میشه ذکر کرد:
1)مستقل بودن حقوق اساتید و همچنین بودجه دانشگاه ها از میزان خروجی صنعتی و یا مفید بودن آنها برای صنعت کشور
2) ISI محوری: اگه بررسی کنید می بینید که شرط لازم برای فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری یک یا دو مقاله ISI هست. با یک پرس و جو ساده متوجه می شین که اینقدر که این معیار اهمیت پیدا کرده، موارد دیگری مانند مفید بودن برای کشور و نیاز محور بودن و ... اهمیت ندارد. از طرفی برای ISI دادن هم باید موضوع پروژه دکتری را یک جور خاصی تعریف کنید که نتیجه آن مطلوب مجلات ISI که اغلب خارجی اند باشه. و این مجلات هم مشکلات صنعت ما را که مربوط به سالهای گذشته علم هست نمی پسندند.
3) علاقه وزارت خانه های صنعتی و ... به تاسیس پژوهشگاه مختص خود و عدم ارجاع کامل تحقیقات به دانشگاه ها
4) دسترسی سخت به پایان نامه های دانشگاه ها حتی برای خود دانشجویان:
یک طنز در اینجا نهفته است. ما خیلی راحت نتایج کارهامون رو به صورت مقاله در اختیار مجلات خارجی می گذاریم و این مجلات آنها رو روی سایت ها برای استفاده دیگران قرار می دهند. در این حالت ما هیچ نگران استفاده دیگران از کارهای ما و یا حتی کپی کاری نیستیم. اما وفتی نوبت به انتشار پایان نامه ها از طریق سایت های رسمی وزارت علوم می رسه هزار و یک مشکل از جمله امکان کپی دیگران مطرح می شه. در حالی که اگر این مسئله به درستی و کامل انجام می شد اتفاقا اساتید با یک جستجوی ساده در اون سایت می تونستند حتی اگه یک جمله مشابه در پایان نامه مورد نظرشون با پایان نامه های موجود باشه رو متوجه بشن. این مشکل موجب شده که من حتی برای اینکه بدونم چه کارهای مشابه ای در دانشگاه خودم با موضوع انتخابیم وجود داره و دوباره کاری نکنم با مشکل روبرو بشم و معمولا از خیر این بررسی بگذرم. حتماً برخی از دانشجویان دیدن که در برخی جلسه های دفاع یکی از ایرادها عدم مراجعه دانشجو مورد نظر به کارهای مشابه موجود در دانشگاه اوست که علتش همینه!
اگه کمی موارد فوق رو بررسی کنید هر کدوم از این بندها خودش یک گزارش کامل می تونه باشه. خواهشاً پیگیری کنید و مسولان رو وادار به بهبود کنید.
می دونید چند میلیون نفر ساعت در بخش تحصیلات تکمیلی ما اون هم از بهترین بخش زندگی افراد یعنی جوانی داره هدر می ره! اگه کمی دقت کنید این خسران کمتر از فرار مغزها نیست!
استاد بیسواد می خواهی سری به دانشگاه .... بزن ؟؟!!
این جمله زیبا ازمتن را میخواهم تکرار کنم چون به صحت ان ایمان دارم:گاه برخی دانشجویان برای یافتن حامی مجبورند که رنج سفر به پایتخت را به جان خریده و سازمان ها، وزارت خانه ها، نهادها و ... را زیر و رو کرده و پروپوزالشان را برای مسئولان پرمشغله و گاه بی تفاوت پرزنت کنند، در حالی که هستند دانشجویانی که میتوانند برای پایان نامه های سرقتی یا خریداری شدهشان، به مدد روابط، طرح حمایتی بگیرند و سودآوری داشته باشند!
سلام تابی جون شما همش ایراد میگیری اما دلیل درست حسابی نمیاری.
1_ شما میگی تو دانشگاه کار عملی یاد نمیدن درسته چون ما در مقطع کارشناسی نزدیک 30 واحد درس های غیر علمی و ماورایی داریم که به جاش باید 30 واحد آزمایشگاه باشه.
2_ اون تخصص مورد نیاز صنعت ما در عرض یک ماه اموزش تو محل کار حاصل میشه.
3_این همه جوون بیکار مشتاق کار هستن ...
اتنظار دارید اینهمه پردیس ها بدون کنکور دانشجوی ارشد و دکتری میگیرند اینا نروند پایان نامه نخرند؟
در کشورهای دیگه در قبال تخصیص و یا کسب بودجه، دانشگاه ها و اساتید به فکر حل مشکل و یا معضلی از کشور هستند و بایستی جوابگو باشند. متاسفانه در کشورمان، بعضا موضوعات انتخابی خیلی فانتزیک هستند و اصلا دانشگاه واساتید روی آموزش نحوه تحقیق تاکید می ورزند نه خود تحقیق.
