فوتبال ایران به خاکستر نشست
گونه است که برخی رسانههای دولتی و حامی دولت یک شبه به این حقیقت پی بردهاند که اشکال در ساختار فوتبال ایران باعث عدم صعود تیم ملی به جام جهانی شده و گرداگرد نام مدیران ارشد این مجموعه و مدیران سایه که تصمیمگیرندگان اصلی بوده و فوتبال ما از جانب آنها سیاسی شده و ضربه خود از مهلکه به دور میماند؟

پس از توقف ناامید کننده تیمهای فوتبال ایران و کره جنوبی، تیم ملی کره شمالی برابر عربستان به تساوی دست یافت تا پس از چهل سال، دو کره مستقیم راهی جام جهانی فوتبال آفریقای جنوبی شوند، عربستان به عنوان تیم سوم به مرحله پلی آف راه یابد و تیم ملی ایران، قدرت مطلقه سابق فوتبال آسیا، از حضور در این رقابتها حذف شود و به همین آسانی، فوتبال ایران به خاکستر نشست.
به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناک»، چهارشنبه روز مرگ فوتبال ایرانی بود؛ روزي كه تساوی به رنگ شکست برابر کره جنوبی نصیب ایران شد تا همه امیدهای ایران به جدال حساس دو تیم ملی فوتبال عربستان و کره شمالی که از ساعت 22:30 دقیقه چهارشنبه در ورزشگاه ملک فهد شهر ریاض آغاز شد، گره بخورد. عربستان برای راه یافتن مستقیم نیاز به سه امتیاز خانگی داشت، اما در برابر تاکتیک دفاعی کره شمالی، کاری از پیش نبرد و بدین شکل پایان این رویارویی، پایان آخرین اميدهای صعود به جام جهانی باشد و آنچه باقی بماند، حسرتي چهار ساله بر دل مردم ایران باشد که امیدوار به برگزاری جشن صعود در این شرایط خاص کشور و افزایش روحیه امید بودند.
با رقم خوردن تساوی که بدترین نتیجه ممکن برای تیم ملی ایران بود، تیم ملی فوتبال کره شمالی مستقیم به مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و تیم ملی فوتبال عربستان نیز به مرحله پلی آف راه یافت تا برای رسیدن به جام جهانی دو بازی دیگر برگزار کند و تساوی تیمهای ملی فوتبال عربستان و کره شمالی، تنها یک قربانی به نام ایران داشته باشد و تیم ملی فوتبال کشورمان با 11 امتیاز از رسیدن به جام جهانی محروم شود و با به دست آوردن جایگاه چهارم میان پنج تیمی که در ادوار پیشین، دست کم چهار تیم آن همواره پس از ایران بودند، سوختن و خاکستر شدن آقای سابق مستطیل سبز قاره کهن، برابر دیدگان مردم به تصویر کشیده شود.

هرچند برای عدهای باور پذیر نبود که تیم ملی ایران برابر تیم بیانگیزه كره جنوبي كه از دو بازي پیش، صعودش براي هفتمين بار به جام جهاني مسجل شده و بدون استرس و به گفته سرمربياش براي كمك به همسايه شمالي وارد ميدان ميشود، اینچنین موقعیتها را یکی پس از دیگری از دست دهد و در چنین شرایط حساسی، باز هم نتواند طلسم شکست این تیم را در سئول بشکند، عملکرد ضعیف تیم ملی برابر کره شمالی و امارات نشان داده بود، حتی در صورتی که تیم ملی با همه توان برابر کره جنوبی ظاهر شود، نمیتواند، این تیم را شکست دهد، اما کو گوش شنوا؟!
قطبی از شناختش برابر کره جنوبی و راه یافتن تیم ملی ایران با قاطعیت و خوشبینی وصفیناشدنی سخن به میان میآورد، اما در پایان، مشخص شد همه این وعده و وعیدها توسط آنالیزوری که تا سطح سرمربیگری تیم ملی ایران ارتقا یافته، برای خوش کردن دل مردمی داده شد که به واسطه برخورد همراه با ادب ظاهریاش، مورد احترام بخشی از مردم قرار گرفته بود، اما هماینک بزنگاه خوبی برای شناسایی سره از ناسره بود.
