آخرین خبرپاسخ قاطع ایران به اتهام‌پراکنی غرب در شورای آیمو
1بازدید
۲۵

خارجی‌های عقب‌افتاده و میهمانی‌های‏ وایبری ما

الان حتی تلفن ثابت خانه هم کارایی‌اش را از دست داده همه برای خودشان تلفن همراه دارند. پیامک که آمد حرف زدن با تلفن همراه هم از رده خارج شد. بعد شد شکلک بازی. این یکی شکلک خنده می‌فرستاد، آن یکی شکلک چشمک زدن. حالا هم که وایبر و هووووه... ببین توی چند سال چقدر پیشرفت کرده‌ایم!

ایران در گزارشی نوشت:

باور کنید ما مدرن‌تر از غرب هستیم نه اینکه حالا شده باشیم، همیشه مدرن‌تر بوده‌ایم. در غرب هنوز برای هم نامه می‌نویسند، حتی یک روز هم به نام «نامه نگاری» دارند که مبادا این رسانه قدیمی و از مد افتاده فراموش بشود، بس که گذشته‌گرا هستند. اصلاً انگار بویی از پیشرفت و جهان آینده نبرده‌اند؛ ایمیل و وایبر و پیامک و چت و فیسبوک هست‌ها، اما هنوز مثل آدم‌های 50 سال پیش برای هم نامه می‌نویسند، مثل  15-10 سال پیش ما به هم تلفن می‌زنند. کارهایی می‌کنند که آدم شاخ درمی‌آورد؛ دوستی می‌گفت فلانی چند وقت پیش فرانسه بودم شب جماعت لحاف تشک آورده بودند کنار پیاده رو جلوی در کتابفروشی خوابیده بودند که به چاپ اول برسند. اینترنت هست ها! باز می‌روند سراغ کتاب. انگار دوره ابن سیناست. الان دنبال هرچیزی که بخواهی بگردی حی و حاضر توی گوگل هست، باز طرف می‌رود انتشاراتی کتاب می‌خرد؛ سبد سبد ها! انگار رفته‌اند شهروند، خیلی عقب افتاده‌اند. تیراژ کتاب توی ایران رسیده به 500 تا؛ کسی کتاب نمی‌خواند. وقتی اینترنت هست، گوگل هست... این اروپایی جماعت هم عقل‌شان پارسنگ برمی‌دارد ها!

ما الان خانوادگی هر شب توی وایبر دوره میهمانی داریم؛ خاله‌ها، عمه‌ها، برادر خواهرها، همه جمع می‌شویم توی وایبر آی می‌خندیم، آی می‌خندیم. توی این ترافیک و گرفتاری رفت و آمد به شهرستان و این چیزها چه‌کاری است که یکسره توی جاده و خیابان باشی؟ من الان یک سال بیشتر است که خواهرم را ندیده‌ام، عوضش گروه درست کرده‌ایم توی وایبر هر شب دورهمی حرف می‌زنیم، جوک تعریف می‌کنیم، می‌خندیم. باور کن بعضی وقت‌ها یادمان می‌رود اصلاً شام خورده‌ایم یا نه، خانم که از وقتی با خانواده خودش گروه درست کرده کلاً از شام و ظرف شستن و این چیزها خبری نیست. خب هرچیز خوبی یک بدی هم دارد.

فلانی یادت هست یک زمانی چقدر کیوسک تلفن توی خیابان بود! دو ردیف 12-10 تایی. کارت تلفن فروشی هم برای خودش کاسبی‌ای بود. یک عده هم می‌رفتند مخابرات توی صف می‌نشستند که نوبت‌شان برسد و زنگ بزنند به شهرستان، بعد دیدند کاسبی خوبی است عده‌ای مغازه‌های‌شان را کردند مخابرات. دو تا سه تا کابین درست می‌کردند و به در و دیوارش موکت می‌چسباندند که مثلاً صدا رد و بدل نشود. 40 سال پیش نه‌ها همین 10 سال پیش را می‌گویم.

