پایان فرار شیطان در پردیس
جوان شیطان صفت که به خاطر شکنجههای سیاه دختری جوان فراری بود 5 ماه در خودرویش میخوابید تا زندگی زیرزمینیاش لو نرود.
به گزارش ایران، آبان ماه سال گذشته دختر جوانی با مراجعه به دادسرای شهر پردیس از جوان شروری که وی را بارها تحت شکنجه سیاه قرار داده بود شکایت کرد.
دختر جوان که ادعا کرد از دست رفتارهای تهدیدآمیز جوانی به نام «امیر» به ستوه آمده است به بازپرس گفت: مدتی پیش به طور اتفاقی با این جوان که در پردیس کیوسک سیگار فروشی دارد آشنا شد.
وی ادعا میکرد قصد ازدواج با من را دارد و پس از گذشت چندین هفته با فریبکاری مرا به خانهاش کشاند و نقشه سیاهش را به اجرا گذاشت.
وی در ادامه افزود: امیر وقتی مرا اذیت و آزار کرد با تهدید گفت فیلمی از من تهیه کرده است و اگر چیزی به کسی بگویم با انتشار آن آبرویم را میبرد و بنابراین با تهدیداتش چندین بار دیگر مرا مورد شکنجه قرار داد. از نظر روحی به هم ریخته بودم و سعی کردم خودم را از دیدش پنهان کنم ولی هنگامی که متوجه شدم وی دست بردار نیست از این جوان به عنوان اینکه مزاحمم میشود شکایت کردم.
دختر جوان گفت: مدتی خبری از امیر نشد تا اینکه وی به من زنگ زد و گفت اگر از شکایتم صرفنظر کنم دست از سرم بر میدارد. وقتی دیدم چارهای جز این کار ندارم به دادسرا آمدم و شکایتم را پس گرفتم.
دختر با آشفتگی افزود: با گذشت یک ماه دوباره سروکله جوان شرور پیدا شد و با چربزبانی از من خواست با وی ملاقات کنم. وقتی سوار خودرویش شدم وی مرا با تهدید چاقو به یک کارگاه چوببری در ورامین برد و باز سناریوی سیاهش را به اجرا گذاشت. مرد جوان دیگری که پسرعمهاش بود نیز از این صحنهها فیلمبرداری کرد و روز بعد در حالی که وضعیت جسمانی و ظاهری نامناسبی داشتم مرا در محلهمان رها کرد.
با ادعاهای هولناک دختر جوان، دادستان پردیس مأموریت ویژهای به پلیس داد تا جوان شیطانصفت را دستگیر کنند.
بدین ترتیب با سرپرستی سرهنگ «مهیار رستگاری»، رئیس پلیس پردیس چند تیم برای دستگیری امیر وارد عمل شدند ولی تلاشهای آنان در ابتدا به در بسته خورد زیرا تجسسهای میدانی نشان میداد وی مخفیگاه خود را تغییر داده و به شهر دیگری فرار کرده است.
همچنان که مأموران به دنبال سرنخی از جوان شرور بودند دختر جوانی با تماسی ادعا کرد که امیر به مقابل خانهشان آمده و با تهدید قمه وی را سوار کرده و قصد داشته وی را به ورامین ببرد که این دختر با استفاده از موقعیت مناسب خودش را از خودرو بیرون انداخته و با فرار به یکی از مجتمعهای مسکونی پردیس خود را از دست مرد شیطانصفت نجات داده است.
کارآگاهان که با فرار جوان مزاحم روبهرو شده بودند در تجسسهایشان پی بردند وی برای اینکه شناسایی نشود نیمههای شب به پردیس رفت و آمد داشته و ردی نیز از خود برجای نمیگذارد.
با گذشت چندین ماه و به دست نیامدن هیچ سرنخی از شیطان فراری، اردیبهشت ماه سال جاری ماجرای حمله به دختر جوانی و زخمی شدن وی به پلیس گزارش شد و مأموران با مراجعه به محل حادثه دریافتند دختر زخمی همان کسی است که بارها توسط امیر تهدید شده بود.