شاید عدهای همچون رئیس فدراسیون فوتبال مدعی شوند که قطبی فرصت بازسازی تیم ملی و ایجاد شرایط صعود تیم ملی را نداشته که در پاسخ به این عده باید گفت، اگر مقرر بود به سرمربی تیم ملی فرصتی بیش از این داده شود، چرا علی دایی از تیم ملی کنار گذاشته شد و از او حتی در صورت حذف تیم ملی از گردونه جام جهانی حمایت نشد و یا مایلی کهن به عنوان مربی بازیکنساز که در بلندمدت همواره عملکردش حاصل داشته، نگه داشته نشد؟
از سوی دیگر، آیا شرط عقد قرارداد و تمدید قرارداد میلیاردی قطبی جز این بود که تیم ملی با هدایت وی را از این گردنه صعبالعبور رقابتهای مقدماتی با موفقیت گذر کرده و راهی جام جهانی شود؟ حال چگونه است که خون قطبی از خون علی دایی و محمد مایلی کهن رنگینتر شده و با وجود تحقق نیافتن تعهد علنی قطبی به صعود تیم ملی با ادعایی که از شناخت دو کره داشت، باید او را حفظ کرد؟ آیا پای قرارداد ترکمنچای دیگری شبیه آنچه در تیم پرسپولیس با این مربی ایرانی - آمریکایی بسته شد، در میان است که با فسخ قرارداد همکاری قطبی، رقم نجومیاش آشکار خواهد شد یا روابط در جریان است که از منظر عموم پنهان مانده است؟
البته شايد این شایبهها تنها دلایل تلاش فدراسیون برای طبیعی نشان دادن راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی همچون شکست در یک دیدار تداکارتی دوستانه باشد، اما واقعیت آن است که این نوع برخورد یک علت دیگر نیز میتواند داشته باشد و آن بیتفاوتی عدهای نسبت به سرنوشت این رشته است که به عرق نداشتن آنها به فوتبال مربوط میشود و این یک حقیقت است که براي برخی، رفتن يا نرفتن به جامجهاني چندان مهمه نبوده است. همان عدهای که بخشی از شکستهای المپیک نیز ثمره مدیریتشان بود و این بار به خوبی توانستند، کارنامه عملکردشان را با تحمیل یک ناکامی بزرگ دیگر تکمیل کند؛ كارنامه مديريتهایی که همچون بالادستیهایشان آكنده از نمرات منفي است، اما همچنان در مصدر امور هستند و آنچنان از روحیه خوب، روان کم نظیر و اعتماد به نفس کاذب برخوردار بوده که در چنین شرایطی نیز با خندههايی گزنده سوهان روح ملت شوند و با پنهان شدن پشت سنگر سیار قهرماني نوجوانان در آسيا و درخشش تيم ملي فوتسال، وعده برنامهريزي براي جام جهاني آينده را دهند، اما آیا جامعه فوتبال کشورمان که درد نرفتن تیم ملی به جام جهانی را برای چهار سال با تمام وجود حس خواهد کرد، آنقدر درک پایینی دارد که باز هم به آنها فرصت دهد؟!
فوتبال ایران هماکنون بیش از هر زمان دریافته که با از دست دادن رؤسایی همچون صفایی فراهانی و دادکان و خشکیده شدن ریشه خودسری میان رؤسای فدراسیونهای ورزشی به عنوان معدود مدیران ارشد چند بعدی ورزش، هر بار چه میزان عقبگرد داشته است و تا چه میزان درجا زده است.
اگر مدیریت صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال محصولی به نام صعود به جام جهانی نداشت، اما شرایط مالی و رشد درآمدزایی اعجابانگیزی را برای این مجموعه رقم زد و اصول حرفهای همزمان با توسعه مناسبات بینالمللی با FIFA و AFC را آهسته آهسته برای اهالی این رشته به ارمغان آورد و اگر در دوره دادکان در مقایسه با دوران صفایی فراهانی، درآمدهای کلان نصیب فوتبال نشد و نگاه اقتصاد اروپایی کاملاً بر فوتبال کشورمان حاکم نبود، اما پایههای فوتبال ایران مستحکم و استوار شد و البته تیم ملی ایران نیز در راهی دشوارتر به سادگی راهی جام جهانی شد و دیدارهای نهایی مسابقات مقدماتی برای تیم ملی فوتبال ایران ـ که جایگاهی شبیه به کره جنوبی کنونی را داشت ـ جنبه تشریفاتی پیدا کرده بود.
