آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
3021بازدید

هنر وارونه کردن مفاهيم

دکتر مهدی قمشی

هنر وارونه کردن مفاهيم
به نظر مي‌رسد ما ايرانيان به خاطر نوع فرهنگمان، بيشترين سوء استفاده را از مفاهيم و بار معنايي كلمات و جملات داشته‌ايم. منظورم اين است که به راحتي معناي کلمات يا جملات روشن و مبرهن را بر هم مي‌زنيم و مفهوم معکوس را جانشين آن مي‌کنيم و در اين ميان، چه بسا خود را پاسدار واقعي بار معنايي آن کلمات و مفاهيم نيز بدانيم.

بگذاريد مسأله را با نقل واقعيتي آغاز کنم. بي‌شک، آيت الله محمد تقي شيخ شوشتري، يکي از مجتهدان و محققان بنام حوزه در دوره معاصر است که تأليفات بسياري درباره علوم اسلامي از وي در دسترس است. اين عالم رباني که در شهر شوشتر زندگي مي‌کرد تا چند سال پيش در قيد حيات بود و از احترام بسياري در ميان مردم خوزستان و علماي حوزه علميه قم برخوردار بود. وي بسيار ساده مي‌زيست و حدود هشت سال پيش در سن صد سالگي به رحمت ايزدي پيوست.
دوستداران و علاقه‌مندان و مقلدان وي که به جايگاه رفيع اين عالم و محقق آگاهي داشتند، در روز تدفين ايشان آماده بودند تا در مکاني که ايشان به خاک سپرده مي‌شود، بارگاه و ضريحي شايسته بسازند، اما با خواندن وصيت‌نامه آن مرحوم، مشخص شد که وي وصيت کرده است تا پس از مرگ، مزار ايشان در فضاي باز انتخاب شده و بالاي مزار نيز محصور نشده و به هواي آزاد مرتبط باشد.

منظور آن مرحوم از جملات به کار برده شده در وصيت‌نامه، کاملا روشن بود و عمل به وصيت‌نامه نيز ناگريز؛ بنابراين، آناني که منتظر ساختن بارگاه و ضريح بودند، به نظر مي‌رسيد دستشان خالي است و با اين وصيت، تمايل قلبي‌شان را بايد کنار مي‌گذاشتند.

اما قضيه بدان شکل که تصور مي‌شد پيش نرفت. در آغاز، عده‌اي پبشنهاد کردند براي جلوگيري از ازدحام و محصور شدن مکان، دور مکان مقبره را ديوار کشي کنند، اما براي رعايت مفاد وصيت‌نامه، بالاي آن را کاملا باز بگذارند و اين کار را انجام دادند. پس از مدتي، برخي براي حفظ نظافت و پاکيزگي مقبره، پيشنهاد کردند که بالاي مقبره را ببندند ولي براي حفظ وصيت‌نامه، تنها بخشي از سقف را که بالاي مقبره است، باز بگذارند تا انجام وصيت‌نامه دچار اشکال نشود.
خلاصه نشان به اين نشان که اکنون مقبره آن مرحوم به بارگاه نسبتاً بزرگي تبديل شده و داراي ضريح نيز هست، به گونه‌اي که اگر کسي سراغ نحوه اجراي آن بخش از وصيت‌نامه مرحوم را بگيرد، حتي متوليان آن بارگاه نمي‌توانند آن مجرايي را که بالاي مقبره قرار بود باز بماند (تا دليلي بر عمل به وصيت‌نامه باشد) به آساني به وي نشان دهند.

منظورم از نقل اين داستان، بيان اين است که آن مرحوم با کلمات فارسي که بار معنايي واضحي دارند، تلاش کرده است تا دوستداران خود را از ساختن بارگاه و ضريح منصرف کند، اما امثال من و شما، بدون توجه به نظر قلبي آن مرحوم، جمله وصيت‌نامه را به گونه‌اي چرخانده‌ايم که اگر آن مرحوم در وصيت‌نامه خود آن جملات را به کار نمي‌برد، هيچ تغييري در وضعيت کنوني مقبره مرحوم پيش نمي‌آمد.