غیر از آن، اساتید دنبال موضوعات مقاله زا هستند مخصوصا اینکه آنرا در نشریات خارجی چاپ کنند. عجب، با پول مملکت قرار بود یه مشکلی حل بشه....
به به ، من کارشناس زمان و سواد آنچنانی برای دست یافتن و درک و ترجمه مقالات اساتید وطنی را ندارم و از طرفی دیگر دستیابی به اصل پایان نامه ها هشت خوان رستمه.
جالبتر اینکه برخی اوقات دستیابی به مقالات و پایان نامه های خارجی خیلی راحت تر از وطنی هاست.
تو را خدا بیشتر به این مقوله و مقوله های مشابه بپردازید.
بنده هیات علمی هستم و کاملا هم در مقوله عملی به زعم کارهایی عملی که انجام میدهم استاد کار و ماهر و دست استادای قدیمم رو از این بابت میبوسم و دست خودم رو که تا دکتری فقط تلاش کردم ،اما مشکل از اینجاست که 1- وقتی افراد بی سواد هیات علمی و ریس میشوند و برای راهنمایی پایان نامه دانشجوی ارشد 1 میلیون میگیره و هیچی ندارد که به دانشجو بگوید حتی نمی تونن نوع طرح آزمایشی رو توضیح بدن یکی مثل من که پارتی نداره و یک دانشگاه درجه 3 خودش رو به زور جا کرده حق داره 2 میلیون بگیره و کمک پایان نامه بکنه ( چون استاد دانشجوی مورئ نظر بی سواده ولی رانت داره و منم باسوادم به زرس قاطع ، و حق دارم به زرس قاطع که حق سوادم رو بگیرم ) و خیلی هم خوشحال میشم که این برادر فردا هیچی برای گفتن نداره چون با معدل 10 داره فوق لیسانس میخونه بعد میشه معاون دانشگاه ما و چون هیچ حرفی برای گفتن نداره ( البته پاچه خوار نماینده شهر که از اون بی سواد تره است شده معاون در نتیجه پست میگیره) نمیتونه در محضر اساتید باسواد بیاد و هر طور که دوست داشتیم به صورت غیر مستقیم بهش توهین میکنم اونم نمیتونه هیچی بگه چون گیر داره آخه 2- تا وقتی که معیار ترفیع اساتید مقاله باشه استاد دانشجو رو مجبور به در آوردن مقاله میکنه و چون فرقی بین مقاله هایی که مثال بنده خودم نوشتم با مقاله هایی که دانشجویان استاد محترم استخراجکرده اند دیگر نیست و تازه به علت کسرت مقالات تعداد امتیاز بیشتری هم میگیره بنده هم مجبور میشم به همان روش بالا دوباره تکرار مکررات. باور کنید بعضی استاد ها اصلا همین مقاله زپرتی رو هم نمی تونن بنویسن ولی دانشجو هاشون مینویسن و ترفیع میگیرن و من هم باید ترفیع بگیرم تازه اون استادی که 10 دانشجوی ارشد داره 10 میلیون سالانه بیشتر از من پول میگیره مگر از من باسواد تره : نه ، خب من هم باید جبران کنم تازه اگر معاون باشه بدتر چون کار بقیه استاد ها دراومده و مجبورن برای خوش آمد معاون اسمشو آخر یا وسط یا اول مقاله بیارن که بازم امتیاز میگیره خلاصه این قصه سر دراز دارد اما ارزش شرافت خیلی بیشتر از این حرفهاست. خلاصه تا زمانی که کار به دست کاردان نباشد نه دانشگاه نه استاد و نه پایان نامه ارزشی ندارد وبا این وضعیت کیلویی انتخاب دانشجو خداوند آخر و عاقبت کشور ما را به خیر کند...
من هیات علمی یکی از واحدهای دانشگاه... هستم. رئیسمان وقتی رئیس شد هنوز دکتراش رو از .... نگرفته بود! ولی شوهر خاله زنش رفیق فابریک نماینده شهر بود! حالا هم کلی از دوستا و فامیلای نماینده که در رشته هایی که مورد نیاز دانشگاه نیست دارن تو دانشگاه... درس میخونن رو بورس کرده! خلاصه من که به فکر کار آزادم! اونجا اقلا ارباب خودتی و زیر دست یه عده بیسواد پارتی دار کار نمیکنی
ضرس قاطع درست است نه زرس. چون چند بار نوشته شده معلوم میشود غلط املایی است نه تایپی. لطفا چند بار از روی آن بنویس تا هیات علمی خوبی باشی
برید به اساتید راهنما و مشاوران بگید که واسه افزایش مرتبه پوشالی علمی که باید دست یابند فقط بر تعداد مقاله تاکید می کنند.
فقط و فقط عمر و زندگی دانشجو تلف می شود و بر سواد و علمش بسیار اندک اضافه می شود.