حال باید پرسید مدیریت فعلی فدراسیون فوتبال در کدام بخش از موارد فوق به عنوان اساس فوتبال موثر و موفق ظاهر شده است؟ مسئولان غيرمتخصص فدراسيون فوتبال در دو سال اخير، برخلاف مدیران پیشین این مجموعه در عوض درآمدزاييهاي کلان فوتبال، دست خود را جلوی سازمان دراز کرده و به واسطه مطیع بودن و همچنین اهمیت صعود تیم ملی در جایگاه و وجهه عمومی هر دولت در ایران با کمکهای میلیاردی روبهرو شدند تا هزار و يك مشكل مالي را که به واسطه برخی بیتدبیریها با آن دست و پنجه نرم ميكنند، مرتفع سازند و در این شرایط با راه نیافتن به جام جهانی، جایزه شش ميليون فرانك سوييسی صعود به جامجهاني را که ميتوانست بسياري از دغدغههاي مالي فوتبال ایران را برطرف سازد، از دست دادند.
در مباحث فنی نیز ناتوانمندی برای خصوصیسازی تیمها و ناکامی هر چهار نماینده ایران در مرحله مقدماتی جام باشگاههای آسیا پس از حذف تيم جوانان در آسيا، تنها زمین خوردن تیم ملی فوتبال به عنوان پیشانی و نماد فوتبال ایران را کم داشت تا کلکسیون عملکرد فنی ضعیف فوتبال ملی با عدم صعود از گروهی که پس از قرعهکشی مقدماتی جام جهانی ـ به گواه و تأیید مسئولان فدراسیون ـ گروهی آسان تشخیص داده شده، تکمیل شود و اینچنین آه از نهاد آنهایی که در فوتبال ایران ریشه دارند، به واسطه خفت و خاری کشورمان در این رشته برخیزد.
جالب اینکه برخی رسانههای دولتی و حامی دولت، یکشبه به این حقیقت پی بردهاند که اشکال در ساختار فوتبال ایران، باعث راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی شده و گرداگرد نام مدیران ارشد این مجموعه و مدیران سایه که تصمیمگیرندگان اصلی بوده و فوتبال ما از جانب آنها سیاسی شده و ضربه خود از مهلکه به دور میماند؟ اگر فوتبال ایران در این دوره دچار ضعف ساختاری شده که مقصر آن همین مدیران هستند و اگر در گذشته شده و مدیران پیشین با وجود این ضعف ساختاری، تیم ملی را به راحتی راهی جام جهانی کردهاند، باز تقصیر بر عهده همین مدیران کنونی است، چرا که با چنین تعبیری، توان مدیریتهای پیشین از حاضران به مراتب بیشتر بوده که با قرعهای دشوارتر، تیم ملی ایران، سادهتر از این به جام جهانی رفت.
دلسردي مردم نسبت به ورزش و فوتبال به عنوان پدیدهای که باید در کنار سلامت، در گسترش نشاط اجتماعی نقشی کلیدی داشته باشد و سکوهای خالی ورزشگاههای فوتبال که به مفهوم وارد شدن هزار و یک ترکش مستقیم و غیرمستقیم از جمله کاهش درآمدزایی و توقف توسعه این رشته در کشور است، پیش پا افتادهترین و سریعالاثرترین عوارضی است که با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی، نصیب فوتبال ملی ایران خواهد شد و شاید همین دلیل باشد که فریاد برآورد: وای از فردای سیاه فوتبال ایران.
وای از فردای فوتبالی که مدیرانش این ناکامیهای امروز را هیچ میشمارند و حاضر نیستند پذیرند، باید جایگاهی که شایستهاش نیستند، به اهلش بسپارند. با این اوضاع نابسامان چه میتوان گفت، جز آنکه وای اگر از پس امروز بود، فردایی. وای از آن فردایی که چنین مدیران و مربیان متعهدی خواهد ساختش و برای یک ملت از آن بهرهبرداری خواهد کرد و وای از آن فردایی که در آن، قطعاً فوتبال ایران، بیش از این، از دامن اهالی فوتبال بیرون خواهد شد.