این دختر که از ناحیه دست و صورت زخمی شده بود روی تخت بیمارستان به پلیس گفت: من با دوستم در پارک بودیم تا اینکه امیر به موبایلم زنگ زد. جوابش را ندادم و میترسیدم وی مرا دیده باشد. بنابراین به آژانس زنگ زدم تا از آنجا به خانه بروم، وقتی ماشین آمد و میخواستم سوار شوم، امیر را پیش روی خودم دیدم. از ترس نمیدانستم چه کاری انجام بدهم.
وی با ناسزاگویی مرا زیر مشت و لگد گرفت و با قمهای که از زیر لباسش بیرون آورد چند ضربهای به من زد و سوار خودرویش شده و فرار کرد.
بدین ترتیب تیمهای اطلاعاتی پلیس تجسسهای خود را فراتر از منطقه به کار گرفته و مخفیگاههای احتمالی وی را زیر نظر گرفتند تا اینکه دریافتند امیر این بار با یک موتور هوندا به پردیس بازگشته است.
تیم ویژهای از پلیس امنیت و اطلاعات با یک خودروی 206 به نزدیکی میدان ترهبار رفتند تا اینکه امیر ردیابی شد و هنگامی که میخواستند برای دستگیری جوان شیطانصفت وارد عمل شوند وی با موتور فرار کرده و با ویراژهای زیگزاگ همه را به مخاطره انداخت.
مأموران با دستور ایست از امیر خواستند تا کنار خیابان توقف کند ولی وی که قصد تسلیم شدن نداشت حتی با شلیک هوایی پلیس اعتنایی به این دستورات نکرد. امیر با موتورش به جاده قدیم پردیس فرار کرد و مأموران نیز لحظه به لحظه به تعقیب وی میپرداختند تا اینکه موفق شدند امیر را از مسیر جاده منحرف کنند. جوان شرور با رهاکردن موتورش، این بار با پای پیاده به بیابان گریخت و با پرتاب سنگ به سوی پلیس قصد منصرف کردن آنان را داشت و حتی یکی از مأموران را نیز زخمی کرد.
جوان تبهکار قصد تسلیم شدن نداشت و پلیس در آستانه از دست دادن تنها موقعیت طلایی خود قرار داشت تا اینکه یکی از مأموران با شلیک نتیجهبخش موفق به زمینگیر کردن وی شد.
سرانجام تلاش شبانهروزی پلیس پس از 6 ماه نتیجه داد و جوان شرور به ایستگاه آخرش رسید و در بازجوییها و روبهرو شدن با طعمهاش لب به حقیقت گشود و به شکنجههای سریالیاش اعتراف کرد.
سرهنگ «مهیار رستگاری» رئیس پلیس شهر پردیس گفت: جوان شیطانصفت یکی از اشرار سرشناس پردیس است که چند سال پیش نیز به اتهام فریب دختر جوانی در تهران توسط پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بازداشت شده بود.
وی افزود: این جوان شرور ماهها تحت تعقیب مأموران پلیس امنیت و اطلاعات پردیس بود و وی در طول این مدت در شهر حاشیهای تهران زندگی زیرزمینی داشت و در بازجوییها ادعا کرده چندین ماه در خودرویش زندگی کرده است.
رئیس پلیس پردیس گفت: مأموران ما موفق شدند وی را ساعت 7 غروب 18 خردادماه سال جاری و در یک تعقیب و گریز خطرناک و پراسترس دستگیر کنند.
سرهنگ رستگاری گفت: پلیس به هیچ هنجارشکنی اجازه نمیدهد تا جان و مال و ناموس مردم را به خطر بیندازد و با این گونه تبهکاران بشدت برخورد میکند و از سوی دیگر دستگاه قضایی نیز برخورد قانونمندی با آنان خواهد داشت.
سرهنگ رستگاری در پایان گفت: با دستور دادستان شهر پردیس رسیدگی به این پرونده به صورت ویژه در دستور کار مأموران پلیس امنیت و اطلاعات قرار دارد و از کسانی که از این شرور شکایتی دارند دعوت میشود برای طرح شکایت به پلیس یا دادسرای پردیس مراجعه کنند.
گفتوگو با شرور شیطانصفت
دستبند و پابند خورده کنار دیوار ایستاده و انگار از همه طلبکار است. خونسردانه رفتار میکند و میگوید «من کاری نکردهام».
ادعا میکند ترسی از مرگ ندارد و بالاخره همه یک روز میمیرند و اگر هم اعدام شود اتفاق خاصی رخ نمیدهد و وی هیچگاه از مرگ نمیترسد.
