خليج فارس، بازيهاي اسلامي، مماشات يا اعمال حقانيت تاريخي؟
دکتر مير مهرداد ميرسنجري

روند ادعاهاي ارضي، توهين وتجاوزگري کشورهاي عربي عليه منافع ملي ايران با ابعاد جديدتري هر روزه روند پرشتابي را به خود گرفته است.
پس از گستاخيهاي لگام گسيخته بحرين در برابر بيان واقعيتهاي تاريخي تعلق اين جزيره کوچکتر از قشم به ايران و حرمت شکني ايرانيان در کشور امارات و فرود گاه دوبي، هم اکنون پس ازسخنان امام جماعت مسجد الحرام (شيخ کلباني) مبني بر اعلام کافر بودن شيعيان، شاهد رفتار ناشايست و توهين آميز و انگشت نگاري عربستان سعودي از زائران ايراني و حتي زنان، کودکان و سالخوردگان عازم بيت الله الحرام هستيم.
هم زمان با اين اقدامات هم نمايندگان فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی، پس از پذيرايي مفصل توسط ايرانيان و بازديد از امکانات و تاسيسات و اطمينان حاصل نمودن از حتمي بودن برگزاري بازي ها توسط ايران در پیغامی از برخی کشورهای عربی، عنوان کرد در صورت به کارگيري نام خليج فارس در نقشه ها، بروشورها و لوگوي بازيها، به احتمال فراوان تعدادی از کشورهاي عربي از بازيهاي کشورهاي اسلامي در ايران انصراف خواهند داد و در خاک سرزمين اهورايي ايران گستاخانه تاکيد کرد اين نام بايد به نام مجعول تغيير يابد و یا اصلاً نامی نوشته نشود! در این میان با اتخاذ تصميمي عجيب با تاکيد بر برگزاري مسابقات با حضور عربها، نام خليج فارس را از بروشورها، لوگو و ساير بخش هاي اجلاس وزرای کشورهای آسیا حذف شد که چنین تصوری بوجود آورد، این مقدمه حذف نام خلیج فارس در سایر بخش ها از جمله بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی است.
در حالي که ايرانيان هرگز فراموش نکرده اند که کشور عربي قطر در مراسم افتتاحيه بازيهاي آسيايي دوحه در برابر چشمان حيرت زده ايرانيان و دهها کشور خارجي، با تحريف تاريخ، بوعلي سينا، ابوريحان بيروني و ساير بزرگان ايراني را عرب و افتخار کشورهاي عربي اعلام نمود، پرسش اساسي افکار عمومي ملت ايران اين است که:
آيا در برابر درخواست نامشروع حذف نام خليج فارس از نقشه بازيهاي اسلامي که ميتواند آزمايش عربها براي سنجش استواري و قاطعيت ايرانيان در پاسداشت و حفظ و حراست از نام رسمي، تاريخي و بين المللي خليج فارس تلقي شود، واکنشي به جا انجام گرفته است؟
در اين ميان آنچه توجه بيش از پيش دستگاه سياست خارجي و همه نهادهاي فعال بين المللي ايران را مي طلبد هوشياري، قاطعيت و اعمال حساسيت لازم در برابر اين گستاخي هاست که بي ترديد در صورت عدم واکنش مناسب بايد در آينده انتظار گسترش ابعاد اين تهديدها هم بايد باشيم.
بي ترديد در برابر کشورهاي زياده خواه عرب، اتخاذ تدابير قاطعانه و مستحکم رسانه هاي گروهي، كارشناسان و دستاندركاران ميهندوست ايراني و اطلاع رساني و تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه ميتواند هرگونه تهديدي را عليه تماميت ارضي در منطقه در نطفه خفه کند. لذا در اين شرايط ذکري مجمل از تاريخچه خليج فارس خالي از فايده نيست.
پيشينه تاريخي، جغرافيايي حاکميت ايران بر خليج فارس
خليج فارس از گذشتههاي تاريخي و هزارههاي دور تاکنون همواره با اين نام شناخته شده و هزاران سند و نقشه و مدرک تاريخي موجود در کشورهاي مختلف دنيا اين مهم را به اثبات ميرساند. خليج فارس در طول تاريخ و از دوران هخامنشيان و اشکانيان و حتي بعد از اسلام، درياچهاي ايراني بوده است و هرکس در ولايت پارس حاکميت داشته، در خليج پارس نيز داراي سلطه موثري بوده است، در زير به بعضي از اين مدارک تاريخي که اصل آنها در موزه ها، کتابخانههاي دولتي و ساير مراکزي که اسناد تاريخي نگهداري ميشوند اشاره ميشود:
1- نقشه «هکاتئوس» ( Hectaeus) مربوط به 500 سال قبل از ميلاد مسيح در اين نقشه خليج فارس به نام «Persian Gulf» ناميده شده است.
2- نقشه اراتوسنز (Eratosthnes) مربوط به 250 سال قبل از ميلاد مسيح نام «Persian Gulf» تکرار شده است.
3- نقشه دي سنارک (Dicaeachus) مربوط به 285 سال قبل از ميلاد مسيح خليج فارس را به نام «Gulf Persique» خوانده است.
4- نقشه استرابو (Strabo) مربوط به 20 سال بعد از ميلاد مسيح آنرا به نام «Persian Gulf» و آبراهي را که در غرب شبه جزيره عربي قرار دارد( درياي سرخ امروزي) به نام «Arabian Gulf» خوانده است.
5- در نقشه ديگري که در دوران خلفاي عباسي در کتاب «تاريخ عرب» به قلم فيليپ حيتي (Philip Hitti) که در قرن نهم ميلادي به چاپ رسيده است، خليج فارس را به نام «Bahar Farsi» و منظور از خليج عربي درياي غرب شبه جزيره عربستان است، كه به نام «Bahar Qulzum» يا درياي سرخ خوانده است.
6- در نقشه جهان ابو ريحان بيروني مربوط به 1030 ميلادي خليج فارس به نام «Mare Farse» نشان داده شده است.
7- در نقشه جهان ادرِيسي که مربوط به 1160 ميلادي است خليج فارس به همين نام ذکر شده است.
8- در نقشه جهان سالتر (Psalter) مربوط به قرن سيزدهم ميلادي که در تحت نفوذ کليسا تهيه شده است، مرکز جهان را منطقه «بتلهام» (Bethlehem) يعني محلي که ادعا شده حضرت مسيح بدنيا آمده است تصور کردهاند، خليج فارس را بنام «Pers Gulf» خواندهاند.
9- در نقشهاي به نام نقشه ايران قديم که توسط دوونتي «Duvotenay» جغرافيدان فرانسوي در سال 1881 ميلادي تهيه شده خليج فارس به نام «Golfe Persique» ذکر شده است.
10- در نقشه جهان بطلميوس (Ptolemaeus) مربوط به 1895 ميلادي خليج فارس به نام «Sinus Persicus» و خليج عربي(منظور نام قديم درياي سرخ) به نام «Sinus Arabicus» نشان داده شده است.
بايد توجه کرد که نقشههاي ذکر شده توسط خود اعراب تهيه و به چاپ رسيدهاند و ايرانيها دخالتي در تهيه آنها نداشتهاند!
بعد از قدرتيابي حکومت آل بويه در ايران، سلطه ايران بر تمامي خليج فارس و حتي درياي عمان و مسقط گسترش پيدا ميکند و پس از آن در دوره سلجوقيان و ايلخانيان و اتابکان فارس نيز بر تمامي خليج فارس به معناي امروزي آن اعمال حاکميت ميشدو اين اعمال حاکميت تا دورههاي صفويه،افشاريه،زنديه،قاجاريه و پهلوي به طور پيوسته براي ايران وجود داشته است.
در مورد نام «پرس» و «پرشيا»، سر آرنولد تالبوت ويلسن در کتاب خود به نام «خليج فارس» يا The Persian Gulf که به فارسي نيز زير نام «خليج فارس» به وسيله آقاي محمد سعيدي در سال 1366 ترجمه و به چاپ رسيده است، در فصل چهارم صفحه 83 چنين بيان کرده است:
« حوزه ايالت فارس در قرون گذشته شامل تمام سواحل شرقي خليج فارس بوده است و از رودخانه تاب تا تنگه هرمز امتداد داشته است. يونانيها اين ايالت را به اسم «پرسيس» ميناميدهاند و زيرا السنه اروپايي ايران را از اشتقاق کلمه «پرسيس» به اسم «پرس» و «پرشيا» ميخوانند در صورتي که خود ايرانيها مملکت خويش را ايران مينامند و فارس يا پرسيس قديم فقط يکي از ايالات جنوبي آن ميباشد .»
