ربناي افطار شجريان و امنيت ملي
فرزانه روستايي در يادداشتي در «اعتماد» نوشت:
بيترديد حذف ربناي شجريان از مراسم افطار ميليونها روزهدار، ضربهاي به هويت ملي ايرانيان محسوب ميشد؛ هويتي که نه به آساني شکل گرفت، نه هزينه کمي از خون ايرانيان به پاي آن ريخته شد و نه جبران خسارات احتمالي وارده به آن بدون سختي فراوان امکان پذير است. هويتي که شنيدن ربناي شجريان، اذان موذن زاده اردبيلي و دو نغمه مشهور شادمانه مراسم عروسي ايرانيها هر باره بازتوليد و يادآوري ميکند تاکيد مداوم و پيوسته بر ايراني بودن و ايجاد فاصله با هر هويت غيرايراني است.
برخي نغمه ها، تصويرها، و به ويژه مراسم سنتي در سطح ملي هر کشور يک وجدان جمعي را شکل ميدهد که معمولاً متعلق به هيچ طيف و جناح و قوم خاصي نيست. اما در عين حال چسبندگي سياسي، ملي، مذهبي و فرهنگي آن کشور را حتي در اوج تنشهاي فراگير داخلي و خارجي قوام ميبخشد.
تا سه دهه پيش حجم زرادخانه هستهاي و توليد صنايع سنگين از جمله اتومبيل و فولاد از مهمترين معيارهاي تقسيم کننده نظام بينالملل به شمال و جنوب و شرق و غرب محسوب ميشد، اما هرچه ميگذرد، ظهور و قوام يافتن پديدههاي جديدي همچون نقش زنان، جوانان، گسترش سازمانهاي غيردولتي، شفافيت نظام سياسي و مبارزه با فساد در کنار اصرار بر توليدات فرهنگي و دفاع از نمادهاي فرهنگي تا پاي جان به عامل مهم مبادلات نظام بينالملل تبديل شده است.
کشورهايي که فاقد توانايي توليد نمادهاي ملي و هويتي فراگير در سطح ملي و منطقهاي هستند، همواره در دفاع از امنيت ملي خود نيز دچار مشکل ميشوند و هزينههاي بالاتري را ميپردازند. زيرا کشورها بدون نمادهاي ملي زودتر آسيب ميبينند و مورد تهاجم قرار ميگيرند. در همين راستاست که شاهد هستيم بسياري از کشورهاي تازه پا به عرصه گذاشته از جمله کشورهاي آسياي ميانه، در مقايسه با حوزههاي قدرتمند فرهنگ روسي، چيني يا حتي عربي در تلاش هستند نمادهاي هويتي براي خود خلق کنند زيرا نمادهاي ملي و هويتي عواملي هستند که مانع حل شدن در فرهنگ و نفوذ کشورهاي مجاور ميشود. صفرمراد نيازاف رئيس جمهور ترکمنستان سالها تلاش داشت تا خود و نام مادر خود را به عنوان نماد ملي ترکمنستان معرفي کند و جا بيندازد، زيرا ترکمنستان براي ارائه و توليد تعريف از کشوري به اين نام وجه تمايز چنداني با ديگر کشورهاي منطقه از جمله تاجيکستان يا قزاقستان و ازبکستان نداشت.
در کشورهاي تازه متولد شده آسياي ميانه قزاق بودن، ترکمن بودن و تاجيک ماندن معضلي است که طي دو دهه گذشته هنوز راه حلي براي آن پيدا نشده است؛ زيرا مجموعه کشورهاي اين منطقه هويت فرهنگي و نماد ملي قدرتمند و به لحاظ تاريخي قابل دفاعي در برابر يکديگر ندارند. اما هويت ايراني بودن از چنان پشتوانه فرهنگي، تاريخي و سياسي قدرتمندي برخوردار است که نه به سادگي ميتوان آن را شست و نه هضم شدن در هويتهاي فرهنگي مجاور ـ براي مثال عربها ـ به سادگي امکان پذير است. بنابراين اگر اصرار ميشود که ربناي افطار شجريان يک موضوع مرتبط با هويت ملي ايرانيان است که در جاهاي ديگري به امنيت ملي ربط پيدا ميکند و حتي ديگر به خود او تعلق ندارد ـ چه رسد به گردانندگان از راه دور و نزديک صداوسيما ـ به دليل کارکرد و تاثيري است که اين نغمه در پس ذهن متولدان اين فلات از خود باقي گذاشته و از هويت خاص ملي و مذهبي بودن ايرانيان در مقابل غيرفارسي زبانان حکايت ميکند.