چند ساله هستی؟
27 ساله.
سابقه داری؟
نه. چند روزی در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران به اتهام فریب دختری جوان برای فرار بازداشت بودم که وی نیز رضایت داد.
چه شغلی داری؟
کیوسک سیگارفروشی دارم. گاهی هم با وانت کار میکنم.
با دختر جوانی که از تو شکایت دارد چگونه آشنا شدی؟
یک روز به مقابل کیوسک آمد تا کارت تلفن بخرد که شمارهاش را گرفتم و با هم دوست شدیم.
به همین سادگی؟
بله، همان روز زنگ زدم و با هم صحبت کردیم.
دختر جوان میگوید وی را فریب دادهای؟
نه، فریب ندادهام. من به وی علاقهمند هستم و میخواستم با او ازدواج کنم، الان هم اگر رضایت بدهد ازدواج میکنیم.
از چه زمانی فهمیدی تحت تعقیب پلیس هستی؟
از 6 ماه پیش که فهمیدم مریم از من شکایت کرده است.
چرا خودت را تسلیم نکردی؟
خانوادهام فهمیدند پلیس به دنبالم است و من مریم را به ورامین بردهام، گفتند اگر بازداشت شوم 20 سال باید در زندان بمانم، بنابراین فرار کردم.
این مدت کجا زندگی میکردی؟
یک ماه در خانه خاله، عمه و داییام رفتم ولی 5 ماه دیگر را در خودرویم میخوابیدم.
پول از کجا میآوری؟
11 میلیون تومان پول داشتم و در طول این مدت با آن زندگی ام را سپری میکردم.
چرا در طول این مدت باز مزاحم مریم شدی؟
من به شدت از دست وی ناراحت بودم. بنابراین میخواستم با تهدید مریم را مجبور کنم تا رضایت بدهد!
جای بخیه و چاقوهایی که روی صورت و بدنت است به چه خاطر است؟
بخشی متعلق به تصادف است، تعدادی هم به خاطر خودزنی!
خودزنی؟
بله، من کمی ناراحتی روحی و روانی دارم.
پدر هم داری؟
بله، بازنشسته است.
میداند دست به چنین کاری زدی؟
بله، خیلی ناراحت است.
هنگامی که پلیس به تو دستور ایست داد چرا توقف نکردی؟
ترسیده بودم و آنان با شلیک هوایی میخواستند هرطور شده مرا دستگیر کنند و من هم از ترس فرار میکردم.
چرا به سویشان سنگ پرتاب میکردی؟
ترسیده بودم.
به نظرت چه مجازاتی در انتظارت است؟
نمیدانم، زندان شاید هم اعدام.
از مرگ نمیترسی؟
برای چه بترسم! بالاخره یک روز میمیرم. چه فرقی میکند الان بمیرم یا 30 سال دیگر.
به گزارش ایران، آبان ماه سال گذشته دختر جوانی با مراجعه به دادسرای شهر پردیس از جوان شروری که وی را بارها تحت شکنجه سیاه قرار داده بود شکایت کرد.
دختر جوان که ادعا کرد از دست رفتارهای تهدیدآمیز جوانی به نام «امیر» به ستوه آمده است به بازپرس گفت: مدتی پیش به طور اتفاقی با این جوان که در پردیس کیوسک سیگار فروشی دارد آشنا شد.
وی ادعا میکرد قصد ازدواج با من را دارد و پس از گذشت چندین هفته با فریبکاری مرا به خانهاش کشاند و نقشه سیاهش را به اجرا گذاشت.
وی در ادامه افزود: امیر وقتی مرا اذیت و آزار کرد با تهدید گفت فیلمی از من تهیه کرده است و اگر چیزی به کسی بگویم با انتشار آن آبرویم را میبرد و بنابراین با تهدیداتش چندین بار دیگر مرا مورد شکنجه قرار داد. از نظر روحی به هم ریخته بودم و سعی کردم خودم را از دیدش پنهان کنم ولی هنگامی که متوجه شدم وی دست بردار نیست از این جوان به عنوان اینکه مزاحمم میشود شکایت کردم.