متأسفانه، اين گونه بازي با بار معنايي کلمات به ويژه در مسائل سياسي و اجتماعي، در ميان ما کم نيست و در طول دوران پس از انقلاب بسيار از آنان استفاده کرده‌ايم. مثلاٌ توجه کنيد به کلمات آزادي، جمهوريت، حقوق مردم، حقوق زنان، حقوق اقوام، عدالت، رأي مردم و ... کلماتي که بزرگان و رهبران فکري انقلاب شکوهمند ما مانند امام و مطهري‌ها و بهشتي‌ها پيش از پيروزي و در دوران اوليه تشکيل نظام جمهوري اسلامي، سعي در تدقيق آنها داشته‌اند و تا اندازه بسياري نيز با گفتار و کردار خود، در نهادينه کردن آنها کوشيده‌اند.
همه کلماتي که در بالا به آنها اشاره شد، از اهداف اصلي انقلاب بوده و از بار معنايي معين و مشخصي برخوردارند که به ظاهر و به اين سادگي، واژگون کردن آنها نبايد امکان‌پذير باشد، اما متأسفانه اين کار در بيشتر موارد صورت گرفته است.

آناني که مانند نگارنده، شعارهاي زمان انقلاب و سخنان پيشواي انقلاب و متفکران و تدوين کنندگان چارچوب نظام را به ياد دارند، اکنون مي‌توانند دريابند که در عمل، چه بر سر کلمه زيباي آزادي آورده‌ايم و چگونه با ادعاي حمايت از آزادي، بستن روزنامه‌هاي منتقد و يا محدود کردن و حذف افراد با انديشه‌ها و نگرش‌هاي متفاوت، به امري عادي تبديل شده است و در همين حال، خود را مدافع آزادي در سراسر دنيا نيز قلمداد مي‌‌کنيم.

درباره حقوق زنان ما بارها ادعا کرده‌ايم در نظام جمهوري اسلامي، بيشترين ارزش‌ها به آنان برگردانده شده و زنان از حقوقي برابر مردان برخوردار شده‌اند، اما آيا قوانين مرتبط با حقوق زنان در همين راستا بوده است و آيا زنان توانسته‌اند به حقوقي حداقلي در زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي برخوردار شوند؟
در مورد بار معنايي حقوق اقوام و اديان ديگر و جايگاه رأي مردم که بارها از سوي حضرت امام بر آن تأکيد شده، مي‌بينيم که عده‌اي چگونه سعي در وارونه نشان دادن آن دارند و مي‌‌کوشند نظرات صريح امام را وارونه کنند.

از اين نيز که بگذريم، خطر اصلي‌تر در اين است که هنر وارونه كردن مفاهيم با فشارهاي اين و آن، رفته رفته به جمهوريت نظام نيز برسد و در حوزه‌هايي که مردم حق انتخاب دارند، تنگ نظري و دست چيني اعمال شود. زمزمه‌ها و فشارها و تهديدهاي بعضي كوته‌بينان براي از ميدان به در كردن برخي از كانديدا‌هاي مهم رياست جمهوري و يا تشويق نهادهاي حافظ قانون به حذف آنها، نگراني‌ها و واهمه‌ها را جدي کرده است؛ بنابراين، در اين موقعيت حساس، دفاع از مشخصات جمهوريت نظام، وظيفه همه نهادها و دستگاه‌هاست و هشياري همه را مي‌طلبد.
جمهوريت در کنار اسلاميت، مشخصه اصلي اين نظام است و بايد مستحكم و پايدار پاسداري شود و نبايد تنگ‌نظري‌ها، آن را مانند آن سوراخي كند که بايد در بالاي مقبره مرحوم شيخ شوشتري به دنبال آن گشت تا احتمالاٌ اثري از آن يافت.
 
• استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ۱۴:۵۲

درود براین استاد دانشمند که به این زیبایی حق مطلب را ادا کردند . ای کاش گوش شنوایی وجود داشته باشد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ۲۲:۰۲

در پاسخ به کسی که این استاد ارجمند را با بنی صدر مقایسه کردند بگویید چه خوب می شود اگر یک مقدار ظرفیت دو کلام حرف حساب شنیدن خودمان را با لا ببر یم واز قعر چاه کمی بیرون بیاییم تا نور آفتاب را ببینیم وبیخود بر چسب اتهام به کسی نزنیم واقعا برای این نوع افکار باید افسوس خورد که حتی توان شنیدن یک واقعیت از هزاران واقعیت فراموش شده را ندارند آزادی مظلومانه ترین مفهوم تاریخ ایران وایرانی است

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ۱۸:۱۸

در اسلام براي هر چيزي حكم نداريم برخي چيزها بايد با خرد جمعي حل شود.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ۱۵:۰۴

به اميد روزي كه دانشگاههاي ما مبدا تحول باشند واساتيد دانشگاهي پيش قراولان اين تحول.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۷ ۰۷:۵۸

Dr ghomeshi yeki az asatide bename az nazare siyasi va farhangi mibashad...moteasefane edeie kootah bin ke shenakhti az masaele siyasi nadarand say dar badnam kardan ishan darand...ey kash amsale ghomeshi va ghomeshi ha dar keshvar bishtar bood...ya hagh

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۶ ۲۱:۴۸

dar javabe kasi ke gofte jenabe ostad too tadrise mekanik nemooni hastan vali too omoori siasi....bayad begam ostad too omoori siasi ham fogholade hastan va didgahashoon tahsin bar angize.man shoma ro vaghean ghabool daram ostad.lotfan baz ham az in maghalehaye bor bar ke dar eyne sadegi por mana hast benevisid ,mamnoon.khoobe ma adama yekam ensaf dashte bashim!

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۶ ۱۳:۴۸

خیلی جالب بود..آدم را یاد "مدارس غیرانتفاعی" و "موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی" (نوع چندم؟!) می اندازد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۲۳:۴۸

یکی به ما بگو ید معنای آزادی چیست؟مگرنه اینکه خدا انسانها را آزاد آفریده است؟ مگر نه اینکه وجه تمایز انسان با سایر مخلوقات در قوه اختیار وتکلم نهاده شده است؟حال اگر این دو حسن را از انسانیت انسانها جدا کنند با چه ابزاری باید اختلاف خود رابیان کنیم فقط با چهره انسانی و نه با عقلانیت وخرد انسانیت؟ بیایید برای لحظاتی هم پرنده خیال خود را رها کنیم تا انسان آزاد ومتکلم وخرد اندیش را آنگونه که شایسته انسانیت اوست ببینیم و یک چارچوب برای آن قایل شو یم و نام آن را قانون اساسی بنامیم تا حریم دیگران محفوظ بماند و بیایید خیال خود را باور کنیم و باور کنیم که ایرانی هم می تواند جمهوری اسلامی به معنی واقعی کلمه داشته باشد

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۲۳:۱۰

آقا ما هنوز ربط اين دو كلمه را نفهميديم. اسلاميت و جمهوريت نظام. آخر چه ارتباطي بين جمهوري و اسلامي است. در اسلام ما براي هر مسئله اي حكم داريم و در جمهوري نظر اكثريت ارجح است. حتي ممكن است نظر اكثريت بر خلاف مسائل شرعي باشد. پس چگونه حكومتي مي تواند هم جمهوري باشد و هم اسلامي در حالي كه طبق فرمايشات آقايان اسلام براي تمامي امور مردم حكم و دستور دارد؟ لااقل بيايد با خود روراست باشيم