در حال حاضر ميليونها ايراني اصلاح طلب و اصولگراي زن و مرد خاطره اين ربناي داوودگونه و آسماني را که هر ساله تکرار ميشود، در کنار خاطرات نوجواني، ميانسالي و در مجموع در کنار بخشي از گذشته خود جاي دادهاند. بسياري از مکان ها، تصاوير و افرادي که گذشته ما و هويت جمعي ما را ساختهاند ديگر نه قابل دسترس هستند و نه قابل دوباره تجربه شدن. اما گوشههايي از اين گذشته مشترک نه تنها پاک نميشود و از ياد نميرود بلکه هر سال دوباره ميتوان آن را از نو تجربه کرد. اگر بتوان تخت جمشيد و ميدان نقش جهان و کارکردهاي سياسي ميدان آزادي را در تاريخ معاصر ايران ناديده گرفت، و اگر کسي توانايي حذف ترانه الهه ناز بنان، يا حتي برخي از نوحههاي صادق آهنگران را از پس ذهن ايرانيان داشته باشد و اگر بتوان شيخ بهايي و شريعتي و حماسه 40ميليوني ملت را از تاريخ معاصر پاک کرد و ناديده گرفت، آنگاه ميتوان نمادهاي ملي همچون ربناي افطار شجريان را نيز حذف کرد.
اگر تعارف را در سطح ملي کنار بگذاريم و با نگاهي به آمار مربوط به تعداد قليل نشرياتي که در ايران چاپ ميشود، تيراژ محدودي که روزنامهها دارند، کتابهايي که هيچگاه مجوز نميگيرند و خوانده نميشوند را به نسبت جمعيت 70 ميليوني ايران مورد ملاحظه قرار دهيم که 60درصد جمعيت آن را جوانان تشکيل ميدهند، ابعاد ناکارايي فرهنگي جامعه ما در مقايسه با حوزههاي فرهنگي مجاور ـ مثلاً ترکيه و عراق ـ آشکار ميشود. اگر مجموع توليدات موسيقي و فيلم از مجاري رسمي را مطالعه کنيم و از ياد نبريم که سينماي ايران از سر اجبار و تا حدود زيادي در انحصار سينماي طنز قرار گرفته، آنگاه ميتوان ادعا کرد صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملي واقعاً آزاد آزاد در ايران تبديل به بزرگترين مرکز فرهنگي کشور شده است. البته بزرگترين مرکز فرهنگي نه به لحاظ تاکيدي که اين رسانه فراگير بر وحدت و وفاق دارد، بلکه از آن نظر که با هفت کانال تلويزيوني به صورت شبانه روزي همه توليدات و از هر نوع فيلم - غيرپورنو و غيرعاشقانه - هاليوود و باليوود هند را به صورت مطلق و بدون هيچ گزينشي و به نوبت براي 70 ميليون ايراني پخش ميکند. و جالب اينکه برخي از مشهورترين فيلمهاي پليسي و جنايي آمريکايي را چندين بار در طول يک سال به نمايش ميگذارد.
گفته فوق تا حدي است که به جرات ميتوان ادعا کرد فقط طي تعطيلات 13 روزه نوروز هر ساله کشته شدن صدها هزار نفر با پخش جديدترين فيلمهاي خشن پليسي از هفت کانال تلويزيوني در 24ساعته جلوي چشم ميليونها ايراني نمايش داده ميشود و کسي به آثار تخريبي نمايش اين همه فيلمهاي پليسي و جنايي توليد شده در کره زمين از صدا و سيما توجهي ندارد. وقتي بزرگ ترين رسانه ملي کشور به خود زحمت نميدهد تا حداقل نمايش فيلمهاي غيرپليسي و غيرجنايي را افزايش دهد و از شمار نمايش خشنترين فيلمهاي غرب بکاهد، چگونه ميتوان انتظار داشت هويت ملي يا يک نماد ملي پاس داشته شود. اگر پس از نمايش اين همه فيلم هولناک هنوز هويتي از ايرانيان باقي مانده باشد، به نوعي معجزه است و نيز تتمه تاثير پخش جسته گريخته آثار استاداني همچون محمدرضا شجريان و اسلاف و گذشتگان است، وگرنه از ياد نبريم که با تاسف مدت هاست مردم تماشاي کانالهاي ماهوارهاي را به هر کانال صدا و سيما ترجيح ميدهند.