دختر جوان گفت: مدتی خبری از امیر نشد تا اینکه وی به من زنگ زد و گفت اگر از شکایتم صرفنظر کنم دست از سرم بر میدارد. وقتی دیدم چارهای جز این کار ندارم به دادسرا آمدم و شکایتم را پس گرفتم.
دختر با آشفتگی افزود: با گذشت یک ماه دوباره سروکله جوان شرور پیدا شد و با چربزبانی از من خواست با وی ملاقات کنم. وقتی سوار خودرویش شدم وی مرا با تهدید چاقو به یک کارگاه چوببری در ورامین برد و باز سناریوی سیاهش را به اجرا گذاشت. مرد جوان دیگری که پسرعمهاش بود نیز از این صحنهها فیلمبرداری کرد و روز بعد در حالی که وضعیت جسمانی و ظاهری نامناسبی داشتم مرا در محلهمان رها کرد.
با ادعاهای هولناک دختر جوان، دادستان پردیس مأموریت ویژهای به پلیس داد تا جوان شیطانصفت را دستگیر کنند.
بدین ترتیب با سرپرستی سرهنگ «مهیار رستگاری»، رئیس پلیس پردیس چند تیم برای دستگیری امیر وارد عمل شدند ولی تلاشهای آنان در ابتدا به در بسته خورد زیرا تجسسهای میدانی نشان میداد وی مخفیگاه خود را تغییر داده و به شهر دیگری فرار کرده است.
همچنان که مأموران به دنبال سرنخی از جوان شرور بودند دختر جوانی با تماسی ادعا کرد که امیر به مقابل خانهشان آمده و با تهدید قمه وی را سوار کرده و قصد داشته وی را به ورامین ببرد که این دختر با استفاده از موقعیت مناسب خودش را از خودرو بیرون انداخته و با فرار به یکی از مجتمعهای مسکونی پردیس خود را از دست مرد شیطانصفت نجات داده است.
کارآگاهان که با فرار جوان مزاحم روبهرو شده بودند در تجسسهایشان پی بردند وی برای اینکه شناسایی نشود نیمههای شب به پردیس رفت و آمد داشته و ردی نیز از خود برجای نمیگذارد.
با گذشت چندین ماه و به دست نیامدن هیچ سرنخی از شیطان فراری، اردیبهشت ماه سال جاری ماجرای حمله به دختر جوانی و زخمی شدن وی به پلیس گزارش شد و مأموران با مراجعه به محل حادثه دریافتند دختر زخمی همان کسی است که بارها توسط امیر تهدید شده بود.
این دختر که از ناحیه دست و صورت زخمی شده بود روی تخت بیمارستان به پلیس گفت: من با دوستم در پارک بودیم تا اینکه امیر به موبایلم زنگ زد. جوابش را ندادم و میترسیدم وی مرا دیده باشد. بنابراین به آژانس زنگ زدم تا از آنجا به خانه بروم، وقتی ماشین آمد و میخواستم سوار شوم، امیر را پیش روی خودم دیدم. از ترس نمیدانستم چه کاری انجام بدهم.
وی با ناسزاگویی مرا زیر مشت و لگد گرفت و با قمهای که از زیر لباسش بیرون آورد چند ضربهای به من زد و سوار خودرویش شده و فرار کرد.
بدین ترتیب تیمهای اطلاعاتی پلیس تجسسهای خود را فراتر از منطقه به کار گرفته و مخفیگاههای احتمالی وی را زیر نظر گرفتند تا اینکه دریافتند امیر این بار با یک موتور هوندا به پردیس بازگشته است.
تیم ویژهای از پلیس امنیت و اطلاعات با یک خودروی 206 به نزدیکی میدان ترهبار رفتند تا اینکه امیر ردیابی شد و هنگامی که میخواستند برای دستگیری جوان شیطانصفت وارد عمل شوند وی با موتور فرار کرده و با ویراژهای زیگزاگ همه را به مخاطره انداخت.
مأموران با دستور ایست از امیر خواستند تا کنار خیابان توقف کند ولی وی که قصد تسلیم شدن نداشت حتی با شلیک هوایی پلیس اعتنایی به این دستورات نکرد. امیر با موتورش به جاده قدیم پردیس فرار کرد و مأموران نیز لحظه به لحظه به تعقیب وی میپرداختند تا اینکه موفق شدند امیر را از مسیر جاده منحرف کنند. جوان شرور با رهاکردن موتورش، این بار با پای پیاده به بیابان گریخت و با پرتاب سنگ به سوی پلیس قصد منصرف کردن آنان را داشت و حتی یکی از مأموران را نیز زخمی کرد.