چون سواحل فارس يا به گفته يونانيها «پرسيس» در کنار اين خليج قرار دارد، بنابراين از زمانهاي بسيار دور آن را خليج فارس نامگذاري کردهاند. چنانچه آبراهي که در قسمت غربي شبه جزيره بي آب و علف عربستان قرار داشت به نام «خليج عربي» خواندهاند در حاليکه نه تنها در آن ايام قديم کشوري بنام عربستان وجود خارجي نداشت، بلکه تا سال 1926 که دولت استعماري انگليس اين سرزمين را به يکي از وابستگان خود به نام عبد العزيز سعود ابن سعود واگذار نمود نيز چنين کشوري در بين کشورهاي آنروز جهان موجود نبود. علت اين نامگذاري صرفاٌ به خاطر مردمان بومي عربي که در گذشته دور در آن سرزمين گرم و سوزان اطراق کرده بودند بوده است.
لازم به ذکر است که توجيه و تاکيد اعراب در تغيير نام خليج فارس جداي از بحث اسناد تاريخي از ديد گاه علمي و جغرافيايي نيز بي پايه است چرا که با وجود آنکه سواحل شمالي و شرقي خليج مکزيک که متعلق يه آمريکا است به مراتب بيشتر از سواحل غربي و جنوبي متعلق به مکزيک است، نام اين خليج به «خليج آمريکا» تغيير پيدا نميکند. کشور آمريکا نميتواندادعاي تغيير نام اين خليج را به «خليج آمريکا» بنمايد. علت پر واضح است چون حدود سيصد سال قبل از اينکه در سال 1776 کشورهاي متحده آمريکا به وجود آيد اين خليج به اين نام نامگذاري شده بود و تغيير اين نام رسمي و بين المللي امکان پذير نخواهد بود.
تلاش استعمار براي تغيير نام «خليج فارس» بيش از پنجاه سال است که در جريان است. با وجود اينکه آبراهي که شبه جزيره بي آب و علف عربستان و فلات ايران را از هم جدا ميسازد از هزاران سال قبل با نام «خليج فارس» (Persian Gulf) شناخته شده، در چند دهه گذشته پس از ملي شدن صنايع نفت ايران به ابتکار دکتر محمد مصدق، مقامات دولتي انگليس از فرط استيصال و به منظور انتقام از ملت ايران پروژه رواج نام «خليج عربي» را به جريان انداختند. شيخ نشينهاي عربي تازه به استقلال رسيده نيز از اين فرصت استفاده کرده و در شيخ نشينهاي خود از اين نام جعلي استفاده نمودند. اخيراٌ هم با صرف ميليونها دلار باد آورده نفتي رسانههاي گروهي،شبکههاي اينترنتي و ماهوارهاي غربي را که براي به دست آوردن سود بيشتري حاضر به انجام هرکار خلاف قانون و غير انساني هستند، وادار کردهاند در بروشورها و مکاتبات خود واژه «خليج عربي» را به جاي «خليج فارس» به کار برند.
اين در حالي است که در نقشههاي موجود وزارت جنگ انگليس که تقديم ناصرالدين شاه شده،از جمله نقشههاي درياداري و... جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک) و حتي بحرين تحت مالکيت ايران دانسته شده است. خليج فارس که به اذعان کتب مرجع انگليسي نظير كتاب «گشتي در خليج فارس» نوشته «آرنولد ويلسون» نماينده بريتانياي استعماري در بغداد در سالهاي 1918 تا 1920 از حداقل 2200 سال پيش، داراي هويت ايراني بوده است؛ اکنون در حالي بازيچه قدرتهاي غربي در منازعه با جمهوري اسلامي شده که حتي همه طيفهاي سياسي داخل وخارج کشور نيز حساسيتي فوق تصور به تحريف نام اين منطقه نشان ميدهند.
واکنش گسترده ايرانيان به اقدام نشريه نشنال جئوگرافيک در چند سال قبل به خوبي نشان داد که ايرانيان صرفنظر از گرايشها و اعتقادات متنوع سياسي خود، چارچوب حاکميت ملي و تماميت ارضي ايران را قابل معامله نميدانند
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومتهاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشههاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگنبشتههاي متعدد، نامهاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمهرسمي كه توسط دولتهاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامههاي رسمي دولتي حكومتهاي گوناگون ايرانزمين و اسناد و كتابهاي تاريخي موجود در كتابخانههاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات ميرساند.
از جمله كتابهاي تاريخي ميتوان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي است كه از آن ميان، ميتوان به سندي اشاره كرد كه در آن حاكمان شارجه و رأسالخيمه براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه ميگرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام ميداشتهاند! ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيرهاي هستند كه با وجود اينكه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيرهاي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتيها به خليج فارس را در كنترل دارند.
در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسيها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب بلوچ ايراني بودهاند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخرهاي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشهاي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است.
استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديهنشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحتالحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبهرو شد و همه دولتهاي ايران در سالهاي اشغال همواره با كوششهاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سهرنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي ميفشردند، تا اينكه در پي يك معامله ننگين كه هيچگاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين از پيكره ميهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهمنامهاي با شيخنشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد.
ادعاهاي بيپايه و تجاوزكارانه اعراب عليه ايران
كشورهاي عربي در دهههاي اخير، همواره بر تكرار ادعاهاي بيپايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري ميكنند. اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رساندهاند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هزار شهيد و رشادتهاي دهها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه ندادهاند كه هيچيك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سهگانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پارهاي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.
در مسئله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:
1ـ در زمان انعقاد تفاهمنامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي دو روز پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت.
2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهمنامه هنوز تشكيل نشده بود بنابراين، از لحاظ حقوق بينالملل نميتواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند.
3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بينالملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسووليتي براي كشور سوم ايجاد نميكند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مسئله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است.
4ـ پس از اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سهگانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده، آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اينگونه بود كه اعراب به دنبال راهكاري براي بينالمللي كردن دوباره اين ادعاهاي بيپايه خود بودند تا اينكه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند.
در پايان بايد به چند نکته اشاره کرد:
1- با توجه به گردش مالي عظيمي که حضور ميليون ها زاير ايراني تاکنون براي عربستان سعودي و شيوخ تن پرور ان به همراه داشته نبايد اين عامل به عنوان اهرم فشاري براي جلو گيري از ادامه حرمت شکني هاي پياپي اين کشور به نام تاريخي خليج فارس به کار گرفته شود؟
2- ايا زمان آن نرسيده که ايران بزرگ و قدرتمند در برابر کشور هاي عربي جنوب خليج فارس وامارات متحده که از برخي استان هاي ايران هم کوچک تر است از پتانسيل بيش از پانصد صد هزار ايراني مقيم و ميليارد ها دلار ثروت ايراني موجود در آن سامان به نحو مطلوب براي جلو گيري از گستاخي هاي پي در پي سرا ن اين کشور عليه تماميت ارضي ايران بهره گيرد؟
3- آيا در برابر ادعاها و زياده خواهي هاي بي اساس و غير علمي همه بيست و دو کشور عربي عليه نام تاريخي ،رسمي ، بين المللي خليج فارس و جزاير سه گانه هميشه ايراني که هر روز شکل جديد و ابعاد وسيع تري پيدا مي کند ادامه مماشات و تساهل با اعراب منطقي است؟
4- آيا بهتر نيست در مقابل واکنش و هياهوي پر سرو صداي شيوخ بحرين و ساير کشور هاي نژاد پرست عربي در برابر بازگويي يک واقعيت تاريخي که به حق توسط برخي چهره هاي سياسي ايران بيان شده بود ، ايران به آگاهي رساني بين المللي در زمينه پيشينه نام تاريخي خليج فارس و حاکميت تاريخي ايران بر کرانه هاي جنوبي خليج فارس بپردازد؟
5- نکته اي که توسط پژوهشگران ايراني کمتر بدان پرداخته شده نام تاريخي بخش شمالي اقيانوس هند و غرب هندوستان است با وجود اين که در بسياري از نقشه هاي تاريخي بين المللي قرون گذشته نام اين دريا با نام درياي پارس ثبت شده ، در اواخر قرن 19 ميلادي در غفلت وعدم قاطعيت ايرانيان عصر قاجار در برابر تحريف نام آن با دسيسه هاي امپراتوري بريتانياي استعمارگر به درياي ع رب تغيير يافت مساله اي که تاکنون توجه کافي به آن اعمال نشده است و فاش کردن توطئه هاي اين تغيير نام مي تواند در تقويت موضع ايرانيان در برابرجاعلان عربي تاريخ خليج فارس وتکرار اين تغيير نام تاريخي کار گشا باشد.