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۲۲:۳۷

salam va tashakor.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۶:۴۹

درود بر دکتر قمشی که به سادگی و در عین حال پر مغز مطلب را بیان کردند

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۳:۵۹

استاد قمشی تو تدریس مکانیک سیالات واقعا نمونه هستن ولی فکر نمیکنم تو امور سیاسی محلی از اعراب داشته باشند.
میدونم این نظر هم میره تو بایگانی تابناک

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۳:۳۰

واقعاً که استادی ،جانا سخن از زبان ما می گویی، مسئولین کشور یک گوش را در کرده اند دیگری را دروازه فکر کنم در خلوت خود به همه آنانی که از سوز دل حر فهای خود را منتشر می کنند می خندند که تو هر چه دل تنگ می خواهد بگو اما ما هم هر کاری را دوست داریم می کنیم واقعاً این معنای مردم سالاری است؟؟؟؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۳:۱۸

جالب است که با نزدیک شدن به انتخابات اجازه انتقاد از دولت هم راحت تر شده خوب این هم از نوع تبلیغات غیر مستقیمه

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۲:۵۶

استاد ارجمند شوشتر و شوشتري با مثل معرفي كردي، خوب چرا از بيكاري وبي آبي ، آلودگي محيط زيست و خشكي رودخانه و ميزان فقر و نرخ بالاي گراني و كاهش آمار ازدواج و افزايش طلاق و تكثر زندان و ازياد زنداني ها و ......بلاخره در جمع از سر درگمي مردم خوزستان مثال نياوردي؟ نكند شما نيز هوس كردي جهاني و فرامرزي شوي؟!

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۲:۱۱

ظاهراايشان اززبان نهادهاي حقوق بشري استكباري سخن ميرانند كه كل دستاوردهاي نظام اسلامي را زير سئوال مي برند يا بني صدري ديگرند كه مثل او موضع دارن . انتقاد ازدولت باسمپاشي فرق دارد واقعا مواضع امام رض را فراموش كرده اند . درحقيقت چشممان به تابناك روشن . مبارك است . البته ضما جرئت نشان دادن اين هارا نداريد . خدا عاقبتتان را بخير كناد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۰:۵۹

نظر مربوط به حقوق زنان را قبول ندارم. یعنی چه.... مثلا باید حقوق زنان چی باشد که شما بگویید رعایت شده است؟

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۱۰:۳۲

بحث بر سر "آزادي" ، اين مظلوم ترين واژه ي تاريخ ، سر دراز دارد.
روزنامه كيهان به تاريخ 26 ديماه سال 1357 سخني از امام امت (ره) نقل كرد كه جالب بود(در همان صفحه ي معروف كه با تيتر بزرگ نوشته شده بود : شاه رفت)ايشان گفته بودند در صورت عدم توطئه، ماركسيست ها در ابراز عقيده آزادند.
و همين طور هم بود اما همان يكي دوسال اول انقلاب. يعني يك آزادي بيان صدردصد واقعي براي همه.
اما پس از مدتي نظام فهميد كه اين آزادي بيان نيست بلكه فقط راهي است در اختيار سلطه ي رسانه اي غرب و شرق تا بتواند مخ جوانان را بشويد. به همين دليل روش عوض شد و محدوديت به وجود آمد تا حداقل خودي ها هم بتوانند حرف خودشان را با گوش ديگران برسانند. يعني لااقل يك تعادلي برقرار شود. اما حالا چي؟ متاسفانه افراط شده است....

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۰۹:۱۲

باسمه تعالي. احسنت به اين استاد فرهيخته كه با درج اين مثال روشن از ماجراي مقبره شيخ شوشتري(عليه الرحمه) مطلب مورد نظر خود را در خصوص يك مشكل اساسي كشور در شرايط كنوني،به خوبي و زيبايي بيان نمودند. خداوند ايشان و امثال ايشان را حفظ نمايد.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۵ ۰۲:۰۷