جوان تبهکار قصد تسلیم شدن نداشت و پلیس در آستانه از دست دادن تنها موقعیت طلایی خود قرار داشت تا اینکه یکی از مأموران با شلیک نتیجهبخش موفق به زمینگیر کردن وی شد.
سرانجام تلاش شبانهروزی پلیس پس از 6 ماه نتیجه داد و جوان شرور به ایستگاه آخرش رسید و در بازجوییها و روبهرو شدن با طعمهاش لب به حقیقت گشود و به شکنجههای سریالیاش اعتراف کرد.
سرهنگ «مهیار رستگاری» رئیس پلیس شهر پردیس گفت: جوان شیطانصفت یکی از اشرار سرشناس پردیس است که چند سال پیش نیز به اتهام فریب دختر جوانی در تهران توسط پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بازداشت شده بود.
وی افزود: این جوان شرور ماهها تحت تعقیب مأموران پلیس امنیت و اطلاعات پردیس بود و وی در طول این مدت در شهر حاشیهای تهران زندگی زیرزمینی داشت و در بازجوییها ادعا کرده چندین ماه در خودرویش زندگی کرده است.
رئیس پلیس پردیس گفت: مأموران ما موفق شدند وی را ساعت 7 غروب 18 خردادماه سال جاری و در یک تعقیب و گریز خطرناک و پراسترس دستگیر کنند.
سرهنگ رستگاری گفت: پلیس به هیچ هنجارشکنی اجازه نمیدهد تا جان و مال و ناموس مردم را به خطر بیندازد و با این گونه تبهکاران بشدت برخورد میکند و از سوی دیگر دستگاه قضایی نیز برخورد قانونمندی با آنان خواهد داشت.
سرهنگ رستگاری در پایان گفت: با دستور دادستان شهر پردیس رسیدگی به این پرونده به صورت ویژه در دستور کار مأموران پلیس امنیت و اطلاعات قرار دارد و از کسانی که از این شرور شکایتی دارند دعوت میشود برای طرح شکایت به پلیس یا دادسرای پردیس مراجعه کنند.
گفتوگو با شرور شیطانصفت
دستبند و پابند خورده کنار دیوار ایستاده و انگار از همه طلبکار است. خونسردانه رفتار میکند و میگوید «من کاری نکردهام».
ادعا میکند ترسی از مرگ ندارد و بالاخره همه یک روز میمیرند و اگر هم اعدام شود اتفاق خاصی رخ نمیدهد و وی هیچگاه از مرگ نمیترسد.
چند ساله هستی؟
27 ساله.
سابقه داری؟
نه. چند روزی در پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران به اتهام فریب دختری جوان برای فرار بازداشت بودم که وی نیز رضایت داد.
چه شغلی داری؟
کیوسک سیگارفروشی دارم. گاهی هم با وانت کار میکنم.
با دختر جوانی که از تو شکایت دارد چگونه آشنا شدی؟
یک روز به مقابل کیوسک آمد تا کارت تلفن بخرد که شمارهاش را گرفتم و با هم دوست شدیم.
به همین سادگی؟
بله، همان روز زنگ زدم و با هم صحبت کردیم.
دختر جوان میگوید وی را فریب دادهای؟
نه، فریب ندادهام. من به وی علاقهمند هستم و میخواستم با او ازدواج کنم، الان هم اگر رضایت بدهد ازدواج میکنیم.
از چه زمانی فهمیدی تحت تعقیب پلیس هستی؟
از 6 ماه پیش که فهمیدم مریم از من شکایت کرده است.
چرا خودت را تسلیم نکردی؟
خانوادهام فهمیدند پلیس به دنبالم است و من مریم را به ورامین بردهام، گفتند اگر بازداشت شوم 20 سال باید در زندان بمانم، بنابراین فرار کردم.
این مدت کجا زندگی میکردی؟
یک ماه در خانه خاله، عمه و داییام رفتم ولی 5 ماه دیگر را در خودرویم میخوابیدم.
پول از کجا میآوری؟
11 میلیون تومان پول داشتم و در طول این مدت با آن زندگی ام را سپری میکردم.