خبر تکمیلی و اخبار مرتبط را در تابناک ورزشی بخوانید.
به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناک»، چهارشنبه روز مرگ فوتبال ایرانی بود؛ روزي كه تساوی به رنگ شکست برابر کره جنوبی نصیب ایران شد تا همه امیدهای ایران به جدال حساس دو تیم ملی فوتبال عربستان و کره شمالی که از ساعت 22:30 دقیقه چهارشنبه در ورزشگاه ملک فهد شهر ریاض آغاز شد، گره بخورد. عربستان برای راه یافتن مستقیم نیاز به سه امتیاز خانگی داشت، اما در برابر تاکتیک دفاعی کره شمالی، کاری از پیش نبرد و بدین شکل پایان این رویارویی، پایان آخرین اميدهای صعود به جام جهانی باشد و آنچه باقی بماند، حسرتي چهار ساله بر دل مردم ایران باشد که امیدوار به برگزاری جشن صعود در این شرایط خاص کشور و افزایش روحیه امید بودند.
با رقم خوردن تساوی که بدترین نتیجه ممکن برای تیم ملی ایران بود، تیم ملی فوتبال کره شمالی مستقیم به مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و تیم ملی فوتبال عربستان نیز به مرحله پلی آف راه یافت تا برای رسیدن به جام جهانی دو بازی دیگر برگزار کند و تساوی تیمهای ملی فوتبال عربستان و کره شمالی، تنها یک قربانی به نام ایران داشته باشد و تیم ملی فوتبال کشورمان با 11 امتیاز از رسیدن به جام جهانی محروم شود و با به دست آوردن جایگاه چهارم میان پنج تیمی که در ادوار پیشین، دست کم چهار تیم آن همواره پس از ایران بودند، سوختن و خاکستر شدن آقای سابق مستطیل سبز قاره کهن، برابر دیدگان مردم به تصویر کشیده شود.

هرچند برای عدهای باور پذیر نبود که تیم ملی ایران برابر تیم بیانگیزه كره جنوبي كه از دو بازي پیش، صعودش براي هفتمين بار به جام جهاني مسجل شده و بدون استرس و به گفته سرمربياش براي كمك به همسايه شمالي وارد ميدان ميشود، اینچنین موقعیتها را یکی پس از دیگری از دست دهد و در چنین شرایط حساسی، باز هم نتواند طلسم شکست این تیم را در سئول بشکند، عملکرد ضعیف تیم ملی برابر کره شمالی و امارات نشان داده بود، حتی در صورتی که تیم ملی با همه توان برابر کره جنوبی ظاهر شود، نمیتواند، این تیم را شکست دهد، اما کو گوش شنوا؟!
قطبی از شناختش برابر کره جنوبی و راه یافتن تیم ملی ایران با قاطعیت و خوشبینی وصفیناشدنی سخن به میان میآورد، اما در پایان، مشخص شد همه این وعده و وعیدها توسط آنالیزوری که تا سطح سرمربیگری تیم ملی ایران ارتقا یافته، برای خوش کردن دل مردمی داده شد که به واسطه برخورد همراه با ادب ظاهریاش، مورد احترام بخشی از مردم قرار گرفته بود، اما هماینک بزنگاه خوبی برای شناسایی سره از ناسره بود.