گویا خبرهایی است و عاقلان دست به کار شده اند تا نا اهلان را پس بزنند. اگر این کار انجام شود و همه عاقلان و مصلحان و خیرخواهان دست به کار شوند، ما انقلابیون قدیمی هم که فعلاً در قهر و زجر هستیم باز می گردیدم و بی هیچ انتظاری کمک خواهیم کرد. همانطور که 8 سال دفاع مقدس را در بی توقعی کامل سپری کردیم. من سالهاست که در زجر روحی زندگی می کنم و همیشه از خود می پرسم: چرا منی که از روز اول انقلاب در همه جا بودم و هشت سال جنگ نیز یا در جنگ بودم و یا در پشت جبهه، امروز به کناری رانده شده ام و دارم می پوسم؟! هیچ وقت یادم نمی رود که 10 سال پیش مرا که نشان جنگ همه جای بدنم است، محترمانه ...... بیرون کردند. آن هم به جرم حمایت از خاتمی. مطمئناً اگر میدان را باز بگذارند، فرزندان اصیل انقلاب بازخواهند گشت. به امید آن روز، در غیر اینصورت: وای اگر از پس امروز بود فردایی.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۲۱:۴۹

آیا این سایت از آزادی نظرات کاربران این مقاله استقبال می کند.
سالهاست شیوه نقد وبررسی در مورد عملکرد مسئولان منسوخ شده است.آیا ارزشهای فرهنگی جامعه همان دغدغه های اول انقلاب است?و صدها آیای دیگر.
ممنون از شما که به این مشکلات جامعه توجه دارید.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۲۰:۵۵

واقعا که حرف دل نوشته ای

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۲۰:۱۲

افرین به این مقالات پربار ادامه دهید.
سپاسگزاریم

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۲۰:۰۳

استقلال اگر با آزادی همگام نباشد ارزشی ندارد وحاصل آن بغیر از رکود اجتماعی و سیاسی یک مملکت هیچ چیز دیگری نیست. مثال: کره شمالی هم کشوری است مستقل ولی در انقباض فرهنگی

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۱۹:۰۳

اعمال زور در معادلات سیاسی کشور از طریق عناصر معروف به خودسر ولی در واقع عامل افکار متجاوز به حقوق مردم ، باعث انحراف در اهداف انقلاب اسلامی از جمله آزادی و جمهوریت اسلامی می شود . اگر کسانی افکار خود را بحق می دانند می بایستی بتوانند از طریق استدلال و روشنگری مردم را همراه خود نمایند وگرنه اگر بخواهند روشهای دیگری را بکار ببندند با گروههای وهابی که در کشور پاکستان توسط افراد خودسر انتحاری آنگونه با شیعیان می کنند چه فرقی دارند .

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۱۸:۱۵

خیلی خوب بود. اما کو گوش شنوا.
حکایت انقلاب آدمو یاد فیلم زاپاتا میندازه.اول فیلم عده ای دهقان رفته بودن پیش حاکم منطقه برای اعتراض. بین اونها یکی از همه بهتر و محکمتر حرف میزد. حاکم نظرش به اون جلب شد و اسمش را پرسید.طرف جواب داد "زاپاتا"- "امیلیانو زاپاتا". حاکم هم دور اسم زاپاتا در لیستی که بهش داده بودند خط کشید. در انتهای فیلم که زاپاتا جای حاکم را گرفته بودصحنه ای بود که نشان میداد عده از دهقانان برای اعتراض به خاطر رفتار های برادر زاپاتا نزد او رفته بودند. یکی از اونا خیلی بهتر و محکمتر حرف میزد. زاپاتا اسمش را پرسید و خواست که دور اسم اون خطی بکشد. اما ناگهان یاد روز های اول مبارزه خود افتاد......

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۱۸:۰۸

احسنت بر این استاد فرهیخته و روشن بین.

ناشناس۱۳۸۷/۱۲/۱۴ ۱۷:۲۱

درست مثل تابناکی ها که نظر خواننده ها را هر طور که دوست دارد کم و نقطه چین می کند که درست معنایی برعکس آنچه نوشته بود برداشت شود

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.