چرا در طول این مدت باز مزاحم مریم شدی؟
من به شدت از دست وی ناراحت بودم. بنابراین میخواستم با تهدید مریم را مجبور کنم تا رضایت بدهد!
جای بخیه و چاقوهایی که روی صورت و بدنت است به چه خاطر است؟
بخشی متعلق به تصادف است، تعدادی هم به خاطر خودزنی!
خودزنی؟
بله، من کمی ناراحتی روحی و روانی دارم.
پدر هم داری؟
بله، بازنشسته است.
میداند دست به چنین کاری زدی؟
بله، خیلی ناراحت است.
هنگامی که پلیس به تو دستور ایست داد چرا توقف نکردی؟
ترسیده بودم و آنان با شلیک هوایی میخواستند هرطور شده مرا دستگیر کنند و من هم از ترس فرار میکردم.
چرا به سویشان سنگ پرتاب میکردی؟
ترسیده بودم.
به نظرت چه مجازاتی در انتظارت است؟
نمیدانم، زندان شاید هم اعدام.
از مرگ نمیترسی؟
برای چه بترسم! بالاخره یک روز میمیرم. چه فرقی میکند الان بمیرم یا 30 سال دیگر.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این پسر روانی بوده بی شک !
دختر هم بی تقصیر نبوده ..
واقعاواسه این دخترای ساده متاسافم
خانواده ی این پسر از همه بیشتر مقصر هستن-شما وقتی میبینید پسرتان اینقدر بیماری روانیش شدیده که خودزنی میکنه چرا نمیبریدش پیش روانپزشک که درمان بشه؟؟؟؟ چرااین فرد رو رها میکیند توی جامعه؟؟؟ شما شرف و وجدان ندارید؟؟؟؟
یارب نظر تو برنگردد
واقعا
اين جور آدمها بايد مثل سگي كه وسط خيابون زير چرخهاي ماشين تيكه تيكه ميشن بميرن
اونطوری مردشم حال آدمو بهم میزه
کف خیابونو خونی میکنه
بعد از یک روز هم بو میگیره
باید بندازنش توی استخر اسید که حل بشه
دختره خودش مقصره چرابه نامحرم تلفنش راداده دل خودش میخواسته که پسره باهاش هرکاری بکنه .خاک برسرش بشه
موافقم. خیلی هم بی ادب بوده
همگی با هم تکرار کنید:
بد
بد
بد
شماها هرچی دوست دارید بنویسید اعدام اعدام ماه دیگه تو دکه اش داره از یک دختر دیگه شماره میگیره
نكته جالب اينكه با وجود شناخت پسره دوباره دختره گول چرب زبانيشو خورده...
قوه قضاییه در برخورد با این پست تر از حیوانات بر خورد ضعیف دارد . این کثافت باید سرنوشت چند نفر را به تباهی بکشد تا مجازات در حقش اعمال شود ؟؟؟؟ اگر به فوریت و در ملاء عام به دار آویخته شود باز دارندگی دارد شک نکنید
با اعدام این ... موافقم ، ولی در ملا عام ؟ نه
اون ملاء عام دیگه چه صیغه ایه! اعدام برایی این جانور حقه کم هم هست ولی ملاء عام لیاقت مردم ایران نیست
ما از راه شرعی به هر دری میزنیم برای ازدواج بن بسته
یکی وعده ازدواج هر بلایی سر هر دختری میخواد میاره
واقعا که
انشاءالله خدا مشکل امثال ما رو هم حل می کنه واسه اینه که شما سراغ هر دختری نمیری لابد
امير احمد اكبري اسبق عزيز اگه تو هم ميخواستي با همچين دخترايه ابله و بي هويتي ازدواج كني, تا حالا صدتا از اين زنا داشتي. پس ناراحت نباش.
بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد
سال دیگه ازاد میشه میره سراغ یکی دیگه
دختره احمق غلط کرده شماره داده بعدش خانه پسره هم رفته نمیدونست نباید خونه جوان تنها بره؟
پای چوبه دار اشکش در میاد .
اگه بشه به رفت وآمد عادت کرده
چون شاكي اول رضايت داد آزاد شد؟!!!
پس جنبه حقوق عمومي چه مي شود؟ اين چه قانوني است كه اگر شاكي رضايت داد مجرم آزاد شود.