بيترديد حذف ربناي شجريان از مراسم افطار ميليونها روزهدار، ضربهاي به هويت ملي ايرانيان محسوب ميشد؛ هويتي که نه به آساني شکل گرفت، نه هزينه کمي از خون ايرانيان به پاي آن ريخته شد و نه جبران خسارات احتمالي وارده به آن بدون سختي فراوان امکان پذير است. هويتي که شنيدن ربناي شجريان، اذان موذن زاده اردبيلي و دو نغمه مشهور شادمانه مراسم عروسي ايرانيها هر باره بازتوليد و يادآوري ميکند تاکيد مداوم و پيوسته بر ايراني بودن و ايجاد فاصله با هر هويت غيرايراني است.
برخي نغمه ها، تصويرها، و به ويژه مراسم سنتي در سطح ملي هر کشور يک وجدان جمعي را شکل ميدهد که معمولاً متعلق به هيچ طيف و جناح و قوم خاصي نيست. اما در عين حال چسبندگي سياسي، ملي، مذهبي و فرهنگي آن کشور را حتي در اوج تنشهاي فراگير داخلي و خارجي قوام ميبخشد.
تا سه دهه پيش حجم زرادخانه هستهاي و توليد صنايع سنگين از جمله اتومبيل و فولاد از مهمترين معيارهاي تقسيم کننده نظام بينالملل به شمال و جنوب و شرق و غرب محسوب ميشد، اما هرچه ميگذرد، ظهور و قوام يافتن پديدههاي جديدي همچون نقش زنان، جوانان، گسترش سازمانهاي غيردولتي، شفافيت نظام سياسي و مبارزه با فساد در کنار اصرار بر توليدات فرهنگي و دفاع از نمادهاي فرهنگي تا پاي جان به عامل مهم مبادلات نظام بينالملل تبديل شده است.
کشورهايي که فاقد توانايي توليد نمادهاي ملي و هويتي فراگير در سطح ملي و منطقهاي هستند، همواره در دفاع از امنيت ملي خود نيز دچار مشکل ميشوند و هزينههاي بالاتري را ميپردازند. زيرا کشورها بدون نمادهاي ملي زودتر آسيب ميبينند و مورد تهاجم قرار ميگيرند. در همين راستاست که شاهد هستيم بسياري از کشورهاي تازه پا به عرصه گذاشته از جمله کشورهاي آسياي ميانه، در مقايسه با حوزههاي قدرتمند فرهنگ روسي، چيني يا حتي عربي در تلاش هستند نمادهاي هويتي براي خود خلق کنند زيرا نمادهاي ملي و هويتي عواملي هستند که مانع حل شدن در فرهنگ و نفوذ کشورهاي مجاور ميشود. صفرمراد نيازاف رئيس جمهور ترکمنستان سالها تلاش داشت تا خود و نام مادر خود را به عنوان نماد ملي ترکمنستان معرفي کند و جا بيندازد، زيرا ترکمنستان براي ارائه و توليد تعريف از کشوري به اين نام وجه تمايز چنداني با ديگر کشورهاي منطقه از جمله تاجيکستان يا قزاقستان و ازبکستان نداشت.
در کشورهاي تازه متولد شده آسياي ميانه قزاق بودن، ترکمن بودن و تاجيک ماندن معضلي است که طي دو دهه گذشته هنوز راه حلي براي آن پيدا نشده است؛ زيرا مجموعه کشورهاي اين منطقه هويت فرهنگي و نماد ملي قدرتمند و به لحاظ تاريخي قابل دفاعي در برابر يکديگر ندارند. اما هويت ايراني بودن از چنان پشتوانه فرهنگي، تاريخي و سياسي قدرتمندي برخوردار است که نه به سادگي ميتوان آن را شست و نه هضم شدن در هويتهاي فرهنگي مجاور ـ براي مثال عربها ـ به سادگي امکان پذير است. بنابراين اگر اصرار ميشود که ربناي افطار شجريان يک موضوع مرتبط با هويت ملي ايرانيان است که در جاهاي ديگري به امنيت ملي ربط پيدا ميکند و حتي ديگر به خود او تعلق ندارد ـ چه رسد به گردانندگان از راه دور و نزديک صداوسيما ـ به دليل کارکرد و تاثيري است که اين نغمه در پس ذهن متولدان اين فلات از خود باقي گذاشته و از هويت خاص ملي و مذهبي بودن ايرانيان در مقابل غيرفارسي زبانان حکايت ميکند.