شاید عدهای همچون رئیس فدراسیون فوتبال مدعی شوند که قطبی فرصت بازسازی تیم ملی و ایجاد شرایط صعود تیم ملی را نداشته که در پاسخ به این عده باید گفت، اگر مقرر بود به سرمربی تیم ملی فرصتی بیش از این داده شود، چرا علی دایی از تیم ملی کنار گذاشته شد و از او حتی در صورت حذف تیم ملی از گردونه جام جهانی حمایت نشد و یا مایلی کهن به عنوان مربی بازیکنساز که در بلندمدت همواره عملکردش حاصل داشته، نگه داشته نشد؟
از سوی دیگر، آیا شرط عقد قرارداد و تمدید قرارداد میلیاردی قطبی جز این بود که تیم ملی با هدایت وی را از این گردنه صعبالعبور رقابتهای مقدماتی با موفقیت گذر کرده و راهی جام جهانی شود؟ حال چگونه است که خون قطبی از خون علی دایی و محمد مایلی کهن رنگینتر شده و با وجود تحقق نیافتن تعهد علنی قطبی به صعود تیم ملی با ادعایی که از شناخت دو کره داشت، باید او را حفظ کرد؟ آیا پای قرارداد ترکمنچای دیگری شبیه آنچه در تیم پرسپولیس با این مربی ایرانی - آمریکایی بسته شد، در میان است که با فسخ قرارداد همکاری قطبی، رقم نجومیاش آشکار خواهد شد یا روابط در جریان است که از منظر عموم پنهان مانده است؟
البته شايد این شایبهها تنها دلایل تلاش فدراسیون برای طبیعی نشان دادن راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی همچون شکست در یک دیدار تداکارتی دوستانه باشد، اما واقعیت آن است که این نوع برخورد یک علت دیگر نیز میتواند داشته باشد و آن بیتفاوتی عدهای نسبت به سرنوشت این رشته است که به عرق نداشتن آنها به فوتبال مربوط میشود و این یک حقیقت است که براي برخی، رفتن يا نرفتن به جامجهاني چندان مهمه نبوده است. همان عدهای که بخشی از شکستهای المپیک نیز ثمره مدیریتشان بود و این بار به خوبی توانستند، کارنامه عملکردشان را با تحمیل یک ناکامی بزرگ دیگر تکمیل کند؛ كارنامه مديريتهایی که همچون بالادستیهایشان آكنده از نمرات منفي است، اما همچنان در مصدر امور هستند و آنچنان از روحیه خوب، روان کم نظیر و اعتماد به نفس کاذب برخوردار بوده که در چنین شرایطی نیز با خندههايی گزنده سوهان روح ملت شوند و با پنهان شدن پشت سنگر سیار قهرماني نوجوانان در آسيا و درخشش تيم ملي فوتسال، وعده برنامهريزي براي جام جهاني آينده را دهند، اما آیا جامعه فوتبال کشورمان که درد نرفتن تیم ملی به جام جهانی را برای چهار سال با تمام وجود حس خواهد کرد، آنقدر درک پایینی دارد که باز هم به آنها فرصت دهد؟!
فوتبال ایران هماکنون بیش از هر زمان دریافته که با از دست دادن رؤسایی همچون صفایی فراهانی و دادکان و خشکیده شدن ریشه خودسری میان رؤسای فدراسیونهای ورزشی به عنوان معدود مدیران ارشد چند بعدی ورزش، هر بار چه میزان عقبگرد داشته است و تا چه میزان درجا زده است.
اگر مدیریت صفایی فراهانی در فدراسیون فوتبال محصولی به نام صعود به جام جهانی نداشت، اما شرایط مالی و رشد درآمدزایی اعجابانگیزی را برای این مجموعه رقم زد و اصول حرفهای همزمان با توسعه مناسبات بینالمللی با FIFA و AFC را آهسته آهسته برای اهالی این رشته به ارمغان آورد و اگر در دوره دادکان در مقایسه با دوران صفایی فراهانی، درآمدهای کلان نصیب فوتبال نشد و نگاه اقتصاد اروپایی کاملاً بر فوتبال کشورمان حاکم نبود، اما پایههای فوتبال ایران مستحکم و استوار شد و البته تیم ملی ایران نیز در راهی دشوارتر به سادگی راهی جام جهانی شد و دیدارهای نهایی مسابقات مقدماتی برای تیم ملی فوتبال ایران ـ که جایگاهی شبیه به کره جنوبی کنونی را داشت ـ جنبه تشریفاتی پیدا کرده بود.
حال باید پرسید مدیریت فعلی فدراسیون فوتبال در کدام بخش از موارد فوق به عنوان اساس فوتبال موثر و موفق ظاهر شده است؟ مسئولان غيرمتخصص فدراسيون فوتبال در دو سال اخير، برخلاف مدیران پیشین این مجموعه در عوض درآمدزاييهاي کلان فوتبال، دست خود را جلوی سازمان دراز کرده و به واسطه مطیع بودن و همچنین اهمیت صعود تیم ملی در جایگاه و وجهه عمومی هر دولت در ایران با کمکهای میلیاردی روبهرو شدند تا هزار و يك مشكل مالي را که به واسطه برخی بیتدبیریها با آن دست و پنجه نرم ميكنند، مرتفع سازند و در این شرایط با راه نیافتن به جام جهانی، جایزه شش ميليون فرانك سوييسی صعود به جامجهاني را که ميتوانست بسياري از دغدغههاي مالي فوتبال ایران را برطرف سازد، از دست دادند.