علی جون بیا برزیل میبینمت عزیزم
من خيلي دوس دارم اين
اقا پيام از اراك روببينم بخدايعني يه چيزي درحد جام جهاني!!!!
اگر شاکی هم رضایت داده باشد .حداقلش اینست که اعتراف به زنا کرده.آیا زنا جرم نیست ومجازات ندارد.
خب باباااااااااااااااااااا
یک بار گفتی فهمیدیم
هی تکرار میکنه
چون شاكي اول رضايت داد آزاد شد؟!!!
پس جنبه حقوق عمومي چه مي شود؟ اين چه قانوني است كه اگر شاكي رضايت داد مجرم آزاد شود.
چون شاكي اول رضايت داد آزاد شد؟!!!
پس جنبه حقوق عمومي چه مي شود؟ اين چه قانوني است كه اگر شاكي رضايت داد مجرم آزاد شود.
اگر یک کیلیپ هپی ساخته بودند تو سه سوت دستگیر می شدند
محارب
خدا لعنتش کند امیدوارم دوباره این سگ هار را در جامعه رها نکنند و اعدامش کنند .
خانواده و عمه و خالی و دایی او هم مقصرند که اورا در خانه نگه داشتند . دست پدر و مادرش درد نکنه با این بچه بزرگ کردنشان .
آقای پیام از اراک منظورم فکری اساسی بود ولی متاسفانه بد تایپ شد.نه فکری به نظرم نمی رسد چون درمسند قضا نیستم اما خداکند قضات ما فکر اصلاح این اراذل را برای همیشه از سر به درکنند.
کاش شما در مسند غذا بودی
یعنی میشه
اگه میشد خیلی خوب میشد
پلیس وقتی میبینه متهم سابقه داره وبعد از انهمه مصیبت طرفرو پیدا کرده چرا برای متوقف کردنش از اسلحه استفاده نمیکنه واجازه میده سنگ به طرف پلیس پرتاب کنه
درسته. مجرمهای اینچنینی رو نباید بهشون مهلت داد. باید قبل از تعقیبش حکم تیرش رو از قاضی میگرفتن و به محض دیدنش به پاش شلیک میکردن. خدا رو شکر که گیر افتاد اما واقعا نزدیک بوده فرار کنه. اینها بشر نیستن که در موردشون به فکر حقوق بشر باشیم
ما باید یک چیز رو درک کنیم مجازات متخلف برای ایجاد نظم و امنیت است و نه لزوماً برای عدالت یعنی مجازات در همه موارد ممکن است نسبت به مجرم عادلانه نباشد ولی وضعیت عدالت را در کل و از نظر آماری بهتر میکند. این بابا ممکنه مقصر هم نباشه, بیماری روحی, وضعیت تربیتی, فقر فرهنگی یا ... ولی مجازات شدید نکردن این بابا یعنی افزایش موارد اینچنینی.
فقط و فقط اعدام. چون خیلی پست و رذل است دوباره برای دیگران دردسر درست می کند
6 ماه تلاش جالب بود
یه تیم حریف یه الف بچه نشدن در یک تعقیب هولناک پس از شش ماه آخرین شانس؟؟؟؟؟؟؟؟وااسفا
مطمئنی فقط "کمی" مشکل روحی و روانی داری؟
دخترک احمق . مقصر دختره هم بوده که گول پسره رو خورده
چرادفعه اول به پلیس نگفته.درسته واسه گرفتن حقت بایدهمش بدوی وآنگاه نتیجه ای هم نگیری ولی فکرنمیکنم مسئولین اینقدربی احساس وبی وجدان باشندکه اینجورپرونده هاروبراحتی ول کنند
دختره تاوان حماقتش رو داده اونم به بدترین شکل حالا شما نظرت اینه که این بابا رو ول کنیم بره دنبال یه احمق دیگه بگرده که بدبختش کنه؟!!
در اينكه اين شرور بايد اعدام بشه, حرفي نيست.
ولي مساله اينه دختره يا خيلي ابله بوده يا خودش ... كه تو همين اولين ديدار شمارشو داد, خونه پسره رفت, بارها با پسره رابطه داشت, شكايتشو پس گرفت و هزار و يك چيز ديگه. الله و اعلم!