6-مساله غزه نشان داد که کشور هاي عربي که از نقش پررنگ جمهوري اسلامي در حمايت از مظلو مان غزه به شدت بر اشفته اند با اطلاق جزاير سه گانه ابدي متعلق به ايران به عنوان جزاير عربي اشغال شده و دامن زدن به تحريف نام خليج فارس ،مي کوشند ضعف و ناتواني خود را در برابر اسراييل جبران نمايند.
و درباره تصميم پیرامون برگزاري بازي هاي اسلامي با حذف نام خليج فارس بايد پرسيد:
1- آيا کشور هاي عربي با برخورد هاي دزدانه و جاعلانه خود با نام خليج فارس که آشکارا به تحريف و قلب تاريخ وتهديد عليه تماميت ارضي ايران مي پردازند واقعا اسلامي هستند؟ و آيا اسلام جعل و دروغگويي را در هر شکل تقبيح نکرده است؟
2- تامين هزينه هاي گزاف پذيرايي و برگزاري اين مسابقات با خرج ملت ايران با اين شرايط از چه ارزشي برخوردار بوده است؟ آيا حضور کشور هاي عربي در بازي هايي که نام خليج فارس در آن به خاطر تهديد عرب ها حذف شده سبب نشده که رسانه هاي گروهي عربي از آن به عنوان عقب نشيني ايرانيان از کاربرد نام خليج فارس و يک پيروزي بزرگ براي اعراب تلقي کنند؟
3- پاسخ ما به روح پاک صدهاهزار شهيد گلگون کفن ايراني به باکري ها، جهان آرا ها، شيرودي ها، حسن باقري ها، دوران ها و... که جان پاک خود را نثار انقلاب اسلامي و خاک پاک ايران زمين نموده است چه خواهد بود؟مگر نه اين که در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صدام حسين با حمايت هاي دولت هاي عربي براي سه هدف عمده تجزيه خوزستان، حاکميت بر کرانه هاي شرقي متعلق به ايران اروند رود، جدا سازي جزاير سه گانه از ايران و اعمال حاکميت عربي بر آن، عربي کردن خليج فارس و در نهايت ساقط کردن نظام نو پاي جمهوري اسلامي ايران بوده است؟
4- پس آيا بر گزاري بازي هاي اسلامي در ايران با اين شرايط توجيهي دارد؟و آيا تاکيد بر برگزاري بازي ها با نام هويتي خليج فارس، حتي با قيمت عدم حضور اعراب زياده خواه و جاعل نمي تواند قاطعيت ايرانيان شجاع و متمدن را در حراست و پاسداشت نام خليج فارس که به هويت ايران و ايراني گره خورده براي افکار عمومي بين المللي به دنبال داشته باشد؟
توضیح تابناک: ابتداً بخشهایی از این یادداشت به عنوان دیدگاههای شخص آقای دکتر میرسنجری به واسطه اشتباهات تحریریه، با مبحثی دیگر درآمیخته شده بود که پس از بررسی نهایی اصلاحاتی در راستای تصحیح یادداشت مذکور صورت پذیرفت.
پس از گستاخيهاي لگام گسيخته بحرين در برابر بيان واقعيتهاي تاريخي تعلق اين جزيره کوچکتر از قشم به ايران و حرمت شکني ايرانيان در کشور امارات و فرود گاه دوبي، هم اکنون پس ازسخنان امام جماعت مسجد الحرام (شيخ کلباني) مبني بر اعلام کافر بودن شيعيان، شاهد رفتار ناشايست و توهين آميز و انگشت نگاري عربستان سعودي از زائران ايراني و حتي زنان، کودکان و سالخوردگان عازم بيت الله الحرام هستيم.
هم زمان با اين اقدامات هم نمايندگان فدراسیون همبستگی کشورهای اسلامی، پس از پذيرايي مفصل توسط ايرانيان و بازديد از امکانات و تاسيسات و اطمينان حاصل نمودن از حتمي بودن برگزاري بازي ها توسط ايران در پیغامی از برخی کشورهای عربی، عنوان کرد در صورت به کارگيري نام خليج فارس در نقشه ها، بروشورها و لوگوي بازيها، به احتمال فراوان تعدادی از کشورهاي عربي از بازيهاي کشورهاي اسلامي در ايران انصراف خواهند داد و در خاک سرزمين اهورايي ايران گستاخانه تاکيد کرد اين نام بايد به نام مجعول تغيير يابد و یا اصلاً نامی نوشته نشود! در این میان با اتخاذ تصميمي عجيب با تاکيد بر برگزاري مسابقات با حضور عربها، نام خليج فارس را از بروشورها، لوگو و ساير بخش هاي اجلاس وزرای کشورهای آسیا حذف شد که چنین تصوری بوجود آورد، این مقدمه حذف نام خلیج فارس در سایر بخش ها از جمله بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی است.
در حالي که ايرانيان هرگز فراموش نکرده اند که کشور عربي قطر در مراسم افتتاحيه بازيهاي آسيايي دوحه در برابر چشمان حيرت زده ايرانيان و دهها کشور خارجي، با تحريف تاريخ، بوعلي سينا، ابوريحان بيروني و ساير بزرگان ايراني را عرب و افتخار کشورهاي عربي اعلام نمود، پرسش اساسي افکار عمومي ملت ايران اين است که:
آيا در برابر درخواست نامشروع حذف نام خليج فارس از نقشه بازيهاي اسلامي که ميتواند آزمايش عربها براي سنجش استواري و قاطعيت ايرانيان در پاسداشت و حفظ و حراست از نام رسمي، تاريخي و بين المللي خليج فارس تلقي شود، واکنشي به جا انجام گرفته است؟
در اين ميان آنچه توجه بيش از پيش دستگاه سياست خارجي و همه نهادهاي فعال بين المللي ايران را مي طلبد هوشياري، قاطعيت و اعمال حساسيت لازم در برابر اين گستاخي هاست که بي ترديد در صورت عدم واکنش مناسب بايد در آينده انتظار گسترش ابعاد اين تهديدها هم بايد باشيم.
بي ترديد در برابر کشورهاي زياده خواه عرب، اتخاذ تدابير قاطعانه و مستحکم رسانه هاي گروهي، كارشناسان و دستاندركاران ميهندوست ايراني و اطلاع رساني و تأكيد بر پيشينه حاكميت ملي ايران بر خليج فارس، جزاير و سواحل آن است كه ميتواند هرگونه تهديدي را عليه تماميت ارضي در منطقه در نطفه خفه کند. لذا در اين شرايط ذکري مجمل از تاريخچه خليج فارس خالي از فايده نيست.
پيشينه تاريخي، جغرافيايي حاکميت ايران بر خليج فارس
خليج فارس از گذشتههاي تاريخي و هزارههاي دور تاکنون همواره با اين نام شناخته شده و هزاران سند و نقشه و مدرک تاريخي موجود در کشورهاي مختلف دنيا اين مهم را به اثبات ميرساند. خليج فارس در طول تاريخ و از دوران هخامنشيان و اشکانيان و حتي بعد از اسلام، درياچهاي ايراني بوده است و هرکس در ولايت پارس حاکميت داشته، در خليج پارس نيز داراي سلطه موثري بوده است، در زير به بعضي از اين مدارک تاريخي که اصل آنها در موزه ها، کتابخانههاي دولتي و ساير مراکزي که اسناد تاريخي نگهداري ميشوند اشاره ميشود:
1- نقشه «هکاتئوس» ( Hectaeus) مربوط به 500 سال قبل از ميلاد مسيح در اين نقشه خليج فارس به نام «Persian Gulf» ناميده شده است.
2- نقشه اراتوسنز (Eratosthnes) مربوط به 250 سال قبل از ميلاد مسيح نام «Persian Gulf» تکرار شده است.
3- نقشه دي سنارک (Dicaeachus) مربوط به 285 سال قبل از ميلاد مسيح خليج فارس را به نام «Gulf Persique» خوانده است.
4- نقشه استرابو (Strabo) مربوط به 20 سال بعد از ميلاد مسيح آنرا به نام «Persian Gulf» و آبراهي را که در غرب شبه جزيره عربي قرار دارد( درياي سرخ امروزي) به نام «Arabian Gulf» خوانده است.
5- در نقشه ديگري که در دوران خلفاي عباسي در کتاب «تاريخ عرب» به قلم فيليپ حيتي (Philip Hitti) که در قرن نهم ميلادي به چاپ رسيده است، خليج فارس را به نام «Bahar Farsi» و منظور از خليج عربي درياي غرب شبه جزيره عربستان است، كه به نام «Bahar Qulzum» يا درياي سرخ خوانده است.