در حال حاضر ميليونها ايراني اصلاح طلب و اصولگراي زن و مرد خاطره اين ربناي داوودگونه و آسماني را که هر ساله تکرار ميشود، در کنار خاطرات نوجواني، ميانسالي و در مجموع در کنار بخشي از گذشته خود جاي دادهاند. بسياري از مکان ها، تصاوير و افرادي که گذشته ما و هويت جمعي ما را ساختهاند ديگر نه قابل دسترس هستند و نه قابل دوباره تجربه شدن. اما گوشههايي از اين گذشته مشترک نه تنها پاک نميشود و از ياد نميرود بلکه هر سال دوباره ميتوان آن را از نو تجربه کرد. اگر بتوان تخت جمشيد و ميدان نقش جهان و کارکردهاي سياسي ميدان آزادي را در تاريخ معاصر ايران ناديده گرفت، و اگر کسي توانايي حذف ترانه الهه ناز بنان، يا حتي برخي از نوحههاي صادق آهنگران را از پس ذهن ايرانيان داشته باشد و اگر بتوان شيخ بهايي و شريعتي و حماسه 40ميليوني ملت را از تاريخ معاصر پاک کرد و ناديده گرفت، آنگاه ميتوان نمادهاي ملي همچون ربناي افطار شجريان را نيز حذف کرد.
اگر تعارف را در سطح ملي کنار بگذاريم و با نگاهي به آمار مربوط به تعداد قليل نشرياتي که در ايران چاپ ميشود، تيراژ محدودي که روزنامهها دارند، کتابهايي که هيچگاه مجوز نميگيرند و خوانده نميشوند را به نسبت جمعيت 70 ميليوني ايران مورد ملاحظه قرار دهيم که 60درصد جمعيت آن را جوانان تشکيل ميدهند، ابعاد ناکارايي فرهنگي جامعه ما در مقايسه با حوزههاي فرهنگي مجاور ـ مثلاً ترکيه و عراق ـ آشکار ميشود. اگر مجموع توليدات موسيقي و فيلم از مجاري رسمي را مطالعه کنيم و از ياد نبريم که سينماي ايران از سر اجبار و تا حدود زيادي در انحصار سينماي طنز قرار گرفته، آنگاه ميتوان ادعا کرد صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملي واقعاً آزاد آزاد در ايران تبديل به بزرگترين مرکز فرهنگي کشور شده است. البته بزرگترين مرکز فرهنگي نه به لحاظ تاکيدي که اين رسانه فراگير بر وحدت و وفاق دارد، بلکه از آن نظر که با هفت کانال تلويزيوني به صورت شبانه روزي همه توليدات و از هر نوع فيلم - غيرپورنو و غيرعاشقانه - هاليوود و باليوود هند را به صورت مطلق و بدون هيچ گزينشي و به نوبت براي 70 ميليون ايراني پخش ميکند. و جالب اينکه برخي از مشهورترين فيلمهاي پليسي و جنايي آمريکايي را چندين بار در طول يک سال به نمايش ميگذارد.