بعد همه تلفن همراه خریدند. بعد پیامک آمد. الان حتی تلفن ثابت خانه هم کارایی‌اش را از دست داده همه برای خودشان تلفن همراه دارند. پیامک که آمد حرف زدن با تلفن همراه هم از رده خارج شد. بعد شد شکلک بازی. این یکی شکلک خنده می‌فرستاد، آن یکی شکلک چشمک زدن. حالا هم که وایبر و هووووه... ببین توی چند سال چقدر پیشرفت کرده‌ایم! چند وقت پیش با دو تا چشم خودم جلوی عالی‌قاپوی اصفهان دیدم که دو تا توریست آلمانی روی پله‌ نشسته بودند و مثل بچه‌های اول دبستان که مشق می‌نویسند، داشتند برای آلمان نامه می‌نوشتند. خیلی عقب افتاده‌اند خیلی!

خواننده محترم فکر می‌کنی این حرف‌ها را از خودم درآورده‌ام یا قصد شوخی دارم؟ نه اتفاقاً من هم مثل خیلی‌ها عقیده دارم که ما از غرب پیشرفته‌تریم مخصوصاً در استفاده از رسانه؛ کتاب، تلفن، نامه، اینترنت و این‌جور چیزها. البته در معماری و خراب کردن بناهای قدیمی و ساخت و سازهای مدرن و جدید هم صد البته مدرن‌تر از غربیم اما مثال بارز این پیشرفت را در رسانه می‌توان پیدا کرد. اگر هم به حرف من شک دارید. نوشته بروگش آلمانی را که یک سند تاریخی است بخوانید. کسی که به اتفاق بارون منوتولی در عهد ناصری به ایران آمد تا نخستین سفارتخانه امپراتوری پروس یا همان آلمان را در ایران تأسیس کند. منوتولی هم نخستین سفیر شد که البته در همان نخستین مأموریت هم دارفانی را وداع گفت. بروگش هم در سمت معاون بود و شرق‌شناس و آشنا به زبان فارسی.

آن سال درست زمانی بود که انگلیسی‌ها برای ما تلگرافخانه راه انداخته بودند و مشغول نصب تیرها از تهران به تبریز بودند. بماند که این دستخوشی بود در مقابل اجازه عبور خط تلگراف به هندوستان و کنترل این مستعمره. کاروان منوتولی که به زنجان رسید، وزیر آموزش ما دعوت‌شان کرد که برای صرف ناهار به باغ او بروند. پس از دیدار با مظفرالدین میرزای ولیعهد در تبریز این دومین دیدار با مقامات ایرانی بود.

بعد از صرف غذا جناب وزیر بی‌تابانه منوتولی و بروگش را روی‌تپه برد و تیرهای تلگراف را نشان‌شان داد و با غرور گفت که بزودی «چاپارخانه»‌ها را تعطیل خواهند کرد و فرامین قبله عالم را با تلگراف به تبریز خواهند فرستاد. منوتولی اعتراض کرد که قربان ما «پست» را از روی چاپارخانه‌های شما ساخته‌ایم حیف نیست! وزیر گفت وقتی چنین پیشرفتی حاصل شده چه نیازی به چاپارخانه؟ لابد در دل هم خندیده بود که این چشم آبی‌ها چقدر کم عقل‌اند و بویی از پیشرفت نبرده‌اند. بروگش گفت: «قربان فرامین قبله عالم معمولاً طولانی است و با علائم مورس نمی‌شود آن همه را ارسال کرد.» وزیر گفت: «ما انجام می‌دهیم» بروگش گفت: «ولی قربان پولش خیلی می‌شود» وزیر خندید و پاسخ داد: «پول که مهم نیست. پول داریم، پول زیاد داریم.»

من می‌گویم مدرن‌تر از غرب هستیم شما باور نمی‌کنید. به محض نصب تیر تلگراف به ذهن وزیر ما زد که دیگر بساط چاپارخانه‌ها را برچینند. معنی ندارد نامه را بدهی دست یک سوار که از تهران راه بیفتد برود قزوین اسبش را عوض کند و بتازد تا زنجان و دوباره اسب عوض کند که چه بشود؟ دو روز دیگر نامه برسد به تبریز؟ خب چه کاری است همه را نیم ساعته تلگراف می‌کنی و تمام. واقعاً آدم سر در نمی‌آورد چرا این اروپایی‌ها در عصر ماهواره دست از «رادیو کابلی» نکشیده‌اند! فکرش را بکنید طرف بلند می‌شود می‌رود دفتر رادیو که برای ما هم یک کابل بکشید. یک ذره نگاه‌شان به آینده نیست، همه‌اش پس‌رفت، همه‌اش گذشته.