6- در نقشه جهان ابو ريحان بيروني مربوط به 1030 ميلادي خليج فارس به نام «Mare Farse» نشان داده شده است.
7- در نقشه جهان ادرِيسي که مربوط به 1160 ميلادي است خليج فارس به همين نام ذکر شده است.
8- در نقشه جهان سالتر (Psalter) مربوط به قرن سيزدهم ميلادي که در تحت نفوذ کليسا تهيه شده است، مرکز جهان را منطقه «بتلهام» (Bethlehem) يعني محلي که ادعا شده حضرت مسيح بدنيا آمده است تصور کردهاند، خليج فارس را بنام «Pers Gulf» خواندهاند.
9- در نقشهاي به نام نقشه ايران قديم که توسط دوونتي «Duvotenay» جغرافيدان فرانسوي در سال 1881 ميلادي تهيه شده خليج فارس به نام «Golfe Persique» ذکر شده است.
10- در نقشه جهان بطلميوس (Ptolemaeus) مربوط به 1895 ميلادي خليج فارس به نام «Sinus Persicus» و خليج عربي(منظور نام قديم درياي سرخ) به نام «Sinus Arabicus» نشان داده شده است.
بايد توجه کرد که نقشههاي ذکر شده توسط خود اعراب تهيه و به چاپ رسيدهاند و ايرانيها دخالتي در تهيه آنها نداشتهاند!
بعد از قدرتيابي حکومت آل بويه در ايران، سلطه ايران بر تمامي خليج فارس و حتي درياي عمان و مسقط گسترش پيدا ميکند و پس از آن در دوره سلجوقيان و ايلخانيان و اتابکان فارس نيز بر تمامي خليج فارس به معناي امروزي آن اعمال حاکميت ميشدو اين اعمال حاکميت تا دورههاي صفويه،افشاريه،زنديه،قاجاريه و پهلوي به طور پيوسته براي ايران وجود داشته است.
در مورد نام «پرس» و «پرشيا»، سر آرنولد تالبوت ويلسن در کتاب خود به نام «خليج فارس» يا The Persian Gulf که به فارسي نيز زير نام «خليج فارس» به وسيله آقاي محمد سعيدي در سال 1366 ترجمه و به چاپ رسيده است، در فصل چهارم صفحه 83 چنين بيان کرده است:
« حوزه ايالت فارس در قرون گذشته شامل تمام سواحل شرقي خليج فارس بوده است و از رودخانه تاب تا تنگه هرمز امتداد داشته است. يونانيها اين ايالت را به اسم «پرسيس» ميناميدهاند و زيرا السنه اروپايي ايران را از اشتقاق کلمه «پرسيس» به اسم «پرس» و «پرشيا» ميخوانند در صورتي که خود ايرانيها مملکت خويش را ايران مينامند و فارس يا پرسيس قديم فقط يکي از ايالات جنوبي آن ميباشد .»
چون سواحل فارس يا به گفته يونانيها «پرسيس» در کنار اين خليج قرار دارد، بنابراين از زمانهاي بسيار دور آن را خليج فارس نامگذاري کردهاند. چنانچه آبراهي که در قسمت غربي شبه جزيره بي آب و علف عربستان قرار داشت به نام «خليج عربي» خواندهاند در حاليکه نه تنها در آن ايام قديم کشوري بنام عربستان وجود خارجي نداشت، بلکه تا سال 1926 که دولت استعماري انگليس اين سرزمين را به يکي از وابستگان خود به نام عبد العزيز سعود ابن سعود واگذار نمود نيز چنين کشوري در بين کشورهاي آنروز جهان موجود نبود. علت اين نامگذاري صرفاٌ به خاطر مردمان بومي عربي که در گذشته دور در آن سرزمين گرم و سوزان اطراق کرده بودند بوده است.
لازم به ذکر است که توجيه و تاکيد اعراب در تغيير نام خليج فارس جداي از بحث اسناد تاريخي از ديد گاه علمي و جغرافيايي نيز بي پايه است چرا که با وجود آنکه سواحل شمالي و شرقي خليج مکزيک که متعلق يه آمريکا است به مراتب بيشتر از سواحل غربي و جنوبي متعلق به مکزيک است، نام اين خليج به «خليج آمريکا» تغيير پيدا نميکند. کشور آمريکا نميتواندادعاي تغيير نام اين خليج را به «خليج آمريکا» بنمايد. علت پر واضح است چون حدود سيصد سال قبل از اينکه در سال 1776 کشورهاي متحده آمريکا به وجود آيد اين خليج به اين نام نامگذاري شده بود و تغيير اين نام رسمي و بين المللي امکان پذير نخواهد بود.
تلاش استعمار براي تغيير نام «خليج فارس» بيش از پنجاه سال است که در جريان است. با وجود اينکه آبراهي که شبه جزيره بي آب و علف عربستان و فلات ايران را از هم جدا ميسازد از هزاران سال قبل با نام «خليج فارس» (Persian Gulf) شناخته شده، در چند دهه گذشته پس از ملي شدن صنايع نفت ايران به ابتکار دکتر محمد مصدق، مقامات دولتي انگليس از فرط استيصال و به منظور انتقام از ملت ايران پروژه رواج نام «خليج عربي» را به جريان انداختند. شيخ نشينهاي عربي تازه به استقلال رسيده نيز از اين فرصت استفاده کرده و در شيخ نشينهاي خود از اين نام جعلي استفاده نمودند. اخيراٌ هم با صرف ميليونها دلار باد آورده نفتي رسانههاي گروهي،شبکههاي اينترنتي و ماهوارهاي غربي را که براي به دست آوردن سود بيشتري حاضر به انجام هرکار خلاف قانون و غير انساني هستند، وادار کردهاند در بروشورها و مکاتبات خود واژه «خليج عربي» را به جاي «خليج فارس» به کار برند.
اين در حالي است که در نقشههاي موجود وزارت جنگ انگليس که تقديم ناصرالدين شاه شده،از جمله نقشههاي درياداري و... جزاير سه گانه (ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک) و حتي بحرين تحت مالکيت ايران دانسته شده است. خليج فارس که به اذعان کتب مرجع انگليسي نظير كتاب «گشتي در خليج فارس» نوشته «آرنولد ويلسون» نماينده بريتانياي استعماري در بغداد در سالهاي 1918 تا 1920 از حداقل 2200 سال پيش، داراي هويت ايراني بوده است؛ اکنون در حالي بازيچه قدرتهاي غربي در منازعه با جمهوري اسلامي شده که حتي همه طيفهاي سياسي داخل وخارج کشور نيز حساسيتي فوق تصور به تحريف نام اين منطقه نشان ميدهند.
واکنش گسترده ايرانيان به اقدام نشريه نشنال جئوگرافيک در چند سال قبل به خوبي نشان داد که ايرانيان صرفنظر از گرايشها و اعتقادات متنوع سياسي خود، چارچوب حاکميت ملي و تماميت ارضي ايران را قابل معامله نميدانند
از هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح (از بيش از چهار هزار سال پيش) تاكنون جزاير سهگانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به همراه ديگر جزاير، بنادر و سواحل شمال و جنوب خليج فارس قلمرو حكومتهاي گوناگون ايراني بوده است. وجود نقشههاي باستاني حكومت هخامنشيان، اشكانيان و ساسانيان، سنگنبشتههاي متعدد، نامهاي نژاده پارسي اين مناطق، بيش از 23 نقشه رسمي و نيمهرسمي كه توسط دولتهاي بريتانيا و ديگر دول غربي در قرون گذشته به چاپ رسيده، نامههاي رسمي دولتي حكومتهاي گوناگون ايرانزمين و اسناد و كتابهاي تاريخي موجود در كتابخانههاي سراسر دنيا و بسياري اسناد ديگر، تعلق اين جزاير را به ايران به خوبي به اثبات ميرساند.
از جمله كتابهاي تاريخي ميتوان به كتاب «محمود سديد كبابي بندر عباسي» اشاره كرد كه در آن اسناد جالب توجهي است كه از آن ميان، ميتوان به سندي اشاره كرد كه در آن حاكمان شارجه و رأسالخيمه براي تعليف احشام خود در جزيره ابوموسي ـ كه به دليل مراتع سرسبز خود به «گت سبزو» نيز معروف بود ـ از حاكمان ايران اجازه ميگرفتند و پس از تعليف هم مراتب خدمتگزاري و سپاس خود را به ايرانيان اعلام ميداشتهاند! ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك، سه جزيرهاي هستند كه با وجود اينكه وسعت چنداني ندارند، ولي از اهميت استراتژيك منحصر به فردي برخوردارند. اين جزاير همچون زنجيرهاي دفاعي و امنيتي در جنوب ايران، در دهانه خليج فارس و تنگه هرمز همانند ناوگاني ثابت، هرگونه تحرك و عبور و مرور كشتيها به خليج فارس را در كنترل دارند.
