آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
1بازدید

تراژدي ونزوئلا و آقای چاوز

برایان ای. نلسون*

تراژدي ونزوئلا و آقای چاوز
وقتی هوگو چاوز در 1999 به ریاست جمهوری ونزوئلا رسید من خیلی خوشبین بودم. بالاخره من از نزدیک شاهد سقوط اقتصادی وحشتناک این کشور نفت خیز را در طول یک دهه گذشته بودم و – مثل خیلی از ونزوئلایی‌ها - احساس مي‌کردم انقلابی که چاوز وعده‌اش را داده بود تنها چیزی بود که مي‌توانست اوضاع را دگرگون کند. و حالا، 10 سال بعد، من کمتر خوشبینم.

با وجود کنترل بی چون و چرای چاوز بر سه قوه و سود بادآورده صادرات نفت در سال‌های 2003 تا 2008، سابقه رئیس‌جمهوری ونزوئلا به طور قابل ملاحظه‌ای ضعیف است. تورم به حدود 30درصد رسیده و آمار قتل از زمان به قدرت رسیدن او دو برابر شده است. کمبود مواد غذایی را هم هیچ کس نمي‌تواند انکار کند. در عین حال پلیس همچنان به تجمعات مخالف – و حتی کنیسه‌های یهودیان - حمله مي‌کند، خبرنگاران مورد تهدید واقع مي‌شوند و مدافعان حقوق بشر را از کشور اخراج مي‌کنند.

 مقامات دولتی دارایی‌های شرکت‌های نفتی خارجی را مصادره کرده‌اند و فشار بر شبکه تلویزیونی گلوبوویژن – تنها شبکه تلویزیونی باقیمانده مخالفان – روز‌به‌روز افزایش مي‌یابد. دولت گلوبوویژن را تهدید به تعطیلی کرده است. و چاوز فقط فکر مي‌کند که برنده ماجراست، آنچه امروز اتفاق مي‌افتد یک تراژدی واقعی برای اوست، چون این دشمنان خارجی نیستند که نمي‌گذارند سوسیالیسم در کشور نفت‌خیز ونزوئلا موفق شود.

سوسیالیسم چاوز شکست خورده چون دولت به شدت نزدیک بین و فاسد است. تولید نفت – اصلی‌ترین منبع ثروت کشور و سوخت انقلاب سوسیالیستی – حالا کمتر از زمانی است که چاوز قدرت را در دست گرفته بود. صنعت نفت ونزوئلا در طول سال‌های اخیر فرسوده شده است. با اینکه عده زیادی از تحلیلگران میان چاوز و دیکتاتور سالیان سال کوبا، فیدل کاسترو، شباهت‌هایی قائل مي‌شوند، بهتر است برای درک بهتر ماجرا به تفاوت‌های این دو دوست نگاه بکنیم.

چاوز، مانند کاسترو، در دو حوزه مراقبت‌های بهداشتی و آموزش سرمایه‌گذاری فراوانی کرده اما با اینکه برنامه فیدل کاسترو به میلیون‌ها نفر سود مي‌رساند، برنامه‌های چاوز تاکنون تاثیر محدودی داشته است چون انگیزه‌های کوتاه مدت سیاسی عامل آن بوده و نه علاقه به بهبود اوضاع مردم در بلند مدت.

در 1961 کاسترو توانست در فقط یک سال آمار باسوادان در کوبا را از 77 درصد به 96 درصد برساند و این را مدیون برنامه‌ای عالی بود که همه بخش‌های جامعه را به کار گرفت. اما برنامه چاوز، خلاف کاسترو، فقط یک درصد به آمار باسوادان اضافه کرد. جالب اینجا بود که ونزوئلا اصلا به این برنامه نیازی نداشت، چون در زمان اجرای آن نرخ باسوادی به 92 درصد مي‌رسید و این یکی از بهترین آمارها در آمریکای لاتین بود.

و جالب تر اینکه برنامه چاوز در جریان تلاش دوباره او برای پیروزی در رفراندوم تغییر قانون اساسی شروع شد. (رفراندومي‌که به چاوز اجازه مي‌داد بدون محدودیت قانونی هر چند بار که بخواهد در انتخابات ریاست‌جمهوری نامزد شود.) و عجیب نبود که بعد از پیروزی چاوز در رفراندوم، برنامه مقابله با بی سوادی، به فراموشی سپرده شد. ابتکار عمل‌های چاوز در حوزه مراقب‌های بهداشتی و تامین اجتماعی هم انگیزه‌ای جز فرصت‌طلبی سیاسی نداشته است.

با وجود اینکه برنامه آقای رئیس جمهور در مناطق گوناگونی مراقب‌های بهداشتی و تامین اجتماعی را به فقرا رسانده اما وضعیت در دیگر حوزه‌ها بسیار بدتر از گذشته شده است. تولید ناخالص داخلی در ونزوئلا بسیار بیشتر از کوباست اما آمار مرگ‌ومیر نوزادان در این کشور سه برابر کوبا به حساب مي‌آید. در ونزوئلا ثروت ملی به آنها که بیش از همه به آن نیاز دارند نمي‌رسد. البته عده‌ای هم از پیروزی‌های سیاسی آقای چاوز سود برده‌اند. این طبقه فرزندان انقلاب بولیواری چاوز هستند.

آنها خودشان را سوسیالیست‌های کوشا مي‌دانند و به نظر مي‌رسد در سوء‌استفاده از منابع کشور هیچ فرقی با سرمایه‌داران دوران پیش از انقلاب چاوز ندارند. وقتی عکس مادر چاوز با عینک آفتابی بسیار گران قیمت و خاص خود و جواهرات سنگینش در روزنامه‌ها چاپ مي‌شود، سخت است که به رئیس‌جمهوری که مي‌گوید «سرمایه‌داری باعث نابودی بشریت مي‌شود» اعتنایی بکنیم.

 طبقه شبه سوسیالیست چاوز دورویی سوسیالیسم او را نشان مي‌دهد و اثبات مي‌کند که واقعا هیچ چیز عوض نشده است. طبقه قدرتمند سرمایه‌دار جای خود را به یک طبقه قدرتمند شبه سوسیالیستی داده است از نفت تغذیه مي‌کند و در عین حال انگار مردم عادی به حال خود رها شده‌اند. چاوز بارها اعلام کرده که مي‌خواهد تا سال 2050 بر کشور حکمرانی کند و رکورد کاسترو را بشکند. با تغییرات اخیر در قانون‌ اساسی احتمالا هیچ چیز نمي‌تواند جلوی او را بگیرد. ما فقط مي‌توانیم امیدوار باشیم که او به قول‌های خود عمل کند و برای دولتش همه مردم واقعا برابر باشند.

*نلسون نویسنده کتابی تازه انتشار یافته درباره کودتای سال 2002 علیه چاوز است به نام «سکوت و عقرب.»

ترجمه: کاوه شجاعی

منبع: اعتماد ملی از فارن پالسی

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۱۳ ۰۵:۲۰

پسر نوح- هوگو چاوز - با بدان... بنشست
خاندان نبوتتش گم شد

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۱۲ ۰۱:۱۳

خوب اگه عرضه داشت که دیکتاتور نبود!!!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۱۱ ۱۳:۰۵

خدا به داد ما برسه که چاوز بهمون تبریک میگه ...

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۱۰ ۱۷:۵۷

این هم از هوگو چاوز که احمدی نژاد اینقدر سنگش را به سینه می زد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۴/۰۹ ۱۷:۰۶

توصيه ام به دوستان چاوز اين است كه از او ادب ياد بگيرند . (همانند لقمان حكيم)

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.