دست به سردر خانه نمی‌زنند که چی؟ مثلاً مال 400 سال پیش است و گچبری‌ درب و داغانش هنر گوتیک است و از این جور حرف‌ها. مثل ما نیستند که بولدوزر ببریم وسط شیراز یک شبه صاف کنیم. خانه ایلخانی مال ایلخانی بوده به ما چه ربطی دارد. آدم باید نگاهش به آینده باشد. دنیا دنیای آسمانخراش و برج‌های شیشه‌ای است.

حالا داستان دیگری بخوانید از بروگش که موقع ورود به مرز ایران پیش آمد، شبی زمستانی که در گمرک خوابیدند. در اتاقی محقر و گلی با شیشه‌های شکسته و منقلی زغال. صبح بروگش و منوتولی در سینه‌کش کوه کاخ بزرگی دیدند و برای بازدید از آن ساختمان عظیم راه‌شان را کج کردند. بعد از دیدن و سرک کشیدن به همه جای آن بنای متروکه پرسیدند اینجا بود و ما شب در آن بیغوله سر کردیم؟ اینجا که برای صد مسافر هم جا داشت. صاحبش کیست؟ نام بنا چیست؟ چه کسی ساخته؟ گفتند چیزی نیست کاروانسرای شاه عباس است. از اینها در ایران زیاد هست. به هیچ دردی هم نمی‌خورد. بروگش در «سفر به دربار سلطان صاحبقران» بعد از چند اتفاق اینچنینی، می‌نویسد: «در ایران هیچ پسری دوست ندارد در خانه پدر بماند. خانه پدر را رها می‌کند تا ویرانه شود و خود خانه‌ای محقرتر از آن می‌سازد.»

عرض کردم که این غربی‌‌ها انتظار دارند یک ساختمان، 500 سال از پدر به فرزند برسد و خشتی از آن هم جابه جا نشود. اگر این‌طور بود که الان ایران از آن سر تا این سرش یکسره آثار باستانی بود. خودشان شهرهای‌شان مثل آثار باستانی دست‌نزده مانده، چشم دیدن ساختمان‌های شیک و مد روز ما را ندارند. در مورد رسانه‌هم که عرض کردم همین است. فکرش را بکنید؛ آدم توی آثار باستانی زندگی کند، توی خانه‌اش تلفن هندلی داشته باشد، تلفن که جای خود دارد، بنشیند یک ساعت نامه بنویسد، کتاب بخواند! باور می‌کنید هنوز توی اروپا مردم کتاب می‌خوانند! انگار نه انگار اینترنتی آمده، دنیا پیشرفت کرده، وایبری هست، واتس‌اپی هست. الان مادربزرگ من هم یکسره آنلاین است. پی‌ام می‌دهد، استاتوس می‌نویسد، لایک می‌زند، کامنت می‌گذارد. آره بابا این اروپایی‌ها خیلی عقب افتاده‌اند. خدا عقل بدهد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

احمد۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۴:۴۰

بنده سالیان سال است در سوئد زندگی میکنم و نصف بیشتر این مطالب در مورد اروپایی ها غلط و غرض ورزی مطلق یا بی اطلاعی در مورد ساز و کار خدمات مخابراتی و فرهنگی اروپاست!

۱- اینکه مردم جلوی کتابفروشی صف میبندند ربطی به اینترنت ندارد. همان کتاب ر همان لحظه معمولا به صورت کتاب الکترونیکی منتشر میشود ولی بعضی ها حس و هوای گذشته گرایی دارند و کتاب فیزیکی را ترجیه میدهند. این همان دسته عقب افتاده ای هستند که جلوی کتابفروشی صف میبندند. یا در برخی موارد ناشر تصمیم میگیرد برای فروش بیشتر کتاب فیزیکی، کتاب الکترونیک نفروشد.