در سال 1850 ميلادي بنا بر آمار انگليسيها، جمعيت ابوموسي از حدود شصت خانوار كه اغلب بلوچ ايراني بودهاند، تشكيل شده بود و اندك خانوارهاي عرب ساكن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت كرده بودند. تنب بزرگ مسكوني بوده و تنب كوچك يا تنب مار، با دو كيلومتر مربع وسعت، صخرهاي و هميشه خالي از سكنه بوده است. نام اين جزاير نيز ريشهاي ايراني دارد. ابوموسي، مخفف «بوم موسي» يعني خانه موسي بوده و تنب نيز تغييريافته واژه پارسي تنگستاني «تمب» به معناي تپه پشته و تل است.
استعمار بريتانيا در اوايل سده بيستم ميلادي همزمان با گسترش نفوذ و استيلاي خود در منطقه و نيز همگام با مرعوب كردن شيوخ باديهنشين حاشيه جنوب خليج هميشه فارس، جزاير تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي را اشغال كرد و به قبايل عرب تحتالحمايه خود سپرد، اما اين امر بلافاصله با اعتراض رسمي دولت ايران روبهرو شد و همه دولتهاي ايران در سالهاي اشغال همواره با كوششهاي پيگير، با اعتراضات رسمي مكتوب، حتي با بازديد و نصب پرچم سهرنگ ايران بر اين جزاير، بر حق حاكميت سرزمين ايران بر اين جزاير پاي ميفشردند، تا اينكه در پي يك معامله ننگين كه هيچگاه توسط ملت ايران به رسميت شناخته نشد، در تاريخ 24 ارديبهشت 1349، بحرين از پيكره ميهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگليس از خليج فارس در سال 1971 ميلادي (1350 شمسي) طي تفاهمنامهاي با شيخنشين شارجه و با ميانجيگري انگلستان، جزيره ابوموسي پس از 68 سال اشغال توسط بيگانه، به مام ميهن بازگشت و جزاير تنب بزرگ و تنب كوچك نيز با توافق غيرمكتوب با بريتانيا به ايران بازگردانده شدند، چراكه بنا بر ديدگاه دولت وقت ايران، هرگونه توافق مكتوب با بريتانيا ممكن بود در مورد حاكميت مطلق ايران بر دو جزيره تنب، جاي ترديد باقي بگذارد.
ادعاهاي بيپايه و تجاوزكارانه اعراب عليه ايران
كشورهاي عربي در دهههاي اخير، همواره بر تكرار ادعاهاي بيپايه خود عليه تماميت ارضي ايران پافشاري ميكنند. اين در حالي است كه ملت ايران در تاريخ چند هزار ساله خود و به ويژه در طول جنگ هشت ساله عراق عليه ايران به اثبات رساندهاند كه با رشادت و ازخودگذشتگي جوانان پاك و فداكار و تقديم خون گلگون صد هزار شهيد و رشادتهاي دهها هزار جانباز قطع عضو و شيميايي و ايثار هزاران خانواده داغدار شهيدان جاويدالاثر از وجب به وجب مرزهاي خشكي و آبي ميهن عزيز خود ايران دفاع كردند و اجازه ندادهاند كه هيچيك از اهداف شوم سردار مفلوك قادسيه كه شامل لغو قرارداد 1975 الجزاير، حاكميت كامل بر اروندرود، تجزيه خوزستان و نيز جدا ساختن جزاير سهگانه از ايران بود، به نتيجه برسد و ديگر بار نيز اجازه نخواهند داد كه پارهاي ديگر از ايران همچون بحرين از مام ميهن جدا شود.
در مسئله ادعاهاي امارات نسبت به تماميت ارضي ايران در خليج فارس، چند نكته قابل تأمل است:
1ـ در زمان انعقاد تفاهمنامه ميان ايران و شيخ شارجه و بازگشت جزاير به ايران، هنوز دولتي با نام امارات متحده عربي، وجود خارجي نداشت تا بتواند ادعايي نسبت به جزاير تاريخي ايران داشته باشد. درواقع امارات متحده عربي دو روز پس از بازگشت جزاير به ايران به عنوان يك كشور موجوديت يافت.
2ـ شوراي همكاري خليج فارس نيز در زمان انعقاد اين تفاهمنامه هنوز تشكيل نشده بود بنابراين، از لحاظ حقوق بينالملل نميتواند نسبت به تماميت ارضي ايران، ادعايي مطرح كند.
3ـ بنا بر يك اصل حقوقي در روابط بينالملل، وجود قرارداد دوجانبه، حق و مسووليتي براي كشور سوم ايجاد نميكند، بنابراين دخالت هر كشور و نهاد و سازمان ثالث در مسئله جزيره ابوموسي، غيرقانوني است.
4ـ پس از اعمال حاكميت دوباره ايران بر جزاير سهگانه، چند كشور عربي از جمله ليبي، عراق و يمن، در دسامبر 1971 از ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شكايت كردند كه شوراي امنيت با بررسي پرونده، آن را براي هميشه مختومه اعلام كرد. اينگونه بود كه اعراب به دنبال راهكاري براي بينالمللي كردن دوباره اين ادعاهاي بيپايه خود بودند تا اينكه بهترين حربه را توسل به دادگاه لاهه يافتند.
در پايان بايد به چند نکته اشاره کرد:
1- با توجه به گردش مالي عظيمي که حضور ميليون ها زاير ايراني تاکنون براي عربستان سعودي و شيوخ تن پرور ان به همراه داشته نبايد اين عامل به عنوان اهرم فشاري براي جلو گيري از ادامه حرمت شکني هاي پياپي اين کشور به نام تاريخي خليج فارس به کار گرفته شود؟
2- ايا زمان آن نرسيده که ايران بزرگ و قدرتمند در برابر کشور هاي عربي جنوب خليج فارس وامارات متحده که از برخي استان هاي ايران هم کوچک تر است از پتانسيل بيش از پانصد صد هزار ايراني مقيم و ميليارد ها دلار ثروت ايراني موجود در آن سامان به نحو مطلوب براي جلو گيري از گستاخي هاي پي در پي سرا ن اين کشور عليه تماميت ارضي ايران بهره گيرد؟
3- آيا در برابر ادعاها و زياده خواهي هاي بي اساس و غير علمي همه بيست و دو کشور عربي عليه نام تاريخي ،رسمي ، بين المللي خليج فارس و جزاير سه گانه هميشه ايراني که هر روز شکل جديد و ابعاد وسيع تري پيدا مي کند ادامه مماشات و تساهل با اعراب منطقي است؟
4- آيا بهتر نيست در مقابل واکنش و هياهوي پر سرو صداي شيوخ بحرين و ساير کشور هاي نژاد پرست عربي در برابر بازگويي يک واقعيت تاريخي که به حق توسط برخي چهره هاي سياسي ايران بيان شده بود ، ايران به آگاهي رساني بين المللي در زمينه پيشينه نام تاريخي خليج فارس و حاکميت تاريخي ايران بر کرانه هاي جنوبي خليج فارس بپردازد؟
5- نکته اي که توسط پژوهشگران ايراني کمتر بدان پرداخته شده نام تاريخي بخش شمالي اقيانوس هند و غرب هندوستان است با وجود اين که در بسياري از نقشه هاي تاريخي بين المللي قرون گذشته نام اين دريا با نام درياي پارس ثبت شده ، در اواخر قرن 19 ميلادي در غفلت وعدم قاطعيت ايرانيان عصر قاجار در برابر تحريف نام آن با دسيسه هاي امپراتوري بريتانياي استعمارگر به درياي ع رب تغيير يافت مساله اي که تاکنون توجه کافي به آن اعمال نشده است و فاش کردن توطئه هاي اين تغيير نام مي تواند در تقويت موضع ايرانيان در برابرجاعلان عربي تاريخ خليج فارس وتکرار اين تغيير نام تاريخي کار گشا باشد.
