"دیشب من و سنتورم سکوت کردیم"
پرویز مشکاتیان درگذشت....
خبر آنقدر تلخ است که نمی دانم چگونه باید به زبان آورد. بزرگ مردی بود او، که تا سالیان سال همچو او را نخواهیم دید. کسی که به قول استاد کیانی نژاد "هنر تصنیف سازی بر دستانش بوسه زد".
خداوندگار سنتور ایران مردی بود از دیار عطار و قلندری از سرزمین مادری خسرو آواز ایران. زود هنگام پر گشود اما آثار وی برای همیشه در تاریخ هنر ایران ماندگار خواهد بود.
در سالهایی که استاد پایور تنها نوازنده مطرح این عرصه بود جوانی از دیار نیشابور خود را به عنوان نوازنده ای خوش ذوق و صاحب سبک معرفی کرد. کسی که در 27 سالگی در اجرایی زنده یکی از ماندگارترین آثار موسیقی ایرانی را در کنار استاد شجریان و مرحوم ناصر فرهنگفر رقم زد.
" آستان جانان" که به راستی اثری تکرار نشدنی و بی نظیر است. مضرابهای بسیار شفاف، سریع و دلنشین وی هر شنونده ای را به وجد می آورد. اما هنر این بزرگ مرد به وادی نوازندگی ختم نمی شود.
او در هنر آهنگسازی و تصنیف سازی هم یکی از بزرگان است که آثار وی جزو ماندگارترینها در موسیقی ایرانی است. تصنیفهای: صبح است ساقیا، آستان جانان، شیدائی، جان جهان، روز وصل دوستدارن، رزم مشترک، مرا عاشق، لاله بهار، وطن من، الا یاایهالساقی، دود عود، جان عشاق و.... از تصانیف ساخته این آهنگساز فقید است. قطعات بی کلام وی نیز که چون تصانیفش به چاپ رسیده اند بسیار شیرین و البته به لحاظ تکنیک بسیار سنگین هستند.
به عنوان مثال روزی استاد از پشت پنجره به برگ زردی خیره می شود که باد آنرا به هوا می برد و بر زمین می اندازد. دفتر نت را بر می دارد و بی آنکه سازی در کنارش باشد قطعه خزان را در دستگاه شور می نویسد. اینگونه است که تراوشات ذهنی یک هنرمند بزرگ به موسیقی تبدیل شده است. برای هر نوازنده سنتوری مایه فخر است اگر روزی بتواند قطعه ای از قطعات وی را بنوازد.
اما موضوع دیگری مرا آزار می دهد بازتاب این موضوع در رسانه هاست. متاسفانه تلوزیون تنها به این جمله بسنده کرد که پرویز مشکاتیان نوازنده و آهنگساز درگذشت! سایتهای خبری هم مانند تابناک یک متن مشابه را کپی و در اخبار خود قرار داده اند. در این میان دردناکتر از همه اقدام خبرگزاری ایرنا بود که با درج خبر بهمراه عکس استاد محمدرضا لطفی، اشراف کامل خود بر مسائل فرهنگی کشور را نشان داد.
من یک نوازنده سنتورم. دیشب من و سنتورم سکوت کردیم تا شاید در لابلای سکوت شب طنین مضرابهای کسی را بشنویم که داغ رفتنش بر دلمان سنگینی می کند
خدایش بیامرزد....
خبر آنقدر تلخ است که نمی دانم چگونه باید به زبان آورد. بزرگ مردی بود او، که تا سالیان سال همچو او را نخواهیم دید. کسی که به قول استاد کیانی نژاد "هنر تصنیف سازی بر دستانش بوسه زد".
خداوندگار سنتور ایران مردی بود از دیار عطار و قلندری از سرزمین مادری خسرو آواز ایران. زود هنگام پر گشود اما آثار وی برای همیشه در تاریخ هنر ایران ماندگار خواهد بود.
در سالهایی که استاد پایور تنها نوازنده مطرح این عرصه بود جوانی از دیار نیشابور خود را به عنوان نوازنده ای خوش ذوق و صاحب سبک معرفی کرد. کسی که در 27 سالگی در اجرایی زنده یکی از ماندگارترین آثار موسیقی ایرانی را در کنار استاد شجریان و مرحوم ناصر فرهنگفر رقم زد.
" آستان جانان" که به راستی اثری تکرار نشدنی و بی نظیر است. مضرابهای بسیار شفاف، سریع و دلنشین وی هر شنونده ای را به وجد می آورد. اما هنر این بزرگ مرد به وادی نوازندگی ختم نمی شود.
او در هنر آهنگسازی و تصنیف سازی هم یکی از بزرگان است که آثار وی جزو ماندگارترینها در موسیقی ایرانی است. تصنیفهای: صبح است ساقیا، آستان جانان، شیدائی، جان جهان، روز وصل دوستدارن، رزم مشترک، مرا عاشق، لاله بهار، وطن من، الا یاایهالساقی، دود عود، جان عشاق و.... از تصانیف ساخته این آهنگساز فقید است. قطعات بی کلام وی نیز که چون تصانیفش به چاپ رسیده اند بسیار شیرین و البته به لحاظ تکنیک بسیار سنگین هستند.