۲- رادیوی کابلی دیگر یه چه صیغه ای است! دلیل عدم استفاده از ماهواره در اروپا این است که زیر ساخت IP و اینترنت و خدمات تلوزیون کابلی بسیار مناسبی در اکثر مناطق این قاره وجود دارد و وقتی کابل وجود دارد که هم ارزانتر و هم سریعتر است دلیلی برای استفاده از ماهواره نیست. ضعف خدمات کابلی یا دخالت در محتوا در کشور های دیگر معمولا باعث استفاده از ماهواره میشود.

۳- تمام بانکها و موسسات اروپایی در حال تبدیل کلیه خدمات و نامه های کاغذی به مکاتبات الکترونیک هستند. اینکه چهار تا توریست در نقش جهان نشسته اند و برای تفنن و سرگرمی نامه کاغذی مینویسند دلیل بر برتری تکنولوژی چند صد سال پیش بر اینترنت نیست. دلیل این هست که نوستالژی دارد و خصوصا اروپایی ها وقتی از اماکن دیدنی و قدیمی دیدن میکنند علاقه به ارسال کارت پسال فیزیکی و دستخط دارند.

۴ - در مورد ساختمان شاید بخشی از نظرات شما درست باشد ولی همینجا در اروپا هم ساختمان های جدید و مدرن میسازند و هم ساختمان های قدیمی و مهم را بازسازی و نگهداری میکنند.

خلاصه که برادر من، برای توجیه اینکه وایبر بد است و فلان، با مطالب بی سر و ته و بدون هیچ مطالعه و دانشی از واقعیت های روز دلیلی نیست هر مطلبی را منتشر کنید. کافی بود از دو سه نفر جامعه شناس و متخصص مخابرات میخواستید تحقیقی در این باره انجام دهند و مطلب خوب و علمی درباره مشکلات فرهنگی تکنولوژی های جدید پیام رسان منتشر میکردید.

جوان۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۲:۰۳

سرگرمی نداریم...
اون معدود سرگرمی هایی هم که وجود داره گرونه!!!
متن زیبا نوشتن هنر نیست. راهکار دادن مهمه. اگه نه خود من جوون میدونم وقت تلف کردنه وایبر. اما اگه بخوام برم تفریح کنم فقط میتونم برم دور زدن با ماشین تو خیابون و بنزین سوزوندن. یا شام خوردن با هزینه ی زیاد!!!

علی۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۲۸

قبول کنید که جنبه استفاده نداریم و افراط می کنیم

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۴۶

مطلب بسیار عالی بود . این اتفاقی که در زندگی ایرانی ها افتاده ریشه ها و دلابل فراوانی دارد . نمی توان همه تقصیر ها را گردن مردم انداخت . ولی آنچه که مشهود است از نظر فرهنگی ما ایرانی ها عقبگرد داشته ایم . بیشتر اوقات ما صرف آراستن ظاهرمان می شود و با مقوله فرهنگ میانه خوبی نداریم .

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۳۴

تو ایران همه مصرف کننده هستیم بدون انکه فرهنگ استفاده از وسیله ی مورد نظر را بدانیم.اول وسیله وارد میشود و شاید، شاید بعده ها فرهنگ استفاده از ان به صورت نصفه و نیمه وارد شود!نمونه بارزش ورود خودرو به ایران به حدود 100 سال میرسد اما فرهنگ رانندگی صحیح هنوز بعد 100 سال وارد نشده!!!! این یعنی انحطاط فرهنگی مردم یک جامعه. تلخه ولی واقعا صحیح و درست

هادی۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۲۲

جناب ناشناس دقیقا مساله همین است که ما نمیدانیم که باید خودمان باشیم و هرکسی راه خود را با تعقل پیدا کند. نه اینکه منتظر باشیم کسی به ما بگوید چیکار کنیم و چه چیز خوب است چه چیز نیست.