6-مساله غزه نشان داد که کشور هاي عربي که از نقش پررنگ جمهوري اسلامي در حمايت از مظلو مان غزه به شدت بر اشفته اند با اطلاق جزاير سه گانه ابدي متعلق به ايران به عنوان جزاير عربي اشغال شده و دامن زدن به تحريف نام خليج فارس ،مي کوشند ضعف و ناتواني خود را در برابر اسراييل جبران نمايند.
و درباره تصميم پیرامون برگزاري بازي هاي اسلامي با حذف نام خليج فارس بايد پرسيد:
1- آيا کشور هاي عربي با برخورد هاي دزدانه و جاعلانه خود با نام خليج فارس که آشکارا به تحريف و قلب تاريخ وتهديد عليه تماميت ارضي ايران مي پردازند واقعا اسلامي هستند؟ و آيا اسلام جعل و دروغگويي را در هر شکل تقبيح نکرده است؟
2- تامين هزينه هاي گزاف پذيرايي و برگزاري اين مسابقات با خرج ملت ايران با اين شرايط از چه ارزشي برخوردار بوده است؟ آيا حضور کشور هاي عربي در بازي هايي که نام خليج فارس در آن به خاطر تهديد عرب ها حذف شده سبب نشده که رسانه هاي گروهي عربي از آن به عنوان عقب نشيني ايرانيان از کاربرد نام خليج فارس و يک پيروزي بزرگ براي اعراب تلقي کنند؟
3- پاسخ ما به روح پاک صدهاهزار شهيد گلگون کفن ايراني به باکري ها، جهان آرا ها، شيرودي ها، حسن باقري ها، دوران ها و... که جان پاک خود را نثار انقلاب اسلامي و خاک پاک ايران زمين نموده است چه خواهد بود؟مگر نه اين که در آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران صدام حسين با حمايت هاي دولت هاي عربي براي سه هدف عمده تجزيه خوزستان، حاکميت بر کرانه هاي شرقي متعلق به ايران اروند رود، جدا سازي جزاير سه گانه از ايران و اعمال حاکميت عربي بر آن، عربي کردن خليج فارس و در نهايت ساقط کردن نظام نو پاي جمهوري اسلامي ايران بوده است؟
4- پس آيا بر گزاري بازي هاي اسلامي در ايران با اين شرايط توجيهي دارد؟و آيا تاکيد بر برگزاري بازي ها با نام هويتي خليج فارس، حتي با قيمت عدم حضور اعراب زياده خواه و جاعل نمي تواند قاطعيت ايرانيان شجاع و متمدن را در حراست و پاسداشت نام خليج فارس که به هويت ايران و ايراني گره خورده براي افکار عمومي بين المللي به دنبال داشته باشد؟
توضیح تابناک: ابتداً بخشهایی از این یادداشت به عنوان دیدگاههای شخص آقای دکتر میرسنجری به واسطه اشتباهات تحریریه، با مبحثی دیگر درآمیخته شده بود که پس از بررسی نهایی اصلاحاتی در راستای تصحیح یادداشت مذکور صورت پذیرفت.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کجاست سپاه پاسداران؟ کجاست بسیج ؟آیااینها فقط کارکرد داخلی دارند؟ ما بین ایران و اسلام حتما ایران را انتخاب می کنیم!!!
ضمن تشكر از اطلاع رساني انجام شده،ورزش ومسابقات كه امري عادي است،تحت هيچ شرايطي نبايد چنين گستاخي واهانتي را پذيرفت. اينگونه كشورهايي همان به كه در بازي ها حضور نيابند.
با سلام. دنیا حدود یک میلیارد مسلمان داره. چرا واسه بازیهای اسلامی که به قول یکی از کاربران محترم در بالا بار ورزشی هم نداره نماینده صد میلیون عرب (یعنی 10 درصد مسلمان ها) باید دیکته کنه؟ اگه به مقاله های تابناک در این زمینه برگردیم می بینیم بیشترین حساسیت کاربران در مورد تمامیت ارضی ایران است. وقتی شاه سرسپرده اسم شط العرب رو کرد اروندرود. پس وظیفه ما وراث خون شهیدان این وطن دیگه جای خود داره. روزی یک مرد وسط بیابون تفته فریاد زد هیهات مناالذله. مگه اون مرد سالار ما نیست؟
باید زار زار گریه کرد ....... اما نمیشه ، چون اشکی نمونده ......
ننگ بر مسابقاتی که باعث خفت ایرانیان شود من مطمئنم که این مسابقات خاری در گلوی همه ایرانیان است نه مایه مباهات آنان
باسلام . من دریکی از پروژهای ساخت کارخانه فولا کار میکنم . متاسفانه چند روز پیش در تابلو اطلاعات کارخانه بزرگ یک ضرب المثل چینی نوشته بوده اند . من اعتراض کردم که ما خودمان هزاران ضرب المثل داریم اما... متاسفانه همه چیزمان دارد از دست میرود خلیج همیشه فارس را که اعرابها صاحب هستند . پرچم عزیز کشورمان که در چین تولید میشود . واقعا غیرت مسئولین کجاست !!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باسلام . من بعنوان یک ایرانی حاضر هستم تا آخر عمرم دیگر فوتبال نبینم اما همچین ننگی را نپذیرم . مقیمی - خراسان
خواهشا پیگیری کنید ..اگر این اتفاق افتاده .. دولت باید بازخواست و محاکمه شود
آخه چقدر تحقیر رو باید تحمل کنیم قضیه ملوانهای انگلیسی قضیه آزادی رکسانا کوتاه آمدن در مقابل عربها و تحریف نام خلیج فارس از دست دادن دریای خزر رفتار عربهای ... با مسافران ایرانی و .... اون همه شعار اقتدار و عزت و... کجا رفت الان داریم در زمان فتحعلیشاه زندگی می کنیم.
کسانی که سکوت اختیار کردن در واقع دارند به ایران و ایرانی خیانت میکنند دارند به تمام اجداد و نیاکان ما در قدیم و شهدای عزیز مون بی احترامی میکنند.آیا امام راحل (ره) از شما راضیست؟ نه تنها این عمل محکومه بلکه باید این بازیها تحریم هم بشه.امیدوارم که عزیزان تابناکی کوتاهی نکنند و پرچم دار این تحریم ها و واکنشها باشند . با تشکر
ذلت معنی دیگری ندارد. اگر برای این موضوع انقلاب دیگری در ایران صورت گیرد جای تعجب نیست. این است ابرقدرتی که احمدی نژاد مرتب از آن سخن می گوید.
اگر دولت ذلت پذیر است چرا احزاب به خواب خرگوشی رفته اند آیا یکی از شعارها و تعهدات احزاب حفظ عزت مملکت نیست اگر چنین است مراتب اعتراض خود را علنی کنند و از مردم بخواهند که در اعتراض آنان را حمایت کنند
این ما هستیم که دیگران را وادار میکنیم با ما چگونه رفتار بکنند.وقتی رئیس جمهور کشورمان که بالا ترین مقام سیاسی است در اجلاسی در جنوب خلیج فارس ایران در یک کشور عربی شرکت میکند که به جای نام خلیج فارس نام غیر حقیقی آنرا می نویسند و تمام رسانه های دنیا نیز آن را پوشش می دهند و هیچ واکنشی از سوی بالا ترین مقام حاظرایرانی درآن جا انجام نمی شود .باید منتظر چنین روزی بود .خود کرده را تدبیر نیست.
باید ملت ایران با عدم حضور و حمایت از این بازیها آنرا تحریم و جواب ملت ایران را به دولتیان و اعراب برسانند.
بدتر هم میشه. وقتی ما یک خیابان یا یک بیمارستان یا یک پارک یا یک ساختمان بزرگ یا یک ورزشگاه تو هر استانی به نام خلیج فارس نداشته باشیم همینه.
شما رو به شیر مادرتون قسم می دم این پیام من رو نشون بدین: ابتدا از این ذلالت بی حد و حصر دولت و سازمان تربیت بدنی واقعا متاسفم. 1- ملت ایران باید هر طور شده جلوی این ذلالت بایستند. از دانشجویان خواهش می کنم کلاسهای درس رو تعطیل کنند تا زمانی که این مصوبه ننگین لغو شه. 2- از گروههای میهن دوست تقاضا می کنم به سرعت همایش ها و تظاهراتی را علیه این مصوبه ننگین تدارک ببینند.
آیا از ملت ایران نظر خواهی شد که تربیت بدنی چنین کاری را انجام دهد ؟
خدا رحم کرد زمان جنگ این دولت سر کار نبود وگرنه آبادان عبادان می شد و اروندرود شط العرب.جالبه که صدای مهرورزی و خدمتگزاریشون گوش فلکو کر کرده.