در مباحث فنی نیز ناتوانمندی برای خصوصیسازی تیمها و ناکامی هر چهار نماینده ایران در مرحله مقدماتی جام باشگاههای آسیا پس از حذف تيم جوانان در آسيا، تنها زمین خوردن تیم ملی فوتبال به عنوان پیشانی و نماد فوتبال ایران را کم داشت تا کلکسیون عملکرد فنی ضعیف فوتبال ملی با عدم صعود از گروهی که پس از قرعهکشی مقدماتی جام جهانی ـ به گواه و تأیید مسئولان فدراسیون ـ گروهی آسان تشخیص داده شده، تکمیل شود و اینچنین آه از نهاد آنهایی که در فوتبال ایران ریشه دارند، به واسطه خفت و خاری کشورمان در این رشته برخیزد.
جالب اینکه برخی رسانههای دولتی و حامی دولت، یکشبه به این حقیقت پی بردهاند که اشکال در ساختار فوتبال ایران، باعث راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی شده و گرداگرد نام مدیران ارشد این مجموعه و مدیران سایه که تصمیمگیرندگان اصلی بوده و فوتبال ما از جانب آنها سیاسی شده و ضربه خود از مهلکه به دور میماند؟ اگر فوتبال ایران در این دوره دچار ضعف ساختاری شده که مقصر آن همین مدیران هستند و اگر در گذشته شده و مدیران پیشین با وجود این ضعف ساختاری، تیم ملی را به راحتی راهی جام جهانی کردهاند، باز تقصیر بر عهده همین مدیران کنونی است، چرا که با چنین تعبیری، توان مدیریتهای پیشین از حاضران به مراتب بیشتر بوده که با قرعهای دشوارتر، تیم ملی ایران، سادهتر از این به جام جهانی رفت.
دلسردي مردم نسبت به ورزش و فوتبال به عنوان پدیدهای که باید در کنار سلامت، در گسترش نشاط اجتماعی نقشی کلیدی داشته باشد و سکوهای خالی ورزشگاههای فوتبال که به مفهوم وارد شدن هزار و یک ترکش مستقیم و غیرمستقیم از جمله کاهش درآمدزایی و توقف توسعه این رشته در کشور است، پیش پا افتادهترین و سریعالاثرترین عوارضی است که با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی، نصیب فوتبال ملی ایران خواهد شد و شاید همین دلیل باشد که فریاد برآورد: وای از فردای سیاه فوتبال ایران.
وای از فردای فوتبالی که مدیرانش این ناکامیهای امروز را هیچ میشمارند و حاضر نیستند پذیرند، باید جایگاهی که شایستهاش نیستند، به اهلش بسپارند. با این اوضاع نابسامان چه میتوان گفت، جز آنکه وای اگر از پس امروز بود، فردایی. وای از آن فردایی که چنین مدیران و مربیان متعهدی خواهد ساختش و برای یک ملت از آن بهرهبرداری خواهد کرد و وای از آن فردایی که در آن، قطعاً فوتبال ایران، بیش از این، از دامن اهالی فوتبال بیرون خواهد شد.
خبر تکمیلی و اخبار مرتبط را در تابناک ورزشی بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این سایت یکطرفه است و نظرات غیر موافقان رابه شدت سانسور میکند
آخی! پارچه های سبز دستون هم جواب نداد ! ما که خیلی وقت بود اعلام کرده بودیم امامزاده ای به اسم میرحسین وجود نداره! بهتره این دفعه گردنتون رو جای دیگه ببندید!!!!!!
بنام خدا: براي اينكه فوتبال كشور مان ديگردچار اينطور اتفاقها نشود بايد تمام مديراني كه در اين ناكامي شركت داشته اند از تيم ملي كنار گذاشته شوند. وفدراسيوني تاسيس شود كه در ان مديران در برابر هر تصميمي كه ميگيرندهم ازادي كامل داشته باشند وهم پاسخ گو باشند.