به عنوان مثال روزی استاد از پشت پنجره به برگ زردی خیره می شود که باد آنرا به هوا می برد و بر زمین می اندازد. دفتر نت را بر می دارد و بی آنکه سازی در کنارش باشد قطعه خزان را در دستگاه شور می نویسد. اینگونه است که تراوشات ذهنی یک هنرمند بزرگ به موسیقی تبدیل شده است. برای هر نوازنده سنتوری مایه فخر است اگر روزی بتواند قطعه ای از قطعات وی را بنوازد.
اما موضوع دیگری مرا آزار می دهد بازتاب این موضوع در رسانه هاست. متاسفانه تلوزیون تنها به این جمله بسنده کرد که پرویز مشکاتیان نوازنده و آهنگساز درگذشت! سایتهای خبری هم مانند تابناک یک متن مشابه را کپی و در اخبار خود قرار داده اند. در این میان دردناکتر از همه اقدام خبرگزاری ایرنا بود که با درج خبر بهمراه عکس استاد محمدرضا لطفی، اشراف کامل خود بر مسائل فرهنگی کشور را نشان داد.
من یک نوازنده سنتورم. دیشب من و سنتورم سکوت کردیم تا شاید در لابلای سکوت شب طنین مضرابهای کسی را بشنویم که داغ رفتنش بر دلمان سنگینی می کند
خدایش بیامرزد....
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باز صد رحمت به BBC فارسي كه ضمن اعلام خبر درگذشت اين استاد گرانقدر مصاحبه كوتاهي در همين مورد با استاد عليزاده داشت و چه دلتنگ بود استاد از بي توجهي رسانه هاي داخلي.
یاران موافق همه از دست شدند.....
واقعا حیف بود....واقعا.....
چرا قدر هنرمند به این بزرگی رو نباید بدونیم..ما که میدونیم،مسئولین...
روحش شاد...
هر چقدر بگم حیف بود،احساس میکنم کم گفتم.
خيلي سنگين بود
خدايش بيامرزد
من دیشب در حین گوش دادن به آلبوم خلوت گزیده در دستگاه همایون گریه کردم
نه فقط به خاطر فوت یک انسان بلکه به خاطر از دست رفتن یکی از پایه های موسیقی ایران به خصوص سنتور
به نظر من در سوگ از دست دادن چنین بزرگی جا داشت که عزای عمومی اعلام شود اما حتی دریغ از یک تسلیت در خور
هنرمند بزرگی بود .خدایش بیامرزاد.سالها و سالها وسالها می بایست بگذرد تا چنین هنرمندی پدید آید. نوازندگی سنتور ، سه تار و آهنگ و تصنیف سازی او ناب بود .امروز روز عزای ساز های سنتی است به خصوص سنتور .در حال گوش کردن تصنیف بیدادم و اشک امانم نمی دهد .
زيبا نوشته و اثرگذار !
كاش نام اين نوازنده نوشته مي شد بدانيم كيست .
چه دنيايي است هنر و چه سرنوشتي دارند هنرمندان !! متاسفانه بيشتر هنرمندان عمر كوتاهي دارند و صد البته نام آنان مي ماند و به نيكي . شايد از غم ايام است كه وجود حساس و نازنين شان تاب نمي آورد و زود پرپر مي شوند . افسوس بيشتر آنجاست كه اگر چنين هنرمنداني بيشتر بمانند آثار ارزشمند بيشتري خلق مي كنند و جاودانه تر در عرصه فرهنگ اين كشور بزرگ خواهند ماند . مشكاتيان از اين گونه هنرمندان است . روانش شاد و يادش گرامي !
ف.پ.
و من و سنتورم هم ...
روحشون شاد ...
خدا رحمتشان کند، من هم مدتی سنتور میزدم اما مشغله زندگی مرا از آن دور کرد. واقعا ناراحت شدم.
من یک سال است که مشغول فراگیری سنتور هستم . دیشب که خبر فوت ایشان را از اخبار ساعت 10 شبکه 3 شنیدم بی اختیار گریستم .
باید بگویم که کمترین کاری که تلویزیون می توانست انجام دهد این بود که برنامه ای کوتاه در ارتباط با زندگی ایشان تهیه می کرد ، لیکن افسوس که تلویزیون ما فقط در انعکاس مسائل بی اهمیت تبحر دارد و از کنار خلأ به این بزرگی که با فوت ایشان در موسیقی مخصوصاً در مورد سنتور بوجود می آید به راحتی گذر می کند .
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران ، از سنگ ناله خیزد روز وداع یاران. با آثار استاد مشکاتیان چون آستان جانان، دود عود و جان جهان و ... روزها و شبهای زیادی را گذرانده ایم. چرا هنرمندانمان چون قیصر امین پور، خسرو شکیبایی، مشکاتیان و ... ایتقدر زود و غریبانه از بین ما رخت بر می بندند.
افسوس و صد افسوس
شرم بر صدا و سیمای ملی
خدایش بیامرزاد
جانا سخن از زبان ما مي گويي....
يكي اين افتضاح ايرنا رو بهشون بفهمونه.
چه گل نوشتی !
این گل تقدیم مزار شریفش!
خدایش بیامرزد بزرگ مرد موسیقی را ...
خدايش بيامرزد،،،،روحش شاد..............
روحش شاد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.