این دیگه واقعا یک رسوایی در سطح بین المللی، دولت نهم تا کی می خواهد به این بی اعتباری ملت و سرزمین ایران دامن بزنه و همه ساکت باشن. این دیگه قابل تحمل نیست که بر سر منافع و عزت ملی با تفسیر ابلهانه بعضی ها از اتحاد جهان اسلام معامله کنیم. باید خروشید و بر سر آنانیکه سر در برف فرو برده اند فریاد زد. باشد که به لطف الهی از خواب غفلت بیدار شوند.
نابود باد خائنین به وطن!
کسانیکه چنین پیشنهاد کستاخانه ایی را پذیرفته اند باید بدانند که از هم اکنون
خود و نسل کثیفشان را محکوم به مرگ و نابودی نموده اند.تمامی مسئولین در هر پست و مقامی و در هر منسب و مسندی و با هر نام و نشان و لباسی که باشند و تمامی مجریان و ورزشکاران و گویندگان و همه دست اندرکارانی که در این مسابقات ننگین شرکت و همکاری نمایند باید بدانند روزی بعنوان خائن باید محاکمه و پاسخگوی خیانتشان به کشور عزیز ایران باشند. به امید روزیکه خائنان و دروغگویان و انان که سعادت و خوشبختی عده ایی عرب را به سعادت و خوشبختی کشور عزیز ایران و مردمش ترجیح میدهند از قدرت به زیر کشیده شوند و وطن دوستان واقعی بر مسند قدرت بنشینند و در ان روز وای به حال انانکه به ثروت و امکانات و ناموس و شغل و جوانان و اب و خاک و نام این مرز و بوم خیانت نمودند.انانکه نسبت به بیکاری و درماندگی و فقر و اعتیاد و رنج و حرمان و اوارگی و دربدری و هزاران معضل دیگر مردم ایران بی تفاوتند ولی برای بیکاران عرب غزه و لبنان و فلسطین از جیب مردم بدبخت ایران حاتم طائی میشوند و بذل و بخشش میکنند روزی باید جوابگوی اعمالشان باشند.
با تشکر از سایت تابناک پس آنهمه های و هوی در هنگام روز ملی خلیج فارس مبنی بر اینکه حاضر نیستیم نام خلیج فارس را، حتی به قیمت لغو بازی ها، حذف کنیم چه شد؟!
من فکر می کنم باید در حجمی گسترده با سازمان تربیت بدنی تماس گرفت، و به آنها تذکر داد که کاری نکنند که اینبار این بازی ها توسط ایرانیان تحریم گردد. باید سازمان تربیت بدنی را تحت فشار قرار داد. من نمی دانم آیا خود این آقایان ایرانی نیستند.
با سلام! یک پیشنهاد! برشورهایی و پلاکاتهایی با نام عزیز خلیج فارس چاپ کنید و در محل برگزاری بازیها پخش کنید! با این عمل حساب کار همه دستشان میآید.
اگر چيست برادر گرامي؟ حتما اينكار را كرده اند. نامه خليج فارس به بهانه تصاوير ورزشي حذف شده ولي در بالاي نقشه ايران خطوط مرزي روي تصاوير قرار گرفته. با يك سرچ ساده مي توانيد در اينترنت ببينيد. يكي نيست بگويد ما از برگزاري اين مسابقات كشكي كه معلوم نيست ديگر چه صيغه ايست چه هدف مهمي را دنبال مي كنيم كه از تماميت ارضي و شرف ملي ما بالاتر است. يك جا بايد تودهني بزرگي به اين عربها زد و آن هم همين الان است. هرچه كوتاه بياييم جلو مي آيند يك روز جزاير، يك روز خليج فارس، يك روز كافر ، يك روز اشغالگر و الي آخر. نمي دانم از دست اين زعماي قوم نادان بايد به كي پناه برد؟ كه ايقدر با احساس ملي ما بازي مي كنند.
هویت عرب براساس مخالفت با ایران شکل گرفته است. لذا ایران یک تهدید همیشگی برای اعراب باقی خواهد ماند چراکه اعراب با اعلام ایران به عنوان تهدید است که هویت خود را حفظ می کنند. برای آنها شعارهایی مانند وحدت و برادری اسلامی جایگاهی در سیاست خارجی نسبت به ایران ندارد چراکه اگر ایران برادر باشد، دشمن کیست تا با اتکا به او هویت عربی ساخته شود؟
این کار سازمان تربیت بدنی با هر توجیه و بر مبنای هر مصلحتی که انجام گرفته باشد گردن نهادن به خواست بدخواهان ایران زمین است. بنده امیدوارم که مسئولان و دلسوزان کشور از این اقدام سازمان تربیت بدنی جلوگیری کنند و حتی به قیمت شرکت نکردن کشورهای عربی در این مسابقه ها نام خلیج فارس را در تمامی نقشه ها، بروشورها و سایر جاهای لازم به کار برند.
پاینده ایران
از کی تا حالا سازمان تربیت بدنی، وزارت خارجه شده است و ما خبر نداریم؟!!
آیا در این مورد حساس و تعیین کننده در رابطه با تمامیت ارضی و منافع ملی، سازمان تربیت بدنی باید تصمیم گیرنده باشد؟!!! چرا مسئولین مملکتی ساکت هستند؟
تصمیم سازمان تربیت بدنی هر چه سریعتر باید لغو شده، آنهائی که چنین تصمیمی گرفته اند باید از کار برکنار شوند! مردم ایران، از دولت جمهوری اسلامی انتظار دارند حافظ تمامیت ارضی و منافع ملی باشد. این کمترین انتظاری است که ایزانیان از حکومت خود دارند.
آقای احمدی نژاد آیا فکر نمی کنید این مساله ثمره نشستن شما زیر تابلوی خلیج... در اجلاس شورای همکاری خلیج... باشد؟ لطفا پاسخ دهید. ایرانی ایران دوست
اجازه بدهید من یک مثال برای شما بیاورم .دو رویداد هست که اوج سنگدلی و جنایت دشمنان این سرزمین را نشان می دهد نخست حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافری ایران بر فراز همیشه خلیج پارس ایران و دومی کشتار زائران ایرانی در عربستان.برای اولی هر سال چندین همایش و کنفرانس برگزار می شود .محل شهادت این عزیزان گلباران می شود .انیمیشن در مورد ان ساخته می شود و هزاران مراسم دیگر در سراسر کشور برگزار می شود تلویزیون پیوسته تحلیل و خبر ارائه می دهد و ...... که البته کار شایسته و به جایی است . اما در مورد جنایت دوم.کار را به جایی رسانده اند که حتی در برنامه هایی مثل تقویم تاریخ و از این دست هم این جنایت جایی ندارد.انگار باید از صفحه تاریخ این سرزمین این جنایت ال سعود پاک شود.شما آخرین بار کی تصویری از این جنایت در تلویزیون دیده اید؟؟حتی شما دوستان تابناکی هم از کنار این جنایت گذشته اید.در جنایت اول چون پای آمریکا وسط هست به هیچ وجه نباید از حافظه تاریخی ملت پاک شود و در جنایت دوم چون پای کشوربه اصطلاح دوست و اسلامی در میان است برای حفظ وحدت و همبستگی !!!! باید به فراموشخانه تاریخ سپرده شود!!! که مبادا دوستان عرب ناراحت و رنجیده شوند. و این سیاست تا به امروز ادامه دارد و داستان بازیهای اسلامی هم از این قاعده جدا نیست .اما من می خواهم بگویم برای ملت ایران دشمن دشمن است حالا می خواهد اعراب قادسیه و چنگیز و مغول و عثمانی باشند خواه صدام و شیخ نشینان یا غرب و آمریکا و اسرائیل .هرکس به این سرزمین و تاریخ و فرهنگ آن گستاخی کند با شدید ترین واکنش این ملت مواجه خواهد شد..