خدا را شکر
با این بازیکنای بیحال و بی انگیزه خوب شد نرفتیم جام جهانی . آبرو ریزی میشد
با اظهار تاسف نسبت به نتایج ضعیف تیم ایران در این مسابقات . خیلی هم از مدیران قبلی تعریف نکنید جام جهانی قبل یادمان هست که اگه نمیرفتیم بهتر بود و آوردن پی در پی مربی های درجه دوم ایچی (کرواتی) هم یادمون نرفته
خدایی این به همه چیز(سیاست.خاله بازی.جومونگ.خرس مهربون) شبیه جز فوتبال
بازیکن های ما فقط توی جامهای جهانی که تو اروپاست شرکت میکنند قاره های دیگه ارزش صعود ندارند.مثل94آمریکا 2002 ژاپن و کره و2010 آفریقای جنوبی
دست اقای رییس جمهور درد نکنه با این رییسی که برای ورزش انتخاب کردند
سلام بر دوستان ....
.
ورزش دولتي هميشه به خاكستر ميشينه .... چه هزينه هاي هنگفتي كه جيب اين ملت خرج اين دو تيم گردن كلفت پايتخت نشد....
حالا تيم ملي ديگه چه وضعي داره ....معلومه ....
14 ماه تيم تحويل آقاي دايي بود تا با سياستهاي غلطش بهترين شرايط ما رو از دست بده ...كسي كه دايي رو مربي گذاشت مسوول مستقيم اين شكست هست.
بنظرم افشين قطبي عالي عمل كرد ... تو اين وانفساي فقر . شانس هم ديگه از ما خوشش نميآد....
چهار سال است که فوتبال "هم" به خاکستر نشسته است.
ايشان كه خود را كارشناس ارشد مي داند اين هم نتيجه كارشناسيشان!!!!
من واقعا برای فوتبالی متاسفم که در گروهی 5 تیمی چهارم می وشد .یعنی ما تنها از تیم بسیاز ضعیف امارات بهتر بودیم. چه شد تیمی که 6 گل به کره زد.چه شد تیمی که گربه سیاه کره شمالی بود .چه شد تیمی که قهرمان آسیا بود. واقعا متاسفم. ماروزهای بدتر از این هم در فوتبال در پیش داریم.
ایران لیاقت جام جهانی را ندارد.
با اشاره به اون کاربری که گفت دولت کریمه احمدی نژاد !!!! باید بگم خوب شد نمریدم و معنی واقعی کریمه را عینی دیدیم و لمس کردیم در این چهار سال!!
بهتر است بگوييم فوتبال ايران به خاك سياه نشست
مشكلات فوتبال جدا از مشكلات كشور نيست ، مشكل اصلي ما در مديريت كشور است ...
اين باتجربه ها چه كردند
اینکه می گویند ایران به جام جهانی صعود نکرده شایعه صهیونیستهاست . ایران 2 بر 1 کره را شکست داده و مدارکش هم در فدراسیون موجود است.
نتيجه غرور خود بيني وعدم پاسخگوئي كه دراين 4سال دامنگير ورزش ما وبخصوص فوتبال ماگرديد همين است اين هم يكي از افتخارات دولت مهر ورز ماست
امیدوارم دیگه به خاک نشینیم!!!!
به شتر گفتند کوهانت کجه! حضرت شتر گفت کجایم درسته؟
چرا نظرات مرا نمیارید من به خدا از نرفتن ایران به جام جهانی بی نهایت خوشحال شدم
قطبی را خواهشن نسوزانید بگذارید حداقل این یکی برایمان بماند
مردم را تحقیر کردند با این فوتبال و هزینه های سر سام آور
من به علی ابادی گفتم برو خودت فوتبال رو درست کن ..."
مثلا می خواستن برن جام جهانی که چی بشه؟ همون بهتر که نرفتن بودجه مملکت رو هم بیخود هدر ندن
بابا ورزش ما به جای 4سال 20 سال بالا رفـــــــــــــته شما نمی بینید ،البته دست وپای فوتبالیست های ما درد نکنه که نذر ابوالفضل کرده بودند.
