آخرین خبرمحسن رضایی: هرکسی با ایران دربیفتد تاوان آن را خواهد داد
1بازدید
۱۴

فرار شجاعانه یک مرد از توطئه مسلحانه

شجاعت یک مرد کافی بود تا از توطئه مسلحانه دو برادر برای قتل خاموش وی، نجات یابد.این مرد از خودروی تبهکاران بیرون پرید و همزمان با بلند شدن صدای شلیک نیمه‌جان روی زمین افتاد.

به گزارش ایران، ساعت 11 صبح 29 آذرماه سال جاری صدای شلیک گلوله سکوت پل شیخ‌فضل‌اللـه را شکست و جنایتی مسلحانه رقم خورد.رهگذران با شنیدن صدای تیراندازی حیرت‌زده با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو شدند، مردی جوان نیمه‌جان و غرق در خون روی زمین افتاده بود

دقایقی از مخابره این تیراندازی خونین به پلیس 110 نگذشته بود که تیمی از کارآگاهان پای در صحنه گذاشتند و مرد زخمی را که از ناحیه پهلو هدف گلوله قرار گرفته بود، به نزدیک‌ترین بیمارستان رساندند.

همزمان مأموران در حلقه تماشاچیان دست به تحقیقات میدانی زدند و پی بردند مرد زخمی خود را از یک خودروی سفیدرنگ که با سرعت سرسام‌آور در حال حرکت بود، به بیرون پرتاب کرده و همزمان یک مرد که در صندلی عقب خودرو نشسته بود به سمت این او شلیک کرده است.

باتوجه به این اقدام مسلحانه، با دستور بازپرس نصرتی از شعبه اول دادسرای ناحیه 34 تهران تیمی از مأموران اداره یکم پلیس آگاهی مأموریت یافتند به رازگشایی دست بزنند. وقتی همسر مرد زخمی تحت تحقیق قرار گرفت به کارآگاهان گفت: شوهرم چند روز پیش برای خرید یک خودروی سفیدرنگ با مردی به نام تقی وارد معامله شده بود، روز حادثه برای بستن قرارداد با این مرد خانه را ترک کرد و دیگر به خانه نیامد تا اینکه از طریق مأموران پلیس باخبر شدم همسرم هدف گلوله قرار گرفته و در بیمارستان بستری است.

همین سرنخ کافی بود تا کارآگاهان پلیس در یک قدمی تبهکاران تیرانداز قرار بگیرند. این در حالی بود که مرد زخمی به کما فرو رفته و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بود و تلاش برای نجات جان وی ادامه داشت.

سرانجام با گذشت 10 شبانه‌روز مرد زخمی که با مرگ در جدال بود، از کما خارج شد و پس از بهبودی به کارآگاهان پلیس گفت: حسابدار نمایشگاه بین‌المللی تهران هستم، روز 28 آذرماه سال‌جاری برای خرید خودرو به پارک چیتگر رفتم و در آنجا خیلی اتفاقی با دو برادر که قصد فروش خودرویشان را داشتند آشنا شدم و قرار شد خودرو را در ازای پرداخت 13 میلیون تومان بخرم. از آنجا که خودرو به نام پدرشان بود دو برادر گفتند وکالتی خودرو را به من می‌فروشند و فردا پدرشان برای بستن قرارداد به محضر خواهد آمد.

بدین ترتیب روز 29 آذرماه برای بستن قرارداد سوار خودروی این دو برادر که مهدی و مهران نام دارند، شدم.

به اصرار مهدی من در صندلی جلو نشستم و او خودش در صندلی عقب نشست، سپس به سمت محضر حرکت کردیم.

مهران که سرگرم رانندگی بود در مسیر شروع به صحبت کرد از آنجا که بالشتک سرنشین جلو را برداشته بودند تصورم این بود که آنان نمی‌خواهند بالشتک را به من بدهند و از آنان پرسیدم چرا بالشتک نیست که مهدی گفت: در صندلی عقب است و آن را هم تحویلم خواهند داد. در حالی که سرگرم صحبت بودیم ناگهان مهدی از عقب سیمی را دور گردنم انداخت و محکم کشید، فهمیدم این دو برادر قصد کشتن مرا دارند. با تلاش زیاد مانع گره خوردن سیم به دور گردنم شدم چرا که می‌‌دانستم هدف آنان کشتن من است، در حالی که خودرو با سرعت زیادی حرکت می‌کرد، تصمیم گرفتم برای نجات جانم از خودرو بیرون بپرم. بلافاصله در را باز کرده و خودم را بیرون انداختم، وقتی زمین افتادم همزمان احساس سوزش شدیدی در پهلویم کردم وقتی دستم را سمت پهلویم بردم متوجه شدم زخمی شده‌ام. کارآگاهان که خود را در برابر یک باند مسلح دیدند خیلی زود پدر خانواده را شناسایی کردند و پس از دستگیری وی با دو پسرش قراری گذاشته شد و پلیس توانست همه آنها را به دام اندازد.