کشور محتاجی مانند مراکش صرفا بخاطر فراخوانده شدن کاردارش به وزارت خارجه کشورمان تقاضای عذر خواهی از ایران را کرد وبعد هم رابطع اش را با ماقطع کرد حالا مقایسه کنید کار ذلت آور ما در برابر خواسته اعراب برای حذف نقشه واقعی کشورمان از بازی ها این بزرگترین حقارت تاریخی ما است.وزیر خارجه و همه مسئول هستند این بازی ها باید لغو بشودبدون نام خلیج فارس ما بازی نمی خواهیم
خاک بر سر این وطن فروشان. این است معنی شایسته سالاری؟
درود به این نویسنده توانا، تو این چند سال تنها کسی که میشه بهش نمره ۲۰ داد مردم غیور ایران هستند که فارغ از هر نو گرایش مردانه از وجب به وجب خاک مقدس میهن دفاع کردند. از این دستگاه دربو داغون دیپلماسی ایرiنم که چیزی در نمیاد. یقین داشته باشید دوباره همین مردم نام فارس رو زینت بخش آبدی این خلیج خواهند نمود
سکوت در برابر چنین مساله ای کم از عهد نامه ترکمنچای و گلستان ندارد.بارها و بارها شنیده ایم که جنگ هشت ساله ایران و دشمن این ملت عراق تنها جنگی است که ایران بخشی از سرزمین خود را از دست نداده است و از این به عنوان افتخار جمهوری اسلامی یاد می شود .حالا چه شده است که در برابر گستاخی و توهین اعراب و از دست دادن هویت ایرانی این سرزمین صدایی از کسی بلند نمی شود.با سکوت جمهوری اسلامی در این موضوع بدون شک فرزندان این سرزمین در سالهای آینده آن را همچون ترکمنچای و گلستان مایه شرمساری خود خواهند دانست ویکی از صفحات تاریک این سرزمین شکل خواهد گرفت
واقعا اگر كسي در ايران فكر مي كند , وحدت شيعه وسني يك تئوري پذيرفته شده از طرف سران مزدور عرب ومردمي كه فقط گوش به تبليغات انها دارند,مي باشد,بايد گفت زهي خيال باطل . اين سران مرتجع عرب فقط از اربابانشان دستور مي گيرند . انها ذره اي دلشان به حال ايراني نمي سوزد ويادمان نرفته كه در جنگ تحميلي انها سرباز,پول وامكانات براي سردار قادسيه تهيه كردند. اگر اين مسابقات بدون نام خليج فارس صورت گيرد, بايد ما ايرانيان ان را تحريم كنيم. حركت يكي از ورزشكاران محبوب يا كاپيتان تيم ملي در واكنش به حذف نام خليج فارس بسيار موثر است.
گویا بعد از تصرف صدا و سیما توسط اعراب، این بار نوبت به تصرف سازمان تربیت بدنی رسیده است. اگر فردا شنیدید که خوزستان بی سر و صدا از ایران جدا شد و العربستان نام گرفت تعجب نکنید که "من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد از آشنا کرد"
خواستم در مورد هجوم ایرانیان با عنوان زائر به کشورهای عربی مخصوصاً عربستان نکته ای را عنوان کنم دوستان خوانند این فقط عربستان، سوریه و عراق نیست که از مسافرت مردم ایران سودمند می شوند سازمانهای ریزو درشت داخلی هم از این سفره عریض و طول بهره مند هستند. بنابراین این سازمانها به سفرهای غیرضروری دامن می زنند.
برگزاری بازیهای اسلامی خیانت است به ایران و تمامی شهیدان این سرزمین پاک از ابتدای تاریخ تا به امروز.آیا اقتدار نشان دادن و غیرتی شدن فقط مخصوص کشورهای غربی و آمریکاست .؟؟چطور به خاطر اخراج یک دختر محجبه در فرانسه تمامی شبکه های ما این خبر رو در صدر اخبار خودشون قرار می دن اما در باره ا هانت به ایران خفه خون گرفتن ؟حالا که دولتمردان خودشون رو باختن ما ملت دلیر ایران باید کاری بکنیم باید این بازیها رو تحریم کرد باید افتتاحیه این بازیها رو به هم زد تا بفهمند که با چه کسانی طرف هستندباید با ورزشگاههای خالی به استقبال این عیاشان شکم گنده تن پرور بی چشم و رو رفت
من از شدت عصبانیت نمی دونم چیکار کنم شدم عین یک دیگ جوشان دارم خودم رو به درو دیوار می زنم ترو خدا کاری بکنید ما که دستمون به جایی نمی رسه شما رسانه ها باید دست کم این بازیها رو تحریم کنید.چرا باید سرمایه و پول این ملت صرف اعتبار بخشیدن به اعراب بی چشم و رو بشه .آقایان اینقدر جوگیر شده اند که می خواهند افتتاحیه ای در حد المپیک پکن برگزار کنن.هر چند که اینکاره نیستند .با این پول می توان ورزشگاههای نقش جهان اصفهان مشهد تبریز شیراز و اهواز رو آماده کرد و میزبانی جام ملتهای آسیا یا جام کنفدراسیون ها رو بر عهده گرفت .چراباید رقابتهایی برگزار بشه که نتیچه اون توهین و تحقیر ایران و ایرانی است.خاک بر سر بی غیرتانی که با سرمایه های این سرزمین بزرگ زندگی ننگین خود رو اداره می کنن اما کوچیکترین تلاشی در جهت نگهداری تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران انجام نمی دهند
با درود لطفا آقایان علی ابادی و میرزا آقا بیگ اگر خود را ایرانی می دانند پاسخ دهند.
پاینده ایران و ایرانی
من هم موافقم هیچ کوتاه نیاییم حتی اگر هیچ عربی شرکت نکند اگر می شود حتی سخت تر بگیریم
با سلام! این بزدلان سازمان تربیت بدنی را به کویر فکه و دیگر جبههها بفرستید تا بفهمند که ما از یک وجب کویر و خاک ایران عزیز نگذشتیم! حالا این آقایان اصلیت و ریشه ما را میخواهند با یک پخ این عربها به باد بدهند؟ آیا این مزدوری نیست؟ مرگ بر خائن به این کشور عزیز و آن همه شهید!
در خيانتهای آشکار دولت انگليس در ساليان گذشته وحال که تنها در سايه عوامل مزدور خود در ايران و باج دهی به آنان به ملت شريف و نجيب ايران کرده اند و ميکنند شکی نيست ولی بهتراست از عوامل آنان در داخل مثل اعضای فدراسيون ورزش کشور که راه خيانت آنان را باز ميگذارندو در بازيهای ورزشی هم بيشتر از به کرات مشاهده کرده ايم که بازی هارا بی جهت به تيمهای عربی واگذار ميکنند بايد شروع به افشاگری و انتقام گيری کنيم که به اميد خدا روزی انگليسيها در آتش خشم مردم نجيب ايران خواهند سوخت و عوامل مزدورشان در کشور های عربی هم جان به فرزندان کشور اهورائی و يکتا پرست ايران تسليم خواهند کرد مثل صدام ملعون.
در اين دوره اگر وطن ما را هم بفروشند باز تحت عناوين مختلف صداي كسي در نمي آيد
عزیز من این صحبت ها را باید باحکومتی زد که از آن آب و خاک باشد ، وقتی دولت مردان ما خود را عرب تر ازاعرابی می دانند که رسول خدا ص خودراازآنان ندانست ، شمادیگرچه توقعی دارید ؟ ما که دیگر ازخودمان خجالت می کشیم ازخودمان و برخورد سرانمان با این قضیه .
با سلام! قصور در این امر به هیچ وجه جایز نیست! اول با جنگ و حالا با این ادا و اطوارها میخواهند ایران عزیز و قدرتمند را ضعیف کنند! زنده با د خلیج همیشه پارس!
برگزاري مسابقاتي كه از بعد فني براي ورزش ما هيچ بازدهي ندارد و اگر قرار باشد كه با برگزاري آن به هويت چند هزار ساله ما نيز اهانت شود چه نيازي به برگزاري آن است؟ دولت آقاي احمدي نژاد بايد در اين زمينه اقدامات لازم را جويا شده ودر صورت برگزاري با حذف نام خليج فارس پاسخگوي اين امر باشد.
اگر قرار است برگزاري اين مسابقات با هويت و منافع ملي ايرانيان تناقض داشته باشد نياز به حضور ايران در اين مسابقات نيست اكنون كه اين مسابقات در كشور ما برگزار ميشود بايد در اين امر استواري نشان داده و به ملتهاي عرب نشان دهيم كه در كشور ما ايران كه هيچ،حتي اگر در جاي ديگري هم اين مسابقات برگزار شود بهيچ وجه حق اين گستاخي را نداشته و دولت آقاي احمدي نژاد بايد دراين زمينه اقدام اساسي را انجام دهد.
از شما در سايت تابناك هم گله دارم كه در مقابل اين موضوع كوتاه آمديد -
شرمنده خون شهدا شده ایم......
اگر در دوره خاتمي اين اتفاق مي افتاد صدا و سيما و مخالفان خاتمي در بوق و كرنا مي كردند كه ذلت و ننگ بزرگ است و .... خدا را شكر خاتمي اينقدر عزت و اعتبار داشت كه عربها جرات بيان نداشتند تا چه رسد به ......
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.