این پسر باید اعدام بشه ولی در حماقت اون دختر هم شکی نیست، باور کنید میاد پای چوبه دار میگه اگه با من ازدواج کنی رضایت میدم
ميبخشيد اين دختره خانواده داشته نداشته حرفي درمورد شون نيست البته پيداست كه خانواده ن.......
منم دیگه خسته شدم دوست دارم بمیرم
ولی کار بدی نکردم تا حالا
صبر کنید
ناشناس 8:53 یه قولایی داده
اگه به قولش عمل نکرد بعد میمیرم
ناشناس جون یه خوبشو بگیر
از اونایی که کتک نمیزنن
بابا چرا مرگ تازه می خوام برات زن بگیرم بچه دار بشین بعد نوه بعد نتیجه اوووووووووووووو چقد برات آرزوهای شیرین داشتم ناامیدم کردی نا امید نباش بقول بابی ناامید شیطونه
عجب آدمای نامردییییییییییییی
بگو ناهار قرمه سبزی بدن منم میام مجلس ختمت اراک
پیام امیدوار باش برات خوبه .راستی وقتی مردی مراسم ختمت را دوست داری کجا برگزار کنیم؟
تو هم بايد اعدام بشي
هیییییییییییییی
بابی جون دست رو دلم نذار
چند وقته که پشت سر هم بدشانسی میارم
کلی به خودم امیدوار شدم
واسه مردنم چقدر مثبت گرفتم
نا اميد شيطونه ... چرا؟
شیطون جلوی این بابا کم آورده
وقتی افراد در زندگی بی هدف بار بیان به هر جهتی خیلی راحت میرم
آخه چرا دختران ما به این راحتی تن به دوستی میدن !!! چرا دخترها فکر میکنن که حتما باید ازدواج کنن و خودشون رو به هر آب و آتیشی میزنن تا ازدواج کنن آخه این طریقه آشنایی عاقلانه است که به ازدواج ختم شود ؟؟؟
دخترهای عزیز فکر نکنید ازدواج مساوی با خوشبختی هست.به خدا قسم اینطور نیست.اگر مورد خوب پیش اومد ازدواج کنید ولی اصراری هم بر ازدواج به هر قیمتی نداشته باشید.
مقصر اصلی این قضایا خانواده ها هستند که فرزندانشان را خوب تربیت نمی کنند و نتیجه آن احساس کمبود و کشیده شدن به بیراهه هاست
وقتی رفتی پای چوبه دار میبینیم میترسی یا نمیترسی! وحشی دیوانه!
ما ساکن پردیسیم زمان و مکان اعدام رو اعلام کنند ببینیم راست میگه که از مرگ و رفتن به درک نمی ترسه یا فقط ژسته و باور نداره که انتهای راهی که پیش گرفته طناب داره؟
تو رو خدا اینارو آزاد نکنید.خیلی خطرناکند.
خوب خیلی راحت اعدام را پذیرفته إإإإإإإإإإ و به نظر نمی آید اصلاح پذیر باشد بکری اساسی نمایید
منظورت یه فکر بکره؟
مینا جان شما فکری به نظرت میرسه؟
سرهنگ «مهیار رستگاری» رئیس پلیس شهر پردیس گفت: جوان شیطانصفت یکی از اشرار سرشناس پردیس است که چند سال پیش نیز به اتهام فریب دختر جوانی در تهران توسط پایگاه چهارم پلیس آگاهی تهران بازداشت شده بود....
اگه این سگهای هار رو اعدام نمیکنید حداقل تا آخر عمر ازشون بیگاری بکشین و تو جامعه ولشون نکنید
اشرار سرشناس رو خیلی خوب اومدی، پس خیل باید طرف معروف باشه... چشم شما روشن
بیشتر کسایی که با جسارت تمام تخلف میکنند سابقه دار هستن و ترسشون ریخته
باید تحت کنترل باشن
خسته نباشن واقعا دیگه چندتا شرور رو ازاد کردن؟
هزار تا مثبت
حرف من وشمافقط اعصاب کشیست کوگوش شنوا
چون خودش مشکلی نداره اعدامش کنید
این آشغال که حتی پشیمان هم نیست اگر اعدام نشود چه بسا دست به جنایات بدتری بزند البته خود دختر و مشکلات جامعه را هم نباید نادیده گرفت .
چون حقشه اعداش کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.