گفته فوق تا حدي است که به جرات ميتوان ادعا کرد فقط طي تعطيلات 13 روزه نوروز هر ساله کشته شدن صدها هزار نفر با پخش جديدترين فيلمهاي خشن پليسي از هفت کانال تلويزيوني در 24ساعته جلوي چشم ميليونها ايراني نمايش داده ميشود و کسي به آثار تخريبي نمايش اين همه فيلمهاي پليسي و جنايي توليد شده در کره زمين از صدا و سيما توجهي ندارد. وقتي بزرگ ترين رسانه ملي کشور به خود زحمت نميدهد تا حداقل نمايش فيلمهاي غيرپليسي و غيرجنايي را افزايش دهد و از شمار نمايش خشنترين فيلمهاي غرب بکاهد، چگونه ميتوان انتظار داشت هويت ملي يا يک نماد ملي پاس داشته شود. اگر پس از نمايش اين همه فيلم هولناک هنوز هويتي از ايرانيان باقي مانده باشد، به نوعي معجزه است و نيز تتمه تاثير پخش جسته گريخته آثار استاداني همچون محمدرضا شجريان و اسلاف و گذشتگان است، وگرنه از ياد نبريم که با تاسف مدت هاست مردم تماشاي کانالهاي ماهوارهاي را به هر کانال صدا و سيما ترجيح ميدهند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خیلی جالبه که منتقدین استاد شجریان فقط سیاسی به موضوع نگاه میکنند. ایشون فقط خواسته از صداش سوء استفاده نکنند و الا مطمئنا یا استفاده صحیح از صدای ایشون هیچ مخالفتی نداره. یا اینکه کسانی که میگن ایشون میخواد پول دربیاره باید عرض کنم خدمتشون اگر ایشون دنبال پول بود براحتی میتونست یک منسب دولتی مرتبط داشته باشند و پول دربیارند که خیلی بهتر از فروش کارهاشون بود. یه چیز دیگه هم که تو گلوم گیر کرده اینه که یکی از آقایون گفته که 300 هزار شهید دادیم. جالبه که این افراد هیچ اطلاعی از جنگ و جبهه ندارند ولی سنگشو به سینه میزنند. دوست عزیز ما 230 هزار شهید داریم. فکر میکنم برای سینه چاک کردن نیاز به کمی اطلاعات و آمار هست که براحتی هم مقدوره. کل شهدا و جانبازان بالای 70 درصد و آزاده های ما حدود 300 هزار نفر میشن و اگر بخواهی همه جانبازها رو حساب کنید که نزدیک به یک میلیون نفر میشن. گریه ام میگیره وقتی میبینم که بعضی ها هیچ غیرتی به راه جنگ و جبهه ندارند که زحمت خوندن و کسب اطلاعات اون رو به خودشون نمیدن ولی ادعاشون گوش فلک رو کر میکنه.
شما رو به روح شهدا قسم میدم بخاطر اونها هم که شده این رو منتشر کنین اگر هم لازمه تصحیح کنین بکنین ولی بذارین بدونن که چه کسانی شعار شهادت طلبی میدن
آقا اون خودش نمی خواد مردم ایران صداشو مفتی بشنوند.شما مصاحبشو با شبکه ماهواره ای دید؟اگه اون ایرانو ایرانیو دوست داشت مطمین باشید به این آشوب ها دامن نمی زد.بیانه ای حمایتی رییس خانه موسیقی رو هم که خودشون باشند!!!! دیدیم
من اعتقاد دارم رمز جاودانگی آثار استاد شجریان،علاوه بر صدای خوب و تکنیک ناب و تسلطش بر ادبیات و شعر،پیوند عمیق وی با مردم است.ایشان در غم ها و شادیها،در شکستها و پیروزیها همراه و همگام مردم بوده است.چاووشها را در انقلاب به یاد بیاورید..زلزله بم را مرور کنید..اینکه ایشان در خارج کشور کنسرت می دهند،دلیلش چیست؟آیا ما یک سالن استاندارد برای اجرای کنسرت موسیقی داریم؟ضمنا دوستی که گفته بودی برای شهدا نخوانده،لطفا تصنیف "از خون جوانان وطن لاله دمیده"را برو گوش کن.به هنگام پخش ربنا همه اعضای خانواده گریستیم و بغض فرو خورده مان را با گریه آزاد کردیم..ما عاشق استاد هستیم..
لطفا دست از مسخره بازي برداريد . كه بر نمي داريد.خود اين آقا دوست نداره صداش رو مردم ايران مجاني گوش بدن ودنبال پول و...است حالا صدا وسيما يك بار قاطعانه ودرست عمل كرده . شما ديگه بيخودي از اون تمجيد كشكي نكنيد. وقتي بابا خودش هي بالا وپايين مي پره رسانه اي با اين وسعت وقدرت كه آلت دست اون نمي شه.