پدر این دو تبهکار در بازجویی‌ها منکر هرگونه جرمی شد و گفت: از نقشه پسرانم بی‌اطلاع بودم، من در دفترخانه منتظر آنان و خریدار بودم تا سند را به نام خریدار بزنم که دیدم نیامدند و بعد شنیدم خریدار منصرف شده است. از سوی دیگر دو برادر تبهکار در بازجویی‌ها به این اقدام هولناک اعتراف کردند و گفتند تسلیم وسوسه شده‌‌اند. مهدی که تیرانداز این حادثه بود در بازجویی‌ها گفت: مدتی پیش یک کلت کمری از غرب کشور خریدم و روز حادثه اصلاً نقشه سرقت نداشتم، اما نمی‌دانم ناگهان چه شد که نقشه سرقت پول‌های مرد خریدار به ذهنم رسید.

سیم مفتولی را دور گردنش انداختم، وقتی او از خودرو بیرون پرید از ترس اینکه لو نرویم به سمتش شلیک کردم که یک گلوله به وی خورد و گلوله دوم گیر کرد و شلیک نشد.

وی ادامه داد: بشدت پشیمانم، باور کنید تاکنون هیچ جرمی مرتکب نشده‌‌ام.

مهران نیز در اعترافاتش گفت: از نقشه برادرم بی‌خبر بودم و نمی‌دانستم قصد کشتن مرد خریدار را دارد.

با اعتراف‌های این دو برادر، بازپرس پرونده آنها را برای تحقیقات تکمیلی و رازگشایی از دیگر اقدامات مسلحانه احتمالی در اختیار کارآگاهان قرار داد.


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۹:۴۰

خدا رو شکر این دوست نازنین نجات پیدا کرد لطفا خواهشا از این فاسقین گذشت نکن و خواهان اشد مجازات برای این خوک های کثیف باش اگه یه لحظه دیر جنبیده بودی الان سرنوشت دیگه ای داشتی

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۷:۳۴

100در صد با پدرشان همدست بودن خواست ما مردم اعدام سریعتر این جرثو مه های فساد است.

مصطفی نبی لو۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۳:۲۳

1 - از بنگاه و دوربین های اماکن اطراف بنگاه تحقیق شود پدر راست می گوید. 2- اگر برادر خبر نداشت چرا بالشتک ها را برداشته بودند. 3 - اگر از رفتار برادرش خبر نداشت چرا با سرعت سرسام آور رانندگی می کرد؟. ظاهراً پدر و فرزندان بصورت باندی عمل می کردند.

مشهدی۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۲:۵۳

بابا گفته قصدی ندارم و پشیمانم ولش کنید این بنده خدا را

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۲:۳۴

اعدام

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۲:۱۵

چهار روز دیگر آزادند چون پشیمان هم شدند دیگه!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۲:۱۳

اگر مهران از کار برادرش بی اطلاع بوده چرا با سرعت سر سام آور ماشین را می رانده ؟ وچرا وقتی دید برادرش مفتول را دور گردن فروشنده انداخته و قصد کشتن اورا دارد ماشین را متوقف نکرده و برا درش را از این کار منصرف نکرده؟!!!!!!! پس او هم مجرم است و دروغ می گوید...

مسافر۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۲:۰۷

این جانیها رو لطفا در همان پل شیخ فضل ا.. که باعث وحشت مردم شدند به مجازات اعمالشون برسونند تا عبرت سایر تبهکارا بشود

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۵۸

عجب... هستن

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۴۳

آخر .... 13 میلیون پولی است که برای آن آدم بکشی؟

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۳۶

اين دو برادر اصلا نقشه قبلي نداشته اند و اسلحه را تفنني حمل ميكردند..بابا ادم ميخاد يه موش بكشه اولش يه لحظه فكر ميكنه اينا چطور بدون فكر شليك هم كرده اند؟؟؟؟

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۳۴

هر دو اعدام

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۳۴

اعدام

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ۱۱:۳۳

حروم لقمه های دروغ گو

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.