مشکل ریشه ای است
دانشگاه و قشر تحصیل کرده و آکادمیک نخواسته کار به اینجا برسد ولی کافیست ببینیم بسیاری که امروز عنوان دکتر را یدک می کشند چگونه به این مهم دست یافتند!!!
بنابراین ارزش هاست که جایگاه خود را از دست داده است باید بدانیم معلم و استاد دو قشر خاص هستند که اگر روزی به جایگاه معمولی در یک جامعه تبدیل شوند آن روز می توان بدون خون و خونریزی آن کشور را فتح کرد.
من ارشد مکانیکم (ترم دو) تازه مشغول به کار شدم به استادم راهنمام میگم استاد یک موضوع پایان نامه بده که کاربردی باشه و بشه تو صنعت ازش استفاده کرد مثلا تو کار خودم چون من قصد ندارم دکترا بخونم.
میگه اولا صنعت ما چیزی جزء مونتاژ توش نداره که تو بخوای اونو ارتقا بدی تو هنوز داغی یه مدت برو تو صنعت اوضاع میاد دستت!
دیدم خداییش راست میگه
آقای صالح چنین که میفرمایید نیست و در خیلی موارد هم استاد راهنما به دانشجو موضوع "پیشنهاد " میکند
شما دانشگات خاله بازیه یا ملت پشت کوهی فرض کردی ؟ اگه هنوز موضوع پایان نامه نداری استاد راهنما از کجا در آوردی ؟ موضوع پایان نامتو استاد نباید بده ، خودت باید ارائه کنی
اگر سازمانهای فراوانی که برای کارهای مختلفی ایجاد شده اند، به وظایفشون عمل کنن، چنین مشکلاتی رو نخواهیم داشت و کشور رو به پیشرفت میشود.
این نظام اموزشی که فعلا حاکم است درتمام سطوح ورشته ها کمترین بازده را ندارد چون تا کنون کسی نیامده بطور جدی توضیح دهد که هدف از ارائه این طرح درس چه منظور وچه بازدهی مد نظر است حتی خود استادان کمترین تجربه کار عملی را ندار نند حتی مشاوران و راهنمایان تحصیلی . بعنوان مثال یک مهندس ریخته گری یا متالوژی اگر در ابتدای تحصیل اطلاعات و تجربه عملی او کمتر از یک تکنسین کار گاه ریخته گری نباشد قطعا از اموخته ها ی تئوریک هیچ بهره ای نخواهد برد چون تسلط ندارد بنابراین هیچ گونه ارتباط هم با استاد ندارد بنابراین استاد در این گونه کلاس ها کارش اگر اسان تر از یک دبیر دبیر ستان نباشد مشکلتر هم نیست لااقل از نظر محتوای درس . چون دانشجو در جای خودش ننشسته که انچنا استاد را به چالش بکشد که رب نوع خود را یاد کند
یله متاسفانه در رشته های فنی مهندسی وضع خیلی بدتر ، اکثر اساتید با مدرک دکترا شاید واقعا هیچ تجربه کار در صنعت نداشته اند و صرفا به تدریس دروس و آموزش مشغول اند.
تو حرف زدن و نوشتن مقاله رقیب نداریم ولی در عمل هیچ چی نیستیم !
بابا من آدم میشناسم دانشجوی ارشد مکانیکه دستگاه دو معادله دو مجهول بلد نیست حل کنه به لطف پدیده ای به نام تکمیل ظرفیت!
اونوقت شما میگی پایان نامه؟!
تو دانشگاه .... دویست تایی داریم ازشون!
من ارشد مكانيك ميشناسم بلد نبود بنويسه فراهاني به جان خودم راس ميگم
وقتی اساتید فقط به فکر مقاله در آوردن از کار دانشجو هستند و فقط موضوعات تئوری رو می دن که فردا بتونن چندتا مقاله از توش دربیارن.
و به قول شما حمایت ها مخصوص خواص و کار بقیه کشک، جزیره که چه عرض کنم شبیه یه سیاره دور دست هست.
اره واقعا دکترا ته تهش میشی استاد دانشگاه... مقاله بازی و...
جانا سخن از زبان ما میگویی...
....
وقتی دانشگاه ما ..... میاد به جای ظرفیت 40 ارشد 180 تا میگیره به جای 4 تا دکتری 40 میگیره بدون برنامه ریزی برای خروجی که بماند بدون برنامه ریزی استاد و کلاس و... چه انتظاریه!!! یسری سودجو هم میاند کارای پایان نامه اینا رو انجام میدند خدا به 20 یا 30 سال بعد رحم کنه که اینا نخبه کشور و مسئول جایی می شند...یه مشت بی سواد!!!
پایان نامه ها رو باید باهاش لبو خرید
بستگی داره از کجا مدرکت رو بگیری داداش!
چرا فحش می دی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارزش لبو بیشتر از پایان نامه است.
به لبو بی احترامی نکن !
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.