هموطنی که گفتید " ایران صدها صدا مثل شجریان داره "، مطمئن هستم یک بار هم صدای استاد رو گوش نکرده اید وگرنه میگفتید تنها صدای جاودانه ایران زمین صدای بی نظیر استاد شجریان است و بس
شما كه ميگي روزه داري به ترك گناه ارزش داره احتمالا همين روزها چون خيلي پاكي برات وحي مياد . داداش يا خوابي يام زدي به خوابي
حالا باشه یا نباشه مهم نیست روزه داری به ترک گناه ارزش داره نه به صدای شجریان
چراوقتي هرشب داره از شبكه يك ربنا پخش ميشه جو درست ميكنيد خوب خيلي ها هم دوست دارن چيزاي ديگه هم بشنون
باور کنید بدون بانگ خروس بازم صبح میشه.آقای شجریان که خواندن در اروپا وآریکارا به خواندندر میان ملت ایران ترجیح میدهد همان به که ششدننگ صدای خود را برای آنها آزاد کند/ملت ایران که استاد ادعای خاکپیی آنهارا دارد 300000شهید داد آقای استاد یک دوبیتی هم نخواند . در ضمن ایشان حقندارد بجای آهنگ ساز شاعر نوتزنده هم تصمیم بگیرد مگر ایشان از جنا حافظ مولانا سعدی ...اجتازه گرفته که با اشعار آنه کسب در آمد میکند
شبکه یک دیشب ربنای استاد رو گذاشت ، از سالهای گذشته ما با صدای استاد این ماه و گزروندیم.
استاد که از پخش ربنا شکایتی نداشتن که صداو سیما کاسه از آش داغ تر شدن. 2 روز دیگه که کانالهای ماهواره ای برنامه های مذهبی هم پخش کنن صداو سیما همین 4تا بیننده خودشو هم از دست میده
خدمت اون اخوی که گفته "چرت نگید"! باشه! قبول ما از صدای آدما بت نمیسازیم، شما هم از خود آدما بت نسازید!!!! قبول؟؟؟؟؟؟؟
افسوس مي خورم كه در اين دوران اين دعا را از زبان كسي مي شنيدم كه حال و روزش بهتر از غربزده هايي كه مترسكاني را با خود در مراسمات همراه مي كنند! فرقي نمي كند! واقعا" چرا؟
ایرانی میمیره ذلت نمی پذیره
رمضان بدون ربنای شجریان رمضان نیست
با توجه به اینکه قبلا می دانستم امسال ممکنه به خاطر سیاست سفره افطار را بعد از سالهای سال از نعمت نغمه روحانی شجریان خالی کنند آنرا دانلود کرده و در دسترس داشتم .
دوستان با دهان روزه قسم می خورم به هنگام اذان ربنای استاد را آماده کرده بودم در صورت عدم پخش از تلویزیون برای کل ساختمانمان پخش کنم ولی شبکه اول اسم مجری رانمی دانم ولی خیلی ادبیات قشنگی به کار برد و گفت ماه رمضان بدون ربنای استاد شجریان به دل نمی نشیند و وقتی ربنا را پخش کردن بی اختیار گریه کردم .آیا ما با داشتن افرادی مثل استاد شجریان باید از قهرمانان کشور های شرقی الگو برداری کنیم ؟
دوست عزیز مطلب شما خوب بود ولی باز فراموش کردید که ایران مساوی فارسی زبانان نیست."چه رسد به گردانندگان از راه دور و نزديک صداوسيما ـ به دليل کارکرد و تاثيري است که اين نغمه در پس ذهن متولدان اين فلات از خود باقي گذاشته و از هويت خاص ملي و مذهبي بودن ايرانيان در مقابل غيرفارسي زبانان حکايت ميکند."
خدمت دوستي كه گفته صدا و سيما رسانه ملي
بايد از مردم سوال كرد كه آيا ملي هست يا نه و يا فقط اسمش رسانه ملي
يك موسيقيدان فرانسوي گفته كه ايرانيان بايد افتخار كنند در عصري زندگي مي كنند كه شجريان زندگي مي كند. مطمئنا به هيچ وسيله اي عشق به استاد از دل ايرانيهاي اصيل بيرون نميرود حتي با هتاكي بيش از حد بعضي دوستان ايراني نما. من بدون صداي استاد افطار نمي كنم
اگه ديشب شبكه قرآن رو نگاه ميكردين هم ربناي شجريان داشت و هم اذان موذن زاده
به اعتراض شجریان دقت نکردیم و از آن برداشت اشتباهی داشتیم. دلیل و منطق شجریان برای پخش نشدن آثارش دلیل مادی و کلاس گذاشتن نبود و نیست.! آن هم نه همه آثارش. فقط روی اهنگ های حماسی چنین نظری داشتند.