جواد۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۹

به نظر شما تو اين اوضاع ترافيك و دود و گروني اين مردم چيكار كنن؟بميرن؟ديگه اين سرگرمي رو هم نداشته باشن؟

هما۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۷

مطلب بسیااار زیبا و البته قابل تأملی بود...چقدر دلم برای 20 سال پیش و حال و هوای خانواده ها و مهمانی ها تنگ شده...
ممنون از نویسنده این مطلب

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۴۵

حرف شما متین!
اما وقتی فقط نقش خانم رو شام و ظرف شستن بدانیم (پاراگراف دو) که وایبر و امثالهم مانع این وظایف خطیر شده‌اند ... مشکل حل شدنی نیست.
خانم‌ها به عنوان ستون خانواده و متعاقباً ستون جامعه تا وقتیکه به مطالعه و تفکر ترغیب نشن، سطح جامعه مون رشد چندانی نخواهد داشت.
البته منظورم از مطالعه رمان و کتاب‌هایی نیست که نخوندنش بهتر از خوندنشه. منظورم کتاب‌هایی است که خرد جمعی ایرانیان و جهانیان در طول قرون آن‌ها را تأیید کرده است مثل شاهنامه، مثل مثنوی ...
یا مثلاً یادگرفتن یه زبون خارجی و خواندن آثار فاخر آن زبان ...

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۲۷

افسوس و هزار افسوس

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۱۸

واقعا تلنگر زیبایی بود
ما که هرجا میریم همه گوشی به دست سرشون تو وایبر ...

مهیار۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۱۸

مادر من از وقتی وارد وایــبــر و فــیــســبــوک شده دیگه حالات آلـــــزایـــــمـــــری نداره و هر روز خوشحال و خندونه. بنظر من که مهمونی اینترنتی خودش گام بزرگی برای پیشرفته شدنه.

007۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۱:۲۶

من آرزو به دل موندم دست مادرمو بگیرم بریم یه پیتزا بخوریم واقعا خوبه که مادر خوشحالی داری مواظبش باش

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۱۸

کلا ملت جوگیری هستیم ما!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۰۵

جالب بود. واقعا نمیدونم بخندم , متاسف بشم، بحال خودمان و فرهنگمان گریه کنم. واقعا نمیدونم. چه کردیم با خودمان این جماعت جوگیر و جوزده

علی۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۰۴

قشنگ بود

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۸:۴۷

من که آخرش نفهیمدم غرب پیشرفته است یا فاسد... نفهمیدم غرب خوب است یا بد.... نفهمیدم مثل غرب باشیم خوب است یا نباشیم...

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۰:۳۳

شما خودتو ناراحت نکن چون اصلا متوجه مطلب نشدی !

مجید۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۲

مثل خودمان باشیم ولی دانا

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۸:۴۶

فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ!

وحید۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۸:۲۴

ببخشید اگه چیز بهتری دارید لطفا معرفی کنید لذت ببریم.چرا همیشه بر خلاف جریان اب شنا میکنید ریشه یابی کنید چرا اقبال عمومی به این رسانه بیشتر است

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۱۳:۱۶

ما هم از مجبوری باید کتاب دانلود کنیم !

امیرخان۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۹

موافقم. همه جا صحبت از اینه نباید از فرهنگ غربی تقلید کرد. حالا مثلا به اسم اینکه کارهای خوبشون رو باید تقلید کنیم چنین مقاله ای بیرون میاد.
یا همه چیزمون غربی باشه یا اگه نیست اصلا مقایسه نکنیم. اونها هم تو شرایط ما شاید مثل ما میشدن.

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۷

چيكار كنيم بريم تو ترافيك و دود ؟يا بريم مراكز تفريحي؟ يا بريم فلان رستوران 200 تومن پول شام بديم؟اون المانيه همه چيش جوره.برو فكر كن .از اين ارزانتر سرگرمي هست؟

ناشناس۱۳۹۳/۱۲/۰۴ ۰۹:۵۰

وحید جان مشکل همین لذت بردن هست . اصولا ما ایرانی ها حاضریم برای همین لذت های کوتاه درک نکردن خطری که داره تحدیدمون میکنه ایندمون رو میفروشیم.وایبر هم خوب هست ولی به اندازه و بجاش نه این چوری که تو ایران ازش استفاده میکنن . هنوزهم بهترین منابع علمی به صورت کتاب چاپ میشه و فایلهای اونتو اینترنت نمیزارن و کتاب خاندن یک روش خوب برای افزایش اگاهی هست که کمی هم زحمت داره ولی اصولا مردم ما میخوان ازکوتاه ترین ره به لذت برسن.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.