نظر من هم نيست!!! چرا اين قدر سانسور؟؟؟؟
چرا دست بند ها باز شد؟
با این سرمربی افتضاح انتضار این افتضاح کاری میرفت.
مقصر اصلی خود فوتبالیستا هسستند که بخاطر ایران تلاش نمیکنند.برای...بازی میکنند.
من زياد از فوتبال سر در نميارم ولي حدود 20 سال هست كه فوتبال نگاه مي كنم و نتايج را هم سعي مي كنم به روز تعقيب كنم. والا تو اين 20 سال من تغييري در روش بازي و تاكتيك ايران نديدم. حتي بازي هاي 30 سال پيش را هم كه برنامه يادها و خاطره ها پخش مي كرد همينطور بودند. ما 40 ساله همينطوري داريم بازي مي كنيم. خوب معلومه همه آسيا از ما جلو ميزنن و ما ميشيم تيم درجه 2- 3 آسيا.
میلیاردها تومان پول ملت بر باد
از موقعی که اون اقا پاشو به استادیوم گذاشت وبازی برده رو باختیم فهمیدم که به گل نشستیم.
اي بابا چقدر دلتون خوش است الان كه در صدر اخبار جهان قرار داريم .ايا اين هم دروغه !!!! ايا اين اقتدار خارجي (بين المللي )نيست!!!
نظر من كووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو....؟
حتما اینم دروغه!!!!!!
شاهکار بزرگ:تیم ملی به جام جهانی صعود نکرد.
این بود استفاده از همه ظرفیت ها
بهتر !
در اين خصوص پيشنهاد مي گردد عملکرد فدراسيون فوتبال از طريق خانه ملت ( مجلس ) بررسي و گزارشي شفاف و به دور از جانبداريهاي سياسي منتشر گردد .
به نظر مي رسد عملکرد چند سال اخير اين فدراسيون و نتايج ضعيف تيم ملي از يک سو و عدم پاسخ و اطلاع رساني مراکز مسوول ، موجب ايجاد بدبيني در مردم شده است .
من به خاکسترنشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال درد اما دلی بی کینه دارم
تیم ملی ایران جاودان شد.زنده باد رای ملت
به یمن مچ بند های سبزی که فوتبالیست های عزیز برای نذر!!! پیروزی بسته بودند این طور شد
با سلام
طبق آخرین اخبار ما هنوز شانس صعود به جام جهانی رو داریم ، از اونجایی که کره شمالی ، آمریکا و کره جنوبی رو تهدید به حمله کرده ، اگه این حمله صورت بگیره ( البته خدای ناکرده ، چون ما به خاطر فوتبالمون حاضر نیستیم جنگ راه بیفته ) ولی اگه این طور شد !!! خب شاید ما بتونیم به عنوان تیم سوم با بحرین بازی کنیم و بعدش بریم با نیوزلند بازی کنیم تا از نیوزلند ببازیم و لااقلش یه چند ماهی امید و استرس داشتیم که هنوز میشه صعود کرد !!! آخه مزه ی بازی های ایران به همین استرسشه که تو هر مقدماتی جام جهانی بیشتر از قبل میشه !!!!!
حیف نیست الان که حدف شدیم دیگه استرس نداریم !!!!!
ازفوتبال ایران بیش از این انتظار نیست باید از هم اکنون بفکر چهار سال دیگر بود حرفی که خیلیها میزنند.درپایان میگوییم وا اسفا
چرا در مورد مچ بندهای سبزی که روی دست بازیکنان بود چیزی ننوشته اید
چندین بار اینجا نظر گذاشتم ولی متاسفانه منعکس نشد.چرا؟
با سلام
جام جهاني ميخواهيم بريم چيكار . ميخواستيم مطرح بشيم كه با به جون هم افتادن آقايان شديم اگه تيم فوتبال ما مي رفت افريقا و حتي اول هم مي شد كه نمي شد باز هم اين اندازه كه متاسفانه الان مطرح شديم اثر نداشت
آقای رضایی این سکوت شما ما رو به فکر فرو برده، این از حرکات خود شما ، اینم از سایتتون. ما با آغوش باز منتظر سبزی وجود شما هستیم. ما را تنها نگذازید. امیدوارم این کامنت تایید بشه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.