تا هستم ای رفیق ندانی که نیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
چرت نگید ایران صدها صدا مثل شجریان داره.ما نباید از آدما و صداشون بت بسازیم.ذائقه ایرانیها دائما در حال تغییره
ماه رمضان و بخصوص افطار بدون ربناي شجريان واقعاً ضد حاله
آقای شجریان بارها فرمودند بجز ربنا دیگر صداهای مرا پخش نکنید صدا و سیما هم از روی عناد شاید نمی خواهد ربنا را پخش کند ولی عدم پخش ربنا خیانت به ملت است
درود بر خسرو آواز ایران
واقعا برای ایران و ایرانی متاسفم که به شخصیت های فرهنگی (در مورد استاد میشه فوق فرهنگی ) کشورمون داره اینجوری ظلم میشه
فراموش نکنیم که استاد شجریان غیر از ربنا، برای سایر آثارش مجوز گرفته شود که باید در این زمیه به وی حق داد.
ربنای شجریان دیشب از شبکه ی یک دم اذان مغرب پخش شد ضمن اینکه مجری هم کلی از صدای زیبای شجریان تعریف نمودند و گفتند نمک رمضان به ربنای استاد شجریان است... خیلی خیلی خوشحال شدم که صدای ربنای شجریان رادم افطار شنیدم روح و جانم تازه شد!!!
مدت هاست مردم تماشاي کانالهاي ماهوارهاي را به هر کانال صدا و سيما ترجيح ميدهند. با تاسف يا بي تاسف!!!
آقای شجریان گفته بودند که راضی نیستم صدای من از صدا و سیما پخش شود و این دلیل اصلی حذف ربنای ایشان بود.
يك موضوع بي اهميت را خيلي جدي گرفته ايد
لطفاً مقايسه نفرمائيد.
فراموش نشود كه موذن زاده اردبيلي هرگز اعلام نكرد كه براي شنيدن آنچه كه داشته است مردم ايران بايد از وي اجازه بگيرند!
وبقيه مسايل ربطي به اين دو شخصيت بزرگوار ندارد!
وبراي بيان اين موضوع :
"وگرنه از ياد نبريم که با تاسف مدت هاست مردم تماشاي کانالهاي ماهوارهاي را به هر کانال صدا و سيما ترجيح ميدهند."
نياز به استفاده از نام اين دو بزرگوار نبود.
با سلام
بايد ديد خالق اثر خود شخصيت ملي هست يا خير؟ بنده اعتقاد دارم اگر كسي هنرمند ملي است نبايد از پخش آثارش در رسانه ملي كشورش شاكي باشد. اگر كسي حق استفاده از آثار هنرمندان را نداشته باشد خوانندگان ملي چطور از شعر شعرا استفاده مي كنند در حاليكه حتي آن شعرا در قيد حيات هم نيستند. سهم رسانه ملي از يك هنرمند ملي كه قطعاٌ نقش بسيار بسزايي نيز در پروندان و معرفي هنرمند ملي داشته و دارد چقدر است كه ايشان شاكي مي شود. كسي ملي است كه همه مردم با جان و دل اور را قبول داشته باشند نه اينكه عده اي خاص بگويند.
واقعا افطار ديشب به من نچسبيد چون نه ربنا داشت نه اذان موذن زاده . شبكه فارس قبل از اذان سخنراني شهيد بهشتي رو پخش كرد كه به نظر من مناسبتي نداشت و مردم عادت كرده بودند با ربناي شجريان به استقبال اذان بروند . خوش به حال تهراني ها كه شبكه 1 براشون ربنا گذاشت . اگه واقعا تنگ نظري بوده خدا بهمون رحم كنه كه با مقدسات هم اينگونه برخورد ميشه
خوشا به حالت ای روستایی ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.